جمع بندی تفکر و افسردگی

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفکر و افسردگی

سلام
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

پاسخ کارشناس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

محسن ..;1024269 نوشت:
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

در این که تفکر در نگاه اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است شکی نیست، اما کیفیت این تفکر هم بی توجه قرار نگرفته است، تفکر در مسیر حرکت انسان نقش کلیدی دارد، به همین خاطر بسیار مهم است که به چه چیزی فکر میشود. تفکر باید انسان را به حرکت وادار، نه اینکه از حرکت بازدارد!

انسان نه باید آنچنان مثبت بیندیشد که بی پروا شود، ونه آنچنان منفی که به ناامیدی منتهی شود. امام صادق(علیه السلام) در روایتی می فرماید لقمان به پسرش چنین گفت: «خَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خِيفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ لَرَحِمَكَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذا»

ترجمه: چنان باید از خدا بترسی که گویی اگر اعمال نیک ثقلین (جن و انس) را هم بیاوری او تو را عقوبت خواهد کرد، و چنان باید به او امید ببندی که گویی اگر گناهان ثقلین را هم مرتکب شده باشی او تو را از رحمت خویش برخوردار خواهد کرد، و سپس خود امام(علیه السلام) فرمودند: پدرم می فرمود: بنده مومنی نیست مگر آنکه دو نور در قلب اوست، نور بیم و نور امید، که اگر هر کدام وزن شوند از دیگری بیشتر نخواهد بود.(الکافی، ج2، ص56)
قرآن کریم در کنار آیات انذار و عذاب، آیات بسیاری هم در خصوص بشارت ها و نعمت ها و بخشش ها دارد تا این تعادل حفظ شود، بنابراین ما نباید با سنگین کردن تفکرات در قسمت خوف، خودمان را به وادی ناامیدی و افسردگی سوق دهیم. اگر کسی در این زمینه دچار افراط شده باید مدتی فقط به آیات امیدبخش و بشارت و نعمت ها بیندیشد تا به حالت تعادل برگردد.

نکته دوم:

نکته دیگر این که نباید گمان کرد بیشتر مردم اهل جهنم هستند، بلکه بیشتر مردم و قاطبه مردم اهل نجات هستند. تنها کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که از روی علم و آگاهی و لجاجت خداوند را انکار کرده و یا برای او شریک قائل شوند، بنابراین کسانی که مومن بوده اما دچار گناه و معصیت میشوند حتی اگر مواخذه و مجازات شوند هرگز در جهنم جاویدان نخواهند ماند، حتی اگر کسی از روی جهل و نادانی کفر هم بورزد عذاب او که جرمش از روی ناآگاهی بوده است عادلانه نیست.

قرآن کریم می فرماید: «فَأُوْلَئكَ مَأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يهَْتَدُونَ سَبِيلا»؛ پس جايگاه ایشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است؛ مگر مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه [براى نجات خود از محيط كفر و شرك‏] هيچ چاره‏اى ندارند، و راهى [براى هجرت‏] نمى‏يابند.(نساء:97و98)

علاوه بر آیات و روایات فراوانی که از بخشش خداوند سخن می گونید، مانند این فرمایش امام صادق(علیه السلام) که می فرمایند: « إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه‏»؛ هنگامی که قیامت برپا شود آنچنان رحمت خداوند تبارک و تعالی گسترده میشود که حتی ابلیس هم در رحمت خدا طمع کرده و امیدوار میشود.(بحارالانوار، ج7، ص287)

نکته سوم:
در مورد خلود و جاودانگی برخی افراد در جهنم هم باید دقت کرد که اولا ایشان خود این مسیر را برگزیده اند، یعنی کسانی نبوده اند که از این فرجام مطلع نبوده و جاهلانه در آن افتاده باشند، قرآن کریم در آیات متعددی به این مسئله اشاره دارد:
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات يقين داشت، ستمكارانه و برترى‏جويانه انكار كردند.(نمل:14)
«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُون‏»؛ اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خوانده‏اند] مى‏شناسند، به گونه‏اى كه پسران خود را مى‏شناسند و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مى‏دانند، پنهان مى‏دارند. (بقره:146)

بنابراین در حقیقت کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که خواب نبوده، بلکه خودشان را به خواب زده باشند، طبیعتا چنین اشخاصی هرگز از خواب بیدار نخواهند شد، چون جهلی وجود ندارد که روزی برطرف شود، آنها کاملا از حق آگاه هستند و در برابر آن لجاجت به خرج می دهند، بنابراین نیت آنها این است که تا دنیا، دنیاست در آن طغیان ورزیده و خدا را نافرمانی کنند، و همین نیت نامحدود ایشان موجب نامحدود بودن عذاب ایشان در آخرت خواهد شد، همان طور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاء»؛ جهنمیان از این رو در آتش جاویدانند که در دنیا نیّتشان این بود که چنانچه تا ابد زنده بمانند تا ابد خدا را نافرمانى کنند و بهشتیان نیز از این‏رو در بهشت جاویدانند که در دنیا بر این نیت بودند که اگر براى همیشه ماندگار باشند براى همیشه خدا را فرمان برند. پس، جاودانگى هر دو گروه به سبب نیتهایشان است.(الکافی، ج2، ص85)

باید توجه داشت که رابطه عذاب های اخروی و دنیوی قراردادی نیست مثل تازیانه در برابر مشروب خوردن که نسبت به هم بی ارتباط باشد و فقط قرارداد شده باشند، بلکه رابطه آنها تکوینی است، مثل کوری بر اثر خوردن شیء نوک تیز به چشم! اینجا اصلا زمان مطرح نیست که بگوییم برخورد شیء نوک تیز یک لحظه بوده و کوری برای یک عمر ناعادلانه است! آخرت با این دنیا ساخته میشود، طبیعتا محدودیت و تناسب زمان ایجا مطرح نیست، دنیا مزرعه آخرت است، مهم نیست آنچه که کاشته شده چقدر زمان برده است، به هر حال جز آنچه کاشته شده قابل برداشت نیست!

محسن ..;1024269 نوشت:

سلام
طاعات و عبادات تان در این ماه مقبول درگاه حق تعالی باشد
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است
به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.
اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد.
چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم.
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.
لطفا در این مورد راهنمایی ام کنید.

