جمع بندی تناقض میان کلام قرآن و احادیث پیرامون آگاهی مردگان

تب‌های اولیه

135 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تناقض میان کلام قرآن و احادیث پیرامون آگاهی مردگان

با سلام، در کتاب دینی مدارس به بچه ها اینگونه آموخته میشود که انسان میتواند با مردگان سخن بگوید و آنها به سخنان ما آگاه اند و برای این آموزه چنین استدلال میشود که در حدیثی كه در صحیح بخارى در مورد داستان جنگ بدر آمده چنین مى خوانیم:

بعد از شكست كفار و پایان گرفتن جنگ، پیامبر با جمعى از یارانش به كنار چاهى آمد كه اجساد كشتگان مشركان را در آن افكنده بودند، و آنها را با نامهایشان صدا زد و گفت: آیا بهتر نبود كه شما اطاعت خدا و پیامبرش را مى كردید؟ ما آنچه را خدا وعده داده بود یافتیم، آیا شما آنچه را پروردگارتان وعده داده بود یافتید؟! در اینجا عمر گفت: اى رسول خدا! تو با اجسادى سخن مى گوئى كه روح ندارند، رسول الله فرمود: و الذى نفس محمد بیده ما انتم باسمع لما اقول منهم: سوگند به كسى كه جان محمد در دست او است، شما نسبت به آنچه مى گویم از آنها شنواتر نیستید.

که البته در کتاب دین و زندگی (2) این سخن به این شکل آمده که :

رسول اکرم (ص) در جنگ بدر با کشتگان کفار حرف زدند : اي فلان ، اي فلان ، آن چه پروردگارمان به ما وعده داده بود ، حق يافتيم ؛ آيا شما نيز آن چه پروردگارتان وعده داده بود ، حق يافتيد ؟ گفته شد : اي رسول خدا ، آيا ايشان را مي خواني در حالي که مردگان اند ؟ فرمود : قسم به کسي که جانم در دست اوست ، ايشان به اين کلام از شما شنوا ترند ، و فقط بر پاسخ دادن توانا نيستند .


حال میخواستم ببینم آیا این مساله در تناقض آشکار با آیات قرآن نیست ؟ چرا که در قرآن آمده است :

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى كران را هنگامى كه روى بر مى گردانند و پشت مى كنند صدا كنى !

وَ مَا یسْتَوِی الْأَحْیاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ

و زندگان و مردگان یكسان نیستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى ‏گرداند و تو كسانى را كه در گورهایند نمى ‏توانى شنوا سازى.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد آلاء

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب خدمت شما دوست گرامی ؛

به من بیاموز;890320 نوشت:
حال میخواستم ببینم آیا این مساله در تناقض آشکار با آیات قرآن نیست ؟ چرا که در قرآن آمده است :

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى كران را هنگامى كه روى بر مى گردانند و پشت مى كنند صدا كنى !

وَ مَا یسْتَوِی الْأَحْیاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ

و زندگان و مردگان یكسان نیستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى ‏گرداند و تو كسانى را كه در گورهایند نمى ‏توانى شنوا سازى.

در پاسخ به سوال شما دوست گرامی از تفسیر نمونه مطالبی را خدمتتان بیان می دارم :

در ذیل آیه اولی که به آن اشاره نموده اید چنین آمده:

مخاطب تو زندگانند، آنها كه روحى زنده و بيدار و حق طلب دارند، نه مردگان زنده‏نما كه تعصب و لجاجت و استمرار بر گناه، فكر و انديشه آنها را تعطيل كرده است؛ حتى كسانى كه زنده‏اند اما گوشهاى آنها كر است نمى‏توانى سخن خود را به آنها برسانى، مخصوصا هنگامى كه پشت كنند و از تو دور شوند" (وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ).
باز اگر نزديك تو بودند، ممكن بود سر در گوش آنها بگذارى و فرياد كشى و كمى از امواج صوت تو در سامعه سنگين آنها منعكس گردد اما آنها كرانى هستند كه رو بر تافته و مرتبا دور مى‏شوند (1)
اما در مورد آیه دوم نیز در تفسیر نمونه این بیان مطرح شده است:

اينكه آيات مورد بحث سخن از عدم درك مردگان به طور عادى و طبيعى مى‏گويد، اما روايت جنگ بدر يا تلقين ميت مربوط به شرائط فوق العاده است كه خداوند سخنان پيامبرش را به طور فوق العاده به گوش آن مردگان مى‏رساند.
به تعبير ديگر ارتباط انسان در جهان برزخ با عالم دنيا قطع مى‏شود جز در مواردى كه خداوند فرمان مى‏دهد اين ارتباط برقرار گردد، به همين دليل در شرايط عادى ما نمى‏توانيم ارتباط با مردگان پيدا كنيم.
سؤال ديگر اينكه: اگر صداى ما به گوش مردگان نمى‏رسد سلام بر پيامبر ص و امامان ع و توسل به آنها و زيارت قبورشان و تقاضاى شفاعت از آنان در پيشگاه خدا چه مفهومى دارد؟
جمعى از وهابيها كه عموما به جمود فكرى معروفند نيز با تكيه بر همين پندار از ظواهر ابتدايى بى آنكه آيات ديگر قرآن را بررسى كنند، و براى احاديث بسيارى كه از پيامبر ص نقل شده وقعى بنهند، مساله توسل را نفى كرده، و به گمان خود خط بطلان بر آن كشيده‏اند.
پاسخ اين سؤال نيز به این باز می گردد که حساب پيامبر ص و مردان خدا از ديگران جدا است، آنها همانند" شهداء" (بلكه در صف مقدم بر آنان) قرار دارند و زندگان جاويدند، و به مصداق أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ" از روزيهاى پروردگار بهره مى‏گيرند" و به فرمان خداوند ارتباط خود را با اين جهان حفظ مى‏كنند، همانگونه كه در اين جهان مى‏توانند با مردگان- همچون كشتگان بدر- ارتباط برقرار سازند.
روى همين جهت در روايات فراوانى كه در كتب اهل سنت و شيعه آمده است مى‏خوانيم: پيامبر ص و امامان ع سخن كسانى را كه از دور و نزديك بر آنها سلام مى‏فرستند، مى‏شنوند، و به آنها پاسخ مى‏گويد، و حتى اعمال را بر آنها عرضه مى‏دارند .
قابل توجه اينكه ما ماموريم كه در تشهد نماز سلام بر پيامبر ص بفرستيم و اين اعتقاد همه مسلمين اعم از شيعه و اهل سنت است، چگونه ممكن است او را مخاطب سازيم به چيزى كه هرگز آن را نمى‏شنود؟! در روايات متعددى در صحيح مسلم از ابو سعيد خدرى و ابو هريره از شخص پيامبر ص نقل شده كه فرمود:«لقنوا موتاكم لا اله الا اللَّه»
«مردگان خود را تلقين لا اله الا اللَّه كنيد»(2)
در" نهج البلاغه" نيز به مساله بر قرار ساختن ارتباط با ارواح مردگان اشاره شده است كه على ع با ارواح مؤمنانى كه در قبرستان پشت كوفه بودند سخن گفت (3)(4)
(1)-مکارم شیرازی ، تفسير نمونه، ج‏15، ص: 54.
(2)-مسلم، صحيح مسلم" كتاب الجنائز حديث 1 و 2 ،جلد 2 صفحه 631.
(3)- نهج البلاغه كلمات قصار جمله 130.
(4)- مکارم شیرازی ، تفسير نمونه، ج18، ص: 234و235.

