تفسیر کل قرآن کریم به فارسی(تفسیر البرهان)قرآن مبین

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفسیر کل قرآن کریم به فارسی(تفسیر البرهان)قرآن مبین

بسم الله الرحمن الرحيم
تفسیر کل قرآن کریم به تدریج در این تاپیک قرار میگیرد(فارسی و عربی)
*از دادن هرگونه پیام و تفسیر و سوال در این تاریک جدا خودداری کنید
تفسیر بسم الله الرحمن الرحيم به صورت نمونه:
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (۱)

[به نام خداوند رحمتگر مهربان]

1) از عبد الله بن سنان روايت شده است كه وي گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» پرسيدم. ايشان فرمود: باء، بهاء و روشنايي خداوند و سين، سناء و شكوه خداوند و ميم، مجد و بزرگواري خداوند است؛ و برخي روايت كرده اند كه ميم، ملك و فرمانروايي خداوند است، و الله، خداي همه چيزهاست كه بر تمامي آفريدگان خود رحمان و بخشنده و بر مؤمنان به طور خاص رحيم و بخشايشگر است.#1#

2) از هشام بن حكم روايت شده است كه وي گفت از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره اسمهاي خداوند و ريشه هاي آنها پرسيدم: «الله از چه مشتق شده است»؟ حضرت فرمود: اي هشام! الله از اله مشتق شده است و اله، معبود بودن را اقتضا مي كند و نام، غير از صاحب نام است. پس هر كس نام را بدون معنا بپرستد، كفر ورزيده است؛ و هر كس نام و معنا را بپرستد، شرك ورزيده و دو چيز را پرستيده است؛ و هر كه معنا را و نه اسم را بپرستد، اين توحيد است. اي هشام! فهميدي؟ عرض كردم: برايم بيشتر گوييد. فرمود: خداوند نود و نه اسم دارد، اگر هر نامي، همان صاحب نام باشد، بايد هر كدام از اسم ها، معبودي باشد. ولي خداوند، خود، معناست كه اين نام ها بر او دلالت كنند و همه غير از خود او باشند. اي هشام! نان، اسمي است براي خوردني و آب، اسمي است براي آشاميدني و لباس، اسمي است براي پوشيدني و آتش، اسمي است براي سوزانندگي؛ اي هشام! آيا چنان فهميدي كه با آن به دفاع بپردازي و در مبارزه با دشمنان خداوند كه همراه خداوند چيز ديگري مي پرستند، پيروز شوي؟ عرض كردم: بله. فرمود: اي هشام! خداوند تو را به اين جهت سود بخشد و استوار دارد. هشام گويد: به خدا سوگند از زماني كه از آن مجلس برخاستم تاكنون هيچ كس در مبحث توحيد بر من چيره نشده است. #2#

3) از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام روايت شده است كه وقتي از حضرت در باره معني الله پرسيدند، ايشان فرمود: بر تمام امور كوچك و بزرگ هيمنه و غلبه يافت.#3#

4) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه از حضرت در باره «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» پرسيدند. ايشان فرمود: باء، بهاء و روشني خداوند و سين، سناء و شكوه خداوند و ميم، ملك و فرمانروايي خداوند است. عرض شد: الله چه؟ فرمود: الف، آلاء و نعمتهاي خداوند بر آفريدگان خود با بهره مندي از ولايت ماست و لام، الزامي است كه خداوند در ولايت ما بر آفريدگانش نهاده است. عرض شد: و هاء چه؟ فرمود: هوان و خواري است براي هر كس كه با محمّد و خاندان محمّد صلي الله عليه و آله مخالفت كند. عرض شد: و رحمان چه؟ فرمود: براي همه عالم. عرض شد: و رحيم چه؟ فرمود: خاصّ مؤمنان.#4#

5) از حضرت امام حسن عسكري عليه السلام روايت شده است كه ايشان در باره كلام خداوند عز و جل «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» فرمود: او خداوندي است كه هر آفريده اي به هنگام نيازها و سختي ها، وقتي اميدش از همه كس جز او بريده شود و دستش از همه ي اسباب جز او گسسته گردد، به بندگي او روي آورده و مي گويد: «بِسْمِ اللَّهِ»؛ يعني در همه كارهايم از خداوندي ياري مي جويم كه هيچ كس جز او سزاوار پرستش نيست. هر گاه از او كمك خواهند به فرياد مي رسد و چون خوانده شود، پاسخ مي دهد. اين همان سخني است كه در گفتگوي مردي با امام صادق عليه السلام گذشت. او به حضرت عرض كرد: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله، مرا راهنمايي كن كه «خدا چيست»؟ اهل جدل با من بسيار سخن گفته اند و سرگردانم كرده اند. حضرت به او فرمود: اي بنده ي خدا، تاكنون سوار كشتي شده اي؟ عرض كرد: بله. فرمود: آيا پيش آمده كه كشتي تو بشكند، به گونه اي كه هيچ كشتي نباشد تا نجاتت دهد و هيچ شناگري نباشد تا نيازت برطرف كند؟ عرض كرد: بله. فرمود: آيا در آن جا دلت به چيزي از چيزها اميد داشت تا تو را از آن ورطه نجات بخشد؟ عرض كرد: بله. فرمود: آن چيز، همان خداوند تواناست كه مي تواند نجات دهد؛ جايي كه هيچ نجات بخشي نيست و به فرياد رسد، جايي كه هيچ فريادرسي نيست. سپس امام صادق عليه السلام فرمود: گاه مي شود كه كسي از شيعيان ما در آغاز كار خود «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را وا مي گذارد. پس خداوند عز و جل او را به حادثه اي ناگوار مي آزمايد تا شكر گزاري و ستودن خداوند تبارك و تعالي را به يادش آورد و ننگ كوتاهي او را براي واگذاشتن كلام «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» از وي بزدايد. راوي مي گويد: مردي به خدمت حضرت علي بن حسين امام سجاد عليه السلام رسيد و عرض كرد: مرا آگاه ساز كه معناي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» چيست؟ حضرت عليه السلام فرمود: پدرم ، از برادرش امام حسن عليه السلام، از پدرش امير مؤمنان عليه السلام برايم نقل كرد و فرمود: مردي نزد امير مؤمنان عليه السلام رسيد و عرض كرد: اي امير مؤمنان، مرا آگاه ساز كه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» «چه معنا دارد»؟ حضرت فرمود: همانا سخنت، الله، برترين اسم در ميان اسمهاي خداوند عز و جل است؛ و آن اسمي است كه سزاوار نيست كسي جز الله بدان ناميده شود و هيچ آفريده اي اين اسم را نگيرد. آن مرد عرض كرد: تفسير كلمه الله چيست؟ فرمود: او كسي است كه هر آفريده اي به هنگام نيازها و سختي ها وقتي اميدش از همه چيز جز او بريده شود و دستش از همه اسباب جز او گسسته گردد، به بندگي او روي مي آورد. هر مهتر و بزرگي در اين دنيا، هر چند بسيار بي نياز و چيره باشد و نياز ديگران به او بسيار باشد، نيازمند چيزهايي خواهد شد كه از عهده اش برنيايد و ديگران نيز نيازمند چيزهايي شوند كه در توان او نباشد، پس به هنگام ضرورت و تنگنا از همه چيز به سوي خدا دست مي كشد. اما چون نگراني اش برطرف شود، به شرك خود باز مي گردد. آيا نشنيده اي كه خداوند عز و جل مي فرمايد «قُلْ أَرَأَيْتُكُم اِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ اِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، بَلْ اِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ اِلَيْهِ اِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ» [بگو: به نظر شما اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد اگر راستگوييد كسي غير از خدا را مي‏خوانيد، (نه) بلكه تنها او را مي‏خوانيد و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مي‏گرداند و آن چه را شريك (او) مي‏گردانيد فراموش مي‏كنيد].#5# خداوند عز و جل به بندگان خود فرمود: اي نيازمندان رحمت من! همانا بر شما واجب كرده ام كه در همه حال نيازمند من باشيد و در همه وقت، در عبادت من خاكساري كنيد؛ پس در هر امري كه به دست مي گيريد و اميد داريد به پايانش رسانيد و به نهايتش برسيد، به سوي من پناه جوئيد. اگر بخواهم به شما عطا كنم، ديگري نتواند از شما دريغ دارد؛ و اگر بخواهم از شما دريغ دارم، ديگري نتواند به شما عطا كند. من سزاوارترين كسي هستم كه از او درخواست شود و شايسته ترين كسي هستم كه به سويش زاري شود؛ پس در آغاز هر كار كوچك يا بزرگي بگوييد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»؛ يعني در اين كار از كسي ياري مي جويم كه هيچ كس جز او سزاوار پرستش نيست. هر گاه از او كمك خواهند به فرياد مي رسد و چون خوانده شود، پاسخ مي دهد. بخشنده اي كه با فراخي روزي بر ما رحمت مي آورد و در دين و دنيا و آخرتمان بر ما مهربان است؛ كسي كه دين را بر ما آسان كرد و سهل و راحتش نمود و با جدا كردن ما از دشمنانمان به ما مرحمت فرمود. سپس حضرت فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر كه امري كه بدان مشغول است، او را غمگين كند و او در حالي كه به خداوند خلوص دارد و با قلب خويش به سويش رو كرده بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»، از يكي از اين دو جدا نخواهد بود، يا خواسته اش در دنيا به او رسد و يا نزد پروردگارش برايش فراهم آيد و ذخيره شود؛ و آن چه نزد خداست براي مؤمنان بهتر و پايدارتر است.#6#

6) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: گاه مي شود كه كسي از شيعيان ما در آغاز كار خود «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را وا مي گذارد. پس خداوند عز و جل او را به حادثه اي ناگوار دچار سازد تا شكرگزاري و ستودن خدا را به يادش آورد و گناه كوتاهي او را براي واگذاشتن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» از وي بزدايد. عبد الله بن يحيي خدمت امير مؤمنان علي عليه السلام رسيد، كنار حضرت تختي بود. عبد الله را فرمان داد تا بر آن بنشيند، عبد الله نشست. ناگهان تخت واژگون شد و او را بر زمين زد و تخت بر سرش افتاد. استخوان سر عبد الله، بيرون زد و سرش خون افتاد. امير مؤمنان عليه السلام امر فرمود تا آب بياورند و خون را از سر او بشست. سپس فرمود: نزديك من بيا. عبد الله نزديك ايشان شد. حضرت بر زخم او دست كشيد، حال آن كه درد، صبر از كف عبد الله بيرون كرده بود. حضرت بر زخم، دست كشيد و آب دهان خويش بر آن گذاشت. زخم التيام يافت و چنان شد كه گويي هيچ آسيبي نديده بود. سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: اي عبد الله، سپاس و ستايش خدايي را كه پاك كردن گناهان شيعيان ما را در سختي هاي ايشان در دنيا قرار داد تا طاعات آنها سالم بماند و اين چنين بر آن عبادات، سزاوار پاداش شوند. عبد الله بن يحيي عرض كرد: اي امير مؤمنان، يعني ما فقط در دنيا به خاطر گناهانمان مجازات مي شويم؟ فرمود: بله، آيا نشنيدي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر؟ همانا خداوند متعال شيعيان ما را در دنيا با دچار كردن به سختي هايي كه مايه آمرزش آنان مي شود از گناه پاك مي كند. خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ» [و هر (گونه) مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و (خدا) از بسياري درمي‏گذرد] تا عبادات و طاعات آنها به هنگام ورود به روز قيامت، نزدشان فراهم آيد و پاداش عبادت دشمنان ما را، هر چند از آن جا كه اخلاصي در آن نيست، بي مقدار است، در دنيا به آنها مي دهد تا چون به روز قيامت در آمدند، بار گناهان و دشمني آنها با محمّد و خاندانش صلي الله عليه و آله و برگزيدگان اصحابش بر آنان حاضر آيد و در آتش دوزخ افكنده شوند. عبد الله بن يحيي عرض كرد: اي امير مؤمنان! به راستي كه مرا سود رساندي و آموختي. اگر ممكن است، مرا از گناهي كه در اين مجلس به آن در بلا افتادم آگاه ساز تا آن را تكرار نكنم. حضرت فرمود: هنگامي كه نشستي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» نگفتي. پس خداوند اين بلا را كه به آن ناخوش شدي به خاطر غفلتي كه كردي قرار داد تا گناهي كه از تو سر زد، پاك شود. آيا نمي داني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از خداوند عز و جل برايم روايت كرد و فرمود: هر كاري بدون نام خدا آغاز شود، بي سرانجام است؟ عرض كردم: بله- پدر و مادرم به فدايت - بعد از اين آن را ترك نمي كنم. فرمود: در اين حال، بهره مند و سعادتمند خواهي شد. عبد الله بن يحيي گفت: اي امير مؤمنان! تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» چيست؟ فرمود: همانا بنده هر گاه بخواهد چيزي بخواند يا كاري انجام دهد مي گويد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» يعني با اين اسم اين كار را انجام مي دهم. پس هر كاري را كه انجام مي دهد، اگر با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» آغازش كند، كاري پر بركت خواهد بود.#7#

1 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح 3
2 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح 2
3 - كافي، ج 1، ص 89، باب معاني الاسماء، ح3
4 - معاني الاخبار صدوق، ص 3، باب معني بسم الله
5 - انعام/ 40 - 41
6 - توحيد صدوق، ص 230، ح 5
7 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 22، ح 7

پاسخ کارشناس

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
قران مبین
البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 95
بسم الله الرحمن الرحيم
ثواب فاتحة الكتاب و فضلها، و البسملة آية منها، و فضلها
222/ [1]- (التهذيب): محمد بن الحسن الطوسي، باِسناده عن محمد بن علي بن محبوب، عن العباس، عن محمد بن أبي عمير، عن أبي أيوب، عن محمد بن مسلم، قال: سألت أبا عبدالله (عليه السلام) عن السبع المثاني و القرآن العظيم، أ هي الفاتحة؟ قال: «نعم».
قلت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ من السبع؟ قال: «نعم، هي أفضلهن».
223/ [2]- عنه: باِسناده عن محمد بن الحسين، عن محمد بن حماد بن زيد «1»، عن عبدالله بن يحيی الكاهلي، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أقرب اِلی اسم الله الأعظم من ناظر العين اِلی بياضها».
224/ [3]- محمد بن علي بن بابويه، قال: حدثنا محمد بن القاسم المفسر المعروف: بأبي الحسن الجرجاني (رضي الله عنه)، قال: حدثني يوسف بن محمد بن زياد، و علي بن محمد بن سيار، عن أبويهما، عن الحسن ابن علي، عن أبيه علي بن محمد، عن أبيه محمد بن علي، عن أبيه الرضا علي بن موسی، عن أبيه، عن آبائه، عن أمير المؤمنين (عليهم السلام) أنه قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آية من فاتحة الكتاب، و هي سبع آيات، تمامها: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سمعت رسول الله (صلی الله عليه و آله) يقول: اِن الله تعالی قال لي: يا محمد:
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ «2» فأفرد الامتنان علي بفاتحة الكتاب، و جعلها باِزاء القرآن العظيم.
و اِن فاتحة الكتاب أشرف ما في كنوز العرش، و اِن الله عز و جل خص محمدا (صلی الله عليه و آله) و شرفه بها، و لم
__________________________________________________
1- التّهذيب 2: 289/ 1157.
2- التّهذيب 2: 289/ 1159.
3- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 1: 301/ 60، أمالي الصّدوق 148/ 2.
(1) في «س» و «ط»: زياد، و الصواب ما أثبتناه من المصدر. راجع النجاشي: 371/ 1011، تنقيح المقال 3: 109.
(2) الحجر 15: 87.

البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 96
يشرك معه فيها أحدا من أنبيائه، ما خلا سليمان (عليه السلام) فاِنه أعطاه منها: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حكی عن بلقيس حين قالت: اِنِّي أُلْقِيَ اِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ اِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ اِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. «1»

ألا فمن قرأها معتقدا لموالاة محمد (صلی الله عليه و آله) و آله الطيبين، منقادا لأمرها، مؤمنا بظاهرها و باطنها، أعطاه الله بكل حرف منها أفضل من الدنيا و ما فيها، من أصناف أموالها و خيراتها.
و من استمع اِلی قارئ يقرأها كان له قدر ما للقاری ء، فليستكثر أحدكم من هذا الخير المعرض لكم فاِنه غنيمة، لا يذهبن أوانه فتبقی في قلوبكم الحسرة».
225/ [4]- ابن بابويه أيضا مرسلا، قال: قيل لأمير المؤمنين (عليه السلام): يا أمير المؤمنين، أخبرنا عن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أ هي من فاتحة الكتاب؟
فقال: «نعم، كان رسول الله (صلی الله عليه و آله) يقرأها و يعدها منها، و يقول: فاتحة الكتاب هي السبع المثاني».
226/ [5]- محمد بن يعقوب: عن علي بن اِبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن معاوية بن عمار، عن أبي عبدالله (عليه السلام) قال: «لو قرئت الحمد علی ميت سبعين مرة، ثم ردت فيه الروح، ما كان عجبا».
227/ [6]- و عنه: عن محمد بن يحيی، عن أحمد بن محمد بن عيسی، عن محمد بن اِسماعيل بن بزيع، عن عبدالله بن الفضل، رفعه، قال: «ما قرأت الحمد علی وجع سبعين مرة اِلا سكن».
228/ [7]- و عنه: عن محمد بن يحيی، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن سنان، عن سلمة بن محرز، قال:
سمعت أبا جعفر (عليه السلام) يقول: «من لم يبرئه الحمد لم يبرئه شي ء».
229/ [8]- ابن بابويه، قال: حدثني أبي (رحمه الله)، قال: حدثني محمد بن يحيی العطار، عن محمد بن أحمد، عن محمد بن حسان، عن اِسماعيل بن مهران، قال: حدثني الحسن بن علي بن أبي حمزة البطائني، عن أبيه، قال:
قال أبو عبدالله (عليه السلام): «اسم الله الأعظم مقطع في أم الكتاب».
230/ [9]- و عنه، قال: حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد، قال: حدثني محمد بن يحيی العطار، عن أحمد بن محمد بن عيسی، عن محمد بن سنان، عن الرضا علي بن موسی (عليهما السلام) أنه قال: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أقرب اِلی اسم الله الأعظم من سواد العين اِلی بياضها».
__________________________________________________
4- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 1: 301/ 59، أمالي الصّدوق: 148/ 1. [.....]
5- الكافي 2: 456/ 16.
6- الكافي 2: 456/ 15.
7- الكافي 2: 458/ 22.
8- ثواب الأعمال: 104.
9- عيون أخبار الرّضا (عليه السّلام) 2: 5/ 11.
(1) النّمل 27: 29 و 30.
البرهان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 97
231/ [10]- علي بن اِبراهيم في (تفسيره): عن ابن أذينة، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أحق ما جهر به، و هي الآية التي قال الله عز و جل: وَ اِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی أَدْبارِهِمْ نُفُوراً». «1»

232/ [11]- عنه، قال: حدثني أبي، عن الحسن بن علي بن فضال، عن علي بن عقبة، عن أبي عبدالله (عليه السلام)، قال: «اِن اِبليس رن رنينا «2»، لما بعث الله نبيه علی حين فترة من الرسل، و حين نزلت أم الكتاب».
233/ [12]- العياشي، بأسانيده عن الحسن بن علي بن أبي حمزة البطائني، عن أبيه، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «اسم الله الأعظم مقطع في أم الكتاب».
234/ [13]- عن محمد بن سنان، عن أبي الحسن موسی بن جعفر، عن أبيه (عليهما السلام)، قال: قال لأبي حنيفة: «ما سورة أولها تحميد، و أوسطها اِخلاص، و آخرها دعاء؟» فبقي متحيرا، ثم قال: لا أدري.
فقال أبو عبدالله (عليه السلام): «السورة التي أولها تحميد، و أوسطها اِخلاص، و آخرها دعاء، سورة الحمد».
235/ [14]- عن يونس بن عبدالرحمن، عمن رفعه، قال: سألت أبا عبدالله (عليه السلام): وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ «3»؟ فقال: «هي سورة الحمد، و هي سبع آيات منها بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و اِنما سميت المثاني لأنها تثنی في الركعتين».
236/ [15]- عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «سرقوا أكرم آية في كتاب الله بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
237/ [16]- عن صفوان الجمال، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «ما أنزل الله من السماء كتابا اِلا و فاتحته بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و اِنما كان يعرف انقضاء السورة بنزول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ابتداء للأخری».
238/ [17]- عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «كان رسول الله (صلی الله عليه و آله) يجهر ب بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

__________________________________________________
10- تفسير القمي 1: 28.
11- تفسير القمي 1: 29.
12- تفسير العياشي 1: 19/ 1.
13- تفسير العياشي 1: 19/ 2.
14- تفسير العياشي 1: 19/ 3.
15- تفسير العياشي 1: 19/ 4.
16- تفسير العياشي 1: 19/ 5.
17- تفسير العياشي 1: 20/ 6. [.....]
(1) الاِسراء 17: 46.
(2) الرنين: الصياح عند البكاء. «لسان العرب- رنن- 13: 187».

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (۳) مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (۴) اِيَّاكَ نَعْبُدُ واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (۵) اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (۷)»

[ستايش خدايي را كه پروردگار جهانيان * رحمتگر مهربان * (و) خداوند روز جزاست * (بار الها) تنها تو را مي‏پرستيم و تنها از تو ياري مي‏جوييم* ما را به راه راست هدايت فرما * راه آنان كه گرامي‏شان داشته‏اي نه (راه) مغضوبان و نه (راه) گمراهان].
قران مبین (تفسیر البرهان)

1) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: شكر نعمت پرهيز از كارهاي حرام است و شكر كامل، گفتن «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» مي باشد. #1#

2) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: چهارپاي پدرم گم شد. ايشان فرمود: اگر خداوند آن را به من بازگرداند آن چنان او را مي ستايم كه خشنود شود. طولي نكشيد كه آن را با زين و افسارش خدمت ايشان آوردند. چون امام سوار چهارپا شد و لباس خود را برچيد، سر به سوي آسمان برآورد و فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ»، و چيز ديگري نگفت، سپس فرمود: هيچ چيز را جا نيانداختم و وانگذاشتم و همه گونه هاي ستايش را براي خداوند عز و جل به جاي آوردم و هيچ ستايشي نيست مگر آن كه آن را در گفته خويش داخل كردم. سپس علي بن عيسي گفت: راست فرمود و نيك گفت، الف و لام در كلام او «الْحَمْدُ للّهِ» جنس ستايش را در بر مي گيرد و آن را بر خداوند متعال يگانه مي دارد. #2#

3) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند: «الْحَمْدُ للّهِ» فرمود: تمامي شكر مخصوص خداوند است و در باره كلام خداوند: «رَبِّ الْعَالَمِينَ» فرمود: آفريننده همه آفريدگان. «الرَّحْمنِ» به تمامي مخلوقات خود، «الرَّحِيمِ» به طور خاص بر مؤمنان است.درباره «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» فرمود: يعني روز جزا؛ و دليل اين سخن كلام حق تعالي است «وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ» [ و مي‏گويند: اي واي بر ما، اين است روز جزا]، يعني در روز جزا؛ «اياك نعبد» خطاب به خداوند عز و جل است؛ «واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» نيز همين طور؛ «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» راه همان امير مؤمنان علي عليه السلام و شناخت امام است. #3#

4) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند: «الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» فرمود: آن امير مؤمنان علي عليه السلام و شناخت اوست و دليل اين كه آن امير مؤمنان است كلام خداوند متعال مي باشد: «وَاِنَّهُ فِي ام الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» [و همانا كه آن در كتاب اصلي به نزد ما سخت والا و پر حكمت است]#4# و آن در ام الكتاب و در كلام خداوند متعال «صراط مستقيم»، امير مؤمنان علي عليه السلام است. #5#

5) از سعدان بن مسلم روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره صراط پرسيدم، ايشان فرمود: آن از مو نازك تر و از شمشير برّان تر است. برخي همانند برق از آن مي گذرند و برخي همانند تاختن اسب و برخي قدم زنان و برخي بر دست و سينه مي خزند و چنگ زنان از آن مي گذرند. پس آتش بعضي از اندام هايشان را مي سوزاند و بعضي دگر را رها مي كند. #6#

6) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه ايشان قرائت فرمود: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» و فرمود: كساني كه بر آنان غضب شده، ناصبي ها «جنگ برافروزان با امام» هستند و گمراهان، يهودي ها و نصراني ها مي باشند. #7#

7) از عجلان ابي صالح روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره قبّه آدم عليه السلام پرسيدم: آيا اين «جهان» قبّه آدم است؟ فرمود: بله و خداوند عز و جل قبّه هاي بسياري دارد و اما در مغرب اين زمين شما، نود و نه سرزمين سفيد وجود دارد آكنده از آفريدگاني كه از نور آن سرزمين ها تابناك شده اند. آنها به اندازه چشم برهم زدني خدا را نافرماني نمي كنند و نمي دانند خداوند عز و جل آدم را آفريده يا نه ولي از فلان كس و فلان كس بيزاري مي جويند. از ايشان پرسيدند: چگونه اين ممكن است و چطور آنها از فلان كس و فلان كس و فلان كس بيزاري مي جويند، حال آن كه نمي دانند آيا خداوند آدم را آفريده يا نيافريده است؟ حضرت به سوال كننده فرمود: آيا شيطان را مي شناسي؟ عرض كرد: فقط از راه خبر. فرمود: آيا به لعنت كردن او و بيزاري جستن از او فرمان داده شده اي؟ عرض كرد: بله. فرمود: امر آنان نيز اين چنين است.

Dirol از محمّد بن مسلم روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره ميراث دانش پرسيدم كه «آن چه مقدار است»؟ آيا دربرگيرنده جوامع#8# است يا تفسير همه اموري را كه از آنها سخن به ميان آمده در بر دارد؟ حضرت فرمود: خداوند دو شهر دارد: يكي در مشرق و ديگري در مغرب. در آن دو شهر مردمي زندگي مي كنند كه نه شيطان را مي شناسند و نه از آفرينش او خبر دارند. ما هميشه با آنها ديدار مي كنيم و آنها هر چه نياز دارند از ما مي پرسند و از ما در باره دعا سوال مي كنند و ما به آنها مي آموزيم. و در باره حضرت قائم ما عليه السلام و زمان ظهور ايشان مي پرسند و بسيار در عبادت و تلاش هستند. شهرشان دو دروازه دارد كه هر يك از ديگري هزار فرسخ فاصله دارد. آنها پيوسته در حال بزرگ داشتن و ستودن خدا و در دعا و تلاش هستند. اگر آنها را ببينيد، عمل خود را ناچيز خواهيد يافت. هر يك از آنها به سجده مي رود و يك ماه سر از سجده بر نمي آورد. غذايشان تسبيح گفتن، جامه هايشان پارسايي و چهره هايشان نور افروز است. هر گاه يكي از ما را مي بينند او را در ميان مي گيرند و به دورش حلقه مي زنند و از جاي پايش بر زمين تبرك مي جويند. هر وقت به نماز بايستند غريوي همانند وزش باد توفنده دارند. در ميان آنها كساني در انتظار قائم ما عليه السلام سلاح بر زمين نمي گذارند و به درگاه خداوند عز و جل دعا مي كنند كه او را به ايشان بنماياند و هر يك هزار سال عمر كنند. اگر آنها را ببينيد، فروتني و خاكساري و درخواست آن چه به خداوند نزديكشان مي سازد را ديده ايد. اگر نزدشان نرويم گمان مي كنند از آنها ناخشنوديم و اوقاتي كه در كنارشان هستيم هم پيمان شده اند تا نزد ما باشند و خسته نمي شوند و از پا نمي نشينند و كتاب خداوند عز و جل را چنان كه ما به آنان آموخته ايم تلاوت مي كنند. در آن چه به ايشان مي آموزيم چيزهايي باشد كه اگر بر مردم خوانده شود باور نمي كنند و به آن كفر مي ورزند. هر گاه در قرآن به چيزي برخورند كه آن را نمي دانند از ما مي پرسند و چون آنان را آگاه سازيم سينه هايشان براي آن چه از ما مي شنوند فراخ گردد و از ما مي خواهند نزدشان بمانيم تا ما را از دست ندهند و مي دانند آن چه به آنها مي آموزيم منّتي بزرگ از سوي خداوند بر آنهاست. براي نبرد همراه امام آماده اند و هر گاه امام برخيزد سلاح داران آنها به نبرد مي شتابند و از خداوند عزّ و جل مي خواهند ايشان را از جمله كساني قرار دهد كه به دست آنها دينش را ياري مي كنند. آنان پيران و جواناني هستند كه هر گاه جواني از آنها پيري را ببيند به خدمتش همچون بنده اي مي نشيند و تا پير فرمانش ندهد بر نمي خيزد. راه خواسته امام را نيك تر از هر آفريده اي مي شناسند و هر گاه امام فرمان انجام كاري را به آنها دهد، براي انجام آن كار تا ابد به پا مي خيزند تا اين كه امام و فرمانده آنها به كاري دگر دستور دهد. اگر آنان بر همه ي آفريدگان از مشرق گرفته تا مغرب وارد شوند، در ساعتي آنها را نابود مي كنند و هيچ شمشيري در برابرشان كارساز نمي افتد. آنان شمشيرهايي آهنين دارند ولي نه از جنس اين آهن ها، اگر يك تن از آنها شمشير خود بر كوهي فرود آورد هر آينه آن را مي شكافد و تكّه تكّه مي كند. امام عليه السلام در ساعتي آنان را از هند و ديلم و روم و بربر و فارس و سرزمين هاي بين جابرس و جابلق كه يكي در مشرق است و ديگري در مغرب، عبور مي دهد و آنان بر اهل هيچ ديني وارد نمي شوند مگر اين كه آنان را به سوي خداوند عز و جل و اسلام دعوت كنند و آنها را به اقرار كردن به محمّد صلي الله عليه و آله و يگانگي خدا و ولايت ما اهل بيت فرا خوانند. پس هر كس از آنها بپذيرد و به اسلام بپيوندد رهايش كنند و بر آن قوم از سوي خود اميري بنشانند و هر كس نپذيرد و به محمّد صلي الله عليه و آله و اسلام اقرار نكند و اسلام نياورد او را بكشند؛ آن چنان كه در شرق و غرب و بين آن دو و پشت كوه ها هيچ كس باقي نمي ماند مگر اين كه ايمان آورده باشد. #9#

9) از ابان بن تغلب روايت شده است كه وي گفت: خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم. يكي از اهالي يمن بر ايشان وارد شد. حضرت به او فرمود: اي برادر يمني، آيا شما عالماني داريد؟ عرض كرد: بله. فرمود: عالمان شما از علم خود چه عرضه مي دارند؟ عرض كرد: در يك شب راه دو ماه را طي مي كنند و با پرندگان فال مي گيرند و آثار تاريخي را دنبال مي كنند. حضرت به او فرمود: عالم مدينه داناتر از عالم شماست. عرض كرد: عالم مدينه از علم خود چه عرضه مي دارد؟ فرمود: در ساعتي از روز راه يك سال خورشيد را طي مي كند آنچنان كه هزار جهان مثل جهان شما را كه كسي در آنها نمي داند خداوند آدم و يا شيطان را آفريده، پشت سر مي گذارد. عرض كرد: آيا «اهالي آنها» شما را مي شناسند؟ فرمود: بله، خداوند هيچ چيز به جز ولايت ما و بيزاري از دشمنان ما را بر آنها واجب نكرده است.

10) مردي به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و عرض كرد: اي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله، مرا از كلام خداوند سبحانه: «الْحَمْدُ للّهِ» با خبرساز، تفسير آن چيست؟ ايشان فرمود: پدرم، از جدّم، از امام باقر (عليهم السلام)، از امام زين العابدين، از پدر بزرگوارشان (عليهم السلام) برايم نقل كرد كه مردي خدمت امير مؤمنان علي عليه السلام رسيد و عرض كرد: مرا از كلام خداوند متعال: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» با خبرساز، تفسير آن چيست؟ ايشان فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ» به اين معناست كه خداوند برخي از نعمت هاي خود را به نحو اجمال به بندگانش شناسانده است؛ چرا كه آنان قادر نيستند همه آن نعمت ها را به تفصيل بشناسند و نعمت هاي خداوند بيش از آن است كه شمرده يا شناخته شود. از اين رو به آنان فرمود: بگوييد: سپاس و ستايش خدايي را كه به ما نعمتها عطا فرمود، او كه پروردگار جهانيان است و جهانيان مجموعه همه آفريدگان از جمادات و حيوانات هستند. اما حيوانات، خداوند آن ها را در يد قدرت خود گردانندگي مي كند و از روزي خود آنان را غذا مي دهد و همگي را در پناه حمايت خويش گرفته است و هر يك را بنا بر مصلحت خود اداره مي كند؛ و اما جمادات، خداوند آنها را به قدرت خويش نگاه مي دارد و آنهايي را كه به هم پيوسته اند نمي گذارد از يكديگر پراكنده شوند و آن ها را كه از هم جدايند نمي گذارد به هم بپيوندند و آسمان را از اين كه بر زمين فروافتد نگاه مي دارد، مگر اين كه خود رخصت دهد و زمين را از اين كه فرو رود نگاه مي دارد مگر اين كه خود فرمان دهد. به درستي كه او بر بندگان خويش بسيار بخشنده و بخشايشگر است.

