حداقل مادیات برای ازدواج چیه؟

تب‌های اولیه

196 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

یه بنده خدایی می گفت در سال 1373 اگر دو روز پول کارگری در ساختمان رو جمع می کردی می تونستی یه حلب 17 کیلویی روغن بخری
الان در یک شهر غیر از تهران دستمزذ یه کارگر 35 الی 40 تومنه که دقیقا جمع 2 روزش میشه یه حلب روغن 17 کیلویی.
73 مقارن بود با دوره آقای رفسنجانی که تورم تا 49 درصد هم رسید ولی دوره اش کوتاه بود {ولی تو 4 سال اخیر شرایط بدتر از اون دوره است}. حالا شرایط سال های 59 تا 69 رو با این دوتا مقایسه کنید که صف های طولانی کپن تشکیل میشد. بیکاری بیداد می کرد. اثرات جنگ همه رو جون به لب کرده بود و ملت به ندرت یه لیوان آب خوش از گلوشون پایین می رفت. به قول کتاب هزار و یک شب اینی که تا الان شنیدیم رو همینجا بزارین تا بریم یه داستان دیگه

انفجار جمعیتی ایران بین 64 تا 70 بوده که با یه نگاه از راست به شماره های 2 تا 7ام کارت ملی تون می تونید ببینید شما چندمین فرزند متولد شده در شهرتون هستین. البته برای متولدین 68 به بعده. یعنی پدر و مادر های ما در بدترین زمان از نظر وضعیت اقتصادی، امنیتی، رفاهی ازدواج کردن و بیشترین میزان زاد و ولد رو در همون دوره داشتن{57-69}.بازم این رو بزارین زمین بریم یه جای دیگه

آمار طلاق رو در سال 93 با 83 و73 و 63 مقایسه کنید. آمار ازدواج رو مقایسه کنید. جای دوری نمی خواد برید. همون دور و بر خودتون رو نگاه کنید.حالا بریم یه جای دیگه

اونایی که مثل من تقویم شمیم یار رو نصب کردن حتما هر روز دست نوشته ای از شهدا رو می خونن. شهدایی که حداکثر باسواد دیپلم این کلمات گهربار و واقعا حکیمانه رو گفتن که دقیقا مثل جملات قرآن وابسته به زمان نیست. اگه به یه دانشجوی مقطع ارشد بگی که یه جمله بگو که در 40 سال آینده همون معنی رو بده که الان میده، اگر از قرآن چیزی بلد نباشه خیلی زور بزنه یه مصرع از ترانه ی مورد علاقه اش رو می خونه.:khandeh!:
فقط و فقط می خواستم بگم که جوونهای اون دوره از لحاظ درک و شعور و منش و فهم مسایل اگر از ما بهتر نبودن، حداقل مساوی بودن. این در جواب کسانیه که میگن اونوقتا دختر پسرها به زرنگی دختر پسرهای امروزی که نبودن. پدر و مادرشون هر چی می گفتن اونام قبول می کردن.

همه ی اینها رو گفتم و خیلی چیزها رو نگفتم که بگم

***************************************************************
به نظر من امروز بزرگترین عاملی که سد راه یکی مثل من و یوزر نیم، حسین2 ، مهران تی و ..... شده همون پدرمادرهایی اند که دائم تو گوش دخترهاشون از بدبختی و بیچارگی بعد از ازدواج می خونن.

خودشون در بدترین وضعیت اقتصادی و حتی امنیتی ازدواج کردن، بیشترین آمار زاد و ولد رو ثبت کردن. کمترین میزان طلاق رو داشتن، و از ما هم خیلی بیشتر می فهمیدن . به نظر من حقیر دلیل اصلیه این همه موفقیت در بدترین شرایط ، چیزی نیست جز اینکه اونهایی که دست پدر مادرهای ما رو تو دست هم گذاشتن

" یه ارزن ایمان به خدا و حرفهای خدا داشتن "

حداقل مادیات برای ازدواج بی معناست. هرچی داشته باشی یه جاش می لنگه. و با این همه قر و نازی که برای یه زن گرفتن باید ببینی بعید نیست هرکی از هم سن وسالهای من که انشا... بعدها دستشون به دهنشون رسید، خدای نکرده از ازدواج متنفر بشن( اینو مفت نمی گم، می تونید این پتانسیل رو در من مذهبی نما و اونی که ازدواج سفید می کنه، ببینید).

خواهشا از این به بعد مثبت فکر کنید. یه روز با چندتا از دوستامون بودیم و می خواستیم یه تاکسی بگیریم. یه بنده خدایی که سنش 45 تا 55 میزد برامون نگه داشت. بهش نمی خورد مسافرکشی کنه فقط می خواست اون وقت شب تو مسیرش یه پولی هم دربیاره. تو مسیر شروع کرد از مضرات ازدواج و از خوبی های مجردی گفتن. منم یه سوال ازش پرسیدم که بعد از سکوت شروع کرد از مزایای ازدواج و مضرات مجردی گفتن.:Moteajeb!::Gig:
فقط این رو پرسیدم " حاج آقا بیا سه ماه بریم خونه ی ما و تو این سه ماه حق نداری به خونه بیای، زنگ بزنی، اس ام اس بدی، نباید مفت بخوری و بخوابی، برای نشون دادن جربزه ات باید کار کنی و هروقت که از هر جهت احساس نیاز کردی باید تقوا پیشه کنی تا سه ماهت تموم بشه، میای؟؟؟؟؟؟" :ok:

در پایان به خانوم های محترم و کلیه پدر و مادرهایی که این مطلب رو می خونن از طرف خودم دوستانی که اسمشون تو این نوشته اومد بگم که ما به هیچ وجه عقده ازدواج نداریم. وقتی مسئول پخش غذا، تو عذاخوری دانشگاه برای همه غذای کمی می ریزه، بهش اعتراض که می کنی فکر میکنه فقط برای خودت داری تلاش می کنی ولی نمیدونه منظورت اینه که داری کم فروشی می کنی. اگر کسی ما رو عقده ای ازدواج یا شکست خورده و داغون و... بدونه برداشتش مثل همون مسئول پخش غذاست.

اگر در تهران هستید با این حقوق نمیتونید زندگی کنید ولی با خانمی که بعد از ایمان و اخلاق کم توقع باشند، چشم و هم چشمی نداشته باشند و مطیع همسرشون باشند می توانید زندگی کنید ولی باید بعد از ازدواج ادامه تحصیل بدید و وضعیت خودتون رو هر سال ارتقا بدید.
در کنار این روش نیز به نظرم به دنبال شغلی به جز شغل پزشکی خودتون باشید و کار آفرینی کنید. تا سطح درآمدتون بیشتر شود.

یا به عنوان پزشک عمومی در یک ارگان دولتی برید استخدام بشید مثلا پزشک ارتش و ... در این صورت دیگه نیازی به ادامه تحصیل ندارید.

طبق آماری که دارم شما اگر بخواید فقط لباس برای خانم تون بگیرید، بدون هزینه آب و برق و تلفن :
1- مانتو 100 هزار تومان
2- کفش 100 هزار تومان
3- روسری 30 هزار تومان تا 50 هزار تومان
4- چادر 200 هزار تومان
جمع هزینه : 450 هزار تومان

5- هزینه لوازم آرایش ؟
6- هزینه لباس منزل ؟
7- هزینه لباس مهمانی ؟
8- هزینه آرایشگاه ؟
9- هزینه طلا ؟

10- هزینه آب ؟
11- هزینه برق ؟
12- هزینه گاز ؟
13- هزینه تلفن ؟
14- هزینه بنزین ؟
15- هزینه اصطحلاک ماشین ؟
16- هزینه مسافرت ؟
++++++++++++++++ چند سال بعد +++++++++

هزینه فرزند ؟؟؟؟؟؟؟

بانو;613148 نوشت:
اگر در تهران هستید با این حقوق نمیتونید زندگی کنید ولی با خانمی که بعد از ایمان و اخلاق کم توقع باشند، چشم و هم چشمی نداشته باشند و مطیع همسرشون باشند می توانید زندگی کنید ولی باید بعد از ازدواج ادامه تحصیل بدید و وضعیت خودتون رو هر سال ارتقا بدید.
در کنار این روش نیز به نظرم به دنبال شغلی به جز شغل پزشکی خودتون باشید و کار آفرینی کنید. تا سطح درآمدتون بیشتر شود.

یا به عنوان پزشک عمومی در یک ارگان دولتی برید استخدام بشید مثلا پزشک ارتش و ... در این صورت دیگه نیازی به ادامه تحصیل ندارید.

طبق آماری که دارم شما اگر بخواید فقط لباس برای خانم تون بگیرید، بدون هزینه آب و برق و تلفن :
1- مانتو 100 هزار تومان
2- کفش 100 هزار تومان
3- روسری 30 هزار تومان تا 50 هزار تومان
4- چادر 200 هزار تومان
جمع هزینه : 450 هزار تومان

5- هزینه لوازم آرایش ؟
6- هزینه لباس منزل ؟
7- هزینه لباس مهمانی ؟
8- هزینه آرایشگاه ؟
9- هزینه طلا ؟

10- هزینه آب ؟
11- هزینه برق ؟
12- هزینه گاز ؟
13- هزینه تلفن ؟
14- هزینه بنزین ؟
15- هزینه اصطحلاک ماشین ؟
16- هزینه مسافرت ؟
++++++++++++++++ چند سال بعد +++++++++

هزینه فرزند ؟؟؟؟؟؟؟

در پستهای قبلی تو همین تاپیک گفتم که در شیراز زندگی میکنم ...
درباره کار مجزا که گفتم غیر قانونیه.یعنی اگر سازمان نظام پزشکی متوجه بشه که یکی داره همزمان به تحصیلش بعنوان پزشک جای دیگه ای خارج از بیمارستان و کشیک های موظفی اش طبابت میکنه، جریمه محرومیت از طبابت داره، حالا مدت محرومیت چقدره رو دقیق نمیدونم.یعنی مثلا کسیکه پزشک عمومی هست و در حال حاضر در حال تحصیل در دوره تخصص هست نمیتونه نه بعنوان پزشک عمومی و نه به عنوان متخصص کار کنه.تا وقتی که دوره تحصیلش تمام بشه و مدرک بگیره تا قبلش غیر قانونیه.
کارهای غیر از طبابت هم فرصتش نمیشه. ..اینو قبلا هم گفتم
ما در ماه ده تا کشیک 24 ساعته باید بدیم.پس ده روز از سی روز ماه میره کنار.
ده روز دیگه هم که بعد از کشیکهامون هست که باید تا ظهر تو بخش باشیم بعد از اتمام کشیگ و به اصطلاح کشیک رو به نفر بعدی تحویل بدیم. و تا بریم خونه حداقل ساعت 2 بعد از ظهر شده.و بنابر این اونقدر خسته ایم و نیاز به خواب هست که اون روز هم از دست میره.پس ده روز دیگه از ماه هم میره کنار که جمعا شد بیست روز.
ده روز باقیمونده هم مجددا هرروز صبح تا ظهرش باید در بخش باشیم. پس کلا در ماه فقط ده تا بعد از ظهر وقت آزاد مفیدمون هست.حالا کاری که بشه در این ده تا بعد از ظهر انجام داد که حقوق مناسب داشته باشه ، شما میشناسید؟ اگه آره معرفی کنید