آلاء;890983 نوشت:

سؤال ديگر اينكه: اگر صداى ما به گوش مردگان نمى‏رسد سلام بر پيامبر ص و امامان ع و توسل به آنها و زيارت قبورشان و تقاضاى شفاعت از آنان در پيشگاه خدا چه مفهومى دارد؟

سلام
مگر هر کاری که مردم انجام می دهند باید مفهوم خاصی داشته باشد؟ در قلمرو مذهب ، مردم معمولاً در انجام امور مذهبی خود نگاه به هم می کنند یا از شخص بخصوصی تقلید می کنند اما خود نمی دانند که چه می کنند . شخصاً مردمی را دیده ام که در دعای رجب، همه با هم با دست چپ ریش خود را می گیرند و انگشت سبابه دست راست خود را مرتب به چپ و راست تکان می دهند و هیچکس مفهوم کاری را که انجام می دهد نمی داند ، اگر از تک تک آنها بپرسی چرا این کار را می کنی خواهد گفت: دیدم بقیه چنین می کنند من هم کردم!
کسانی که مردگان را به استمداد می خوانند؛ یا می خواهند مردگان بلایی از آنها دفع کنند ، مرضی را شفا دهند ، مالی به ایشان بدهند و از این قبیل درخواستها. یا اینکه می خواهند در آخرت واسطه شوند و مانع رفتن آنها به جهنم گردند. این همیشه بوده و به اندازه عمر بشری قدمت دارد اما کتاب خداوند همواره آن را تقبیح و منع نموده است.
در حقیقت مردگان صدای ما را نمی شنوند اما آنکس که آنها را شنوا معرفی کرده برایمان نقشه شومی کشیده و قرآن دستش را رو کرده و نقشه اش را بر ملا نموده است.
اگر شانس بیاورم و این تاپیک نیز به عاقبت تاپیکهای دیگر گرفتار نشود و قفل و بند نگردد ، در این باره بیشتر توضیح خواهم داد و منتظر پاسخهای شما نیز خواهم ماند.

به من بیاموز;890320 نوشت:
إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى كران را هنگامى كه روى بر مى گردانند و پشت مى كنند صدا كنى !

وَ مَا یسْتَوِی الْأَحْیاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ

و زندگان و مردگان یكسان نیستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى ‏گرداند و تو كسانى را كه در گورهایند نمى ‏توانى شنوا سازى.

با سلام

اگر تفاسير وهابيون وسلفيون را ببينيد گفته اند كه مقصود از مردگان در آيات فوق كفار هستند كه قلبشان مرده است نه جسم فيزيكي ميت .

وجالبست محمد امين بن محمد بن مختار شنقيطي در تفسير اضواء البيان بخوبي پرده از اشتباه ابن تيميه در تفسير اين آيه برداشته :

قوله تعالى : إنك لا تسمع الموتى ولا تسمع الصم الدعاء إذا ولوا مدبرين . اعلم أن التحقيق الذي دلت عليه القرائن القرآنية واستقراء القرآن أن معنى قوله : إنك لا تسمع الموتى ، لا يصح فيه من أقوال العلماء ، إلا تفسيران : الأول : أن المعنى : إنك لا تسمع الموتى ، أي : لا تسمع الكفار الذين أمات الله قلوبهم ، وكتب عليهم الشقاء في سابق علمه إسماع هدى وانتفاع ; لأن الله كتب عليهم الشقاء ، فختم على قلوبهم ، وعلى سمعهم ، وجعل على قلوبهم الأكنة ، وفي آذانهم الوقر ، [ ص: 125 ] وعلى أبصارهم الغشاوة ، فلا يسمعون الحق سماع اهتداء وانتفاع . ومن القرائن القرآنية الدالة على ما ذكرنا ، أنه جل وعلا قال بعده : وما أنت بهادي العمي عن ضلالتهم إن تسمع [ 27 \ 81 ] .

فاتضح بهذه القرينة أن المعنى : إنك لا تسمع الموتى ، أي : الكفار الذين هم أشقياء في علم الله إسماع هدى وقبول للحق ، ما تسمع ذلك الإسماع وما أنت بهادي العمي عن ضلالتهم ، فمقابلته جل وعلا بالإسماع المنفي في الآية عن الموتى بالإسماع المثبت فيها لمن يؤمن بآياته ، فهو مسلم دليل واضح على أن المراد بالموت في الآية موت الكفر والشقاء ، لا موت مفارقة الروح للبدن ، ولو كان المراد بالموت في قوله : إنك لا تسمع الموتى ، مفارقة الروح للبدن لما قابل قوله : إنك لا تسمع الموتى بقوله : إن تسمع إلا من يؤمن بآياتنا بل لقابله بما يناسبه ، كأن يقال : إن تسمع إلا من لم يمت ، أي : يفارق روحه بدنه ، كما هو واضح .