سلام.
بله یکی از بدترین احساس ها همین است.
چیزی که شما گفتید تفکر ناشی از عذاب وجدان است نه تفکر پیشگیرانه.
مشکل از بنیادی‌ترین مسائل انسان نشات می گیرد ، جایی که والدین باید آموزش دهند نمی توانند چون یا خودشان قربانی اند یا آموزششان غلط است، چیزی به اسم مدرسه و آموزش پروش به وجود آورند ، به نظر تنها چیزی که در آنجا وجود ندارد آموزش و پروش انسان است ، چیزی که خود ما هم تجربه کردیم.
مشکل بعدی نبود بلوغ فکری در زندگی بسیاری است چیزی که باید توسط دو مورد قبلی یعنی والدین و مدرسه پرورش داده شود.
حتی این ها را هم در نظر نگیریم بحثی در مغز انسان بعد از این اتفاقات به وجود می آید و فرو رفتن در بحث جبر و اختیار است.
اینجاست که انسان بدلیل محدودیت عقلی در فکر فرو می رود و دنبال مقصری است و مثل خوره تمام وجودش را می خورد و عذاب وجدان به سراغش می آید که چرا اینچنین شد و چرا اینجور شد ؟
مشکلی که تمام انسان های جاهل دارند اعتماد بیجا به خودشان و چشمشان دارند ، یعنی فرد چون خودش را خیلی قابل اطمینان و برتر می بیند تحت فرمان عقل محدود و جاهل به آینده و نفس و دلش قرار می گیرد حالا اگر کار خوب از آب درآمد مغرورانه شاد است اما اگر بد درآمد در افسردگی و غداب وجدان قرار می گیرد چیزی شبیه یک قمار !
اما حالا که فهمیدیم اشتباهات هولناکی انجام دادیم چه کاری می توانیم بکنیم ؟
بهترین راهکار قبل از انجام از کاری از نظر من اینست( جدای از جبر و اختیار ) :
" قبل از تصمیم و انتخاب سرنوشت ساز یا به ظاهر بی اهمیت ( چیزی در این دنیا بی اهمیت نیست ) چشم ها را باید بست و تمام سناریو ها و اتفاقاتی که احتمال دارد تا ۵۰ - ۶۰ سال آینده و یا بیشتر در دنیا و خودمان و دیگران اثر بگذارد ( با تحقیق و دیدن موارد مشابه ) در ذهنمان بچینیم ، کفه ی شر سنگینی می کند یا خیر ؟ ، وقتی احتمال شر بیشتر بود و یک قاضی فرضی را در جلوی خودمان تصور کنیم که ۶۰ آینده بابت این انتخابمان ما را بارخواست می کند و ما هم جواب نداشتیم بدهیم! پس من این کار را انجام نمی دهم ، انتخابمان مثل خوابی که دیگر تمام شده نابود می شود و ما ۶۰ سال آینده کاسه ی چه کنم‌ چه کنم دستمان نمی گیریم در عذاب وجدان فرو نمی رویم ای کاش ای کاش نمی گوییم. خیالمان تا حدودی راحت می شود قمارگونه انتخاب نکردیم و به خاک سیاه ننشستیم.
چیزی که قرآن‌ با تفاسیری دیگر از پرهیزکاری نام‌ می برد "

از قدیم گفتند پیشگیری بهتر از درمان است ، کسی انسان رادبابت کاری نکرده بازخواست نمی کند ، آسودگی بهتر از این ؟

مسلم;1024304 نوشت:
نکته دیگر این که نباید گمان کرد بیشتر مردم اهل جهنم هستند

سلام

اتفاقا در چند آیه از قرآن امده که بیشتر مردم اهل جهنمند: دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد.

با سلام و احترام

بی ادعا;1024315 نوشت:
اتفاقا در چند آیه از قرآن امده که بیشتر مردم اهل جهنمند: دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد.


پر کردن جهنم غیر از این است که گمان کنیم بیشتر مردم اهل جهنم هستند. ممکن است این جهنم یک دهم بهشت باشد و پُر هم بشود، اما این دلالتی براین ندارد که بهشت کوچک تر از آن است.

علاوه بر اینکه باید دقت کرد که جهنم را انسان ها خلق می کنند، آتش جهم با انسان ها است که روشن می شود: «فاتقوا النار التی وقودها الناس»؛ بپرهیزید از آتشی که هیزم آن مردم هستند.
بنابراین اینگونه نیست که خداوند مکانی را به عنوان جهنم خلق کرده باشد و مصمم باشد که آن را از مردم پر کند!! بلکه بزرگی و کوچکی آن در گرو میزان و مقدار اهل جهنم است و طبیعتا با این نگاه همیشه پُر است، چه یک نفر درون آن باشد و چه ده هزار نفر! مثل بادکنک که بزرگی و کوچکی آن در گرو این است که چقدر هوا وارد آن شده باشد اما همیشه پر است.

محسن ..;1024269 نوشت:
سلام
بسیاری از انسان ها به خاطر یک عمر کوتاهی که در دنیا داشته اند و خطاهای محدودی که مرتکب شده اند باید برای ابد در جهنم و عذاب بمانند!! شاید ما هم از اینان باشیم! این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.

با سلام

1- در احادیث آمده که خداوند که عالم به همه چیز است در روز قیامت تمام جوانب را در حسابرسی عادلانه اش در نظر میگیرد مثلا کسی که پدر و مادر و محیط خوبی نداشته یا ...

2- جهنم ابدی برای کسانی است که یه جورایی انگار با خدا لج هستند و شیطان انسی هستند مثل نتانیاهو که بیگناهان رو میکشه و میگه خوب کاری کردم یا کسی حق مردم رو میخوره و میگه حقم بوده و باید این کار رو میکردم و... چنین افرادی و شیاطین جنی و انسی مستحق جهنم ابدی هستند

برخی هم به اندازه گناهانی که با شفاعت و بخشش فرد آسیب دیده از گناه، مود عفو قرار نگرفتند در جهنم چند سالی خواهند بود و بعد از اتمام مجازات به بهشت میروند!

3- گناهکارانی که به بخشش الهی و دستگیری او، امید و ایمان دارند و از اعمال خود بشدت پشیمان و نادم اند و راه صلاح و درستی را در پیش گیرند قطعا قطعا قطعا جهنم ابدی را تجربه نخواهند کرد حتی اگر شخصی را کشته باشند و چه بسا روز قیامت، خداوند به دل مقتول بندازد که قاتلش را ببخشد یا از هر نوع آسیبی که از وی دیده بگذرد و...