اینو هم در ادامه حرفم اضافه کنم که هرچه میریم جلوتر میزان کار و کشیکها بیشتر میشه.
مثاا در دوره پزشکی عمومی، ده تا کشیک 24 ساعته در ماه.
در دوره رزیدنتی{ دوره 4ساله تخصص } حدود چهارده تا کشیک 24 ساعته در ماه
در دوره های فوق تخصص:بستگی به رشته اش داره ولی بعضی رشته ها هست که مثلا در سال فقط یکنفر دانشجوی فوق تخصص میگیرن.و اون فرد بنابراین هر روز بايد در بیمارستان آنکال باشه

شخصا نمیدونم چه کاری برای شما در این وضعیت مناسب هست و هیچ سر رشته ای هم از پزشکی ندارم.

ولی اول اینکه توصیه میکنم ازدواج کنید حتما، نگران مسائل مالی نباشید و مطمئن باشید خداوند شما رو کمک میکند. چون به چشم خودم خیلی وضعیت زندگی های بدتر از شما رو دیدم که ازدواج کردند و خدا کمک کرده.

دوم اینکه کارهایی به نظرم میاد :

1- با یک داروخانه همکاری کنید ( شاید نه به عنوان پزشک به عنوان کمک یار مثلا در وارد کردن اطلاعات داروها، یا کاری که مرتبط با پزشکی باشد ولی نیازی به استفاده از سمت پزشکی نداشته باشید)

2- با یکی از موسسات کنکوری، به عنوان مشاور تحصیلی همکاری کنید.

3- سرمایه گذاری در بورس

4- راه اندازی یک سایت اینترنتی این سایت میتواند در مورد هر چیزی باشد، مثلا بر فرض فروش سوالات استخدام که به صورت اتوماتیک پرداخت پول و دریافت سوالات انجام میشود و نیاز به حضور مستقیم شما نیست.

5- راه اندازی یک شرکت خدماتی توریستی یا شرکت گردشگری

6- مسافر کشی

7- استفاده از رادیو اقتصاد http://www.radio.ir/persian/index.aspx?portalid=7 برای پیدا کردن ایده کارآفرینی

در آخر به نظرم بعد از ازدواج تمرکز خود رو بر روی ادامه تحصیل قرار بدید. و با همین حقوق زندگی کنید ولی اقتصادی و مفید زندگی کنید، مطمئنا در شیراز هزینه های زندگی نسبت به تهران خیلی کمتر هست و خدا هم کمک خواهد کرد.

خواهشا بحث و خودمون رو مسخره می کنیم خدا رو مسخره نکنیم

اگه ایمان به خدا نداریم بگیم نداریم دیگه
وقتی هدف ما از ازدواج مشخص شد اون وقت پای همه سختی هاش می ایستیم
خدا هم وقتی ما خواستیم و در مسیرش حرکت کردیم کمک می کنه

شما وقتی در راه خدا حرکت کنید توقع خود و همسرتون درست میشه(اصلا همسر با معیار خدایی انتخاب می کنید) محل رزقتون درست میشه محل خرجتون درست میشه(برکت برکت برکت)

ببینید این نیازهایی که گفتید و این مخارج بالای زندگی برای وقتیه که انسان خدا رو از زندگیش حذف می کنه و از خونه ، کوچه و خیابون می بره تو مسجد حبس می کنه
اون وقته که گرفتاری هاش شروع میشه

من خودم می شناسم کسی که به خاطر خدا قدم بر نداشت بهترین در آمد رو داشت اما خرجای بی خودی پولش رو خورد.
دوا درمونای الکی بیماری های ناگهانی که اصلا توقعش رو نداشت پولش رو به باد داد

از اون طرف هم کسی بود با درآمد پایین اما در راه خدا حرکت کرد خیلی از هزینه های بیخودی زندگی رو نداره
دخل=خرج

mehrant;611763 نوشت:
یه چیز جالب هم بگم بیمارستان به دانشجویان پزشکی مجرد به ازای ده کشیک 24 ساعته در ماه و بیست روز باقیمونده هم صبح تا ظهر اومدن، 380 تومن میده و به متاهلین صد تومن بیشتر یعنی 480 تومن.یعنی همسر فقط صدتومن اضافه تر خرج خواهد داشت؟ ؟؟
واسه رزیدنتها هم حقوق مجردین هفتصد تومن و متاهلین هشتصد تومنه

مگه رزق همسرتون رو بیمارستان میده؟

حسن آقا;613289 نوشت:
مگه رزق همسرتون رو بیمارستان میده؟

خوب من بحثم سر رزق نبود، نگفتم میزان رزق همسر کمه . گفتم میزان حقوق که بیمارستان میده کمه.واسه یکنفر سیصد و خورده ای میده اما واسه دو نفر چهارصد تومن.خخوب مگه همسر از یک نفر کمتره؟؟خوب وقتی یکنفر سیصد تومن میگیره نفر دوم هم به همون میزان حقوقش باید باشه، و به متاهلین باید دوبرابر حقوق مجرد بدن یعنی ششصد تومن، نه چهارصد تومن

به نظرم سر و ته بحث و جواب اصلی سوال آقا مهران مشخص شده،نه؟!
برادر اگه یه جمع بندی از نظرات رو تا این جای کار بگیری و همین جا ارائه بدی معلوم میشه جواب سوال تون چیه
نظر بنده:
اونایی که می گن واسه این که مردی بیاد خواستگاریشون باید حداقل 60 میلیون داشته باشه خوب به خونواده شون بگن توی سرکه ازشون خوب مراقبت کنند تا شاید 20 - 30 سال دیگه نوبت ازدواجشون برسه
اونایی هم که می گن «خدا» وکمر همت می بندند و حرکت می کنند هم منتظر یه زندگی خدایی باشند و با اعتماد به خدا هرچی که براشون رقم می خوره رو بهترین تقدیرشون بدونند.

گورای وجودشون طعم یه زندگی خدایی
(البته کامل ترین زندگی خدایی رو ائمه داشتند ها! یک بار باید بشی ولی عهد مأمون یک بار هم میشی اسیر یزید هردو طرف خیره چون مورد رضای خداست):Gol:

mehrant;613291 نوشت:
خوب من بحثم سر رزق نبود، نگفتم میزان رزق همسر کمه . گفتم میزان حقوق که بیمارستان میده کمه.

منم می خواستم بگم مخارج مورد نیاز همسر شما جزء رزق مادی ایشونه دیگه
اون رو هم خدا می رسونه مگه تنها مسیر رزق و روزی شما بیمارستانه؟؟
حالا صد تومنش رو بیمارستان میده بقیه اش رو از جاهای دیگه بهتون میدن(تازه تو همون 480 تومن هم بیمارستان فقط یه واسطه است)
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ویرزقه من حیث لا یحتسب(از اون جاهایی بهتون روزی میدن که شما فکرش رو هم نمی کنید)

mehdi.a;613103 نوشت:
خداوند ازدواج رو مایه آرامش و سکینه قرار داده و در نتیجه اون زندگی ها لبریز از برکت و رحمت الهی میشه.پیامبرمون (ص)به هر کسی که از شدت فقر پیش ایشون اظهار نارضایتی میکرد سفارش میکردن که بره و تشکیل خانواده بده.یعنی ازدواج‌مجرای برکت و آسایش محسوب میشه.
اینها رو همه ما میدونیم
پس چرا زندگی ها اینقدر کم رمق و پرحاشیه شدن؟چرا سن ازدواج اینقدر بالا رفته؟چرا توقعات متناسب با داشته ها نیست؟چرا امروزه در کشور ما بیش از ۱۰درصد مردم بصورت خانوار تک نفری زندگی میکنن؟اینها اثر وضعی کردار و باورهای نادرست خود ما هست.هر خیری از جانب خداوند و هر شری در نتیجه اعمال خود ما است.
چند هفته پیش رفته بودم به یه ورک شاپ ازدواج که توسط یک روانشناس مذهبی اداره میشد.مرد جالبی که حافظ و قاری قرآن و در عین حال یک پژوهشگر و صاحبنظر در زمینه مسائل خانواده بود.ایشون هم میگفت که من دیگه باور نمیکنم کسی تنها برای کسب رضای خدا و حفظ دینش ازدواج کنه و اگر کسی واقعا چنین نیتی داشته باشه خیلی سخت میتونه جفت نظیر خودشو پیدا کنه،هرچند خداوند خودش گفته که پسران و دختران مومن رو به هم میرسونه.عرض بنده در نظری که داده بودم این بود که آقایون اگر میخوان محبوبی و خانواده ای داشته باشن صرفا دل به مباحث نظری صرف که در عین دلنشین بودن کاملا هم درست هستن خوش نکنن.هستن اما کمن کسانی که همت یه مرد براشون کافی باشه.خیلیا میگن اگه تو کاریو پذ تلاش بودی و هستی پس کو ما به ازاء مالی اون.پول برادر من !باید پول داشته باشی.امروزه در جامعه ما مخصوصا در تهران برای داشتن یک زندگی کاملا متوسط رو به پایین باید ماهیانه درآمدی بیش از ۲ میلیون تومان داشته باشیم. برای اینکه خط فقر حدود ۱.۵ میلیون تومان هست و کمتر از این یعنی زندگی در سختی و فشار.
به این رقم اضافه کنید هزینه پول پیش خونه یا مبلغ رهن کامل رو.البته اگه کسی بتونه خونه بخره یا رهن کنه و از اجاره ماهیانه رها بشه با ۱ میلیون هم میشه زندگی ساده ای داشت.منظورم اینه که حتی اگه کسی حاضر به زندگی هم بشه این مخارج اجتناب ناپذیره و تا نتونی تامین کنی (حالا از هر راهی مثلا کمک خانواده ها) کمتر کسی حاضر میشه روی تو ریسک کنه.به هر حال اگر کسی واقعا حاضره با درآمد ۷۰۰الی ۸۰۰ هزار تومان زندگی کنه ،اجاره خونه بده و مایحتاج زندگیشو تامین کنه ،این گوی و این میدان.ایمان داشته باشیم که خدا با کمکش زندگی رو اصلاح میکنه.ولی آیا واقعا ایمان داریم؟آیا واقعا حاضریم چند سال اول زندگیمون رو به خاطر همدیگه از خواسته هامون چشم بپوشیم و با سختی ها دست و پنجه نرم کنیم؟آیا خانمها که این روزها تحصیلکرده و صاحب فن و دانش و شغل هستند حاضرن بخشی از هزینه خانواده رو تقبل کنن؟ عرض بنده این بود که اگر جای خالی کسی رو تو دل و زندگیتون حس میکنین و اگه میخواین آشیونه عشقی داشته باشین بجای اینکه عمر و جوونیتونو صرف پیدا کردن جواب سوالهایی بکنین که جواب واحدی ندارن و بجای اینکه انتظار داشته باشین کسی از خلاء بیاد و عاشقتون بشه به این فکر کنین که اگه به چیزی که بهش میگن بلوغ اقتصادی نرسیده باشین تمام اینها فقط یه خیال هست و یا نمیشه و یا اگه بشه شیرین نمیشه.
من قبول دارم دختر خانمهای محترمه و نجیبی هستن که شخصیت،اصالت خانوادگی و اخلاق آقا پسرا براشون مهمتره اما قبول کنین طیف وسیعی از اجتماع ما در جلسات خواستگاری بیشتر از موارد اخلاقی و معنوی از وضعیت اقتصادی میپرسن و چه دختر و چه خانواده اش انتظار دارن پسر مقدمات زندگی رو فراهم کرده باشه و خونه و ماشین و درآمد و ثبات کاری رو داشته باشه.البته تضاد فرهنگی و نوع نگاه خانواده ها رو هم نباید از نظر دور داشت که البته موضوع بحث ما نیست.