حضرت فرمود: «رَبِّ الْعَالَمِينَ» فرمانروا و آفريننده آنها كه روزيشان را از جايي كه مي دانند و از جايي كه نمي دانند مي رساند؛ زيرا روزي قسمت شده است و آدمي هر شيوه اي را در دنيا بپيمايد روزي اش به او مي رسد، نه تقواي انسان پارسا روزي او را مي افزايد و نه بدكاري انسان نابكار روزي او را مي كاهد و بين آدمي و روزيش پرده اي كشيده شده؛ حال آن كه او جوينده ي آن است. پس اگر فردي از شما از روزي خود بگريزد، روزيش در پي او برآيد همچنان كه مرگ او را بجويد. خداوند جلّ جلاله فرمود: بگوئيد: سپاس و ستايش خداوند را كه به ما نعمتها عطا فرمود و پيش از آن كه ما هست شويم در كتابهاي پيامبران پيشين از ما به نيكي ياد كرد و اين گونه بر محمّد صلي الله عليه و آله و آل محمّد عليهم السلام و شيعيان او واجب فرمود كه چون ايشان را بر ديگران برتري بخشيده است ،او را شكر گذارند. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: چون خداوند عز و جل موسي بن عمران عليه السلام را به پيامبري برانگيخت و با او نجوا كرد و دريا را برايش شكافت و بني اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به وي عطا فرمود و موسي مقام و منزلت خود را نزد پروردگارش ديد عرض كرد: پروردگارا، تو مرا چنان گرامي داشتي كه پيش از من هيچ كس را بدان ارجمند نساخته اي. پس خداوند جل و جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه محمّد صلي الله عليه و آله در نزد من برتر و گرامي تر از همه ي فرشتگان و تمامي آفريدگان من است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا! اگر محمّد صلي الله عليه و آله در نزد تو از همه آفريدگانت گرامي تر است، آيا در بين خاندان پيامبرانت ارجمندتر از خاندان من هست؟ خداوند جلّ جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه برتري خاندان محمّد صلي الله عليه و آله بر خاندان همه پيامبران همچون برتري محمّد صلي الله عليه و آله بر تمامي پيغمبران است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا، اگر خاندان محمّد چنينند، آيا در ميان امتهاي پيامبران، گرامي تر از امت من در نزد تو وجود دارد، چندان كه ابرها را بر سر ايشان سايبان كردي و براي آنان انگبين و بلدرچين فرو فرستادي و دريا را برايشان شكافتي؟ خداوند جلّ جلاله فرمود: اي موسي، مگر نمي داني كه برتري امّت محمد صلي الله عليه و آله بر ديگر امت ها همچون برتري خود محمّد صلي الله عليه و آله بر ديگر آفريدگان من است؟ موسي عرض كرد: پروردگارا، كاش آنها را مي ديدم. خداوند عز و جل به او وحي فرمود: اي موسي، تو آنان را نخواهي ديد؛ زيرا اكنون زمان پيدايش آنها نيست، اما به زودي آنان را در باغ هاي عدن و فردوس در حضور محمّد خواهي ديد كه در نعمت هاي آن جا غوطه ورند و در خيرات و بركاتش آرميده اند. اي موسي! آيا دوست داري كلام آنها را به گوش تو برسانم؟ موسي عرض كرد: بله اي معبود من. خداوند جل جلاله فرمود: پس همچون بنده اي ذليل كه در بارگاه پادشاهي توانمند مي ايستد، در برابر من بايست و كمر خود را محكم ببند. موسي چنين كرد. از جانب پروردگارمان عز و جل ندايي برخاست كه: اي امت محمد صلي الله عليه و آله! آن گاه همه آنها كه هنوز در پشت پدرانشان و رحم هاي مادرشان بودند پاسخ دادند: لبيك اللّهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، انّ الحمد و النعمة لك و الملك، لا شريك لك، حضرت فرمود: پس خداوند اين پاسخ را شعار حجّ قرار داد. سپس پروردگارمان عز و جل ندا داد: اي امت محمّد! حكم و قضاي من براي شما اين چنين است كه مهرم بر خشمم پيشي گيرد و بخششم بر كيفرم. پيش از آن كه مرا بخوانيد شما را پاسخ مي دهم و پيش از آن كه از من چيزي بخواهيد به شما ارزاني مي دارم. هر يك از شما مرا ديدار كند و شهادت دهد كه هيچ خدايي جز الله نيست، يگانه است و هيچ همتايي ندارد و محمّد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست كه در گفتارش راستگو و در كردارش بر حق است و علي بن ابي طالب، برادر او و وصي و جانشين اوست كه پيروي از او همچون پيروي از محمّد صلي الله عليه و آله واجب است و اولياي برگزيده و پاك او كه آورنده نشانه هاي شگفت خداوند و دلايل حجت هاي خداوند مي باشند پس از آن دو، اولياي او هستند، من او را به بهشت خود درآورم هر چند گناهانش به اندازه كف هاي روي دريا باشد. سپس امير مؤمنان عليه السلام فرمود: چون خداوند عز و جل پيامبر ما محمد صلي الله عليه و آله را به پيامبري برانگيخت، فرمود: اي محمّد! «وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ اِذْ نَادَيْنَا» [و تو در جانب طور نبودي آن دم كه ندا درداديم]#10# امت تو را به اين ارجمندي؛ سپس خداوند عز و جل به محمّد صلي الله عليه و آله فرمود: بگو: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» كه مرا در اين برتري يگانه ساخت و به امت او فرمود: شما نيز بگوييد: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» كه اين فضيلت ها را به ما اختصاص داد. #11#

11) امام رضا عليه السلام فرمود: مردم در نماز، به خواندن قرآن فرمان داده شدند تا قرآن دور افتاده و ضايع نشود و نگه داشته شود و درس داده شود تا از ميان نرود و ناشناخته نماند. همانا نماز با سوره حمد آغاز شد و نه با ديگر سوره ها؛ چرا كه آن چه از خير و حكمت در سوره حمد جمع آمده است در هيچ يك از سوره هاي قرآن و در هيچ كلام ديگري جمع نشده است؛ زيرا خداوند متعال فرمود: «الْحَمْدُ للّهِ» اين سخن به جا آوردن شكري است كه خداوند بر آفريدگان خود واجب كرده؛ شكر براي خوبي هايي كه بندگانش را به آن ها كامياب كرده است. «رَبِّ الْعَالَمِينَ» يگانه شمردن و ستايش خداوند است و اقرار به اين كه او آفريدگار فرمانرواست و نه كس ديگر. «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» مهرورزي او و ذكر نعمت ها و بخشش هاي او بر تمامي آفريدگان است. «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» اقرار به برانگيختن در روز قيامت و حساب و جزاست و تأييدي است بر اين كه او فرمانرواي آخرت است همان گونه كه فرمانرواي دنياست. «اِيَّاكَ نَعْبُدُ» رغبت و نزديكي جويي به خداي متعال است و اخلاص داشتن در عمل براي او و نه ديگري. «اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» طلب افزوني توفيق و عبادت و طلب استمرار يافتن نعمت ها و ياري هاي خداوند است. «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» طلب هدايت شدن به سوي دين خدا و چنگ زدن به ريسمان اوست و طلب افزوني شناخت پروردگار عز و جل و شناخت بزرگي و بزرگواري اوست. «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» تأكيد بر درخواست و رغبت است و ذكر كردن نعمت هايي است كه خداوند به اوليا خود داده و نشان دادن رغبت براي داشتن چنين نعمت هايي. «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ» پناه بردن به خداست، تا از كافران ستيزه جويي نباشيد كه او را و امر و نهي او را كوچك مي شمارند. «وَلاَ الضَّالِّينَ» تكيه كردن به خداست تا از كساني نباشيد كه بدون شناخت از راه او گمراه شده اند و گمان مي كنند كار نيك انجام مي دهند. پس در سوره حمد خير و حكمتي از امر آخرت و دنيا جمع شده است كه هيچ چيز ديگري آن ها را در بر نمي گيرد. #12#

12) از مفضل بن عمر روايت شده است كه او گفت: از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باره صراط پرسيدم، ايشان فرمود: صراط، راهي است به سوي شناخت خداوند عز و جل و دو صراط وجود دارد: صراطي در دنيا و صراطي در آخرت؛ صراط دنيا، امامي است كه پيروي از او واجب است. هر كس در دنيا او را بشناسد و به هدايت او اقتدا كند، از صراط آخرت كه پل جهنم است عبور مي كند و هر كس در دنيا او را نشناسد، در آخرت قدمش بر صراط بلغزد و در آتش جهنم افتاده و هلاك شود. #13#

13) امام صادق عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» فرمود: مي گويد: ما را به راه راست رهنمون باش و ما را به پيمودن راهي هدايت فرما كه به محبت تو مي انجامد و به دين تو مي رساند و مانع از آن مي شود كه با پيروي از هواهاي نفساني و آراء شخصي خود به هلاكت در افتيم. #14#

14) امام سجاد عليه السلام فرمود: بين خداوند و حجّت او هيچ حجابي نيست و خداوند در برابر حجتش هيچ پوششي ندارد. ما دروازه هاي خدا و صراط مستقيم و مخزن علم او، و ترجمان وحي او و پايه هاي يگانگي او، و جايگاه اسرار او هستيم.#15#

15) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: كلام خداوند عز و جل در سوره حمد: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» يعني محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان او عليهم السلام. #16#

16) رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره كلام خداوند عز و جل: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» فرمود: يعني شيعيان علي عليه السلام كساني كه به ايشان نعمت ولايت علي بن ابي طالب عليه السلام را عطا فرمودي، هم آنان كه بر ايشان خشم نگرفتي و گمراه نشدند. #17#

17) از حضرت امام حسن بن علي بن محمّد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمّد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب (عليهم السلام) روايت شده است كه ايشان در باره كلام خداوند عز و جل: «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» فرمود: يعني بگوييد: ما را به راه كساني هدايت فرما كه به ايشان توفيق دادي پيرو دين تو باشند و تو را فرمان برند؛ آنان كساني اند كه خداوند عز و جل فرمود: «وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» [و كساني كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در زمره كساني خواهند بود كه خدا ايشان را گرامي داشته (يعني) با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند]#18# و همين حديث از امير مؤمنان علي عليه السلام نيز روايت شده است. راوي مي گويد: سپس حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: به آنان نعمت مال و سلامتي بدن داده نشده است، اگر چه اينها نيز نعمت هاي آشكار خداوند مي باشد. آيا كافران و بدكاران را نمي بينيد؟ خداوند شما را فرا نخواند تا دعا كنيد به راه آنان هدايت شويد؛ بلكه به شما فرمان داد تا دعا كنيد به راه كساني هدايت شويد كه به آنان نعمت ايمان به خداوند و تأييد رسول او صلي الله عليه و آله و ولايت محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان پاكش و ياران نيك و والا تبارش داده شده است؛ و نيز نعمت تقيه نيكي كه با آن از شر بندگان خدا امان مي يابند و باعث نمي شوند كه گناهان و كفر دشمنان خدا افزون شود؛ بلكه با آنها مدارا مي كنند و آنان را تحريك نمي كنند تا به ايشان و ديگر مؤمنان آزار رسانند و نيز نعمت شناخت حقوق برادرانشان. #19#

18) محمّد بن مسلم گفت: از حضرت ابي عبد الله امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» [و به راستي به تو سبع المثاني و قرآن بزرگ را عطا كرديم]#20# پرسيدم، ايشان فرمود: فاتحة الكتاب از گنج هاي عرش است، و در آن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» مي باشد، آيه اي كه خداوند متعال در باره اش فرمود: «وَاِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَي أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا» [و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگي ياد كني، با نفرت پشت مي‏كنند]؛#21# و «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» سخن بهشتيان است در آن هنگام كه خداوند را به خاطر پاداش هاي نيك شكر مي گزارند؛ و «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» جبرئيل گفت: هيچ مسلماني آن را نگفت، مگر اين كه خداوند و اهالي آسمانهايش وي را تأييد كردند. «اِيَّاكَ نَعْبُدُ» اخلاص پرستش است. «واِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» بهترين سخني است كه بندگان خدا با آن نيازهاي خود را طلب مي كنند. «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» راه پيامبران و آنان كه خداوند ايشان را نعمت داد. «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ» يعني يهوديان. «وَلاَ الضَّالِّينَ» يعني نصراني ها. #22#

19) امام جعفر صادق عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» فرمود: اين چنين نازل شده است و فرمود: المغضوب عليهم: فلان كس و فلان كس و فلان كس و ناصبي ها هستند. و الضالين: شك كنندگاني هستند كه امام عليه السلام را نمي شناسند. #23#

1 - كافي، ج 2، ص 59 باب الشكر، ح 10
2 - كشف الغمة، ج 2، ص 118
3 - تفسير قمي، ج 1، ص 41
4 - زخرف/ 4
5 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
6 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
7 - تفسير قمي، ج 1، ص 42
8 - جوامع الكلم: سخناني كه لفظ آنها اندك است و داراي معاني بسيار مي باشند
9 - بصائر الدرجات، ص 448، ح 4 باب 14
10 - قصص/ 46
11 - عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 254 باب 28، ح 30
12 - من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 219، ح 926
13 - معاني الاخبار، ص 32، ح 1
14 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 5
15 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 7
16 - معاني الاخبار صدوق، 33 - 36، ح 8
17 - معاني الاخبار صدوق، ص 36، ح 8 ؛ شواهد التنزيل: ج 1، ص 66، ح 105
18 - نساء/ 69
19 - معاني الاخبار، ص 36، ح 9
20 - حجر/ 87
21 - اسراء/ 46
22 - تفسير عياشي، ج 1، ص 36، ح 17
23 - تفسير عياشي، ج 1، ص 38، ح 27 - 28

پایان تفسیر سوره فاتحه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الم (۱) ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ (۲)
[الف لام ميم* اين است كتابي كه در (حقانيت) آن هيچ ترديدي نيست (و) مايه هدايت تقواپيشگان است]

1) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: كتاب، علي عليه السلام است كه هيچ شكي در او نيست و «هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ» در وصف شيعيان ماست.#1#

1 - تفسير قمي، ج 1، ص 43، چاپ اعلمي

«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ اِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (۴)»

[و آنان كه بدآن چه به سوي تو فرود آمده و به آن چه پيش از تو نازل شده است ايمان مي آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند]

1) علي بن ابراهيم در باره كلام خداوند متعال: «والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ اِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» گفت: به آن چه كه از قرآن بر تو نازل شده و به كتابهايي كه پيش از تو بر پيامبران نازل شده است.#1#

1 - تفسير قمي، ج 1، ص 45

أُوْلَئِكَ عَلَي هُدًي مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۵) اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ ام لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (۶)»

[آنان برخوردار از هدايتي از سوي پروردگار خويشند و آنان همان رستگارانند* در حقيقت كساني كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهي چه بيمشان ندهي برايشان يكسان است (آنها) نخواهند گرويد]

1) از ابو عمرو زبيري، روايت شده است كه وي گفت: به حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: مرا از گونه هاي كفر در كتاب خداوند عز و جل آگاه ساز. ايشان فرمود: كفر در كتاب خدا پنج گونه است: يكي كفر جحود كه خود دو گونه است و يكي كفر با ترك دستورات خداوند و يكي كفر برائت و ديگري كفر نعمت.

اما كفر جحود، يكي جحود و انكار ربوبيت خداست و اين سخن كسي است كه مي گويد: نه پروردگاري هست و نه بهشتي و نه جهنمي و اين سخن دو دسته از زنادقه است كه به آنها دهريه هم گويند. آنانند كه قرآن سخنشان را روايت كرده: «وَمَا يُهْلِكُنَا اِلَّا الدَّهْرُ» [و ما را جز طبيعت هلاك نمي‏كند]#1# و اين ديني است كه آنان براي خود نيك پنداشته اند و ساخته اند، بدون اين كه آن را ثابت كنند يا آن چه كه مي گويند حقيقتي داشته باشد. خداوند عز و جل فرمود: «اِنْ هُمْ اِلَّا يَظُنُّونَ» [(و) جز (طريق) گمان نمي‏سپرند]#2# اين همان چيزي است كه مي گويند و فرمود: «اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ ام لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» يعني به يگانگي خداوند، و اين يكي از گونه هاي كفر است.

و اما گونه ديگر جحود، جحود و انكار شناخت است و آن اين است كه كسي با اين كه حق را شناخته و برايش ثابت شده آن را انكار كند. خداوند عز و جل فرموده: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا» [و با آن كه دلهايشان بدان يقين داشت از روي ظلم و تكبر آن را انكار كردند]#3# و نيز فرمود: «وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَي الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَي الْكَافِرِينَ» [و از ديرباز (در انتظارش) بر كساني كه كافر شده بودند پيروزي مي‏جستند؛ ولي همين كه آن چه (كه اوصافش) را مي‏شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت ‏خدا بر كافران باد]#4# و اين تفسير دو گونه كفر جحود بود.

گونه سوم كفر، كفر نعمت است كه خداي متعال در باره آن از حضرت سليمان عليه السلام حكايت كرده كه فرمود: «هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ ام أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَاِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَاِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ» [اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسي مي‏كنم و هر كس سپاس گزارد، تنها به سود خويش سپاس مي‏گزارد؛ و هر كس ناسپاسي كند، بي‏گمان پروردگارم بي‏نياز و كريم است]#5# و نيز خداوند عز و جل فرموده: «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» [اگر واقعاً سپاسگزاري كنيد، (نعمت) شما را افزون خواهم كرد؛ و اگر ناسپاسي نماييد، قطعاً عذاب من سخت‏خواهد بود]#6# و فرمود: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ» [پس مرا ياد كنيد (تا) شما را ياد كنم و شكرانه‏ام را به جاي آريد و با من ناسپاسي نكنيد]. #7# و گونه چهارم كفر ترك دستورات خداي عز و جل است كه در اين باره فرمود: «وَاِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالاِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاِن يَأتُوكُمْ أُسَارَي تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ اِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» [و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد، سپس (به اين پيمان) اقرار كرديد و خود گواهيد (ولي) باز همين شما هستيد كه يكديگر را مي‏كشيد و گروهي از خودتان را از ديارشان بيرون مي‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مي‏كنيد و اگر به اسارت پيش شما آيند به (دادن) فديه آنان را آزاد مي‏كنيد با آن كه (نه تنها كشتن بلكه) بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است. آيا شما به پاره‏اي از كتاب (تورات) ايمان مي‏آوريد و به پاره‏اي كفر مي‏ورزيد؟]#8# پس آنها را به خاطر ترك دستورات خداوند عز و جل كافر دانسته و به آنها نسبت ايمان هم داده است هر چند كه اين ايمان را از آنها نپذيرفته و به حالشان سودمند ندانسته است و فرمود: «فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ اِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ اِلَي أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» [پس جزاي هر كس از شما كه چنين كند، جز خواري در زندگي دنيا چيزي نخواهد بود و روز رستاخيز ايشان را به سخت‏ترين عذابها باز برند و خداوند از آن چه مي‏كنيد غافل نيست]#9# و گونه پنجم كفر، كفر برائت است كه خداوند عز و جل در باره اش از حضرت ابراهيم عليه السلام حكايت كرده است: «كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّي تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» [به شما كفر مي‏ورزيم و ميان ما و شما دشمني و كينه هميشگي پديدار شده تا وقتي كه فقط به خدا ايمان آوريد]#10# يعني از شما برائت جستيم و بيزار شديم و نيز از قول شيطان حكايت مي كند كه او از دوستان انسان خود، در روز قيامت برائت و بيزاري مي جويد و مي گويد: «اِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ» [من به آن چه پيش از اين مرا (در كار خدا) شريك مي‏دانستيد كافرم]#11# و نيز خداوند متعال فرموده: «اِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا» [جز خدا فقط بتهايي را اختيار كرده‏ايد كه آن هم براي دوستي ميان شما در زندگي دنياست؛ آن گاه روز قيامت بعضي از شما بعضي ديگر را انكار و برخي از شما برخي ديگر را لعنت مي‏كنند]#12# يعني از يكديگر بيزاري مي جويند. #13#

