جمع بندی تفکر و افسردگی

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفکر و افسردگی

سلام
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

محسن ..;1024269 نوشت:
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

در این که تفکر در نگاه اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است شکی نیست، اما کیفیت این تفکر هم بی توجه قرار نگرفته است، تفکر در مسیر حرکت انسان نقش کلیدی دارد، به همین خاطر بسیار مهم است که به چه چیزی فکر میشود. تفکر باید انسان را به حرکت وادار، نه اینکه از حرکت بازدارد!

انسان نه باید آنچنان مثبت بیندیشد که بی پروا شود، ونه آنچنان منفی که به ناامیدی منتهی شود. امام صادق(علیه السلام) در روایتی می فرماید لقمان به پسرش چنین گفت: «خَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خِيفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ لَرَحِمَكَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذا»

ترجمه: چنان باید از خدا بترسی که گویی اگر اعمال نیک ثقلین (جن و انس) را هم بیاوری او تو را عقوبت خواهد کرد، و چنان باید به او امید ببندی که گویی اگر گناهان ثقلین را هم مرتکب شده باشی او تو را از رحمت خویش برخوردار خواهد کرد، و سپس خود امام(علیه السلام) فرمودند: پدرم می فرمود: بنده مومنی نیست مگر آنکه دو نور در قلب اوست، نور بیم و نور امید، که اگر هر کدام وزن شوند از دیگری بیشتر نخواهد بود.(الکافی، ج2، ص56)
قرآن کریم در کنار آیات انذار و عذاب، آیات بسیاری هم در خصوص بشارت ها و نعمت ها و بخشش ها دارد تا این تعادل حفظ شود، بنابراین ما نباید با سنگین کردن تفکرات در قسمت خوف، خودمان را به وادی ناامیدی و افسردگی سوق دهیم. اگر کسی در این زمینه دچار افراط شده باید مدتی فقط به آیات امیدبخش و بشارت و نعمت ها بیندیشد تا به حالت تعادل برگردد.

نکته دوم:

نکته دیگر این که نباید گمان کرد بیشتر مردم اهل جهنم هستند، بلکه بیشتر مردم و قاطبه مردم اهل نجات هستند. تنها کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که از روی علم و آگاهی و لجاجت خداوند را انکار کرده و یا برای او شریک قائل شوند، بنابراین کسانی که مومن بوده اما دچار گناه و معصیت میشوند حتی اگر مواخذه و مجازات شوند هرگز در جهنم جاویدان نخواهند ماند، حتی اگر کسی از روی جهل و نادانی کفر هم بورزد عذاب او که جرمش از روی ناآگاهی بوده است عادلانه نیست.

قرآن کریم می فرماید: «فَأُوْلَئكَ مَأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يهَْتَدُونَ سَبِيلا»؛ پس جايگاه ایشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است؛ مگر مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه [براى نجات خود از محيط كفر و شرك‏] هيچ چاره‏اى ندارند، و راهى [براى هجرت‏] نمى‏يابند.(نساء:97و98)

علاوه بر آیات و روایات فراوانی که از بخشش خداوند سخن می گونید، مانند این فرمایش امام صادق(علیه السلام) که می فرمایند: « إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه‏»؛ هنگامی که قیامت برپا شود آنچنان رحمت خداوند تبارک و تعالی گسترده میشود که حتی ابلیس هم در رحمت خدا طمع کرده و امیدوار میشود.(بحارالانوار، ج7، ص287)

نکته سوم:
در مورد خلود و جاودانگی برخی افراد در جهنم هم باید دقت کرد که اولا ایشان خود این مسیر را برگزیده اند، یعنی کسانی نبوده اند که از این فرجام مطلع نبوده و جاهلانه در آن افتاده باشند، قرآن کریم در آیات متعددی به این مسئله اشاره دارد:
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات يقين داشت، ستمكارانه و برترى‏جويانه انكار كردند.(نمل:14)
«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُون‏»؛ اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خوانده‏اند] مى‏شناسند، به گونه‏اى كه پسران خود را مى‏شناسند و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مى‏دانند، پنهان مى‏دارند. (بقره:146)