سلام بر شما دوست بزرگوار
متأسفم كه رسانه هاي ما سريال ها و فيلم ها و اغلب مسئولان ما كاري كرده اند كه ازدواج كه اساسش در اسلام آساني است غول شده.
حقيقتا براي اين كه بت تجمل و انتظارات بالا شكسته شود بايد بسيج عمومي حداقل در سطح دو خانواده عروس و داماد ايجاد شود وگرنه يك طرفه نمي توان اين بت را شكست. سيل اسراف، تجمل گرايي، سودانديشي، و... چنان پر قدرت در جامعه حركت مي كند كه اغلب احاد جامعه را از جا مي كند و مي برد.
تجربه ازدواج آسان در زمان جنگ خيلي رونق داشت. شهيد همت و شهيد ميثمي و....به عنوان سرداران ما ازدواج بسيار آساني داشتند طبيعي است زيردستان ايشان هم همان گونه عمل مي كردند.
جواني كه به فرمان امام خميني زير تانك مي رفت و شب در سنگرهاي خاكي مي خوابيد برايش خيلي آسان بود كه ازدواجش از آسان هم آسان تر شود.
وقتي سريال هاي ما در شبكه هاي مختلف زندگي هايي را ترسيم مي كنند كه در رفاه هستند و منزل و خانه هاي آن چناني دارند. طبيعي است كه يك جوان احساس كند كه نداشتن مبل و... در زندگي يعني بدبختي.
ما در برنامه ماه عسل نمونه هاي عجيب و غريب زياد ديده ام. چيزي كه در جامعه ما است ولي از باور ما دور است.
در همين جامعه هم هستند افرادي كه سيل تجملات آنها را با خود نبرده است ولي ما وقتي نمي توانيم با خودمان كنار بياييم چگونه مي توانيم ديگران را به زندگي قانعانه دعوت كنيم. اگر مردي كه تكيه گاه زندگي است هر روز با ديدن ماشين ها و منزل هاي لوكس حسرت و افسوس بخورد چگونه مي تواند منبع آرامش همسر و فرزندش باشد
بله تا جايي كه ما تابع شعار «خواهي نشوي رسوا هم رنگ جماعت باش» هستم معلوم است نمي توانيم بر خلاف مسير اين رود شنا كنيم.
برخي مسائل از حساب دو دو تا چهارتا خارج است و عقل مادي ما نمي تواند باور كند.
دكتر افروز روانشاس و مسئول نظام مشاور مي گفت من در خانواده اي بسيار پر جمعيت زندگي مي كردم وقتي بورسيه شدم براي تحصيل در آمريكا به فكر اين نبودم كه خانواده به من كمك كنند آمريكا كار مي كردم و براي پدرم پول مي فرستادم تا بتواند زندگي اش را اداره كند.
در برنامه هزار راه نرفته، يكي از روان شناسان مي گفت: روزي يكي از دانشجويان من را دعوت كرد. او در زير زمين زندگي مي كرد با نيم رو از من پذيرايي كرد. باور كنيد غذايي كه در ان آرامش خوردم را كمتر تجربه كرده ام و...»
يكي از راه هاي بت شكني در امر ازدواج اين است كه با افرادي حشر و نشر داشته باشيم كه قانع و كم توقع هستند، و نسبت به داشته هايشان شاكرند و حسرت مال مردم را ندارند. اگر طلاب توفيق چنين ازدواجي هايي را دارند به دليل مجاورت و معاشرت و انس با چنين افراد ( هم بحث و استاد و...) است.
من هم در اين جامعه زندگي مي كنم.
گاهي فاميل ازدرآمد طلاب مي پرسيدند ولي وقتي پاسخ مي دادم بسياري از آنها با نگاه بدبيني و برخي با رد گفته هايم برخورد مي كرد.
الان كمتر توضيح مي دهم كه چگونه زندگي مي كنند تا محكوم به دروغ گويي هم نشوم. وقتي كسي با زندگي ساده و بي آلايش طلبگي معاشرت داشته و قبول نمي كند طبيعي است كه ديگران قبول نكنند.
روزي كسي در جمع گفت زندگي طلاب در قم فلان است. گفتم اگر من شما را بردم در منزل اجاره اي يك طلبه كه فرش زير پايش موكت پاره بود دست مي كني در جيبت برايش فرش بخري؟
اگر جلوي اقوام قول مي دهي تا ببرمت.
ساكت ساكت شد.

اين كه فلان روحاني چگونه زندگي مي كند و زندگي مرفهي دارد و.... بله ما در بين طلاب افرادي داريم كه پدرشان متمول هستند و يا از بين آنها داريم كساني را كه چون استخدام نيروي انتطامي، قوه قضاييه، دانشگاه يا آموزش و پرورش و..است متناسب با تحصيلات و سوابقش مانند نيروهاي همان سازمان ها حقوق دريافت مي كند

تلاش كنيم به قول خداوند رحمان اعتماد كنيم و بدانيم كه هميشه حساب دو دوتا چهارتا نيست.

[=&quot]امام صادق(ع):
خداوند متعال گاهی به انسان‌های نادان روزی فراوان می‌دهد، تا عقلا عبرت بگیرند و بدانند روزی به كار زياد و زرنگی کردن نیست.[=&quot][1][/][/]




[/HR]
[=&quot][=&quot][1][/][/][=&quot] . إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَسَّعَ أَرْزَاقَ الْحَمْقَى لِيَعْتَبِرَ بِهَا الْعُقَلَاءُ وَ يَعْلَمُوا أَنَّ الدُّنْيَا لَيْسَ يُنَالُ مَا فِيهَا بِعَمَلٍ وَ لَا حِيلَةٍ (تهذيب‏الأحكام، ج‏6، ص‏322). [/]

يكي از روحانيون با درآمد زير يك ميليون تومان كه از اساتيد حوزه اصفهان است
در سال حدود 12 مرتبه مشهد و هر ماه 3-4 بار قم مشرف مي شود خب خود من اگر ايشان را نمي شناختم و از درآمدش خبر نداشتم برايم قبولش مشكل بود.
اين استاد در هواي گرم در ماندن در چادر هم راضي است
در بين اقوام كساني هستند كه درامد ماهانه انها 4الي 5 برابر اين روحاني است ولي من ياد ندارم كي مشهد مشرف شده اند چون براي خود بت مي تراشند بايد با هواپيما رفت بايد كدام هتل رفت بايد چه قدر سوغات آورد..
آرامش فوق العاده اين روحاني با اقوام ما كه درآمد بسيار خوبي دارند اصلا قابل مقايسه نيست.

منزل يكي از اقوام ما نزديك طوقچي (ميدان قدس) اصفهان است. يك بار منزل آنها بوديم گفتند در خيابان ابن سينا كه مركز پارچه فروش ها هست پيرمردي خيلي منصفي است كه مغازه اش كوچك است.
ما مقداري پارچه نياز داشتيم. ادرس دقيق گرفتيم و رفتيم
خب قيمت ها دست ما بود
وقتي وارد مغازه شديم قيمت گرفتم واقعا روي هم متر پارچه سه چهار هزار تومان ارزان تر گفت.
تعجب كرديم.
وقتي خريد كرديم گفت خب من تا يادم نرفته سهم شريكم را بنويسم
گفتم حاجي با اين مغازه كوچك شريك هم داري؟!:Moteajeb!:
گفت: بله شريك من قمر بني هاشم حضرت عباس عليه السلام است. درصدي از سودم را براي ايشان كنار مي گذارم و خودم مي برم حرم تحويل مي دهم.
آرامش اين پير مرد خيلي زياد بود ولي آرامش افرادي كه مغازه هايآنچناني دارند و حرص مي زنند و ظهرها بهترين غذا را مي خوردند و زمستان ها بخاري خوب و تابستان ها كولر دارند و مبلغ زيادي مي دهند براي دكور و تبليغ به گرد اين پيرمرد نمي رسد.

حامی;613332 نوشت:
آرامش اين پير مرد خيلي زياد بود ولي آرامش افرادي كه مغازه هايآنچناني دارند و حرص مي زنند و ظهرها بهترين غذا را مي خوردند و زمستان ها بخاري خوب و تابستان ها كولر دارند و مبلغ زيادي مي دهند براي دكور و تبليغ به گرد اين پيرمرد نمي رسد.

