جمع بندی حقوق و وظایف زن امروزی

تب‌های اولیه

69 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

کیمیای دانش;979233 نوشت:
با سلام

یه سوال برام پیش اومده .

الان که خیلی از خانم ها دارن پا به پای مردها کار می کنن و در کنارش به خانه داری و بچه داری هم می رسن خوب این ها هیچ کدوم از لحاظ شرع وظیفه شون نیست ولی عرف جامعه این طوره و با کمال میل هم انجام می دهند پس چرا متقابلا نباید حقوق برابر با مردان داشته باشن ؟ آیا الان که عملا و عرفا وظایف عوض شده نباید حقوق هم عوض بشه ؟

کما آن که همین حقوق فعلی هم در عمل بی معنی است مثلا مهریه رو زن باید ثابت کنه مرد استطاعت داره , نفقه را باید ثابت کنه تمکین کرده , اجرت المثل هم باید ثابت کنه قصد تبرع نداشته که اثبات همش هم سخته و در کل حقوق زن را کی داده و گرفته . در عوص مردان حقوق زیادی دارن که به راحتی در دسترشون هست و علت همشون هم اینه که سرپرست خانواده هستند .
الان که زنان دوشاش و پا به پای مردان در بیرون زحمت میکشن آیا این همه تفاوت و تبعیض ظلم نیست ؟!!


سلام
نظام حقوق زن و مرد در اسلام بر اساس سبک زندگی و روابط مد نظر خود اسلام و نتایج و آثاری است که این سبک زندگی و روابط ایجاد می کند.
در سبک زندگی اسلامی این مرد است که باید مخارج زندگی را بر عهده بگیرد و زن در مورد آن وظیفه ندارد لذا کار کردن او ( اگر مانع از انجام وظایفش نشود و از سوی همسرش ماذون باشد) جایگاهی در سرپرستی خانواده به وی نمی دهد چرا که نه شارع از او خواسته و نه مشارکت داوطلبانه زن در آن به او حقی می دهد. از نظر اسلام کارکردن زن و درآمدش از آن خود زن است و مسوولیتی نسبت به مخارج زندگی ندارد. اما اینکه عادتا زنان شاغل در این مساله دخیل می شوند خارج از برنامه دینی است و همه اینها برای حفظ جایگاه و روابط زن و مرد در خانواده است چه اینکه تضعیف این جایگاه ها به ضرر خود آنها و فرزندان تمام می شود. مثلا مشاهده می شود زنان شاغل تعهد کمتری نسبت به خانواده و فرزندان دارند و تمکن مالی آنها انگیزه ازدواج را کم و طلاق را تسهیل نموده است. خلاصه اینکه ....
یا علیم[/][/][/]

سلام و با تشکر همه پاسخ ها

چند نکته رو می خواستم ذکر کنم

یکی اسلام یک دین فطری است درست ولی همون اندازه مطابق شرایط و عرف جامعه انعطاف پذیره حتی زمان امامان هم موردهایی با توجه به شرایط احکام عوض شده ...
قاعده نفی عسر و حرج در اسلام هم همینه
اگر مکلف طی انجام تکلیفی با شرایط عرف دچار عسر و حرج بشه شرایط احکام می تونه تغییر کنه یه نمونه مثلا در تابستان که اهواز خیلی گرم شد فقها در رمضان فتوا دادن میشه یه روز در میان روزه گرفت و روزه های گرفته نشده در ماه های سرد قضاش گرفته بشه .

بنابراین این طوری نیست که شرایط احکام در زمان عرب جاهلیت در همه زمان ها و مکان ها ثابت شده و قطعا الان شرایط خیلی فرق کرده .

سلام و با تشکر از همه پاسخ ها

چند نکته رو می خواستم ذکر کنم

یکی این که اسلام یک دین فطری است درست ولی همون اندازه مطابق شرایط و عرف جامعه انعطاف پذیره حتی زمان امامان هم موردهایی بوده که با توجه به شرایط احکام عوض شده ...
قاعده نفی عسر و حرج در اسلام هم همینه
اگر مکلف طی انجام تکلیفی با شرایط عرف دچار عسر و حرج بشه شرایط احکام می تونه تغییر کنه یه نمونه مثلا در تابستان که اهواز خیلی گرم شد فقها در رمضان فتوا دادن میشه یه روز در میان روزه گرفت و روزه های گرفته نشده در ماه های سرد قضاش گرفته بشه .