بنابراین در حقیقت کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که خواب نبوده، بلکه خودشان را به خواب زده باشند، طبیعتا چنین اشخاصی هرگز از خواب بیدار نخواهند شد، چون جهلی وجود ندارد که روزی برطرف شود، آنها کاملا از حق آگاه هستند و در برابر آن لجاجت به خرج می دهند، بنابراین نیت آنها این است که تا دنیا، دنیاست در آن طغیان ورزیده و خدا را نافرمانی کنند، و همین نیت نامحدود ایشان موجب نامحدود بودن عذاب ایشان در آخرت خواهد شد، همان طور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاء»؛ جهنمیان از این رو در آتش جاویدانند که در دنیا نیّتشان این بود که چنانچه تا ابد زنده بمانند تا ابد خدا را نافرمانى کنند و بهشتیان نیز از این‏رو در بهشت جاویدانند که در دنیا بر این نیت بودند که اگر براى همیشه ماندگار باشند براى همیشه خدا را فرمان برند. پس، جاودانگى هر دو گروه به سبب نیتهایشان است.(الکافی، ج2، ص85)

باید توجه داشت که رابطه عذاب های اخروی و دنیوی قراردادی نیست مثل تازیانه در برابر مشروب خوردن که نسبت به هم بی ارتباط باشد و فقط قرارداد شده باشند، بلکه رابطه آنها تکوینی است، مثل کوری بر اثر خوردن شیء نوک تیز به چشم! اینجا اصلا زمان مطرح نیست که بگوییم برخورد شیء نوک تیز یک لحظه بوده و کوری برای یک عمر ناعادلانه است! آخرت با این دنیا ساخته میشود، طبیعتا محدودیت و تناسب زمان ایجا مطرح نیست، دنیا مزرعه آخرت است، مهم نیست آنچه که کاشته شده چقدر زمان برده است، به هر حال جز آنچه کاشته شده قابل برداشت نیست!

محسن ..;1024269 نوشت:

سلام
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

سلام.
بله یکی از بدترین احساس ها همین است.
چیزی که شما گفتید تفکر ناشی از عذاب وجدان است نه تفکر پیشگیرانه.
مشکل از بنیادی‌ترین مسائل انسان نشات می گیرد ، جایی که والدین باید آموزش دهند نمی توانند چون یا خودشان قربانی اند یا آموزششان غلط است، چیزی به اسم مدرسه و آموزش پروش به وجود آورند ، به نظر تنها چیزی که در آنجا وجود ندارد آموزش و پروش انسان است ، چیزی که خود ما هم تجربه کردیم.
مشکل بعدی نبود بلوغ فکری در زندگی بسیاری است چیزی که باید توسط دو مورد قبلی یعنی والدین و مدرسه پرورش داده شود.
حتی این ها را هم در نظر نگیریم بحثی در مغز انسان بعد از این اتفاقات به وجود می آید و فرو رفتن در بحث جبر و اختیار است.
اینجاست که انسان بدلیل محدودیت عقلی در فکر فرو می رود و دنبال مقصری است و مثل خوره تمام وجودش را می خورد و عذاب وجدان به سراغش می آید که چرا اینچنین شد و چرا اینجور شد ؟
مشکلی که تمام انسان های جاهل دارند اعتماد بیجا به خودشان و چشمشان دارند ، یعنی فرد چون خودش را خیلی قابل اطمینان و برتر می بیند تحت فرمان عقل محدود و جاهل به آینده و نفس و دلش قرار می گیرد حالا اگر کار خوب از آب درآمد مغرورانه شاد است اما اگر بد درآمد در افسردگی و غداب وجدان قرار می گیرد چیزی شبیه یک قمار !
اما حالا که فهمیدیم اشتباهات هولناکی انجام دادیم چه کاری می توانیم بکنیم ؟
بهترین راهکار قبل از انجام از کاری از نظر من اینست( جدای از جبر و اختیار ) :
" قبل از تصمیم و انتخاب سرنوشت ساز یا به ظاهر بی اهمیت ( چیزی در این دنیا بی اهمیت نیست ) چشم ها را باید بست و تمام سناریو ها و اتفاقاتی که احتمال دارد تا ۵۰ - ۶۰ سال آینده و یا بیشتر در دنیا و خودمان و دیگران اثر بگذارد ( با تحقیق و دیدن موارد مشابه ) در ذهنمان بچینیم ، کفه ی شر سنگینی می کند یا خیر ؟ ، وقتی احتمال شر بیشتر بود و یک قاضی فرضی را در جلوی خودمان تصور کنیم که ۶۰ آینده بابت این انتخابمان ما را بارخواست می کند و ما هم جواب نداشتیم بدهیم! پس من این کار را انجام نمی دهم ، انتخابمان مثل خوابی که دیگر تمام شده نابود می شود و ما ۶۰ سال آینده کاسه ی چه کنم‌ چه کنم دستمان نمی گیریم در عذاب وجدان فرو نمی رویم ای کاش ای کاش نمی گوییم. خیالمان تا حدودی راحت می شود قمارگونه انتخاب نکردیم و به خاک سیاه ننشستیم.
چیزی که قرآن‌ با تفاسیری دیگر از پرهیزکاری نام‌ می برد "

