جمع بندی جامعه ی اسلامی یا مردم اسلامی ؟

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
جامعه ی اسلامی یا مردم اسلامی ؟

سلام ، ممنون از زحمات ، مستحضرید جامعه متشکل از حکومت و مردم است لطفا صریح پاسخ دهید آیا جامعه ی فعلی ما اسلامی است ؟ نقطه ی شروع مطابقت با ارزشهای اسلامی کجاست ؟ ممنون

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

سلام ، ممنون از زحمات ، مستحضرید جامعه متشکل از حکومت و مردم است لطفا صریح پاسخ دهید آیا جامعه ی فعلی ما اسلامی است ؟ نقطه ی شروع مطابقت با ارزشهای اسلامی کجاست ؟ ممنون

باید توجه داشت که در مقام قضاوت یک شخص، یک حکومت، و یا یک جامعه نگاه صفر و صدی هر دو اشتباه است، اینکه ما کاستی های جامعه ایران از لحاظ دینی را ببینیم و این جامعه را کاملا غیر اسلامی بدانیم، یا اینکه فقط نقاط مثبت را دیده و آن را یک جامعه کاملا اسلامی بدانیم هر دو اشتباه است.

اما در اینکه جامعه، حکومت، و مردم ما به لحاظ نگرش دینی و اسلامی هر سه  نسبت به حکومت پیشین رشد و ترقی داشته اند شکی نیست، و البته در اینکه به نقطه آرمانی نرسیده ایم هم تردیدی وجود ندارد.

بنابراین در اینکه جامعه ما به صورت کلی اسلامی است شکی وجود ندارد، و مطابقت های پررنگی در این جامعه با ارزش های اسلامی دیده می شود. از عبادت های ظاهری و احیای شعائر دینی در محرم و فاطمیه و ایام اعتکاف و شب های قدر و زیارت حرم ائمه(ع) گرفته تا روح همکاری و حرکت های جهادی که در بحران هایی چون سیل و زلزله یا کرونا و مانند آن شاهد آن هستیم.

به لحاظ حکومتی هم ابتنای قوانین بر قوانین اسلامی، و وجود یک فقیه جامع الشرایط در رأس این حکومت که تطابق حرکت کلان جمهوری اسلامی با دین را بر عهده دارد نشان دهنده اسلامی بودن حکومت است.

همچنین وجود نهادهای حکومتی چون شورای نگهبان قانون اساسی که وظیفه سنجش سازگاری قوانین تصویب شده با قوانین اسلامی را بر عهده دارند، و نیز نهادهای نظارتی چون وزارت فرهنگ و ارشاد که نظارت بر رسانه، ها، سینما و تطبیق آن با چارچوب های دینی را برعهده دارند از مصادیق دیگر به شمار می روند. بُعد دیگری که می توان به آن اشاره کرد آموزش اسلم در تمامی مقاطع تحصیلی از دبستان تا دانشگاه است.

این ابعاد مختلفی از اسلامی بودن جامعه ایران است، اما اینکه این ابعاد به معنای اسلامی بودن 100 درصدی جامعه ایران باشد، قطعا پاسخ منفی است، ما با جامعه آرمانی دینی بسیار فاصله داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از تشکیل حکومت اسلامی توسط امیر مؤمنان حضرت امام علی (ع) متاسفانه به دلیل ستیز مستکبران و جهل توده مردم هیچ گاه حکومت اسلامی  تشکیل نشد تا در عصر حاضر به رهبری فقیه شجاع و اسلام شناس، امام خمینی (ره) حکومت اسلامی با پشتیبانی مردم ایجاد شد. بسیاری از افراد شبهه ایجاد می کنند که چرا در جمهوری اسلامی ایران که داعیه حکومت اسلامی را دارد فساد و تبعیض وجود دارد در جواب این افراد بایستی گفت بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری بارها اعلام کرده اند برای دستیابی به جامعه اسلامی راه طولانی درپیش داریم کسی ادعا نکرده جامعه ما صدر صد اسلامی است بلکه گام در راهی گذاشته ایم که بالاترین مقام کشور و آحاد مردم دغدغه تشکیل جامعه اسلامی را دارند. برای رسیدن به جامعه اسلامی اساسی ترین کار آموزش و تربیت نیروی انسانی بر اساس معیارهای اسلامی است. اگر سطح آشنایی مردم از دین اسلام بالا برود و دریابند که دین نسخه های شفابخشی برای زندگی شرافتمندانه در دنیا تجویز کرده قطعاً حلاوت دین برکامشان خواهد نشست و چگونه زیستن را بر اساس معیار های دینی را فرا می گیرند البته این امر با شعار امکان ندارد بلکه از طریق آموزش و پرورش ممکن خواهد شد. امروزه اگر در هرجایی می ینیم افرادی در جامعه دینی منکری را انجام می دهند نشان از ضعف آگاهی افراد است نه دین یا حکومت دینی.  با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی زمینه برای تشکیل جامعه اسلامی مهیا شده است ولی برای رسیدن به مدینه فاضله اسلامی راه طولانی درپیش داریم. بنا براین نبایستی فکر کنیم که جامعه اسلامی تشکیل شده بلکه دغدغه ایجاد جامعه اسلامی را داریم که ان شاءالله با رهبری آگاهانه و شجاعانه امام خامنه ای و بصیرت آحاد مردم تشکیل جامعه اسلامی قابل دستیابی است.  

اما در اینکه جامعه، حکومت، و مردم ما به لحاظ نگرش دینی و اسلامی هر سه  نسبت به حکومت پیشین رشد و ترقی داشته اند شکی نیست، و البته در اینکه به نقطه آرمانی نرسیده ایم هم تردیدی وجود ندارد.

این ابعاد مختلفی از اسلامی بودن جامعه ایران است، اما اینکه این ابعاد به معنای اسلامی بودن 100 درصدی جامعه ایران باشد، قطعا پاسخ منفی است، ما با جامعه آرمانی دینی بسیار فاصله داریم.

سلام ، استاد بزرگوار تقاضا میکنم بحث را به مسیر مبهم نسبیت هدایت نفرمایید زیرا موضوع ایجاد جامعه ی ایده آل مدنظر اسلام نیست بلکه رعایت حداقل هایی است که برای اسلامی دانستن یک جامعه لازم است . اگر دقت نمایید شرایط فعلی جامعه ی ما شباهت زیادی به شرایط مسلمانان در صدر اسلام دارد با قبول این فرض آیا هیچ عامل مشترکی در نحوه ی اداره ی دو جامعه مشاهده میشود ؟

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از تشکیل حکومت اسلامی توسط امیر مؤمنان حضرت امام علی (ع) متاسفانه به دلیل ستیز مستکبران و جهل توده مردم هیچ گاه حکومت اسلامی  تشکیل نشد تا در عصر حاضر به رهبری فقیه شجاع و اسلام شناس، امام خمینی (ره) حکومت اسلامی با پشتیبانی مردم ایجاد شد. بسیاری از افراد شبهه ایجاد می کنند که چرا در جمهوری اسلامی ایران که داعیه حکومت اسلامی را دارد فساد و تبعیض وجود دارد در جواب این افراد بایستی گفت بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری بارها اعلام کرده اند برای دستیابی به جامعه اسلامی راه طولانی درپیش داریم کسی ادعا نکرده جامعه ما صدر صد اسلامی است بلکه گام در راهی گذاشته ایم که بالاترین مقام کشور و آحاد مردم دغدغه تشکیل جامعه اسلامی را دارند. برای رسیدن به جامعه اسلامی اساسی ترین کار آموزش و تربیت نیروی انسانی بر اساس معیارهای اسلامی است. اگر سطح آشنایی مردم از دین اسلام بالا برود و دریابند که دین نسخه های شفابخشی برای زندگی شرافتمندانه در دنیا تجویز کرده قطعاً حلاوت دین برکامشان خواهد نشست و چگونه زیستن را بر اساس معیار های دینی را فرا می گیرند البته این امر با شعار امکان ندارد بلکه از طریق آموزش و پرورش ممکن خواهد شد. امروزه اگر در هرجایی می ینیم افرادی در جامعه دینی منکری را انجام می دهند نشان از ضعف آگاهی افراد است نه دین یا حکومت دینی.  با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی زمینه برای تشکیل جامعه اسلامی مهیا شده است ولی برای رسیدن به مدینه فاضله اسلامی راه طولانی درپیش داریم. بنا براین نبایستی فکر کنیم که جامعه اسلامی تشکیل شده بلکه دغدغه ایجاد جامعه اسلامی را داریم که ان شاءالله با رهبری آگاهانه و شجاعانه امام خامنه ای و بصیرت آحاد مردم تشکیل جامعه اسلامی قابل دستیابی است.  

سلام ، از حضور استاد و بزرگ خودم عذرخواهی میکنم که باید عرض کنم سخنان جنابعالی از دید حقیر حامل تناقض است . هیچکس از یک ساختار نوپا انتظار ندارد آرمان شهری که دین اسلام وعده داده را تحقق بخشد اما وقتی یک جامعه را اسلامی می نامیم رعایت حداقل هایی که معرف ارزش مدار بودن آن باشد ضروری است آیا مسیر حرکت یک جامعه ی اسلامی نباید به سمت فراگیرتر شدن آموزه های دین باشد ؟ آیا بفرموده ی حضرتعالی آموزش و تربیت نیروی انسانی که حاصل آن جوانان هستند مسیر درستی را طی میکند ؟ آیا هیچ شباهتی میان سبک زندگی عموم مردم با آنچه دین سفارش نموده دیده میشود ؟ و مهمترین مساله که بیشترین آسیب را به باور مردم وارد کرده آیا شرایط معیشت و زندگی مسئولین کمترین شباهتی با منصوبان امیرالمومنین (ع) دارد ؟ میپذیرم که استقرار موازین و معیارهای جامعه ی مورد تایید دین اسلام مستلزم تحولات زمان بر است اما ایجاد تغییر در راستای تطبیق با آموزه های دین در مواردی هم فقط مستلزم برخورد قاطعانه و نگاه علی السویه به جامعه است ممنون .

 

 

سلام ، استاد بزرگوار تقاضا میکنم بحث را به مسیر مبهم نسبیت هدایت نفرمایید زیرا موضوع ایجاد جامعه ی ایده آل مدنظر اسلام نیست بلکه رعایت حداقل هایی است که برای اسلامی دانستن یک جامعه لازم است . اگر دقت نمایید شرایط فعلی جامعه ی ما شباهت زیادی به شرایط مسلمانان در صدر اسلام دارد با قبول این فرض آیا هیچ عامل مشترکی در نحوه ی اداره ی دو جامعه مشاهده میشود ؟

 

سلام آقای شبانی عزیز

من واقعا قصد مبهم کردن بحث را ندارم، اما واقعا مقوله های اینچنینی نسبی هستند. اما خب اگر منظورتان رعایت حداقل هاست خب می شود روی آن بحث کرد.

من متوجه منظورتان از تشبیه جامعه ما و جامعه صدر اسلام نشدم، منظورتان این است که آنها را می خواهید به عنوان یک مبنای حداقلی بپذیرید و بعد با هم مقایسه کنید؟ 

 

سلام آقای شبانی عزیز

من واقعا قصد مبهم کردن بحث را ندارم، اما واقعا مقوله های اینچنینی نسبی هستند. اما خب اگر منظورتان رعایت حداقل هاست خب می شود روی آن بحث کرد.

