جمع بندی تفاوت در برخورد خداوند با گناهکاران در شرایط یکسان

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

[=microsoft sans serif]

ahmadreza chr;1027758 نوشت:
این پرسش که امروزه بیشتر از هر زمان دیگری ذهن انسان را درگیر کرده است،این است که آیا خداوند همیشه با ظالمان مدارا می کند؟چرا گناه بعضی ،در شرایط یکسان ، سریع تر مورد عقاب قرار می گیرد و کسی که مکررا در حال تکرار آن گناه است شرایطی به مراتب راحت تر از دیگران دارد؟چه بسا توبه چنین فردی بسیار بیشتر ارج نهاده شود،آیا این دور از عدالت نیست؟

باسلام و عرض ادب

پیش از پاسخ بدین سوال لازم است به نکاتی توجه داشته باشیم.

نخست. خداوند متعال، کار بیهوده و ظالمانه انجام نمیدهد.
مهمترین مسئله ای که در همه ابعاد تکوین و تشریع ناظر به خداوند لازم است مورد توجه قرار بگیرد، توجه به حکمت و عدل الهی است.
خداوند، حکیم است و حکیم، موجودی است که کارهایش را بدون هدف و بدون جهت انجام نمیدهد.
به همین جهت، هر کاری که از خداوند صادر میشود چه تشریع حکمی باشد و چه خلق کردن و چه هر کار دیگر، همگی از این دو اصل مهم تبعیت میکند:
حکمت آمیز بودن.
عدالت و ظالمانه نبودن.

[=microsoft sans serif]دوم. برخی از خطاهای انسان دارای اهمیت بیشتری نسبت به خطاهای دیگر هست.
کارهایی که از انسان صادر میشود، همگی به یک صورت و با یک سری و یک طیف نتایج و ثمرات مشابه نیست.
برخی از کارهای انسان اهمیت و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به کارهای دیگر برخوردار است.
هیچگاه سخن چینی و از بین بردن دوستی و صمیمت میان دو نفر، مانند یک دروغی(که گرچه به خودی خود بزرگ است) ولی مثلا ناظر به منافع خود فرد است، نخواهد بود.
هیچگاه، اشتباهی که امنیت مالی و اخلاقی یک گروه را از بین میبرد، قابل مقایسه با یک گناه فردی نیست.
بنابراین گناهان و خطاهای انسان را نباید با یک دید نگاه کرد و تفاوتی بین آنها قائل نشد.
به همین جهت، برخورد خداوند با این خطاها نیز یکسان نخواهد بود.
برخی که اهمیت بیشتری دارد از مجازات متفاوتی نسبت به بقیه برخوردار خواهد بود.
مثلا برخوردی که پیامبر اکرم(ص) با کافران در روز فتح مکه داشت، یکسان نبود.
برخی به هیچ وجه بخشیده نشدند و برخی بخشیده شدند.
کسانی که علیه شخصیت پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک شخصیت حقوقی و کاریزما فعالیت داشتند و در تخریب ایشان کوشش داشتند اصلا بخشیده نشدند.
گناه این افراد را نمیتوان حتی با کسانی که در جنگهای مشرکین علیه مسلمانان به عنوان یک سرباز حضور داشتند مقایسه کرد.

گاهی نیز این تفاوت به واسطه گناهانی است که نتیجه و ثمره وضعی دارند.
یعنی علاوه بر مجازات اخروی، یک سری نتایج و عواقب دنیای نیز متوجه مرتکبان آنها میشود.
مثلا ظلم به والدین و عاق شدن، علاوه بر عذاب اخروی باعث فقر و سختی جان دادن میشود.
چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام بدین مسئله اشاره شده است:
[=microsoft sans serif]حضرت صادق علیه السلام فرمود: «کسی که بخواهد خداوند سختیهای جان دادن را بر او آسان فرماید، پس صله رحم کند و به والدین نیکی نماید؛ چون چنین کرد، خداوند سختیهای مرگ را بر او آسان می فرماید و هیچ وقت مبتلا به تهیدستی نخواهد شد»(امالی شیخ طوسی، ص432، حدیث24)[=microsoft sans serif]

