جمع بندی توصیف اهل بیت علیهم السلام برای افراد غیر مذهبی

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
توصیف اهل بیت علیهم السلام برای افراد غیر مذهبی

سلام.

اگه یکی ازما جلو ی جمع غیرمذهبی بپرسه : نظرت راجع ب امام حسین و اهل بیتشون چیه؛ ما در جواب چی بگیم ک هم ب خوبی نشانگر عشقمون ب اهل بیت باشه و هم جواب خوبی هم جلوی اون همه آدم غیرمعتقد باشه؟

 

ممنون میشم خیلی زود پاسخ بدین.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مشکور

سلام.

 

اگه یکی ازما جلو ی جمع غیرمذهبی بپرسه : نظرت راجع ب امام حسین و اهل بیتشون چیه؛ ما در جواب چی بگیم ک هم ب خوبی نشانگر عشقمون ب اهل بیت باشه و هم جواب خوبی هم جلوی اون همه آدم غیرمعتقد باشه؟

 

 

با سلام و ادب

در پاسخ گفتنی است: معرفی و توصیف امامان معصوم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) برای کسانی که اهل دین و مذهب بوده و اعتقاد به خدا و ولایت معصومان دارند کار نسبتاً آسانی است زیرا برای این دسته می توان با رجوع به آیات کلام الله مجید و تفاسیر و روایات دینی معتبر مطالب بسیاری را برای معرفی شخصیت اهل بیت و معصومان (علیهم السلام) بیان کرد. اما معرفی اهل بیت برای کسانی که با دین و مذهب سازگاری ندارند کمی دشوار و پیچیده تر است برای این منظور باید ابتدا با استفاده از مبانی عقل و مستندات تاریخی اصل امامت اثبات شود که لازمه آن در گام اول اثبات توحید و خدا و ضرورت نبوت است تا نوبت به اثبات امامت و معرفی ویژگی های شخصیتی آنها برسد و نیز می توان در قالب تمثیل به معرفی جایگاه آنها پرداخت در ادامه به مواردی اشاره می کنیم:

الف- راه عقلی: بعد از اثبات خدا و ضرورت نبوت اینگونه استدلال می شود: باید توجه داشت که : ۱- بر اساس عقل، لزوم رهبری در جامعه امری ضروری و انکار ناپذیر است. ۲- رهبری در جامعه اسلامی باید براساس احکام و قوانین الهی باشد. زیرا تنها خدای خالق حکیم شایستگی قانونگذاری برای جهان و انسان را دارد و همو شایسته است تا حاکم و رهبر جامعه اسلامی را تعیین کند. ۳- احکام الهی و اجرای آن توسط کسی ممکن است که صد در صد به زوایای آن احکام آگاه و نسبت به آنها متعهد باشد. به عبارت دیگر اگر پیامبر نیست از شرایط و اوصاف نزدیک ترین فرد به آن حضرت باشد و به شهادت تاریخ و گواهی خلفا هیچ کس در این جهات قابل مقایسه به امامان معصوم (علیهم السلام) نبوده است. زیرا امامان معصوم بخاطر شایستگی هایی که داشته اند منصوب از طرف خدا هستند و نیز دارای مقام علم الهی و عصمت الهی اند. حتی خلفا در موارد بسیاری احساس نیاز به ائمه (علیهم السلام ) می کردند.

ب- منابع تاریخی: بر اساس گواهی منابع تاریخی که در طول تاریخ پس از اسلام توسط مورخان نگاشته شده به گوشه و کنار زوایای زندگی امامان معصوم (علیهم السلام) پرداخته شده که در نهایت طهارت و پاکی و ساده زیستی زندگی می کرده اند و علیرغم اینکه از طرف حاکمان وقت اموی و عباسی تحت فشار و خفقان و تحت مراقبت شدید قرار داشته اند با این وجود ضمن رعایت وظایف عبودیت و بندگی و طهارت و پاکی از هیچ تلاشی برای خدمت به مردم و رفع مشکلات فردی و اجتماعی جامعه دینی و نیز در مسیر انجام رسالت خاص خود یعنی حفظ دین و ایمان جامعه از کجی و انحراف دریغ نمی ورزیدند. بقدری سبک زندگی الهی و مردمی بودن آنها روشن و شفاف بوده بنحوی که حتی مخالفان اهل بیت نیز نتوانسته اند فضائل و مناقب آن بزرگواران را نادیده بگیرند و در گوشه گوشه صفحات تاریخ اسلام، زلالی و پاکی زندگی آنها عیان و آشکار است.