وكثيرًا ما يُطْلِقُ القرآنُ اسمَ (الميتِ) على (الكفرِ)، كقولِه تعالى: {أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ} [الأنعام: آية 122] وكقولِه: {وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ} [فاطر: آية 22] يعني بالأحياءِ: المؤمنين، وبالأمواتِ: الكفرةَ؛ لأن الكافرَ - والعياذُ بِاللَّهِ - كأنه ميتٌ؛ لأن حركاتِ حياتِه لم تَكُنْ في شيءٍ ينفعُه عندَ رَبِّهِ - جل وعلا - في حياتِه الأُخْرَى، فصارَ ميتَ القلبِ كأنه ميتٌ بِالْكُلِّيَّةِ؛ وَلِذَا قال: {وَالْمَوْتَى} أي: الكفارُ الذين خَتَمَ اللَّهُ على قلوبِهم، وأماتَ قلوبَهم، لا حيلةَ في إيمانِهم، فلا تَحْزَنْ عليهم، ولكن هَوِّنْ عليكَ، فحسابُهم إلى اللَّهِ، وَهُدَاهُمْ عليه، اللَّهُ هو الذي أَضَلَّهُمْ في الدنيا، ويومَ القيامةِ يَبْعَثُهُمْ، ثم إليه يُرْجَعُونَ، فَيُجَازِيهِمْ على أعمالِهم. فَهُدَاهُمْ بيدِه، وشقاؤُهم بيدِه، وحسابُهم إليه. وأنتَ إنما أنتَ نذيرٌ، وقد بَلَّغْتَ وَنَصَحْتَ، وأديتَ الأمانةَ، فقمتَ بما عليكَ، وَهَوِّنْ عليكَ؛ ولذا قال: {إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ} [الأنعام: آية 36].


الكتاب: العَذْبُ النَّمِيرُ مِنْ مَجَالِسِ الشَّنْقِيطِيِّ فِي التَّفْسِيرِ
المؤلف: محمد الأمين بن محمد المختار بن عبد القادر الجكني الشنقيطي (المتوفى: 1393هـ)
المحقق: خالد بن عثمان السبت
إشراف: بكر بن عبد الله أبو زيد
الناشر: دار عالم الفوائد للنشر والتوزيع، مكة المكرمة

در موضوع شنيدن مردگان صداها و ...قال الشنقيطي: "اعلم أن الذي يقتضي الدليل رجحانه هو أن الموتى في قبورهم يسمعون كلام من كلمهم... وإيضاح كون الدليل يقتضي رجحان ذلك، مبني على مقدمتين:
الأولى منهما: أن سماع الموتى ثبت عن النبي - صلى الله عليه وسلم - في أحاديث متعددة ثبوتا لا #مطعن فيه، ولم يذكر النبي - صلى الله عليه وسلم - أن ذلك خاص بإنسان ولا بوقت.

ميگه شنيدن مردگان ثابت شده اثبات شدني از نبي ص در احاديث متعددي كه هيچ خدشه اي برآنها وارد نيست ومخصوص بزمان وانساني خاصي هم نيست .

وقتي گفتن تفسير قران كار هر كسي نيست نتيجه اش ميشه اين اختلاف عظيم در احكام ودين و...


تفصيل توسل از قران وسنت صحيح :‌Download

به من بیاموز;890320 نوشت:
حال میخواستم ببینم آیا این مساله در تناقض آشکار با آیات قرآن نیست ؟ چرا که در قرآن آمده است :

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

تو نمى توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمى توانى كران را هنگامى كه روى بر مى گردانند و پشت مى كنند صدا كنى !