البته این نکته رو هم بگم که امثال انسانهای داعشی و شیطانی را خداوند نخواهد بخشید و راه هدایت و صلاح را هم بر آنها خواهد بست تا نتوانند توبه کنند و برگردند!

مسلم;1024322 نوشت:
پر کردن جهنم غیر از این است که گمان کنیم بیشتر مردم اهل جهنم هستند. ممکن است این جهنم یک دهم بهشت باشد و پُر هم بشود، اما این دلالتی براین ندارد که بهشت کوچک تر از آن است.

سلام

اصلا بحث ما راجع به اندازه بهشت و جهنم نبود بلکه این ایه میگه بیشتر انسان ها اهل جهنم اند.

اگر ایه ای مثال زدم را به این مفهوم نمی شناسید آیه زیر با وضح بالا میگوید بیشتر انسانها اهل جهنم اند :

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ‏ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون‏»
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آن ها دل ها [عقل ها]يى دارند كه با آن (انديشه نمى ‏كنند، و) نمى ‏فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى ‏بينند؛ و گوش هايى كه با آن نمى ‏شنوند؛ آن ها هم چون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)(اعراف: 7/ 179)

خب این را دیگر چه بگوییم؟

با سلام و احترام

بی ادعا;1024393 نوشت:
این ایه میگه بیشتر انسان ها اهل جهنم اند.

خیر، شما از کجای آیه چنین برداشتی دارید؟

بی ادعا;1024393 نوشت:
اگر ایه ای مثال زدم را به این مفهوم نمی شناسید آیه زیر با وضح بالا میگوید بیشتر انسانها اهل جهنم اند :

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ‏ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون‏»
به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آن ها دل ها [عقل ها]يى دارند كه با آن (انديشه نمى ‏كنند، و) نمى ‏فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى ‏بينند؛ و گوش هايى كه با آن نمى ‏شنوند؛ آن ها هم چون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)(اعراف: 7/ 179)

خب این را دیگر چه بگوییم؟

ببینید کثیرا، غیر از اکثرا هست؛ اگر دو هزار نفر امروز در یک کشور کشته شود اخبار خواهد گفت جمع کثیری کشته شده اند، اما این هرگز به معنای اکثریت نیست.
علاوه بر اینکه این آیه از استحقاق این جمع کثیر برای عذاب جهنم سخن میگوید اما دلالتی بر خلود و جاودانگی ایشان ندارد، علاوه بر اینکه بسیاری هم امکان دارد بخشیده شوند.

مسلم;1024394 نوشت:
خیر، شما از کجای آیه چنین برداشتی دارید؟

شما بفرماید از کجای این آیه برداشت کردید جهنم از بهشت خیلی کوچکتر است؟happy

برداشت من اینه که قرآن فرموده جهنم را پر میکنم خب این ایه چنین به ذهن میرساند که انسانها اکثرا به جهنم میرن اینقدر که پر میشه.

اینو هر کی برداشت میکنه اما شما میفرمایید جهنم خیلی کوچکه و من موندم از کجای این ایه برداشت کردید.حتی اگه کسی از نزدیکم جهنم را ببینه این طور نمیگه

بی ادعا;1024395 نوشت:
شما بفرماید از کجای این آیه برداشت کردید جهنم از بهشت خیلی کوچکتر است؟
برداشت من اینه که قرآن فرموده جهنم را پر میکنم خب این ایه چنین به ذهن میرساند که انسانها اکثرا به جهنم میرن اینقدر که پر میشه.
اینو هر کی برداشت میکنه اما شما میفرمایید جهنم خیلی کوچکه و من موندم از کجای این ایه برداشت کردید.حتی اگه کسی از نزدیکم جهنم را ببینه این طور نمیگه

ببینید من به این آیه استناد نکردم تا اثبات کنم که بهشت بزرگتر است، بنده فقط عرض کردم پر شدن جهنم دلالتی بر این ندارد که اکثریت مردم اهل جهنم هستند.
اما این که می گویم اکثریت مردم اهل جهنم نیستند ادله متعدد دیگری دارد که به آنها اشاره نکرده ام، تا کنون فقط به دنبال رد برداشت شما از این آیه بودم، نه اینکه بخواهم نظر خودم را با این آیه اثبات کنم.

ادله متعددی که به بخشش خداوند اشاره دارد نشان میدهد اکثر مردم اهل جهنم نخواهند بود، به عنوان مثال روایتی از امام صادق(ع) که می فرماید: روز قیامت آنچنان رحمت الهی گسترده میشود که شیطان هم در آن طمع کرده و امیدوار به بخشش می گردد» در همین روایت دقت کنید.
با بخشش امثال من و شما که شیطان امیدوار نمیشود! با بخشش مسیحیان و یهودیان در اروپا و آمریکا هم که نهایتا 60، 70 سال علی رغم اعتقاد به وجود خدا گناه کرده اند یا دنبال دین حق نرفته اند هم که شیطان امیدوار نمیشود! براستی چه اتفاقی می افتد که شیطان هم امیدوار میشود؟
البته آیه و روایت در این خصوص خیلی زیاد است، این یک مثالش بود.

بی ادعا;1024395 نوشت:
شما بفرماید از کجای این آیه برداشت کردید جهنم از بهشت خیلی کوچکتر است؟happy

برداشت من اینه که قرآن فرموده جهنم را پر میکنم خب این ایه چنین به ذهن میرساند که انسانها اکثرا به جهنم میرن اینقدر که پر میشه.

اینو هر کی برداشت میکنه اما شما میفرمایید جهنم خیلی کوچکه و من موندم از کجای این ایه برداشت کردید.حتی اگه کسی از نزدیکم جهنم را ببینه این طور نمیگه



اولا بسیاری از جن و انس که در این آیه آمده، منظور جمعیت یک قرن یا یه دوره خاص که نیست مال چندین قرن و از آغاز خلقت آدم تا قیامت هست!

ثانیا نگفته در جهنم برای همیشه و تا ابد خواهند بود!

ثالثا از صفاتی که برای آنها ذکر شده معلوم است این جماعت، جزو پست ترین موجودات و حتی پست تر از حیوانات هستند!