ج- در قالب تمثیل: اگر جهان خلقت را بعنوان یک کمپانی بزرگ بدانیم که محصولاتی مشخص بعنوان مثال انسان دارای عقل و شعور دارد که در اصطلاح به آن جامعه بشری اطلاق می شود برای بهره مندی صحیح از محصولات این کمپانی باید دفترچه راهنما و راهنمایانی توسط صاحب امتیاز این کمپانی که خدای هستی بخش است تعریف شود تا بتوان از این محصولات به درستی استفاده کرد و در مسیر هدف مشخصی که برای آن ایجاد شده اند(سعادت و کمال) به کار گرفت. کتب الهی همان دفترچه های راهنما و پیامبران الهی همان نمایندگان شایسته این کمپانی در طول تاریخ بشریت اند که آخرین و کاملترین این کتب و راهنمایان در شریعت اسلام با کتاب قرآن و پیامبری نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) به حد اعلای خود رسیده است. می توان جهان بشری و امت اسلامی در آخرالزمان را به مثابه یک سازمان بزرگ تشبیه کرد که این سازمان بی نیاز از رهبری آگاه و کارآزموده نیست. پیامبر اسلام بعنوان آخرین راهنما و آورنده آخرین کتاب هدایت بشری است. از آنجاییکه این رهبر آسمانی برای سازمان آخرالزمان خاتم و پایان بخش است و ضرورت وجود راهنما در بین مردم برای همیشه تاریخ، امری ضروری است. چنانکه اگر در یک سازمان، مؤسس و رهبر و مدیر اصلی آن نباشد برای خود جانشین شایسته تعیین می کند و سازمان را بدون رهبری رها نمی کند، بی شک خدای حکیم که آفریننده این کمپانی و سازمان عظیم جهانی و هدفمند است، بعد از پیامبر اکرم، امت اسلامی و جامعه بشری را به حال خود رها نکرده و قطعاً افرادی را بعنوان امام و جانشین برحق که دارای همه ویژگی ها، شایستگی ها و اختیارات لازم برای رهبری هستند را بعنوان جانشینان پیامبر برگزیده است. این جانشینان در واقع همان امامان معصوم (علیهم السلام) هستند که در اعتقاد ما شیعیان دارای مقام علم و عصمت الهی و منصوب از طرف خدای متعال هستند و در همه مکارم اخلاق و فضایل و خوبیها عیناً و کاملاً شبیه به پیامبر اسلام (صلوات الله علیهم اجمعین) بوده هستند.

از آنجاییکه امامان معصوم (علیهم السلام) مصداق واقعی انسان کامل بوده اند (اهل صدق و پاکی و اخلاص، احسان و نیکی، خدمت به مردم، برقراری عدل و مبارزه با ظلم و ...) و از هرگونه عیب و نقص و خطا و اشتباهی مبرا بوده اند می توان روی هر ویژگی شخصیتی آنها بعنوان نمونه کامل انگشت گذاشت و از خوبی آنها پیش دیگران تعریف کرد از آنجاییکه ویژگی های اخلاقی و انسانی تنها برای افراد مذهبی جذابیت ندارد بلکه حتی افراد غیر مذهبی نیز عاشق کمالات اخلاقی و انسانی اند فلذا با بیان خوبیها و فضایل امامان شیعه (علیهم السلام) جذب آن می شوند چنانکه تنها شیعیان نیستند که به کمالات امیرالمؤمنین (علیه السلام) واقفند بلکه دوست و دشمن از گذشته تا به امروز در برابر عظمت کمالات آن حضرت سر تعظیم فرود می آورند و نسبت به سید و سالار شهیدان و مقام ایثار و خلوص ایشان همگی اظهار محبت و ارادت می کنند و ...

موفق باشید ... 