احسنت جناب استاد
به نظرم همه این دردایی که ما می کشیم از معیار های اشتباهیه که برای زندگی خودمون می تراشیم ،نه؟

حسن آقا;613354 نوشت:
احسنت جناب استاد
به نظرم همه این دردایی که ما می کشیم از معیار های اشتباهیه که برای زندگی خودمون می تراشیم ،نه؟

به خدا من داستان ازدواج هایی که زمان پیامبر اسلام و معصومین علیهم السلام بوده رو میخونم و یا داستانهایی مثل ازدواج فرزند رهبر که استاد حامی اول پست نوشتن اینقدر حسرت میخورم و با خودم میگم ببین اونا چقدر راحت قصد ازدواج کردن، چه راحت انتخاب کردن و چه آسون هم زندگی رو شروع کردن.اون موقع ما، کلی مراحل داره تا والدین و خانواده بپذیرن به سن ازدواج رسیدیم.بعد به سختی گزینه پیدا کنیم.گزینه که پیدا شد هزار مورد مطرح میشه که کارشناسان در اینها باید کعویت داشت در ظاهر در مال در خانواده در سطح تحصیلات در مخل زندگی و خیلی موارد دیگه...من نميدونم زمانهای گذشته که به این چیزا توجه نمیشد چطور ازدواج های ناموفق کمتر بود؟
بعد از این مراحل و به توافق رسیدن چندماه و گاهی چندسال نامزدی و عقد برای شناخت پیدا کردن...قبلا هم اینقدر طول میکشبد تا شناخت به هم پیدا کنن؟

mehrant;613164 نوشت:
اینو هم در ادامه حرفم اضافه کنم که هرچه میریم جلوتر میزان کار و کشیکها بیشتر میشه.
مثاا در دوره پزشکی عمومی، ده تا کشیک 24 ساعته در ماه.
در دوره رزیدنتی{ دوره 4ساله تخصص } حدود چهارده تا کشیک 24 ساعته در ماه
در دوره های فوق تخصص:بستگی به رشته اش داره ولی بعضی رشته ها هست که مثلا در سال فقط یکنفر دانشجوی فوق تخصص میگیرن.و اون فرد بنابراین هر روز بايد در بیمارستان آنکال باشه

کار شما برام سوال شده چرا همش باید کشیک داد؟

مگه شما پزشکی نمیخونید؟ حداقل باید برید در جاهای محروم بدون گرفتن پول درمان کنید ولی تو حرفاتون همش کشیکه!!مگه رشتتون کشیک بیمارستانه

ولی خب موفق باشید

یا حق

حامی;613330 نوشت:
يكي از روحانيون با درآمد زير يك ميليون تومان كه از اساتيد حوزه اصفهان است
در سال حدود 12 مرتبه مشهد و هر ماه 3-4 بار قم مشرف مي شود خب خود من اگر ايشان را نمي شناختم و از درآمدش خبر نداشتم برايم قبولش مشكل بود.
اين استاد در هواي گرم در ماندن در چادر هم راضي است
در بين اقوام كساني هستند كه درامد ماهانه انها 4الي 5 برابر اين روحاني است ولي من ياد ندارم كي مشهد مشرف شده اند چون براي خود بت مي تراشند بايد با هواپيما رفت بايد كدام هتل رفت بايد چه قدر سوغات آورد..
آرامش فوق العاده اين روحاني با اقوام ما كه درآمد بسيار خوبي دارند اصلا قابل مقايسه نيست.

خیلی خیلی هم خوب

ما باید تلاش کنیم ایمان رو در روح و جسممون بالا ببریم همه چیز درست میشه

raha-h;613376 نوشت:
کار شما برام سوال شده چرا همش باید کشیک داد؟

مگه شما پزشکی نمیخونید؟ حداقل باید برید در جاهای محروم بدون گرفتن پول درمان کنید ولی تو حرفاتون همش کشیکه!!مگه رشتتون کشیک بیمارستانه

ولی خب موفق باشید

یا حق

اشکال از سیستم آموزشی پزشکی حال حاضر هست که در حین تحصیل از افراد کار هم میکشن.کار هم کشیکهای موظفی اجباری در بیمارستانهای دانشگاهی شهر هست.بعضیها که نیاز به درآمد بیشتر دارن کشیک اضافه میدن.بیمارستان هم هرماه اعلام میکنه در فلان تاریخ ها در فلان بخش نیاز به کشیک داره و یه عده هم میرن کشیکهای اضافه رو میدن. کشیک اضافه هم 18ساعت هست و ساعتی 2200تومن که بسته به سختی بخش، در یه عدد هم این مقدار ضرب میشه که حداکثر این ضریب 4 هست.
ولی من اصلا از کشیک اضافه استفاده نکردم. کلا بدم میاد از کشیک و کشیکهای اجباری خودمو هم با بی میلی میدم چه برسه برم کشیک زیادی بدم

نظر من اینه حداقل مادیات برای شروع زندگی اینه که پسر یه شغل حالا چه ازاد چه دولتی فرقی نمیکنه داشته باشه که بدونه جای پیشرفت در اون هست واینده داره وتضمین شده است! نه شغلی که ممکنه یه ماه دیگه بیرونش کنن وبیکار بیادبشینه خونه ور دل زنش.
توان اجازه کردن یه خونه برای شروع زندگی دونفره با تهیه امکانات ولوازم فقط ضروری نه غیر ضروری رو داشته باشه!
توان گرفتن یه مراسم حالا جشن عروسی که هیچ(به نظر خودم پول حروم کردنه) ولی یه جشن عقد ساده رو لااقل داشته باشه وبه جای خرج ومخارج بالای مراسم عروسی هزینه اش بزاره برای شروع زندگیش وروزهای مبادا!
البته اینا نظرات من به عنوان یه دختر کم توقع بود شعار هم نیست واقعیته ! هستن همچین دخترایی باور کنید!:ok:

دوستان سلام

بانو;613148 نوشت:

طبق آماری که دارم شما اگر بخواید فقط لباس برای خانم تون بگیرید، بدون هزینه آب و برق و تلفن :
1- مانتو 100 هزار تومان
2- کفش 100 هزار تومان
3- روسری 30 هزار تومان تا 50 هزار تومان
4- چادر 200 هزار تومان
جمع هزینه : 450 هزار تومان

صرفا جهت اینکه نشان دهم که می شود که با قناعت و تدبیر، هزینه ها را مدیریت کرد عرض می کنم:

1- از مانتو اطلاعی ندارم ولی فکر می کنم با فرض خرید پارچه از جای مناسب و اینکه آشنایی آن را بدوزد کمتر از 50 هزار تومان می شود. =» 50 هزار تومان

2- شخصا کفش های خود را از مشهد تهیه می کنم و طی چند سال استفاده می کنم.
در 2.5 سال پیش 2 کفش را گرفتم که مجموعا 22 هزار تومان شد و در این مدت استفاده کردم
در جریان مسافرت چند ماه پیش خود، 3 کفش با قیمت های 10 از جنس فوم، 25 هزار از جنس شبه چرم با کیفیت متوسط و 50 هزار تومان از جنس چرم تبریز تهیه کردم تا یک بار، میزان عمر کفش های مختلف از جنس ها و قیمت های مختلف را ارزیابی کنم.
بنده بعد از این مسافرت با این کفش 10 هزار تومانی، به صورت متوسط 4-5 بار در هر هفته پیاده رویِ روزانه 5-6 کیلومتری خود را انجام داده ام، به کربلا رفته ام و چندین کیلومتر از پیاده روی اربعین را به خاطر گم شدن دمپایی طی کرده ام و الان هم سالم است و استفاده می کنم.
البته مشهد قطب تولید کفش زنانه در ایران نیز هست که قیمت این کفش ها نیز در مشهد ارزان است.
در شهر قم نیز کفش های زنانه با قیمت های 15 الی 20 هزار تومان به چشمم خورده است.
=» 25 هزار تومان

3- در همین مسافرت مشهد 2 روسری، جمعا به قیمت 10 هزار تومان برای خواهر زاده هایم گرفتم که اگر بخواهیم قدری به جنس و زیبایی بیشتر اهمیت بدهیم، باید جمعا 20 هزار تومان خرج می شد.
=» 10 هزار تومان

4- یکی از آشنایان می گفت که مدتی پیش، یک توپی پارچه چادر سیاه که فکر می کنم از جنس میتسوبیشی بود را به قیمت 250 هزار تومان تهیه کرد که می توان با آن 5 چادر سیاه را دوخت. =» 50 هزار تومان

جمع هزینه به صورت متوسط: 50+25+10+50= 135 هزار تومان

جمع هزینه های مسافرت کربلای اخیر بنده بر روی هم 230 هزار تومان شد.

فقط باید بر خدا توکل کرد و بعد مدیریت کنیم که هر چیز را از کجا و چگونه تهیه کنیم.

علی علی

میتونم چند توصیه هم به خودم هم خانم ها بکنم اینکه از قدیم این جمله رو شنیدیم که فلانی از هر انگشتش هنر می باره...

_اگر حوصلتون رو بالا ببرید خیلی خیلی خوبه.

_خیلی ها غذای بیرون استفاده می کنند اگر زحمت به خودتون بدید آشپزی رو از اطرافیانتون یاد بگیرید اینطوری نمیشه.

_خیاطی هم بسیار بسیار عالیه وقتی یاد بگیرید اونوقت ارزان قیمت ترین پارچه ها رو به بهترین لباس ها تبدیل می کنید که فکرشم نمی کردید.

_یکم هم تزیینات یاد بگیرید بد نیست برای تزیین منزل و دکوراسیون که با بی ارزش ترین وسایل و مواد ، زیباترین وسایل رو بسازید.

_با سلیقه باشید برای اینکه از وسایلتون به خوبی استفاده کنید که ماندگاریشون بیشتر بشه.

همه این ها با مطالعه و فعالیت های مختلف حل خواهد شد همیشه نشستیم و مشکلات رو تقصیر دیگران می اندازیم حتی خداوند که چرا اینطور نشد

در حالیکه همه گرفتاری ها از سوی خود ماست نه حتی دیگری..

البته موارد دیگر هم هست که مجال نیست اینجا بنویسم.

