جمع بندی جزئیت یا ظهور

تب‌های اولیه

102 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

به من بیاموز;980334 نوشت:
دوما فرض کنیم ماده بعدا خلق شد ، آیا علم و قدرت خداوند وجود داره ؟ اگه بگین خیر مشکل به وجود میاد که پس چرا تغییر کرده و واجب الوجود تغییر نمیکنه ، اگه بگین وجود داره ، خب پس قبول کردید که خداوند موجوده و وقتی هم خداوند صفتی داشته باشه باید اونو به صورت بی نهایت داشته باشه در حالی که ما وجود خودمون رو درک میکنیم .

به هر حال شاید بتوان گفت که خداوند در صفاتش نامحدوده و فقط در یک صفت محدوده و اون وجوده ! و دلیلش هم اینه که بعدا موجودی غیر خودش خلق کرده .

به من بیاموز;980334 نوشت:
یه راه میمونه اینکه بگیم ما وجود نداریم ، اونم که منطقی نیست .

حالا تناقض نیست این به نظرتون ؟


سلام
اولا فرض قبل و بعد به نسبت ذات الهی درست نیست چون او تعالی بلکه مجردات فوق زمان اند و قبل و بعد در مورد آنها درست نیست.
ثانیا اضافه شدن چیزی به خداوند حالا هرچه باشد باز بی معناست چه اینکه ذات چیزی کم ندارد که به آن اضافه ای شود. بله عنوان اضافات اشراقیه به معنای تجلی و ظهور قابل تصور است.
ثالثا وجود ما اگر جدای از حق تعالی بود همانطور که متکلمین تصور می کنند مستلزم اشکال بود اما وقتی وجود موجودات را جدای از حق تعالی ندانیم مظهریت بلااشکال است.
رابعا تصور صحیح ظهور به مثال دریا و موج است که موجها با اینکه بر سطح دریا بوجود می آید و واقعا هستند چیزی را بر ذات دریا نمی افزایند.
خامسا بهتر است عوالم و موجودات بی حد و حصر را ساختارهای آگاهی های کلی و جزئی بدانیم که بر یک حقیقت واحده نقش تعین می زنند بدون اینکه در بساطت و صرافت آن حقیقت واحده خدشه ای حاصل شود.
یا علیم

به من بیاموز;980334 نوشت:

اولا باید ثابت کنیم ماده بعدا خلق شده که این با توجه به قانون پاستگی انرژی جای بحث داره .

با سلام و عرض ادب

قانون پایستگی انرژی ، انرژی را بدون تغییر و تبدیل و تولید و فنا می دونه ، نه ماده رو ...

انرژی ازلی و ابدی هست

اما ماده حتی اگر ثابت و بدون حرکت باشه (غیر ممکن چون جهان در حال حرکت هست)در حال سیر به سمت انرژی هست ( نیمه عمر)

این که ما وجود داریم

اگر واقع نگر باشیم ، نه سطحی نگر

بودن ما و وجود داشتن ما مثل یه صدا می مونه

انرژی یه صوت رو تولید می کنه و اندکی بعد اون صوت محو می شه ...
البته بعض صدا ها به کمک انرژی تا ابد باقی می مونه و منتشر می شه ...

ما از هیچ موجود می شیم

و تنها چیزی که از ما باقی می مونه

اثرات اموری هست که انجام می دیم

و اثراتی که بر تفکرات می زاریم ، نه جسم ما ...

به من بیاموز;980323 نوشت:
ببینید تعریف وجود در نظر بنده هر آنچه قابل دریافت است می باشد ، بنابر این اگر ما سایه ای را ببینیم حتی اگر آن سایه را دیگران نبینند آن سایه وجود دارد !

اگر اشکالی برای این تعریف دارید بیاورید اما اگر اشکالی ندارید طبق این تعریف نمیتوان گفت ما وجود نداریم و فقط توهم هستیم چون حتی اگر توهم هم باشیم وجود داریم .


سلام
همانطور که در بالا هم توضیح دادم، در مورد وحدت وجود و نحوه وجود ماسوی الله دو دیدگاه اصلی وجود دارد.
یک سرابی و دیگری شانی.
در دیدگاه سرابی گفته شد که وجود ماسوی الله همچون سرابی است.
سراب هم موجود نیست وگرنه شخص متوجه اشتباه بودن ادراک خود نمیشد.
بنابراین بحث ما در سراب است و رابطه آن با آب.

اما در مورد مسئله سایه و صاحب سایه، میتوان مدعی بود که سایه وجود دارد ولی وجود او کاملا مرتبط و وابسته است به وجود صاحب سایه.
به صورتی که اگر صاحب سایه نباشد یا یک لحظه اراده کند میتواند سایه خود را تغییر دهد یا از بین ببرد.
بنابراین سایه برخلاف سراب، توهمی و غیر واقعی نیست بلکه واقعی است هرچند این واقعی بودنش به صورت بودن سایه است.

از این گذشته، این قاعده ای که برای تمییز بین موجود و غیر موجود ارائه کردید نیز مبهم است.
اینکه چیزی وجود دارد که قابل دریافت باشد، یعنی چه؟
اولا: قابل دریافت باشد یا دریافت شده باشد؟
ثانیا: دریافت به صورتی باید باشد که خلافش ثابت نشود(کذب و اشتباه بودنش معلوم نشود) یا به صورت کلی قابل قبول است.
ثالثا: این دریافت، توسط چه عضوی باشد؟ حواس ظاهری، حس باطن، شهود عقلی و ...