رابعا جمعیت جنها از انسانها بسیار بیشتر است و در آیه مذکور اشاره ای به میزان هر کدام نشده!

سلام.
مسلمانان فاسق عذاب ابدی دارند یا محدود ؟

دلسوخته;1024492 نوشت:
سلام.
مسلمانان فاسق عذاب ابدی دارند یا محدود ؟

سلام
شیعیان عذابشان محدود است اگر آن هم بخشیده نشود
اما اهل سنت بستگی به شرایطی دارد از جمله این که نگاهشان به ولایت علی(ع) چگونه باشد، و این که چرا شیعه نشده اند آیا جاهل قاصر بوده اند یا مقصر؟

سلام.
"زمان" در آخرت برای مجازات که محدود و ابدی است به چه صورت تعریف می شود ؟ چه معیاری محدود و ابدی را تعیین می کند ؟

سلام

دلسوخته;1024532 نوشت:
"زمان" در آخرت برای مجازات که محدود و ابدی است به چه صورت تعریف می شود ؟ چه معیاری محدود و ابدی را تعیین می کند ؟

ببینید زمان در آخرت معنا و مفهوم خود را دارد، اما پرداختن به آن مجال خود را می طلبد، و کاملا تاپیک راتحت الشعاع خودش قرار خواهد داد.
از آنجا که این موضوع ارتباطی با موضوع تاپیک ندارد خواهش می کنم در صورت تمایل آن را در تاپیک مجزایی مطح کنید، البته برخی تاپیک ها در سایت قبلا به این موضوع پرداخته اند.

طینت های سجین عذاب با درجات مختلف دارند یا ابدی ؟

دلسوخته;1024574 نوشت:
طینت های سجین عذاب با درجات مختلف دارند یا ابدی ؟

برادر دلسوخته من شما باید برای تفکر، افکارتان را مدیریت کنید...
اولا طینت های سجینی یک مقتضی است نه علت تامّه، خود انسان تعیین میکند که جایگاهش بهشت باشد یا جهنم، و اگر جهنم است موقت است یا ابدی
کسانی جهنمی هستند که از روی لجاجت و عناد خدا را انکار کنند، شما را چه به ایشان! شمایی که از دست خودتان ناراحت هستید روز قیامت به خاطر این ناراحتی ها مأجور هم هستید، آن وقت غصه جهنم موقت و ابدی را می خورید؟
همانطور که در پست ابتدایی خودم به روایاتی اشاره کردم خداوند به دل انسان نگاه میکند، نه افکار گذرای انسان، حتی اگر کسی در فکرش خودش را کافر هم بداند، اما خداوند می داند از روی وسوسه فکری است به خاطر این افکار رنج آور حتی مأجور خواهد بود، چه برسد به این که مواخذه شود!!
پریشانی روانی انسان از رنج آورترین بیماری هاست که اگر بیش از بیماری های جسمی عوض و پاداش نداشته باشد، کمتر ندارد.

سلام.
البته من سوال رو کلی پرسیدم و نمی دونم چرا در ادامه حرف هایی رو به من نسبت دادید من چیز خاصی بیان نکردم.
چیزی که در بررسی ها بیان شده جز خداوند کسی از طینت انسان ها خبر ندارد.
جناب صدیق در جایی گفتند علم خداوند به آینده باعث تفاوت طینت هاست.
اگر حرف جناب صدیق درست باشد چیزی که وجود دارد وقتی انسان به گذشته نگاه می کند و احساس بی عدالتی می کند در حالی که فردی مشابه همچین شرایطی را نداشته لحظه ای شک به دلش می افتد که شاید مجازات طینت او را در این مسیر و انتخاب دم دستی تر شقاوت قرار داده است نه بی عدالتی !
( درستی این را نمی دانم و غلط باشد )

سلام و عرض ادب

دلسوخته;1024774 نوشت:
البته من سوال رو کلی پرسیدم و نمی دونم چرا در ادامه حرف هایی رو به من نسبت دادید من چیز خاصی بیان نکردم.

بقیه مطالب را با شناختم از شما عرض کردم برادر عزیزم
من در تاپیک های متعدد با شما در ارتباط بوده ام

دلسوخته;1024774 نوشت:
چیزی که وجود دارد وقتی انسان به گذشته نگاه می کند و احساس بی عدالتی می کند در حالی که فردی مشابه همچین شرایطی را نداشته لحظه ای شک به دلش می افتد که شاید مجازات طینت او را در این مسیر و انتخاب دم دستی تر شقاوت قرار داده است نه بی عدالتی !

شما اصلا به طینت و از این حرف ها فکر نکنید...
منشأ تفاوت شرایط انسان ها، تفاوت در شرایط پیشینی است، همان طور که در جسم و مادیات انسان که سلامت، ژنتیک، دارایی های مادی و سایر فاکتورهای مادی پدر و مادر در فرزند تأثیر دارند، در امور روحانی و معنویت فرزندان هم عوامل پیشینی تأثیر دارند، نه این که خداوند بی قاعده و بی ضابطه تفاوت قائل شده باشد.
اما بالاخره این تفاوت ها تا زمانی که به دست خود انسان نبوده اند علامت افضلیت در نگاه خداوند نیستند، شخصی که واقعا با امکانات سخت تر بتواند در مسیر درست برود قطعا اجر و پاداش بیشتری خواهد داشت.

تفصیل بیشتر را باید در جای خود دنبال کنید

با سلام
شهادت حضرت علی علیه السلام تلسیت باد

از جناب مسلم تشکر می کنم که زحمت کشیده و پاسخگویی نمودند
اما منظور من از این سوال پاسخ ایشون نبود

من به جهنم و بهشت کاری ندارم
اصل سوال من این هستش که وقتی فکر می کنیم می بینیم این دنیای مادی و محدود بالاخره روزی تمام می شود
و ما به سرای جاوید و دنیای آخرت پا می گذاریم
و سرنوشت ما یا بهشت است یا جهنم و دوزخ
در هر کدام که باشیم این پرسش مطرح می شود که آخرش چی؟؟؟

من اگر در بهشت باشم (ان شاء الله) تا زمانی که خدا هست و خدایی می کند در آنجا خواهم بود
خب آخرش چی میشه؟

و همینطور در مورد جهنم

خواهشا منو از این فکر سرگردان نجات بدین

التماس دعا

محسن ..;1024933 نوشت:
با سلام

من اگر در بهشت باشم (ان شاء الله) تا زمانی که خدا هست و خدایی می کند در آنجا خواهم بود خب آخرش چی میشه؟

خواهشا منو از این فکر سرگردان نجات بدین
التماس دعا

با سلام

دنبال سعادت و خوشبختی خودت و دیگران نیستی پس دنبال چی هستی؟!
حالا که خلق شدی باید انتخاب کنی بهشت یا جهنم! انتخاب دیگه ای نداری! هر چقدر هم بخوای زور بزنی و وقتت با پوچ گرایی و... هدر بدی هیچ فایده ای برات نداره!

