تفسیر کل قرآن کریم به فارسی(تفسیر البرهان)قرآن مبین

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

«وَاِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱) أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ (۱۲)»

[وچون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد، مي گويند : ما خود اصلاحگريم* بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمي‏فهمند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: آن گاه كه به آن ناكثان و بيعت شكنان روز غدير گفته شد «لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ» با آشكار كردن پيمان شكني خود در ميان بندگان ناتوان خداوند تا اين گونه در دينشان آنان را سردرگم كنيد و در آئين و عقايدشان آشفته خاطرشان سازيد «قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» چرا كه ما نه دين محمّد را و نه هيچ دين ديگري را باور نداريم و ما از زمره متحيران هستيم و محمّد را با پذيرفتن دين و شريعتش در ظاهر خشنود كرده ايم؛ اما در باطن به دنبال خواسته هاي نفس خود هستيم و اين گونه از دين محمد صلي الله عليه و آله بهره مند مي شويم و به آسايش مي رسيم و خود را از اسارت آزاد مي سازيم؛ اما از فرمان برداري عموزاده او علي عليه السلام سرباز مي زنيم. پس اگر دين محمّد صلي الله عليه و آله بر جهان چيره شود، ما از گروندگان آن بوديم؛ و اگر فرمانروايي اش از ميان برود، از شماتت دشمنانش در امان مانده ايم. خداوند عزّ و جل فرمود: «أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» چرا كه آنان به ميل خود رفتار مي كنند، و خداوند متعال پيامبرش را از دورويي آنها آگاه مي سازد و او هم خود آنان را لعنت مي كند و هم مسلمانان را امر مي كند تا لعنتشان كنند. دشمنان مؤمنان نيز به آنها اعتماد نمي كنند و با خود مي گويند همان طور كه اينان در ميان ياران محمّد نفاق مي ورزند با ما نيز دورويي مي كنند؛ پس نه نزد آنها جايگاهي دارند و نه نزد اينان مورد اعتمادند. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 118، ح 61

«وَاِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ (۱۳)»

[و چون به آنان گفته شود: همان گونه كه مردم ايمان آوردند، شما هم ايمان بياوريد مي‏گويند: آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏اند ايمان بياوريم؟! هشدار كه آنان همان كم‏خردانند، ولي نمي‏دانند]

1) حضرت امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: «وَاِذَا قِيلَ» در باره كساني است كه بيعت شكستند، نيكان مؤمنان هم چون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به آنها گفتند: «آمِنُواْ» به رسول خدا صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام كه حضرت وي را بر جايگاه خويش نهاد و مقام خويش به او بخشيد و تمامي بهره دين و دنيا را در گرو او قرار داد، پس در ظاهر و باطن خود به اين پيامبر ايمان آوريد و بر امر اين امام گردن نهيد. «كَمَا آمَنَ النَّاسُ» مردمان مؤمن مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار «قَالُواْ» در جواب، نزد هر كس كه مي رسيدند البته نه نزد مؤمنان، چرا كه جرأت نمي كردند جواب خود را در مقابل مؤمنان آشكار سازند؛ بلكه نزد ديگر منافقان و يا بيچارگان و مؤمناني كه به آنها در پنهان داشتن كلامشان اعتماد داشتند، اين چنين مي گفتند: «أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء» و منظورشان سلمان و ياران او بود؛ چرا كه ايشان خالصانه دل به علي بسته بودند و گوش به فرمان او سپرده بودند و آشكارا دوستداران او را دوست مي داشتند و با بد خواهانش دشمني مي كردند تا آن جا كه وقتي حكومت محمّد صلي الله عليه و آله به سر رسيد دشمنان او خون ايشان ريختند و ديگر فرمانروايان و مخالفان محمّد صلي الله عليه و آله هلاكشان كردند. از اين رو، منظور منافقان اين بود كه چون سلمان و يارانش به مخالفت با دشمنان محمّد صلي الله عليه و آله پرداختند، نادان و كم خردند. خداوند عز و جل فرمود: «أَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ» سبك مغزان و سست انديشه گاني كه در كار محمّد صلي الله عليه و آله به ديده حق نمي نگرند تا پيامبري او را درك كنند و دريابند كه او به راستي و برحق خير دين و دنيا را در گرو علي عليه السلام نهاده است. آنان چون در نشانه هاي آشكار خداوند نمي انديشند، نادان مي مانند و در بيم از محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان او و نيز در هراس از دشمنان ايشان به سر خواهند برد و به اين باور نمي رسند كه اين انديشه درهم خواهد شكست و آنها به همراهش هلاك خواهند شد. از اين رو تنها اينان كم خردند و بس؛ چرا كه به سبب اين دورويي نه از مهر محمّد صلي الله عليه و آله و مؤمنان بهره مند مي شوند و نه در دل يهوديان و ديگر كفرپيشگان جايي مي يابند. اينان نزد محمّد صلي الله عليه و آله از ولايت او و بردارش علي عليه السلام و دشمني با دشمنان ايشان دم مي زنند و نزد يهوديان و ناصبي ها از دشمني با محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام سخن مي گويند. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 118، ح 62

«وَاِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَاِذَا خَلَوْاْ اِلَي شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ (۱۴) اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵)»

[و چون با كساني كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند، مي‏گويند: ايمان آورديم و چون با شيطانهاي خود خلوت كنند، مي‏گويند: در حقيقت ما با شماييم ما فقط (آنان را) ريشخند مي‏كنيم * خدا (است كه) ريشخندشان مي‏كند و آنان را در طغيانشان فرو مي‏گذارد تا سرگردان شوند]

1) امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: هنگامي كه بيعت شكنان و دسيسه پردازان يعني «الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا» همچون ايمان شما، به قصد مخالفت با علي عليه السلام و كنار زدن او از امر خلافت، با مؤمناني همچون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار روياروي مي شدند، به ايشان مي گفتند: ما نيز همان گونه كه شما ايمان آورده ايد، به محمّد صلي الله عليه و آله ايمان آورده ايم و به دعوت او براي بيعت با علي و تأييد برتري وي گردن نهاده ايم و بر فرمان او سر فرود آورده ايم.اولي و دومي و سومي تا نهمي آنان هر گاه در راه خود با سلمان و يارانش روبرو مي شدند، از آنها احساس تنفر كرده و دوري مي جستند و مي گفتند: اينان پيروان آن دو جادوگر سبك سرند و منظورشان محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام بود. سپس به يكديگر مي گفتند: مراقب باشيد، مبادا اينان در لغزش هاي زبانتان چيزي از انكار گفته هاي محمّد صلي الله عليه و آله در باره علي عليه السلام بشنوند؛ چرا كه نزد آنها سخن چيني كرده موجب هلاك شدنتان مي شوند. اولي گفت: بنگريد تا چگونه آنان را به ريشخند مي گيرم و شرّشان را از سرتان كم مي كنم. سپس به سلمان و يارانش نزديك شد و گفت: سلام بر سلمان بن اسلام، كسي كه سرور مردمان، محمّد صلي الله عليه و آله در باره اش فرمود: اگر دين به ثريا آويخته باشد مرداني از فارس به آن دست خواهند يافت و اين مرد بهترين آنان است و منظور حضرت تو بودي. نيز فرمود: سلمان از ما اهل بيت است و اين گونه تو را همتاي جبرئيل كرد. فرشته اي كه در روز عباء به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد: من نيز از شمايم و حضرت فرمود: تو نيز از مايي. پس جبرئيل به سوي عرشيان فراز شد و با افتخار به آسمانيان گفت: خوشا به حالم كه من از اهل بيت محمّد رسول خدا صلي الله عليه و آله هستم. سپس به مقداد رو كرد و گفت: و سلام بر تو اي مقداد، تو كسي هستي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره ات به علي عليه السلام فرمود: اي علي مقداد برادر تو در دين و همانند توست. او چنان به تو مهر مي ورزد و كينه ي دشمنانت در دل دارد و دوستانت را دوست مي دارد كه گويي پاره اي از تن توست؛ اما مهر فرشتگان آسمان و پرده نشينان غيب به تو بيش از مهري است كه تو به علي عليه السلام مي ورزي و كينه آنان از دشمنانت بيش از كينه اي است كه تو از دشمنان علي عليه السلام در دل داري. خوشا به حالت و خوشا به سعادتت. سپس به ابوذر گفت: سلام بر تو اي ابوذر، تو كسي هستي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره ات فرمود: در هيچ كجاي زمين خاكي و آسمان سبز راستگوتر از ابوذر وجود ندارد؛ و چون از حضرت پرسيدند: به چه خاطر خداوند متعال او را اين چنين برتري داد و بزرگي بخشيد؟ رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: از آن جا كه او علي عليه السلام برادر رسول خدا را برتر مي شمرد و در همه حال زبان به ستودنش مي گشود و به بدخواهان و دشمنانش كينه مي ورزيد و دوستي دوستان و دوستدارانش را در دل مي پروراند. پس خداوند عز و جل او را در كنار برترين ساكنان بهشت جاي خواهد داد و در آن جا چنان جمعي را از كنيزان و خادمان و بچه هاي آنان بر خدمت او خواهد گماشت كه تنها خود شمار آنها را داند. سپس به عمار بن ياسر گفت: سلام بر تو اي عمار كه گرچه در رفاه و آسايشي و در انجام عبادات واجب و عبادات در عرف و ديگر عبادت ها تن خود به رنج نمي اندازي، اما به ولايت برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله به مقامي فراز آمده اي كه آن كه روز و شب بدن خود را رنجور مي دارد و شب ها بيدار و روزها روزه است و مال خود را بذل و بخشش مي كند، هر چند تمامي اموال دنيا را داشته باشد، به مقام تو نمي رسد. درود بر تو كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در خيرخواهي برادرش علي عليه السلام و در نبرد با بدخواهانش آن چنان شايسته ات ديد كه از كشته شدنت در راه محبّت او و از محشور شدنت در زمره برترين ياران او در روز قيامت خبر داد.

از خداوند توفيق كرداري همچون كردار تو و يارانت خواستارم. شمايي كه در خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و برادرش علي ولي خدا عليه السلام كوشيديد و براي بدخواهانش دشمني ستيزه جو و براي دوستانش يار و همراهي خيرخواه بوديد. خداوند روز ديدار شما را روز نيك بختي ما رقم زند. در آخر سلمان و يارانش بنا به فرمان خداي متعال ظاهر آنها را پذيرفتند و از كنار آنان گذشتند. آن منافق، از ياران خود پرسيد: ديديد كه چگونه آنان را ريشخند كردم و چگونه شر و دشمني آنان را از سر خود و شما كم كردم، به نظر شما چگونه بود؟ آنان به او پاسخ دادند: شكي نيست كه ما را به خوبي آسوده داشتي، تا زماني كه تو در قيد حيات باشي، گزندي به ما نرسد. او گفت: رفتار شما نيز با آنان بايست چنين باشد تا روزي كه فرصتي دست دهد؛ چرا كه دانا مرد هوشمند، جام غم سركشيده، سكوت مي كند تا روزي كه فرصتي برايش فراهم شود. آن گاه نزد ياران منافق خود بازگشتند، ياغياني كه همچون خودشان آن چه را كه پيامبر صلي الله عليه و آله از جانب خداي متعال در برتري امير مؤمنان و امامت ايشان بر تمامي مكلّفان در دين بيان مي فرمود، دروغ مي انگاشتند.

«قَالُواْ - به آنها- اِنَّا مَعَكْمْ» در دسيسه اي كه پيش گرفته ايد تا اگر در محمد صلي الله عليه و آله شائبه اي وجود داشته باشد، علي عليه السلام را از اين امر «خلافت» كنار زنيد.

اگر مي بينيد و مي شنويد كه آنان را مي ستائيم و در چاپلوسي آنها قدم پيش مي گذاريم باور نكنيد و هراسان نشويد «اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» به آنها. پس خداوند عز و جل فرمود: اي محمّد «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» و سزاي ريشخندشان را در دنيا و آخرت خواهد داد. «وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» به آنها مهلت مي دهد و با لطف خويش با آنها مي سازد؛ پس اگر دعوت او را به توبه پاسخ دهند، آنها را ببخشايد. حال آن كه آنان «يَعْمَهُونَ» دست از كردار نكوهيده خود بر نمي دارند و آزار رساندن به محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام را كه درود خداوند بر ايشان باد ترك نمي كنند وهر اذيت و آزاري كه در توانشان باشد در حق آن دو بزرگوار انجام مي دهند.

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: و اما اين كه خداوند آنها را در دنيا ريشخند مي كند، از آن جا كه آنها در ظاهر، دين خدا را پذيرفته و از آن فرمان مي برند، خداوند با آنان بر اساس ظاهر احكام دين برخورد مي كند. اما به رسول خود صلي الله عليه و آله فرمان مي دهد كه آنها را لعنت كند و با آنان به كنايه سخن گويد و رفتار كند تا مؤمنان بي ريا مراد حضرت را از اين رفتار دريابند.