1 - جاثيه/ 24
2 - جاثيه/ 24
3 - نمل/ 14
4 - بقره/ 89
5 - نمل/ 40
6 - ابراهيم/ 7
7 - بقره/ 152
8 - بقره/ 84 و 85
9 - بقره/ 84 و 85
10 - ممتحنه/ 4
11 - ابراهيم/ 22
12 - عنكبوت/ 25
13 - كافي، ج 2، ص 389 باب وجوه الكفر، ش 1

«خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ (۷)»

[خداوند بر دلهاي آنان، و بر شنوايي ايشان مهر نهاده؛ و بر ديدگانشان پرده‏اي است و آنان را عذابي بزرگ است]

1) از ابراهيم بن ابي محمود روايت شده است كه وي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل: «خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ» پرسيدم، ايشان فرمود: ختم، همان مهر نهادن بر دلهاي كافران به عقوبت كفرشان است، چنان كه خداوند عز و جل فرمود: «بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ اِلاَّ قَلِيلاً» [بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مهر زده و در نتيجه جز شماري اندك (از ايشان) ايمان نمي‏آورند]#1#

2) حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: كدام يك از شما ديروز از جان مؤمني با جان خود محافظت كرد؟ علي عليه السلام فرمود: من آن كسم اي رسول خدا و با جان خود از جان ثابت بن قيس بن شمّاس انصاري محافظت كردم. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: داستان را براي برادرانت بازگو؛ اما اسم آن منافقان نيرنگ باز را آشكار نكن، خداوند شرّ آنان را از شما دور كند و آنان را مهلت دهد تا توبه كنند، اميد است كه پند گيرند و بترسند. حضرت علي عليه السلام فرمود: در ميان مدينه و در بين قبيله بني فلان در حال رفتن بودم و دورتر روبروي من ثابت بن قيس بود كه داشت به چاهي عميق مي رسيد و در آن جا مردي از منافقان او را پس مي راند تا در چاه بياندازد. ثابت باز ايستاد پس آن منافق دوباره او را پس راند و آن مرد متوجه نزديك شدن من نبود تا به او رسيدم و نزديك بود كه ثابت در چاه بيافتد. از ترس جان ثابت، روا نديدم با آن منافق درگير شوم پس خود را در چاه انداختم به اين اميد كه او را بگيرم، نگاه كردم و دريافتم كه من زودتر از او به كف چاه رسيده ام. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: چرا از او زودتر نرسي؟ حال آن كه تو تنومندتر از او هستي و اگر تنومندي تو تنها به خاطر علم اولين و آخرين باشد كه در دل توست همان علمي كه خداوند آن را به رسول خدا و به تو سپرد، بدون شك سزاوار بود كه تو از هر چيزي تنومندتر باشي. داستان تو و ثابت چه شد؟ حضرت علي عليه السلام فرمود: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله به كف چاه رفتم و محكم بر پا ايستادم؛ حال آن كه اين كار بر من ساده تر و سبك تر از زماني بود كه آهسته گام بر مي داشتم. ثابت نزديك شد و به درون چاه سرازير گشت. دستانم را به سويش گشودم و او در آغوشم افتاد. از اين كه از افتادنش به من يا خودش آسيبي برسد مي ترسيدم اما همانند دسته ريحاني در دستانم قرار گرفت. ناگهان ديدم آن منافق با دو تن ديگر لب چاه ايستاد و به آن دو گفت: يك نفر را هدف گرفتيم و دو نفر را به دست آورديم. سپس صخره اي صد مني آوردند و بر سر ما فرو انداختند. از ترس اين كه به ثابت نخورد او را در آغوش كشيدم و سر به سينه اش نهادم و بر روي او خم شدم. صخره به پشت سرم خورد اما همانند نسيمي كه در گرماي شديد بر تنم بوزد نوازشم كرد. سپس صخره ديگري به وزن سيصد من آوردند و بر سر ما فرو انداختند. بر روي ثابت خم شدم و صخره به پشت سرم خورد؛ اما همانند آب خنكي كه در روزي بسيار گرم بر تنم بريزم بر بدنم نشست. باز صخره ديگري به وزن پانصد من آوردند؛ در حالي كه از بلند كردنش ناتوان بودند و آن را بر زمين مي غلطاندند. آن را نيز بر سر ما فرو انداختند. بر روي ثابت خم شدم و صخره به پشت سر و كمرم خورد اما همانند جامه اي لطيف كه بر تن كنم و به آن آرام گيرم بر بدنم نشست. در اين هنگام شنيدم كه مي گفتند: اگر علي بن ابي طالب عليه السلام و ابن قيس صد جان هم داشته باشند، هيچ يك از جان هايشان از شرّ اين صخره ها در امان نخواهد ماند. آن گاه رفتند و خداوند شرّشان را از ما دور كرد. سپس به فرمان خداوند لبه چاه پايين آمد و كف چاه بالا رفت تا به هم رسيدند و با سطح زمين يكي شدند و ما گام برداشتيم و بيرون شديم.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اي ابا حسن، خداوند عز و جل آن چنان فضيلت و پاداشي براي تو واجب كرده است كه هيچ كس جز خودش نداند. ندا دهنده روز قيامت ندا سر مي دهد: كجايند دوستداران علي بن ابي طالب؟ در اين هنگام مردمي نيكوكار به پا خيزند. به آنها گويند هر كه را در اين صحراي قيامت مي خواهيد دست گيريد و به بهشت داخل كنيد و در ميان آن نيكوكاران كسي كه كمترين تعداد را شفاعت كند هزار هزار نفر از اهل محشر را نجات دهد. سپس ندا دهنده بار ديگر ندا مي دهد: بقيه دوستداران علي بن ابي طالب عليه السلام كجايند؟ گروهي در حدّ ميانه ايمان برخيزند، به آنها گويند هر چه مي خواهيد از خداي عز و جل درخواست كنيد. هر يك از آنان چيزي مي طلبد و يك صد هزار برابر به او عطا مي شود. باز ندا دهنده ندا مي دهد: بقيه دوستداران علي بن ابي طالب عليه السلام كجايند؟ گروهي كه در دنيا به خود ستم روا داشته اند بر مي خيزند. ندا آيد: كينه توزان علي بن ابي طالب كجايند؟ جمع انبوهي از آنان را مي آورند. ندا آيد: هر هزار تن از اين جمع فداي يك تن از اين دوست داران علي بن ابي طالب شود تا ايشان به بهشت درآيند و اين گونه خداوند عز و جل دوست داران تو را نجات مي دهد و دشمنانت را فدايي آنان مي كند. سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اين شريف ترين فضيلت هاست، دوست دار او، دوست دار خدا و دوستدار رسول خدا و كينه توز او، كينه توز خدا و كينه توز رسول خدا مي باشد. دوستداران او برترين آفريدگان خداي متعال در ميان امّت محمّد هستند. سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام فرمود: نگاه كن. علي عليه السلام، عبد الله بن اُبي و هفت تن از يهوديان را ديد. حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود: ببين كه خداوند بر دل ها و گوش ها و چشم هايشان مهر نهاده است. سپس فرمود: اي علي، تو پس از محمّد رسول خدا، برترين گواه خداوند روي زمين هستي. اين همان كلام خداوند متعال است كه فرمود: «خَتَمَ اللّهُ عَلَي قُلُوبِهمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» فرشتگان و رسول خدا صلي الله عليه و آله و برترين آفريده خداوند پس از او علي بن ابي طالب عليه السلام آن پرده را مي بينند و آنها را از اين نشانه مي شناسند. سپس خداوند متعال فرمود: «وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ» در آخرت به خاطر كفري كه به خدا و محمّد رسول خدا صلي الله عليه و آله ورزيده اند#2#.

1 - عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 113 باب 11، ح 16
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 108، ح 57

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ(8)»

[و برخي از مردم مي‏گويند: ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم، ولي گروندگان (راستين) نيستند]

1) حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: وقتي در روز غدير رسول خدا صلي الله عليه و آله امير مؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام را در آن جايگاه معروف ايستاند، خطاب به مردم فرمود: اي بندگان خدا، نسب مرا بيان كنيد: عرض كردند: تو محمّد بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف هستي. سپس فرمود: اي مردم، آيا من از شما بر خودتان أولي نبوده، مولاي شما و از شما بر خودتان سزاوارتر نيستم؟ عرض كردند: بله اي رسول خدا صلي الله عليه و آله. رسول خدا صلي الله عليه و آله رو به سوي آسمان كرد و سه مرتبه فرمود: خدايا گواه باش كه اين بنده ات چنين گفت و آنها چنين گفتند. سپس فرمود: بدانيد هر كه من مولاي او و از او بر خودش سزاوارتر هستم اين علي مولاي او و از او بر خودش سزاوارتر است. خدايا، دوستدار او را دوست بدار و دشمن او را دشمن باش. يار او را ياور باش و خواركننده او را خوار گردان.

سپس فرمود: اي ابوبكر، برخيز و با او در مقام امير مؤمنان بيعت كن. وي برخاست و چنين كرد. سپس فرمود: اي عمر! برخيز و با او در مقام امير مؤمنان بيعت كن. وي برخاست و بيعت كرد. بعد از آن به همه آن نه نفر و سپس به سران مهاجرين و انصار فرمود و همه آنها بيعت كردند. از ميان آن جمع، عمر بن خطاب برخاست و گفت: مبارك باشد اي پسر ابي طالب. تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن مؤمن هستي. سپس در حالي كه اين عهد و پيمان بر آنان گران بود از آن جا بيرون رفته و پراكنده شدند. بعد از آن رويداد، گروهي از سركشان ستمگر آن قوم، در ميان خويش دسيسه چيدند (وگفتند:) اگر در محمد صلي الله عليه و آله شائبه اي وجود داشت (و انتقال ولايت به علي عليه السلام منشأ وحياني نداشت) محمد صلي الله عليه و آله قطعاً اين مقام را به علي عليه السلام نمي سپرد و (در اين صورت ) آنان (توطئه كنندگان) نيز اجازه نمي دادند علي عليه السلام به اين مقام برسد و در اين جايگاه بماند.

اما خداوند متعال از دل هاي آنان و آن چه در آن مي گذشت آگاه بود. آنها نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله مي آمدند و مي گفتند: به راستي كه علي عليه السلام را نزد خداوند و خود و ما محبوب ترين آفريدگان قرار دادي و او را براي در امان نگاه داشتن ما از حكومت بيدادگران و ستم گران كافي دانستي. خداوند متعال مي دانست آنان در دل خلاف گفته هايشان و در سر دسيسه اي داشته، راه دشمني در پيش گرفته اند و برآنند تا اين مرد شايسته را از اين امر كنار زنند. پس خداوند حضرت محمّد صلي الله عليه و آله را از نيت آنها باخبر ساخت و فرمود: اي محمّد! «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ» اوست كه تو را فرمان داد تا علي عليه السلام را امام و مهتر و پيشواي امّتت گرداني، حال آن كه «وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ» يعني به ولايت علي عليه السلام ايمان ندارند؛ بلكه بر كشتن تو و او تباني كرده اند و خود را آماده كرده اند تا اگر شائبه اي در تو ببينند از علي عليه السلام سرپيچي كنند.#1#

2) علي بن ابراهيم: اين آيه در باره قوم منافقان كه در ظاهر به رسول خدا ايمان آوردند نازل شد. آنها به هنگام ديدار كافران به آنان مي گفتند: ما با شماييم و به هنگام ديدار مؤمنان به ايشان مي گفتند: ما ايمان آورده ايم. آنها به كافران مي گفتند: «اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» خداي متعال به آنها چنين پاسخ داد: «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ»#2#

3) از ابو بصير روايت شده است كه او گفت: حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود: حكم بن عتيبه از كساني است كه خداوند در باره آنها فرمود: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ» به خدا سوگند اگر شرق و غرب جهان را درنوردند، به دانش دست نمي يابند مگر نزد اهل بيت عليهم السلام كه جبرئيل برايشان نازل شد. #3#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 111، ح 58
2 - بقره / 14 و 15 ؛ تفسير قمي، ج 1، ص 47
3 - بصائر الدرجات، ص 28، باب 6، ح 2

«يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ اِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ (۹)»

[با خدا و مؤمنان نيرنگ مي‏بازند ولي جز بر خويشتن نيرنگ نمي‏زنند و نمي‏فهمند]

1) حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: خبر دسيسه چيني و ياوه گويي و بدانديشي آنها عليه علي عليه السلام به رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد. حضرت صلي الله عليه و آله آنها را فراخواند و سرزنش كرد. در تلاش براي اثبات ايمان خود، يكي از آنها عرض كرد: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، به خدا سوگند تاكنون به هيچ بيعتي همچون اين بيعت اطمينان نداشته ام. اميد دارم كه خداوند به خاطر آن دري از قصرهاي بهشت را به روي من بگشايد و مرا از برترين ساكنان و مقيمان آن قرار دهد. ديگري عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، تنها پس از اين بيعت بود كه از راه يافتن خود به بهشت و نجات يافتن از دوزخ اطمينان يافتم و به خدا سوگند در ازاي سرباز زدن و روي بر تافتن از اين بيعت هيچ عطا و پاداشي مرا خوشحال نمي كند، حتي اگر برايم سرتاسر زمين و آسمان را آكنده از مرواريدهاي تر و گوهرهاي درخشان كنند. ديگري عرض كرد: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله، به خدا سوگند پس از اين بيعت، شادماني در جانم، جاي هراس را گرفت و اميد به بهشت خداوند متعال در دلم پر گشود و اطمينان يافتم كه اگر بار گناه تمامي اهل زمين بر دوش من باشد، با اين بيعت از همه ي آن پاك شده ام. سپس بر راستي گفته خود سوگند خورد و به كسي كه خلاف آن را به عرض رسول خدا صلي الله عليه و آله رسانده بود لعنت فرستاد. ديگر ستمگران و سركشان نيز پس از اين سه تن، پوزش خواستند و چنين سخناني گفتند.

خداوند عز و جل به محمّد صلي الله عليه و آله فرمود: «يُخَادِعُونَ اللّهَ» يعني با سوگند خوردن بر آن چه كه خلاف باورشان است، قصد دارند رسول خدا را فريب دهند «وَالَّذِينَ آمَنُوا» و نيز آنان را كه علي بن ابي طالب عليه السلام سرور و مهترشان است. سپس فرمود: «وَمَا يَخْدَعُونَ اِلاَّ أَنفُسَهُم» يعني نيرنگ آنها تنها به خودشان زيان مي رساند؛ چرا كه خداوند تبارك و تعالي از آنها و ياريشان بي نياز است و اگر نبود فرصتي كه حق تعالي به آنها داده است، هرگز ياراي گستاخي و گردن كشي نداشتند. «وَمَا يَشْعُرُونَ» ماجرا اين گونه بود و خداوند پيامبرش را از دورويي و كفرورزي و دروغ گويي آنها آگاه ساخت و فرمان داد تا آنان را در جرگه ي ستمكاران و عهد شكنان لعنت گويد؛ لعنتي كه در دنيا از آنها جدا نشود و بر زبان بندگان برگزيده ي خداوند جاري شود و در آخرت به سخت ترين عذاب خداوند گرفتار آيند. #1#

2) امام جعفر صادق عليه السلام از پدر بزرگوارشان روايت كرده است كه ايشان فرمود: از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيدند: فرداي قيامت نجات در گرو چيست؟ حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: نجات در گرو اين است كه با خداوند از در فريب وارد نشويد كه خداوند شما را فريب مي دهد؛ چرا كه هر كس با خدا نيرنگ بازي كند، خداوند او را مي فريبد و ايمانش را از او بر مي گيرد. پس اگر او مي فهميد، مي دانست كه خود را فريب داده است. عرض كردند: اي رسول خدا صلي الله عليه و آله چگونه كسي خدا را مي فريبد؟ فرمود: به فرمان خداوند عز و جل عمل مي كند، اما در دل نيتي به جز او دارد. پس تقوا پيشه كنيد و از ريا بپرهيزيد كه ريا شرك به خداوند عز و جل است و رياكار در روز قيامت به چهار نام خوانده شود: اي كافر، اي بدكار، اي حيله گر، اي زيان كار عملت بر باد شد و پاداشت از ميان رفت و امروز هيچ بهره اي نخواهي داشت؛ پس پاداش خود را از كسي كه برايش عمل كردي بخواه.#2#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 113، ح 59
2 - معاني الاخبار، ص 340، ح 1

«فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (۱۰)»

[در دلهايشان مرضي است و خدا بر مرضشان افزود و به (سزاي) آن چه به دروغ مي گفتند عذابي دردناك (در پيش) خواهند داشت]

1) حضرت امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: وقتي آنان براي پوزش طلبي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيدند، حضرت بزرگ منشانه آن چه در ظاهرشان ديد پذيرفت و باطن آنها را به خداوند واگذار نمود؛ آن گاه جبرئيل عليه السلام فرود آمد و فرمود: اي محمّد صلي الله عليه و آله، خداوند علي اعلي بر تو سلام داد و فرمود: ستمكاراني را كه در رابطه با علي عليه السلام و پوزش طلبي به خاطر شكستن بيعتشان با او و عذرخواهي به خاطر زمينه چيني براي مخالفت با او نزدت آمده اند بيرون آور تا امري شگفت بر آنها آشكار گردد و بدانند خداوند آن چنان علي عليه السلام را گرامي داشته كه زمين و آسمان و كوه و ديگر آفريده هاي خود را به فرمان او درآورده است و اين گونه او را در جايگاهي نهاده كه تو را نهاده است و مقامي بخشيده كه تو را بخشيده است و بگذار تا بدانند ولي خدا علي عليه السلام از آنها بي نياز است و آنها از پس دادن تاوان رفتار خود با علي رهايي نمي يابند، مگر آن كه خداوند بخواهد. خدايي كه سامان امور همگان در دست اوست و علي عليه السلام در اين راه بنده كوشاي اوست و خدايي كه حكمت امور نزد اوست و علي عليه السلام بر اين اساس، كارگزار او و تحقّق بخش فرامين اوست. آن گاه رسول خدا صلي الله عليه و آله آن گروه را كه در رابطه با علي عليه السلام و پوزش خواهي به خاطر دسيسه چيني عليه او خدمت ايشان آمده بودند خطاب كرد و فرمود تا با ايشان بيرون روند. حضرت صلي الله عليه و آله بر دامنه كوهي در مدينه ايستاد و به علي عليه السلام فرمود: اي علي، خداوند متعال اينان را فرمان داده تا يار و ياور تو باشند و كمر به خدمت تو بندند و در فرمان بري از تو بكوشند؛ پس نفع آنها در اين است كه از تو پيروي كنند تا در بهشت خدا همچون فرمانرواياني جاويد در ناز و نعمت به سر برند و زيانشان در اين است كه از تو سرپيچي كنند تا در جهنم خدا تا ابد عذاب كشند. سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله به آن گروه فرمود: بدانيد اگر از علي اطاعت كنيد سعادتمند خواهيد شد، و اگر با او مخالفت كنيد سيه روز خواهيد شد و خداوند او را از شما با آن كس و آن چيز كه بزودي خواهيد ديد بي نياز مي سازد. حضرت فرمود: اي علي عليه السلام، به شكوه محمّد و خاندان پاكش كه تو پس از محمّد سرورشان هستي از خداوند درخواست كن تا اين كوه را به هر چه كه مي خواهي تبديل كند. علي عليه السلام چنين كرد و كوه سرتاسر نقره شد. سپس كوه ها رو به علي عليه السلام چنين زبان گشودند: اي علي، اي جانشين فرستاده پروردگار جهانيان، خداوند ما را براي تو فراهم نمود اگر خواهي ما را در كار خود خرج كن كه هر گاه ما را فرا خواني تو را پاسخ خواهيم داد تا به وسيله ما قصد خود محقّق سازي و خواست خود برآوري. سپس سرتاسر طلا شدند و كلام كوه هاي نقره را باز گفتند. سپس به مشك و عنبر و عبير و جواهر و ياقوت تبديل شدند و گفتند: اي أباحسن، اي برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله، ما در اختيار تو هستيم، هر گاه خواستي ما را فراخوان.