من متوجه منظورتان از تشبیه جامعه ما و جامعه صدر اسلام نشدم، منظورتان این است که آنها را می خواهید به عنوان یک مبنای حداقلی بپذیرید و بعد با هم مقایسه کنید؟ 

سلام ، اگر اجازه بدید سوالم رو با مصداق مطرح میکنم ، زمانی مشرکان مکه تحریمهای تجاری و اقتصادی شدیدی وضع کردند تا مسلمانان را وادار به تسلیم نمایند شبیه آنچه که امروز کشورهای جنایت پیشه و زورگو برای شکستن مقاومت مردم ایران انجام میدهند سوال مشخص این است : آیا پیامبر گرامی اسلام (ص) به اهل بیت مکرم و اصحاب شاخص و افراد صاحب مقام اجازه میدادند از معیشت بهتری نسبت به عموم مسلمانان برخوردار باشند ؟ و در صورت مقایسه آیا میتوان ادعا کرد امروز معیشت مسئولین با زندگی عموم مردم کمترین تشابهی دارد ؟ اصولا آیا تشویق و ترغیب کردن مردم به مقاومت در صورت برخورداری از شرایط نابرابر موضوعیت دارد ؟ و لطفا بفرمایید راه حل چیست ممنون

 

سلام بر اساتید گرامی ، احتمالا موضوعی را مطرح کردم که از حدود تعیین شده برای سامانه خارج است، عذرخواهی میکنم . اما بعنوان برادر کوچک شما اجازه میخواهم مطلب زیر را از دکتر شریعتی نقل نمایم :

" آنانکه رفتند کاری حسینی کردند ، آنانکه ماندند باید کار زینبی بکنند وگرنه یزیدی اند . "

اگر اجازه بدید سوالم رو با مصداق مطرح میکنم ، زمانی مشرکان مکه تحریمهای تجاری و اقتصادی شدیدی وضع کردند تا مسلمانان را وادار به تسلیم نمایند شبیه آنچه که امروز کشورهای جنایت پیشه و زورگو برای شکستن مقاومت مردم ایران انجام میدهند سوال مشخص این است : آیا پیامبر گرامی اسلام (ص) به اهل بیت مکرم و اصحاب شاخص و افراد صاحب مقام اجازه میدادند از معیشت بهتری نسبت به عموم مسلمانان برخوردار باشند ؟ و در صورت مقایسه آیا میتوان ادعا کرد امروز معیشت مسئولین با زندگی عموم مردم کمترین تشابهی دارد ؟ اصولا آیا تشویق و ترغیب کردن مردم به مقاومت در صورت برخورداری از شرایط نابرابر موضوعیت دارد ؟ و لطفا بفرمایید راه حل چیست

خیر، طبیعتا پیامبر اسلام(ع) و اهل بیت(ع) در همه عرصه های زندگی، خصوصا چنین مواقعی در سطح پایین ترین قشر مردم زندگی می کردند تا مایه دلگرمی و همدردی با ایشان باشد. این یک اصل مسلّم عقلی و شرعی است همانطور که امام خمینی(ره) هم بدان پایبند بوده و رهبری پس از امام هم آن را سرلوحه زندگی خویش قرار دادند، به گونه ای که حتی منتقدین ایشان هم نسبت به ساده زیستی و پاکدستی ایشان معترف هستند.

منتهی وقتی نوبت به جمهوریت و انتخاب مردم میرسد طبیعتا باید چارچوب ها را گسترده تر گرفت تا مردم هم حق ابراز نظر داشته باشند، ولی فقیه در چنین شرایطی وظیفه تبیین چارچوب ها را دارد و بارها رهبری نسبت به ساده زیستی مسئولین به عنوان یک شاخصه مهم انتخاب نام برده است.

بنابراین بنده هم قبول دارم که بسیاری از مسئولین این عنصر مهم را جدی نگرفته اند، اما چاره کار به دست خود مردم است، وگرنه یک حکومت حتی اگر علی(ع) در رأس آن باشد تا زمانی که مردم نخواهند مسئولین درستی روی کار نخواهند آمد، همانطور که در ماجرای حکمیت ابوموسی اشعری انتخاب مردم بود. نمیخواهم مسئولین امروزی را با ابوموسی اشعری قیاس کنم، فقط میخواهم نقش مردم را بیان کنم. اگر مردم این ساده زیستی مسئول را به عنوان یک شاخصه جدی و تاثیرگذار بپذیرند طبیعتا در همان چارچوب انتخاب خواهند کرد.

 

خیر، طبیعتا پیامبر اسلام(ع) و اهل بیت(ع) در همه عرصه های زندگی، خصوصا چنین مواقعی در سطح پایین ترین قشر مردم زندگی می کردند تا مایه دلگرمی و همدردی با ایشان باشد. این یک اصل مسلّم عقلی و شرعی است همانطور که امام خمینی(ره) هم بدان پایبند بوده و رهبری پس از امام هم آن را سرلوحه زندگی خویش قرار دادند، به گونه ای که حتی منتقدین ایشان هم نسبت به ساده زیستی و پاکدستی ایشان معترف هستند.

سلام ، ممنون از پاسخ شما ، فرمودید تمایل برخی مسئولین به زندگی تجملاتی و عدم توجه آنها به سیره و سفارش حضرات معصومین (ع) نتیجه ی انتخاب بدون شناخت مردم است ، در حالیکه اگر پیروی از تعالیم و آموزه های دین را شرط مسلم برای احراز مسئولیت بدانیم ، افرادی که بقول شما الزامات شرعی را جدی نمیگیرند اصلا نباید در معرض انتخاب قرار گیرند زیرا بررسی و شناخت جنبه های مختلف شخصیتی و اعتقادی افراد برای عموم مردم ممکن نیست بهمین دلیل در قانون نهادهایی برای بررسی و تایید صلاحیت اولیه پیش بینی شده است ضمن اینکه در صورت صحت فرمایش حضرتعالی بین نظامهای لیبرال و نظام اسلامی حاکم بر کشور ما آیا میتوان تفاوت محسوسی قایل بود ؟ تبعیض مهمترین عامل ناامیدی و دلسرد شدن مردم میباشد که میطلبد بصورت عاجل ، جدی و قاطعانه با آن برخورد شود . لطفا راهنمایی فرمایید ممنون

 

 

سلام علیکم

در اسلام کسب مال بشرط مشروعیت منعی ندارد ، آنچه که منع شده کسب مال نامشروع است .

که البته در جامعه ما این قانون شرعی و اسلامی، با یک یا دو فوریت هم بتصویب مجلس نرسید . انگار اول از مجلس باید اجازه بگیرند که کسب مال نامشروع که حکم شرع است آیا شرعی است که اجرا شود یا خلاف شرع است ، 

کم نیستند خلا های اینچنینی که تعمدا ایجاد شده ، و یا در رفع آن کوتاهی کرده اند . و نتیجتا منجر به فساد گشته و جامعه رو به سمتی ناصواب سوق داده اند .

ان شا الله اگر مدیران بصیر و مومن با قانونگزاری دقیق و صحیح خلا ها را تصحیح و جلوی اشاعه فساد رو بگیرند باطن و طاهر جامعه ، باطن و طاهری سلامت و اسلامی میشود .

 

اما تجمل ، تجمل رو هم به دو دسته منفی و مثبت تقسیم کرده اند و حد و مرزشان  هم بنوعی سلیقه ایست . یعنی دقیقا نمیتوان مشخص کرد که فلان کار اسراف است وقتی که شان افراد در جامعه متفاوت است . 

در فقه برای آدمها شانیت قائل شده اند پس هر کسی میتواند بگوید این شان من است که خانه ای فلان میلیاردی داشته باشم 

ونهایتا این حد را قرار داده اند که منناسب با وصع معیشت جامعه رفتار کنید . خب این تناسب دقیقا کجاست و فرضا باور بر این باشد که این تجمل منفی است چه عواقب حقوقی ، سیاسی بر آن مترتب است که فرد مرتکب آن نشود یا اگر شد تنبیه شود ؟

فرمودید تمایل برخی مسئولین به زندگی تجملاتی و عدم توجه آنها به سیره و سفارش حضرات معصومین (ع) نتیجه ی انتخاب بدون شناخت مردم است ، در حالیکه اگر پیروی از تعالیم و آموزه های دین را شرط مسلم برای احراز مسئولیت بدانیم ، افرادی که بقول شما الزامات شرعی را جدی نمیگیرند اصلا نباید در معرض انتخاب قرار گیرند زیرا بررسی و شناخت جنبه های مختلف شخصیتی و اعتقادی افراد برای عموم مردم ممکن نیست بهمین دلیل در قانون نهادهایی برای بررسی و تایید صلاحیت اولیه پیش بینی شده است ضمن اینکه در صورت صحت فرمایش حضرتعالی بین نظامهای لیبرال و نظام اسلامی حاکم بر کشور ما آیا میتوان تفاوت محسوسی قایل بود ؟ تبعیض مهمترین عامل ناامیدی و دلسرد شدن مردم میباشد که میطلبد بصورت عاجل ، جدی و قاطعانه با آن برخورد شود 

ببینید ساده زیستی برای یک مسئول شرط کمال است نه شرط لازم. یعنی نمیشود مسئولینی که ثروتمند هستند را به بهانه ثروتشان کنار گذاشت مگر آنکه یقین حاصل شود این ثروت از طریق نامشروع حال شده است. بنابراین تایید صلاحیت آنها به صرف داشتن ثروت مشکلی ندارد و اما این که آیا این ثروتمندی ایشان موجب احساس تبعیض از سوی مردم میشود و مردم چنین چیزی را می پسندند یا خیر، به خود ایشان واگذار میشود.

ببینید ساده زیستی برای یک مسئول شرط کمال است نه شرط لازم. یعنی نمیشود مسئولینی که ثروتمند هستند را به بهانه ثروتشان کنار گذاشت مگر آنکه یقین حاصل شود این ثروت از طریق نامشروع حال شده است. بنابراین تایید صلاحیت آنها به صرف داشتن ثروت مشکلی ندارد و اما این که آیا این ثروتمندی ایشان موجب احساس تبعیض از سوی مردم میشود و مردم چنین چیزی را می پسندند یا خیر، به خود ایشان واگذار میشود.

با کمال احترام اگر ممکن است منابعی را که چنین تعریفی از وظایف مسئولان جامعه ی اسلامی ارایه نموده اند معرفی نمایید . ضمن اینکه از شما استاد و بزرگ خودم صمیمانه تشکر میکنم که تشابه و تفاوتهای نظامهای سیاسی را بیان فرمودید . موید باشید

 

با کمال احترام اگر ممکن است منابعی را که چنین تعریفی از وظایف مسئولان جامعه ی اسلامی ارایه نموده اند معرفی نمایید . ضمن اینکه از شما استاد و بزرگ خودم صمیمانه تشکر میکنم که تشابه و تفاوتهای نظامهای سیاسی را بیان فرمودید . موید باشید

خواهش می کنم آقای شبانی عزیز، انجام وظیفه است

در مورد منابع منظورتان را متوجه نشدم، یعنی کتابی می خواهید که وظایف مسئولین در نظام جمهوری اسلامی را تبیین کرده باشد؟ یا کتابی که به طور کلی نگاه اسلام را تبییین کرده باشد؟ خب کتاب های بخش دوم که نگاه اسلام در خصوص وظایف مسئولین را تبیین کرده باشد عموما کلیات را بیان کرده اند، و همچنین در مورد قالب حکومت هم حرفی نزده اند که مثلا قوای سه گانه باشد، شورای نگهبان باشد و...