اگه یکی ازما جلو ی جمع غیرمذهبی بپرسه : نظرت راجع ب امام حسین و اهل بیتشون چیه؛ ما در جواب چی بگیم ک هم ب خوبی نشانگر عشقمون ب اهل بیت باشه و هم جواب خوبی هم جلوی اون همه آدم غیرمعتقد باشه؟

سلام مجدد

پس از مقدمه ای که در پست اول بیان کردیم بعنوان نمونه اگر با چنین سؤالی در حضور افراد غیرمذهبی مواجه شدیم با اعتماد به نفس بالا که حاکی از اعتقاد و شور و عشق قلبی مان است چنین می گوییم:

متأسفانه امروزه در جهانی که زندگی می کنیم به هر طرف که می نگریم غالب بشریت، اعم از پیر و نوجوان و جوان و میانسال، زنان و مردان جامعه جهانی و حتی جوامع اسلامی را گرفتار انتخاب های غلط و نادرست، اقبال به الگوها و اسوه های زندگی ناقص و کاذبی همچون هنرمندان، بازیکنان، خوانندگان و ... می بینیم که سرتاسر زندگی آنها را هوا و منیت ها و شهوات شهرت و شهوت و ثروت فراگرفته است. با مشاهده چنین وضعیت اسفباری که به یک گرفتاری همگانی تبدیل شده؛ وقتی به نور هدایت و شور و عشق و محبتی که خداوند در قلب من و امثال من نسبت به پاکترین بندگان و اولیاء الهی یعنی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم صلوات الله) قرار داده نگاه می کنم و در اوج این همه خوبی و زیبایی شور و عشق و محبت به امام حسین (علیه السلام) است که موج می زند، چنانکه در روایت است خداوند به هر بنده ای اراده خیر بکند عشق و محبت امام حسین و شوق زیارتش را در دلش ایجاد می کند. به داشته های خودم افتخار می کنم و خدای را شاکرم که قلب مرا به نور ولایت و محبت خوبان عالم، همان ها که در اوج پاکی و طهارت و مبارزه با ظلم و ستم و برقراری عدالت، بهترین مرگ، یعنی شهادت در راه خدا را در آغوش گرفتند آشنا ساخته و از محبت کسانی که با خدا و اولیاء خدا نسبتی ندارند بلکه پیرو طاغوت و هوای نفس اند بی نیاز کرد.

اگر پس از این ابراز اعتقاد و شور و عشق به اهل بیت و امام حسین (علیهم السلام) از شما پرسیدند چند نمونه از این خوبیها و فضایلی که موجب شده شما عاشق اهل بیت شوید را بیان کنید؟! بی شک! لازمه آن مطالعه در تاریخ و احوالات زندگی آن بزرگواران معصوم (علیهم السلام) است، باید مطالعه کتابهای تاریخ زندگی معصومان، داستان ها و حکایت های نابی که برخی اتفاقات زندگی انها را به تصویر کشیده را مطالعه کنید تا بتوانید خوبی ها و فضائل آنها را برای دیگران بیان کنید. زیرا نمونه های واقعی که حاکی از اوج فضیلت و خوبی در آن خوبان عالم است بقدری زیاد است که بیان آنها در حوصله این مجال نمی گنجد.

اگه یکی ازما جلو ی جمع غیرمذهبی بپرسه : نظرت راجع ب امام حسین و اهل بیتشون چیه؛ ما در جواب چی بگیم ک هم ب خوبی نشانگر عشقمون ب اهل بیت باشه و هم جواب خوبی هم جلوی اون همه آدم غیرمعتقد باشه؟

سلام مجدد

پس از مقدمه ای که در پست اول بیان کردیم بعنوان نمونه اگر با چنین سؤالی در حضور افراد غیرمذهبی مواجه شدیم با اعتماد به نفس بالا که حاکی از اعتقاد و شور و عشق قلبی مان است چنین می گوییم:

متأسفانه امروزه در جهانی که زندگی می کنیم به هر طرف که می نگریم غالب بشریت، اعم از پیر و نوجوان و جوان و میانسال، زنان و مردان جامعه جهانی و حتی جوامع اسلامی را گرفتار انتخاب های غلط و نادرست، اقبال به الگوها و اسوه های زندگی ناقص و کاذبی همچون هنرمندان، بازیکنان، خوانندگان و ... می بینیم که سرتاسر زندگی آنها را هوا و منیت ها و شهوات شهرت و شهوت و ثروت فراگرفته است. با مشاهده چنین وضعیت اسفباری که به یک گرفتاری همگانی تبدیل شده؛ وقتی به نور هدایت و شور و عشق و محبتی که خداوند در قلب من و امثال من نسبت به پاکترین بندگان و اولیاء الهی یعنی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم صلوات الله) قرار داده نگاه می کنم و در اوج این همه خوبی و زیبایی شور و عشق و محبت به امام حسین (علیه السلام) است که موج می زند، چنانکه در روایت است خداوند به هر بنده ای اراده خیر بکند عشق و محبت امام حسین و شوق زیارتش را در دلش ایجاد می کند. به داشته های خودم افتخار می کنم و خدای را شاکرم که قلب مرا به نور ولایت و محبت خوبان عالم، همان ها که در اوج پاکی و طهارت و مبارزه با ظلم و ستم و برقراری عدالت، بهترین مرگ، یعنی شهادت در راه خدا را در آغوش گرفتند آشنا ساخته و از محبت کسانی که با خدا و اولیاء خدا نسبتی ندارند بلکه پیرو طاغوت و هوای نفس اند بی نیاز کرد.