صدیق;980813 نوشت:
از این گذشته، این قاعده ای که برای تمییز بین موجود و غیر موجود ارائه کردید نیز مبهم است.
اینکه چیزی وجود دارد که قابل دریافت باشد، یعنی چه؟
اولا: قابل دریافت باشد یا دریافت شده باشد؟
ثانیا: دریافت به صورتی باید باشد که خلافش ثابت نشود(کذب و اشتباه بودنش معلوم نشود) یا به صورت کلی قابل قبول است.
ثالثا: این دریافت، توسط چه عضوی باشد؟ حواس ظاهری، حس باطن، شهود عقلی و ...

اولا : من یه تعریف از موجود دارم : آنچه دریافت میشود ( به صورت خاص ) و تعریفم از وجود : هر آنچه دریافت میشود ( به صورت کلی )
ثانیا : دریافت به صورت کلی
ثالثا : تمامشون به غیر نقلی ، کلا چیزی که انسان بتونه وجدانی دریافت بکنه

به من بیاموز;980821 نوشت:
اولا : من یه تعریف از موجود دارم : آنچه دریافت میشود ( به صورت خاص ) و تعریفم از وجود : هر آنچه دریافت میشود ( به صورت کلی )
ثانیا : دریافت به صورت کلی
ثالثا : تمامشون به غیر نقلی ، کلا چیزی که انسان بتونه وجدانی دریافت بکنه

سلام و عرض ادب
توضیحی که ارائه کردید، پاسخ سوال من نبود. ابهام همچنان باقی است.

از این گذشته، قبل از این نکته، مطالبی گفتم که آنها را پاسخ ندادید:

صدیق;980813 نوشت:
همانطور که در بالا هم توضیح دادم، در مورد وحدت وجود و نحوه وجود ماسوی الله دو دیدگاه اصلی وجود دارد.
یک سرابی و دیگری شانی.
در دیدگاه سرابی گفته شد که وجود ماسوی الله همچون سرابی است.
سراب هم موجود نیست وگرنه شخص متوجه اشتباه بودن ادراک خود نمیشد.
بنابراین بحث ما در سراب است و رابطه آن با آب.

اما در مورد مسئله سایه و صاحب سایه، میتوان مدعی بود که سایه وجود دارد ولی وجود او کاملا مرتبط و وابسته است به وجود صاحب سایه.
به صورتی که اگر صاحب سایه نباشد یا یک لحظه اراده کند میتواند سایه خود را تغییر دهد یا از بین ببرد.
بنابراین سایه برخلاف سراب، توهمی و غیر واقعی نیست بلکه واقعی است هرچند این واقعی بودنش به صورت بودن سایه است.


صدیق;980979 نوشت:
سلام و عرض ادب
توضیحی که ارائه کردید، پاسخ سوال من نبود. ابهام همچنان باقی است.

از این گذشته، قبل از این نکته، مطالبی گفتم که آنها را پاسخ ندادید:

سوال چیه دقیقا ؟ من فکر کنم به سوالات پاسخ نوشتم ، دریافت کردن یعنی فهمیدن و اینو نمیشه دیگه بیشتر از این توضیح داد چون چیزی هستش که کاملا واضحه

من با مثال موج دریا و دریا تقریبا قانع شدم ، یعنی ما جزئی از ذات خدا نیستیم ( زیرا ذات خدا بدون ما پابرچاست همانطور که دریا بدون موجش پابرچاست ) ولی جدا از خدا هم نیستیم همانطور که موج دریا ظهور همان آب دریاست .

برابر هم نیستیم با خدا چون موج دریا برابر با دریا نیست .

درسته ؟

به من بیاموز;980992 نوشت:
سوال چیه دقیقا ؟ من فکر کنم به سوالات پاسخ نوشتم ، دریافت کردن یعنی فهمیدن و اینو نمیشه دیگه بیشتر از این توضیح داد چون چیزی هستش که کاملا واضحه

سلام
سوالات بعد از این نکته شماست:
الف. قابل دریافت باشد یا دریافت شده باشد؟ تفاوت این دو در این است که در اولی لزومی ندارد به صورت بالفعل فهمیده شده باشد بلکه حتی اگر قابلیت این را داشته باشد را نیز شامل میشود.برخلاف دومی.

ب. هر نوع دریافتی ولو با تامل خود شخص با قضاوت فرد دیگری بطلان و کذب بودنش مشخص شود.

ج. فهم توسط ذهن است ولی واسطه این فهم و ابزار آن چیست؟ این هم بدان جهت است که بدانیم مراد شما از این ادراک، حسی است، باطنی است یا عقلی و یا شهودی یا حتی تخیلی و توهمی را هم شامل میشود..
در این صورت، میتوان فهمید اینکه شما مدعی هستید سایه را میتوانید دریافت کنید به چه معنایی است.

به من بیاموز;980994 نوشت:
من با مثال موج دریا و دریا تقریبا قانع شدم ، یعنی ما جزئی از ذات خدا نیستیم ( زیرا ذات خدا بدون ما پابرچاست همانطور که دریا بدون موجش پابرچاست ) ولی جدا از خدا هم نیستیم همانطور که موج دریا ظهور همان آب دریاست .

برابر هم نیستیم با خدا چون موج دریا برابر با دریا نیست .

درسته ؟


بله تفسیر شما از این مثال، خیلی نزدیک به واقع است.

موضوع قفل شده است