بنابراین این طوری نیست که شرایط احکام در زمان عرب جاهلیت در همه زمان ها و مکان ها ثابت شده و قطعا الان شرایط خیلی فرق کرده .

نکته دیگه که حقوق در راستای وظایفه

و شرایط الان واقعا شرایطی نیست که مرد فقط تامین کننده مخارج منزل باشه و اگر واقعا برای زن با توجه به شرایطش این امکان هست که کمک خرج باشه حالا حتی با کارهای هنری در منزل یا کارهای اجتماعی با رعایت عفت و حجاب بهتره دریغ نکنه و قطعا این کار ثواب هم داره و از آن جا که شرایط احکام در همه زمان ها و مکان ها ثابت نیست این خیلی بی انصافیه که زنان در قبال وظایف بیشتر حقوق بیشتری نداشته باشن .

اصلا بحث سر حقوق خاصی هم نیست بحث سر حقوق اولیه و طبیعی یک انسانه .

منم موافقم که اگه اخلاق و رفتار درست و همون مودت و رحمتی که در قرآن ذکر شده در بین همسران باشه اصلا دیگه این موضوعات این مطرح نیست ولی اگر این طوری پیش نره چی ؟

مثلا یه مورد دادن حق یکطرفه طلاق به مردان ممکنه باعث سو استفاده برخی از مردان بشه که مواردش هم هست مثلا

مردان با طلاق ندادن و در عسر و حرج قرار دادن زن را مجبور به بخشش مهریه اش بکنه . همون اصطلاح خیلی رایج مهرم حلال , جونم آزاد

بعد هم اثبات عسر و حرج در دادگاه خیلی سخته , مثلا در مورد اعتیاد زن یا دادگاه نمی تونه مرد رو مجبور کنه تست اعتیاد بده یا وجود شاهد و مدرک
مگه در چهار چوب و فضای خصوصی خانه شاهدی بر اتفاقات هست . بعد هم تعیین کننده مصادیق عسر و حرج قاضیه که قاعدتا یک مرد میانساله آیا یه مرد می تونه شرایط و روحیات یک زن رو درک کنه ؟!

بعد هم همون طور که قبول ازدواج نیاز به رضایت دو طرف داره ادامه اش هم باید با رضایت دو طرف باشه .
آیا اجبار زنی به ادامه زندگی اصلا کاری عاقلانه یا منطقی است آیا تبعات و آسیب های زندگی اجباری و طلاق عاطفی روی خانواده و بچه ها بیشتر نیست ؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

کیمیای دانش;980605 نوشت:
مردان با طلاق ندادن و در عسر و حرج قرار دادن زن را مجبور به بخشش مهریه اش بکنه . همون اصطلاح خیلی رایج مهرم حلال , جونم آزاد

بعد هم اثبات عسر و حرج در دادگاه خیلی سخته , مثلا در مورد اعتیاد زن یا دادگاه نمی تونه مرد رو مجبور کنه تست اعتیاد بده یا وجود شاهد و مدرک
مگه در چهار چوب و فضای خصوصی خانه شاهدی بر اتفاقات هست . بعد هم تعیین کننده مصادیق عسر و حرج قاضیه که قاعدتا یک مرد میانساله آیا یه مرد می تونه شرایط و روحیات یک زن رو درک کنه ؟!

بعد هم همون طور که قبول ازدواج نیاز به رضایت دو طرف داره ادامه اش هم باید با رضایت دو طرف باشه .
آیا اجبار زنی به ادامه زندگی اصلا کاری عاقلانه یا منطقی است آیا تبعات و آسیب های زندگی اجباری و طلاق عاطفی روی خانواده و بچه ها بیشتر نیست ؟


سلام
مساله مهم در این قضیه حفظ موقعیت های مرد و زن با توجه به توانمندی های جسمی و روحی است که این باعث رشد و تعالی آنهاست بجای آنکه مانع آن باشد اما اشکالاتی که شما مطرح کردید بیشتر به مرحله پیاده سازی قوانین و حقوق مربوط است که باید از طریق دستگاههای ذیربط حل شود. ما می گوییم این ساختار تعامل و ارتباط زن و مرد و والدین و فرزندان که مد نظر دین است باید حفظ شود. نادیده گرفتن آن به مشکلات بیشتری برای فرد و جامعه خواهد انجامید.
یا علیم[/][/][/]