بهشت کلا خوشی اندر خوشی و لذت اندر لذت است! لذات بهشتی سیری ناپذیرند و نیز در طعمها،لذتها،زیبائیها و... همیشه تنوع و تازگی است و نعمات تمامی ندارد!

یعنی گوش،چشم،بینی و تمام وجود انسان لذت را تجربه میکند! اصلا وجودش همه لذت است! لذا انسان تا ابد از بهشت دلزده و خسته نمیشود! هر چه بخواهند در آنجا برای عارف تا مومن و مسلمان مهیاست چه دیدار خداوند چه حور و خیرات حسان! هر کسی به مرادش میرسد!

تو این دنیا مثلا ده تا شیرینی میخورید و میگید بسم دیگه جا ندارم یا دلم زد اینقدر شیرینی خوردم و.. ولی آنجا برعکس هر چه میخورید باز دلتان میخواهد بیشتر بخورید و بسیار لذیذ هم هست! خصوصا اینکه آنجا معده و روده و.. مثل بدن دنیوی ندارید و هر چه خواستید میتونید بخورید!

یا مثلا در این دنیا زنی زیبا را دوست دارید ولی بعد مدتی چه بسا برایتان زیبایی اش تکراری شود یا کمی به وی سرد شوید اما در بهشت آنچنان زیبائیی در زنان زیبارو هست که نمیتوان چشم از آنها برداشت .....

گوشه ای از جمال این زیبارویان را محی الدین ابن عربی که با چشم باطنی اش دیده، در اشعارش آورده :

جانم فدای دوشيزگانِ زيباروی عشوه گری
آنگاه که در پی آنان گم شده باشی هيچ راهنمايی جز رايحه شان، که دلپذيرترين نشانه است، نخواهی يافت.

شيفتگی ام مرا واداشت تا با يکی از آنان عشق ورزی کنم، زيبارويی که در ميان انسان ها همتا ندارد
اگر نقاب از چهره برگيرد، برقی به تو خواهد نمود، همچون خورشيدی که تابشی مدام دارد.
سپيدی پيشانی اش سپيدی خوشيد است، و سياهی طرّه گيسويش سياهی شب!
خوشيد و شب در کنار هم! از شگفت انگيزترين صورت هاست.

کنار آفتاب روئی چون او، شب ما چون روز است و در سياهی گيسوان مشکين اش در نيمروز خواهيم شد.
ماه تمام در تاريکی گيسو برآمد؛
و نرگس سياه، همنشين گل سرخ شد.

دختر نازک اندامی است که زنان زيباروی مبهوت اويند،و تابش چهره اش، بر ماه پيشی گرفته است
اگر در خاطر آيد، عالم خيال، او را آزار و آسيب رساند، چه رسد به اينکه به چشم آيد!
لعبتی است که چون به يادش می آورريم، ياد ما آبش می کند و ناپديدش می سازد!
لطيف تر از آن است که به نظر گاه آيد!

توصيف، خواست که او را به شرح عرضه کند، اما او از توصيف برتر نشست و توصيف درمانده شد.
و هرگاه بخواهد وصف او باز گويد، هميشه ناتوان می ماند
اگر کسی که در طلب اوست به اسب های خويش استراحت دهد، ديگران به توسن فکر استراحت نخواهند داد.
شادی ای است که هر که را از عشق او بسوزد و بگدازد، از مرتبه انسانيت در گذراند.
سوز و گدازی از اين که مبادا، گوهر پاکش به آلودگی هايی که در آبگيرها هست بيالايد
درخشش اش از درخشش خوشيد در می گذرد
صورتی است که با هيچ صورتی قياس اش نمی توان کرد
فلک نور در زير پای اوست
و تاج او، فراتر از افلاک است» ترجمان الأشواق ص123

مطلبم در لینک زیر رو هم بخونید خوبه!

به چند دلیل مشتاق بهشتم
http://www.askdin.com/showthread.php?t=63603&p=996773&viewfull=1#post996773

مسلم;1024832 نوشت:
سلام و عرض ادببقیه مطالب را با شناختم از شما عرض کردم برادر عزیزممن در تاپیک های متعدد با شما در ارتباط بوده امشما اصلا به طینت و از این حرف ها فکر نکنید...منشأ تفاوت شرایط انسان ها، تفاوت در شرایط پیشینی است، همان طور که در جسم و مادیات انسان که سلامت، ژنتیک، دارایی های مادی و سایر فاکتورهای مادی پدر و مادر در فرزند تأثیر دارند، در امور روحانی و معنویت فرزندان هم عوامل پیشینی تأثیر دارند، نه این که خداوند بی قاعده و بی ضابطه تفاوت قائل شده باشد.اما بالاخره این تفاوت ها تا زمانی که به دست خود انسان نبوده اند علامت افضلیت در نگاه خداوند نیستند، شخصی که واقعا با امکانات سخت تر بتواند در مسیر درست برود قطعا اجر و پاداش بیشتری خواهد داشت.تفصیل بیشتر را باید در جای خود دنبال کنید
سلام شاید این شرایط پیشینی فردی که در فلان تاریخ و در فلان خاندان به وجود می آید در راستای همان طینت باشد چون همان علل پیشین می تواند طینت را در مسیر موردش هدایت کند ، انسان هم اگر به نظر تلاشی کند چیزی جز بر طبق طینتش به دست نخواهد آورد چون بر اساس آن خلق شده است و چیزی بی ضابطه و بی عدالت نیست و الله اعلم.