اگر پس از این ابراز اعتقاد و شور و عشق به اهل بیت و امام حسین (علیهم السلام) از شما پرسیدند چند نمونه از این خوبیها و فضایلی که موجب شده شما عاشق اهل بیت شوید را بیان کنید؟! بی شک! لازمه آن مطالعه در تاریخ و احوالات زندگی آن بزرگواران معصوم (علیهم السلام) است، باید مطالعه کتابهای تاریخ زندگی معصومان، داستان ها و حکایت های نابی که برخی اتفاقات زندگی انها را به تصویر کشیده را مطالعه کنید تا بتوانید خوبی ها و فضائل آنها را برای دیگران بیان کنید.

 

تشکر فراوان برای توضیحات خوبتون Lol

سلام مجدد

در این مجال، برای تکمیل بحث توصیف اهل بیت (علیهم السلام) به نمونه هایی از کمالات و فضایل حقیقی آن بزرگواران معصوم با محوریت بحث اهمیت به کار و تولید و مسائل اقتصادی (در سال تولید) اشاره می کنیم:
1. ارزش کار: در سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) فعالیت های اقتصادی افراد ارزش بالایی دارد. آن بزرگواران کارگران و تولید کنندگان را بسیار تشویق می کردند. سیره عملی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) این بوده است که بار زندگی خود را شخصاً به دوش می کشیدند و هیچ گاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را وابسته به دیگران نمی کردند. «انس بن مالک» می گوید: هنگامی که رسول خدا (صلوات الله علیه) از جنگ تبوک بر می گشت، «سعد انصاری» یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر اکرم با او دست داد، احساس کرد که دستان وی زبر و خشن است! نبی مکرم سؤال کرد: چرا دستان تو این قدر خشن و زبر است؟ عرضه داشت: یا رسول الله! این خشونت و زبری دستان من به خاطر کار کردن با بیل و طناب است تا مخارج خانواده ام را تأمین کنم. پیامبر دستان او را بوسید و فرمود: این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد. [1] شهید آیت الله مطهری (ره) می گوید: «شخصیت علی (علیه السلام) شخصیتی جامع الاضداد است. وقتی خلوت شب فرا می رسد، هیچ عارفی به پای او نمی رسد و روز که می شود گویی این آدم آن آدم نیست. با اصحابش که می نشیند چنان چهره اش باز و خندان است که از جمله اوصافش این است که همیشه قیافه اش باز و شکفته است.»[2]

2. تلاش در عرصه تولید: پیشوایان معصوم (ع) علاوه بر اینکه خود در عرصه تولید و تلاش های اقتصادی پیش گام بودند، از تولید کنندگان و کشاورزان حمایت می کردند و به آسیب دیدگان و ورشکستگان و قرض دارانی که زندگی اقتصادی آن ها به دلیل مشکلات طبیعی مختل شده بود، کمک های فراوانی می کردند. امام علی (علیه السلام) به تولید کنندگان و کشاورزان عنایت ویژه ای داشت. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: «کان امیرالمؤمنین یکتب و یوصی بفلاحین خیرا؛ [3]امیرمومنان همیشه به عمال و کارمندان شان سفارش کشاورزان را می نمود.» امام موسی کاظم (علیه السلام) از کشاورزان و تولید کنندگان مدینه زیاد حمایت می کرد. آن حضرت در کمک به کشاورزی که زراعت او دچار خسارت شده بود، علاوه بر اصل سرمایه، مقدار سودی که انتظار داشت به او می پردازد، ضمن این که حمایت معنوی خود را نیز اعلام می دارد و برای آن کشاورز دعا می کند و با ذکر روایتی از پیامبر (صلوات الله علیه) او را مشمول هدایت فکری و معنوی خود قرار می دهد. [4]