[=microsoft sans serif]سوم. گاهی اوقات، مجازات سریع دنیوی، لطفی در حق فرد خطاکار است.
این نیز نکته مهمی در برخورد با مجرمان مختلف است.
گذشته از جرمی که روی میدهد،گاهی اوقات خود فرد در مجازاتی که توسط حاکم و قانون گذار گذارده میشود متفاوت است.
این تفاوت میتواند از جهت سرعت، کیفیت یا حتی مقدار باشد.
بنابراین
گاهی خداوند به واسطه اینکه این خطاکار، مومن است و خداوند را دوست دارد ولی خطا کرده است، او را به بلائی در دنیا مبتلا میکند تا آن خطا برایش باقی نماند.
چنانکه در روایات، یکی از فلسفه های بلاها بخشش گناهان ذکر شده است.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نیز ذکر شده است:
«هرگاه خداوند برای بنده ای که گناهی را انجام داده، اراده خیر کند، بعد از گناه او را به بلایی مبتلا میکند تا یاد استغفار بیفتد...»(بحار الانوار، ج67، ص229).

همچنین با عقوبت دنیوی که نسبت به عذاب اخروی اصلا قابل مقایسه نیست، خداوند بنده مومن خطاکارش را هوشیار میکند تا دوباره مرتکب آن خطا نشود.
در قران کریم نیز بیان شده است:
"وَلَنُذِيقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَي‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ"(سجده، آیه21)
به آنان از عذاب نزدیک(عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ می‌چشانیم شاید بازگردند.

[=microsoft sans serif]با توجه به این نکات میتوان دلیل و فلسفه این تفاوت در برخورد با مجرمان و گناهکاران را متوجه شد.
گاهی اوقات، به خاطر جرمی که صورت میگیرد، لازم است برخورد سریعتر و شدیدتری باشد.
گاهی اوقات، جرمی که صورت میگیرد، اثار وضعی و دنیوی دارد که در نتیجه فرد در همین دنیا نیز گرفتار میشود.
گاهی اوقات، این برخورد لطفی در حق شخص است تا متوجه و هوشیار شود یا عقوبتش در همین دنیا باشد و از عذاب اخروی برهد.

موفق باشید.

با سلام

صدیق;1028050 نوشت:
کارهایی که از انسان صادر میشود، همگی به یک صورت و با یک سری و یک طیف نتایج و ثمرات مشابه نیست.
برخی از کارهای انسان اهمیت و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به کارهای دیگر برخوردار است.
هیچگاه سخن چینی و از بین بردن دوستی و صمیمت میان دو نفر، مانند یک دروغی(که گرچه به خودی خود بزرگ است) ولی مثلا ناظر به منافع خود فرد است، نخواهد بود.
هیچگاه، اشتباهی که امنیت مالی و اخلاقی یک گروه را از بین میبرد، قابل مقایسه با یک گناه فردی نیست.
بنابراین گناهان و خطاهای انسان را نباید با یک دید نگاه کرد و تفاوتی بین آنها قائل نشد.
به همین جهت، برخورد خداوند با این خطاها نیز یکسان نخواهد بود.
برخی که اهمیت بیشتری دارد از مجازات متفاوتی نسبت به بقیه برخوردار خواهد بود.

با توضیحات و مثالهایی که فرمودید نقش تبعات اعمال در تعیین جزا و پاداش اهمیت می یابد.
اینجا یک سوالی مطرح میشود. مقامی که این تبعات را مشخص میکند چه کسی است؟ انسان یا خدا؟!!