کیمیای دانش;980598 نوشت:
سلام و با تشکر از همه پاسخ ها

چند نکته رو می خواستم ذکر کنم

یکی این که اسلام یک دین فطری است درست ولی همون اندازه مطابق شرایط و عرف جامعه انعطاف پذیره حتی زمان امامان هم موردهایی بوده که با توجه به شرایط احکام عوض شده ...
قاعده نفی عسر و حرج در اسلام هم همینه
اگر مکلف طی انجام تکلیفی با شرایط عرف دچار عسر و حرج بشه شرایط احکام می تونه تغییر کنه یه نمونه مثلا در تابستان که اهواز خیلی گرم شد فقها در رمضان فتوا دادن میشه یه روز در میان روزه گرفت و روزه های گرفته نشده در ماه های سرد قضاش گرفته بشه .

بنابراین این طوری نیست که شرایط احکام در زمان عرب جاهلیت در همه زمان ها و مکان ها ثابت شده و قطعا الان شرایط خیلی فرق کرده .

با سلام و عرض ادب

حکم روزه هیچ تغییری نکرده و همون حکم ابتدای اسلام هست

حکم روزه از ابتدا این بوده که روزه برای سلامتی انسان هست
و زمان بیماری یا مسائل دیگه که به سلامتی صدمه بزنه، به جای روزه می شه کفاره داد ، یا در زمان مناسب دیگه اون رو قضا کرد ...

اما هیچ جای اسلام گفته نشده زن بره بیرون از خونه کار کنه ، چون نمی تونه قناعت کنه !!!
در حالی که می شه با قناعت ، یا تغییر محل زندگی یا هزار و یک راهکار دیگه جلوی نابودی خانواده رو گرفت ...

کیمیای دانش;980605 نوشت:
نکته دیگه که حقوق در راستای وظایفه

و شرایط الان واقعا شرایطی نیست که مرد فقط تامین کننده مخارج منزل باشه

با سلام و عرض ادب

چرا نمی شه

ما میگیم نمی شه

اسلام می گه اگه توقع شما از زندگی ، اندازه درآمد مرد، طبق همون روزی که باهاش ازدواج کردی و تمکن مالی اون رو قبول کردی باشه ، می شه...

کیمیای دانش;980605 نوشت:

و اگر واقعا برای زن با توجه به شرایطش این امکان هست که کمک خرج باشه حالا حتی با کارهای هنری در منزل یا کارهای اجتماعی با رعایت عفت و حجاب بهتره دریغ نکنه و قطعا این کار ثواب هم داره و از آن جا که شرایط احکام در همه زمان ها و مکان ها ثابت نیست این خیلی بی انصافیه که زنان در قبال وظایف بیشتر حقوق بیشتری نداشته باشن .

زن وظیفه ای در تامین مخارج نداره ، که بخواد منت سر مرد بزاره و حق و حقوق جدیدی برای خودش بر خلاف شرع وضع بکنه

کیمیای دانش;980605 نوشت:

منم موافقم که اگه اخلاق و رفتار درست و همون مودت و رحمتی که در قرآن ذکر شده در بین همسران باشه اصلا دیگه این موضوعات این مطرح نیست ولی اگر این طوری پیش نره چی ؟

این مشکل اسلام نیست

مشکل از ماست

زمانی که اسلام می گه شرط اول ازدواج باید ایمان شخص مقابل باشه

اما ما درآمد ، دارای ، شغل ، زیبایی و چیزهای دیگه رو ملاک قرار می دیم بدون شک به مشکل می خوریم

راه حل برگشتن به احکام اسلام هست ، نه تغییر سلیقه ای احکام ...

کیمیای دانش;980605 نوشت:

مردان با طلاق ندادن و در عسر و حرج قرار دادن زن را مجبور به بخشش مهریه اش بکنه . همون اصطلاح خیلی رایج مهرم حلال , جونم آزاد

اشتباه از طرف زن بوده که روز اول مهریه رو وسیله گرو کشی قرار داده ، نه از اسلام ...

اگر همون روز عقد مهریه رو می گرفت ، چنین مشکلاتی پیش نمی اومد

کیمیای دانش;980605 نوشت:

بعد هم همون طور که قبول ازدواج نیاز به رضایت دو طرف داره ادامه اش هم باید با رضایت دو طرف باشه .
آیا اجبار زنی به ادامه زندگی اصلا کاری عاقلانه یا منطقی است آیا تبعات و آسیب های زندگی اجباری و طلاق عاطفی روی خانواده و بچه ها بیشتر نیست ؟

اول ازدواج عقد قرارداد هست ، نه فسخ قرارداد

شما در زمان عقد قبول کردید که فسخ قرارداد مشروط به اجازه مرد هست

اختیار داشتید ، میتونستید نپذیرید ، کسی چاقو زیر گلوی شما نزاشته بود ....!!!!