*التماس دعا*

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی.
من کاملا قبول دارم که ازدواج هرچه آسان تر بهتر و اینکه بت ساختیم از ظواهر معمول زندگی.
ولی چه باید بکنیم؟فضای حاکم بر جامعه رو که نمی تونیم به تنهایی عوض کنیم.یک حرکت جهادی میخواد و جمعی.آرزوی من هست که تشکیل خانواده سهل بشه.شما فکرشو بکنید اگه هر مرد ۲۴،۲۳ ساله و هر دختر خانمی همسری داشته باشه چه جوی از آرامش جامعه رو در بر میگیره.اما انصاف بدین آیا الان ما در چنین فضایی هستیم؟
در میدان سخن همه پهلوان هستن اما در وادی عمل چطور؟خدا شاهده من قصد بی احترامی به کسی رو ندارم اما تجربه شخصی من بهم میگه فضا الان کاملا مادی هست.
من هم مثل دوستان سعی میکنم که اطلاعات خیلی شخصی از خودم ندم اما اجازه بدید به گوشه ای اشاره کنم.من الان ۳۴ ساله هستم و همیشه از لحاظ مالی نسبت به هم سنای خودم درصد اندکی پایینتر بودم.تعداد زیادی از خانواده هایی که با اونها تماس میگرفتیم اول از همه میپرسیدن:«خوب آقا زاده الان چیا دارن؟».بعد هم که میرفتیم برای آشنایی خود دخترخانم مستقیم یا غیر مستقیم میگفت تا الان چکار میکردی که از لحاظ اقتصادی در این سطح هستی؟جالب بود هرچه بیشتر کار میکردم و خودم رو بالاتر میکشیدم با بالاتر رفتن سنم رقم مد نظر افراد هم بالاتر میرفت.
یک بار داشت ازدواج سر میگرفت و دختر خانم میگفت پدر من مگه چی داره که من از شما توقع زیادی داشته باشم.تو همین اثنا خواهر ایشون با یه کارخونه دار آشنا شد و ورق برای من برگشت...ایشون به هم زدن...میگفتن زندگی مرفه حق هر زنی هست من هم میخوام زندگیم مثل خواهرم باشه.نظر خانواده شون هم گویا همین بود.
تا فرهنگ بخواد اصلاح بشه و تا الگوها و معیارها تغییر کنه من و امثال من خیلی سخته که خانواده ای تشکیل بدیم و از مواهب و کارکردهای مثبت اون بهره مند بشیم.خانواده فقط داشتن همسر نیست.داشتن فرزند و داشتن هویت مستقل در این جامعه سنتی هم هست.حتی در محیط کار هم به فرد مجرد نگاه خاصی وجود داره.
اگه من بخوام از بخشی از امتیازات داشتن یک خانواده برخوردار باشم باید در شرایط فعلی دست به تشکیل اون بزنم نه ده سال دیگه.یعنی جیب پر پول داشته باشم تا از عهده مخارج ازدواج و تامین زندگی که پر از چشم و هم چشمی هست بر بیام.امیدوارم این فرهنگ غلط اصلاح بشه. اما من و امثال من در این بین زمان زیادی رو از دست دادیم و هر روز مسن تر میشیم.بیشتر دوستان دوره دانشگاه من در سنین حول و حوش ۳۰ و بالاتر ازدواج کردن و عده قابل توجهی هنوز هم مجرد هستن.
چیزی که برای من جالب بود قرار داشتن در حصار طبقه اجتماعی بود.خوب این حال و هوا که خانواده های مذهبی کمتر مقید به مادیات هستن قبلا هم حس میشد .اما جالبه که اونها هم دلایل خودشونو برای رد کردن خواستگاری داشتن.علاوه بر مسایل مادی که الحق کمی کمرنگتر بود اما هنوز قویا وجود داشت، تفاوت عقیدتی رو هم مطرح میکردن.با وجودیکه من سعی میکنم مقید به فرائض و شرایع دین باشم اما دوستان میگفتن کفایت نمیکنه.یادش بخیر یه بار از من سوالات سیاسی میپرسیدن که بدونن به کدام جریان سیاسی گرایش دارم.
به هر حال نتیجه گرفتم که من باید در اون قشری از اجتماع که من و خانواده مو میپذیره اقدام کنم و بقیه به این راحتی من رو بین خودشون راه نمیدن.
در یکی دو تا مطلبی که پیش از این عنوان کرده بودم می خواستم این رو عرض کنم که ما با یه شرایط ایده آل مواجهیم که در اون اعتماد و ایمان به وعده های الهی موج میزنه و الان در جامعه مون دایره نفوذش نسبتا محدوده و یه شرایط عینی داریم که در اون درصد بالایی از افراد با توجه به شکنندگی وضعیت اقتصادی جامعه و بالا رفتن پیوسته هزینه های زندگی و در کنار اون گسترش تجملات به دنبال تضمین مالی زندگی و آینده شون از سوی مرد هستن .امثال من دو راه داریم ،یا در همین شرایط و با تامین خواستها و شروط فعلی تشکیل خانواده بدیم یا به امید اصلاح فضای معنوی اجتماع بازهم شاهد بالاتر رفتن سن ازدواج باشیم .
البته من در نسل جدید بارقه های تغییر و اصلاح نگاهها رو میبینم و بسیار امیدوارم.دعا میکنم خداوند نعمتش رو بر ما تمام و در فرج مولامون صاحب الزمان تعجیل کنه که چون صد وجود ایشون در میان ما باشه تمام این نودها حل میشن ان شاالله.

مکلف;613472 نوشت:
1- از مانتو اطلاعی ندارم ولی فکر می کنم با فرض خرید پارچه از جای مناسب و اینکه آشنایی آن را بدوزد کمتر از 50 هزار تومان می شود. =» 50 هزار تومان

مانتوام اگه از مشهد تهیه کنن (خیابان طلاب که معروفه ) همه نوع قیمتی پیدا میشه مانتو های زیبا با قیمت مناسب. من هر وقت می رم مشهد مانتو می خرم یعنی شاید تو سال 1-2 تا بیشتر مانتو نخرم. چون جنسشونم خوبه اتفاقی براشون نمی افته

مکلف;613472 نوشت:
2- شخصا کفش های خود را از مشهد تهیه می کنم و طی چند سال استفاده می کنم.

من همیشه کفشای گرون می خریدم،نه اینکه بخوام گرون بخرم ولی چون خیلیییییی سخت پسندم شاید تو کل شهر فقط یک جفت کفش به چشمم قشنگ بیاد. چند سال پیش کفشام 80 ت بود. خیلیم برام کار نمی کردن 2-3 ماه که می پوشیدم خراب می شد.

تا امسال که یه مسافرتی پیش اومد و من کفش لازم شدم و فقط یه شب وقت داشتم اصلا هم حوصله نداشتم برا همین اولین پاساژی که رفتیم با خودم عهد کردم که قشنگترین کفشی که اینجا به چشمم بیاد می خرم و خریدم اتفاقا کفش قشنگیم شد ولی فقط 35ت شد. از تمام کفشامم بیشتر برام کار کرده خیلیم دوسش دارم.

دیگم تا مجبور نشم پول بالای کفش گرون نمیدم.

مکلف;613472 نوشت:
3- در همین مسافرت مشهد 2 روسری، جمعا به قیمت 10 هزار تومان برای خواهر زاده هایم گرفتم که اگر بخواهیم قدری به جنس و زیبایی بیشتر اهمیت بدهیم، باید جمعا 20 هزار تومان خرج می شد.

ولی روسری نمی دونم، شایدم چیزایی که به چشم من میاد گرونه. هنوز تو این یکی نتونستم کنترل داشته باشم:khandeh!:

مکلف;613472 نوشت:
4- یکی از آشنایان می گفت که مدتی پیش، یک توپی پارچه چادر سیاه که فکر می کنم از جنس میتسوبیشی بود را به قیمت 250 هزار تومان تهیه کرد که می توان با آن 5 چادر سیاه را دوخت. =» 50 هزار تومان

چادر هم اگه از چادرهای آماده تهیه کنن(ملی، عربی، لبنانی و ...) بیشتر از 80- 100 نمیشه
البته احتمالا فقط دفعه اول بعد ازدواج مجبور باشن یه چادر 400-500 ت بخرن که اونم اصلا نیاز نیست و میشه با قیمت ارزون تر هم چادر خوب تهیه کرد. اینجاست که می گن خانم های مانتویی خرجشون کمتره:khaneh:

مکلف;613472 نوشت:
فقط باید بر خدا توکل کرد و بعد مدیریت کنیم که هر چیز را از کجا و چگونه تهیه کنیم.

بله دقیقا درسته. البته ما خانم ها تا خرج دست خودمون نباشه شاید باور نکنیم چقدر گرونیه. برا همین خیلیا کل حقوقشون رو میدن به زنشون تا خانم خانه خرج ها رو مدیریت کنه. (بر خلاف نظر بعضی ها که می گن این از زن ذلیلی مرده بنظرم این نهایت سیاست یک مرد رو نشون میده:khandeh!: )

بماند که بعضی دوستان من فقط دنبال کار می گردن که بتونن هرچی دلشون می خواد بخرن.

raha-h;613479 نوشت:
_خیاطی هم بسیار بسیار عالیه وقتی یاد بگیرید اونوقت ارزان قیمت ترین پارچه ها رو به بهترین لباس ها تبدیل می کنید که فکرشم نمی کردید.

خیاطی خوبه ولی فوق العاده حوصله می خواد. من دو تا خاله هام که خیاطی خیلی خوب می کردن با اینکه سنی ندارن دیگه حوصله اینکار رو ندارن.

یا خواهرم با چنان شوق و ذوقی رفت خیلیم کارش خوب بود ولی الان دیگه هیچی نمی دوزه.

یه خاله هام که کارش انقد خوب بود که استاد خیاطیشم به این میداد براش لباساشو بدوزه الان میگه برید لباس از بیرون بخرید چون اگه خودتون بدوزید که کلی خستگی و ... داره اگرم بدید براتون بدوزن که گرون تر از بیرون در میاد.

حامی;613320 نوشت:
گاهي فاميل ازدرآمد طلاب مي پرسيدند ولي وقتي پاسخ مي دادم بسياري از آنها با نگاه بدبيني و برخي با رد گفته هايم برخورد مي كرد.
الان كمتر توضيح مي دهم كه چگونه زندگي مي كنند تا محكوم به دروغ گويي هم نشوم. وقتي كسي با زندگي ساده و بي آلايش طلبگي معاشرت داشته و قبول نمي كند طبيعي است كه ديگران قبول نكنند.
روزي كسي در جمع گفت زندگي طلاب در قم فلان است. گفتم اگر من شما را بردم در منزل اجاره اي يك طلبه كه فرش زير پايش موكت پاره بود دست مي كني در جيبت برايش فرش بخري؟
اگر جلوي اقوام قول مي دهي تا ببرمت.
ساكت ساكت شد.