به دیگر سخن آیا آگاهی داشتن از تبعات اعمال تاثیری در مشخص کردن میزان جزا و پاداش دارد؟ یعنی مثلا آیا مهم است که من بدانم تبعات ثانوی عملی که انجام میدهم چه چیزی خواهد بود یا مهم نیست؟ آیا آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات ثانوی اعمالش تاثیری در میزان جزا و پاداش دارد؟

قاعدتا سوال بعدی این خواهد بود که آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات هر یک از اعمالش قطعا بسیار محدود است. مثلا من نهایتا و تا حدودی به برخی از تبعات بلافصل عملی که انجام دهم علم داشته باشم ولی قطعا این سلسله تاثیراتی که عمل من میگذارد را نمیتوانم آگاهی و یا حتی به تقریب محاسبه کنم، آنوقت مساله چگونه میشود؟

منظور این است که مثلا انسانی به مستمندی کمک میکند. در اثر کمک این مستمند او از شخص دیگری دزدی نمیکند، چون از شخص دیگر دزدی نشده ، او مثلا عصبانی نمیشود، چون عصبانی نشده، در منزل به ناحق با همسرش دعوا راه نمی اندازد. همسرش چون دعوا راه نیانداخته ، تاثر بدی بر بچه اش نمیگذارد، چون بچه اش تاثیر بدی ندیده ، بعدها که بزرگ شد مثلا از چراغ قرمز عبور نمیکند، چون .....
مثال فوق رو با افعال عکس هم میتوان تا بی نهایت ادامه داد!

حال با این وضع علم ما به تبعات اعمال چه تاثیری در جزا و پاداش دارد؟

[=microsoft sans serif]

manmehdiam;1028090 نوشت:
به دیگر سخن آیا آگاهی داشتن از تبعات اعمال تاثیری در مشخص کردن میزان جزا و پاداش دارد؟ یعنی مثلا آیا مهم است که من بدانم تبعات ثانوی عملی که انجام میدهم چه چیزی خواهد بود یا مهم نیست؟ آیا آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات ثانوی اعمالش تاثیری در میزان جزا و پاداش دارد؟

قاعدتا سوال بعدی این خواهد بود که آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات هر یک از اعمالش قطعا بسیار محدود است. مثلا من نهایتا و تا حدودی به برخی از تبعات بلافصل عملی که انجام دهم علم داشته باشم ولی قطعا این سلسله تاثیراتی که عمل من میگذارد را نمیتوانم آگاهی و یا حتی به تقریب محاسبه کنم، آنوقت مساله چگونه میشود؟

منظور این است که مثلا انسانی به مستمندی کمک میکند. در اثر کمک این مستمند او از شخص دیگری دزدی نمیکند، چون از شخص دیگر دزدی نشده ، او مثلا عصبانی نمیشود، چون عصبانی نشده، در منزل به ناحق با همسرش دعوا راه نمی اندازد. همسرش چون دعوا راه نیانداخته ، تاثر بدی بر بچه اش نمیگذارد، چون بچه اش تاثیر بدی ندیده ، بعدها که بزرگ شد مثلا از چراغ قرمز عبور نمیکند، چون .....
مثال فوق رو با افعال عکس هم میتوان تا بی نهایت ادامه داد!

حال با این وضع علم ما به تبعات اعمال چه تاثیری در جزا و پاداش دارد؟


سلام

نحوه آثار اعمال به فراخور نوع آن عمل متفاوت خواهد بود.
برخی از اعمال، آثار وضعی دنیوی و تکلیفی اخروی دارند. یعنی علاوه بر اینکه در آخرت موجب مجازات یا پاداش انسان میشود، در دنیا نیز آثاری دارد.
برخی دیگر، صرفا آثار تکلیفی.

آثار وضعی اعمال وابسته به دانستن نیست. مثلا اثر وضعی خوردن سنگ به شیشه معمولی، شکستن آن است. خواه کسی این را بداند یا نداند.
اما آثار اخروی و تکلیفی، وابسته به یک سری شرایط مانند علم و قدرت و اختیار است.

قرار دهنده آثار وضعی، خداوند به عنوان خالق عالم است.
او آثار وضعی را نیز همراه با خلقت موجودات، وضع میکند و قرار میدهد.
مثلا نوع خلقت آتش به صورتی است که یک سری اجسام در مجاورتش می سوزد.