3. تأمین نیازهای محرومان: توجه به امور معیشتی فقرا و نیازمندان جامعه در سیره پیشوایان معصوم جایگاه ویژه ای دارد. حضرت علی (علیه السلام) حمایت از اقشار محروم و درمانده جامعه را جزء برنامه های اصلاحی خویش قرار داده بود. آن حضرت، در عهدنامه خویش به«مالک اشتر نخعی» به وی مأموریت می دهد که هیچ گاه از اقشار محروم غفلت نورزد و نیازهای آنان را تأمین کند:...«ثم الله الله فی الطبقه السفلی...»[5] امام متقین علاوه بر فرمان هایی که به کارگزاران خویش جهت تأمین اجتماعی جامعه می دهد، خود عملاً نیز به تأمین این قشر در جامعه اقدام می کند.

4. اعتدال و قناعت در مصرف: از جمله آموزه های سیره معصومین (علیهم السلام) این است که انسان تولید و انفاق زیاد داشته باشد ولی در مصرف شخصی به حداقل قناعت نماید. روحیه تولید و تلاش در سیره آن بزرگواران چنان است که تولید را برای ارتقای سطح معیشت مردم می خواستند. آنان با تولید بیش تر کم ترین استفاده شخصی را می نمودند. «ابن عباس» می گوید: در زمان جنگ جمل هنگامی که در منطقه«ذی قار» برای جمع آوری نیرو اردو زده بودیم، یک روز به خیمه مولای متقیان (علیه السلام) رفتم. دیدم حضرت مشغول دوختن کفش خویش است سلام کردم، امام جواب دادند. پرسیدند: ابن عباس! این نعلین و صله خورده چقدر می ارزد؟ گفتم: ارزشی ندارد. امام فرمودند: حکومت بر شما نزد من از این نعلین بی ارزش تر است، مگر آن که حقی را برپا سازم و یا باطلی را از میان بردارم.[6]

5. اجرای عدالت اقتصادی: پیشوایان معصوم برای زدودن شرایط ناعادلانه زندگی و دستیابی به عدالت اقتصادی آن هم با توجه به بی عدالتی جامعه آنان، شعار عدالت اقتصادی را مطرح می کردند و در راه تحقق آن سیاست هایی را در پیش می گرفتند. در زمان حضرت علی (علیه السلام) مهم ترین منبع درآمد حکومت، بیت المال بود شبی «طلحه» و«زبیر» بر او وارد شدند، امام چراغی را که در برابرش بود، خاموش کرد و فرمود تا چراغی از خانه برایش آوردند. طلحه و زبیر سبب آن را پرسیدند. امام فرمودند: روغن چراغ از بیت المال است. سزاوار نیست با شما، با روشنایی آن هم نشینی کنم.[7] امام متقین هرگز اجازه نمی دادند مسئولان حکومتی کوچک ترین تعرضی نسبت به اموال بیت المال مسلمانان داشته باشند. به«زیاد بن ابیه» در این مورد نامه نوشت و فرمود: «به خدا قسم! اگر به من خبر رسد که در اموال مسلمانان خیانتی کوچک یا بزرگ از تو سر زده است، چنان با تو برخورد خواهم کرد که خوار و ذلیل و از هزینه زندگی درمانده و پریشان حال گردی»[8]

اینها فقط و فقط گوشه هایی کوچک از بزرگی و کمال و فضائل و خوبی های امامان معصوم است که بعنوان نمونه به تصویر کشیدیم.

پی نوشت ها:
[1]. اسدالغابه، ابن اثیر، ج 2، ص 169.
[2]. تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص 410.
[3]. وسایل الشیعه، ج 13، ص 216.
[4]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 15، ص 16.
[5]. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 53، ص 582.
[6]. بحارالانوار، ج 40، ص328.
[7]. سیاست نامه امام علی، محمد محمدی ری شهری، ترجمه مهدی مهری، ص 444.
[8]. نهج‌البلاغه، نامه 20، ص 500 – 499، برگرفته از سایت حوزه با کمی تغییر.