محسن ..;1024933 نوشت:
اصل سوال من این هستش که وقتی فکر می کنیم می بینیم این دنیای مادی و محدود بالاخره روزی تمام می شود
و ما به سرای جاوید و دنیای آخرت پا می گذاریم
و سرنوشت ما یا بهشت است یا جهنم و دوزخ
در هر کدام که باشیم این پرسش مطرح می شود که آخرش چی؟؟؟

من اگر در بهشت باشم (ان شاء الله) تا زمانی که خدا هست و خدایی می کند در آنجا خواهم بود
خب آخرش چی میشه؟

و همینطور در مورد جهنم

خواهشا منو از این فکر سرگردان نجات بدین

ببینید انسان هرگز طالب نیستی و نداری نیست، بلکه میل به داشتن و دارا بودن در ذات هر انسانی وجود دارد، پس این که گاهی بعد از رسیدن به یک هستی از آن خسته می شود سرّش این است که آن هستی و دارایی، مطلوب واقعی او نیست.(مطهری، مجموعه آثار، ج4، ص317)

بنابراین اگر آن هستی ای که انسان به دست می آورد مطلوب واقعی او باشد خستگی معنا ندارد، نفس انسان بی نهایت طلب است و هرگز امور محدود نمی توانند او را اقناع کنند، به همین خاطر زندگی مادی ملال آور و خسته کننده است، چون چیزی می تواند مانع خستگی و یکنواختی شود که آن هم مانند طلب انسان بی نهایت باشد، و آن تنها خداوند است، به همین خاطر انسانهای عارف و عاشق هرگز احساس پوچی نمی کنند، چرا که معنویات و عشق به خداوند نامحدود است. بنابراین اینکه این نعمت ها عنوان کرامت الهی دارند مانع خستگی انسان میشود. (مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص522)

بزرگترین نعمت خداوند در بهشت هم همین مقام قرب و رضوان الهی است که هرگز انسان از آن خسته نمیشود، همان طور که قرآن کریم می فرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»؛ خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن ‏هاى پاكيزه‏اى در بهشت هاى جاودان (نصيب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است‏(توبه: 72/9)

بله بدون این نعمت، هر چیزی خسته کننده است، اما این محبوب، محبوبی است بی انتها و نامحدود که هرگز انسان از آن خسته نمیشود، این مطلوب واقعی انسان ها است، لذا در سایه آن هر زندگی در هر سطحی لذتبخش خواهد بود، چون آنها دیگر هدف نخواهند بود.
به همین خاطر است که قرآن کریم هرگز انسان های ساکن بهشت از آن خسته نشده، و آرزو و تقاضای نقل مکان نمی کنند:«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ كاَنَتْ لهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنهَا حِوَلا»؛ كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، باغهاى بهشت برين محل پذيرايى آنان خواهد بود * آنها جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضاى نقل مكان از آن جا نمى‏ كنند(کهف:18/ 107و108)

بنابراین حتی اگر برای ما تصور این مسئله ممکن نیست، نباید این عدم تصور به انکار بینجامد، بلکه در این صورت می تواند به وعده الهی که دروغی در آن نیست اعتماد کرد که می فرماید: اهل بهشت علی رغم اینکه برای ابد در بهشت خواهند ماند، هرگز از آن خسته نشده، و هرگز تقاضای کوچ از آنجا را نمیکنند.

محسن ..;1024933 نوشت:
با سلام
در هر کدام که باشیم این پرسش مطرح می شود که آخرش چی؟؟؟

من اگر در بهشت باشم (ان شاء الله) تا زمانی که خدا هست و خدایی می کند در آنجا خواهم بود
خب آخرش چی میشه؟

بنده این سوال رو از منظر عرفانی هم جواب میدهم انشاءالله قانع کننده باشد!

در قرآن گفته شده انسانها را آفریدم تا مرا عبادت کنند اما اولیای الهی میگویند: منظور و باطن این آیه اینست که هدف آفرینش، شناخت خداوند است چون تا خدا و معبود را نشناسیم که عبادتش، عبودیّت نیست!

مگر میشود کسی را که نمی شناسیم به وی بگوییم دوستش داریم و...؟!

پس معنی عرفانی این آیه میشود : انسانها را آفریدم تا مرا بشناسند و چون مرا حقیقتا شناختند تمام وجودشان غرق عبادتم میشود!

در خطبه اول نهج البلاغه هم مولا علی میفرمایند: "اول الدین معرفته" یعنی اولین گام در دین اسلام، معرفت و شناخت خداست!

أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْه‏.

آغاز دين شناخت اوست، و كمال شناختش باور كردن او، و نهايت از باور كردنش يگانه دانستن او، و غايت يگانه دانستنش اخلاص به او، و حدّ اعلاى اخلاص به او نفى صفات (زائد بر ذات) از اوست‏.

اما چرا باید خدا رو بشناسیم؟!

همانطور در احادیث قدسی آمده و اولیای الهی هم میگویند: جلالِ خداوند در مقابل جمالِ خداوند قرار گرفته که موجب عشق وصف ناپذیر خداوند به خودش شده که این ازلی- ابدی است و بعد بخاطر این عشق وصف ناپذیر خداوند به خود، خداوند خود را در این عالم جلوه گر ساخته!

و این عالم در واقع، صحنه ی عشق بازی خداوند با خودش هست! و دلِ ما انسانها اگر به کمال برسیم آیینه ای میشود برای نشان دادن جمال الهی!

یعنی خداوند جمالش را در دل مطهَّر و عاشق انسان ظاهر میسازد! تصور کنید ما انسانها با دیدن یه چشم و ابرو، زیر و رو و دگرگون میشویم حال مشاهده جمال الهی چه ها با انسان خواهد کرد؟!!!!!!!

همانطور که در شعر زیر هم آمده فرشتگان، خداوند را تسبیح و پرستش میکردند اما عاشق و درد عشق کشیده نبودند به همین جهت خداوند انسان را آفرید و این دردِ عشق را در وی قرار داد!

در واقع معرفت به خداوند هر چه بیشتر و بیشتر شود عشق ما به وی بیشتر و بیشتر میشود تا جایی که به مشاهده معشوق حقیقی که خود اوست نائل می آییم!