و اما اين كه خداوند آنها را در آخرت ريشخند مي كند، پس از آن كه خداوند عز و جل آنان را در سراي لعن و پستي جاي داد و به شگفت ترين گونه هاي عذاب مجازاتشان كرد و نيز مؤمنان را در بهشت و در حضور محمّد صلي الله عليه و آله برگزيده پادشاه داور حاضر نمود، آن منافقان را كه در دنيا مؤمنان را به ريشخند مي گرفتند، در پيش چشم مؤمنان در خواهد آورد تا بنگرند چگونه اين دورويان در شگفت ترين لعنت ها و خيره ساز ترين شكنجه ها گرفتار شده اند. در آن جا مؤمنان از شماتت منافقان، غرق در لذت و شادماني خواهند شد و نيز در نعمت هاي بهشت خداوند در سرور و شادي به سر خواهند برد. مؤمنان آن سياه بختان را با نام ها و صفت هايشان در چند گروه خواهند شناخت. برخي به زير دندان هاي مارهايي تنومند، دريده مي شوند و گروهي به زير شلاق ها و گرزها و پتك هاي فرشتگان عذاب چنان سركوب شوند كه عذابشان دوچندان و زجر و اندوهشان افزون گردد. برخي دگر به درياهاي جوشان دوزخ افكنده شده، غرق گردند و گروهي دگر به دست فرشتگان عذاب در ميان چرك و خونابه شكنجه شوند و عده اي دگر به گونه هايي ديگر از عذاب دوزخ، دچار گردند. آن گاه كافران و منافقان ديده باز كنند، كساني را مي بينند كه در دنيا آنها را به خاطر باور به ولايت محمّد صلي الله عليه و آله و علي و خاندان ايشان عليهم السلام به ريشخند مي گرفته اند. مؤمناني كه برخي بر فرش هاي بهشتي خوش آرميده اند و گروهي در ميان ميوه هاي بهشتي، خوش مي خورند و برخي در اتاق ها و گردشگاههاي بهشتي خوش مي گذرانند. در آن جا جمع انبوهي از خدمتگزاران گرداگرد ايشان مي چرخند و پريان سياه چشم و كنيزان و خادمان و نوكران و غلامان در خدمتشان مي ايستند و فرشتگان خداي عز و جل، از سوي پروردگارشان با هدايا و دهش ها و شگفت ترين تحفه ها و پيشكش ها وارد مي شوند و لطف خداوند را براي ايشان به ارمغان آورده مي گويند: «سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدَّارِ» [درود بر شما به (پاداش) آن چه صبر كرديد؛ راستي چه نيكوست فرجام آن سراي].#1#

آن مؤمنان از جايگاه والاي خود به آن كافران و منافقان فرو نگرند و گويند: اي فلان كس و اي فلان كس و اي فلان كس و آنها را به اسم اين چنين ندا دهند: در سراي ننگ و رسوايي خود چگونه به سر مي بريد؟ بياييد درهاي بهشت را به سويتان بگشاييم تا از اين عذاب برهيد و در شادي نعمت هاي بهشتي به ما بپيونديد. آنها پاسخ دهند: واي از چنين درد و عذابي كه در اين جا به آن گرفتاريم. مؤمنان گويند: به اين درها بنگريد. آنها چشم به درهاي گشوده بهشت اندازند و گمان برند اين درها به سوي دوزخ عذاب آور آنها باز شده و مي توانند از آن جا به سوي بهشت رهايي يابند؛به همين خاطر، گريزان شروع به شنا در آب هاي جوشان مي كنند و در فرار از دست فرشتگان عذاب مي كوشند، اما شكنجه گران دنبالشان مي كنند و آنها را به زير گرز و پتك و شلاق مي گيرند. همچنان بر آنها چنين مي گذرد و عذاب ها بر سرشان فرود مي آيد تا سرانجام به آن درها مي رسند؛ اما به ناگاه آن درها به رويشان آوار مي شود. شكنجه گران سر رسيده با گرزهاي خود آنها را به درون مي غلتانند و به سوي دوزخ باز مي گردانند. در آن دم، مؤمنان در نشيمن گاه هاي خود بر فرش ها آرميده اند و اينان را به خنده و ريشخند مي گيرند؛ و اين همان كلام خداوند عز و جل است: «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» و نيز «فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ عَلَي الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ» [(ولي) امروز مؤمنانند كه بر كافران خنده مي‏زنند، بر تختها(ي خود نشسته) نظاره مي‏كنند]. #2#

2) امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: اين آيه در باره سه تن نازل شد. آنان وقتي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دست امير مؤمنان را به ولايت برافراشت، در ظاهر ايمان آورده خوشحال شدند و چون با دشمنان امير مؤمنان علي عليه السلام به خلوت درآمدند «قَالُواْ اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ»#3#

3) راوي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» پرسيدم، ايشان فرمود: خداوند تبارك و تعالي ريشخند نمي كند، اما سزاي ريشخند آنان را مي دهد. #4#

4) علي بن ابراهيم گفت: «وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» يعني آنان را به حال خود مي گذارد. #5#

1 - رعد/ 24
2 - مطففين/ 34 و 35، تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 140، ح 63
3 - مناقب، ج 3، ص 94
4 - توحيد، ص 163، ح 1
5 - تفسير قمي، ج 1، ص 47

«أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ (۱۶)»

[همين كسانند كه گمراهي را به (بهاي) هدايت‏ خريدند، در نتيجه داد و ستدشان سود(ي به بار) نياورد و هدايت‏ يافته نبودند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: «أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ» دين خدا را فروختند و به جايش كفر به خدا را گرفتند «فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ» يعني در آخرت در اين تجارت سودي نكرده اند؛ چرا كه آنها آتش دوزخ و گونه هاي عذاب آن را با فروختن بهشت خريده اند، بهشتي كه اگر ايمان مي آوردند برايشان فراهم بود «وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ» به سوي راستي و درستي. #1#

1 - تفسير منسوب امام حسن عسكري (ع)، ص 125، ح 64

«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ (۱۷) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ (۱۸)»

[مثل آنان همچون مثل كساني است كه آتشي افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايي داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايي كه نمي‏بينند رهايشان كرد* كرند، لالند، كورند؛ بنابراين به راه نمي‏آيند]

1) امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: مثل آن منافقان «كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا» تا به نور آن اطرافش را بنگرد؛ ولي چون ديده به پيرامون خود بگشايد، خداوند آن نور را با فرستادن باد يا باراني خاموش كند. اين مثلي است كه حال آن منافقان را ماند. آن گاه كه خداوند والا مرتبه از آنان در ولايت علي بن ابي طالب عليه السلام بيعت گرفت، در ظاهر گواهي دادند و گفتند: هيچ خدايي به جز الله نيست؛ يگانه است و هيچ همتايي ندارد و محمّد، بنده و فرستاده اوست و علي، ولي و وارث و خليفه او در ميان امّت او و قاضي دين او و تحقّق بخش وعده هاي اوست و در اداره امور بندگانش، جانشين اوست. پس بر اين اساس، ميراث ها به ميراث بران رساند و پيمان زناشويي ميان مؤمنان بنا نهد. آنها نيز به سبب اداره امورشان از او فرمان برند و در دفاع از او نيك بكوشند و او را برادر خويش دانسته، از هر آن چه خود را در برابر آن محفوظ مي دارند، او را نيز حفاظت كنند و در اين راه امر او به گوش جان شنوند. آنها به ظاهر پذيرا شدند و چون مرگ فرا رسد، در حكم پروردگار جهانيان گرفتار شوند. در آن دم خداوندي كه هيچ سرّي بر او پوشيده نيست آنان را به سبب كفر پنهان در باطنشان عذاب دهد و اين همان دمي است كه نور آنان از ميان مي رود و در تاريكي عذاب خدا و سياهي احكام عذاب آخرت درآمده، هيچ راه خروجي از آن نمي بينند و هيچ راه فرار استواري در آن نمي يابند. سپس خداوند فرمود: «صُمٌّ» يعني در عذاب آخرت كر و «بُكْمٌ» در ميان شعله هاي آتش دوزخ لال و «عُمْيٌ» كور شوند و اين همانند ديگر كلام حق تعالي است: «وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَي» [و روز رستاخيز او را نابينا محشور مي‏كنيم]#1# و نيز «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا» [و روز قيامت، آنها را كور و لال و كر، به روي چهره‏شان درافتاده برخواهيم انگيخت؛ جايگاهشان دوزخ است، هر بار كه آتش آن فرو نشيند شراره‏اي (تازه) برايشان مي‏افزاييم].#2#

2) جابر، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده است كه ايشان در تفسير كلام خداي عز و جل «كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ» فرمود: همچون نورافشاني خورشيد، نور محمّد صلي الله عليه و آله زمين را روشن كرد. خداوند خورشيد را مثلي براي محمّد صلي الله عليه و آله و ماه را مثلي براي جانشين وي برشمرد و فرمود «هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا» [اوست كسي كه خورشيد را روشنايي بخشيد و ماه را تابان كرد]#3# و نيز «وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَاِذَا هُم مُّظْلِمُونَ» [و نشانه‏اي (ديگر) براي آنها شب است كه روز را (مانند پوست) از آن برمي‏كنيم و بناگاه آنان در تاريكي فرو مي‏روند]#4# و نيز «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ» يعني چون محمّد صلي الله عليه و آله درگذشت و تاريكي پديدار شد آنان برتري اهل بيت وي عليهم السلام را نديدند و در نيافتند؛ از اين رو خداوند عز و جل مي فرمايد: «وَاِن تَدْعُوهُمْ اِلَي الْهُدَي لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ اِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ» [و اگر آنها را به (راه) هدايت فرا خوانيد نمي‏شنوند و آنها را مي‏بيني كه به سوي تو مي‏نگرند در حالي كه نمي‏بينند]. #5#

3) ابراهيم بن ابي محمود روايت كرده است كه وي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ» پرسيدم، ايشان فرمود: خداوند تبارك و تعالي بر خلاف آفريدگان خود كه به ترك كردن و واگذاشتن توصيف مي شوند، به اين صفت وصف نمي گردد؛ اما هر گاه بداند كه اين كفرپيشگان از كفر و گمراهي خود باز نمي گردند لطف و ياري خود را از آنها باز مي دارد و آنان را به اختيار خودشان وا مي گذارد.#6#

1 - طه/ 124
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 130، ح 65، اسراء/ 97
3 - يونس/ 5
4 - يس/ 37
5 - كافي، ج 8، ص 255، ح 574 اعراف/ 198
6 - عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 113، باب 11، ح 16

«اوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ (۱۹) يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَاِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ اِنَّ اللَّه عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۲۰)»

