جمع بندی حجاب یا عفاف؟

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

به نظر من هر دو با هم لازم هست.
حجاب نشانه ی عفاف هست و عفاف نشانه ی ایمان.

دوست عزیز من پسرم یک حقیقت بگم هیچ پسر حاضر نمیشه با یک دختری که تو خیابون اشنا شده ازدواج کنه

اگه ازدواج کنه مطمین باش اخرش به طلاق میکشه به خاطر شک و بدگمانی و......................

همه پسرها دنبال دخترهای مومن و محجبه و عفیف هستن

نوع حجاب و عفاف خیلی مهمه حجاب فقط چادر نیست یا لباس پوشیدن

بسم الله الرحمن الرحيم

Farzandeh-Shahid;765096 نوشت:
نوع حجاب و عفاف خیلی مهمه حجاب فقط چادر نیست یا لباس پوشیدن

تفاوت حجاب این دو عکس ببینید

قطعا همين طوره دوست گرامي، اين شک و عدم اطمينان که طرفين پس از ازدواج با هم دارند دائما اونها را دچار عذاب وجدان مي کند که نکنه همانطور که همسرم با من در خيابان دوست شد با فرده ديگري هم مجدد ا بعد از ازدواج دوست بشه و البته شايد اين شک و گمان بي دليل هم نباشه چون انسان اگر يک بار لذت گناه را پسنديد و توبه نکرد احتمال تکرار آن وجود دارد .

اما در مورد اون دو عکسي که قرار داديد تفاوت اين دو خانم محترم به انتخاب و اختيار آنهاست . در حقيقت يکي چادر را انتخاب کرده و ديگري به اجبار آن را پذيرفته و همون طور که در عکس هم مشخصه سعي داره تنها چادر روي سرش باشد و نه زينت وجودش .

پست جمع بندي:

پرسش: چرا در تبليغات ديني به حجاب بيشتر از عفاف توجه مي شود ؟ کدام مفهوم اصيل تر و مبنايي تر است؟


پاسخ

به نظر مي رسد حجاب يکي از مصاديق مفهوم عام و کلي «عفت» است که در قرآن کريم و روايات و نيز علم اخلاق به آن بسيار سفارش شده است.
عفت در مباحث اخلاقي به عنواني يکي از فضايل مهم اخلاقي به شمار مي رود و اصطلاحا در اخلاق فلسفي يکي از سه فضيلت قواي انسان است . در ان بحث ها مطرح مي شود که اگر انسان نيرو و قوه شهوتش را در بهترين حالت نه افراط و نه تفريط نگه دارد به آن عفت يعني اعتدال در قواي شهوت گويند.

جالب است بدانيد که اتفاقا قرآن هم تقريبا همين تعريف را از عفت در آيات نوراني خودش داراست. عفت = تعديل و کنترل قواي شهواني .

اما در ادامه به آيات قراني که به مساله عفت پرداخته اند اشاره شده و اين که قرآن چه راهکارهايي براي نهادينه شدن عفت دارد.

راغب اصفهاني به عنوان يک لغوي در معناي کلمه عفت چنين آورده است:« «العِفَّة: حاصل شدن حالتى براى نفس و جان آدمى كه به وسيله آن از غلبه و تسلّط شهوت جلوگيرى مى‏شود.»
اما در بررسي ريشه «عفف» در قرآن کريم به چهار مورد از استعمالات آن بر مي خوريم که عبارت اند از :
-1 وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتي‏ لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (60/ نور(

و زنان از كارافتاده‏اى كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى (رويين) خود را بر زمين بگذارند، بشرط اينكه در برابر مردم خودآرايى نكنند و اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.

-2 لِلْفُقَراءِ الَّذينَ أُحْصِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (273/ بقره(

(انفاقِ شما، مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند (و توجّه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدانِ جهاد، به آنها اجازه نمى‏دهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارتى بزنند) نمى‏توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‏اى به دست آورند) و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره‏هايشان مى‏شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند. (اين است مشخّصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.

-3 وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسيباً (6/ نساء).

و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد! اگر در آنها رشد (كافى) يافتيد، اموالشان را به آنها بدهيد! و پيش از آنكه بزرگ شوند، اموالشان را از روى اسراف نخوريد! هر كس كه بى‏نياز است، (از برداشت حق الزحمه) خوددارى كند و آن كس كه نيازمند است، به طور شايسته (و مطابق زحمتى كه مى‏كشد،) از آن بخورد. و هنگامى كه اموالشان را به آنها بازمى‏گردانيد، شاهد بگيريد! اگر چه خداوند براى محاسبه كافى است.