در ازل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زد *********عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رُخت، دید مَلَک عشق نداشت*** عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد ****برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

در «شرح قصیده فارضیه» آمده است که: جمال حقیقی، صفت ازلی خدای تعالی است که اول به مشاهده علمی در ذات خویش مشاهده فرمود، سپس اراده فرمود که جمال واقعی خود را صُنع خود مشاهده فرماید به مشاهده عینی، پس جهان را آفرید تا به طریق عیان، آیینه جمال حقیقی‌اش باشد.

خب پس آفرینش دنیا و آخرت و همه خلقت، در پشت پرده اش عشق بازی خداوند با خودش هست و این عشق بازی در عشق بین زن و مرد جلوه میکند

اگر از منظر عرفانی و دید عمیق بررسی کنیم خواهیم دید که حتی همین حور العین و زیبارویان و... جلوه ای از خداوند متعال میباشند!

همان سخن عرفاست که در عالم، غیر از خداوند معشوقی نیست! اگر زنان یا کسی محبوبیت و معشوقیّتی یافته از پرتوی زیبایی و وجود معشوق اصلی و پنهان است که اینان جلوه گری میکنند!

درون حُسن روی نیکوان چیست****** نه آن حُسن است تنها، گویی آن چیست

جز از حق می‌نیاید دلربایی*********** که شرکت نیست کس را در خدایی

زن و مرد در ظاهر دو جسم و روح هستند اما در باطن وجود یکی است! وصال انسان عاشق و معشوق در ظاهر است و وصال حقیقی و عشق بازی مستمر و همیشگی در مشاهده و تقابل جمال و جلال خداوند است!

خداوند هم لیلی است هم مجنون! ماییم که با چشم ظاهر، لیلی و مجنونش میکنیم!

اى قصه ی بهشت ز كويت حكايتى ****** شرح جمال حور ز رويت روايتى

لذا در بهشت هم این عشق بازی خداوند در پس پرده اتفاق میفتد و این عشق ابدی است! لذا ما هم در آنجا ابدی خواهیم بود و جرعه های آن عشق و جمال در بهشتیان هست و در آنها جلوه میکند لذا تا ابد عاشق هستند!


جمال اوست هر جا جلوه کرده *** ز معشوقان عالم بسته پرده

به هر پرده که بینی پردگی اوست****قضا جُنبانِ هر دل بُردگی اوست

به عشق اوست دل را زندگانی*****به عشق اوست جان را کامرانی

دلی کو عاشق خوبانِ دلجوست*****اگر داند وگر نی عاشق اوست

من و تو در میان کاری نداریم*********بجز بیهوده پنداری نداریم

همان بهتر که ما در عشق پیچیم**که بی این گفت و گو هیچیم هیچیم

جمع بندی

____________________________________________

پرسش:
یکی از مواردی که در دین ما بسیار به آن توصیه شده، تفکر است، به این بیندیشیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت. اما این تفکر به افسردگی و سردرگمی می انجامد. چرا که ما باید در یک زمان نامحدود و بی انتها پاسخگوی رفتارهای مان در یک زمان کوتاه و محدود باشیم. این نتیجه ی رنج آور، حاصل تفکر است.
وقتی فکر می کنیم می بینیم این دنیای مادی و محدود بالاخره روزی تمام می شود و ما به سرای جاوید و دنیای آخرت پا می گذاریم و سرنوشت ما یا بهشت است یا جهنم و دوزخ در هر کدام که باشیم این پرسش مطرح می شود که آخرش چی؟
تفکر در این امور به جای رشد و تکامل، ما را به غم و نگرانی و پریشانی و افسردگی کشانده است، به گونه ای که از به دنیا آمدن خویش هم پشیمانیم.

پاسخ:
برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
در این که تفکر در نگاه اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است شکی نیست، اما کیفیت این تفکر هم بی توجه قرار نگرفته است، تفکر در مسیر حرکت انسان نقش کلیدی دارد، به همین خاطر بسیار مهم است که به چه چیزی فکر میشود. تفکر باید انسان را به حرکت وادار، نه اینکه از حرکت بازدارد!

انسان نه باید آنچنان مثبت بیندیشد که بی پروا شود، ونه آنچنان منفی که به ناامیدی منتهی شود. امام صادق(علیه السلام) در روایتی می فرماید لقمان به پسرش چنین گفت: «خَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خِيفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ لَرَحِمَكَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذا»(1)

ترجمه: چنان باید از خدا بترسی که گویی اگر اعمال نیک ثقلین (جن و انس) را هم بیاوری او تو را عقوبت خواهد کرد، و چنان باید به او امید ببندی که گویی اگر گناهان ثقلین را هم مرتکب شده باشی او تو را از رحمت خویش برخوردار خواهد کرد، و سپس خود امام(علیه السلام) فرمودند: پدرم می فرمود: بنده مومنی نیست مگر آنکه دو نور در قلب اوست، نور بیم و نور امید، که اگر هر کدام وزن شوند از دیگری بیشتر نخواهد بود.

قرآن کریم در کنار آیات انذار و عذاب، آیات بسیاری هم در خصوص بشارت ها و نعمت ها و بخشش ها دارد تا این تعادل حفظ شود، بنابراین ما نباید با سنگین کردن تفکرات در قسمت خوف، خودمان را به وادی ناامیدی و افسردگی سوق دهیم. اگر کسی در این زمینه دچار افراط شده باید مدتی فقط به آیات امیدبخش و بشارت و نعمت ها بیندیشد تا به حالت تعادل برگردد.

نکته دوم:
نکته دیگر این که نباید گمان کرد بیشتر مردم اهل جهنم هستند، بلکه بیشتر مردم و قاطبه مردم اهل نجات هستند. تنها کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که از روی علم و آگاهی و لجاجت خداوند را انکار کرده و یا برای او شریک قائل شوند، بنابراین کسانی که مومن بوده اما دچار گناه و معصیت میشوند حتی اگر مواخذه و مجازات شوند هرگز در جهنم جاویدان نخواهند ماند، حتی اگر کسی از روی جهل و نادانی کفر هم بورزد عذاب او که جرمش از روی ناآگاهی بوده است عادلانه نیست.