بد عهدی زن رو به گردن اسلام نزارید ...

کیمیای دانش;980598 نوشت:
یکی این که اسلام یک دین فطری است درست ولی همون اندازه مطابق شرایط و عرف جامعه انعطاف پذیره حتی زمان امامان هم موردهایی بوده که با توجه به شرایط احکام عوض شده ...
قاعده نفی عسر و حرج در اسلام هم همینه


ببینید درست است که با تغییر شرایط حکم هم تغییر میکند، اما عرض کردم آن شرایطی که موجب صدور این احکام حقوقی شده نوع اشتغال زن و مرد نیست، بلکه تفاوت های زن و مرد در روحیات و توانایی های جسمی است؛ آیا این تغییر کرده است؟
اگر اسلام توصیه میکند کارهای بیرون از خانه را مرد بر عهده بگیرد و کارهای داخل خانه را زن، چون این با روحیات و توانایی های زن و مرد تناسب دارد، نه اینکه میخواهد به تناسب آن احکام حقوقی تعیین کند!

کیمیای دانش;980605 نوشت:
و شرایط الان واقعا شرایطی نیست که مرد فقط تامین کننده مخارج منزل باشه و اگر واقعا برای زن با توجه به شرایطش این امکان هست که کمک خرج باشه حالا حتی با کارهای هنری در منزل یا کارهای اجتماعی با رعایت عفت و حجاب بهتره دریغ نکنه و قطعا این کار ثواب هم داره و از آن جا که شرایط احکام در همه زمان ها و مکان ها ثابت نیست این خیلی بی انصافیه که زنان در قبال وظایف بیشتر حقوق بیشتری نداشته باشن .
اصلا بحث سر حقوق خاصی هم نیست بحث سر حقوق اولیه و طبیعی یک انسانه

زن و مرد در حقوق انسانی هیچ تفاوتی ندارند...
وقتی با هم ازدواج میکنند یک سری حقوق جدید شکل میگیرد به عنوان حق زن و شوهری؛ ربطی به حقوق انسانی ندارد

مثلا در مورد حکم طلاق که به مرد داده است:
اولا این حکم نشأت گرفته از احساسات خانم هاست، نه اشتغال خانم ها؛ ررنگ بودن روحیه عاطفی و احساسات در خانم ها موجب میشود اگر حق طلاق داشتند بسیاری از خانواده ها را به خاطر مسائل هیچ و پوچ از هم بپاشانند! نگاه به خودتان نکنید که ممکن است تصمیمتان منطقی باشد، نگاه به دادخواست های طلاق بکنید ببینید برخی خانمها بر سر چه چیزهایی دادخواست طلاق داده اند. بنابراین این حق طلاق و مانند آن مطلقا ربطی به اشتغال خانم ها ندارد.
ثانیا با این حال اسلام راه را نبسته است، و بر فرض که خانمی بخواهد در ازای اشتغالی که دارد حق طلاق داشته باشد میتواند در هنگام عقد این را با شوهر شرط کند.

کیمیای دانش;980605 نوشت:
یه مورد دادن حق یکطرفه طلاق به مردان ممکنه باعث سو استفاده برخی از مردان بشه که مواردش هم هست مثلا
مردان با طلاق ندادن و در عسر و حرج قرار دادن زن را مجبور به بخشش مهریه اش بکنه . همون اصطلاح خیلی رایج مهرم حلال , جونم آزاد
بعد هم اثبات عسر و حرج در دادگاه خیلی سخته , مثلا در مورد اعتیاد زن یا دادگاه نمی تونه مرد رو مجبور کنه تست اعتیاد بده یا وجود شاهد و مدرک
مگه در چهار چوب و فضای خصوصی خانه شاهدی بر اتفاقات هست . بعد هم تعیین کننده مصادیق عسر و حرج قاضیه که قاعدتا یک مرد میانساله آیا یه مرد می تونه شرایط و روحیات یک زن رو درک کنه ؟!