 

خواهش می کنم آقای شبانی عزیز، انجام وظیفه است

در مورد منابع منظورتان را متوجه نشدم، یعنی کتابی می خواهید که وظایف مسئولین در نظام جمهوری اسلامی را تبیین کرده باشد؟ یا کتابی که به طور کلی نگاه اسلام را تبییین کرده باشد؟ خب کتاب های بخش دوم که نگاه اسلام در خصوص وظایف مسئولین را تبیین کرده باشد عموما کلیات را بیان کرده اند، و همچنین در مورد قالب حکومت هم حرفی نزده اند که مثلا قوای سه گانه باشد، شورای نگهبان باشد و...

 

عذر میخوام اگر سوالم واضح نبود منظورم این است که در کدامیک از منابع فقه اسلامی به منصوبان و آمران حکومت اسلامی و یا به اصطلاح امروز مسئولان نظام اسلامی اجازه داده شده بدون در نظر گرفتن شرایط حاکم بر معیشت مردم با استفاده از ثروت مشروع خود از زندگی مرفه برخوردار باشند بزبان ساده حق دارند از پولی که مشروع کسب کرده اند حتی اشرافی زندگی کنند و منعی وجود ندارد و اگر مسئولی چنین نکرد و هم سطح عموم مردم زندگی کرد این کمال شخصیت اوست. بر اساس اطلاعات ناچیز حقیر شرع مقدس حتی به افراد غیر مسئول که از راه مشروع و حلال کسب ثروت کرده اند اجازه ی ریخت و پاش و منتفع شدن بی حساب از دارایی خود در یک جامعه ی فقیر را نمیدهد لطفا راهنمایی فرمایید ممنون

 

سلام علیکم

آنچه که امام خمینی ( ره ) در مورد دوری از تجمل فرموده اند ، را میتوان بعنوان مصادیق تجملات منفی در جمهوری اسلامی بر شمرد ، در کتاب حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی  این دو مطلب با موضوع مربوط به تجمل از متن سخنان بنیانگدار انقلاب نقل شده ، در صحیفه نور بیشتر از این ها ذیل موصوفات مختلف میتوان یافت   : 

۱  - ساده زیستی مسئولین‏

‏‏از اهم مسائلی که باید تذکر بدهم، مسأله ای است که به همۀ روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط می شود، و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منّت گذاشتند، به واسطۀ اعمال ما از ما نگران بشوند، زیرا آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطۀ آن دنبال ما و شما آمده اند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را به‌پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگی اهل علم است. اگر خدای نخواسته، مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده اند، عمارت درست کرده اند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست، و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان ( ۱ )

دوری از رفتار طاغوتیان‏

‏‏ما همه چیزمان باید اسلامی باشد. نباشد آنطوری که اسم اسلام را رویش بگذاریم و در واقع طاغوت باشد. یک وقتی ما توجه به این نکنیم که ما از طاغوت سردرآوردیم با اسم اسلام، خوب، آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو کار نبود. ما می گوییم اسلام، لکن یک وقت سر از طاغوت درآوریم. طغیان بکنیم به مردم. پاسدار مردم را اذیت کند. پاسبان مردم را اذیت کند. دادگاهها برخلاف حکم بکنند. باید همه چیز اسلامی بشود.‏

‏‏     اگر همه چیز اسلامی بشود، یک جامعه ای پیدا می شود غیر قابل فساد. آسیب دیگر نمی بیند آن جامعه. و اگر بنا باشد که باز یک جامعۀ هرج و مرجی باشد آسیب بردار هست. همه چیزش باید سر جای خودش محکم باشد، و موازین باید موازین الهی باشد، و مملکت یک مملکت اسلامی باشد، قانون اسلام باشد. ( ۲ )

۱ - کتاب حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (س) صفحه ۵۱۸

۲ - صفحه ۵۲۱
 

سلام علیکم

آنچه که امام خمینی ( ره ) در مورد دوری از تجمل فرموده اند ، را میتوان بعنوان مصادیق تجملات منفی در جمهوری اسلامی بر شمرد

سلام علیکم، شما فرمایشات حضرت امام(ره) را ملاک شناخت و تشخیص مصادیق تجمل گرایی منفی دانسته اید ، آیا این به معنای تعریف و تایید نوع خاصی از فرهنگ تجمل گرایی با عنوان تجملات مثبت نیست ؟ آنچه که امروز شاهد شکل گیری و تاثیر مخرب آن بر باورهای مردم هستیم !

 

سلام علیکم

آنچه که امام خمینی ( ره ) در مورد دوری از تجمل فرموده اند ، را میتوان بعنوان مصادیق تجملات منفی در جمهوری اسلامی بر شمرد

سلام علیکم، شما فرمایشات حضرت امام(ره) را ملاک شناخت و تشخیص مصادیق تجمل گرایی منفی دانسته اید ، آیا این به معنای تعریف و تایید نوع خاصی از فرهنگ تجمل گرایی با عنوان تجملات مثبت نیست ؟ آنچه که امروز شاهد شکل گیری و تاثیر مخرب آن بر باورهای مردم هستیم !

 

 

سلام علیکم

آنچه که بنده نقل کردم برشی از فرمایش است همین مختصر رو اگر گرایشات منفی تجمل در نظر گرقته شود و مصادیق رو مشخص کنند ، بسیاری از رفتارها از طرف مسئولین فکر نمیکنم تجمل مثبتی محسوب شود .

تجمل مثبت حفظ زیبایی ها متناسب با شرایط جامعه تعریف شده . مثلا زمانی سوار اتومبیل شدن الزامی نداشت ، عوام و خواص کالسکه سوار میشدند ، این رفتار عموما از روی تفاخر بود . ولی الان اینطور نیست . مثلا یک نماینده مجلس سوار پژو بشود مشکلی نیست ولی اگر فلان ماشین چند صد میلیونی و چند میلیاردی سوار باشه ، خب این تفاخره ، چه بیانگر نوعی کمبود و حس حقارت روانی کارگزار ، و چه انحراف عقیدتی و گوساله پرستی او ،  که مناسب شان کارگزار  نیست.  

البته این موضوع ، موضوع فقه حکومتی است رای فقها درش صائب است و توسط آنها  این مصادیق مشخص میشود .

در هر حال ارتکاب به آن یعنی تجمل منفی ، نه بزه و جرم تعریف شده و نه در تعیین کارگزاران ملاک و مد نظر قرار میگیرد .

 

نهایتا اینکه در سوره تکاثر ،  این گرایش ، یعنی تفاخر بواسطه کثرت و داراییهای دنیوی ، و معیار قرار دادن آن ، مذموم شمرده شده ، و فعل کفار و مشرکین است . اما اینکه این یک حق است یا تکلیف ، حتی اگر این رفتار در حدود زندگی خود شخص حق دانسته شود ، در موضع و موقعیت حقوق عمومی و غیر شخصی ، در جامعه اسلامی تکلیف است و دیگر در حد و محدوده رابطه بین عبد و معبود نیست .

این مقاله موضوع نظارت بر اعمال کارگزاران در موصوع تجمل و حدود شخصی رو بررسی کرده برای مطالعه معرفی میشود 

http://mag.rcipt.ir/article_92557.html

در هر حال ارتکاب به آن یعنی تجمل منفی ، نه بزه و جرم تعریف شده و نه در تعیین کارگزاران ملاک و مد نظر قرار میگیرد .

 

سلام مجدد ، از محضرتان عذرخواهی میکنم این تعریف شما از عملکرد مسئولین و تمایز قایل شدن بین ارتکاب به جرم مصرح در قانون و گرایش به تجمل گرایی (بعنوان یک انتخاب و سلیقه ی شخصی) دیدگاه ترسناکی است که حضرت امام(ره) در سالهای اول پیروزی انقلاب با درایت و آینده نگری خطر آنرا گوشزد کردند . اینکه حضرت امیرالمومنین (ع) شریح قاضی را بواسطه خرید خانه ای گران قیمت آنهم با مال حلال مورد سرزنش قرار میدهند حامل چه درس و پیامی است ؟ آیا شریح مرتکب جرم شده بود ؟ آیا عملی خلاف قانون مرتکب شده بود ؟ تعریف مسئولیت در نظام اسلامی کاملا روشن است و حضرت امام(ره) از آن به خدمتگزاری و نوکری مردم یاد میکنند در چهارچوب حاکمیت اسلامی مسئولیت امتیاز نیست ایثار و فداکاری است گذشتن از حقوق قانونی است تحمل سختی است انجام وظایفی است که هیچکس جز خدا آنها را نمی بیند اگر چنین کردیم وقتی نوبت دریافت دستمزد میشود خداوند چنان پاداشی مقرر میکند که کمترین آن عشق میلیونها نفر به مسئولی است که هرگز اجازه نداد خدماتش رسانه ای شود برادر بزرگوار مسئولیت در اسلام امتیاز نیست تحمل دشواری ها و فقر است یا حق .

در هر حال ارتکاب به آن یعنی تجمل منفی ، نه بزه و جرم تعریف شده و نه در تعیین کارگزاران ملاک و مد نظر قرار میگیرد .

 

سلام مجدد ، از محضرتان عذرخواهی میکنم این تعریف شما از عملکرد مسئولین و تمایز قایل شدن بین ارتکاب به جرم مصرح در قانون و گرایش به تجمل گرایی (بعنوان یک انتخاب و سلیقه ی شخصی) دیدگاه ترسناکی است که حضرت امام(ره) در سالهای اول پیروزی انقلاب با درایت و آینده نگری خطر آنرا گوشزد کردند . اینکه حضرت امیرالمومنین (ع) شریح قاضی را بواسطه خرید خانه ای گران قیمت آنهم با مال حلال مورد سرزنش قرار میدهند حامل چه درس و پیامی است ؟ آیا شریح مرتکب جرم شده بود ؟ آیا عملی خلاف قانون مرتکب شده بود ؟ تعریف مسئولیت در نظام اسلامی کاملا روشن است و حضرت امام(ره) از آن به خدمتگزاری و نوکری مردم یاد میکنند در چهارچوب حاکمیت اسلامی مسئولیت امتیاز نیست ایثار و فداکاری است گذشتن از حقوق قانونی است تحمل سختی است انجام وظایفی است که هیچکس جز خدا آنها را نمی بیند اگر چنین کردیم وقتی نوبت دریافت دستمزد میشود خداوند چنان پاداشی مقرر میکند که کمترین آن عشق میلیونها نفر به مسئولی است که هرگز اجازه نداد خدماتش رسانه ای شود برادر بزرگوار مسئولیت در اسلام امتیاز نیست تحمل دشواری ها و فقر است یا حق .

سلام علیکم

بنده نه در جایگاه تایید ، بلکه منتقد وجود این خلاء در تعیین و تایید صلاحیت کارگزاران هستم . بزه و جرم در حقوق اسلامی بنا بر تعریفی که مرحوم کاتوزیان فرمودند ، به اعمالی تعلق دارد که مستلزم خسارت مالی بر دیگران شود . ببیان دیگر ، خسارت قابلیت تعیین ارزش مالی معادل را داشته باشد ،

اینکه بنده جرم و بزه نبودن تجملات منفی رو مطرح کردم نه از این باب است که تجمل منفی بزه و جرم میتواند باشد و نیاز به تعریف با عنوان جرم را دارد ، بلکه از این باب بود که ، از هیچ حیثی تجمل منفی در قوانین مذموم شمرده نشده .

افرادی هم که مطالبه اجرای حدود و قوانین اسلامی در سطوح کارگزاری نظام رو دارند  این راه هم بر آنها بسته است که بگویند  مثلا تجملگرایی فلان کارگزار جرم و بزه است و شخص بحیث حقوقی مجرم است و صلاحیت کارگزاری ندارد .

آنها تنها میتوانند با استناد به فتوای حکومتی علمای اسلام و تعیین و تشخیص مصادیق چنین امری را مطالبه کنند .