اين كه فلان روحاني چگونه زندگي مي كند و زندگي مرفهي دارد و.... بله ما در بين طلاب افرادي داريم كه پدرشان متمول هستند و يا از بين آنها داريم كساني را كه چون استخدام نيروي انتطامي، قوه قضاييه، دانشگاه يا آموزش و پرورش و..است متناسب با تحصيلات و سوابقش مانند نيروهاي همان سازمان ها حقوق دريافت مي كند

واقعا قبول دارم صحبتتونو استاد

من خودم از نزدیک شاهد زندگی طلبه ها بودم .چیزی که خیلی ها باور نمیکنن که اونا با این حقوق کم دارن زندگی میکنن اینه که طلاب از حقوق کم و شرایط سخت نمی نالن و به خدا و گفته هاش ایمان دارن .

این همه من تو این سایت مذهبی دیدم که پسرها به خاطر نداشتن فلان حقوق قید ازدواجو میزنن و میگن دختری پیدا نمیشه که با این شرایط اقتصادی بسازه ولی من همیشه سوالم اینه که مگه طلبه ها همسرشونو از کره مریخ انتخاب کردن؟

Ṃᾄʀẓἷἔ;613495 نوشت:
من هر وقت می رم مشهد مانتو می خرم یعنی شاید تو سال 1-2 تا بیشتر مانتو نخرم

سلام علیکم
ببخشید خواهر خوبم به نظرتان سالی یکی دوبار برای خرید مانتو کمی زیاد نیسـت؟!
بنده فکر میکنم اگر مانتو را تمیز ومرتب نگه داریم،تا سه چهار سال وحتی بیشتر هم میشود پوشید!! یعنی خانمی که دو سه دست مانتو دارد به نظر بنده تا چهار پنج سال اصلا نیازی به خرید مجدد مانتو ندارد! به جای آن میتواند متناسب با توانایی مالی همسرش لباسهایی با قیمت مناسب و زیبا برای داخل منزلش تهیه نماید
یا زهرا(س)

roya8;613496 نوشت:
این همه من تو این سایت مذهبی دیدم که پسرها به خاطر نداشتن فلان حقوق قید ازدواجو میزنن و میگن دختری پیدا نمیشه که با این شرایط اقتصادی بسازه ولی من همیشه سوالم اینه که مگه طلبه ها همسرشونو از کره مریخ انتخاب کردن؟

با حرفت موافقم ولی می دونی فرقشون چیه؟

یکی که با یه طلبه ازدواج می کنه یعنی می دونه داره وارد چه نوع زندگی میشه و مطمئنم هست پول طلبگی برکت داره

ما یکی از دوستان پدرم که روحانی هست، خیلی خانم و آقای خوبی هستن. از اون روحانی های خوب و خوش اخلاق و اصلا هم خشک مقدس نیست.

خب تو زندگی طلبگی خیلی وقتا می رسه که واقعا پولت کم میاد. اینام از اون خانواده هایی بودن که دائما از شهر خودشون براشون مهمون میومد و یکمم مهموناشون بی ملاحظه بودن اینام خم به ابروشون نمیاوردن.

خانمش تعریف می کرد بعضی وقتا دیگه مطمئنیم هیچی پول نداریم مثلا آقا رفتن خرید تمام پولشون تموم شده وقتی میان خونه دست می کنن تو جیبشون چندهزار تومن پول پیدا می کنن.(یعنی واقعا اون پول قبلش نبوده ها)

خدا به زندگی طلبگی خیلی برکت می ده بعضی وقتا حتی شبیه معجزه

الان ایشون تو یه جایی کار می کنن و جواب سوال های شرعی رو میدن و از همین طریق یکم درآمدشون بالاتر رفته و با همین پول هم خونه خریدن هم ماشین حتی بعضی از لوازم خونشون رو هم عوض کردن.

ولی خب کسایی که وارد زندگی های دیگه میشن با توقعات دیگه ای می رن تو زندگی برا همینه که بیشتر بهشون سخت می گذره

یارب;613498 نوشت:
ببخشید خواهر خوبم به نظرتان سالی یکی دوبار برای خرید مانتو کمی زیاد نیسـت؟!

سلام سرکار یا رب عزیز

والا خب نمی دونم، البته من مانتوهای سال قبلمم دارم از اونها هم استفاده می کنم، ولی خب فکر نمی کردم تا الان 1-2 تا مانتو تو سال اصلا زیاد باشه یعنی خب تو نوع زندگی که تا الان می کردم اصلا زیاد نبوده تازه صرفه جویی می کردم مثلا:khandeh!:

حالا ببینم آقامون چکارست و چقدر درآمد داره شاید کمترش کردم. چشم:ok:

Ṃᾄʀẓἷἔ;613499 نوشت:
با حرفت موافقم ولی می دونی فرقشون چیه؟

یه فرق دیگه هم دارن

اینکه به خاستگاری چه دختری و از چه خانواده ای برن مهمه.

خونواده هاییکه تفکرشون اینه که پولی که با زحمت بدست بیاد برکت داره

Ṃᾄʀẓἷἔ;613495 نوشت:
خیاطی خوبه ولی فوق العاده حوصله می خواد. من دو تا خاله هام که خیاطی خیلی خوب می کردن با اینکه سنی ندارن دیگه حوصله اینکار رو ندارن.

یا خواهرم با چنان شوق و ذوقی رفت خیلیم کارش خوب بود ولی الان دیگه هیچی نمی دوزه.

یه خاله هام که کارش انقد خوب بود که استاد خیاطیشم به این میداد براش لباساشو بدوزه الان میگه برید لباس از بیرون بخرید چون اگه خودتون بدوزید که کلی خستگی و ... داره اگرم بدید براتون بدوزن که گرون تر از بیرون در میاد.

همه به ایمان و انگیزه بستگی داره و اینکه همسران باید در زندگی به هم روحیه فراوان و انگیزه بدهند که احساس خستگی و پوچی حس نشود.

خیاطی هم فقط برای خود نه اینکه به عنوان شغل و کسب درآمد باشه و خسته کننده..

- باید طوری زندگی کرد که خودمان و خدا دوست داریم نه آن طور که دیگران از ما توقع دارند.

- در این دنیا نباید برای به دست آوردن مادیات سخت کار کرد.

*آبی بیکران*;613470 نوشت:
نظر من اینه حداقل مادیات برای شروع زندگی اینه که پسر یه شغل حالا چه ازاد چه دولتی فرقی نمیکنه داشته باشه که بدونه جای پیشرفت در اون هست واینده داره وتضمین شده است! نه شغلی که ممکنه یه ماه دیگه بیرونش کنن وبیکار بیادبشینه خونه ور دل زنش.
توان اجازه کردن یه خونه برای شروع زندگی دونفره با تهیه امکانات ولوازم فقط ضروری نه غیر ضروری رو داشته باشه!
توان گرفتن یه مراسم حالا جشن عروسی که هیچ(به نظر خودم پول حروم کردنه) ولی یه جشن عقد ساده رو لااقل داشته باشه وبه جای خرج ومخارج بالای مراسم عروسی هزینه اش بزاره برای شروع زندگیش وروزهای مبادا!
البته اینا نظرات من به عنوان یه دختر کم توقع بود شعار هم نیست واقعیته ! هستن همچین دخترایی باور کنید!:ok:

این که هیچی ، می خواستم بدونم از اینایی که گفتید کم توقع تر هم پیدا می شه، اگه پیدا نمیشه بگید من تحملشو دارم، :khaneh: وای من چقدر خوش خیالم که دست خالی تصمیم گرفتم ازدواج کنم، ای خدا منو نمی کشی حد اقل بگو پیشی بیاد منو بخوره!!!!!!!!!:Kaf:

جدا می گم ها ، خودم به صورت تئوری اعتقاد دارم ازدواج نباید پول بخواد، چون اگه پول بخواد ، کمتر کسی می تونه پا پیش بذاره، ای خدا قربونت برم خودت به داد من عزب اقلیه تو کف برس

یا علی مدد

username;613538 نوشت:
نقل قول نوشته اصلی توسط *آبی بیکران* نمایش پست ها
نظر من اینه حداقل مادیات برای شروع زندگی اینه که پسر یه شغل حالا چه ازاد چه دولتی فرقی نمیکنه داشته باشه که بدونه جای پیشرفت در اون هست واینده داره وتضمین شده است! نه شغلی که ممکنه یه ماه دیگه بیرونش کنن وبیکار بیادبشینه خونه ور دل زنش.
توان اجازه کردن یه خونه برای شروع زندگی دونفره با تهیه امکانات ولوازم فقط ضروری نه غیر ضروری رو داشته باشه!
توان گرفتن یه مراسم حالا جشن عروسی که هیچ(به نظر خودم پول حروم کردنه) ولی یه جشن عقد ساده رو لااقل داشته باشه وبه جای خرج ومخارج بالای مراسم عروسی هزینه اش بزاره برای شروع زندگیش وروزهای مبادا!
البته اینا نظرات من به عنوان یه دختر کم توقع بود شعار هم نیست واقعیته ! هستن همچین دخترایی باور کنید!

ببخشید من نظر میدم

نمیخوام حرف های خودم رو هم بروز بدم فقط واقعیت ها رو می گم که همچین واقعیت هایی هم هست و میتونه باشه. :Gol:

این برای یک زندگی معمولی هست شاید کسی باشه که هیچ کدوم رو نداشته باشه و بنظرم این پدر و مادر ها هستند که فرزندانشون رو ترغیب می

کنند که زندگی آنچنانی داشته باشند و اطرافیانی که باحرفاشون به اصطلاح میخوان دل فرد رو بسوزونند.. باز هم میگم باید ببینیم خدا چه دستوری داده

و سراغ حاشیه ها نریم یک راست بریم سر اصل مطلب.

کسی که چیزی نداره مگه دل نداره؟ چرا باید از همه جوانب پرت و دچار افسردگی بشه

پسری هم که درس میخونه اون جزء کارش به حساب میاد حالا بعضیا توقع کار دفترچه بیمه دار ، دارند مشکل خودشونه مهم انسانیته .چه فایده وقتی

کار داره اما ....