آثار اخروی نیز توسط خداوند قرارداد شده است.

با سلام

صدیق;1028142 نوشت:
رخی از اعمال، آثار وضعی دنیوی و تکلیفی اخروی دارند. یعنی علاوه بر اینکه در آخرت موجب مجازات یا پاداش انسان میشود، در دنیا نیز آثاری دارد.
برخی دیگر، صرفا آثار تکلیفی.

خداوند حضرت سقراط را بیامرزاد که بنا را بر این نهادند که ما در مورد هرچیز که بحث میکنیم ابتدا بدانیم که در مورد چه چیزی صحبت میکنیم! تعریف درستی از چیزی که صحبت میکنیم.
به هر روی در فرمایش شما گاهی جزای اعمال با آثار اعمال یکی گرفته شده است. حال آنکه مخلص لازم میدانم که این دو را تفکیک بفرمایید.

منظور ما از جزای اعمال این است که آن عمل مبتنی بر جهانبینی الهی (به طور عام احکام مترتب بر دین) ارزشگذاری شود یعنی اعمال از نقطه نظر ارزش گناه یا ثواب بودن و همچنین مقدار یا کیفیت این گناه یا ثواب بودن مشخص و متعین گردند سپس معادل این گناه یا ثواب جزای اخروی (و یا در صورت امکان جزای دنیوی) توسط خداوند عادل برای شخص منظور شود. که البته بیان میشود که این تعادل معاد را که ظرفیت کافی برای بازگشت صددرصد دقیق و کامل اعمال را فراهم میکند، الزامی می نماید.
بحث اصلی بر روی کیفیت و چگونگی ارزشگذاری اعمال است تا بدانیم مبتنی بر چه فرایندی میزان ثواب و عقاب مشخص میشود.
اینکه هرعملی مطابق چه فرایندی ارزشگذاری بشود ، شما قائل به این هستید که هر عمل به انضمام آثار ثانوی (یا آثار طولی وعرضی این عمل به عنوان علت) که ایجاد میکند ارزشگذاری میشود. بنابراین مشخص کنید که علم و آگاهی انسان به تاثیرات ثانوی عمل چه اهمیتی در ثواب و عقاب دارد؟

صدیق;1028142 نوشت:
آثار وضعی اعمال وابسته به دانستن نیست. مثلا اثر وضعی خوردن سنگ به شیشه معمولی، شکستن آن است. خواه کسی این را بداند یا نداند.

اینجا منظور از اثر چیست؟ منظور جزای عمل است یا اثر ثانوی عمل است که تعین و ارزشگذاری عمل جهت تعیین جزای عمل به آن هم بستگی دارد؟! اگر منظور از اثر همان جزای عمل است ، یعنی شما قائل به این هستید که نداشتن علم به اثر عمل مسئولیتی برای شخص ایجاد نمیکند؟ آنگاه اگر این عمل آثار زیانباری بر دیگری داشته باشد ولی فرد به آن آگاهی نداشته باشد تکلیف چیست؟

با این توضیحات لطفا یک بار دیگر عرایض پست قبل را مدنظر قرار دهید و نظرتان را بفرمایید که :

manmehdiam;1028090 نوشت:
با توضیحات و مثالهایی که فرمودید نقش تبعات اعمال در تعیین جزا و پاداش اهمیت می یابد.
اینجا یک سوالی مطرح میشود. مقامی که این تبعات را مشخص میکند چه کسی است؟ انسان یا خدا؟!!