خودشان بعنوان یک فرد عادی هیچ اختیاری ندارند . اینها تماما بر ذمه فقها و کسانی است که قوانین را در این موصوع تدوین میکنند .

اگر فقهای اسلامی ، در حکمی حکومتی ، فتوی به عدم بکارگیری افرادی که شائبه تجملگرایی را دارند چه به حیث روانی جه اعتقادی ، عدم استفاده از این افراد میتواند جنبه حقوقی در قوانین حکومتی پیدا کند .

یعنی در اینصورت نمایندگان مردم میتوانند مطالبه گر باشند و مسئولین ذی ربط در تعیین و تایید این شرط رو در نظر بگیرند .

حضرت علی علیه السلام هم در قالب حکم در چارچوب فقه حکومتی شریح و زیادبن ابیه رو بازخواست کردند . این افراد متولی و مسئول منتسب به حکومت بودند . و این رفتارها در این مناسب و جایگاه ها جائز نیست و افرادی که مبتلا به هستند صلاحیت قرارگرفتن در این جایگاه ها را که مربوط و منتسب به حکومت است را ندارند .

عذر میخوام اگر سوالم واضح نبود منظورم این است که در کدامیک از منابع فقه اسلامی به منصوبان و آمران حکومت اسلامی و یا به اصطلاح امروز مسئولان نظام اسلامی اجازه داده شده بدون در نظر گرفتن شرایط حاکم بر معیشت مردم با استفاده از ثروت مشروع خود از زندگی مرفه برخوردار باشند بزبان ساده حق دارند از پولی که مشروع کسب کرده اند حتی اشرافی زندگی کنند و منعی وجود ندارد و اگر مسئولی چنین نکرد و هم سطح عموم مردم زندگی کرد این کمال شخصیت اوست. بر اساس اطلاعات ناچیز حقیر شرع مقدس حتی به افراد غیر مسئول که از راه مشروع و حلال کسب ثروت کرده اند اجازه ی ریخت و پاش و منتفع شدن بی حساب از دارایی خود در یک جامعه ی فقیر را نمیدهد

آقای دانش دوست عزیز من احساسات پاک و دغدغه های به حق شما را به خوبی درک می کنم، خود من هم یکی از دغدغه هایی که داشته و دارم این است که تراز زندگی مسئولین ما به لحاظ اقتصادی بالاتر از زندگی مردم نباشد، بنابراین کاملا شما را از این جهت درک می کنم، و دغدغه ی شما را هم تحسین می کنم. منتهی به دو نکته باید توجه بفرمایید:

نکته اول اینکه ببینید اصل در رفتارها بر جواز است مگر آنکه نهی خاصی در خصوص آن داشته بشیم، یعنی ما نباید دلیلی بر جواز ثروت حلال مسئولین ارائه کنیم، بلکه برای حرمت آن باید دلیل ارائه کنیم. نکوهش های غیر مستقیمی که از برخی روایات فهمیده می شود دلالت بر ممنوعیت و حرمت ندارد، بلکه ظهور در این دارد که این کار پسندیده نیست. 

نکته دوم اینکه بحث آرمان ها یک چیز است، بحث واقعیت ها یک چیز است. من هم مثل شما دوست دام تمامی مسئولین در سطح مردم زندگی کنند، اما آیا بقیه مردم هم نظری چون من و شما دارند؟ امیرالمومنین(ع) که در اصلحیت ایشان هیچ تردیدی برای حکومت نبود به خاطر عدم حمایت مردم 25 سال خانه نشین شدند و برخی از کسانی که روی کار آمدند تشنه قدرت و ثروت بودند و حکومت را در دست گرفتند. بنابراین اگر خود مردم نگاهشان این باشد که داشتن ثروت مانعی ندارد و بیشتر گرایش های سیاسی و تفکرات یک شخص برایشان مهم باشد، طبیعتا رد صلاحیت چنین شخصی از سوی حکومت هزینه به مراتب بیشتری دارد نسبت به روی کار آمدن او، اما اگر خود مردم به این برسند که ساده زیستی یک ملاک لازم برای مسئولین است طبیعتا مسئولین هم سعی می کنند خودشان را با این مطالبه عمومی همراه سازند.

سلام بر استاد عزیز و بزرگوارم

مردم کارگزاری که  قیمت کفش برندش زمانی ۵ میلیون تومان و با توجه به افزایش قیمت ارز و کالا در حال حاضر ۲۰ میلیون تومان قابل تخمین است میخواهند چکار کنند یعنی ، 

به چه دردشان میخورد چنین کارگزاری ! آیا این پوشش موثر است در معیشت آنها ؟ اینطور اگر بود  خانه شاه که نیاوران و سعدآباد و ... بود به دردشان نتوانست بخورد این شخص میخواهد با این وصع به چه کارشان بیاید .

دید مردم به این مساله واحد نیست . بله شاید بعضی بخواهند کاخ سعدآباد و نیاوران زندگی کنند  و برخی هم بپسندند ولی بسیاری نه .

 پس حکم واحد ازین موضوع نمیتوان استخراج کرد .

حال با توجه به این مساله نظر شما چیست آیا صرفا باید صدای یک عده رو شنید و نامش را مقبولیت گداشت ؟ آیا احکام دین با این وصف نسبیت پیدا نمیکند .

 

آقای دانش دوست عزیز من احساسات پاک و دغدغه های به حق شما را به خوبی درک می کنم، خود من هم یکی از دغدغه هایی که داشته و دارم این است که تراز زندگی مسئولین ما به لحاظ اقتصادی بالاتر از زندگی مردم نباشد، بنابراین کاملا شما را از این جهت درک می کنم، و دغدغه ی شما را هم تحسین می کنم. منتهی به دو نکته باید توجه بفرمایید:

نکته اول اینکه ببینید اصل در رفتارها بر جواز است مگر آنکه نهی خاصی در خصوص آن داشته بشیم، یعنی ما نباید دلیلی بر جواز ثروت حلال مسئولین ارائه کنیم، بلکه برای حرمت آن باید دلیل ارائه کنیم. نکوهش های غیر مستقیمی که از برخی روایات فهمیده می شود دلالت بر ممنوعیت و حرمت ندارد، بلکه ظهور در این دارد که این کار پسندیده نیست. 

نکته دوم اینکه بحث آرمان ها یک چیز است، بحث واقعیت ها یک چیز است. من هم مثل شما دوست دام تمامی مسئولین در سطح مردم زندگی کنند، اما آیا بقیه مردم هم نظری چون من و شما دارند؟ امیرالمومنین(ع) که در اصلحیت ایشان هیچ تردیدی برای حکومت نبود به خاطر عدم حمایت مردم 25 سال خانه نشین شدند و برخی از کسانی که روی کار آمدند تشنه قدرت و ثروت بودند و حکومت را در دست گرفتند. بنابراین اگر خود مردم نگاهشان این باشد که داشتن ثروت مانعی ندارد و بیشتر گرایش های سیاسی و تفکرات یک شخص برایشان مهم باشد، طبیعتا رد صلاحیت چنین شخصی از سوی حکومت هزینه به مراتب بیشتری دارد نسبت به روی کار آمدن او، اما اگر خود مردم به این برسند که ساده زیستی یک ملاک لازم برای مسئولین است طبیعتا مسئولین هم سعی می کنند خودشان را با این مطالبه عمومی همراه سازند.

سلام استاد ، متوجه مقصودتان از دانش دوست نامیدن حقیر نشدم ، علامه ی بزرگوار متاثر از احساس سخن گفتن مذموم نیست ولی مقتضیاتی دارد که شامل من نمیشود . از جواز و منع فرمودید اگر مطایبه نکرده باشید آیا این سخن حضرت امام(ره) دستور صریح پرهیز از تجمل گرایی نیست (یک مورد نمونه ذکر میشود) : " روزیکه دولت و مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند و از خوی ارزشمند کوخ نشینی فاصله بگیرند فاتحه ی این کشور را باید خواند " . آیا این فرمایش مقام معظم رهبری " در راه پیشرفت ، تجمل گرایی و اشرافی گری ممنوع است " دستور اکید در دوری از تجملات نیست ؟ از شما خواهش کردم بحث را به مسیر مبهم نسبیت هدایت نفرمایید که بنظر میرسد بناچار بر " ایده آل و واقعیت " تکیه و استدلال کرده اید . استاد بزرگوار حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در موضوعاتی مردم را برای رسیدن به اهداف انقلاب به صبر هدایت و تشویق کرده اند اما در خصوص گرایش مسئولین به زندگی تجملاتی این بزرگواران بویژه حضرت امام(ره) بروز این پدیده در جامعه را به صراحت از اسباب نابودی اسلام و جمهوری اسلامی قلمداد میکنند از دیدگاه حضرت امام(ره) الزام مسئولین به دوری اکید از تجمل ، ایده آلی نیست که با صبر محقق میشود بلکه شریان حیات نظام است . در خصوص مردم و احتیاط در آرای آنها بنظر میاید کم لطفی میفرمایید این همان مردمی هستند که حضرت امام(ره) آنها را برتر از مردم صدر اسلام میدانستند و مقام معظم رهبری به دفعات بر بصیرت و هشیاری و آگاهی مردم ایران تاکید فرموده اند اما در خصوص احتمال اختلاف آرای مردم در مواجهه با تجمل گرایی ، واقعا پس از حضور حماسی مردم در مراسم وداع با سردار شجاع شهید حاج قاسم سلیمانی که الگوی ساده زیستی و خدمت صادقانه به مردم و کشور بودند میتوان به چنین ادعای بعیدی حتی فکر کرد ؟ استدلال بر آن بماند . موید و در پناه حق .

سلام بر استاد عزیز و بزرگوارم

مردم کارگزاری که  قیمت کفش برندش زمانی ۵ میلیون تومان و با توجه به افزایش قیمت ارز و کالا در حال حاضر ۲۰ میلیون تومان قابل تخمین است میخواهند چکار کنند یعنی ، 

به چه دردشان میخورد چنین کارگزاری ! آیا این پوشش موثر است در معیشت آنها ؟ اینطور اگر بود  خانه شاه که نیاوران و سعدآباد و ... بود به دردشان نتوانست بخورد این شخص میخواهد با این وصع به چه کارشان بیاید .

دید مردم به این مساله واحد نیست . بله شاید بعضی بخواهند کاخ سعدآباد و نیاوران زندگی کنند  و برخی هم بپسندند ولی بسیاری نه .

 پس حکم واحد ازین موضوع نمیتوان استخراج کرد .

حال با توجه به این مساله نظر شما چیست آیا صرفا باید صدای یک عده رو شنید و نامش را مقبولیت گداشت ؟ آیا احکام دین با این وصف نسبیت پیدا نمیکند .