سپس رسول خدا فرمود: اي علي، به حق محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان پاكش عليهم السلام كه تو پس از محمد رسول خدا صلي الله عليه و آله سرور ايشاني. از خداوند درخواست كن كه اين درختانش را به مرداني تا دندان مسلّح و صخره هايش را به شير و پلنگ و افعي تبديل كند؛ و علي عليه السلام از خداوند چنين خواست. آن گاه، كوه ها و دشت ها و پستي و بلندي هاي زمين سراسر آكنده از مرداني تا دندان مسلّح شد كه ده هزار مرد عادي ياراي رويارويي با يك تن از آنها را نداشت و كوه ها و دشت ها و آن سرزمين ها پر از شير و پلنگ و افعي شد و هر يك ندا دادند: اي علي عليه السلام ، اي جانشين رسول خدا صلي الله عليه و آله، خداوند ما را گوش به فرمان تو قرار داد و فرمان داد تا تو را اجابت گوئيم و هر كه را به زيردستان ما نهادي بنيادش برافكنيم. هر گاه خواستي ما را فراخوان تا تو را پاسخ دهيم و هر چه خواستي دستور ده تا تو را اطاعت كنيم. اي علي ، اي جانشين رسول خدا صلي الله عليه و آله، تو در نظر خدا چنان جايگاه والايي داري كه اگر از او بخواهي برايت سرتاسر زمين را به شكلي هم چون قوچ درآورد يا آسمان را بر زمين فرود آورد يا زمين را به سوي آسمان فرا برد، بدون شك چنين خواهد كرد. يا اگر از او درخواست كني كه آب درياهاي شور خود را به آبي گوارا يا سيماب يا خردل يا هر نوع نوشيدني يا روغن تبديل كند مسلّماً چنين خواهد كرد. از سركشي اين نافرمانان و سرپيچي اين گردن كشان غمگين مباش. گمان كن چنان از صفحه روزگار پاك شده اند كه گويا هيچ گاه در آن نبوده اند و يا آن گاه كه در صحنه آخرت قرار گيرند، گويا هميشه در آن بوده اند. اي علي عليه السلام، بدان آن كس كه آنها را با وجود كفر و بد كاريشان و سر پيچي كردن از فرمان تو مهلت داده است، همان كسي است كه به فرعون ذوالاوتاد و نمرود بن كنعان و ديگر ياغيان مدّعي خدايي مهلت داد، همان گونه كه به نافرمان ترين سركشان، شيطان، سرآغاز گمراهي ها مهلت داد. نه تو و نه آنان براي ماندن در اين سراي گذرا آفريده نشده ايد؛ بلكه براي سفر به سراي جاودان به دنيا آمده ايد و از سرايي به سرايي دگر خواهيد شد. پروردگار تو به اين كه كسي آنان را سرپرستي كند نياز ندارد. او مي خواهد تو به آنان افتخار دهي و برتري ات را در ميانشان هويدا سازي. اگر پروردگارت مي خواست هدايتشان مي كرد، سپس فرمود: ديدن آن صحنه مرضي بر دل هايشان افكند، افزون بر مرضي كه از كينه ي محمّد صلي الله عليه و آله و علي بن ابي طالب عليه السلام بر تن هايشان بود. در اين هنگام خداوند متعال فرمود: «فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» يعني در دل هاي آن سركشان پر ادّعاي پيمان شكن به خاطر بيعتي كه با علي عليه السلام از آنان گرفتي. «فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا» آن گونه كه دل هايشان به خاطر آن نشانه ها و معجزه هايي كه نشانشان دادي سرگردان شد. «وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ» در آن چه كه گفتند: ما بر عهد و پيمان خود استواريم. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 114، ح 60

«وَاِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱) أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ (۱۲)»

[وچون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد، مي گويند : ما خود اصلاحگريم* بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمي‏فهمند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: آن گاه كه به آن ناكثان و بيعت شكنان روز غدير گفته شد «لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ» با آشكار كردن پيمان شكني خود در ميان بندگان ناتوان خداوند تا اين گونه در دينشان آنان را سردرگم كنيد و در آئين و عقايدشان آشفته خاطرشان سازيد «قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» چرا كه ما نه دين محمّد را و نه هيچ دين ديگري را باور نداريم و ما از زمره متحيران هستيم و محمّد را با پذيرفتن دين و شريعتش در ظاهر خشنود كرده ايم؛ اما در باطن به دنبال خواسته هاي نفس خود هستيم و اين گونه از دين محمد صلي الله عليه و آله بهره مند مي شويم و به آسايش مي رسيم و خود را از اسارت آزاد مي سازيم؛ اما از فرمان برداري عموزاده او علي عليه السلام سرباز مي زنيم. پس اگر دين محمّد صلي الله عليه و آله بر جهان چيره شود، ما از گروندگان آن بوديم؛ و اگر فرمانروايي اش از ميان برود، از شماتت دشمنانش در امان مانده ايم. خداوند عزّ و جل فرمود: «أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» چرا كه آنان به ميل خود رفتار مي كنند، و خداوند متعال پيامبرش را از دورويي آنها آگاه مي سازد و او هم خود آنان را لعنت مي كند و هم مسلمانان را امر مي كند تا لعنتشان كنند. دشمنان مؤمنان نيز به آنها اعتماد نمي كنند و با خود مي گويند همان طور كه اينان در ميان ياران محمّد نفاق مي ورزند با ما نيز دورويي مي كنند؛ پس نه نزد آنها جايگاهي دارند و نه نزد اينان مورد اعتمادند. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 118، ح 61

«وَاِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ (۱۳)»

[و چون به آنان گفته شود: همان گونه كه مردم ايمان آوردند، شما هم ايمان بياوريد مي‏گويند: آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏اند ايمان بياوريم؟! هشدار كه آنان همان كم‏خردانند، ولي نمي‏دانند]

1) حضرت امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: «وَاِذَا قِيلَ» در باره كساني است كه بيعت شكستند، نيكان مؤمنان هم چون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به آنها گفتند: «آمِنُواْ» به رسول خدا صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام كه حضرت وي را بر جايگاه خويش نهاد و مقام خويش به او بخشيد و تمامي بهره دين و دنيا را در گرو او قرار داد، پس در ظاهر و باطن خود به اين پيامبر ايمان آوريد و بر امر اين امام گردن نهيد. «كَمَا آمَنَ النَّاسُ» مردمان مؤمن مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار «قَالُواْ» در جواب، نزد هر كس كه مي رسيدند البته نه نزد مؤمنان، چرا كه جرأت نمي كردند جواب خود را در مقابل مؤمنان آشكار سازند؛ بلكه نزد ديگر منافقان و يا بيچارگان و مؤمناني كه به آنها در پنهان داشتن كلامشان اعتماد داشتند، اين چنين مي گفتند: «أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء» و منظورشان سلمان و ياران او بود؛ چرا كه ايشان خالصانه دل به علي بسته بودند و گوش به فرمان او سپرده بودند و آشكارا دوستداران او را دوست مي داشتند و با بد خواهانش دشمني مي كردند تا آن جا كه وقتي حكومت محمّد صلي الله عليه و آله به سر رسيد دشمنان او خون ايشان ريختند و ديگر فرمانروايان و مخالفان محمّد صلي الله عليه و آله هلاكشان كردند. از اين رو، منظور منافقان اين بود كه چون سلمان و يارانش به مخالفت با دشمنان محمّد صلي الله عليه و آله پرداختند، نادان و كم خردند. خداوند عز و جل فرمود: «أَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ» سبك مغزان و سست انديشه گاني كه در كار محمّد صلي الله عليه و آله به ديده حق نمي نگرند تا پيامبري او را درك كنند و دريابند كه او به راستي و برحق خير دين و دنيا را در گرو علي عليه السلام نهاده است. آنان چون در نشانه هاي آشكار خداوند نمي انديشند، نادان مي مانند و در بيم از محمّد صلي الله عليه و آله و خاندان او و نيز در هراس از دشمنان ايشان به سر خواهند برد و به اين باور نمي رسند كه اين انديشه درهم خواهد شكست و آنها به همراهش هلاك خواهند شد. از اين رو تنها اينان كم خردند و بس؛ چرا كه به سبب اين دورويي نه از مهر محمّد صلي الله عليه و آله و مؤمنان بهره مند مي شوند و نه در دل يهوديان و ديگر كفرپيشگان جايي مي يابند. اينان نزد محمّد صلي الله عليه و آله از ولايت او و بردارش علي عليه السلام و دشمني با دشمنان ايشان دم مي زنند و نزد يهوديان و ناصبي ها از دشمني با محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام سخن مي گويند. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 118، ح 62

«وَاِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَاِذَا خَلَوْاْ اِلَي شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ (۱۴) اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵)»

[و چون با كساني كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند، مي‏گويند: ايمان آورديم و چون با شيطانهاي خود خلوت كنند، مي‏گويند: در حقيقت ما با شماييم ما فقط (آنان را) ريشخند مي‏كنيم * خدا (است كه) ريشخندشان مي‏كند و آنان را در طغيانشان فرو مي‏گذارد تا سرگردان شوند]

1) امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: هنگامي كه بيعت شكنان و دسيسه پردازان يعني «الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا» همچون ايمان شما، به قصد مخالفت با علي عليه السلام و كنار زدن او از امر خلافت، با مؤمناني همچون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار روياروي مي شدند، به ايشان مي گفتند: ما نيز همان گونه كه شما ايمان آورده ايد، به محمّد صلي الله عليه و آله ايمان آورده ايم و به دعوت او براي بيعت با علي و تأييد برتري وي گردن نهاده ايم و بر فرمان او سر فرود آورده ايم.اولي و دومي و سومي تا نهمي آنان هر گاه در راه خود با سلمان و يارانش روبرو مي شدند، از آنها احساس تنفر كرده و دوري مي جستند و مي گفتند: اينان پيروان آن دو جادوگر سبك سرند و منظورشان محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام بود. سپس به يكديگر مي گفتند: مراقب باشيد، مبادا اينان در لغزش هاي زبانتان چيزي از انكار گفته هاي محمّد صلي الله عليه و آله در باره علي عليه السلام بشنوند؛ چرا كه نزد آنها سخن چيني كرده موجب هلاك شدنتان مي شوند. اولي گفت: بنگريد تا چگونه آنان را به ريشخند مي گيرم و شرّشان را از سرتان كم مي كنم. سپس به سلمان و يارانش نزديك شد و گفت: سلام بر سلمان بن اسلام، كسي كه سرور مردمان، محمّد صلي الله عليه و آله در باره اش فرمود: اگر دين به ثريا آويخته باشد مرداني از فارس به آن دست خواهند يافت و اين مرد بهترين آنان است و منظور حضرت تو بودي. نيز فرمود: سلمان از ما اهل بيت است و اين گونه تو را همتاي جبرئيل كرد. فرشته اي كه در روز عباء به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد: من نيز از شمايم و حضرت فرمود: تو نيز از مايي. پس جبرئيل به سوي عرشيان فراز شد و با افتخار به آسمانيان گفت: خوشا به حالم كه من از اهل بيت محمّد رسول خدا صلي الله عليه و آله هستم. سپس به مقداد رو كرد و گفت: و سلام بر تو اي مقداد، تو كسي هستي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره ات به علي عليه السلام فرمود: اي علي مقداد برادر تو در دين و همانند توست. او چنان به تو مهر مي ورزد و كينه ي دشمنانت در دل دارد و دوستانت را دوست مي دارد كه گويي پاره اي از تن توست؛ اما مهر فرشتگان آسمان و پرده نشينان غيب به تو بيش از مهري است كه تو به علي عليه السلام مي ورزي و كينه آنان از دشمنانت بيش از كينه اي است كه تو از دشمنان علي عليه السلام در دل داري. خوشا به حالت و خوشا به سعادتت. سپس به ابوذر گفت: سلام بر تو اي ابوذر، تو كسي هستي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در باره ات فرمود: در هيچ كجاي زمين خاكي و آسمان سبز راستگوتر از ابوذر وجود ندارد؛ و چون از حضرت پرسيدند: به چه خاطر خداوند متعال او را اين چنين برتري داد و بزرگي بخشيد؟ رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: از آن جا كه او علي عليه السلام برادر رسول خدا را برتر مي شمرد و در همه حال زبان به ستودنش مي گشود و به بدخواهان و دشمنانش كينه مي ورزيد و دوستي دوستان و دوستدارانش را در دل مي پروراند. پس خداوند عز و جل او را در كنار برترين ساكنان بهشت جاي خواهد داد و در آن جا چنان جمعي را از كنيزان و خادمان و بچه هاي آنان بر خدمت او خواهد گماشت كه تنها خود شمار آنها را داند. سپس به عمار بن ياسر گفت: سلام بر تو اي عمار كه گرچه در رفاه و آسايشي و در انجام عبادات واجب و عبادات در عرف و ديگر عبادت ها تن خود به رنج نمي اندازي، اما به ولايت برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله به مقامي فراز آمده اي كه آن كه روز و شب بدن خود را رنجور مي دارد و شب ها بيدار و روزها روزه است و مال خود را بذل و بخشش مي كند، هر چند تمامي اموال دنيا را داشته باشد، به مقام تو نمي رسد. درود بر تو كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در خيرخواهي برادرش علي عليه السلام و در نبرد با بدخواهانش آن چنان شايسته ات ديد كه از كشته شدنت در راه محبّت او و از محشور شدنت در زمره برترين ياران او در روز قيامت خبر داد.

از خداوند توفيق كرداري همچون كردار تو و يارانت خواستارم. شمايي كه در خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و برادرش علي ولي خدا عليه السلام كوشيديد و براي بدخواهانش دشمني ستيزه جو و براي دوستانش يار و همراهي خيرخواه بوديد. خداوند روز ديدار شما را روز نيك بختي ما رقم زند. در آخر سلمان و يارانش بنا به فرمان خداي متعال ظاهر آنها را پذيرفتند و از كنار آنان گذشتند. آن منافق، از ياران خود پرسيد: ديديد كه چگونه آنان را ريشخند كردم و چگونه شر و دشمني آنان را از سر خود و شما كم كردم، به نظر شما چگونه بود؟ آنان به او پاسخ دادند: شكي نيست كه ما را به خوبي آسوده داشتي، تا زماني كه تو در قيد حيات باشي، گزندي به ما نرسد. او گفت: رفتار شما نيز با آنان بايست چنين باشد تا روزي كه فرصتي دست دهد؛ چرا كه دانا مرد هوشمند، جام غم سركشيده، سكوت مي كند تا روزي كه فرصتي برايش فراهم شود. آن گاه نزد ياران منافق خود بازگشتند، ياغياني كه همچون خودشان آن چه را كه پيامبر صلي الله عليه و آله از جانب خداي متعال در برتري امير مؤمنان و امامت ايشان بر تمامي مكلّفان در دين بيان مي فرمود، دروغ مي انگاشتند.

«قَالُواْ - به آنها- اِنَّا مَعَكْمْ» در دسيسه اي كه پيش گرفته ايد تا اگر در محمد صلي الله عليه و آله شائبه اي وجود داشته باشد، علي عليه السلام را از اين امر «خلافت» كنار زنيد.