از قدیم گفتند پیشگیری بهتر از درمان است ، کسی انسان رادبابت کاری نکرده بازخواست نمی کند ، آسودگی بهتر از این ؟

مسلم;1024304 نوشت:
نکته دیگر این که نباید گمان کرد بیشتر مردم اهل جهنم هستند

سلام

اتفاقا در چند آیه از قرآن امده که بیشتر مردم اهل جهنمند: دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد.

با سلام و احترام

بی ادعا;1024315 نوشت:
اتفاقا در چند آیه از قرآن امده که بیشتر مردم اهل جهنمند: دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد.


پر کردن جهنم غیر از این است که گمان کنیم بیشتر مردم اهل جهنم هستند. ممکن است این جهنم یک دهم بهشت باشد و پُر هم بشود، اما این دلالتی براین ندارد که بهشت کوچک تر از آن است.

علاوه بر اینکه باید دقت کرد که جهنم را انسان ها خلق می کنند، آتش جهم با انسان ها است که روشن می شود: «فاتقوا النار التی وقودها الناس»؛ بپرهیزید از آتشی که هیزم آن مردم هستند.
بنابراین اینگونه نیست که خداوند مکانی را به عنوان جهنم خلق کرده باشد و مصمم باشد که آن را از مردم پر کند!! بلکه بزرگی و کوچکی آن در گرو میزان و مقدار اهل جهنم است و طبیعتا با این نگاه همیشه پُر است، چه یک نفر درون آن باشد و چه ده هزار نفر! مثل بادکنک که بزرگی و کوچکی آن در گرو این است که چقدر هوا وارد آن شده باشد اما همیشه پر است.

محسن ..;1024269 نوشت:
سلام
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.

با سلام

1- در احادیث آمده که خداوند که عالم به همه چیز است در روز قیامت تمام جوانب را در حسابرسی عادلانه اش در نظر میگیرد مثلا کسی که پدر و مادر و محیط خوبی نداشته یا ...

2- جهنم ابدی برای کسانی است که یه جورایی انگار با خدا لج هستند و شیطان انسی هستند مثل نتانیاهو که بیگناهان رو میکشه و میگه خوب کاری کردم یا کسی حق مردم رو میخوره و میگه حقم بوده و باید این کار رو میکردم و... چنین افرادی و شیاطین جنی و انسی مستحق جهنم ابدی هستند

برخی هم به اندازه گناهانی که با شفاعت و بخشش فرد آسیب دیده از گناه، مود عفو قرار نگرفتند در جهنم چند سالی خواهند بود و بعد از اتمام مجازات به بهشت میروند!

3- گناهکارانی که به بخشش الهی و دستگیری او، امید و ایمان دارند و از اعمال خود بشدت پشیمان و نادم اند و راه صلاح و درستی را در پیش گیرند قطعا قطعا قطعا جهنم ابدی را تجربه نخواهند کرد حتی اگر شخصی را کشته باشند و چه بسا روز قیامت، خداوند به دل مقتول بندازد که قاتلش را ببخشد یا از هر نوع آسیبی که از وی دیده بگذرد و...

البته این نکته رو هم بگم که امثال انسانهای داعشی و شیطانی را خداوند نخواهد بخشید و راه هدایت و صلاح را هم بر آنها خواهد بست تا نتوانند توبه کنند و برگردند!

مسلم;1024322 نوشت:
پر کردن جهنم غیر از این است که گمان کنیم بیشتر مردم اهل جهنم هستند. ممکن است این جهنم یک دهم بهشت باشد و پُر هم بشود، اما این دلالتی براین ندارد که بهشت کوچک تر از آن است.

سلام

اصلا بحث ما راجع به اندازه بهشت و جهنم نبود بلکه این ایه میگه بیشتر انسان ها اهل جهنم اند.

