تفسیر المیزان ـ سوره مبارکه إسراء ( بنی اسرائیل )

تب‌های اولیه

81 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

رضوان;9577 نوشت:
آیه 4 سوره إسراء :

وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبيراً

و در كتاب آسمانى [شان‏] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه: « قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و قطعاً به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست. »



راغب در مفردات در معناى" قضاء" گفته است كه به معناى فيصله دادن به امرى است، چه با گفتار باشد و چه با عمل و هر كدام بر دو وجه است يكى الهى و ديگرى بشرى،

معنای « قضاء » بر وجه الهی :

از جمله قضاء الهى اين است كه فرموده:" وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ". خدا دستور داده كه جز او را نپرستيد: و نيز در همين معنا است كه فرموده:" وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ " يعنى ما اعلام كرديم و حكم را فيصله يافته كرديم و به ايشان به وسيله وحى چنين اعلام نموديم كه ... و بر همين معنا حمل مى‏شود آيه:" وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ " اين امر را به وى حكم كرديم كه نسل اينان مقطوع خواهد بود.

و اما قضاء فعلى و عملى الهى اين است كه مى‏فرمايد:" وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْ‏ءٍ- تنها خداست كه به حق حكم مى‏كند و غير او آنچه را به‏ خدايى مى‏خوانند هيچ حكم ( و اثرى ) نخواهند داشت نه به حق و نه به باطل ".

" فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ- پس آنها را در دو روز هفت آسمان كرد " كه قضاء در آن به معناى ابداء و فراغت از ايجاد است و اين آيه در حقيقت در معنى همان آيه: " بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" است.

معنای « قضا ء » بر وجه بشری :

و اما" قضاء" در قول بشرى اين است كه مى‏گويند: داوود چنين قضاء كرد، پس حكمى كه حاكم مى‏كند از مقوله كلام است و در قضاء فعلى بشرى، آيه شريفه مى‏فرمايد: " فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ- پس چون مناسك خود را به پايان رسانديد"

و همچنين مى‏فرمايد: " ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ- پس آلودگي هاى خود را زائل نموده به نذرهاى خود وفا كنند" «1».

_________________________
(1) مفردات راغب، ماده" قضى".

***********************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 49 و 50

رضوان;9577 نوشت:
آیه 4 سوره إسراء :

وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبيراً

و در كتاب آسمانى [شان‏] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه: « قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و قطعاً به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست. »


كلمه" علو " به معناى ارتفاع و در آيه مورد بحث كنايه است از طغيان به ظلم و تعدى ، زيرا" علو" عطف بر فساد شده، آن هم عطف تفسيرى،

در جاى ديگر قرآن نيز به اين معنا آمده است آنجا كه فرموده:" إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً- فرعون در زمين علو كرد و اهل زمين را فرقه فرقه نمود".

و معناى آيه اين است كه ما بنى اسرائيل را در كتاب كه همان تورات باشد خبر داده و اعلام نموديم، خبرى قاطع، كه سوگند مى‏خورم و قطعى مى‏گويم كه شما نژاد و گروه بنى اسرائيل به زودى در زمين فساد خواهيد كرد - كه مراد از " زمين " سرزمين فلسطين و اطراف آن است- و اين فساد را در دو نوبت پشت سر هم انجام خواهيد داد.

و در زمين طغيان و علو بزرگى خواهيد نمود.

*******************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 50

آیه 5 سوره إسراء :

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

ترجمه : پس چون وقت انتقام اول فرا رسيد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را (چون بخت النصر ) بر شما برانگيزيم تا آنجا كه در درون خانه‏هاى شما نيز جستجو كنند و اين وعده انتقام، حتمى خواهد بود .


رضوان;9907 نوشت:
آیه 5 سوره إسراء :

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

ترجمه : پس چون وقت انتقام اول فرا رسيد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را (چون بخت النصر ) بر شما برانگيزيم تا آنجا كه در درون خانه‏هاى شما نيز جستجو كنند و اين وعده انتقام، حتمى خواهد بود .


راغب در مفردات در معناى كلمه" باس " مى‏گويد:" بؤس" و" باس" و" باساء" به معناى شدت و مكروه است،

با اين تفاوت كه بؤس بيشتر در فقر و جنگ و بأس و باساء بيشتر در عذاب استعمال مى‏شود مانند آيه شريفه:" وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكِيلًا" «1».