جمع بندی

پرسش:
چگونه امامان معصوم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را برای افراد غیر مذهبی توصیف کنیم؟

پاسخ:
در پاسخ گفتنی است: معرفی و توصیف امامان معصوم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) برای کسانی که اهل دین و مذهب بوده و اعتقاد به خدا و ولایت معصومان دارند کار نسبتاً آسانی است زیرا برای این دسته می توان با رجوع به آیات کلام الله مجید و تفاسیر و روایات دینی معتبر مطالب بسیاری را بیان کرد. اما معرفی اهل بیت برای کسانی که با دین و مذهب سازگاری ندارند کمی دشوار و پیچیده تر است برای این منظور باید ابتدا با استفاده از مبانی عقل و مستندات تاریخی اصل امامت اثبات شود که لازمه آن در گام اول اثبات توحید و خدا و ضرورت نبوت است تا نوبت به اثبات امامت و معرفی ویژگی های شخصیتی آنها برسد و نیز می توان در قالب تمثیل به معرفی جایگاه آنها پرداخت:

الف- راه عقلی: بعد از اثبات خدا و ضرورت نبوت اینگونه استدلال می شود: باید توجه داشت که : ۱- بر اساس عقل، لزوم رهبری در جامعه امری ضروری و انکار ناپذیر است. ۲- رهبری در جامعه اسلامی باید براساس احکام و قوانین الهی باشد. زیرا تنها خدای خالق حکیم شایستگی قانونگذاری برای جهان و انسان را دارد و همو شایسته است تا حاکم و رهبر جامعه اسلامی را تعیین کند. ۳- احکام الهی و اجرای آن توسط کسی ممکن است که صد در صد به زوایای آن احکام از طریق وحی معصومانه آگاه و نسبت به آنها متعهد باشد. به عبارت دیگر اگر پیامبر نیست از لحاظ شرایط و اوصاف، نزدیک ترین فرد به آن حضرت باشد و به شهادت آیات و روایات دینی، تاریخ و گواهی خلفا هیچ کس در این جهات قابل مقایسه با امامان معصوم (علیهم السلام) نبوده است.

ب- منابع تاریخی: بر اساس گواهی منابع تاریخی که در طول تاریخ پس از اسلام توسط مورخان نگاشته شده به گوشه و کنار زوایای زندگی امامان معصوم (علیهم السلام) پرداخته شده که در نهایت طهارت و پاکی و ساده زیستی زندگی می کرده اند و علیرغم اینکه از طرف حاکمان وقت اموی و عباسی تحت فشار و خفقان و تحت مراقبت شدید قرار داشته اند با این وجود ضمن رعایت وظایف عبودیت و بندگی و طهارت و پاکی از هیچ تلاشی برای خدمت به مردم و رفع مشکلات فردی و اجتماعی جامعه دینی و نیز در مسیر انجام رسالت خاص خود یعنی حفظ دین و ایمان جامعه از کجی و انحراف دریغ نمی ورزیدند. بقدری سبک زندگی الهی و مردمی بودن آنها روشن و شفاف بوده، بنحوی که حتی مخالفان اهل بیت نیز نتوانسته اند فضائل و مناقب آن بزرگواران را نادیده بگیرند و در گوشه گوشه صفحات تاریخ اسلام، زلالی و پاکی زندگی آنها عیان و آشکار است.