اگر ایه ای مثال زدم را به این مفهوم نمی شناسید آیه زیر با وضح بالا میگوید بیشتر انسانها اهل جهنم اند :

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ‏ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون‏»
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آن ها دل ها [عقل ها]يى دارند كه با آن (انديشه نمى ‏كنند، و) نمى ‏فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى ‏بينند؛ و گوش هايى كه با آن نمى ‏شنوند؛ آن ها هم چون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)(اعراف: 7/ 179)

خب این را دیگر چه بگوییم؟

با سلام و احترام

بی ادعا;1024393 نوشت:
این ایه میگه بیشتر انسان ها اهل جهنم اند.

خیر، شما از کجای آیه چنین برداشتی دارید؟

بی ادعا;1024393 نوشت:
اگر ایه ای مثال زدم را به این مفهوم نمی شناسید آیه زیر با وضح بالا میگوید بیشتر انسانها اهل جهنم اند :

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ‏ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون‏»
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آن ها دل ها [عقل ها]يى دارند كه با آن (انديشه نمى ‏كنند، و) نمى ‏فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى ‏بينند؛ و گوش هايى كه با آن نمى ‏شنوند؛ آن ها هم چون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)(اعراف: 7/ 179)

خب این را دیگر چه بگوییم؟

ببینید کثیرا، غیر از اکثرا هست؛ اگر دو هزار نفر امروز در یک کشور کشته شود اخبار خواهد گفت جمع کثیری کشته شده اند، اما این هرگز به معنای اکثریت نیست.
علاوه بر اینکه این آیه از استحقاق این جمع کثیر برای عذاب جهنم سخن میگوید اما دلالتی بر خلود و جاودانگی ایشان ندارد، علاوه بر اینکه بسیاری هم امکان دارد بخشیده شوند.

مسلم;1024394 نوشت:
خیر، شما از کجای آیه چنین برداشتی دارید؟

شما بفرماید از کجای این آیه برداشت کردید جهنم از بهشت خیلی کوچکتر است؟happy

برداشت من اینه که قرآن فرموده جهنم را پر میکنم خب این ایه چنین به ذهن میرساند که انسانها اکثرا به جهنم میرن اینقدر که پر میشه.

اینو هر کی برداشت میکنه اما شما میفرمایید جهنم خیلی کوچکه و من موندم از کجای این ایه برداشت کردید.حتی اگه کسی از نزدیکم جهنم را ببینه این طور نمیگه

بی ادعا;1024395 نوشت:
شما بفرماید از کجای این آیه برداشت کردید جهنم از بهشت خیلی کوچکتر است؟
برداشت من اینه که قرآن فرموده جهنم را پر میکنم خب این ایه چنین به ذهن میرساند که انسانها اکثرا به جهنم میرن اینقدر که پر میشه.
اینو هر کی برداشت میکنه اما شما میفرمایید جهنم خیلی کوچکه و من موندم از کجای این ایه برداشت کردید.حتی اگه کسی از نزدیکم جهنم را ببینه این طور نمیگه

ببینید من به این آیه استناد نکردم تا اثبات کنم که بهشت بزرگتر است، بنده فقط عرض کردم پر شدن جهنم دلالتی بر این ندارد که اکثریت مردم اهل جهنم هستند.
اما این که می گویم اکثریت مردم اهل جهنم نیستند ادله متعدد دیگری دارد که به آنها اشاره نکرده ام، تا کنون فقط به دنبال رد برداشت شما از این آیه بودم، نه اینکه بخواهم نظر خودم را با این آیه اثبات کنم.

ادله متعددی که به بخشش خداوند اشاره دارد نشان میدهد اکثر مردم اهل جهنم نخواهند بود، به عنوان مثال روایتی از امام صادق(ع) که می فرماید: روز قیامت آنچنان رحمت الهی گسترده میشود که شیطان هم در آن طمع کرده و امیدوار به بخشش می گردد» در همین روایت دقت کنید.
با بخشش امثال من و شما که شیطان امیدوار نمیشود! با بخشش مسیحیان و یهودیان در اروپا و آمریکا هم که نهایتا 60، 70 سال علی رغم اعتقاد به وجود خدا گناه کرده اند یا دنبال دین حق نرفته اند هم که شیطان امیدوار نمیشود! براستی چه اتفاقی می افتد که شیطان هم امیدوار میشود؟
البته آیه و روایت در این خصوص خیلی زیاد است، این یک مثالش بود.

موضوع قفل شده است