وَ مَا یسْتَوِی الْأَحْیاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ

و زندگان و مردگان یكسان نیستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا مى ‏گرداند و تو كسانى را كه در گورهایند نمى ‏توانى شنوا سازى


سلام
منظور از اموات در اینجا منکران و تکذیب کنندگان پیامبر ص و قرآن اند و منظور از مرگ، کفر و غفلت است .
در آیات قرآن کریم به این مرگ معنوی و آثارش تصریح شده :
و لهم آذان لا یسمعون بها
و برای آنها گوش هایی است که با آن نمی شنوند
لذا بین اموات روایت مذکور و اموات در این آیات تفاوت است
در آیه 42 سوره یونس در خصوص ناشنوایی معنوی مکذبین می خوانیم:
آنها(منکران) به سخنان تو گوش می دهند اما آیا تو می توانی سخن را به گوش(عقل) آنها برسانی در حالیکه تعقل نمی کنند؟
یا در آیه 81 سوره نمل می فرماید:
و ما انت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن یومن بآیاتنا و هم مسلمون
و تو هدایتگر کوران به راه هدایت نیستی تنها کسی سخن تورا می شنود که به آیات ما ایمان داشته باشد و تسلیم شده باشد
در آیات سوره مبارکه فاطر هم مضمون کلی آیات مربوط به مکذبین و منکرین است.
پس منظور از کوری و کری در این آیات کوری و کری معنوی است و الا معنای آیات محرومیت افراد کور و کر عادی از ایمان و اسلام خواهد بود که قابل قبول نیست.
یا علیم

وهابیت در مرحله اول میگوید

این ایات دارد میگوید مرده نمیشنود

اما وقتی شما بگویید مقصود کفار هستند که قلبشان مرده است

در مرحله دوم میگویند

همین که مرده دلان به مردگان تشبیه شدند یعنی هر دو در نشنیدن مشترک هستند
مرده نمیشنود چه میت باشد و چه مرده دل باشد

از اینجا به بعد به مرحله سوم نزاع می رسیم
که در سطح اسک دین نیست ... البته اگر بحث به مرحله سوم رسید استفاده میبرم ! Smile

اگر به کثرت باشد ، طبق آمارهای موجود ؛ جمعیت مسیحیان جهان بیشتر از مسلمانان است و اگر از منظر قدمت بنگریم ، آنها قرنها بیشتر از مسلمانان قدمت دارند . آیا این قدمت و کثرت می تواند گواه صدق باورها و عقاید اشتباه آنها باشد؟
آنها باور کرده اند که مسیح حتی بعد از مرگش از اخبار دنیا اطلاع دارد و در آن تأثیر گذار است. گمان می کنند هرجا عیسی را بخوانند او همانجاست و صدایشان را می شنود و دعایشان را اجابت می کند در حالی که قرآن خلاف این را می گوید و نشان می دهد عیسی پس از مرگش نه می شنود نه می بیند و نه قادر است کاری برای کسی انجام دهد. در آیان 116 و 117 سوره مائده چنین نقل می شود که خداوند به عیسی مسیح می گوید: ای عیسی ، ای پسر مریم ، ایا تو به مردم گفتی که خود و مادرت را سوای الله به خدایی بگیرند؟
و او پاسخ می دهد: اگر گفته بودم حتماً آن را می دانستی . تو از درون من آگاهی ولی من از درون تو آگاه نیستم. تا زمانی که میانشان زندگی می کردم شاهد بودم که چه می کنند و زمانی که جانم را ستاندی تو خود شاهد اعمال آنها بودی و این تویی که بر هر چیزی شاهدی.
آیا مسیحیان قبول می کنند که رسولشان بعد از مرگ از اخبار دنیا بی اطلاع است و هیچ صدایی را نمی شنود؟
آنها نیز همچون مردم ما گمان می کنند هر جا که باشند و پیامبرشان را صدابزنند ، او همراه آنها خواهد بود و صدایشان را می شنود و درخواستشان را اجابت می کند
درست مانند خداوند که می گوید هو معکم این ما کنتم - هرجا که باشید او با شماست
در این میان چه کسی راست نمی گوید؟ خداوند یا آنها که غیر او را به خدایی گرفته اند؟
این رسم اهریمن است که پیامبران را در زمان حیاتشان خوار و خفیف وشاعر و کاهن و دیوانه جلوه دهد تا کسی به کلام الله که از زبان همین پیامبران جاری می شود توجه نکند. در عوض وقتی آنها مردند ، مقامشان را ترفیع دهد و آنها را به خدا تبدیل نماید تا اگر کلام خود را به آنها منسوب کرد کسی در آن شک نکند.
آیا ندیدید مسیح چه گفت؟ خداوند پرسید تو به مردم چنین گفتی و او گفت نه. پس مردم از کجا فهمیده بودند که در گذشته های دور و در اعماق تاریک تاریخ ، رسولشان چنان گفته؟! از طریق روایات کذب منسوب به او و از طریق همین قال فلان عن فلان ..... عن فلانها.
خداوند این محاوره را در کتابش نقل کرد تا مسلمانان نیز مانند مسیحیان به دام اهریمن نیفتند و فریب حرفهای او را ، که به پیامبر خدا می بندد ، نخورند.
اصلاً چرا راه دور برویم ؟! ببینید قرآن در مورد مردگانی ( مانند مسیح) که شیطان آنها را به خدا تبدیل کرده چه می گوید:

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آنهايى را كه به جاى الله به خدايى مى‌خوانند، نمى‌توانند چيزى بيافرينند، و خود مخلوقند.

أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
مردگانند، نه زندگان، و ندانند كه چه وقت آنها را دوباره زنده مى‌كنند.

اینها آیات الهی است که بر شما خوانده می شود و حجت را بر شما تمام می کند، پس مواظب باشید شیطان فریبتان ندهد .

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
اين آيات الهى است كه به حق بر تو مى‌خوانيم پس به كدامين حديث بعد از خداوند و آيات او ايمان مى‌آورند؟

shahed1;891058 نوشت:
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آنهايى را كه به جاى الله به خدايى مى‌خوانند، نمى‌توانند چيزى بيافرينند، و خود مخلوقند.

أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
مردگانند، نه زندگان، و ندانند كه چه وقت آنها را دوباره زنده مى‌كنند.

اینها آیات الهی است که بر شما خوانده می شود و حجت را بر شما تمام می کند، پس مواظب باشید شیطان فریبتان ندهد .

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
اين آيات الهى است كه به حق بر تو مى‌خوانيم پس به كدامين حديث بعد از خداوند و آيات او ايمان مى‌آورند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله و برکاته

ما سجده ملائک بر آدم را شرک نمی دانیم چون می دانیم حجتی از طرف خدا هست

سجده به سوی کعبه را شرک نمی دانیم چون می دانیم حجتی از سوی خدا هست.

برای تعظیم شعائر هم همن گونه است

shahed1;891028 نوشت:
خود را مرتب به چپ و راست تکان می دهند و هیچکس مفهوم کاری را که انجام می دهد نمی داند ، اگر از تک تک آنها بپرسی چرا این کار را می کنی خواهد گفت: دیدم بقیه چنین می کنند من هم کردم!
کسانی که مردگان را به استمداد می خوانند؛ یا می خواهند مردگان بلایی از آنها دفع کنند ، مرضی را شفا دهند ، مالی به ایشان بدهند و از این قبیل درخواستها. یا اینکه می خواهند در آخرت واسطه شوند و مانع رفتن آنها به جهنم گردند. این همیشه بوده و به اندازه عمر بشری قدمت دارد اما کتاب خداوند همواره آن را تقبیح و منع نموده است.

چه کسی گفته ما از مرده کمک می خواهیم؟

shahed1;891028 نوشت:
در حقیقت مردگان صدای ما را نمی شنوند اما آنکس که آنها را شنوا معرفی کرده برایمان نقشه شومی کشیده و قرآن دستش را رو کرده و نقشه اش را بر ملا نموده است.
اگر شانس بیاورم و این تاپیک نیز به عاقبت تاپیکهای دیگر گرفتار نشود و قفل و بند نگردد ، در این باره بیشتر توضیح خواهم داد و منتظر پاسخهای شما نیز خواهم ماند.