[چون (كساني كه در معرض) رگباري از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برقي است (قرار گرفته‏اند) از (نهيب) آذرخش (و) بيم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند، ولي خدا بر كافران احاطه دارد* نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشني بخشد، در آن گام زنند؛ و چون راهشان را تاريك كند، (بر جاي خود) بايستند؛ و اگر خدا مي‏خواست‏، شنوايي و بينايي‏شان را برمي‏گرفت كه خدا بر همه چيز تواناست]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: سپس خداي عز و جل براي منافقان مثالي ديگر زد و فرمود: مثل آن چه كه اين قرآن در خطاب به منافقان بيان مي كند، قرآني كه بر تو اي محمّد صلي الله عليه و آله! نازل شده و بيانگر يگانگي خداوند متعال بوده، پيامبري تو را آشكار ساخته و در اثبات شايستگي برادرت علي بن ابي طالب عليه السلام براي جايگاهي كه تو او را در آن ايستاندي و محلّي كه تو او را در آن فرود آوردي و مقامي كه تو او را بدان فراز داشتي و حكومتي كه تو او را بدان گماردي، دلايلي برجسته به دست داده است؛ «كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ» حق تعالي فرمود: اي محمّد صلي الله عليه و آله همان طور كه در اين باران چيزهايي وجود دارد كه هر كس به آن دچار گردد هراسان شود، آنان نيز به خاطر سرباز زدن از بيعت با علي و ترس از اين كه تو اي محمّد! به دورويي آنان پي ببري همانند همان كسي هستند كه در اين باران و رعد و برق گرفتار آيد؛ همان طور كه او از ترس اين كه رعد، قلبش را از جاي بركند يا برق، آذرخشش را بر او فرود آورد به خويش مي لرزد، آنان نيز در هراسند كه تو اي محمّد، به كفرورزي آنان پي ببري و اين، به كشته شدن و ريشه كن شدن آنها بيانجامد. «يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ» همانند آن كساني كه به رعد و برق دچار گشته، انگشت هاي خود را در گوش هايشان فرو مي كنند تا صداي رعد، قلب آنان را از جاي نكند، آنان نيز انگشت هايشان را در گوش هايشان فرو مي كنند در آن هنگام كه مي شنوند تو با آگاهي از حال آنان، بيعت شكنان را لعنت كرده تهديد مي نمايي. «يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ» تا لعنت و تهديد تو را نشنوند، مبادا كه رنگ رخسارشان دگرگون شود و ياران تو از آن نشانه دريابند كه مراد از لعنت و تهديد تو هم اينان هستند؛ چرا كه دگرگوني و آشفتگي در چهره آنها چنين بنماياند و اين گونه اتهام آنان شدت يابد و از هلاك شدن به دست تو و فرمان تو بدين خاطر امان نيابند. سپس حق تعالي فرمود: «واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ» او بر آنها چيره است و اگر بخواهد دورويي منافقان آن جمع را برايت آشكار مي گرداند و اسرارشان را برايت فاش مي كند و فرمان كشتن آنان را به تو مي دهد. سپس فرمود: «يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ» و اين مثل مردماني است كه به برق آسمان گرفتار شدند؛ اما ديدگانشان را از آن برنگرفتند و چهره هايشان را از آن نپوشاندند تا بلكه چشمانشان از درخشش آن در امان ماند و نه تنها به راه رهايي خود از نور آن برق نگاه نكردند، بلكه در آن برق نگريستند، پس نزديك بود كه برق چشم هايشان را بربايد. آن منافقان نيز گر چه آيات محكم قرآن در پيش رويشان قرار دارد و بر پيامبري تو گواه است و راستي و درستي تو را در منصوب كردن برادرت علي عليه السلام به امامت، آشكار مي سازد و اگر چه معجزه هايي كه از تو اي محمّد صلي الله عليه و آله، و از برادرت علي عليه السلام مي بينند، پيش چشمشان قرار دارد و گواهي است بر اين كه امر تو و امر او حقيقتي است كه هيچ ترديدي در آن راه ندارد؛ با اين همه در دلايل و نشانه هايي كه از قرآن و از تو و از برادرت علي بن ابي طالب عليه السلام مي بينند نمي انديشند. پس نزديك باشد كه در باره حجت هاي تو از راه حق به دور افتند و اين چنين هر آن عمل دگري كه با آگاهي انجام داده اند، نيز باطل شود. چه، هر كس تنها از يك حق سرباز زند اين انكار او را به سرباز زدن از هر حق ديگري بكشاند. از اين رو آن كه از يك حق سرباز زند، ديگر حقوقي كه بر اوست نيز رو به باطل شدن گذارد؛ درست همانند آن كس كه به جرم خورشيد بنگرد و اين چنين نور ديده اش از ميان رود. سپس فرمود «كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ» هر گاه آن چه كه به حجت بودنش باور دارند پديد آيد در راه آن گام بگذارند؛ يعني در آن استوار گردند. آنان اگر اسبهايشان مادينه آورند و زنانشان پسر زايند و نخل هايشان پربار گردد و محصول كشتزارهاشان زياد شود و تجارتشان رونق يابد و شير در پستان هايشان فزوني يابد، مي گويند: شايد اين به بركت بيعت ما با علي عليه السلام باشد. او مردي خوش اقبال و مورد عنايت است. از اين رو سزاوار است كه در ظاهر از او پيروي كنيم تا در سايه بخت او به سر بريم. «وَاِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ» يعني هر گاه اسب هايشان نرينه آورند و زنانشان دختر زايند و در تجارت خود سودي نكنند و نخل هايشان پربار نگردد و محصول كشتزارهاشان زياد نشود به پا خيزند و گويند: اين از بد شگوني بيعتي است كه با علي عليه السلام بسته ايم و باوري كه به محمّد صلي الله عليه و آله آورده ايم. اين همانند كلام خداوند عزّ و جل است: اي محمّد، «وَاِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَاِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ» [اگر (پيشامد) خوبي به آنان برسد مي‏گويند: اين از جانب خداست و چون صدمه‏اي به ايشان برسد مي‏گويند: اين از طرف توست]#1# خداي متعال فرمود: «قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ» [بگو همه از جانب خداست]#2# و برآمده از حكم كارآمد او و قضاي اوست و به خاطر بد يمني و خوش يمني من نيست. سپس خداوند عز و جل فرمود: «وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ» تا نتوانند از پايدار ماندن كفرشان نسبت به تو و ياران مؤمنت جلوگيري كنند و اين چنين ريختن خونشان واجب شود. «اِنَّ اللَّه عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و هيچ چيز او را به ستوه نمي آورد. #3#

2) علي بن ابراهيم گفت: كلام حق تعالي «اوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ» يعني همانند باران و اين مثل كفار است و فرموده او: «يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ» يعني نابينا مي كند. #4#

1 - نساء/ 78
2 - نساء/ 78
3 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 132، ح 67
4 - تفسير قمي، ج 1، ص 47

««يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (۲۱)»

[اي مردم! پروردگارتان را كه شما و كساني را كه پيش از شما بوده‏اند آفريده است، پرستش كنيد، باشد كه به تقوا گراييد]

1) امام حسن عسكري عليه السلام نقل فرمود كه امام سجاد عليه السلام در باره كلام خداوند متعال «يَا أَيُّهَا النَّاسُ» فرمود: يعني فرزندان حضرت آدم كه اطاعت از فرامين دين خدا برايشان واجب شده «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ» از فرماني كه پروردگارتان به شما داده پيروي كنيد و باور داشته باشيد كه هيچ خدايي به جز الله نيست، يگانه است و هيچ همتايي ندارد و مثل و مانندي برايش نباشد. دادگري است كه ستم نكند و بخشنده ايست كه بخل نورزد و بردباري است كه شتاب نكند و دانايي است كه سخن بيهوده نراند و نيز محمّد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده ي اوست و خاندان محمّد صلي الله عليه و آله در ميان خاندان ديگر پيامبران، بهترين است و علي عليه السلام در ميان خاندان محمّد صلي الله عليه و آله بهترين است و ياران مؤمن محمّد صلي الله عليه و آله، در ميان ياران ديگر پيامبران بهترين و امّت محمّد صلي الله عليه و آله در ميان امت هاي ديگر پيامبران، بهترين هستند. سپس خداي عز و جل فرمود: «الَّذِي خَلَقَكُمْ»، او را بپرستيد كه شما را از نطفه اي برساخته از آبي پست و بي مقدار آفريد و تا مدتي معين آن نطفه را در جايگاهي استوار قرار داد و سرنوشت آن را رقم زد و بر اين كار توانا آمد. به راستي كه پروردگار جهانيان چه نيك تواناست. و فرمود: «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» يعني او را با بزرگداشت محمد صلي الله عليه و آله و علي بن ابي طالب عليه السلام بپرستيد «الَّذِي خَلَقَكُمْ» تك تك شما را جان داد و سپس آراسته نمود و به بهترين صورت شكل بخشيد. سپس خداي عز و جل فرمود: «وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» خداوند همه ي گونه هاي مردمان پيش از شما را آفريد «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» اين كلام خداوند دو وجه دارد: يكي اين كه يعني خداوند پيشينيان شما را آفريده باشد كه پرهيزكار گرديد يعني تقوا پيشه كنيد، همانند ديگر كلام خداي عز و جل «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنسَ اِلَّا لِيَعْبُدُونِ» [جن و انس را نيافريدم جز براي آن كه مرا بپرستند]#1# و دوم اين كه يعني كسي را كه شما را و پيشينيان شما را آفريد بپرستيد، باشد كه پرهيزكار گرديد. يعني او را بپرستيد باشد كه از آتش دوزخ پروا پيشه كنيد. اين اميد بخشي از سوي خداوند واجب است؛ چرا كه او بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را بدون هيچ نويد بهره اي، خطاب دهد و يا او را به نيكي خود آزمند گرداند، سپس نااميدش بگذارد. آيا نمي بيني رفتار بنده اي از بندگان او چقدر ناپسند بود وقتي به مردي گفت: مرا خدمتي كن، باشد كه به من سودي رساني و باشد كه من نيز به خاطر آن به تو سودي رسانم. آن مرد به او خدمت كرد اما او نااميدش كرد و سودي به او نرساند. خداوند عز و جل در كارهاي خود بزرگوارتر از بندگانش و در ناپسندي كردار دورتر و جداي از آنهاست. #2#