ببینید حکم اسلام منطقی است؛ مثلا در مورد دزد هم حکم به قطع دست داده است اما اینکه اثبات آن دشوار است که تقصیر اسلام نیست، اسلام این جرم را به عنوان جرم تلقی کرده و مجازات تعیین نموده است.
ثانیا: قاضی قرار است به صورت منطقی ادله این خانم را بشنود و ببیند برای فروپاشی یک زندگی کفایت می کند یا خیر! اتفاقا اگر میانسال باشد بهتر است و سرد و گرم روزگار را چشیده و از تصمیم های عاطفی دورتر است؛ قاضی قرار نیست جای عواطف زن بنشیند که در این صورت او هم لایق قضاوت نبود؛ او باید با عقل و منطق اهم و مهم کند. اگر زنی احساساتش به جاست حکم طلاق بدهد وگرنه حکم به عدم طلاق کند! مثلا اگر شما به جای قاضی و زنی پیش شما آمد و گفت شما من را درک نمیکنید شوهرم اجازه نمیدهد سگ خوشگلم را با خودم به خانه بیاورم و با گریه گفت شما من را درک نمیکنید خب شما به عنوان قاضی باید چه کنید؟
شاید شما واقعا آن زن را درک نکنید، اما میدانید که این روحیه و این احساسات به خطا روی یک مسئله بی اهمیت، اینچنین پررنگ شده است.

مسلم;980628 نوشت:

ببینید درست است که با تغییر شرایط حکم هم تغییر میکند، اما عرض کردم آن شرایطی که موجب صدور این احکام حقوقی شده نوع اشتغال زن و مرد نیست، بلکه تفاوت های زن و مرد در روحیات و توانایی های جسمی است؛ آیا این تغییر کرده است؟
اگر اسلام توصیه میکند کارهای بیرون از خانه را مرد بر عهده بگیرد و کارهای داخل خانه را زن، چون این با روحیات و توانایی های زن و مرد تناسب دارد، نه اینکه میخواهد به تناسب آن احکام حقوقی تعیین کند!

زن و مرد در حقوق انسانی هیچ تفاوتی ندارند...
وقتی با هم ازدواج میکنند یک سری حقوق جدید شکل میگیرد به عنوان حق زن و شوهری؛ ربطی به حقوق انسانی ندارد

مثلا در مورد حکم طلاق که به مرد داده است:
اولا این حکم نشأت گرفته از احساسات خانم هاست، نه اشتغال خانم ها؛ ررنگ بودن روحیه عاطفی و احساسات در خانم ها موجب میشود اگر حق طلاق داشتند بسیاری از خانواده ها را به خاطر مسائل هیچ و پوچ از هم بپاشانند! نگاه به خودتان نکنید که ممکن است تصمیمتان منطقی باشد، نگاه به دادخواست های طلاق بکنید ببینید برخی خانمها بر سر چه چیزهایی دادخواست طلاق داده اند. بنابراین این حق طلاق و مانند آن مطلقا ربطی به اشتغال خانم ها ندارد.
ثانیا با این حال اسلام راه را نبسته است، و بر فرض که خانمی بخواهد در ازای اشتغالی که دارد حق طلاق داشته باشد میتواند در هنگام عقد این را با شوهر شرط کند.

ببینید حکم اسلام منطقی است؛ مثلا در مورد دزد هم حکم به قطع دست داده است اما اینکه اثبات آن دشوار است که تقصیر اسلام نیست، اسلام این جرم را به عنوان جرم تلقی کرده و مجازات تعیین نموده است.
ثانیا: قاضی قرار است به صورت منطقی ادله این خانم را بشنود و ببیند برای فروپاشی یک زندگی کفایت می کند یا خیر! اتفاقا اگر میانسال باشد بهتر است و سرد و گرم روزگار را چشیده و از تصمیم های عاطفی دورتر است؛ قاضی قرار نیست جای عواطف زن بنشیند که در این صورت او هم لایق قضاوت نبود؛ او باید با عقل و منطق اهم و مهم کند. اگر زنی احساساتش به جاست حکم طلاق بدهد وگرنه حکم به عدم طلاق کند! مثلا اگر شما به جای قاضی و زنی پیش شما آمد و گفت شما من را درک نمیکنید شوهرم اجازه نمیدهد سگ خوشگلم را با خودم به خانه بیاورم و با گریه گفت شما من را درک نمیکنید خب شما به عنوان قاضی باید چه کنید؟
شاید شما واقعا آن زن را درک نکنید، اما میدانید که این روحیه و این احساسات به خطا روی یک مسئله بی اهمیت، اینچنین پررنگ شده است.