 

سلام ، بعنوان شاگرد کوچک شما که قصد آموختن دارد جسارت است ولی باید عرض کنم در این مورد اختلاف نظر داریم . مردم ایران ثابت کرده اند آگاه و بصیر هستند و شعور جمعی آنها کم نظیر است (حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بارها بر این موضوع تاکید داشته اند ) اینکه بگوییم مردم بخاطر کفش فلان نامزد به او رای داده اند دون شان مردم بزرگ ایران است . آنچه باعث اقبال مردم به یک نامزد میشود اطمینانی است که مردم به قشر خاصی از جامعه دارند ( که متاسفانه در حال کمرنگ شدن است) و آنچه میشنوند را باور میکنند در نظر داشته باشیم که زندگی اکثر مردم با فقر و فشار اقتصادی درگیر است و از حداقل معیشت برخوردارند در چنین شرایطی اقبال نشان دادن به فردی خاص که به مردم وعده ی رفاه میدهد طبیعی است و این رفتار به معنای تایید کلیه مواضع آن شخص نیست . اما در خصوص آنچه اختلاف نظر مردم در قبول یا رد تجمل گرایی فرمودید با هیچ معیار و میزانی همخوانی ندارد مردم ایران مسلمانند و باور بفرمایید بیشتر از حد تصور با آموزه های دبن آشنا هستند چطور ممکن است در حالیکه فقر گریبان گیر اکثریت است مردم با تجمل گرابی موافق باشند ؟ خدمت استاد مسلم عرض کردم کافی است به حضور اقشار مختلف مردم در مراسم وداع با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی که الگوی ساده زیستی و قناعت بود توجه کنیم تا باورهای مردم آشکار گردد . یا حق

سلام

این مسولین که کشور به این روز انداختن از کره ماه نیومدن انتخاب همین مردم بودن

یادمه انتخابات سال 96 دقدقه  مردم اقتصاد و بیکاری و... نبود ربنای شجریان و این که چرا چند تا کنسرت لغو کردن و اینجور چیزا بود

بعد انتخبات تو اینستا از وضع کار کردن آقای رییس جمهور مطلب مینوشتیم و زیرش هشتگ میزدیم برو کار کن، الان میگم تروخدا کار نکن فقط استراحت کن

41 ساله دارن سیاست های اقتصادی لیبرالی رو کشور پیاده میکنن به اسم اسلام 

اگه انتظار دارید رهبر بیاد اینارو جمع کنه سخت در اشتباهید ،رهبری هیچوقت همچین کاری نمیکنه،همون طور که وقتی با سند مدرک به امام خمینی گفتن بنی صدر جاسوسه امام خمینی گفت برید باهاش کار کنید

چون هدف تربیت جامعه هستش،اگه امام خمینی اون موقع بنی صدر کنار میزد مردم میگفتن دیدید؟یکی اومد که کار بلده اقتصاد میفهمه اومده کشور درست کنه این آخوندا نزاشتن،

گذاشت مردم قشنگ نتیجه انتخابشون ببین و تربیت بشن،این سیره اهل بیت ع هستش تربیت مردم از همه چی مهمتره

تو قضیه سند 2030 رهبری دخالت کردن دیدید که چطوری عده ای یقه جر میدادن مگه کشور دیکتاتوریه چرا دخالت میکنه تو کار منتخب مردم.

تنها راه رهایی از مشکلات  آگاه کردن و شناسوندن این چیزا به مردمه،که اگه طرف اومد وعده الکی داد، اومد جای جلاد و شهید عوض کرد همونجا مردم بزنن دهنش بگن ساکت شو .

سلام علیکم

بقول فرنگی ها برای جهالت مردم احترام قائل باشیم . جهالت حداقل دو دوره طولانی رو در میان مردم سپری کرده . یکی جهالت سنتی که عصر بت هایی از طلا و نقره تا سنگ چخماق بود و پادشاهان خون آشام دیکتاتور و تا میرزا چخماق که وافورش شاه عباسی بود و مردم همه اینها رو تقدیس و تکریم میکردند 

و عصر جاهلیت مدرن که حتی لباسهای برند روی ارزش آدمها ، در نظر عده ای ، تاثیر میگذارد . آن کارگزار هم یکی از همانهاست لذا کفش ۲۰ میلیونی میپوشد آنها هم خوششان می آید و .. 

بنده برای بصیرت مردم ایران و بسیاری از مردمان دیگر از ادیان و اقوام ، ارزش قائلم و آن را اصیل و معتبر میدانم 

در عین حال بنطر حقیر جهل مردم هم قدرت و توانمندی و ظرفیت بسیاری دارد . این رو در علم سیاست هزاران سال است که سیاستمداران آگاهند . 

والا این دورانها شکل نمیگرفت چون گرایش و تمایلی وجود نداشت .

 موسی نبی علی نبینا و آله و علیه السلام قومی را از چنگ فرعون درآورد که پسران آن قوم را برای بتهای فرعون سر میبریدند 

و دختران شان کنیز جنسی شان و جسمی شان  بودند و مردان و زنان شان به خدمت و بردگی گرفته میشدند بدون حقی در حد حتی یک حیوان

بعد عبور از نیل افرادی از همین قوم محروم  ، موسی را سرزنش کردند و هارون نبی رو نزد موسی علیهما السلام  شرمنده کردند و جنگی بین گوساله پرستان قومشان با مومنین درگرفت و ...

مردم ایران با وجودیکه از مردم صدر اسلام بهتر هستند ولی از این قاعده جدا و سوا نیستتد . کسانی که گوساله پرست قوم موسی شدند صرفا از طبقه اشراف نبودند .

 

سلام

این مسولین که کشور به این روز انداختن از کره ماه نیومدن انتخاب همین مردم بودن

یادمه انتخابات سال 96 دقدقه  مردم اقتصاد و بیکاری و... نبود ربنای شجریان و این که چرا چند تا کنسرت لغو کردن و اینجور چیزا بود

بعد انتخبات تو اینستا از وضع کار کردن آقای رییس جمهور مطلب مینوشتیم و زیرش هشتگ میزدیم برو کار کن، الان میگم تروخدا کار نکن فقط استراحت کن

41 ساله دارن سیاست های اقتصادی لیبرالی رو کشور پیاده میکنن به اسم اسلام 

اگه انتظار دارید رهبر بیاد اینارو جمع کنه سخت در اشتباهید ،رهبری هیچوقت همچین کاری نمیکنه،همون طور که وقتی با سند مدرک به امام خمینی گفتن بنی صدر جاسوسه امام خمینی گفت برید باهاش کار کنید

چون هدف تربیت جامعه هستش،اگه امام خمینی اون موقع بنی صدر کنار میزد مردم میگفتن دیدید؟یکی اومد که کار بلده اقتصاد میفهمه اومده کشور درست کنه این آخوندا نزاشتن،

گذاشت مردم قشنگ نتیجه انتخابشون ببین و تربیت بشن،این سیره اهل بیت ع هستش تربیت مردم از همه چی مهمتره

تو قضیه سند 2030 رهبری دخالت کردن دیدید که چطوری عده ای یقه جر میدادن مگه کشور دیکتاتوریه چرا دخالت میکنه تو کار منتخب مردم.

تنها راه رهایی از مشکلات  آگاه کردن و شناسوندن این چیزا به مردمه،که اگه طرف اومد وعده الکی داد، اومد جای جلاد و شهید عوض کرد همونجا مردم بزنن دهنش بگن ساکت شو .

اخوی سلام ، اگه قصد دارید از مقام رهبری دفاع کنید با این حرفها که بیشتر ضربه میزنید در مواردی که اطلاعات کافی ندارید بعنوان یک مسلمان احتیاط کنید و لااقل اینطور با قاطعیت نظر ندید این حرف شما بیشتر تضعیف جایگاه رهبره تا دفاع یعنی چی که اگه مردم یه نفرو انتخاب کردن و طرف کجروی کرد رهبری واکنش نشان ندن تا طرف حسابی کشور و به بدبختی بکشونه و مردم اونقدر بیچارگی بکشند و این وضع اونقدر ادامه داشته باشه تا روزی که مردم یاد بگیرن به نامزدی رای بدن که انتقلابی و درستکاره این شیوه ی حکومت رو از کجا آوردید پیشنهاد بدید در قانون اساسی هم اضافه بشه خیلی مترقیه ! 

سلام

این مسولین که کشور به این روز انداختن از کره ماه نیومدن انتخاب همین مردم بودن

یادمه انتخابات سال 96 دقدقه  مردم اقتصاد و بیکاری و... نبود ربنای شجریان و این که چرا چند تا کنسرت لغو کردن و اینجور چیزا بود

بعد انتخبات تو اینستا از وضع کار کردن آقای رییس جمهور مطلب مینوشتیم و زیرش هشتگ میزدیم برو کار کن، الان میگم تروخدا کار نکن فقط استراحت کن

41 ساله دارن سیاست های اقتصادی لیبرالی رو کشور پیاده میکنن به اسم اسلام 

اگه انتظار دارید رهبر بیاد اینارو جمع کنه سخت در اشتباهید ،رهبری هیچوقت همچین کاری نمیکنه،همون طور که وقتی با سند مدرک به امام خمینی گفتن بنی صدر جاسوسه امام خمینی گفت برید باهاش کار کنید

چون هدف تربیت جامعه هستش،اگه امام خمینی اون موقع بنی صدر کنار میزد مردم میگفتن دیدید؟یکی اومد که کار بلده اقتصاد میفهمه اومده کشور درست کنه این آخوندا نزاشتن،

گذاشت مردم قشنگ نتیجه انتخابشون ببین و تربیت بشن،این سیره اهل بیت ع هستش تربیت مردم از همه چی مهمتره

تو قضیه سند 2030 رهبری دخالت کردن دیدید که چطوری عده ای یقه جر میدادن مگه کشور دیکتاتوریه چرا دخالت میکنه تو کار منتخب مردم.

تنها راه رهایی از مشکلات  آگاه کردن و شناسوندن این چیزا به مردمه،که اگه طرف اومد وعده الکی داد، اومد جای جلاد و شهید عوض کرد همونجا مردم بزنن دهنش بگن ساکت شو .

اخوی سلام ، اگه قصد دارید از مقام رهبری دفاع کنید با این حرفها که بیشتر ضربه میزنید در مواردی که اطلاعات کافی ندارید بعنوان یک مسلمان احتیاط کنید و لااقل اینطور با قاطعیت نظر ندید این حرف شما بیشتر تضعیف جایگاه رهبره تا دفاع یعنی چی که اگه مردم یه نفرو انتخاب کردن و طرف کجروی کرد رهبری واکنش نشان ندن تا طرف حسابی کشور و به بدبختی بکشونه و مردم اونقدر بیچارگی بکشند و این وضع اونقدر ادامه داشته باشه تا روزی که مردم یاد بگیرن به نامزدی رای بدن که انتقلابی و درستکاره این شیوه ی حکومت رو از کجا آوردید پیشنهاد بدید در قانون اساسی هم اضافه بشه خیلی مترقیه ! 

نگفتم رهبری کلا واکنشی نشون نمیدن،خیلی هم واکنش نشون دادن و دیدید،ولی این که دخالت مستقیم انجام بدن، وزیر و رییس جمهور و شهردار و... عزل کنن،از این خبرا نیست.اصلا وظیفه رهبری هم این چیزا نیست،وظیفه رهبر تایین سیاست های کلی نظامه و فرماندهی کل قوا،رهبری از این کارا کنه میگن کشور دیکتاتوریه، ما انقلاب نکردیم که تاج بره عمامه بیاد، مردم انتخاب کردن.