به دیگر سخن آیا آگاهی داشتن از تبعات اعمال تاثیری در مشخص کردن میزان جزا و پاداش دارد؟ یعنی مثلا آیا مهم است که من بدانم تبعات ثانوی عملی که انجام میدهم چه چیزی خواهد بود یا مهم نیست؟ آیا آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات ثانوی اعمالش تاثیری در میزان جزا و پاداش دارد؟

قاعدتا سوال بعدی این خواهد بود که آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات هر یک از اعمالش قطعا بسیار محدود است. مثلا من نهایتا و تا حدودی به برخی از تبعات بلافصل عملی که انجام دهم علم داشته باشم ولی قطعا این سلسله تاثیراتی که عمل من میگذارد را نمیتوانم آگاهی و یا حتی به تقریب محاسبه کنم، آنوقت مساله چگونه میشود؟

منظور این است که مثلا انسانی به مستمندی کمک میکند. در اثر کمک این مستمند او از شخص دیگری دزدی نمیکند، چون از شخص دیگر دزدی نشده ، او مثلا عصبانی نمیشود، چون عصبانی نشده، در منزل به ناحق با همسرش دعوا راه نمی اندازد. همسرش چون دعوا راه نیانداخته ، تاثر بدی بر بچه اش نمیگذارد، چون بچه اش تاثیر بدی ندیده ، بعدها که بزرگ شد مثلا از چراغ قرمز عبور نمیکند، چون .....
مثال فوق رو با افعال عکس هم میتوان تا بی نهایت ادامه داد!

حال با این وضع علم ما به تبعات اعمال چه تاثیری در جزا و پاداش دارد؟

خداوند حضرت سقراط را بیامرزاد که بنا را بر این نهادند که ما در مورد هرچیز که بحث میکنیم ابتدا بدانیم که در مورد چه چیزی صحبت میکنیم! تعریف درستی از چیزی که صحبت میکنیم.
به هر روی در فرمایش شما گاهی جزای اعمال با آثار اعمال یکی گرفته شده است. حال آنکه مخلص لازم میدانم که این دو را تفکیک بفرمایید.

 

 سلام وعرض ادب

بله گاهی اینگونه است.

یعنی بر اساس دیدگاه تمثل اعمال، جزای عمل در حقیقت همان اثر تکوینی یک عمل است که به دنبال آن ایجاد میشود. هر عملی، عکس العمل و اثری دارد که فورا ایجاد میشود. 

اما این اثر معمولا در دنیا قابل رویت برای عموم انسانها نیست.

 

منظور ما از جزای اعمال این است که آن عمل مبتنی بر جهانبینی الهی (به طور عام احکام مترتب بر دین) ارزشگذاری شود یعنی اعمال از نقطه نظر ارزش گناه یا ثواب بودن و همچنین مقدار یا کیفیت این گناه یا ثواب بودن مشخص و متعین گردند سپس معادل این گناه یا ثواب جزای اخروی (و یا در صورت امکان جزای دنیوی) توسط خداوند عادل برای شخص منظور شود. که البته بیان میشود که این تعادل معاد را که ظرفیت کافی برای بازگشت صددرصد دقیق و کامل اعمال را فراهم میکند، الزامی می نماید. 

 

این همان اختلافی است که عرض کردم.

مبنای شما در آنچه بیان کردید، بر اساس اعتباری دانستن جزای عمل در آخرت است. 

بر اساس این دیدگاه، جزا با اثر عمل از این حیث تفاوت دارد که اثر، امری است تکوینی و جزا، امری است قراردادی و تابع ارزش گذاری اخلاقی یا دینی.

و عرض شد که دیدگاه معروفتر فعلی در این بحث، مسئله تجسم اعمال است.

اما بر اساس دیدگاه مقابل، جزای عمل بر اساس ارزش گذاری ای است که خداوند متعال برای یک عمل قرار داده است:

بحث اصلی بر روی کیفیت و چگونگی ارزشگذاری اعمال است تا بدانیم مبتنی بر چه فرایندی میزان ثواب و عقاب مشخص میشود. 
اینکه هرعملی مطابق چه فرایندی ارزشگذاری بشود ، شما قائل به این هستید که هر عمل به انضمام آثار ثانوی (یا آثار طولی وعرضی این عمل به عنوان علت) که ایجاد میکند ارزشگذاری میشود. بنابراین مشخص کنید که علم و آگاهی انسان به تاثیرات ثانوی عمل چه اهمیتی در ثواب و عقاب دارد؟

بر این اساس، میزان ثواب و عقاب اخروی، دقیقا وابسته است به علم فاعل آن.