و فرد باید حداقل در یک کار مهارت داشته باشد و توانایی انجام همه نوع کاری را دارا.. حتما که نباید پشت میز و یک مهارت خاص بلد باشه..! که بهش

بگن آقا، از رفتگری

گرفته تا هرچیزی که دوست دارید

( نخیر یک مرد باید همه فن حریف باشه ) حتی اگر طلبه باشه...*****

raha-h;613545 نوشت:
ببخشید من نظر میدم

نمیخوام حرف های خودم رو هم بروز بدم فقط واقعیت ها رو می گم که همچین واقعیت هایی هم هست و میتونه باشه. :Gol:

این برای یک زندگی معمولی هست شاید کسی باشه که هیچ کدوم رو نداشته باشه و بنظرم این پدر و مادر ها هستند که فرزندانشون رو ترغیب می

کنند که زندگی آنچنانی داشته باشند و اطرافیانی که باحرفاشون به اصطلاح میخوان دل فرد رو بسوزونند.. باز هم میگم باید ببینیم خدا چه دستوری داده

و سراغ حاشیه ها نریم یک راست بریم سر اصل مطلب.

کسی که چیزی نداره مگه دل نداره؟ چرا باید از همه جوانب پرت و دچار افسردگی بشه

پسری هم که درس میخونه اون جزء کارش به حساب میاد حالا بعضیا توقع کار دفترچه بیمه دار ، دارند مشکل خودشونه مهم انسانیته .چه فایده وقتی

کار داره اما ....

و فرد باید حداقل در یک کار مهارت داشته باشد و توانایی انجام همه نوع کاری را دارا.. حتما که نباید پشت میز و یک مهارت خاص بلد باشه..! که بهش

بگن آقا، از رفتگری

گرفته تا هرچیزی که دوست دارید

( نخیر یک مرد باید همه فن حریف باشه ) حتی اگر طلبه باشه

...*****

من که کاملا متوجه نشدم ولی بابت ابراز همدردیتون ممنون،
التماس دعا
برم با هم اتاقیم یه فیلم از کمال تبریزی ببینیم دلمون وا شه
:khaneh:
یا علی مدد

Nla;611680 نوشت:
من به اين نتيجة رسيدم كه اگه دخترها بگن حاضريم تو چادر مسافرتي زندگي كنيم هم پسر ها ميگن چه قدر پر توقعي بر أساس تورم قيمت چادر فلان شده و بريم زير پل تو سرما با عشق زندگي كنيم و ...:Khandidan!:

ولی این خیلی خوبه ها.......(چادر مسافرتی-کلبه جنگلی)

بنده که دیگه تا جناب حامی راجع به این چندتا نظر اخیر نظرشون رو بیان نفرمایند نظر نمیدم...:ok:

raha-h;613536 نوشت:
- باید طوری زندگی کرد که خودمان و خدا دوست داریم نه آن طور که دیگران از ما توقع دارند.

- در این دنیا نباید برای به دست آوردن مادیات سخت کار کرد.


با این که نمی خواستم قبل از جناب حامی نظر بدم اما این یکی رو دیگه نتونستم تحمل کنم
این حرف شما شامل مرد ها هم میشه دیگه نه؟؟!!

آخه واسه ازدواج میگن باید شریک زندگی تو پیدا کنی
شریک هم تو همه چی شریکه تو سختی ، راحتی،سود، زیان و...
پس اگه قائل به این باشیم که نباید خودمون تو این دنیا به سختی بیفتیم نباید از همسرمون هم توقع داشته باشیم خودشو به سختی بیندازه
و اگه هم قائلیم که تو این دنیا باید رنج کشید پس باید حاضر باشیم همراه و هم پای همسرمون رنج ها رو هم تحمل کنیم

از نظر دین حداقل وضعیت مالی مورد نیاز در کلان شهرها همون شرایطی است که برای ادامه حیات لازمه و همینطور عمل به حداقل حقوق و وظایف متقابل زوجین در نکاح. یعنی کرایه یک آپارتمان یا سوییت دارای حمام و دستشویی که بشه توش غسل کرد و به نظافت و نیازهای اولیه رسیدگی کرد. بعلاوه ی هزینه های خورد خوراک و درمان و هزینه های مربوط به بچه داری و نفقه. باور کنید این توقع بالایی نیست و همون خط فقره یعنی حدود دو میلیون تومان در ماه.

اگر کسی نمیتونه همچین درآمدی داشته باشه و از طرفی وضعیتش به حدی وخیم شده که داره به گناه میفته، مجبوره به مناطق زاغه نشین اطراف شهرها یا به بیابونها و روستاها مهاجرت کنه و مشغول کشاورزی بشه یا بره پیش عشایر زندگی کنه و مشغول دامداری بشه. و ان شا الله که همسر باتقوایی هم از اهالی همونجا که بتونه در شرایط سخت روستاها یا در بین عشایر زنده بمونه پیدا میکنه. تقوا در اصل اونه که به خاطر دوری از گناه بره با عشایر زندگی کنه نه اینکه بره با دختر یک خانواده مرفه و پولدار ازدواج کنه و بعد هم ندونه چطور نیازهاشو برطرف کنه و حداقل وظایف شرعیشو انجام بده. آخه این دخترای شهری خیلی سوسولن نمیتونن تو دمای منفی 10 درجه یا مثبت 40 درجه زندگی کنند.

اگر کسی میگه میشه به کمتر از اینها هم بسنده کرد و تو شهرها هم زندگی کرد دیگه اون اسمش ازدواج دائم نیست. چونکه از وظایف زوجین دائم نسبت به هم اینه که اگر یکی از طرفین، رابطه جنسی یا بچه خواست دیگری ممانعت نکنه. از حقوق زن و وظایف شرعی مرد اینه که باید بتونه نفقه بده و خورد و خوراک و مسکن و پوشاک و هزینه درمان همسرش رو به عنوان ابتدایی ترین نیازهای بشری تامین کنه. اگر حتی یکی از این موارد رو رعایت نکنه مرتکب حرام شده و نباید ازدواج کنه. ضمنن کار کردن زن حتی در داخل منزل هم واجب نیست. چه برسه در بیرون از منزل و مخصوصاً در محیطهای مختلط که به هیچ عنوان وجه ی شرعی نداره که باعث سست شدن بنیان خانواده شده. و نیز باعث شده که مردها بیکار بشند و آخرش دودش به چشم همه میره و هممون شاهد نتایج اون در سطح جامعه هستیم.

پس با توجه به این مسائلی که عنوان شد این ازدواجهایی که بعضی از روحانی ها تبلیغ میکنن حرامه. عدم اطمینان از توان مالی و مدیریتی مردها باعث شده که مهریه های درخواستی زنان سر به فلک بذاره که اون هم وجه ی شرعی نداره. چرا که مرد باید در خودش ببینه که میتونه مهریه رو حداقل در آینده دور هم که شده پرداخت کنه. لذا عقدی که در این ازدواجها جاری میشه صحیح نیست. پس اگر بچه هایی که در این ازدواجها به دنیا اومدن محب اهل بیت نشدن دلیلش رو بدونیم.

اونچه که روحانیت داره تبلیغ میکنه باعث شده که بعضی ها انتظارشون از ازدواج دائم در حد نامزد بازی و دست مالی کردن همدیگه تو پارکها و . . . پایین بیاد که این هم باعث عقده ای شدن دو طرف میشه و خلاف روح دین اسلامه. متاسفانه روحانیت داره با ازدواج موقت مخالفت میکنه و ازدواج دائمه بدون پشتوانه مالی رو تبلیغ میکنه و این باعث شده که ازدواج دائم هم موقت باشه. آمارها نشون میده که حدود 15 درصد طلاق بعد از گذشت فقط یک سال از زندگی مشترک رخ میده و 50 درصد طلاقها زیر پنج سال رخ میده. از طرفی 80 درصد طلاقها زیر سن 30 سالگی رخ میده! و عامل 60 درصد ازدواج ها تنها و تنها مسئله ی جنسی عنوان شده. حتی داشتن فرزند هم دیگر عقلانی نیست. در صورتی که هدف اصلی ازدواج دائم تولید نسل بشره نه سکس. اما هدف ازدواج موقت تمتع عاطفی و جنسی طرفینه.

این آمارهای تکان دهنده نشون میده این ازدواجهای به ظاهر دائم در اصل موقت بودند. یعنی جامعه راه فطری خودش رو طی میکنه چه فرهنگ ایرانی و خاورمیانه ایِ ما ازدواج موقت رو بخواد چه نخواد. چونکه دین یک مجموعه به هم پیوستست که اجزائش با هم در ارتباطه. نمیشه گفت حالا ماشین ما فقط گاز داره ترمزش خرابه پس مشکلی نیست بزن بریم. نمیشه اونجایی که به تقوا و چشم چرونی و حجاب و خودارضایی و . . . مربوط میشه رو تبلیغ کرد و اونجایی که به رسیدگی نیازهای اولیه مربوط میشه رو مخفی کرد. چونکه در این صورت هیچ کدوم درست انجام نمیشه.

ازدواج موقت تا قبل از اینکه خلیفه دوم عمر تحریمش کنه یعنی در زمان پیامبر ص که حتی دختر 6 ساله هم فرصت ازدواج داشته انجام میشده. در حال حاضر ورود علم و تکنولوژی به زندگی انسان باعث شده که سن بلوغ فکری بالا بره. یعنی شما حتی اگر رفتگر شهرداری هم باشی باید یک حداقلی از علم و سواد داشته باشی تا بتونی درست زندگی کنی. به هر حال این فرایند کسب علم اجباری باعث تلف شدن 25 سال از زندگی انسان شده و تا جوون خودش رو جمع و جور کنه میشه 30 سال. 30 سال رهبانیت اونم در مملکت شیعه ای که اینهمه به آزادی جنسی و عاطفی معتقده و مخالف رهبانیته. حضرت محمد ص 14 تا زن داشته حضرت علی ع 25 تا امام حسن ع طبق روایتی فقط 50 زن طلاق داده و . . .