اگه رهبری اونجور که تو نظر بعضیا هست کشور اداره میکردن خیلی وقت پیش کشور فروپاشیده بود

این سیره پیامبر و ائمه هستش ،استاد رائفی پور مثال های زدن از اینجور رفتار های پیامبر و اهل بیت، مطمعن نیستم فکر کنم این سخنرانی بود     « تربیت در جامعه اسلامی »

سخنرانی دانشگاه خواجه نسیرش هم عالی بود چند نفر فرستاده بودن جلسه رو بهم بزنن همونجا به صورت منطقی تمام شبهه هارو در مورد حکومت اسلامی و رهبری و.... جواب دادن و اون افراد حرفی برای گفتن نداشتن،یادم نیست اون مثال ها تو سخنرانیش بود یا نه

 

سخنرانیارو حتما گوش بدید

سلام

این مسولین که کشور به این روز انداختن از کره ماه نیومدن انتخاب همین مردم بودن

یادمه انتخابات سال 96 دقدقه  مردم اقتصاد و بیکاری و... نبود ربنای شجریان و این که چرا چند تا کنسرت لغو کردن و اینجور چیزا بود

بعد انتخبات تو اینستا از وضع کار کردن آقای رییس جمهور مطلب مینوشتیم و زیرش هشتگ میزدیم برو کار کن، الان میگم تروخدا کار نکن فقط استراحت کن

41 ساله دارن سیاست های اقتصادی لیبرالی رو کشور پیاده میکنن به اسم اسلام 

اگه انتظار دارید رهبر بیاد اینارو جمع کنه سخت در اشتباهید ،رهبری هیچوقت همچین کاری نمیکنه،همون طور که وقتی با سند مدرک به امام خمینی گفتن بنی صدر جاسوسه امام خمینی گفت برید باهاش کار کنید

چون هدف تربیت جامعه هستش،اگه امام خمینی اون موقع بنی صدر کنار میزد مردم میگفتن دیدید؟یکی اومد که کار بلده اقتصاد میفهمه اومده کشور درست کنه این آخوندا نزاشتن،

گذاشت مردم قشنگ نتیجه انتخابشون ببین و تربیت بشن،این سیره اهل بیت ع هستش تربیت مردم از همه چی مهمتره

تو قضیه سند 2030 رهبری دخالت کردن دیدید که چطوری عده ای یقه جر میدادن مگه کشور دیکتاتوریه چرا دخالت میکنه تو کار منتخب مردم.

تنها راه رهایی از مشکلات  آگاه کردن و شناسوندن این چیزا به مردمه،که اگه طرف اومد وعده الکی داد، اومد جای جلاد و شهید عوض کرد همونجا مردم بزنن دهنش بگن ساکت شو .

نگفتم رهبری کلا واکنشی نشون نمیدن،خیلی هم واکنش نشون دادن و دیدید،ولی این که دخالت مستقیم انجام بدن، وزیر و رییس جمهور و شهردار و... عزل کنن،از این خبرا نیست.اصلا وظیفه رهبری هم این چیزا نیست،وظیفه رهبر تایین سیاست های کلی نظامه و فرماندهی کل قوا،رهبری از این کارا کنه میگن کشور دیکتاتوریه، ما انقلاب نکردیم که تاج بره عمامه بیاد، مردم انتخاب کردن.

اگه رهبری اونجور که تو نظر بعضیا هست کشور اداره میکردن خیلی وقت پیش کشور فروپاشیده بود

این سیره پیامبر و ائمه هستش ،استاد رائفی پور مثال های زدن از اینجور رفتار های پیامبر و اهل بیت، مطمعن نیستم فکر کنم این سخنرانی بود     « تربیت در جامعه اسلامی »

سخنرانی دانشگاه خواجه نسیرش هم عالی بود چند نفر فرستاده بودن جلسه رو بهم بزنن همونجا به صورت منطقی تمام شبهه هارو در مورد حکومت اسلامی و رهبری و.... جواب دادن و اون افراد حرفی برای گفتن نداشتن،یادم نیست اون مثال ها تو سخنرانیش بود یا نه

 

سخنرانیارو حتما گوش بدید

سلام ، اینکه میفرمایید اگر رهبری در مواردی که کجروی وجود داره دخالت کنند میگن حکومت دیکتاتوریه دقیقا کیا میگن ؟ این حرف از دهان همان کسانی خارج میشه که از دخالت رهبری وحشت دارند و عده ای از دوستان انقلابی بدون در نظر گرفتن صلاح و مصلحت کشور عملا جاده صاف کن سواستفاده گران میشوند برای درک شرایط جامعه لازم نیست به سخنان فلان آقا گوش داد کافیست توجه کنیم ایجاد فضایی که ورود رهبری برای حل مشکلات مردم را برنمیتابد و آنرا دیکتاتوری و آخوند شاهی مینامد منافع چه گروهی را تامین میکند ؟ مردم به ستوه آمده از تبعیض نفع میبرند یا آنانکه با محدود کردن حوزه ی دخالت رهبری میتوانند به ثروت اندوزی و زندگی اشرافی خود ادامه دهند. حدود یکی دو ماه از پیروزی انقلاب گذشته بود که حضرت امام(ره) با عصبانیت دولت وقت را خطاب قرار دادند و گفتند چرا هنوز در مکاتبات اداری از کاغذهای منقوش به آرم شاهنشاهی استفاده میشود دقیقا یادم نیست فرمودند ده یا پانزده روز مهلت میدهم تا این مشکل برطرف شود اگر نشد به مردم میگویم تا خودشان مشکل را حل کنند(نقل به مضمون) خوب حالا شما سطح مشکلات امروز را با موضوعی که حضرت امام(ره) به آن ورود کردند مقایسه کنید بعد ببینید آنانکه ورود رهبری برای حل مشکلات را مطالبه ی مردم نمیدانند و تلاش میکنند هرگونه واکنش رهبری را دیکتاتوری و استبداد معرفی کنند بدنبال چه اهدافی هستند؟ شما ناخواسته آب به آسیاب کسانی میریزید که هدفی جز محدود کردن اختیارات مقام رهبری ندارند موید باشید

نقل قول:

سلام ، اینکه میفرمایید اگر رهبری در مواردی که کجروی وجود داره دخالت کنند میگن حکومت دیکتاتوریه دقیقا کیا میگن ؟ این حرف از دهان همان کسانی خارج میشه که از دخالت رهبری وحشت دارند و عده ای از دوستان انقلابی بدون در نظر گرفتن صلاح و مصلحت کشور عملا جاده صاف کن سواستفاده گران میشوند برای درک شرایط جامعه لازم نیست به سخنان فلان آقا گوش داد کافیست توجه کنیم ایجاد فضایی که ورود رهبری برای حل مشکلات مردم را برنمیتابد و آنرا دیکتاتوری و آخوند شاهی مینامد منافع چه گروهی را تامین میکند ؟ مردم به ستوه آمده از تبعیض نفع میبرند یا آنانکه با محدود کردن حوزه ی دخالت رهبری میتوانند به ثروت اندوزی و زندگی اشرافی خود ادامه دهند. حدود یکی دو ماه از پیروزی انقلاب گذشته بود که حضرت امام(ره) با عصبانیت دولت وقت را خطاب قرار دادند و گفتند چرا هنوز در مکاتبات اداری از کاغذهای منقوش به آرم شاهنشاهی استفاده میشود دقیقا یادم نیست فرمودند ده یا پانزده روز مهلت میدهم تا این مشکل برطرف شود اگر نشد به مردم میگویم تا خودشان مشکل را حل کنند(نقل به مضمون) خوب حالا شما سطح مشکلات امروز را با موضوعی که حضرت امام(ره) به آن ورود کردند مقایسه کنید بعد ببینید آنانکه ورود رهبری برای حل مشکلات را مطالبه ی مردم نمیدانند و تلاش میکنند هرگونه واکنش رهبری را دیکتاتوری و استبداد معرفی کنند بدنبال چه اهدافی هستند؟ شما ناخواسته آب به آسیاب کسانی میریزید که هدفی جز محدود کردن اختیارات مقام رهبری ندارند موید باشید

این حرفا نشون میده سخنرانیارو گوش ندادین،قشر خاکستری یا همون مردم عادی که اکثریت جامعه هستن این حرفارو میزنن چون به راحتی گول جریان لیبرال میخورن،

رهبری هم از این دستور ها فراوان داده چه تو خفا چه تو رسانه ها ولی جریان لیبرال که قدرت دستشونه عمل نمیکنن به حرفاشون،نمونش شروط نه گانه برجام که یکیشم عمل نکردن،آخرشم که گندش در اومد با وقاحت تمام گفتن تصمیم نظام و با موافقت رهبری بوده،اگه رهبری اون موقع جلوی تصویب ننگنامه برجام میگرفتن به نظرتون چه اتفاقی میفتاد؟همین مردم عادی که هیچ سواد سیاسی ندارن نمیگفتن اینا مذاکره بلد بودن زبون دنیارو بلد بودن اومده بودن کشور و اقتصاد درست کنن این دیکتاتور نزاشت؟تمام گرونیا و تورمی هم که 90 درصدش بخاطر تولید نقدینگی  بود میفتاد گردن رهبری ،اونقت فتنه هایی راه میفتاد که درخواستشون حذف رهبری و سپاه و... و اومدن دولت غربگرایی بود که بره با امثال آمریکا مذاکره کنه و گشایش اقتصادی درست کنه و نجاتشون بده.

نمونه دیگش سند 2030 که رهبری دخالت کردن ولی مخفیانه داره اجرا میشه،اقتصاد مقاومتی که بجاش اقتصاد لیبرالی اجرا میشه،پایه علوم توحیدی که آقای روحانی رسما باهاش مخالفت کرد و حرف رهبر به سخره گرفت و خیلی موارد دیگه

ولی الا این جماعت بین مردم رو سیاه ترین هستن و کسی دیگه حرف از مذاکره نمیزنه،هستن آدمای معلوم الحالی که حرفایی بزنن ولی کسی برای حرفشون تره هم خورد نمیکنه

حالا جریان نفوذ که دیده هیچ جوره نمیشه دوباره این تفکر به قدرت و محبوبیت رسوند هم زمان با تخریب رهبری و سپاه و انداختن همه مشکلات کشور گردنشون،شروع کردن از عمد مشکلات هی بیشتر و بیشتر کردن،تا مردم ذله و نا امید بشن و به هیچ تفکری اعتماد نکنن بگن همشون مثل همن.

به قول یکی بابا عجب مردم زبون نفهمی هستین چطوری بگیم بریزید تو خیابون؟

به عقیده بعضیا قراربود نظام تا سال 98 اگه نشد تا سال 1400 هر جور شده براندازی کنن چون دولت بعدی که بیاد قطعا از این تفکر نیست و انقلابیه،و اگه به قدرت برسن هرچی رشتن پنبه میشه.  چون فکر میکنن ممکنه موفق نشن از خیلی وقت پیش تمام کسایی که احتمال ریاست جمهوری و وزیریشون هست شروع کردن به تخریب و پرونده سازی کردن،یکی از اون گزینه ها که 100 درصد اکثر مردم انتخاب میکردن سردار سلیمانی بود که شهیدش کردن

الان اینا رسوا ترین هستن،همه چی رو شده و حجت تموم شده، فقط کافیه این جانور هارو به مردم شناسوند ،شبهه هاشون برطرف و آگاهشون کرد

این حرفا نشون میده سخنرانیارو گوش ندادین،قشر خاکستری یا همون مردم عادی که اکثریت جامعه هستن این حرفارو میزنن چون به راحتی گول جریان لیبرال میخورن،

رهبری هم از این دستور ها فراوان داده چه تو خفا چه تو رسانه ها ولی جریان لیبرال که قدرت دستشونه عمل نمیکنن به حرفاشون،

سلام ، صحبت های شما ناظر بر دو معناست که در یک مورد با شما موافقم و یک مورد مخالف . مختصر عرض میکنم در اینکه عده ای بر مسند قدرت تکیه زده اند که تعریفشان از منافع ملی با تعریف مقام رهبری زاویه دارد و برخلاف تاکید حضرت آقا بر لزوم مقاومت در برابر زیاده خواهی دشمنان به اصل سازش گرایش دارند شکی نیست اینان عمدتا مفلوکانی هستند که صف خود را از مردم جدا کرده و با وقاحت در این شرایط زندگی تجملاتی را حق خود میدانند ولی با نظر شما در خصوص گوش نکردن به دستورات رهبری مخالف هستم اصل این صحبت آیا جز تضعیف جایگاه رهبری حاصل دیگری دارد برادر عزیز من یک ملت پشت حضرت آقا هستند اگر ایشان با صراحت دستوری صادر کنند چنانچه مسئولی نافرمانی کند شک نکنید مردم او را ادب خواهند کرد .