کسی که از تاثیر نماز مطلع شده است و بدان عمل میکند ثواب میبرد و اگر مطلع نباشد(اگر در جهلش مقصر نباشد) حداقل مجازات نمیشود.

این در مورد جزای اخروی.

اما در مورد اثار دنیوی همانطور که عرض شد، این آثار تابع عمل و جهل انسان نیست و امری است تکوینی.

این اثار بر اساس رابطه تکوینی و علی-معلولی ای که با خود عمل دارد ایجاد میشود چه شخص از آن  رابطه مطلع باشد و چه نباشد.

 

اینجا منظور از اثر چیست؟ منظور جزای عمل است یا اثر ثانوی عمل است که تعین و ارزشگذاری عمل جهت تعیین جزای عمل به آن هم بستگی دارد؟! اگر منظور از اثر همان جزای عمل است ، یعنی شما قائل به این هستید که نداشتن علم به اثر عمل مسئولیتی برای شخص ایجاد نمیکند؟ آنگاه اگر این عمل آثار زیانباری بر دیگری داشته باشد ولی فرد به آن آگاهی نداشته باشد تکلیف چیست؟

عرض شد که منظور از اثر، همان نتیجه و لازمه تکوینی و خارجی بین یک عمل و ثمره خارجی آن.

مثلا اثر تکوینی و خارجی غیبت، خوردن گوشت مردار است.

یا اثر تکوینی تکبر، کوچک شدن نفس است.

یا اثر تکوینی و لازمه شهوت پرستی، تبدیل شدن به میمون است.

و همینطور موارد دیگر. 

با توضیحات و مثالهایی که فرمودید نقش تبعات اعمال در تعیین جزا و پاداش اهمیت می یابد. 
اینجا یک سوالی مطرح میشود. مقامی که این تبعات را مشخص میکند چه کسی است؟ انسان یا خدا؟!!

به دیگر سخن آیا آگاهی داشتن از تبعات اعمال تاثیری در مشخص کردن میزان جزا و پاداش دارد؟ یعنی مثلا آیا مهم است که من بدانم تبعات ثانوی عملی که انجام میدهم چه چیزی خواهد بود یا مهم نیست؟ آیا آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات ثانوی اعمالش تاثیری در میزان جزا و پاداش دارد؟

قاعدتا سوال بعدی این خواهد بود که آگاهی داشتن انسان نسبت به تبعات هر یک از اعمالش قطعا بسیار محدود است. مثلا من نهایتا و تا حدودی به برخی از تبعات بلافصل عملی که انجام دهم علم داشته باشم ولی قطعا این سلسله تاثیراتی که عمل من میگذارد را نمیتوانم آگاهی و یا حتی به تقریب محاسبه کنم، آنوقت مساله چگونه میشود؟

منظور این است که مثلا انسانی به مستمندی کمک میکند. در اثر کمک این مستمند او از شخص دیگری دزدی نمیکند، چون از شخص دیگر دزدی نشده ، او مثلا عصبانی نمیشود، چون عصبانی نشده، در منزل به ناحق با همسرش دعوا راه نمی اندازد. همسرش چون دعوا راه نیانداخته ، تاثر بدی بر بچه اش نمیگذارد، چون بچه اش تاثیر بدی ندیده ، بعدها که بزرگ شد مثلا از چراغ قرمز عبور نمیکند، چون ..... 
مثال فوق رو با افعال عکس هم میتوان تا بی نهایت ادامه داد!

حال با این وضع علم ما به تبعات اعمال چه تاثیری در جزا و پاداش دارد؟

خلاصه پاسخ این است که

اثر تکوینی یک عمل تابع علم ما نیست. چه بدانیم و چه ندانیم محقق میشود.

این تحقق، البته به معنای مجازات اخروی نیست و ملازمه ای با آن ندارد. 