ج- در قالب تمثیل: اگر جهان خلقت را بعنوان یک کمپانی بزرگ بدانیم که محصولاتی مشخص همانند انسانِ دارای عقل و شعور دارد که در اصطلاح به آن جامعه بشری اطلاق می شود برای بهره مندی صحیح از محصولات این کمپانی باید دفترچه راهنما و راهنمایانی توسط صاحب امتیاز این کمپانی که خدای هستی بخش است تعریف شود تا بتوان از این محصولات به درستی استفاده کرد و در مسیر هدف مشخصی که برای آن ایجاد شده اند(سعادت و کمال) به کار گرفت. کتب الهی همان دفترچه های راهنما و پیامبران الهی همان نمایندگان شایسته این کمپانی در طول تاریخ بشریت اند که آخرین و کاملترین این کتب و راهنمایان در شریعت اسلام با کتاب قرآن و پیامبری نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) به حد اعلای خود رسیده است. می توان جهان بشری و امت اسلامی در آخرالزمان را به مثابه یک سازمان بزرگ تشبیه کرد که این سازمان بی نیاز از رهبری آگاه و کارآزموده نیست. پیامبر اسلام بعنوان آخرین راهنما و آورنده آخرین کتاب هدایت بشری است. از آنجاییکه این رهبر آسمانی برای سازمان آخرالزمان، خاتم و پایان بخش است و ضرورت وجود راهنما در بین مردم برای همیشه تاریخ، امری ضروری است. بی شک خدای حکیم که آفریننده این کمپانی و سازمان عظیم جهانی و هدفمند است، بعد از پیامبر اکرم، امت اسلامی و جامعه بشری را به حال خود رها نکرده و قطعاً افرادی را بعنوان امام و جانشین برحق که دارای همه ویژگی ها، شایستگی ها و اختیارات لازم برای رهبری هستند را بعنوان جانشینان پیامبر برگزیده است. از آنجاییکه امامان معصوم (علیهم السلام) مصداق واقعی انسان کامل و از هرگونه عیب و نقص و خطا و اشتباهی مبرا بوده اند می توان روی هر ویژگی شخصیتی آنها بعنوان نمونه کامل انگشت گذاشت و از خوبی آنها پیش دیگران تعریف کرد از آنجاییکه ویژگی های اخلاقی و انسانی تنها برای افراد مذهبی جذابیت ندارد بلکه حتی افراد غیر مذهبی نیز عاشق کمالات اخلاقی و انسانی اند فلذا با بیان خوبیها و فضایل امامان شیعه (علیهم السلام) جذب آن می شوند چنانکه تنها شیعیان نیستند که به کمالات امیرالمؤمنین (علیه السلام) واقفند بلکه دوست و دشمن از گذشته تا به امروز در برابر عظمت کمالات آن حضرت سر تعظیم فرود می آورند و نسبت به سید و سالار شهیدان و مقام ایثار و خلوص ایشان همگی اظهار محبت و ارادت می کنند و ...

با این تفصیل، اگر با چنین سؤالی در حضور افراد غیرمذهبی مواجه شدیم با اعتماد به نفس بالا که حاکی از اعتقاد و شور و عشق قلبی مان است چنین می گوییم: متأسفانه امروزه در جهانی که زندگی می کنیم به هر طرف که می نگریم غالب بشریت، اعم از پیر و نوجوان و جوان و میانسال، زنان و مردان جامعه جهانی و حتی جوامع اسلامی را گرفتار انتخاب های غلط و نادرست، اقبال به الگوها و اسوه های زندگی ناقص و کاذبی همچون هنرمندان، بازیکنان، خوانندگان و ... می بینیم که سرتاسر زندگی آنها را هوا و منیت ها و شهوات شهرت و شهوت و ثروت فراگرفته است. با مشاهده چنین وضعیت اسفباری که به یک گرفتاری همگانی تبدیل شده؛ وقتی به نور هدایت و شور و عشق و محبتی که خداوند در قلب من و امثال من نسبت به پاکترین بندگان و اولیاء الهی یعنی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم صلوات الله) قرار داده نگاه می کنم و در اوج این همه خوبی و زیبایی شور و عشق و محبت به امام حسین (علیه السلام) است که موج می زند، چنانکه در روایت است خداوند به هر بنده ای اراده خیر بکند عشق و محبت امام حسین و شوق زیارتش را در دلش ایجاد می کند. به داشته های خودم افتخار می کنم و خدای را شاکرم که قلب مرا به نور ولایت و محبت خوبان عالم، همان ها که در اوج پاکی و طهارت و مبارزه با ظلم و ستم و برقراری عدالت، بهترین مرگ، یعنی شهادت در راه خدا را در آغوش گرفتند آشنا ساخته و از محبت کسانی که با خدا و اولیاء خدا نسبتی ندارند بلکه پیرو طاغوت و هوای نفس اند بی نیاز کرد. بی شک، لازمه آگاهی یافتن از خوبی ها و فضائل آن نمونه های کامل انسانی، مطالعه در تاریخ و احوالات زندگی آن بزرگواران معصوم (علیهم السلام) است، باید مطالعه کتابهای تاریخ زندگی معصومان، داستان ها و حکایت های نابی که برخی اتفاقات زندگی انها را به تصویر کشیده را در دستور کار قرار دهید تا بتوانید خوبی ها و فضائل آنها را برای دیگران بیان کنید. زیرا نمونه های واقعی که حاکی از اوج فضیلت و خوبی در آن خوبان عالم است بقدری زیاد است که بیان آنها در حوصله این مجال نمی گنجد.

موضوع قفل شده است