1 - ذاريات/ 56
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري، ص 139، ح 68 - 71
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (۲۲)»

[همان (خدايي) كه زمين را براي شما فرشي (گسترده) و آسمان را بنايي (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبي فرود آورد و بدان، از ميوه‏ها رزقي براي شما بيرون آورد؛ پس براي خدا همتاياني قرار ندهيد در حالي كه خود مي‏دانيد]

1) از حضرت علي بن حسين عليه السلام روايت شده كه ايشان در باره كلام خداوند متعال «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء» فرمود: خداوند زمين را هماهنگ با سرشتتان و سازگار با بدن هايتان بنا نهاد و آن را چنان گرم و پر حرارت نساخت كه بدن هايتان را بسوزاند و نه چنان سرد كه منجمدتان سازد و نه چنان عطرآگين كه به مغزهايتان آسيب رساند و نه چنان بدبو كه هلاكتان كند و نه همچون آب، چنان نرم و روان كه غرقتان كند و نه چنان سخت و سفت كه از ساخت خانه و عمارت و يا كندن قبر براي مردگانتان بازتان دارد. بلكه خداوند عز و جل به گونه اي استوارش ساخت كه از آن بهره بريد و آن را درخور شما و سازگار با بدن ها و ساخت و سازتان بنايش نهاد و در آن چيزهايي گذاشت كه با آنها به ساخت خانه و كندن قبر و بسياري از بهره هاي ديگر دست يابيد و اين چنين زمين را برايتان بستري قرار داد. سپس خداي عز و جل فرمود: «وَالسَّمَاء بِنَاء» يعني آسمان را همچون سقفي بالاي سرتان حفظ كرد و خورشيد و ماه و ستارگان را در آن به گردش انداخت تا از آنها بهره مند شويد. سپس خداوند متعال فرمود: «وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً» يعني باران را از آسمان فرو فرستاد تا بر قله هاي كوه ها و تپه ها و گودال ها و دره هايتان ببارد و آن را گاه قطره قطره و گاه سنگين و پربار، در جاي جاي زمين پراكند تا سيرابش كند و به يك باره بر نقطه اي فرو نفرستاد كه زمين ها و درختان و كشتزارها و ميوه هايتان را تباه كند. سپس خداي عز و جل فرمود: «فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ» يعني آن چه را كه از زمين برايتان مي روياند «فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا» يعني بت ها را همسان و همانند او قرار ندهيد، بت هايي كه نمي انديشند و نمي شنوند و نمي بينند و بر هيچ چيز توانا نيستند «وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» كه آفرينش هيچ يك از اين نعمت هاي ارزشمند كه پروردگارتان از سر لطف به شما ارزاني كرده، در توان آنها نيست. #1#

1 - توحيد صدوق، ص 403، ح 11

«وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (۲۳) فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ (۲۴) وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۲۵)»

[و اگر در آن چه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد، پس اگر راست مي‏گوييد، سوره‏اي مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد* پس اگر نكرديد و هرگز نمي‏توانيد كرد، از آن آتشي كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براي كافران آماده شده بپرهيزيد* و كساني را كه ايمان آورده‏اند و كارهاي شايسته انجام داده‏اند، مژده ده كه ايشان را باغهايي خواهد بود كه از زير (درختان) آنها جويها روان است؛ هر گاه ميوه‏اي از آن، روزي ايشان شود، مي‏گويند: اين، همان است كه پيش از اين (نيز) روزي ما بوده و مانند آن (نعمت ها) به ايشان داده شود و در آنجا همسراني پاكيزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: هنگامي كه خداوند براي كفرپيشگاني كه آشكارا پيامبري محمّد صلي الله عليه و آله را انكار مي كردند و نيز براي دشمنان منافق رسول خدا صلي الله عليه و آله كه كلام محمّد صلي الله عليه و آله را در باره برادرش علي عليه السلام نمي پذيرفتند و باور نمي كردند كه محمد صلي الله عليه و آله از جانب خداوند سخن مي گويد، نشانه ها و معجزات محمّد صلي الله عليه و آله و نيز نشانه هايي را كه در باره علي عليه السلام در مكه و مدينه آشكار كرد را مثال آورد، آنان سركش تر شدند و بيشتر گردنكشي كردند، فرمود: «وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا» تا جايي كه انكار مي كنيد محمّد صلي الله عليه و آله رسول خداست و آن چه بر او نازل شده كلام من است؛ حال آن كه نشانه هاي شگفت انگيزي در اثبات امر او برايتان نمايان ساخته ام؛ نشانه هايي چون ابري كه در سفرهايش بر او سايه مي افكند يا اجسام بي جاني همچون كوه ها و صخره ها و سنگ ها و درختان كه بر او درود مي فرستادند يا مصون ماندن او از شر كساني كه قصد جانش را كرده بودند و قتل آنها به دست او، يا آن دو درخت دور از هم كه به هم پيوستند تا او در پشتشان بنشيند و پس از آن كه نيازش برآورده گشت همچون قبل، به مكان خود بازگشتند. يا آن درختي كه او فرايش خواند، پس اجابت كرد و سر به زير و رام به سوي او به راه افتاد و سپس به آن فرمان داد كه بازگردد، پس گوش به حرف و فرمان بر به جاي خود برگشت؛ «فَأْتُواْ» اي گروه قريش و يهود و اي گروه دشمنان كه اسلام آورده ايد اما از آن سرباز مي زنيد، و اي گروه فصيحان و بليغان و سخنوران «سُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ» مانند محمّد صلي الله عليه و آله، مردي از ميان شما كه خواندن و نوشتن نمي دانست و درسي نخواند و در جهان رفت و آمدي نكرد و نزد كسي دانشي نياموخت و شما از او چه در وطن بود و چه در سفر با خبر بوديد و چهل سال بدين سان بر او گذشت و سپس به ناگاه، صاحب كامل ترين دانش ها از دانش اولين انسان ها گرفته تا دانش آخرين آنها شد. حال اگر در اين آيات شك داريد همچون اين مرد، همانند اين كلام را بياوريد تا ثابت شود كه او چنان كه مي پنداريد دروغ مي گويد؛ چرا كه اگر كسي جز خدا چيزي داشته باشد در ميان آفريدگان او، كس ديگري نيز باشد كه همانند آن چيز را داشته باشد؛ پس اي جماعت كتاب خوان يهودي و نصراني اگر در قوانين ديني كه محمّد صلي الله عليه و آله برايتان آورده ترديد داريد و در اين كه او سرور اوصيا برادرش علي بن ابي طالب عليه السلام را در مقام وصي خود منصوب كرده شك داريد، حال آن كه او معجزات خود را برايتان آشكار كرد و ديديد كه گوشت مسموم كتف گوسفند با او حرف زد، يا گرگ با او سخن گفت، يا چوب منبر از شوق او به صدا درآمد، يا خداوند خطر سمي را كه يهوديان در غذايشان ريخته بودند از او دفع كرد و اين بلا را به خودشان بازگرداند و با آن هلاكشان كرد، و يا غذاي كم را بر ايشان زياد كرد «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ» يعني از ديگر كتاب هاي آسماني مثل قرآن از جمله تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و كتاب هاي چهارده گانه. اما شما در هيچ يك از ديگر كتاب هاي خداوند متعال سوره اي را همچون يك سوره از اين قرآن نمي يابيد؛ پس اي جماعت يهودي و مسيحي، چگونه كلام محمّد صلي الله عليه و آله كلام خود اوست وقتي از ديگر سخنان و كتاب هاي خداوند برتر است؟