سلام بر استاد عزیز و بزرگوارم

مردم کارگزاری که  قیمت کفش برندش زمانی ۵ میلیون تومان و با توجه به افزایش قیمت ارز و کالا در حال حاضر ۲۰ میلیون تومان قابل تخمین است میخواهند چکار کنند یعنی ، 

به چه دردشان میخورد چنین کارگزاری ! آیا این پوشش موثر است در معیشت آنها ؟ اینطور اگر بود  خانه شاه که نیاوران و سعدآباد و ... بود به دردشان نتوانست بخورد این شخص میخواهد با این وصع به چه کارشان بیاید .

دید مردم به این مساله واحد نیست . بله شاید بعضی بخواهند کاخ سعدآباد و نیاوران زندگی کنند  و برخی هم بپسندند ولی بسیاری نه .

 پس حکم واحد ازین موضوع نمیتوان استخراج کرد .

حال با توجه به این مساله نظر شما چیست آیا صرفا باید صدای یک عده رو شنید و نامش را مقبولیت گداشت ؟ آیا احکام دین با این وصف نسبیت پیدا نمیکند

سلام برادر فاتح عزیز

به نظرم باید بین موضوعات اهم و مهم کرد، بله قطعا در جایی که مسئله مهم باشد و ثمره وانهادن آن بر دوش مردم بیشتر نباشد باید محکم رفتار کرد تا به تعبیر شما به نسبیت متمایل نگردد؛ اما در جایی که از درجه دوم اهمیت برخوردار است و دخالت دادن نظر مردم  بر آن ترجیح داشته باشد طبیعتا نظرخواهی از مردم اولویت خواهد داشت.

به عنوان نمونه نظرخواهی پیامبر(ص) از مردم در جنگ احد برای خروج از مدینه با اینکه هزینه سنگینی داشت اما به تجربه و به عبرت،  و به شخصیت دادن پیامبر(ص) به مردم می ارزید. 

آیا این سخن حضرت امام(ره) دستور صریح پرهیز از تجمل گرایی نیست (یک مورد نمونه ذکر میشود) : " روزیکه دولت و مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند و از خوی ارزشمند کوخ نشینی فاصله بگیرند فاتحه ی این کشور را باید خواند " . آیا این فرمایش مقام معظم رهبری " در راه پیشرفت ، تجمل گرایی و اشرافی گری ممنوع است " دستور اکید در دوری از تجملات نیست ؟ از شما خواهش کردم بحث را به مسیر مبهم نسبیت هدایت نفرمایید که بنظر میرسد بناچار بر " ایده آل و واقعیت " تکیه و استدلال کرده اید . استاد بزرگوار حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در موضوعاتی مردم را برای رسیدن به اهداف انقلاب به صبر هدایت و تشویق کرده اند اما در خصوص گرایش مسئولین به زندگی تجملاتی این بزرگواران بویژه حضرت امام(ره) بروز این پدیده در جامعه را به صراحت از اسباب نابودی اسلام و جمهوری اسلامی قلمداد میکنند از دیدگاه حضرت امام(ره) الزام مسئولین به دوری اکید از تجمل ، ایده آلی نیست که با صبر محقق میشود بلکه شریان حیات نظام است . در خصوص مردم و احتیاط در آرای آنها بنظر میاید کم لطفی میفرمایید این همان مردمی هستند که حضرت امام(ره) آنها را برتر از مردم صدر اسلام میدانستند و مقام معظم رهبری به دفعات بر بصیرت و هشیاری و آگاهی مردم ایران تاکید فرموده اند اما در خصوص احتمال اختلاف آرای مردم در مواجهه با تجمل گرایی ، واقعا پس از حضور حماسی مردم در مراسم وداع با سردار شجاع شهید حاج قاسم سلیمانی که الگوی ساده زیستی و خدمت صادقانه به مردم و کشور بودند میتوان به چنین ادعای بعیدی حتی فکر کرد ؟ استدلال بر آن بماند 

سلام بر برادر عزیز و دلسوزم 

در اینکه تجمل گرایی یک آفت جدی برای انقلاب است بنده هم موافقم  و با شما مخالفتی ندارم. 

امام و رهبری هم دائما اهمیت این مسئله را به مردم و مسئولان گوشزد کرده اند و تا اینجای کار هم کاملا به جا و صحیح بوده و است.

در اینکه مردم ما هم مردم فهیم و خوبی هستد و در تشییع جنازه سردار سلیمانی نمونه این وفاداری به انقلاب را به نمایش گذاشتند هم تردیدی وجود ندارد

اما من از شما یک سوال دارم، مسئولینی که امروز من و شما از وضع زندگی آنها و تجمل گرایی شان ناراحت هستیم از کجا آمده اند و مسئول شده اند؟ من قبول دارم مردم به خاطر وضع اقتصادی آنها به ایشان رأی نداده اند به خاطر خصوصیات دیگه مثل سبک مدیریت، نوع تفکرات، جناح سیاسی و مانند آن رأی داده اند اما خلاصه این ثروت را به عنوان مانع تلقی نکرده اند. 

خب نطام باید در برابر این نگاه چه کند؟ تا اینجا که باید گفتمان سازی شود، و امام و رهبری توصیه کنند و مسئولین هم رعایت کنند حرفی نیست، اما گام بالاتر و اینکه مثلا مسئولین نظارتی ایشان را رد صلاحیت کرده و مانند آن آیا به نظر شما آسیب این کار بیش از منافع آن نیست؟ آیا نمیگویند فلانی اگر تأیید صلاحیت میشد خیلی بهتر بود و ...؟

مسئله اینجاست، تحلیل شرایط و مدیریت یک حکومت و جامعه واقعا دشوار است. بله اگر مردم به این مسئله واقف شوند و واقعا تجمل گرایی را یک آفتی بدانند که داشتن بهترین قدرت مدیریتی هم آن را جبران نمیکند خب شرایط مهیا میشد که مسئولین نظارتی هم طبق این مطالبه عمومی رفتار کنند اما الان در شرایط فعلی به دستاویزی برای حمله به نظام تلقی خواهد شد.

بنابراین باید مسئولین در رفتار این را نشان دهند، همانگونه که سردار سلیمانی چنین کرد و مردم هم قدردان ایشان شدند، وگره با اجبار و کنار گذاشتن و مانند آن تاثیر عکس خواهد گذاشت

نقل قول:

سلام بر برادر عزیز و دلسوزم 

در اینکه تجمل گرایی یک آفت جدی برای انقلاب است بنده هم موافقم  و با شما مخالفتی ندارم. 

در اینکه مردم ما هم مردم فهیم و خوبی هستد و در تشییع جنازه سردار سلیمانی نمونه این وفاداری به انقلاب را به نمایش گذاشتند هم تردیدی وجود ندارد

اما من از شما یک سوال دارم، مسئولینی که امروز من و شما از وضع زندگی آنها و تجمل گرایی شان ناراحت هستیم از کجا آمده اند و مسئول شده اند؟ 

خب نطام باید در برابر این نگاه چه کند؟

سلام ، حق این است که شاگرد کلام استادش را بپذیرد و من هم راهنمایی های شما را می پذیرم و تشکر میکنم اما از باب آموختن بیشتر اجازه دهید به این نکته اشاره کنم که حضور مردم در مراسم تشیع شهید سلیمانی پیام روشنی داشت که مصادره به مطلوب کردن آن فقط صورت مسئله را پاک میکند از ابزار نظارت یاد کردید ناظر زمانی عادل است که دینفع نباشد چگونه میتوان انتظار داشت نظارت بر عملکردها مانع کجروی شود وقتی منظور و ناظر یا نسبت سببی و نسبی دارند یا اشتراک منافع همانطور که فرمودید برخورد قهری یا رد صلاحیت گسترده مشکل را حل نمیکند اما شما بفرمایید اگر حقوق مقام های دولتی از ارشدترین تا مدیران کل به میزان قابل توجهی کاهش یابد و در حد اداره ی یک زندگی متوسط باشد آیا مشکلی پیش میاید ؟ مگر در شرایط جنگی نیستیم اگر فشاری هست باید به نسبت بین همه تقسیم شود آنوقت فقط افرادی که قصدشان خدمت صادقانه است به میدان میایند نباید فراموش کنیم مردم فشارهای بیشتر از این را هم تحمل میکنند تا تسلیم زورگویی نشوند ولی تحمل دشواریهایی که منشا داخلی دارند چطور ؟

همانطور که فرمودید برخورد قهری یا رد صلاحیت گسترده مشکل را حل نمیکند اما شما بفرمایید اگر حقوق مقام های دولتی از ارشدترین تا مدیران کل به میزان قابل توجهی کاهش یابد و در حد اداره ی یک زندگی متوسط باشد آیا مشکلی پیش میاید ؟ مگر در شرایط جنگی نیستیم اگر فشاری هست باید به نسبت بین همه تقسیم شود آنوقت فقط افرادی که قصدشان خدمت صادقانه است به میدان میایند نباید فراموش کنیم مردم فشارهای بیشتر از این را هم تحمل میکنند تا تسلیم زورگویی نشوند ولی تحمل دشواریهایی که منشا داخلی دارند چطور ؟

ادب و متنانت شما در خور تحسین و ستایش است، ممنونم از شما

در اینکه مردم فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم و مانند آن را تحمل می کنند اما تبعیض ها و بی عدالتی های داخلی را بر نمی تابند کاملا با شما موافق هستم و اصلا باید هم اینگونه باشند و به درستی هم اینگونه هستند.

منتهی در روی آوردن مسئولین برای گرفتن پست های مسئولیتی انگیزه فقط حقوق نیست که بگوییم با کم کردن حقوق مسئولین دیگر کسی که خالصانه به دنبال خدمت نیست برای گرفتن مسئولیت ها پا پیش نمی گذارد، منفعت دنیوی بسیار عظیم تری به نام قدرت، رانت و نفوذ  و مانند آن در دستگاه حکومت به خودی خود وجود دارد که اصلا حقوق در برابر آن چیزی به حساب نمی آید. اینکه می بینید شخص برای رسیدن به نمایندگی مجلس چند میلیارد هزینه می کند خب روشن است که برای رسیدن به حقوق نمایندگی مجلس نیست که اگر تمام چهار سال حقوق نمایندگی را جمع کنند باز هم به اندازه خرجی که برخی نمایندگان برای رأی آوردن می کنند هم نمیرسد.

نکته دیگر اینکه برخی منافع دنیوی اصلا از سنخ ثروت نیستند، گاهی از سنخ شهرت، و یا قدرت هستند. مثلا این ترامپ در آمریکا اصلا به خاطر ثروت و حقوق رئیس جمهور نشده، این آقا اصلا نمیشود روی ثروتش قیمت گذاشت، بنابراین دنبال ثروت نیست، دنبال قدرت است، قدرت چیزی است که در ثروت نیست و انسان ها حتی با وجود داشتن ثروت باز هم گمشده ای به نام قدرت دارند.

نقل قول:

ادب و متنانت شما در خور تحسین و ستایش است، ممنونم از شما

در اینکه مردم فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم و مانند آن را تحمل می کنند اما تبعیض ها و بی عدالتی های داخلی را بر نمی تابند کاملا با شما موافق هستم و اصلا باید هم اینگونه باشند و به درستی هم اینگونه هستند.

