توبه در قرآن

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
توبه در قرآن

سلام.
در آیه زیر :

[SPOILER]

«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السوءَ بجَهَلَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُولَئک یَتُوب اللَّهُ عَلَیهِمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکیما؛ ً پذیرش توبه از سوى خدا، تنها براى کسانى است که کار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند و سپس به زودى توبه مى کنند ، خداوند توبه چنین اشخاصى را مى پذیرد و خدا دانا و حکیم است».

[/SPOILER]

برای قبولی توبه :
۱- کدام یک از انواع جهل مد نظر است ؟
۲- جاهل قاصر مد نظر است یا جاهل مقصر یا هر دو ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد عمار

[TD][/TD]

با سلام و ادب
خدای متعال در آیه ۱۷ سوره نساء می فرماید :
«انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم وکان الله علیما حکیما ؛ توبه تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند سپس بزودی توبه می‌کنند، خداوند توبه چنین اشخاص را می‌پذیرد وخدا دانا و حکیم است.»

در مورد معنای «جهالت و ناآگاهي» مورد اشاره‌ی آیه، ديدگاه­ هاي متفاوتی مطرح شده است که به چند مورد از آنها اشاره می­ کنیم:

1- برخی از مفسّرین همچون جبائی، منظور جهالت در آیه را این می­داند که شخص گناهکار از معصیت بودن كار خود ناآگاه است و لذا گناه را ندانسته مرتكب مي­شود. به همین جهت است که به پندار باطل خود، برای کردار و عمل گناه خود توجیهاتی به عمل می­آورد و بافته­هايي مي­بافند تا كارش را نيك جلوه دهد، يا از ميزان زشتي آن بكاهد. این دیدگاه توسّط برخی دیگر از مفسرین همچون رمانی نقد شده است.(1)

2 – برخي دیگر از مفسرین انجام گناه از روی جهالت را به معنای جهل نسبت به عواقب آن دانسته و بیان کرده­ اند که فرد گناه­کار به عمق و ماهيت كيفري كه در ارتكاب گناه و معصیت­شان است بخوبي پي نبرده­ است.

3- گروهي از مفسرّین بر این باورند که این شرط یعنی انجام از روی نادانی شرط عامی است که شامل همه‌ی گناهان می­شود؛ چراکه هر گناهي كه از انسان سرمي­زند، درحقيقت از روي ناداني است؛ چرا كه اين آفت جهل است كه انسان را از حق دور نگه مي­دارد، گناه و زشتي را در نظرش مي­آرايد و او را جهت ارتكاب آن وسوسه مي­كند. در روايتی از أبى عمرو زبيرى از امام صادق(عليه السلام) درباره‌ی معنای جهل در این آیه سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمودند: «هر گناهي كه انسان مرتكب مي شود، اگرچه عالم باشد، هنگامي كه خداوند را معصيت مي كند، نادان است و دچار آفت و غفلت است» (2)
همچنین خداوند در مورد گناه برادران يوسف از زبان آن پيامبر بزرگوار الهی نقل مي­كند كه « قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُون»(3)؛ (و گفت آيا دانستيد آنگاه كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد؟)(4)

4- برخی دیگر از مفسّرین «بجهاله» در اين آيه را به معنای انجام گناهان در اثر طغيان غرايز و تسلط هوس­هاى سركش و چيره شدن آنها بر نيروى عقل و ايمان دانسته­اند؛ چراکه در اين حالت اگرچه علم و دانش انسان آلوده به گناه از بين نمى­رود، اما تحت تأثير آن غرائز سركش قرار گرفته و عملاً بى اثر مى­گردد، و هنگامى كه علم اثر خود را از دست داد، عملاً با جهل و نادانى برابر خواهد بود. پس هر كس از روی هواى نفس و در نتیجه‌ی شهوت و غضب مرتكب اين گناهان و اعمال زشت شود، در حقيقت، واقعيت امر بر او پوشيده مانده و از این جهت در جهل به سر می­برد. ولى اگر گناه بر اثر چنين جهالتى نباشد، بلكه از روى انكار حكم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گيرد، چنين گناهى حكايت از كفر مى­كند و به همين جهت توبه آن شخص قبول نيست مگر اين كه از اين حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشويد.(5)

در تأیید این دیدگاه می­توان به کلام امام سجاد(عليه السلام) اشاره کرده که خطاب به پروردگار فرموده است: «اِلهى لم اَعْصِكَ حِينَ عَصَيتُكَ و اَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جاحٍدٌ و لا بأمرك مُسْتَخِفٌ و لا لِعُقُوبَتِكَ مُتعَرِّضٌ و لا لِوَعِيدِكَ مُتهاوِنٌ لَكِنْ خَطِيئةٌ عَرَضَتْ و سَوَّلَتْ لى نفسى و غَلَبَنِى هَوَاىَ»(6)؛ (خداى من! هنگامى كه به معصيت تو پرداختم، نه از روي انكار ربوبيت تو به گناه اقدام كردم و نه به خاطر خفيف شمردن امر تو و نه از آن جهت که مجازات تو را كم اهميت گرفتم و نسبت به آن بى اعتنا بودم و نه وعده كيفرت را سبك شمردم، بلكه خطايى بود كه در برابر من قرار گرفت و نفس اماره، حق را بر من مشتبه كرد و هوى و هوس بر من چيره شد.)

پی نوشت ها:
1. طبرسي، مجمع البيان، مترجم: علي كرمي ، ج 2، ص761.
2. عياشي، محمد بن مسعود بن عياش السلمي السمرقندي، تفسير العياشي، ج 1، ص 243 ، ح 62 .
3. یوسف/89.
4. طبرسي، مجمع البيان، مترجم: علي كرمي ، ج 2، ص761 .
5. طباطبائي، سيد محمد حسین ، الميزان، مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني ج4، ص 382 / مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه ج 3، ص312 .
6. عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي ابو حمزه ثمالي.