قرآن کریم می فرماید: «فَأُوْلَئكَ مَأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يهَْتَدُونَ سَبِيلا»؛ پس جايگاه ایشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است؛ مگر مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه [براى نجات خود از محيط كفر و شرك‏] هيچ چاره‏اى ندارند، و راهى [براى هجرت‏] نمى‏يابند.(2)

علاوه بر آیات، روایات فراوانی هستند که از بخشش خداوند سخن می گویند، مانند این فرمایش امام صادق(علیه السلام) که می فرمایند: « إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه‏»؛ هنگامی که قیامت برپا شود آنچنان رحمت خداوند تبارک و تعالی گسترده میشود که حتی ابلیس هم در رحمت خدا طمع کرده و امیدوار میشود.(3)

نکته سوم:
در مورد خلود و جاودانگی برخی افراد در جهنم هم باید دقت کرد که اولا ایشان خود این مسیر را برگزیده اند، یعنی کسانی نبوده اند که از این فرجام مطلع نبوده و جاهلانه در آن افتاده باشند، قرآن کریم در آیات متعددی به این مسئله اشاره دارد:
«وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات يقين داشت، ستمكارانه و برترى‏جويانه انكار كردند.(4)
«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُون‏»؛ اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خوانده ‏اند] مى‏ شناسند، به گونه ‏اى كه پسران خود را مى‏ شناسند و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مى‏ دانند، پنهان مى ‏دارند. (5)

بنابراین در حقیقت کسانی در جهنم جاویدان خواهند ماند که خواب نبوده، بلکه خودشان را به خواب زده باشند، طبیعتا چنین اشخاصی هرگز از خواب بیدار نخواهند شد، چون جهلی وجود ندارد که روزی برطرف شود، آنها کاملا از حق آگاه هستند و در برابر آن لجاجت به خرج می دهند، بنابراین نیت آنها این است که تا دنیا، دنیاست در آن طغیان ورزیده و خدا را نافرمانی کنند، و همین نیت نامحدود ایشان موجب نامحدود بودن عذاب ایشان در آخرت خواهد شد، همان طور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاء»؛ جهنمیان از این رو در آتش جاویدانند که در دنیا نیّتشان این بود که چنانچه تا ابد زنده بمانند تا ابد خدا را نافرمانى کنند و بهشتیان نیز از این‏رو در بهشت جاویدانند که در دنیا بر این نیت بودند که اگر براى همیشه ماندگار باشند براى همیشه خدا را فرمان برند. پس، جاودانگى هر دو گروه به سبب نیتهایشان است.(6)

باید توجه داشت که رابطه عذاب های اخروی و دنیوی قراردادی نیست مثل تازیانه در برابر مشروب خوردن که نسبت به هم بی ارتباط باشد و فقط قرارداد شده باشند، بلکه رابطه آنها تکوینی است، مثل کوری بر اثر خوردن شیء نوک تیز به چشم! اینجا اصلا زمان مطرح نیست که بگوییم برخورد شیء نوک تیز یک لحظه بوده و کوری برای یک عمر ناعادلانه است! آخرت با این دنیا ساخته میشود، طبیعتا محدودیت و تناسب زمان آنجا مطرح نیست، دنیا مزرعه آخرت است، مهم نیست آنچه که کاشته شده چقدر زمان برده است، به هر حال جز آنچه کاشته شده قابل برداشت نیست!

نکته چهارم:
اما در خصوص قسمت دوم سوالتان و پرسش از نهایت زندگی ما در بهشت و جهنم باید توجه بفرمایید، این تعبیر «آخرش که چه؟» نشأت گرفته از نگرش­های دنیوی است که هیچ مصداقی از آن نمی تواند برای همیشه ما را اقناع و راضی کند، اما نباید با همین مقیاس در مورد آخرت تفکر کنیم.
ببینید انسان هرگز طالب نیستی و نداری نیست، بلکه میل به داشتن و دارا بودن در ذات هر انسانی وجود دارد، پس این که گاهی بعد از رسیدن به یک هستی از آن خسته می شود سرّش این است که آن هستی و دارایی، مطلوب واقعی او نیست.(7)

بنابراین اگر آن هستی ای که انسان به دست می آورد مطلوب واقعی او باشد خستگی معنا ندارد، نفس انسان بی نهایت طلب است و هرگز امور محدود نمی توانند او را اقناع کنند، به همین خاطر زندگی مادی ملال آور و خسته کننده است، چون چیزی می تواند مانع خستگی و یکنواختی شود که آن هم مانند طلب انسان بی نهایت باشد، و آن تنها خداوند است، به همین خاطر انسانهای عارف و عاشق هرگز احساس پوچی نمی کنند، چرا که معنویات و عشق به خداوند نامحدود است. بنابراین اینکه این نعمت ها عنوان کرامت الهی دارند مانع خستگی انسان میشود.(8)

بزرگترین نعمت خداوند در بهشت هم همین مقام قرب و رضوان الهی است که هرگز انسان از آن خسته نمیشود، همان طور که قرآن کریم می فرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»؛ خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن ‏هاى پاكيزه‏اى در بهشت هاى جاودان (نصيب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است‏(9)

بله بدون این نعمت، هر چیزی خسته کننده است، اما این محبوب، محبوبی است بی انتها و نامحدود که هرگز انسان از آن خسته نمیشود، این مطلوب واقعی انسان ها است، لذا در سایه آن هر زندگی در هر سطحی لذتبخش خواهد بود، چون آنها دیگر هدف نخواهند بود.
به همین خاطر است که قرآن کریم هرگز انسان های ساکن بهشت از آن خسته نشده، و آرزو و تقاضای نقل مکان نمی کنند:«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ كاَنَتْ لهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنهَا حِوَلا»؛ كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، باغهاى بهشت برين محل پذيرايى آنان خواهد بود * آنها جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضاى نقل مكان از آن جا نمى‏ كنند(10)

بنابراین حتی اگر برای ما تصور این مسئله ممکن نیست، نباید این عدم تصور به انکار بینجامد، بلکه در این صورت می تواند به وعده الهی که دروغی در آن نیست اعتماد کرد که می فرماید: اهل بهشت علی رغم اینکه برای ابد در بهشت خواهند ماند، هرگز از آن خسته نشده، و هرگز تقاضای کوچ از آنجا را نمیکنند.

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج2، ص67.
2. نساء:97و98.
3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج7، ص287.
4. نمل:14/27.
5. بقره:146/2.
6. الکافی، ج2، ص85.
7. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدار، تهران، ج4، ص317.
8. همان، ج3، ص522.
9. توبه: 72/9.
10. کهف:18/ 107و108.

موضوع قفل شده است