نتیجه گیری: لذا بهتره که روحانیت هر چیز رو در جای مناسب خودش قرار بده. از یک طرف روی فرهنگ صحیح و وظایف شرعی زوجین در ازدواج دائم کار کنه تا طلاق کاهش پیدا کنه از طرفی ازدواج موقت رو هم به عنوان یک راهکار موقت تبلیغ کنه. اینطوری خیلی از مشکلات فرهنگی مثل بی حجابی هم در جامعه از بین میره. کما اینکه مشکل بی حجابی در مصر هم با ازدواج موقت حل شد. از طرفی جوانها هم به جای اینکه چندرغازشون رو صرف کرایه خونه و ناهار و شام و پوشک بچه و شیرخشک و . . . کنند در تولید سرمایه گذاری کنند تا هم مشکل اشتغال حل بشه و هم درآمدشون افزایش پیدا کنه و بتونن هر چه زودتر ازدواج دائم کنند و هم بازار رقابتی ایجاد بشه و تورم کاهش پیدا کنه و هم در مملکت استقلال اقتصادی ایجاد بشه. ببخشید دیگه میخواستم یک خط بنویسم یه دفه رفتم بالای منبر شد یه صفحه Lol

حسن آقا;613811 نوشت:
با این که نمی خواستم قبل از جناب حامی نظر بدم اما این یکی رو دیگه نتونستم تحمل کنم
این حرف شما شامل مرد ها هم میشه دیگه نه؟؟!!

آخه واسه ازدواج میگن باید شریک زندگی تو پیدا کنی
شریک هم تو همه چی شریکه تو سختی ، راحتی،سود، زیان و...
پس اگه قائل به این باشیم که نباید خودمون تو این دنیا به سختی بیفتیم نباید از همسرمون هم توقع داشته باشیم خودشو به سختی بیندازه
و اگه هم قائلیم که تو این دنیا باید رنج کشید پس باید حاضر باشیم همراه و هم پای همسرمون رنج ها رو هم تحمل کنیم

بله شریک در همه موارد...

خیلی هم ممنون که نظرتونو راجع به حرفم بیان کردید..با توجه به زندگی هایی که دیدم و برای به دست آوردن مادیات زندگی و چشم هم چشمی تلاش بسیار زیادی می کنند اگر این تلاش در راه ایمان باشه چی

میشه...(تلاش در راه خدا) و من هم زندگی دو نفر رو مد نظرم هست نه تک تک افراد..

رنج هاو سختی های دنیایی انواع مختلفی دارند و منظور من فقط و فقط تلاش فراوان برای به دست آوردن مادیات و فخر فروشی و امثال اینها هست اگر هم فراوانی مال باشه خیلی خوبه که انفاق بشه نه اینکه به

خود در حد والا رسیدگی بشه.

همه چیز به هم مربوط میشه در حرف شما ،که به توقع یکی از همسران هم ربط پیدا می کنه

خیلی ساده بگم زیاد سختی به خودت راه نده که به دیگران نشون بدی چقدر بلدی و داری بلکه انفاقش کن و حرص مادیات رو نخور

sooshiant;613815 نوشت:
ببخشید دیگه میخواستم یک خط بنویسم یه دفه رفتم بالای منبر شد یه صفحه.

خسته نباشید
خداقوت.
افق نسبتا خوبیه
قدرت تحلیلتون از وضعیت فعلی خیلی بالاست.
حالا می فهمم چرا خداوند کار رسالت رو دست هرکسی نمیده.

raha-h;613826 نوشت:
بله شریک در همه موارد...

خیلی هم ممنون که نظرتونو راجع به حرفم بیان کردید..با توجه به زندگی هایی که دیدم و برای به دست آوردن مادیات زندگی و چشم هم چشمی تلاش بسیار زیادی می کنند اگر این تلاش در راه ایمان باشه چی

میشه...(تلاش در راه خدا) و من هم زندگی دو نفر رو مد نظرم هست نه تک تک افراد..

رنج هاو سختی های دنیایی انواع مختلفی دارند و منظور من فقط و فقط تلاش فراوان برای به دست آوردن مادیات و فخر فروشی و امثال اینها هست اگر هم فراوانی مال باشه خیلی خوبه که انفاق بشه نه اینکه به

خود در حد والا رسیدگی بشه.

همه چیز به هم مربوط میشه در حرف شما ،که به توقع یکی از همسران هم ربط پیدا می کنه

خیلی ساده بگم زیاد سختی به خودت راه نده که به دیگران نشون بدی چقدر بلدی و داری بلکه انفاقش کن و حرص مادیات رو نخور


احسنت
حرفتون درسته
معذرت میخوام اگه منظورتون رو خوب متوجه نشده بودم

حسن آقا;613837 نوشت:
احسنت
حرفتون درسته
معذرت میخوام اگه منظورتون رو خوب متوجه نشده بودم

:Sham:

خواهش می کنم

ما هم ساده صحبت نکرده بودیم

یا حق

حسن آقا;613830 نوشت:
خسته نباشید
خداقوت.
افق نسبتا خوبیه
قدرت تحلیلتون از وضعیت فعلی خیلی بالاست.
حالا می فهمم چرا خداوند کار رسالت رو دست هرکسی نمیده.

کدوم قسمت از حرفایی که زدم ایراد داشت؟

ممنون از صبر و انتقاد پذیری تون
یک اشکال که خودتون هم آخر مطلبتون گفتید طولانی بودن مطلب شماست.که اجازه ی برداشت صحیح و دقیق به خوننده نمی ده.

sooshiant;613815 نوشت:
همون خط فقره یعنی حدود دو میلیون تومان در ماه.

sooshiant;613815 نوشت:
پس با توجه به این مسائلی که عنوان شد این ازدواجهایی که بعضی از روحانی ها تبلیغ میکنن حرامه. عدم اطمینان از توان مالی و مدیریتی مردها باعث شده که مهریه های درخواستی زنان سر به فلک بذاره که اون هم وجه ی شرعی نداره. چرا که مرد باید در خودش ببینه که میتونه مهریه رو حداقل در آینده دور هم که شده پرداخت کنه. لذا عقدی که در این ازدواجها جاری میشه صحیح نیست. پس اگر بچه هایی که در این ازدواجها به دنیا اومدن محب اهل بیت نشدن دلیلش رو بدونیم.

sooshiant;613815 نوشت:
30 سال رهبانیت اونم در مملکت شیعه ای که اینهمه به آزادی جنسی و عاطفی معتقده و مخالف رهبانیته. حضرت محمد ص 14 تا زن داشته حضرت علی ع 25 تا امام حسن ع طبق روایتی فقط 50 زن طلاق داده و . . .

این جورحرفا مدرک میخواد
کی گفته ماهی دو میلیون خط فقره؟
کجا شیعه معتقد به آزادی جنسیه؟
کجا نوشته تعداد زوجات ائمه اینقدر بوده؟
کدوم مرجعی و فقیهی که تخصصش احکام فقهیه گفته ازدواج های امروزی حرامه؟
شما که عالم به فقه نیستی اگه از خودت مقدمه و نتیجه فقهی بسازی و حکم صادر کنی کار درستی نکردی

sooshiant;613815 نوشت:
مجبوره به مناطق زاغه نشین اطراف شهرها یا به بیابونها و روستاها مهاجرت کنه و مشغول کشاورزی بشه یا بره پیش عشایر زندگی کنه و مشغول دامداری بشه. و ان شا الله که همسر باتقوایی هم از اهالی همونجا که بتونه در شرایط سخت روستاها یا در بین عشایر زنده بمونه پیدا میکنه. تقوا در اصل اونه که به خاطر دوری از گناه بره با عشایر زندگی کنه نه اینکه بره با دختر یک خانواده مرفه و پولدار ازدواج کنه و بعد هم ندونه چطور نیازهاشو برطرف کنه و حداقل وظایف شرعیشو انجام بده. آخه این دخترای شهری خیلی سوسولن نمیتونن تو دمای منفی 10 درجه یا مثبت 40 درجه زندگی کنند.

sooshiant;613815 نوشت:
گر کسی میگه میشه به کمتر از اینها هم بسنده کرد و تو شهرها هم زندگی کرد دیگه اون اسمش ازدواج دائم نیست. چونکه از وظایف زوجین دائم نسبت به هم اینه که اگر یکی از طرفین، رابطه جنسی یا بچه خواست دیگری ممانعت نکنه.

sooshiant;613815 نوشت:
...ازدواج دائم هم موقت باشه. آمارها نشون میده که حدود 15 درصد طلاق بعد از گذشت فقط یک سال از زندگی مشترک رخ میده و 50 درصد طلاقها زیر پنج سال رخ میده. از طرفی 80 درصد طلاقها زیر سن 30 سالگی رخ میده! و عامل 60 درصد ازدواج ها تنها و تنها مسئله ی جنسی عنوان شده. حتی داشتن فرزند هم دیگر عقلانی نیست. در صورتی که هدف اصلی ازدواج دائم تولید نسل بشره نه سکس. اما هدف ازدواج موقت تمتع عاطفی و جنسی طرفینه.

یه اشکال دیگه ی بحث شما اینه که یه حکم جزئی رو تعمیم کلی می دید
این همه انسان مثل خود طلاب که با پایین ترین درآمد ها ازدواج کردند اون هم غالبا از خونواده های شهری و اصلا هم طلاق نگرفتند
حرف های شما رو نقض می کنه

sooshiant;613815 نوشت:
نتیجه گیری: لذا بهتره که روحانیت هر چیز رو در جای مناسب خودش قرار بده. از یک طرف روی فرهنگ صحیح و وظایف شرعی زوجین در ازدواج دائم کار کنه تا طلاق کاهش پیدا کنه از طرفی ازدواج موقت رو هم به عنوان یک راهکار موقت تبلیغ کنه. اینطوری خیلی از مشکلات فرهنگی مثل بی حجابی هم در جامعه از بین میره. کما اینکه مشکل بی حجابی در مصر هم با ازدواج موقت حل شد.

این از افق های خوب و درستیه که می بینید و نظر غالب روحانیت هم همینه
اما ازدواج موقت یه درمان موقته نه اینکه جایگزینی دائمی برای ازدواج دائمی تلقی بشه

sooshiant;613815 نوشت:
از طرفی جوانها هم به جای اینکه چندرغازشون رو صرف کرایه خونه و ناهار و شام و پوشک بچه و شیرخشک و . . . کنند در تولید سرمایه گذاری کنند تا هم مشکل اشتغال حل بشه و هم درآمدشون افزایش پیدا کنه و بتونن هر چه زودتر ازدواج دائم کنند و هم بازار رقابتی ایجاد بشه و تورم کاهش پیدا کنه و هم در مملکت استقلال اقتصادی ایجاد بشه.

وظیفه جوان ها هم تلاش برای زندگی سالم و مورد رضای خداست و هدف ساخت آخرت است ساختن این دنیا هم وسیله ایه واسه ساختن آخرت
شما با این حرفتون تلاش برای تامین معاش خانواده رو مسخره می کنید. نه! پیامبر گفته هرکس در این راه کشته شود شهید است.
موضوع قفل شده است