سپس به آن جماعت فرمود: «وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ» اي بت پرستان بت هايي كه مي پرستيد را فراخوانيد و اي نصراني ها و يهوديان شيطان هاي خود را فراخوانيد و اي كساني كه در ميان مسلمانانيد و نفاق مي ورزيد رفيقان بي دين خود، همان دشمنان خاندان محمّد صلي الله عليه و آله و ديگر يارانتان را فراخوانيد، تا در آن چه مي خواهيد ياريتان كنند. «اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» كه محمّد صلي الله عليه و آله اين قرآن را از جانب خود و از زبان خود آورده و خداي عز و جل آن را بر او فرو نفرستاده و آن چه در برتري علي عليه السلام بر همه امّت خود بيان كرده و اداره امورشان را به او سپرده به فرمان خداوندي كه بهترين داوران است، نمي باشد.

سپس خداوند عز و جل فرمود: «فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ» يعني اي ستيزه جويان با حجت هاي پروردگار جهانيان، اگر نياوريد «وَلَن تَفْعَلُواْ» يعني هرگز نخواهيد توانست چنين كنيد «فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» هيزم آن انسان و سنگ باشد، شعله ور شود و دوزخيان را عذاب كند. «أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» كساني كه كلام خدا و پيامبرش را دروغ مي شمارند و با حضرت علي عليه السلام ولي او و وصي او آتش دشمني مي افروزند. پس بدانيد كه از آوردن چنين سوره اي ناتوانيد؛ چرا كه اين كتاب از سوي خداي متعال است و اگر از سوي آفريدگان او بود ياراي ستيز با آن را داشتيد. پس از آن كه در مقابل سرزنش قرآن و مبارزطلبي آن ناتوان شدند، خداوند عز و جل فرمود: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَي أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا» [بگو: اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخي از آنها پشتيبان برخي (ديگر) باشند]. #1#

2) امام سجاد عليه السلام فرمود: خداوند عز و جل فرمود: «وَاِن كُنتُمْ» اي بت پرستان و يهوديان و ديگر ستيزه جوياني كه قرآن محمّد صلي الله عليه و آله را انكار مي كنيد و نمي پذيريد كه او برادرش علي عليه السلام را برتري داد، او را كه برترين ارجمندان و ارجمندترين جهادگران است و در ياري پرهيزكاران و سركوب گناهكاران و نابود كردن كفرپيشگان و گستراندن دين خدا در بين جهانيان هيچ همتايي ندارد. «وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا» تا پرستش بت ها را به جاي خدا براندازد و از دوستي دشمنان خدا و دشمني دوستان او باز دارد و شما را بر آن دارد كه از برادر رسول خدا پيروي كنيد و او را امام گيريد و باور داشته باشيد كه او چنان ارجمند و برتر است كه خداي عز و جل هيچ ايماني را بدون او و هيچ طاعتي را بدون ولايت او نمي پذيرد؛ و مي پنداريد كه محمّد آن كتاب را از خود درآورده و به خداوند نسبت مي دهد، پس اگر چنين است كه شما مي پنداريد «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»، يعني همانند محمّد، او كه بي سواد بود و هيچ گاه نزد با سوادان آمد و شد نداشت و نزد هيچ كس شاگردي نكرد و دانشي نياموخت. كسي كه از او چه در وطن بود و چه در سفر، باخبر بوديد و هرگز شما را به سوي دياري دگر ترك نگفت مگر اين كه گروهي از شما از حالش باخبر و از اخبارش آگاه بود. سپس اين كتاب را با چنين شگفتي هايي برايتان آورد. اگر چنان كه مي پنداريد اين كتاب كلام خودش باشد، شما فصيحان و بليغان و شاعران و اديباني هستيد كه در هيچ دين و امّت ديگري همانندي نداريد و اگر او دروغگو باشد، زبانش زبان شما و جنسش جنس شما و سرشتش، سرشت شماست. از اين رو، نبرد با كلام او برايتان ممكن خواهد بود؛زيرا گروهي چون شما ميتوانيد كلامي بهتر از آن و يا مثل آن بياوريد؛ چرا كه اگر چيزي از سوي بشر و نه از سوي خداوند آمده باشد، به حتم انساني دگر نيز خواهد توانست چيزي همانند آن بياورد. پس همانند اين كلام را بياوريد تا مرتبت آن را بشناسيد و در احوالتان به ديگر همتايان خود بپيونديد، بدون شك ادعايتان ناروا و دروغي است كه به خداي متعال مي بنديد. «وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ» كساني كه مي پنداريد بر حقانيت شما و همانندي كلامتان با كلام محمّد صلي الله عليه و آله، گواهي مي دهند و گواهان شما آنانند كه مي پنداريد نزد پروردگار جهانيان به عبادت هاي شما گواهي مي دهند و نزد او براي شما شفيع مي گردند «اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» در سخن خود كه مي گوييد محمّد صلي الله عليه و آله، آن كتاب را از خود درآورده است.