-4 وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحيمٌ (33/ نور(

و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه [قرار داد مخصوص براى آزاد شدن‏] هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏كنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند) و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد! و كنيزان خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگر خودشان مى‏خواهند پاك بمانند! و هر كس آنها را (بر اين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد،) خداوند بعد از اين اجبار آنها غفور و رحيم است! (توبه كنيد و بازگرديد، تا خدا شما را ببخشيد!
اما از بطن اين آيه راهکارهاي قرآن در بحث ترويج فرهنگ عفاف چنين به دست مي آيد:

  1. در جامعه همه افراد چه زن و چه مرد بايد در پوشش خود رعايت کامل را داشته باشندو تا جايي که توان بدني دارند از اين امر تخطي نکنند اما دسته اي از افراد جامعه که پير و سالخورده هستند از اين قاعده مستثنا هستند آن هم در حد نه چندان زيادي بلکه استفاده نمودن از لباس هاي نسبتا رسمي در جامعه براي آنها لازم نيست اما در عين حال بهتر است که پوشش خود را همواره حفظ کنند.
  2. در بررسي آيه دوم قرآن کريم به نکته بسيار مهم و حائز اهميتي اشاره دارد و آن عبارت است از اين که ريشه بخشي از بي عفتي هاي جامعه در فقر است و البته شناسايي فقير واقعي از کسي که نقش فقيري را بازي مي کند کار سختي نيست و به فرمايش قرآن فقراي واقعي دست نياز به سوي کسي دراز نمي کنند بلکه آنها را از سيماي زردشان بايد شناخت . اما در اين راست به نظر مي رسد اگر شناسايي درستي نسبت به افرادي که نيازمند واقعي هستند از سوي مردم و مسئولين صورت نگيرد اين افراد ممکن است به سوي مشاغلي که در عين انحراف بتواند بخشي از نيازهاي مالي آنهارا جبران کند روي بياورند. متاسفانه برخي از زنان و دختران به دليل پديده فقر به خانه هاي فساد روي مي آورند و در مقابل باز هم به دليل فقز بخشي از پسران و مردان جامعه به جاي تشکيل خانواده و ازدواج به هرزگي و بي عفتي دچار مي شوند. درصورتي که با دستگيري درست و عاقلانه از مستمندان جامعه مي توان آنها را با حفظ آبرو و شخصيت آنان از اين آسيب ها دور داشت.
  3. در آيه سوم به اين مساله اشاره شده است که اگر کسي با يتيمان در معامله اي مشارکت داشته است ، زماني که يتيم به سر حد بلوغ مي رسد بايد اموال او را به ايشان تحويل دهد و اگر منفعتي در اين معامله به خود او اختصاص داشت بهتر است در صورت داشتن توانمالي از آن عفت ورزد. در اين آيه خداوند فعل «عفف» را براي چشم پوشي بزرگوارانه از مالي که اگر بخشيده شود مصارف بهتري دارد و صاحب مال هم نياز چنداني به آن ندارد به کار برده است. باز هم از تامل در اين آيه بدست مي آيد که اگر برخي از اغنياي جامعه چه در موضوع ايتام و چه در ساير موارد مورد نياز مانند ديه زندانيان بي گناه ؛ کودکان طلاق و بهزيستي؛ کار آفريني و .... بتوانند بخشي از درآمد خود را اختصاص دهند، در حقيقت گويي نفس عفت را در جامعه ايجاد کرده اند .
  4. و در آخرين آيه راهکار قرآن در بسظ عفت در جامعه اين است که افراد مجرد و بدون همسر تا حد ممکن از مسائل شهواني و افراط در آن يا بي تفاوتي نسبت به آن چشم بپوشند و سعي کنند همواره تقوا را رعايت کنند تا خداوند راه گشايشي براي آنان ايجاد کند.
تامل در اين آيه اين نکته را بيان مي دارد که زماني که خداوند براي افراد مجرد دستور به حفظ هفت مي دهد به مراتب افراد متاهل بايد اين خصيصه مقدس را در خود به حد اعلاي خود حفظ کنند.

منبع:

راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، 4جلد، مرتضوي - تهران، چاپ: دوم، 1374ش، ج2، ص618.
موضوع قفل شده است