چه کسی گفته؟ مردگان صدای ما را نمی شنوند؟

یا علی(ع)@};-

رستگاران;891069 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام علیکم ورحمه الله و برکاته

ما سجده ملائک بر آدم را شرک نمی دانیم چون می دانیم حجتی از طرف خدا هست

سجده به سوی کعبه را شرک نمی دانیم چون می دانیم حجتی از سوی خدا هست.

برای تعظیم شعائر هم همن گونه است


موضوع تاپیک درباره تناقض میان کلام قرآن و احادیث پیرامون آگاهی مردگان است پس لطفاً در این باره صحبت کنید.

نقل قول:
چه کسی گفته ما از مرده کمک می خواهیم؟

شما را نمی دانم ولی بسیاری از مردم ما این کار را می کنند. بنظر شما شخصی که خود را به پنجره فولاد می بندد برای چه این کار را می کند؟ یا کسی که فرزند معلولش را به کنار این پنجره برده ، از آن چه می خواهد؟



یا این شخص برای چه سر فرزند معلولش را به این ضریح می مالد ؟ آنهم ضریحی که صدها کیلومتر با قبر حسین فاصله دارد!



نقل قول:
چه کسی گفته؟ مردگان صدای ما را نمی شنوند؟

خداوند گفته. مگر پستی را که نقل قولش کردی نخواندی؟!

هنگامی که ابراهیم خدایان قوم خود را درهم می کوبد مردم شتابان به بتکده هجوم می آورند و از او می پرسند: ای ابراهیم! آیا تو خدایانمان را به این روز انداخته ای ؟ جواب آخری که ابراهیم به قوم خود می دهد این است: « آیا چیزی را که خود تراشیده اید می پرستید؟!»
و این تمام حقیقت حال یک بت پرست است اما آیا او خودش این حقیقت را می پذیرد؟ هرگز و ابدا.
هرچند که هندوها حقیقتاً مجسمه ها و بناهای دست ساز خود را شفیع قرار می دهند و از آنها یاری می جویند، آیا یک هندو می پذیرد که مثلاً محبوبترین شفیع و شفا دهنده او فقط مجسمه ای سنگی با رأس فیل است؟
مجسمه فقط و فقط یک نماد است و الا گانشا پسر شیواست که با ضربه پدر سر خود را از دست داده و شیوا برای زنده کردنش سر فیل بر تن او نهاده است. حالا گانشا گره گشای بسیاری از مشکلات مرم و بر آورنده حاجات آنهاست و بسیاری از مردم هند صبح و شام از او استعانت و یاری می جویند و گمان می کنند که او پاسخشان را می دهد!


کاروان سفینه النجاه را بخاطر دارید؟ خیلی ها این کاروان را دیدند و شاهد رفتار مردم با آن بودند. بعضی ها جلوی آن گاو و گوسفند قربانی می کردند و نذری می دادند ، البسه و دستمالهای خود را به قصد تبرک به آن می مالیدند ، از آن طلب حاجت می کردند و بعض نیز از آن شفا می خواستند ... اما مگر آن ضریح چه بود که مردم با گریه از آن کمک می خواستند و در و دیوارش را با عشق لمس می کردند و می بوسیدند؟
مگر همین مردم آن را نساخته بودند؟

width: 100%

[TD="class: alt2"]http://ghorb.net/fa/1391/09/1461

حدود ۱۱۸ کیلوگرم طلا در ساخت ضریح به کار رفته است که تمام آن‌ها از زیورآلات اهدایی بانوان زینبی است، بدون اینکه حتی یک گرم طلا خریداری شده باشد و نکته دیگر اینکه بخش اعظم هدایا و نذورات توسط اقشار آسیب‌پذیر و دهک‌های پایین درآمدی جامعه تأمین شده است.[/TD]


آن ضریح یک فرق اساسی با دیگر ساخته های بشری داشت: انگار که روح حسین در آن حلول کرده بود و مردم از طریق ضریح داشتند با او رابطه برقرار می کردند!


موضوع قفل شده است