سپس خداوند عز و جل فرمود: «فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ» كاري كه شما را در آن به مبارزه طلبيدم «وَلَن تَفْعَلُواْ» يعني هرگز آن كار از شما بر نمي آيد و توان آن را نداريد؛ پس بدانيد كه شما ياوه گوييد و محمّد راستگوي امانت داري است كه براي پيام آوري پروردگار جهانيان برگزيده شده و توسط «جبرئيل» روح الامين و برادر خويش، امير مؤمنان و سرور اوصيا علي عليه السلام تأييد شده است. آن چه را كه از امر و نهي خداي متعال، برايتان باز مي گويد و آن چه را كه در فضيلت علي عليه السلام وصي و برادر خود، نزدتان بيان مي كند تأييد كنيد «فَاتَّقُواْ» از آن عذاب «النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا- يعني هيزم آن- النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» سنگ زاج كه داغ ترين چيزهاست «أُعِدَّتْ» آن آتش «لِلْكَافِرِينَ» به محمّد صلي الله عليه و آله و گله مندان به پيامبري وي و آنان كه علي عليه السلام را از رسيدن به حقش باز مي دارند و از پذيرفتن امامت او سرباز مي زنند. سپس فرمود: «وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ» به خدا و آنان كه پيامبريت را تأييد كردند و تو را امام خويش گرفتند و كلامت را تأييد كردند و در كردارت با تو همساز شدند و پس از تو برادرت علي را امام خويش گرفتند و او را وصي شايسته تو برشمردند و به فرمان او گردن نهادند و به راهي كه ايشان را رهنمون شد روي آوردند و به هر آن چه در مورد تو ايمان دارند در مورد او نيز بدان ايمان آوردند، به جز مقام پيامبريت كه در آن يگانه هستي. آنان فرجامشان به بهشت نيانجامد، مگر آن كه او را دوست داشته باشند و كساني را كه خداوند در ميان فرزندان او برايشان مشخص كرده دوست بدارند و دوستدار ديگر پيروان ولايت او باشند و با دشمنان و ستيزه جويانش دشمني ورزند و آتش دوزخ، آنان را وانگذارد و از عذاب رهايي نبخشد، مگر آن كه از دوستي با مخالفان علي و خاندان او و پيروانش پرهيز كرده و از ياري كينه توزان ايشان دوري كنند. «وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و به آن چه كه خداوند برايشان واجب كرده عمل كنند و از آن چه برايشان حرام دانسته بپرهيزند و همانند آنان كه به تو كفر ورزيدند نباشند؛ پس آنان را نويد ده «أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ» بوستان هايي كه «تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ» از زير درختانش و سراهايش «كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا» از آن بهشت «مِن ثَمَرَةٍ» از ميوه هاي آن «رِّزْقًا» برايشان غذا آورند «قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ» در دنيا و اسم هايشان همان اسم هايي است كه در دنيا داشتند مانند سيب و به و فلان و فلان و تفاوتشان با آن چه در دنيا بود در اين است كه اين جا در نهايت دلپذيري هستند و همچون ميوه هاي دنيا به نجاست و ديگر چيزهاي نفرت انگيز مثل زرداب و چركاب و خون تبديل نشوند و تنها پس از خورده شدن، عرقي بر اندام مؤمنان روان سازند كه بويي دلپذيرتر از بوي مشك دارد.

«وَأُتُواْ بِهِ» نعمت هايي از ميوه هاي آن بوستان ها «مُتَشَابِهًا» همه همانند هم، گزيده و بي عيب و از هر گونه اي در نهايت دلپذيري و گوارايي باشند و نه همچون ميوه هاي دنيا كه برخي نارسيده و برخي دگر رسيدگي را درگذرانده رو به گنديدگي و ترشي و تلخي و ديگر اوصاف ناخوشايند گذارده باشند و نيز در رنگ و آب همچون يكديگر اما در طعم گوناگونند. «وَلَهُمْ فِيهَا» در آن باغ ها «أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ» از هر گونه ناپاكي و ناپسندي و از حيض و خون رحم پاك باشند و از حيله گري و پنهان كاري و نيرنگ بازي و حسودي به دور باشند و شوهرستيز و درشت صدا و پليدزبان و زشت گوي نباشند و هيچ عيب و هيچ خلق ناپسندي در آنها راه نيافته باشد. «وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» در آن بوستان ها و باغ هاي بهشتي جاودان سكني گزينند.#2#

3) امام سجاد عليه السلام فرمود: اي جماعت شيعه ما، دير يا زود بهشت، شما را درخواهد يافت، اما در به دست آوردن درجات آن از هم پيشي گيريد و بدانيد آن كس از شما در آن درجات والاتر است و در كاخ ها و خانه ها و سراهاي نيك تري جاي مي گيرد كه در حقّ برادران مؤمنش وظيفه شناس تر و براي نيازمندانشان دلسوزتر باشد. خداوند عز و جل هر يك از شما را به پاداش هر كلمه نيكي كه به برادر مؤمن نيازمندش گويد، بيش از آن چه كه در صد هزار سال به گام خود ره بسپارد به بهشت نزديك تر سازد؛ حتي اگر او در زمره دوزخيان و در عذاب باشد. پس نيكي به برادرانتان را كوچك نشماريد كه هيچ چيز همچون آن، به شما سود نخواهد رساند.#3#

4) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: جبرئيل عليه السلام اين آيه را اين گونه بر محمّد صلي الله عليه و آله فرو فرستاد: «اِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا - در باره علي عليه السلام- فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»#4#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 151، ح 76 و اسراء/ 88
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 200، ح 92
3 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 204، ح 94
4 - كافي، ج 1، ص 345، ح 26

[="Tahoma"][="Indigo"][="3"]سلام
بزرگوار با تشکر از زحمتی که می کشین ؛ فقط اگه امکانش هست پست ها رو کوتاهتر کنید . چرا که مطالعه پستهای طولانی از حوصله کاربر خارج است .
ممنون[/][/][/]

باغ بهشت;766878 نوشت:
[="Tahoma"][="Indigo"][="3"]سلام
بزرگوار با تشکر از زحمتی که می کشین ؛ فقط اگه امکانش هست پست ها رو کوتاهتر کنید . چرا که مطالعه پستهای طولانی از حوصله کاربر خارج است .
ممنون[/][/][/]

با سلام
حتما...
موضوع قفل شده است