لوازم بعدی و سلسله واری که به دنبال یک عمل روی میدهد نیز از نظر ارزش گذاری دینی و اخلاقی، در صورت عدم علم به اصل ملازمه میان عملی خاص با اثری مشخص و نیز عدم علم نسبت به تاثیرات بعدی یک اثر با اثرات دیگر،  هیچ ارزش گذاری مشخصی نمیتوان داشت. 

یعنی در همین مثال شما

اگر شخص نداند کمک کردنش چه تاثیری در زندگی یک فقیر میتواند داشته باشد و فقط نسبت به جنبه اخروی آن اگاهی داشته باشد، از نظر اخلاقی هیچ کار غیر اخلاقی ای انجام نداده است اگر به او کمک نکرده باشد.

البته این صرف فرض است و تقریبا همه میدانند که کمک کردن چه تاثیری مثبتی در زندگی فرد دارد. 

مثال بهتر این هست که اگر ندانیم فردی که ابراز نیازمندی کرده است، نیازمند واقعی است یا دروغین، در این صورت، کمک نکردن ما تاثیری در زندگی او میتواند داشته باشد ولی ما توجهی به این تاثیر نداریم.

این در مورد لوازم مستقیم یک عمل.

اما در مورد لوازم مترتب بر لازمه و اثر اولیه و مستقیم یک عمل، وضع از این هم سهل تر خواهد بود.

وقتی ارزش گذاری نسبت به یک عمل، وابسته است به علم ما به رابطه بین عمل و اثر خاص، قطعا ارزش یک عمل با آثار مترتب و بی واسطه آن، وابسته به ارتباط بین آن عمل با آن آثار غیر مستقیم خواهد بود و گرنه تحقق آن آثار هیچ ربطی به آن شخص ندارد.

 

موفق باشید.

جمع بندی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پرسش:  آیا خداوند همیشه با ظالمان مدارا می کند؟چرا گناه بعضی ،در شرایط یکسان ، سریع تر مورد عقاب قرار می گیرد و کسی که مکررا در حال تکرار آن گناه است شرایطی به مراتب راحت تر از دیگران دارد؟چه بسا توبه چنین فردی بسیار بیشتر ارج نهاده شود،آیا این دور از عدالت نیست؟

 

پاسخ:

پیش از پاسخ بدین سوال لازم است به نکاتی توجه داشته باشیم.

نخست. خداوند متعال، کار بیهوده و ظالمانه انجام نمیدهد.
مهمترین مسئله ای که در همه ابعاد تکوین و تشریع ناظر به خداوند لازم است مورد توجه قرار بگیرد، توجه به حکمت و عدل الهی است. خداوند، حکیم است و حکیم، موجودی است که کارهایش را بدون هدف و بدون جهت انجام نمیدهد. به همین جهت، هر کاری که از خداوند صادر میشود چه تشریع حکمی باشد و چه خلق کردن و چه هر کار دیگر، همگی از این دو اصل مهم تبعیت میکند: حکمت آمیز بودن و عدالت و ظالمانه نبودن.

 

دوم. برخی از خطاهای انسان دارای اهمیت بیشتری نسبت به خطاهای دیگر هست.
کارهایی که از انسان صادر میشود، همگی به یک صورت و با یک سری و یک طیف نتایج و ثمرات مشابه نیست. برخی از کارهای انسان، از اهمیت و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به کارهای دیگر برخوردار است. به عنوان مثال، زشتی کار کاسبی که برای منفعت مادی بیشتر خود، دروغی میگوید و جنس خود را قدری گرانتر جلوه میدهد، با کار همین شخص وقتی با غیبت و سخن چینی و تهمت، به دنبال از بین بردن دوستی و مودت و پیوند بین یک زن و شوهر است در یک حد و اندازه نیست. هیچگاه، اشتباهی که امنیت مالی و اخلاقی یک گروه را از بین میبرد، قابل مقایسه با یک خطای مربوط به خود فرد نیست. بنابراین گناهان و خطاهای انسان را نباید با یک دید نگاه کرد و تفاوتی بین آنها قائل نشد. به همین جهت، برخورد خداوند با این خطاها نیز یکسان نخواهد بود. برخی که اهمیت بیشتری دارد از مجازات متفاوتی نسبت به بقیه برخوردار خواهد بود. مثلا برخوردی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) با کافران در روز فتح مکه داشت، یکسان نبود. برخی به هیچ وجه بخشیده نشدند و برخی بخشیده شدند. کسانی که علیه شخصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به عنوان یک شخصیت حقوقی و کاریزما فعالیت داشتند و در تخریب ایشان کوشش داشتند اصلا بخشیده نشدند. گناه این افراد را نمیتوان حتی با کسانی که در جنگهای مشرکین علیه مسلمانان به عنوان یک سرباز حضور داشتند مقایسه کرد.