منتهی در روی آوردن مسئولین برای گرفتن پست های مسئولیتی انگیزه فقط حقوق نیست که بگوییم با کم کردن حقوق مسئولین دیگر کسی که خالصانه به دنبال خدمت نیست برای گرفتن مسئولیت ها پا پیش نمی گذارد، منفعت دنیوی بسیار عظیم تری به نام قدرت، رانت و نفوذ  و مانند آن در دستگاه حکومت به خودی خود وجود دارد که اصلا حقوق در برابر آن چیزی به حساب نمی آید. اینکه می بینید شخص برای رسیدن به نمایندگی مجلس چند میلیارد هزینه می کند خب روشن است که برای رسیدن به حقوق نمایندگی مجلس نیست که اگر تمام چهار سال حقوق نمایندگی را جمع کنند باز هم به اندازه خرجی که برخی نمایندگان برای رأی آوردن می کنند هم نمیرسد.

نکته دیگر اینکه برخی منافع دنیوی اصلا از سنخ ثروت نیستند، گاهی از سنخ شهرت، و یا قدرت هستند. مثلا این ترامپ در آمریکا اصلا به خاطر ثروت و حقوق رئیس جمهور نشده، این آقا اصلا نمیشود روی ثروتش قیمت گذاشت، بنابراین دنبال ثروت نیست، دنبال قدرت است، قدرت چیزی است که در ثروت نیست و انسان ها حتی با وجود داشتن ثروت باز هم گمشده ای به نام قدرت دارند.

خدا میداند در خود ادب و تواضعی نمی بینم اگر حقیقتا چنین تصوری دارید به برکت نفس آنهایی است که اعتراف میکنم هنوز از درک عظمت و شان والایشان عاجزم بهر حال شما حق استادی بر من دارید و احترام به شما بر من واجب است ممنونم استاد عفو بفرمایید قصور از بنده است که نتوانستم با کلام ابترم مقصود خود را انتقال دهم شکی نیست آنکه مقام را اسباب ثروت اندوزی می پندارد نه توجهی به حقوق ماهیانه دارد و نه میزان آن برایش مهم است اشاره به بحث حقوق فتح باب بود برای لزوم برخورد جدی و قاطع و اتمام حجت با مسئولین بمنظور پرهیز از هرگونه سواستفاده از مقام و منصب بهر اندازه و در جهت تامین منافع شخصی یا گروهی و این هشدار آنچنان پیگیرانه اعمال شود تا مقام مسئول به این یقین برسد که در صورت کجروی حکم اشد مجازات قطعی خواهد بود . استاد فرمایشات شما را روی چشم میگذارم و اطاعت میکنم ولی باور کنید گریه امانم نمیدهد وقتی یادم میاید بسیاری از دوستان در حالی از این دنیا دل کندند و رفتند که همسر و فرزندانشان در خانه ای استیجاری زندگی میکردند مرا خاک پای خود بدانید ولی اگر امکاناتی دارید در کنار سایر مسایل لزوم مبارزه با اشرافیت را که بلای جان انقلاب و آرمان شهداست یادآوری فرمایید . اگر حضورتان سهوا جسارتی کردم حلال کنید و از وقتی که برای راهنمایی و هدایت حقیر اختصاص دادید ممنونم عاقبت بخیر باشید .

خدا میداند در خود ادب و تواضعی نمی بینم اگر حقیقتا چنین تصوری دارید به برکت نفس آنهایی است که اعتراف میکنم هنوز از درک عظمت و شان والایشان عاجزم بهر حال شما حق استادی بر من دارید و احترام به شما بر من واجب است ممنونم استاد عفو بفرمایید قصور از بنده است که نتوانستم با کلام ابترم مقصود خود را انتقال دهم شکی نیست آنکه مقام را اسباب ثروت اندوزی می پندارد نه توجهی به حقوق ماهیانه دارد و نه میزان آن برایش مهم است اشاره به بحث حقوق فتح باب بود برای لزوم برخورد جدی و قاطع و اتمام حجت با مسئولین بمنظور پرهیز از هرگونه سواستفاده از مقام و منصب بهر اندازه و در جهت تامین منافع شخصی یا گروهی و این هشدار آنچنان پیگیرانه اعمال شود تا مقام مسئول به این یقین برسد که در صورت کجروی حکم اشد مجازات قطعی خواهد بود . استاد فرمایشات شما را روی چشم میگذارم و اطاعت میکنم ولی باور کنید گریه امانم نمیدهد وقتی یادم میاید بسیاری از دوستان در حالی از این دنیا دل کندند و رفتند که همسر و فرزندانشان در خانه ای استیجاری زندگی میکردند مرا خاک پای خود بدانید ولی اگر امکاناتی دارید در کنار سایر مسایل لزوم مبارزه با اشرافیت را که بلای جان انقلاب و آرمان شهداست یادآوری فرمایید . اگر حضورتان سهوا جسارتی کردم حلال کنید و از وقتی که برای راهنمایی و هدایت حقیر اختصاص دادید ممنونم عاقبت بخیر باشید

من شما را نمیشناسم و در این سال ها کمتر با آیدی شما برخورد داشته ام، اما می دانم در ورای این الفاظ، انسانی وارسته و دلسوز نسبت به اسلام و  انقلاب و پیبند به خون شهدا است که دارد این سطور را می نویسد...(هرچند لازمه اخلاق نیکویتان این است که این سخنان بنده را نپذیرید اما بنده آنها را باور دارم)

خدا گواه است همین چیزهایی که به خاطر آنها گریه امانتان را بریده است قلب و روح ما را نیز آتش زده است. انگار قسمت مومنین تا ظهور امام زمان(عج) خون دل خوردن است. اینکه گفتید دارید این سطور را با اشک می نویسید من را به هم ریخت. هیچ چیز مثل اشک و دلسوزی بچه های انقلاب بابت آرمان ها من را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

کسانی که بیشترین دفاع را انجام میدهند کمتر از سایرین از این انقلاب بهره برده اند، و کسانی که جز برای این نظام هزینه نداشته اند بیشتر از همه از سر این سفره غنائم برده اند، و گاهی حتی به اشتباه سرمایه انقلاب دانسته شده اند، در حالی که سرمایه انقلاب همان جوان مستأجری است که همسرو  فرزندش را برای دفاع از اسلام و انقلاب رها می کند.

ما درگیر یک جنگ نابرابر هستیم که از خارج و داخل دارند خنجر می زنند و قشر انقلابی ما که بیشترین خنجر را میخورند، بیشترین طعنه ها را هم می شنوند. ولی چاره ای نیست باید به مردم بصیرت بدهیم، باید مبارزه با اشرافی گری را تبدیل به یک گفتمان عمومی و مورد مطالبه قرار دهیم...

آنانکه رفتند کاری حسینی کردند و ما که مانده ایم باید کاری زینبی کنیم...

جمع بندی

پرسش:

آیا جامعه ی فعلی ما اسلامی است؟ زمانی مشرکان مکه تحریمهای تجاری و اقتصادی شدیدی وضع کردند تا مسلمانان را وادار به تسلیم نمایند در آن شرایط آیا پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به اهل بیت مکرم و اصحاب شاخص و افراد صاحب مقام اجازه میدادند از معیشت بهتری نسبت به عموم مسلمانان برخوردار باشند؟ امروز چه؟ آیا معیشت مسئولین با زندگی عموم مردم کمترین تشابهی دارد؟ اصولا آیا تشویق و ترغیب کردن مردم به مقاومت در صورت برخورداری از شرایط نابرابر موضوعیت دارد؟

پاسخ:

باید توجه داشت که در مقام قضاوت یک شخص، یک حکومت، و یا یک جامعه نگاه صفر و صدی هر دو اشتباه است، اینکه همه مردم، یا همه مسئولین، یا همه حکومت را یک دست سفید یا یک دست سیاه ببینم هر دو اشتباه است.

در این شکی وجود ندارد که جامعه، حکومت، و مردم ما هر سه  به لحاظ نگرش دینی و اسلامی نسبت به حکومت پیشین رشد و ترقی داشته اند، همانطور که در اینکه به نقطه آرمانی نرسیده ایم هم تردیدی وجود ندارد.

در مورد ساده زیستی مسئولان طبیعتا پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) در همه عرصه های زندگی، خصوصا چنین مواقعی در سطح پایین ترین قشر مردم زندگی می کردند تا مایه دلگرمی و همدردی با ایشان باشد. این یک اصل مسلّم عقلی و شرعی است همانطور که امام خمینی(ره) هم بدان پایبند بوده و رهبری پس از امام هم آن را سرلوحه زندگی خویش قرار دادند، به گونه ای که حتی منتقدین ایشان هم نسبت به ساده زیستی و پاکدستی ایشان معترف هستند.

منتهی وقتی نوبت به جمهوریت و انتخاب مردم میرسد طبیعتا باید چارچوب ها را گسترده تر گرفت تا مردم هم حق ابراز نظر داشته باشند، ولی فقیه در چنین شرایطی وظیفه تبیین چارچوب ها را دارد و بارها رهبری نسبت به ساده زیستی مسئولین به عنوان یک شاخصه مهم نام برده است.

بنابراین در اینکه تجمل گرایی یک آفت جدی برای انقلاب است وبرخی از مسئولین هم این عنصر مهم را جدی نگرفته اند بنده هم موافقم  و با شما مخالفتی ندارم، اما راه چاره چیست؟

امام و رهبری که دائما اهمیت این مسئله را به مردم و مسئولان گوشزد کرده اند و تا اینجای کار هم کاملا به جا و صحیح بوده و است. در اینکه مردم ما هم مردم فهیم و خوبی هستند تردیدی وجود ندارد، اما من از شما یک سوال دارم، مسئولینی که امروز من و شما از وضع زندگی آنها و تجمل گرایی شان ناراحت هستیم از کجا آمده اند و مسئول شده اند؟ من قبول دارم مردم به خاطر وضع اقتصادی آنها به ایشان رأی نداده اند به خاطر خصوصیات دیگه مثل سبک مدیریت، نوع تفکرات، جناح سیاسی و مانند آن رأی داده اند اما خلاصه این ثروت را به عنوان مانع تلقی نکرده اند. 

خب نطام باید در برابر این نگاه چه کند؟ تا اینجا که باید گفتمان سازی شود، و امام و رهبری توصیه کنند و مسئولین هم رعایت کنند حرفی نیست، اما گام بالاتر و اینکه مثلا مسئولین نظارتی ایشان را رد صلاحیت کرده و مانند آن آیا به نظر شما آسیب این کار بیش از منافع آن نیست؟ آیا نمیگویند فلانی اگر تأیید صلاحیت میشد خیلی بهتر بود و ...؟

مسئله اینجاست، تحلیل شرایط و مدیریت یک حکومت و جامعه واقعا دشوار است. بحث آرمان ها یک چیز است، بحث واقعیت ها یک چیز است. من هم مثل شما دوست دارم تمامی مسئولین در سطح مردم زندگی کنند، اما آیا بقیه مردم هم نظری چون من و شما دارند؟ اگر خود مردم نگاهشان این باشد که داشتن ثروت مانعی ندارد و بیشتر گرایش های سیاسی و تفکرات یک شخص برایشان مهم باشد، طبیعتا رد صلاحیت چنین شخصی از سوی حکومت هزینه به مراتب بیشتری دارد نسبت به روی کار آمدن او، اما اگر خود مردم به این برسند که ساده زیستی یک ملاک لازم برای مسئولین است طبیعتا مسئولین هم سعی می کنند خودشان را با این مطالبه عمومی همراه سازند.

 

موضوع قفل شده است