و در مجمع البيان مى‏گويد: ماده " جوس " به معناى سر زدن به اينجا و آنجا است، مثلا گفته مى‏شود: فلانى را در فلان قبيله رها كردم تا يجوسهم و يدوسهم يعنى بگردد و يك يك را پيدا نموده لگد مال كند،

ابو عبيده هم در معناى اين كلمه گفته است: هر جا را كه‏ آمد و شد كرده پا نهاده باشى حوس و جوس كرده‏اى،

آن گاه گفته است: بعضى گفته‏اند جوس به معناى طلب كردن يك چيزى به جستجو است. «2»

_____________________________
(1) مفردات راغب، ماده" بؤس".

(2) مجمع البيان، ج 6، ص 398.

***********************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 50 و 51

رضوان;9907 نوشت:
آیه 5 سوره إسراء :

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

ترجمه : پس چون وقت انتقام اول فرا رسيد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را (چون بخت النصر ) بر شما برانگيزيم تا آنجا كه در درون خانه‏هاى شما نيز جستجو كنند و اين وعده انتقام، حتمى خواهد بود .


اينكه فرمود:" فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما " تفريعى است بر جمله:" لتفسدن ..." و ضمير تثنيه " هما " به مرتين برمى‏گردد، و معنايش اين است كه دو بار فساد مى‏كنيد،

و بنا بر اين معناى " اوليهما " افساد اولى است و مراد به " وعد اولى" وعده اول از آن دو وعده و آن نكال و نقمتى است كه خدا در برابر فسادشان داده، و در نتيجه وعد به معناى موعود خواهد بود،

و آمدن وعد كنايه از آمدن هنگام انجاز و عملى كردن آن است، و همين خود دليل است بر اينكه خداوند در برابر دو نوبت افساد آنان دو تا وعده داده ، و اگر اسمى از دومى نبرده به خاطر اختصار بوده، و گويا فرموده: در زمين دو نوبت فساد مى‏كنيد و ما وعده‏تان داده‏ايم كه در هر نوبت انتقام بگيريم وقتى افساد اول كرديد ...

همه آنچه را كه گفتيم به كمك سياق آيه بود كه از آيه استفاده كرديم و معناى آيه كه فرمود:" بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ" اين است كه بندگان نيرومند خود را بسيج كرديم و فرستاديم تا شما را ذليل نموده و از شما انتقام بگيرند.

و دليل اينكه گفتيم بعث به منظور انتقام و ذليل كردن بوده جمله:" أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ..." است.

و در اينكه آمدن آن بندگان خدا بسوى بنى اسرائيل و قتل عام و اسارت و غارت و تخريب آنان را " بعث الهى " خوانده، اشكالى ندارد چرا كه اين بعث و برانگيختن بر سبيل كيفر و در برابر فساد و طغيان و ظلم به غير حق بنى اسرائيل بوده است، پس كسى نگويد كه خدا با فرستادن چنين دشمنانى آدم‏كش و مسلط ساختن آنان بر بنى اسرائيل نسبت به ايشان ظلم كرده، بلكه خود ايشان به خود ظلم كردند.

و از همين جا روشن مى‏شود كه در آيه شريفه هيچ دليلى وجود ندارد كه دلالت كند بر گفتار آن مفسرى «1» كه گفته است:" قومى كه خداى تعالى بر بنى اسرائيل مسلط كرد بندگانى مؤمن بوده‏اند " چون فرموده " ما برانگيختيم "، و نيز فرموده " عده‏اى از بندگان خود را فرستاديم ".

زيرا هيچيك از اين دو دليل دلالتى بر مؤمن بودن آنان ندارد، اما اولى به خاطر اينكه‏ برانگيختن و وادار نمودن كفار براى قلع و قمع كردن مردمى در صورتى كه از باب مجازات باشد بعث الهى است و لازم نيست كه مجازات الهى هميشه به دست مؤمنين صورت گيرد.

و اما دومى به خاطر اينكه كفار هم بندگان خدايند، آن هم در مثل اين آيه كه بندگان را به وصف باس و شدت و خونخوارى توصيف نموده.

قول «2» ديگرى نيز هست كه بى‏شباهت به قول اين مفسر نيست، و آن اين است كه ممكن است افراد مبعوث شده، مؤمنينى بوده‏اند كه خداوند دستورشان داده تا با اين طايفه جهاد كنند، و نيز ممكن است كه كفارى بوده‏اند كه يكى از پيغمبران با آنان ائتلاف كرده كه با اين طايفه بجنگند و آنان را بر ايشان كه مثل خود آنان كفار و فساق بودند مسلط ساخته باشد و ليكن همان اشكالى كه بقول قبلى وارد مى‏شد بر اين قول نيز وارد مى‏گردد.