اگر مي بينيد و مي شنويد كه آنان را مي ستائيم و در چاپلوسي آنها قدم پيش مي گذاريم باور نكنيد و هراسان نشويد «اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» به آنها. پس خداوند عز و جل فرمود: اي محمّد «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» و سزاي ريشخندشان را در دنيا و آخرت خواهد داد. «وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» به آنها مهلت مي دهد و با لطف خويش با آنها مي سازد؛ پس اگر دعوت او را به توبه پاسخ دهند، آنها را ببخشايد. حال آن كه آنان «يَعْمَهُونَ» دست از كردار نكوهيده خود بر نمي دارند و آزار رساندن به محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام را كه درود خداوند بر ايشان باد ترك نمي كنند وهر اذيت و آزاري كه در توانشان باشد در حق آن دو بزرگوار انجام مي دهند.

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: و اما اين كه خداوند آنها را در دنيا ريشخند مي كند، از آن جا كه آنها در ظاهر، دين خدا را پذيرفته و از آن فرمان مي برند، خداوند با آنان بر اساس ظاهر احكام دين برخورد مي كند. اما به رسول خود صلي الله عليه و آله فرمان مي دهد كه آنها را لعنت كند و با آنان به كنايه سخن گويد و رفتار كند تا مؤمنان بي ريا مراد حضرت را از اين رفتار دريابند.

و اما اين كه خداوند آنها را در آخرت ريشخند مي كند، پس از آن كه خداوند عز و جل آنان را در سراي لعن و پستي جاي داد و به شگفت ترين گونه هاي عذاب مجازاتشان كرد و نيز مؤمنان را در بهشت و در حضور محمّد صلي الله عليه و آله برگزيده پادشاه داور حاضر نمود، آن منافقان را كه در دنيا مؤمنان را به ريشخند مي گرفتند، در پيش چشم مؤمنان در خواهد آورد تا بنگرند چگونه اين دورويان در شگفت ترين لعنت ها و خيره ساز ترين شكنجه ها گرفتار شده اند. در آن جا مؤمنان از شماتت منافقان، غرق در لذت و شادماني خواهند شد و نيز در نعمت هاي بهشت خداوند در سرور و شادي به سر خواهند برد. مؤمنان آن سياه بختان را با نام ها و صفت هايشان در چند گروه خواهند شناخت. برخي به زير دندان هاي مارهايي تنومند، دريده مي شوند و گروهي به زير شلاق ها و گرزها و پتك هاي فرشتگان عذاب چنان سركوب شوند كه عذابشان دوچندان و زجر و اندوهشان افزون گردد. برخي دگر به درياهاي جوشان دوزخ افكنده شده، غرق گردند و گروهي دگر به دست فرشتگان عذاب در ميان چرك و خونابه شكنجه شوند و عده اي دگر به گونه هايي ديگر از عذاب دوزخ، دچار گردند. آن گاه كافران و منافقان ديده باز كنند، كساني را مي بينند كه در دنيا آنها را به خاطر باور به ولايت محمّد صلي الله عليه و آله و علي و خاندان ايشان عليهم السلام به ريشخند مي گرفته اند. مؤمناني كه برخي بر فرش هاي بهشتي خوش آرميده اند و گروهي در ميان ميوه هاي بهشتي، خوش مي خورند و برخي در اتاق ها و گردشگاههاي بهشتي خوش مي گذرانند. در آن جا جمع انبوهي از خدمتگزاران گرداگرد ايشان مي چرخند و پريان سياه چشم و كنيزان و خادمان و نوكران و غلامان در خدمتشان مي ايستند و فرشتگان خداي عز و جل، از سوي پروردگارشان با هدايا و دهش ها و شگفت ترين تحفه ها و پيشكش ها وارد مي شوند و لطف خداوند را براي ايشان به ارمغان آورده مي گويند: «سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدَّارِ» [درود بر شما به (پاداش) آن چه صبر كرديد؛ راستي چه نيكوست فرجام آن سراي].#1#

آن مؤمنان از جايگاه والاي خود به آن كافران و منافقان فرو نگرند و گويند: اي فلان كس و اي فلان كس و اي فلان كس و آنها را به اسم اين چنين ندا دهند: در سراي ننگ و رسوايي خود چگونه به سر مي بريد؟ بياييد درهاي بهشت را به سويتان بگشاييم تا از اين عذاب برهيد و در شادي نعمت هاي بهشتي به ما بپيونديد. آنها پاسخ دهند: واي از چنين درد و عذابي كه در اين جا به آن گرفتاريم. مؤمنان گويند: به اين درها بنگريد. آنها چشم به درهاي گشوده بهشت اندازند و گمان برند اين درها به سوي دوزخ عذاب آور آنها باز شده و مي توانند از آن جا به سوي بهشت رهايي يابند؛به همين خاطر، گريزان شروع به شنا در آب هاي جوشان مي كنند و در فرار از دست فرشتگان عذاب مي كوشند، اما شكنجه گران دنبالشان مي كنند و آنها را به زير گرز و پتك و شلاق مي گيرند. همچنان بر آنها چنين مي گذرد و عذاب ها بر سرشان فرود مي آيد تا سرانجام به آن درها مي رسند؛ اما به ناگاه آن درها به رويشان آوار مي شود. شكنجه گران سر رسيده با گرزهاي خود آنها را به درون مي غلتانند و به سوي دوزخ باز مي گردانند. در آن دم، مؤمنان در نشيمن گاه هاي خود بر فرش ها آرميده اند و اينان را به خنده و ريشخند مي گيرند؛ و اين همان كلام خداوند عز و جل است: «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» و نيز «فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ عَلَي الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ» [(ولي) امروز مؤمنانند كه بر كافران خنده مي‏زنند، بر تختها(ي خود نشسته) نظاره مي‏كنند]. #2#

2) امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: اين آيه در باره سه تن نازل شد. آنان وقتي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دست امير مؤمنان را به ولايت برافراشت، در ظاهر ايمان آورده خوشحال شدند و چون با دشمنان امير مؤمنان علي عليه السلام به خلوت درآمدند «قَالُواْ اِنَّا مَعَكْمْ اِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ»#3#

3) راوي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل «اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» پرسيدم، ايشان فرمود: خداوند تبارك و تعالي ريشخند نمي كند، اما سزاي ريشخند آنان را مي دهد. #4#

4) علي بن ابراهيم گفت: «وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» يعني آنان را به حال خود مي گذارد. #5#

1 - رعد/ 24
2 - مطففين/ 34 و 35، تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 140، ح 63
3 - مناقب، ج 3، ص 94
4 - توحيد، ص 163، ح 1
5 - تفسير قمي، ج 1، ص 47

«أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ (۱۶)»

[همين كسانند كه گمراهي را به (بهاي) هدايت‏ خريدند، در نتيجه داد و ستدشان سود(ي به بار) نياورد و هدايت‏ يافته نبودند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: «أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ» دين خدا را فروختند و به جايش كفر به خدا را گرفتند «فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ» يعني در آخرت در اين تجارت سودي نكرده اند؛ چرا كه آنها آتش دوزخ و گونه هاي عذاب آن را با فروختن بهشت خريده اند، بهشتي كه اگر ايمان مي آوردند برايشان فراهم بود «وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ» به سوي راستي و درستي. #1#

1 - تفسير منسوب امام حسن عسكري (ع)، ص 125، ح 64

«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ (۱۷) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ (۱۸)»

[مثل آنان همچون مثل كساني است كه آتشي افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايي داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايي كه نمي‏بينند رهايشان كرد* كرند، لالند، كورند؛ بنابراين به راه نمي‏آيند]

1) امام موسي كاظم عليه السلام فرمود: مثل آن منافقان «كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا» تا به نور آن اطرافش را بنگرد؛ ولي چون ديده به پيرامون خود بگشايد، خداوند آن نور را با فرستادن باد يا باراني خاموش كند. اين مثلي است كه حال آن منافقان را ماند. آن گاه كه خداوند والا مرتبه از آنان در ولايت علي بن ابي طالب عليه السلام بيعت گرفت، در ظاهر گواهي دادند و گفتند: هيچ خدايي به جز الله نيست؛ يگانه است و هيچ همتايي ندارد و محمّد، بنده و فرستاده اوست و علي، ولي و وارث و خليفه او در ميان امّت او و قاضي دين او و تحقّق بخش وعده هاي اوست و در اداره امور بندگانش، جانشين اوست. پس بر اين اساس، ميراث ها به ميراث بران رساند و پيمان زناشويي ميان مؤمنان بنا نهد. آنها نيز به سبب اداره امورشان از او فرمان برند و در دفاع از او نيك بكوشند و او را برادر خويش دانسته، از هر آن چه خود را در برابر آن محفوظ مي دارند، او را نيز حفاظت كنند و در اين راه امر او به گوش جان شنوند. آنها به ظاهر پذيرا شدند و چون مرگ فرا رسد، در حكم پروردگار جهانيان گرفتار شوند. در آن دم خداوندي كه هيچ سرّي بر او پوشيده نيست آنان را به سبب كفر پنهان در باطنشان عذاب دهد و اين همان دمي است كه نور آنان از ميان مي رود و در تاريكي عذاب خدا و سياهي احكام عذاب آخرت درآمده، هيچ راه خروجي از آن نمي بينند و هيچ راه فرار استواري در آن نمي يابند. سپس خداوند فرمود: «صُمٌّ» يعني در عذاب آخرت كر و «بُكْمٌ» در ميان شعله هاي آتش دوزخ لال و «عُمْيٌ» كور شوند و اين همانند ديگر كلام حق تعالي است: «وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَي» [و روز رستاخيز او را نابينا محشور مي‏كنيم]#1# و نيز «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا» [و روز قيامت، آنها را كور و لال و كر، به روي چهره‏شان درافتاده برخواهيم انگيخت؛ جايگاهشان دوزخ است، هر بار كه آتش آن فرو نشيند شراره‏اي (تازه) برايشان مي‏افزاييم].#2#

2) جابر، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده است كه ايشان در تفسير كلام خداي عز و جل «كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ» فرمود: همچون نورافشاني خورشيد، نور محمّد صلي الله عليه و آله زمين را روشن كرد. خداوند خورشيد را مثلي براي محمّد صلي الله عليه و آله و ماه را مثلي براي جانشين وي برشمرد و فرمود «هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا» [اوست كسي كه خورشيد را روشنايي بخشيد و ماه را تابان كرد]#3# و نيز «وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَاِذَا هُم مُّظْلِمُونَ» [و نشانه‏اي (ديگر) براي آنها شب است كه روز را (مانند پوست) از آن برمي‏كنيم و بناگاه آنان در تاريكي فرو مي‏روند]#4# و نيز «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ» يعني چون محمّد صلي الله عليه و آله درگذشت و تاريكي پديدار شد آنان برتري اهل بيت وي عليهم السلام را نديدند و در نيافتند؛ از اين رو خداوند عز و جل مي فرمايد: «وَاِن تَدْعُوهُمْ اِلَي الْهُدَي لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ اِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ» [و اگر آنها را به (راه) هدايت فرا خوانيد نمي‏شنوند و آنها را مي‏بيني كه به سوي تو مي‏نگرند در حالي كه نمي‏بينند]. #5#

3) ابراهيم بن ابي محمود روايت كرده است كه وي گفت: از حضرت امام رضا عليه السلام در باره كلام خداوند متعال: «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ» پرسيدم، ايشان فرمود: خداوند تبارك و تعالي بر خلاف آفريدگان خود كه به ترك كردن و واگذاشتن توصيف مي شوند، به اين صفت وصف نمي گردد؛ اما هر گاه بداند كه اين كفرپيشگان از كفر و گمراهي خود باز نمي گردند لطف و ياري خود را از آنها باز مي دارد و آنان را به اختيار خودشان وا مي گذارد.#6#

1 - طه/ 124
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 130، ح 65، اسراء/ 97
3 - يونس/ 5
4 - يس/ 37
5 - كافي، ج 8، ص 255، ح 574 اعراف/ 198
6 - عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 113، باب 11، ح 16

«اوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ (۱۹) يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَاِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ اِنَّ اللَّه عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۲۰)»

[چون (كساني كه در معرض) رگباري از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برقي است (قرار گرفته‏اند) از (نهيب) آذرخش (و) بيم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند، ولي خدا بر كافران احاطه دارد* نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشني بخشد، در آن گام زنند؛ و چون راهشان را تاريك كند، (بر جاي خود) بايستند؛ و اگر خدا مي‏خواست‏، شنوايي و بينايي‏شان را برمي‏گرفت كه خدا بر همه چيز تواناست]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: سپس خداي عز و جل براي منافقان مثالي ديگر زد و فرمود: مثل آن چه كه اين قرآن در خطاب به منافقان بيان مي كند، قرآني كه بر تو اي محمّد صلي الله عليه و آله! نازل شده و بيانگر يگانگي خداوند متعال بوده، پيامبري تو را آشكار ساخته و در اثبات شايستگي برادرت علي بن ابي طالب عليه السلام براي جايگاهي كه تو او را در آن ايستاندي و محلّي كه تو او را در آن فرود آوردي و مقامي كه تو او را بدان فراز داشتي و حكومتي كه تو او را بدان گماردي، دلايلي برجسته به دست داده است؛ «كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ» حق تعالي فرمود: اي محمّد صلي الله عليه و آله همان طور كه در اين باران چيزهايي وجود دارد كه هر كس به آن دچار گردد هراسان شود، آنان نيز به خاطر سرباز زدن از بيعت با علي و ترس از اين كه تو اي محمّد! به دورويي آنان پي ببري همانند همان كسي هستند كه در اين باران و رعد و برق گرفتار آيد؛ همان طور كه او از ترس اين كه رعد، قلبش را از جاي بركند يا برق، آذرخشش را بر او فرود آورد به خويش مي لرزد، آنان نيز در هراسند كه تو اي محمّد، به كفرورزي آنان پي ببري و اين، به كشته شدن و ريشه كن شدن آنها بيانجامد. «يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ» همانند آن كساني كه به رعد و برق دچار گشته، انگشت هاي خود را در گوش هايشان فرو مي كنند تا صداي رعد، قلب آنان را از جاي نكند، آنان نيز انگشت هايشان را در گوش هايشان فرو مي كنند در آن هنگام كه مي شنوند تو با آگاهي از حال آنان، بيعت شكنان را لعنت كرده تهديد مي نمايي. «يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ» تا لعنت و تهديد تو را نشنوند، مبادا كه رنگ رخسارشان دگرگون شود و ياران تو از آن نشانه دريابند كه مراد از لعنت و تهديد تو هم اينان هستند؛ چرا كه دگرگوني و آشفتگي در چهره آنها چنين بنماياند و اين گونه اتهام آنان شدت يابد و از هلاك شدن به دست تو و فرمان تو بدين خاطر امان نيابند. سپس حق تعالي فرمود: «واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ» او بر آنها چيره است و اگر بخواهد دورويي منافقان آن جمع را برايت آشكار مي گرداند و اسرارشان را برايت فاش مي كند و فرمان كشتن آنان را به تو مي دهد. سپس فرمود: «يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ» و اين مثل مردماني است كه به برق آسمان گرفتار شدند؛ اما ديدگانشان را از آن برنگرفتند و چهره هايشان را از آن نپوشاندند تا بلكه چشمانشان از درخشش آن در امان ماند و نه تنها به راه رهايي خود از نور آن برق نگاه نكردند، بلكه در آن برق نگريستند، پس نزديك بود كه برق چشم هايشان را بربايد. آن منافقان نيز گر چه آيات محكم قرآن در پيش رويشان قرار دارد و بر پيامبري تو گواه است و راستي و درستي تو را در منصوب كردن برادرت علي عليه السلام به امامت، آشكار مي سازد و اگر چه معجزه هايي كه از تو اي محمّد صلي الله عليه و آله، و از برادرت علي عليه السلام مي بينند، پيش چشمشان قرار دارد و گواهي است بر اين كه امر تو و امر او حقيقتي است كه هيچ ترديدي در آن راه ندارد؛ با اين همه در دلايل و نشانه هايي كه از قرآن و از تو و از برادرت علي بن ابي طالب عليه السلام مي بينند نمي انديشند. پس نزديك باشد كه در باره حجت هاي تو از راه حق به دور افتند و اين چنين هر آن عمل دگري كه با آگاهي انجام داده اند، نيز باطل شود. چه، هر كس تنها از يك حق سرباز زند اين انكار او را به سرباز زدن از هر حق ديگري بكشاند. از اين رو آن كه از يك حق سرباز زند، ديگر حقوقي كه بر اوست نيز رو به باطل شدن گذارد؛ درست همانند آن كس كه به جرم خورشيد بنگرد و اين چنين نور ديده اش از ميان رود. سپس فرمود «كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ» هر گاه آن چه كه به حجت بودنش باور دارند پديد آيد در راه آن گام بگذارند؛ يعني در آن استوار گردند. آنان اگر اسبهايشان مادينه آورند و زنانشان پسر زايند و نخل هايشان پربار گردد و محصول كشتزارهاشان زياد شود و تجارتشان رونق يابد و شير در پستان هايشان فزوني يابد، مي گويند: شايد اين به بركت بيعت ما با علي عليه السلام باشد. او مردي خوش اقبال و مورد عنايت است. از اين رو سزاوار است كه در ظاهر از او پيروي كنيم تا در سايه بخت او به سر بريم. «وَاِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ» يعني هر گاه اسب هايشان نرينه آورند و زنانشان دختر زايند و در تجارت خود سودي نكنند و نخل هايشان پربار نگردد و محصول كشتزارهاشان زياد نشود به پا خيزند و گويند: اين از بد شگوني بيعتي است كه با علي عليه السلام بسته ايم و باوري كه به محمّد صلي الله عليه و آله آورده ايم. اين همانند كلام خداوند عزّ و جل است: اي محمّد، «وَاِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَاِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ» [اگر (پيشامد) خوبي به آنان برسد مي‏گويند: اين از جانب خداست و چون صدمه‏اي به ايشان برسد مي‏گويند: اين از طرف توست]#1# خداي متعال فرمود: «قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ» [بگو همه از جانب خداست]#2# و برآمده از حكم كارآمد او و قضاي اوست و به خاطر بد يمني و خوش يمني من نيست. سپس خداوند عز و جل فرمود: «وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ» تا نتوانند از پايدار ماندن كفرشان نسبت به تو و ياران مؤمنت جلوگيري كنند و اين چنين ريختن خونشان واجب شود. «اِنَّ اللَّه عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و هيچ چيز او را به ستوه نمي آورد. #3#