ببینید روحیات و توانایی های زن و مرد یه موضوع ثابتی در همه دوران ها و همه مکان ها نیست . به عنوان مثال قطعا روحیات یک زن افغانستانی با یه زن آمریکایی با یه زن ایرانی و یه زن آفریقایی با هم فرق می کنه همین طور هم در مورد مردان نمیشه برای همه این ها یه قانون مشابه داشت .
حتی توانایی ها و روحیات دو تا نسل هم با هم فرق می کنه نمیشه همین طور که زمان پدر و مادرها رفتار شده با بچه ها رفتار کرد پس قطعا روحیات و توانایی هایی که هزاران نسل قبل در زمان عرب جاهلیت بوده و با نسل فعلی ایران خیلی خیلی فرق می کنه .
علت جاودانگی اسلام هم همین انعطاف پذیری و قابلیت تطابق با عرفه . قاعده نفی عسر و حرج در دین به همین معناست .

اما در مورد حق طلاق بله موافقم می تونه خیلی دلایل بی معنی هم باشه مثلا شنیدم بر سر اختلاف بین دو تیم استقلال و پرسپولیس خواستن طلاق بگیرن !!! ولی خوب احتمال داره مرد ها به خاطر دلایل بی انصفانه ای این کار رو بکنن مثلا علاقه به یه زن دیگه یا به صورت ظالمانه ای طلاق ندهند بنابراین این حق برای دو طرف می تونه مزایا و معایبی داشته باشن . راه حلش اینه که کلا روند مراحل طلاق رو سخت کنند مثل ارجاع به مشاوره و ...

در مورد عسر و حرج قاضی مرد داور خوبی نیست چون در نهایت این زنه که باید با مرد ادامه زندگی بده نه قاضی ! پس احساسات زن هم مهمه شاید موردی که از نظر قاضی پیش پا افتاده است از نظر زن از مصادیق عسر و حرجه .
و دیگه این که اگه واقعا زنی منطقی یا غیر منطقی نخواد به یه رابطه یا ازدواجی ادامه بده آیا اجبارش به ادامه عواقب بدتری برای خانواده یا بچه ها داره مثل طلاق عاطفی , دعوا و جو متشنج خانه , خیانت و .... یا قطعش و عواقب زیاد طلاق و ... ؟

کیمیای دانش;980655 نوشت:
ببینید روحیات و توانایی های زن و مرد یه موضوع ثابتی در همه دوران ها و همه مکان ها نیست . به عنوان مثال قطعا روحیات یک زن افغانستانی با یه زن آمریکایی با یه زن ایرانی و یه زن آفریقایی با هم فرق می کنه همین طور هم در مورد مردان نمیشه برای همه این ها یه قانون مشابه داشت .
حتی توانایی ها و روحیات دو تا نسل هم با هم فرق می کنه نمیشه همین طور که زمان پدر و مادرها رفتار شده با بچه ها رفتار کرد پس قطعا روحیات و توانایی هایی که هزاران نسل قبل در زمان عرب جاهلیت بوده و با نسل فعلی ایران خیلی خیلی فرق می کنه .

خیر، روحیات زنان و مردان در طول تاریخ یکسان بوده و هست؛ اگرچه ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشد اما این اصل ثابت است که همواره زنان روحیه عاطفی پررنگ تری داشته و از مردان قدرت و توانایی کمتری دارند؛ این ربطی به آسیایی و آفریقایی بودن ندارد!
حتی اگر بگوییم زنان آفریقایی معمولا نسبت به زنان آسیایی از نظر جسمی توانمند تر بوده و از نظر عاطفی مثلا در مرتبه پایین تری قرار دارند، خب طبیعتا مردان آنها نیز توانمند تر هستند! بنابراین در هر جامعه ای این تناسب بین زنان و مردانش وجود دارد؛ علاوه بر اینکه تفاوت ها به صورت هدفمند از جانب خداوند بوده و حکیمانه هست، یعنی خدا زن و مرد را اصلا برای دو هدف جداگانه آفریده و استعدادها و توانایی هایشان را هم متناسب با آن هدف قرار داده است!