__________________________________________________
(1) مجمع البيان، ج 6 ص 398 به نقل از جبائى‏

(2) مجمع البيان، ج 6، ص 398 به نقل از ابى مسلم.

***********************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 51 و 52

رضوان;9907 نوشت:
آیه 5 سوره إسراء :

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

ترجمه : پس چون وقت انتقام اول فرا رسيد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را (چون بخت النصر ) بر شما برانگيزيم تا آنجا كه در درون خانه‏هاى شما نيز جستجو كنند و اين وعده انتقام، حتمى خواهد بود .


جمله" وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا " تاكيد است بر حتمى بودن قضاء و معنايش اين است كه چون زمان آن عذاب كه در برابر فساد اولتان وعده داديم رسيد از ميان مردم بندگانى نيرومند و خونخوار را عليه شما برمى‏انگيزيم تا سرزمين هاى شما را با قهر و غلبه مسخر نموده و تا مركز سرزمينهايتان پيش روى كنند و شما را ذليل و استقلال و علو و آقائيتان را تباه سازند و اين خود وعده‏اى است شدنى كه گريزى از آن نيست.

********************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 52

آیه 6 سوره إسراء :

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً

پس [از چندى‏] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم‏.

رضوان;10254 نوشت:
آیه 6 سوره إسراء :

ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً

پس [از چندى‏] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم‏.




در مجمع البيان گفته است كه: كلمه:" كرة " به معناى" برگشتن " و هم به معناى " دولت " است،

و " نفير " به معناى" نفر و عدد رجال " است، و زجاج در معناى آن گفته است: ممكن هم هست كه " نفير " جمع " نفر" باشد، هم چنان كه در جمع " عبد "، " عبيد" و در جمع " ضأن " (گوسفند)، " ضئين" و در جمع معز (بز ) معيز و در جمع كلب (سگ) كليب هم مى‏گويند، و" نفر" انسان و" نفر "- با سكون- و " نفير" و " نافرة " به معناى گروهى است كه او را يارى مى‏كنند، و با او كوچ مى‏كنند «1».

و معناى آيه روشن است، و ظاهرش اين است كه بنى اسرائيل به زودى به دولت سابق خود بازگشته و بعد از عذاب بار اول بر دشمنان مسلط مى‏شوند، و از چنگ استعمار رهايى مى‏يابند و به تدريج و در برهه‏اى از زمان اين برگشتن صورت خواهد گرفت، زيرا امداد شدنشان به اموال و فرزندان و بالا رفتن آمارشان به زمان قابل توجهى احتياج دارد.

__________________________
(1) مجمع البيان، ج 6، ص 398.


*******************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 52

آیه 7 سوره إسراء :

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً

ترجمه : اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده‏ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [ بيايند ] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [ تان ‏] چنان كه بار اول داخل شدند [ به زور ] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [ آن را ] نابود كنند.

رضوان;11833 نوشت:
آیه 7 سوره إسراء :

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً

ترجمه : اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود [بد نموده‏ايد]. و چون تهديد آخر فرا رسد [ بيايند ] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد [ تان ‏] چنان كه بار اول داخل شدند [ به زور ] درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره [ آن را ] نابود كنند.

" لام" در" لـأنفسكم" و همچنين در" فلـها " لام اختصاص است يعنى: هر يك از احسان و اسائه شما مختص به خود شما است، بدون اين كه به ديگران چيزى از آن بچسبد، و اين خود سنت جاريه خداست كه اثر و تبعه عمل هر كسى را- چه خوب و چه بد- به خود او برمى‏گرداند، بنا بر اين آيه مورد بحث، در معناى آيه:" تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ" «1» مى‏باشد.

پس آيه، در مقام بيان اين معنا است كه اثر هر عمل - چه خوب و چه بد - به صاحبش برمى‏گردد ، نه اينكه بخواهد اين معنا را برساند كه كار نيك به نفع صاحبش و كار زشت به ضرر او تمام مى‏شود تا گفته شود چرا به جاى" فلها " نفرمود:" فعليها " هم چنان كه در آيه ديگر فرمود:" لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ " «2».