2) علي بن ابراهيم گفت: كلام حق تعالي «اوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ» يعني همانند باران و اين مثل كفار است و فرموده او: «يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ» يعني نابينا مي كند. #4#

1 - نساء/ 78
2 - نساء/ 78
3 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 132، ح 67
4 - تفسير قمي، ج 1، ص 47

««يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (۲۱)»

[اي مردم! پروردگارتان را كه شما و كساني را كه پيش از شما بوده‏اند آفريده است، پرستش كنيد، باشد كه به تقوا گراييد]

1) امام حسن عسكري عليه السلام نقل فرمود كه امام سجاد عليه السلام در باره كلام خداوند متعال «يَا أَيُّهَا النَّاسُ» فرمود: يعني فرزندان حضرت آدم كه اطاعت از فرامين دين خدا برايشان واجب شده «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ» از فرماني كه پروردگارتان به شما داده پيروي كنيد و باور داشته باشيد كه هيچ خدايي به جز الله نيست، يگانه است و هيچ همتايي ندارد و مثل و مانندي برايش نباشد. دادگري است كه ستم نكند و بخشنده ايست كه بخل نورزد و بردباري است كه شتاب نكند و دانايي است كه سخن بيهوده نراند و نيز محمّد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده ي اوست و خاندان محمّد صلي الله عليه و آله در ميان خاندان ديگر پيامبران، بهترين است و علي عليه السلام در ميان خاندان محمّد صلي الله عليه و آله بهترين است و ياران مؤمن محمّد صلي الله عليه و آله، در ميان ياران ديگر پيامبران بهترين و امّت محمّد صلي الله عليه و آله در ميان امت هاي ديگر پيامبران، بهترين هستند. سپس خداي عز و جل فرمود: «الَّذِي خَلَقَكُمْ»، او را بپرستيد كه شما را از نطفه اي برساخته از آبي پست و بي مقدار آفريد و تا مدتي معين آن نطفه را در جايگاهي استوار قرار داد و سرنوشت آن را رقم زد و بر اين كار توانا آمد. به راستي كه پروردگار جهانيان چه نيك تواناست. و فرمود: «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» يعني او را با بزرگداشت محمد صلي الله عليه و آله و علي بن ابي طالب عليه السلام بپرستيد «الَّذِي خَلَقَكُمْ» تك تك شما را جان داد و سپس آراسته نمود و به بهترين صورت شكل بخشيد. سپس خداي عز و جل فرمود: «وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» خداوند همه ي گونه هاي مردمان پيش از شما را آفريد «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» اين كلام خداوند دو وجه دارد: يكي اين كه يعني خداوند پيشينيان شما را آفريده باشد كه پرهيزكار گرديد يعني تقوا پيشه كنيد، همانند ديگر كلام خداي عز و جل «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنسَ اِلَّا لِيَعْبُدُونِ» [جن و انس را نيافريدم جز براي آن كه مرا بپرستند]#1# و دوم اين كه يعني كسي را كه شما را و پيشينيان شما را آفريد بپرستيد، باشد كه پرهيزكار گرديد. يعني او را بپرستيد باشد كه از آتش دوزخ پروا پيشه كنيد. اين اميد بخشي از سوي خداوند واجب است؛ چرا كه او بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را بدون هيچ نويد بهره اي، خطاب دهد و يا او را به نيكي خود آزمند گرداند، سپس نااميدش بگذارد. آيا نمي بيني رفتار بنده اي از بندگان او چقدر ناپسند بود وقتي به مردي گفت: مرا خدمتي كن، باشد كه به من سودي رساني و باشد كه من نيز به خاطر آن به تو سودي رسانم. آن مرد به او خدمت كرد اما او نااميدش كرد و سودي به او نرساند. خداوند عز و جل در كارهاي خود بزرگوارتر از بندگانش و در ناپسندي كردار دورتر و جداي از آنهاست. #2#

1 - ذاريات/ 56
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري، ص 139، ح 68 - 71
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (۲۲)»

[همان (خدايي) كه زمين را براي شما فرشي (گسترده) و آسمان را بنايي (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبي فرود آورد و بدان، از ميوه‏ها رزقي براي شما بيرون آورد؛ پس براي خدا همتاياني قرار ندهيد در حالي كه خود مي‏دانيد]

1) از حضرت علي بن حسين عليه السلام روايت شده كه ايشان در باره كلام خداوند متعال «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء» فرمود: خداوند زمين را هماهنگ با سرشتتان و سازگار با بدن هايتان بنا نهاد و آن را چنان گرم و پر حرارت نساخت كه بدن هايتان را بسوزاند و نه چنان سرد كه منجمدتان سازد و نه چنان عطرآگين كه به مغزهايتان آسيب رساند و نه چنان بدبو كه هلاكتان كند و نه همچون آب، چنان نرم و روان كه غرقتان كند و نه چنان سخت و سفت كه از ساخت خانه و عمارت و يا كندن قبر براي مردگانتان بازتان دارد. بلكه خداوند عز و جل به گونه اي استوارش ساخت كه از آن بهره بريد و آن را درخور شما و سازگار با بدن ها و ساخت و سازتان بنايش نهاد و در آن چيزهايي گذاشت كه با آنها به ساخت خانه و كندن قبر و بسياري از بهره هاي ديگر دست يابيد و اين چنين زمين را برايتان بستري قرار داد. سپس خداي عز و جل فرمود: «وَالسَّمَاء بِنَاء» يعني آسمان را همچون سقفي بالاي سرتان حفظ كرد و خورشيد و ماه و ستارگان را در آن به گردش انداخت تا از آنها بهره مند شويد. سپس خداوند متعال فرمود: «وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً» يعني باران را از آسمان فرو فرستاد تا بر قله هاي كوه ها و تپه ها و گودال ها و دره هايتان ببارد و آن را گاه قطره قطره و گاه سنگين و پربار، در جاي جاي زمين پراكند تا سيرابش كند و به يك باره بر نقطه اي فرو نفرستاد كه زمين ها و درختان و كشتزارها و ميوه هايتان را تباه كند. سپس خداي عز و جل فرمود: «فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ» يعني آن چه را كه از زمين برايتان مي روياند «فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا» يعني بت ها را همسان و همانند او قرار ندهيد، بت هايي كه نمي انديشند و نمي شنوند و نمي بينند و بر هيچ چيز توانا نيستند «وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» كه آفرينش هيچ يك از اين نعمت هاي ارزشمند كه پروردگارتان از سر لطف به شما ارزاني كرده، در توان آنها نيست. #1#

1 - توحيد صدوق، ص 403، ح 11

«وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (۲۳) فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ (۲۴) وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۲۵)»

[و اگر در آن چه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد، پس اگر راست مي‏گوييد، سوره‏اي مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد* پس اگر نكرديد و هرگز نمي‏توانيد كرد، از آن آتشي كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براي كافران آماده شده بپرهيزيد* و كساني را كه ايمان آورده‏اند و كارهاي شايسته انجام داده‏اند، مژده ده كه ايشان را باغهايي خواهد بود كه از زير (درختان) آنها جويها روان است؛ هر گاه ميوه‏اي از آن، روزي ايشان شود، مي‏گويند: اين، همان است كه پيش از اين (نيز) روزي ما بوده و مانند آن (نعمت ها) به ايشان داده شود و در آنجا همسراني پاكيزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: هنگامي كه خداوند براي كفرپيشگاني كه آشكارا پيامبري محمّد صلي الله عليه و آله را انكار مي كردند و نيز براي دشمنان منافق رسول خدا صلي الله عليه و آله كه كلام محمّد صلي الله عليه و آله را در باره برادرش علي عليه السلام نمي پذيرفتند و باور نمي كردند كه محمد صلي الله عليه و آله از جانب خداوند سخن مي گويد، نشانه ها و معجزات محمّد صلي الله عليه و آله و نيز نشانه هايي را كه در باره علي عليه السلام در مكه و مدينه آشكار كرد را مثال آورد، آنان سركش تر شدند و بيشتر گردنكشي كردند، فرمود: «وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا» تا جايي كه انكار مي كنيد محمّد صلي الله عليه و آله رسول خداست و آن چه بر او نازل شده كلام من است؛ حال آن كه نشانه هاي شگفت انگيزي در اثبات امر او برايتان نمايان ساخته ام؛ نشانه هايي چون ابري كه در سفرهايش بر او سايه مي افكند يا اجسام بي جاني همچون كوه ها و صخره ها و سنگ ها و درختان كه بر او درود مي فرستادند يا مصون ماندن او از شر كساني كه قصد جانش را كرده بودند و قتل آنها به دست او، يا آن دو درخت دور از هم كه به هم پيوستند تا او در پشتشان بنشيند و پس از آن كه نيازش برآورده گشت همچون قبل، به مكان خود بازگشتند. يا آن درختي كه او فرايش خواند، پس اجابت كرد و سر به زير و رام به سوي او به راه افتاد و سپس به آن فرمان داد كه بازگردد، پس گوش به حرف و فرمان بر به جاي خود برگشت؛ «فَأْتُواْ» اي گروه قريش و يهود و اي گروه دشمنان كه اسلام آورده ايد اما از آن سرباز مي زنيد، و اي گروه فصيحان و بليغان و سخنوران «سُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ» مانند محمّد صلي الله عليه و آله، مردي از ميان شما كه خواندن و نوشتن نمي دانست و درسي نخواند و در جهان رفت و آمدي نكرد و نزد كسي دانشي نياموخت و شما از او چه در وطن بود و چه در سفر با خبر بوديد و چهل سال بدين سان بر او گذشت و سپس به ناگاه، صاحب كامل ترين دانش ها از دانش اولين انسان ها گرفته تا دانش آخرين آنها شد. حال اگر در اين آيات شك داريد همچون اين مرد، همانند اين كلام را بياوريد تا ثابت شود كه او چنان كه مي پنداريد دروغ مي گويد؛ چرا كه اگر كسي جز خدا چيزي داشته باشد در ميان آفريدگان او، كس ديگري نيز باشد كه همانند آن چيز را داشته باشد؛ پس اي جماعت كتاب خوان يهودي و نصراني اگر در قوانين ديني كه محمّد صلي الله عليه و آله برايتان آورده ترديد داريد و در اين كه او سرور اوصيا برادرش علي بن ابي طالب عليه السلام را در مقام وصي خود منصوب كرده شك داريد، حال آن كه او معجزات خود را برايتان آشكار كرد و ديديد كه گوشت مسموم كتف گوسفند با او حرف زد، يا گرگ با او سخن گفت، يا چوب منبر از شوق او به صدا درآمد، يا خداوند خطر سمي را كه يهوديان در غذايشان ريخته بودند از او دفع كرد و اين بلا را به خودشان بازگرداند و با آن هلاكشان كرد، و يا غذاي كم را بر ايشان زياد كرد «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ» يعني از ديگر كتاب هاي آسماني مثل قرآن از جمله تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و كتاب هاي چهارده گانه. اما شما در هيچ يك از ديگر كتاب هاي خداوند متعال سوره اي را همچون يك سوره از اين قرآن نمي يابيد؛ پس اي جماعت يهودي و مسيحي، چگونه كلام محمّد صلي الله عليه و آله كلام خود اوست وقتي از ديگر سخنان و كتاب هاي خداوند برتر است؟

سپس به آن جماعت فرمود: «وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ» اي بت پرستان بت هايي كه مي پرستيد را فراخوانيد و اي نصراني ها و يهوديان شيطان هاي خود را فراخوانيد و اي كساني كه در ميان مسلمانانيد و نفاق مي ورزيد رفيقان بي دين خود، همان دشمنان خاندان محمّد صلي الله عليه و آله و ديگر يارانتان را فراخوانيد، تا در آن چه مي خواهيد ياريتان كنند. «اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» كه محمّد صلي الله عليه و آله اين قرآن را از جانب خود و از زبان خود آورده و خداي عز و جل آن را بر او فرو نفرستاده و آن چه در برتري علي عليه السلام بر همه امّت خود بيان كرده و اداره امورشان را به او سپرده به فرمان خداوندي كه بهترين داوران است، نمي باشد.

سپس خداوند عز و جل فرمود: «فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ» يعني اي ستيزه جويان با حجت هاي پروردگار جهانيان، اگر نياوريد «وَلَن تَفْعَلُواْ» يعني هرگز نخواهيد توانست چنين كنيد «فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» هيزم آن انسان و سنگ باشد، شعله ور شود و دوزخيان را عذاب كند. «أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» كساني كه كلام خدا و پيامبرش را دروغ مي شمارند و با حضرت علي عليه السلام ولي او و وصي او آتش دشمني مي افروزند. پس بدانيد كه از آوردن چنين سوره اي ناتوانيد؛ چرا كه اين كتاب از سوي خداي متعال است و اگر از سوي آفريدگان او بود ياراي ستيز با آن را داشتيد. پس از آن كه در مقابل سرزنش قرآن و مبارزطلبي آن ناتوان شدند، خداوند عز و جل فرمود: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الاِنسُ وَالْجِنُّ عَلَي أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا» [بگو: اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخي از آنها پشتيبان برخي (ديگر) باشند]. #1#

2) امام سجاد عليه السلام فرمود: خداوند عز و جل فرمود: «وَاِن كُنتُمْ» اي بت پرستان و يهوديان و ديگر ستيزه جوياني كه قرآن محمّد صلي الله عليه و آله را انكار مي كنيد و نمي پذيريد كه او برادرش علي عليه السلام را برتري داد، او را كه برترين ارجمندان و ارجمندترين جهادگران است و در ياري پرهيزكاران و سركوب گناهكاران و نابود كردن كفرپيشگان و گستراندن دين خدا در بين جهانيان هيچ همتايي ندارد. «وَاِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا» تا پرستش بت ها را به جاي خدا براندازد و از دوستي دشمنان خدا و دشمني دوستان او باز دارد و شما را بر آن دارد كه از برادر رسول خدا پيروي كنيد و او را امام گيريد و باور داشته باشيد كه او چنان ارجمند و برتر است كه خداي عز و جل هيچ ايماني را بدون او و هيچ طاعتي را بدون ولايت او نمي پذيرد؛ و مي پنداريد كه محمّد آن كتاب را از خود درآورده و به خداوند نسبت مي دهد، پس اگر چنين است كه شما مي پنداريد «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»، يعني همانند محمّد، او كه بي سواد بود و هيچ گاه نزد با سوادان آمد و شد نداشت و نزد هيچ كس شاگردي نكرد و دانشي نياموخت. كسي كه از او چه در وطن بود و چه در سفر، باخبر بوديد و هرگز شما را به سوي دياري دگر ترك نگفت مگر اين كه گروهي از شما از حالش باخبر و از اخبارش آگاه بود. سپس اين كتاب را با چنين شگفتي هايي برايتان آورد. اگر چنان كه مي پنداريد اين كتاب كلام خودش باشد، شما فصيحان و بليغان و شاعران و اديباني هستيد كه در هيچ دين و امّت ديگري همانندي نداريد و اگر او دروغگو باشد، زبانش زبان شما و جنسش جنس شما و سرشتش، سرشت شماست. از اين رو، نبرد با كلام او برايتان ممكن خواهد بود؛زيرا گروهي چون شما ميتوانيد كلامي بهتر از آن و يا مثل آن بياوريد؛ چرا كه اگر چيزي از سوي بشر و نه از سوي خداوند آمده باشد، به حتم انساني دگر نيز خواهد توانست چيزي همانند آن بياورد. پس همانند اين كلام را بياوريد تا مرتبت آن را بشناسيد و در احوالتان به ديگر همتايان خود بپيونديد، بدون شك ادعايتان ناروا و دروغي است كه به خداي متعال مي بنديد. «وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ» كساني كه مي پنداريد بر حقانيت شما و همانندي كلامتان با كلام محمّد صلي الله عليه و آله، گواهي مي دهند و گواهان شما آنانند كه مي پنداريد نزد پروردگار جهانيان به عبادت هاي شما گواهي مي دهند و نزد او براي شما شفيع مي گردند «اِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» در سخن خود كه مي گوييد محمّد صلي الله عليه و آله، آن كتاب را از خود درآورده است.