کیمیای دانش;980655 نوشت:
اما در مورد حق طلاق بله موافقم می تونه خیلی دلایل بی معنی هم باشه مثلا شنیدم بر سر اختلاف بین دو تیم استقلال و پرسپولیس خواستن طلاق بگیرن !!! ولی خوب احتمال داره مرد ها به خاطر دلایل بی انصفانه ای این کار رو بکنن مثلا علاقه به یه زن دیگه یا به صورت ظالمانه ای طلاق ندهند بنابراین این حق برای دو طرف می تونه مزایا و معایبی داشته باشن . راه حلش اینه که کلا روند مراحل طلاق رو سخت کنند مثل ارجاع به مشاوره و ...

فلسفه این تفاوت ها در جای خود مفصل بحث شده؛ این هم باز به تفاوت طبیعت زن و مرد برمیگردد.
مرد اگر زنی را نخواهد در حق او ظلم می کند، نمیتوان به زور زنی را در کنار مردی گذاشت، چون مرد به زن به عنوان تکیه گاه عاطفی نگاه نمیکند بر خلاف زن که تکیه گاه عاطفی اش شوهر است؛ به همین خاطر اگر مردی زنش را دوست نداشته باشد نباید او را به اجبار نگه داشت وگرنه زندگی را برای زن جهنم خواهد کرد.
اما زن عادتا توان ظلم در حق مرد را ندارد؛ و ثانیا وقتی زنی به شوهرش بله گفته، یعنی او را پسندیده ، و شوهر هم که او را دوست دارد، و از آن طرف زن دلیل منطقی برای طلاق ندارد چرا باید حکم به طلاق داد؟!

به عبارت دیگر مرد اگر زنی را دوست نداشته باشد خود زن هم خواهان ماندن در کنار چنین مردی نیست، چون زن به دنبال تکیه گاه عاطفی است؛ اما زن اگر خواهان جدایی از مرد باشد مرد باز هم میتواند در کنار این زن زندگی کند و محبت او را جلب کند.
باور بفرمایید تمام این پافشاری ها نه برای این است که حقوق زن نادیده گرفته شود، یا مرد برتر دانسته شود، بلکه مبتنی بر یک نسان شناسی معصومانه و قوی است، و هدف این است که نظام مهمی چون خانواده حفظ شود و جز در موارد ضروری از هم پاشیده نشود.

کیمیای دانش;980655 نوشت:
در مورد عسر و حرج قاضی مرد داور خوبی نیست چون در نهایت این زنه که باید با مرد ادامه زندگی بده نه قاضی ! پس احساسات زن هم مهمه شاید موردی که از نظر قاضی پیش پا افتاده است از نظر زن از مصادیق عسر و حرجه .
و دیگه این که اگه واقعا زنی منطقی یا غیر منطقی نخواد به یه رابطه یا ازدواجی ادامه بده آیا اجبارش به ادامه عواقب بدتری برای خانواده یا بچه ها داره مثل طلاق عاطفی , دعوا و جو متشنج خانه , خیانت و .... یا قطعش و عواقب زیاد طلاق و ... ؟

ببینید احساسات زن میتواند غیر منطقی باشد، من یک مثال هم برای شما زدم...
در قضاوت هم اینطور نیست که احسااست زن نادیده گرفته شود، فقط برای تشخیص این است که این احساسات منطقی است یا غیر منطقی!
اگر زنی واقع به صورت منطقی دارد از زندگی در کنار یک مرد زجر میکشد قاضی این را می فهمد؛ همانطور که هر پدری سختی کشیدن دخترش در زندگی را درک میکند ولو آنکه از جنس زن نیست!
اگر اسلام ازدواج و طلاق زنان را در گرو امضاء پدر یا دادگاه به عنوان ناظر قرار داده برای این است که احساسات که به حق در زنان قرار داده شده اینجا رهزنی نکند؛ وگرنه اگر یک زن بخواهد قضاوت کند، یا اجازه ازدواج دختر به دست مادر بود که باز همان مشکل پیش می آمد.

اما مطمئن باشید این مدلی که اسلام ترسیم کرده در صورت اجرای صحیح هیچ مشکلی را به دنبال نخواهد داشت! شما هر احساس به حقی در خانم ها که مثال بزنید میبینید که برای زنان منجر به عسر و حرج شده قاضی آن را تأیید خواهد کرد.
اینطور نیست که به صرف احساسی بودن زن ادعایش کنار گذاشته شود، قاضی باید زن را درک کند، اما با عقل بسنجد که این مصداق عسر و حرج هست یا خیر!

موضوع قفل شده است