گاهی نیز این تفاوت به واسطه گناهانی است که نتیجه و ثمره وضعی دارند. یعنی علاوه بر مجازات اخروی، یک سری نتایج و عواقب دنیایی نیز متوجه مرتکبان آنها میشود. مثلا ظلم به والدین و عاق شدن، علاوه بر عذاب اخروی باعث فقر و سختی جان دادن میشود. چنانکه در روایتی از امام صادق (علیه السلام) بدین مسئله اشاره شده است. ایشان در این مورد میفرماید:

«کسی که بخواهد خداوند سختیهای جان دادن را بر او آسان فرماید، پس صله رحم کند و به والدین نیکی نماید؛ چون چنین کرد، خداوند سختیهای مرگ را بر او آسان می فرماید و هیچ وقت مبتلا به تهیدستی نخواهد شد»(1)

 

سوم. گاهی اوقات، مجازات سریع دنیوی، لطفی در حق فرد خطاکار است.
این نیز نکته مهمی در برخورد با مجرمان مختلف است. گذشته از جرمی که روی میدهد، گاهی اوقات خود فرد در مجازاتی که توسط حاکم و قانون گذار گذارده میشود متفاوت است. این تفاوت میتواند از جهت سرعت، کیفیت یا حتی مقدار باشد. بنابراین گاهی خداوند به واسطه اینکه این خطاکار، مومن است و خداوند را دوست دارد ولی خطا کرده است، او را به بلائی در دنیا مبتلا میکند تا آن خطا برایش باقی نماند. چنانکه در روایات، یکی از فلسفه های بلاها بخشش گناهان ذکر شده است.
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نیز ذکر شده است:
«هرگاه خداوند برای بنده ای که گناهی را انجام داده، اراده خیر کند، بعد از گناه او را به بلایی مبتلا میکند تا یاد استغفار بیفتد...»(2).

همچنین با عقوبت دنیوی که نسبت به عذاب اخروی اصلا قابل مقایسه نیست، خداوند بنده مومن خطاکارش را هوشیار میکند تا دوباره مرتکب آن خطا نشود. در قران کریم نیز بیان شده است:
"وَلَنُذِيقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَي‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ"(3): به آنان از عذاب نزدیک(عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ می‌چشانیم شاید بازگردند.

 

با توجه به این نکات میتوان دلیل و فلسفه این تفاوت در برخورد با مجرمان و گناهکاران را متوجه شد. گاهی اوقات، به خاطر جرمی که صورت میگیرد، لازم است برخورد سریعتر و شدیدتری باشد.  گاهی اوقات، جرمی که صورت میگیرد، آثار وضعی و دنیوی دارد که در نتیجه فرد در همین دنیا نیز گرفتار میشود. گاهی اوقات، این برخورد لطفی در حق شخص است تا متوجه و هوشیار شود یا عقوبتش در همین دنیا باشد و از عذاب اخروی برهد.

 

پی نوشتها:

1. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافه، 1414ق، ص432

2. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث، 1403ق، چاپ سوم، ج67، ص229

3. سوره سجده، آیه21

موضوع قفل شده است