سپس خداوند عز و جل فرمود: «فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ» كاري كه شما را در آن به مبارزه طلبيدم «وَلَن تَفْعَلُواْ» يعني هرگز آن كار از شما بر نمي آيد و توان آن را نداريد؛ پس بدانيد كه شما ياوه گوييد و محمّد راستگوي امانت داري است كه براي پيام آوري پروردگار جهانيان برگزيده شده و توسط «جبرئيل» روح الامين و برادر خويش، امير مؤمنان و سرور اوصيا علي عليه السلام تأييد شده است. آن چه را كه از امر و نهي خداي متعال، برايتان باز مي گويد و آن چه را كه در فضيلت علي عليه السلام وصي و برادر خود، نزدتان بيان مي كند تأييد كنيد «فَاتَّقُواْ» از آن عذاب «النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا- يعني هيزم آن- النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» سنگ زاج كه داغ ترين چيزهاست «أُعِدَّتْ» آن آتش «لِلْكَافِرِينَ» به محمّد صلي الله عليه و آله و گله مندان به پيامبري وي و آنان كه علي عليه السلام را از رسيدن به حقش باز مي دارند و از پذيرفتن امامت او سرباز مي زنند. سپس فرمود: «وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ» به خدا و آنان كه پيامبريت را تأييد كردند و تو را امام خويش گرفتند و كلامت را تأييد كردند و در كردارت با تو همساز شدند و پس از تو برادرت علي را امام خويش گرفتند و او را وصي شايسته تو برشمردند و به فرمان او گردن نهادند و به راهي كه ايشان را رهنمون شد روي آوردند و به هر آن چه در مورد تو ايمان دارند در مورد او نيز بدان ايمان آوردند، به جز مقام پيامبريت كه در آن يگانه هستي. آنان فرجامشان به بهشت نيانجامد، مگر آن كه او را دوست داشته باشند و كساني را كه خداوند در ميان فرزندان او برايشان مشخص كرده دوست بدارند و دوستدار ديگر پيروان ولايت او باشند و با دشمنان و ستيزه جويانش دشمني ورزند و آتش دوزخ، آنان را وانگذارد و از عذاب رهايي نبخشد، مگر آن كه از دوستي با مخالفان علي و خاندان او و پيروانش پرهيز كرده و از ياري كينه توزان ايشان دوري كنند. «وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و به آن چه كه خداوند برايشان واجب كرده عمل كنند و از آن چه برايشان حرام دانسته بپرهيزند و همانند آنان كه به تو كفر ورزيدند نباشند؛ پس آنان را نويد ده «أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ» بوستان هايي كه «تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ» از زير درختانش و سراهايش «كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا» از آن بهشت «مِن ثَمَرَةٍ» از ميوه هاي آن «رِّزْقًا» برايشان غذا آورند «قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ» در دنيا و اسم هايشان همان اسم هايي است كه در دنيا داشتند مانند سيب و به و فلان و فلان و تفاوتشان با آن چه در دنيا بود در اين است كه اين جا در نهايت دلپذيري هستند و همچون ميوه هاي دنيا به نجاست و ديگر چيزهاي نفرت انگيز مثل زرداب و چركاب و خون تبديل نشوند و تنها پس از خورده شدن، عرقي بر اندام مؤمنان روان سازند كه بويي دلپذيرتر از بوي مشك دارد.

«وَأُتُواْ بِهِ» نعمت هايي از ميوه هاي آن بوستان ها «مُتَشَابِهًا» همه همانند هم، گزيده و بي عيب و از هر گونه اي در نهايت دلپذيري و گوارايي باشند و نه همچون ميوه هاي دنيا كه برخي نارسيده و برخي دگر رسيدگي را درگذرانده رو به گنديدگي و ترشي و تلخي و ديگر اوصاف ناخوشايند گذارده باشند و نيز در رنگ و آب همچون يكديگر اما در طعم گوناگونند. «وَلَهُمْ فِيهَا» در آن باغ ها «أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ» از هر گونه ناپاكي و ناپسندي و از حيض و خون رحم پاك باشند و از حيله گري و پنهان كاري و نيرنگ بازي و حسودي به دور باشند و شوهرستيز و درشت صدا و پليدزبان و زشت گوي نباشند و هيچ عيب و هيچ خلق ناپسندي در آنها راه نيافته باشد. «وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» در آن بوستان ها و باغ هاي بهشتي جاودان سكني گزينند.#2#

3) امام سجاد عليه السلام فرمود: اي جماعت شيعه ما، دير يا زود بهشت، شما را درخواهد يافت، اما در به دست آوردن درجات آن از هم پيشي گيريد و بدانيد آن كس از شما در آن درجات والاتر است و در كاخ ها و خانه ها و سراهاي نيك تري جاي مي گيرد كه در حقّ برادران مؤمنش وظيفه شناس تر و براي نيازمندانشان دلسوزتر باشد. خداوند عز و جل هر يك از شما را به پاداش هر كلمه نيكي كه به برادر مؤمن نيازمندش گويد، بيش از آن چه كه در صد هزار سال به گام خود ره بسپارد به بهشت نزديك تر سازد؛ حتي اگر او در زمره دوزخيان و در عذاب باشد. پس نيكي به برادرانتان را كوچك نشماريد كه هيچ چيز همچون آن، به شما سود نخواهد رساند.#3#

4) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: جبرئيل عليه السلام اين آيه را اين گونه بر محمّد صلي الله عليه و آله فرو فرستاد: «اِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا - در باره علي عليه السلام- فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ»#4#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 151، ح 76 و اسراء/ 88
2 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 200، ح 92
3 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 204، ح 94
4 - كافي، ج 1، ص 345، ح 26

[="Tahoma"][="Indigo"]سلام
بزرگوار با تشکر از زحمتی که می کشین ؛ فقط اگه امکانش هست پست ها رو کوتاهتر کنید . چرا که مطالعه پستهای طولانی از حوصله کاربر خارج است .
ممنون
[/][/]

باغ بهشت;766878 نوشت:
[="Tahoma"][="Indigo"]سلام
بزرگوار با تشکر از زحمتی که می کشین ؛ فقط اگه امکانش هست پست ها رو کوتاهتر کنید . چرا که مطالعه پستهای طولانی از حوصله کاربر خارج است .
ممنون
[/][/]

با سلام
حتما...

«اِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ اِلاَّ الْفَاسِقِينَ (۲۶) الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (۲۷)»

[خداي را از اين كه به پشه‏اي يا فروتر (يا فراتر) از آن مثل زند شرم نيايد، پس كساني كه ايمان آورده‏اند مي‏دانند كه آن (مثل) از جانب پروردگارشان بجاست ولي كساني كه به كفر گراييده‏اند، مي‏گويند: خدا، از اين مثل چه قصد داشته است؟ (خدا) بسياري را با آن گمراه و بسياري را با آن راهنمايي مي‏كند و(لي) جز نافرمانان را با آن گمراه نمي‏كند* هماناني كه پيمان خدا را پس از بستن آن مي‏شكنند و آن چه را خداوند به پيوستنش امر فرموده مي‏گسلند و در زمين به فساد مي‏پردازند؛ آنانند كه زيانكارانند].

1) حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود: هنگامي كه خداي متعال فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ» [اي مردم، مثلي زده شد پس بدان گوش فرا دهيد]#1# و در كلام خود از مگس ياد كرد «اِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ» [كساني را كه جز خدا مي‏خوانيد هرگز (حتي) مگسي نمي‏آفرينند هر چند براي (آفريدن) آن اجتماع كنند]#2# و هنگامي كه فرمود «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَاِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» [داستان كساني كه غير از خدا دوستاني اختيار كرده‏اند، همچون عنكبوت است كه خانه‏اي براي خويش ساخته و در حقيقت اگر مي‏دانستند، سست ‏ترين خانه‏ها همان خانه عنكبوت است]#3# و در اين سوره مثال كسي كه آتش بر مي افروزد و يا مثال رگبار آسمان را زد، كفرپيشگان و ناصبي ها گفتند: اين چه مثال هايي است كه خداوند مي زند؟ و هدفشان از اين سؤال طعنه زدن به رسول خدا صلي الله عليه و آله بود. آن گاه خداوند فرمود: اي محمّد، «اِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي» از روي شرم صرف نظر نمي كند «أَن يَضْرِبَ مَثَلًا» و به وسيله آن حقيقت را براي بندگان مؤمن خود آشكار كند. «مَّا بَعُوضَةً» يعني آن چه كه مانند پشه است «فَمَا فَوْقَهَا» كه منظور از فراتر از پشه، مگس است؛ آن گاه كه خداوند متعال صلاح و نفع بندگان خود را درآوردن مثال ديد، آنها را مثال زد «فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ» به خداوند و ولايت محمّد صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام و خاندان پاك ايشان عليه السلام و در برابر دستورات و خبرها و احوال ايشان سر فرود آوردند و در امورشان با ايشان مخالفت نكردند و تلاش نكردند كه در اسرارشان راه يابند و آن چه را كه از ايشان فهميدند آشكار نساختند، مگر به دستور خودشان «فَيَعْلَمُونَ» آن مؤمناني كه چنين صفاتي دارند «أَنَّهُ» آن مثال «الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ» و خداوند با آن حقيقت را اراده كرد و آن را بيان و آشكار و نمايان فرمود.

«وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ» به محمّد صلي الله عليه و آله با چرا و چگونه كردن در امر علي عليه السلام و سرباز زدن از ديگر دستورات او «فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا» يعني كساني كه كفر ورزيدند مي گويند: خداوند با اين مثال بسياري را گمراه و بسياري را راهنمايي مي كند؛ بنابراين، اين مثالي بي معناست؛ چرا كه اگر عده اي را رهنمون كند و نفع رساند، عده اي را نيز به گمراهي كشد و آسيب رساند. خداوند ياوه آنان را پاسخ داد و فرمود: «وَمَا يُضِلُّ بِهِ» يعني خداوند با اين مثل گمراه نمي كند «اِلاَّ الْفَاسِقِينَ» مگر كساني كه با نيانديشيدن در آن مثال، و معنا كردن آن بر خلاف معنايي كه خداوند به آن دستور داده، در حق خود ستم كردند. سپس خداوند عز و جل به وصف آن نافرمانان كه از دين خدا و اطاعت از او خارج شدند پرداخت و فرمود: «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ» كه از آنها براي پروردگاري خويش و پيامبري محمّد صلي الله عليه و آله و امامت علي عليه السلام و دوستداري و ارجمند داشتن شيعيان ايشان گرفت.

«مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ» و محكم و استوار كردن آن «وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ» از جمله پيوند با خويشاوندان و آشنايان كه بايست در حقشان تعهدپذير باشند و حقوقشان را به جاي آورند و نيز برترين پيوند كه واجب ترين حقوق را به دنبال دارد؛ يعني پيوند با محمّد صلي الله عليه و آله، حقي كه محمّد صلي الله عليه و آله بر گردن آنها دارد، همچون حق پدر و مادر بر گردن انسان است؛ بلكه محمّد صلي الله عليه و آله حقي والاتر از آن دو بر آنها دارد و هم چنين پيوند با او آن چنان والاست كه گسستن آن بسي شرم آورتر و شرارت بارتر است. «وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ» با سرباز زدن از پيروي آن كس كه خداوند امامتش را بر آنها واجب نمود و با باور داشتن به امامت كسي كه خداوند مخالفت با او را بر آنها واجب نمود. «أُولَئِكَ» كه چنين صفاتي دارند «هُمُ الْخَاسِرُونَ» راه دوزخ را در پيش گرفته، از بهشت به دور مانند و اين چنين به خود و يارانشان زيان رسانند؛ چه زيان هنگفتي كه تا هميشه عذاب بر آنان واجب گشت و آسايش جاودانه از آنان رخت بربست!

حضرت فرمود: امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: بدانيد هر كس آن چه را كه در آن به آگاهي اطمينان بخشي نمي رسد به رأي ما واگذارد، چرا كه ما را دانايان حقيقت گويي مي داند كه با آشكار ترين دلايل از امور آگاهيم؛ خداوند متعال نيز چنان كاخ هايي را در بهشت به او واگذارد كه منزلت آنها را نه او و نه هيچ كس ديگر به جز خدايي كه آنها را آفريده و به او ارزاني داشته نمي داند. بدانيد آن كس كه بحث و جدل را كنار بگذاشت و به سپردن امور به دست ما بسنده كرد و از آزار رساندن به ما دست برداشت، خداوند او را بر پل صراط باز ايستاند و فرشتگان نزدش آيند و با او بر سر كردارش جدل كنند و او را از گناهانش آگاه سازند؛ به ناگاه ندايي از سوي خداوند عز و جل در رسد: اي فرشتگان من، اين بنده ام در دنيا به جدل نپرداخت و امور را به دست امامانش سپرد، پس با او جدل نكنيد او را در بهشت من به امامانش بسپاريد تا همان گونه كه در دنيا از ايشان فرمانبردار بود در اين جا نيز نزدشان سكني گزيند. اما آن كس كه چرا و چگونه كرد و مخالفت ورزيد و همه چيز را منكر شد، در آن روز فرشتگان بر پل صراط به او گويند: اي بنده خدا، همان طور كه در دنيا با آنان كه در باره امامانت سخن مي گفتند جدل كردي، اكنون نيز ما را از كردارت آگاه ساز و بر سر آن به جدل بنشين. در آن هنگام ندا آيد: در باره كردارش راست گفتيد، پس با او درخور كردارش رفتار كنيد، بدانيد كه او را مي ايستانند و او ايستاده، حساب پس مي­دهد و حساب كردارش، رو به درازا مي گذارد و در آن حساب، عذابش شدت مي يابد. چه جانكاه است پشيماني او و چه دردناك است افسوس هاي او در آن جا كه تنها رحمت خداست كه مي تواند نجاتش دهد! البته اگر در دنيا همه فرامين دينش را فرو ننهاده باشد، وگرنه در آتش دوزخ تا ابد گرفتار خواهد شد. حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود: هر كس در دنيا به نذرها و سوگندها و قول هاي خود وفا كرده باشد در آخرت، چنين بشنود: اي فرشتگان، اين بنده در دنيا پيمان هاي خود را استوار داشت، پس در اين جا به آن چه كه به او وعده داديم وفا كنيد و از او درگذريد و با او بحث نكنيد؛ آن گاه فرشتگان او را به سوي بهشت روانه كنند. اما آن كس كه پيوند با خويشاوندان خود بريد، اگر با خويشان محمّد صلي الله عليه و آله پيوند بسته باشد، خويشان محمّد صلي الله عليه و آله برايش نزد خويشاوندانش شفاعت كنند و گويند: از اعمال نيك ما و عبادات ما هر چه خواهي بردار و از او درگذر. سپس به او هر چه خواهد دهند و او از آن خويشاوند خود درگذرد و خداوند نيز به خويشان بخشنده ي محمّد صلي الله عليه و آله بدون هيچ كم و كاستي پاداش اين بخشندگي را ارزاني دارد؛ و اگر آن كس با خويشاوندان خود پيوند بسته باشد، اما از خويشان محمّدصلي الله عليه و آله و سلم بريده باشد و حق ايشان را پايمال كرده باشد و از جايگاهي كه خداوند برايشان واجب نمود بازشان داشته باشد و اسامي و لقب هاي ايشان را بر ديگران نهاده باشد و بر اهل ولايت ايشان كه مخالف او بوده اند، نام هاي توهين آميز گذاشته باشد، به او گفته شود: اي بنده خدا، تو دشمني با خاندان پاك محمّد صلي الله عليه و آله و امامان خود را براي دوستي با دشمنان ايشان برگزيدي، پس اكنون از هم آنان كمك بخواه تا ياريت كنند و او هيچ ياور و فريادرسي براي خود نمي يابد و به سوي عذاب دردناك و خفت بار دوزخ سرازير مي شود.

«كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ اِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (۲۸)»

[چگونه خدا را منكريد با آن كه مردگاني بوديد و شما را زنده كرد باز شما را مي ميراند (و) باز زنده مي‏كند (و) آن گاه به سوي او بازگردانده مي‏شويد؟]

1) امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله به كفرپيشگان قريش و يهود فرمود: «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ» او كه شما را به سوي هدايت رهنمون شد و اگر از او پيروي كنيد از راه هلاكت دورتان مي دارد «وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا» در كمرهاي پدرانتان و رحم هاي مادرانتان «فَأَحْيَاكُمْ» زنده بيرونتان آورد «ثُمَّ يُمِيتُكُمْ» در اين دنيا و به قبر سرازيرتان كند «ثُمَّ يُحْيِيكُمْ» در قبرها و آن جا كساني را كه به پيامبري محمّد صلي الله عليه و آله و ولايت علي عليه السلام ايمان دارند در رفاه و آسايش گذارد و كفرپيشگان را به عذاب گرفتار سازد. «ثُمَّ اِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» پس از اين كه در قبرها مي ميريد و براي برانگيخته شدن در روز قيامت زنده مي شويد، به سوي وعده هاي خداوند باز مي گرديد، وعده ي پاداش فرمانبري از او اگر چنين كرده باشيد و وعده كيفر نافرماني از او اگر بدان آلوده شده باشيد. #1#

1 - تفسير منسوب به امام حسن عسكري (ع)، ص 210، ح 97

«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَي اِلَي السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (۲۹)»

[اوست آن كسي كه آن چه در زمين است، همه را براي شما آفريد، سپس به (آفرينش) آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد و او به هر چيزي داناست]

1) از امام حسن بن علي عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام علي بن محمّد عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام محمّد بن علي عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام علي بن موسي رضا عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام موسي بن جعفر عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام جعفر بن محمّد عليه السلام، از پدر بزرگوارش امام محمّد بن علي عليه السلام، از پدر بزرگوارش علي بن حسين عليه السلام، از پدر بزرگوارش حسين بن علي عليه السلام روايت شده است كه ايشان فرمود: امير مؤمنان علي عليه السلام در باره كلام خداوند عز و جل: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَي اِلَي السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» فرمود: او كسي است كه همه آن چه در زمين است را براي شما آفريد تا از آن عبرت گيريد و با آن راه بهشت او را يابيد و از عذاب دوزخ او بپرهيزيد «ثُمَّ اسْتَوَي اِلَي السَّمَاء» شروع به آفرينش آن كرد و استوارش ساخت «فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و از آن جا كه همه چيز را مي داند مصلحت امور را دانست و هر آن چه را در زمين است براي نفع و مصلحت شما اي فرزندان آدم آفريد. #1#

2) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: خداوند عز و جل، بهشت را پيش از دوزخ و فرمانبري را پيش از نافرماني و رحمت را پيش از خشم و نيكي را پيش از بدي و زمين را پيش از آسمان و زندگي را پيش از مرگ و خورشيد را پيش از ماه و نور را پيش از تاريكي آفريد. #2#

1 - عيون اخبار الرضا (ع) ج 2، ص 15 باب 30، ح 29
2 - كافي، ج 8، ص 145، ح 116

موضوع قفل شده است