بنا بر اين ديگر نيازى به آن زحمت بيهوده نيست كه بعضى به خود داده و گفته‏اند:

" لام" در جمله" وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها " به معنى" على" است و آنكه ديگرى گفته كه بمعناى" الى " است، زيرا اسائه با اين حرف متعدى مى‏شود و گفته مى‏شود:" أساء الى فلان و يسي‏ء اليه اساءة " يعنى بدى كرد به فلانى يا بدى مى‏كند و يا آن ديگرى كه گفته است: لام مزبور براى استحقاق و نظير لامى است كه در" لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ" است «3».

و چه بسا كه به گفته ما كه گفتيم لام، لام اختصاص است اشكال شود به اينكه واقع مطلب خلاف آن است، زيرا كه بسيار مى‏بينيم كه اثر احسان به خود احسان كننده برنگشته بلكه عايد غير او مى‏شود و يا اثر گناه و بدى به خود بدكار نرسيده و عايد غير او مى‏شود.

ولى جوابش روشن است، و آن اين است كه صاحب اين اشكال غفلت ورزيده از اينكه قرآن كريم چه نظرى نسبت به آثار اعمال دارد و اينكه اثر هر عملى به عاملش بر مى‏گردد مربوط به آثار اخروى اعمال است كه به هيچ وجه به غير صاحب عمل ربطى ندارد، و در اين باره فرموده است:" مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ" « 4».

و اما آثار دنيوى اعمال چنان نيست كه به غير فاعل نرسد بلكه در صورتى كه خدا بخواهد به عنوان انعام و يا عذاب و يا امتحان اثر عمل شخصى را به شخص ديگر نيز مى‏رساند بنا بر اين اينطور نيست كه هر فاعلى بتواند به طور دائم اثر فعل خود را به ديگرى برساند، مگر همان احيانا كه گفتيم مشيت خدا بر آن تعلق گرفته باشد، و اما خود فاعل اثر فعلش دائما و بدون هيچ تخلفى به خودش برمى‏گردد.

بنا بر اين نيكوكار سهمى از عمل نيك و بدكار سهمى از عمل بد خود دارد، هم چنان كه فرمود:" فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ" «5».

پس اثر فعل از فاعلش جدا نمى‏شود، و بطور دائم به غير او نمى‏رسد، و اين همان معنايى است كه از امام على «6» علیه السلام روايت شده كه فرمود: تو هيچ احسانى به غير نمى‏كنى و هيچ بدى نيز به غير نمى‏كنى آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود.
" فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً ".

" تتبير " به معناى هلاك كردن و از ماده تبار به معنى هلاك و دمار است.

و كلمه:" ليسوؤا " از مسائه به معناى غصه‏دار كردن است. گفته مى‏شود " ساء زيد فلانا " يعنى اندوهناك كرد او را و اين كلمه بطورى كه بعضى «7» هم گفته‏اند: متعلق است به فعل مقدر كه بخاطر اختصار حذف شده.

و لام در آن براى غايت است، و تقدير آن چنين است:" بعثناهم ليسوؤا وجوهكم بظهور الحزن و الكابة فيها- ما آن بندگان خود را برانگيختيم براى اينكه نشانه‏هاى ناراحتى‏ و حزن و اندوه را در چهره‏هايتان آشكار سازند، بطورى كه آثار ذلت و مسكنت و خوارى و بردگى از سر و رويتان ببارد، و همه اينها به وسيله قتل عام و غارت‏ها و اسيريها كه در شما اعمال مى‏كنند صورت بگيرد".

__________________________________________________

(1) آن گروه پيشين از پيغمبران و امتان همه درگذشتند، هر چه كردند براى خود كردند و شما نيز هر چه كنيد به سود خويش كنيد. سوره بقره، آيه 141.
(2) نيكى‏هاى هر شخصى به سود خودش است و بديهايش نيز به ضرر خودش. سوره بقره، آيه 286. [.....]
(3) روح المعانى، ج 15، ص 16.
(4) هر كه كفر بورزد عليه خود كرده و هر كه عمل صالح كند به نفع خود تهيه ديده است. سوره روم آيه 44.
(5) هر كس به وزن ذره‏اى نيكى كند آن را مى‏بيند، و هر كس به وزن ذره‏اى بدى كند آن را مى‏بيند سوره زلزال، آيه.
(6) كشاف، ج 2، ص 650.
(7) روح المعانى، ج 15، ص 16.

**************************
ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 53 و 54 و 55

موضوع قفل شده است