تفاوت حقوق زن و مرد در اسلام

تب‌های اولیه

37 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام

این موضوع در تاپیکهای دیگر هم مورد بحث قرار گرفته که در اینجا بطور اختصار مطالبی عرض می شود:
- ما معتقدیم که خدای متعال حکیم است و بر اساس صلاح بندگان احکام را قرار داده است.
- بی تردید زن و مرد از جهت ویژگی های جسمی و روحی متفاوت اند.
- این تفاوت ها باعث می شود که زن و مرد از جهت حقوقی وضع ناهمگونی داشته باشند.
به نظر استاد شهید مطهری روابط حقوقی خانوادگیِ زن و مرد در دیدگاه قرآن ویژگی هایی دارد که با قوانین بشری متفاوت است.
زن و مرد از این جهت که تساوی کامل در انسانیّت دارند و از ارزش یکسانی برخوردارند در امور معنوی یکسانند (مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ" هر كس عمل صالح انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد، خواه مرد يا زن به او حيات پاكيزه مى ‏بخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى ‏دادند خواهيم داد" نحل، آیه 97) و از جهت تفاوت های طبیعی و غریزی در مسائل حقوقی, وظایف, تکالیف, مجازات ها و… وضع مشابهی ندارند.
استاد مطهری, تساوی حقوق زن و مرد را حقیقتی مسلّم دانسته است, امّا تشابه و همانندی را نادرست و غیرممکن شمرده است, زیرا با توجّه به ساختار آفرینشی زن و مرد و ویژگی ها و نیازهای جسمی و روحی آنان, حقوق مشابه, نه ممکن است و نه سزاوار, بلکه شایسته است که زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد, و در حدودی که طبیعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا می کند حقوق آنان نیز تفاوت داشته باشد. این سخن با عدالت و حقوق فطری سازگار است و سعادت انسان با چنین منطقِ هماهنگ با آفرینش تأمین می شود, زیرا زن و مرد با توانایی ها و نیازهای متفاوتی که از طبیعت گرفته اند در عرصه اجتماعی, خانواده و… ظاهر می شوند, بنابراین با سندهایی که قانون طبیعی و چگونگی آفرینش به زن و مرد داده, حقوق هریک مشخص می شود.(مسأله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام صفحه ۱۲۱)
- سرپیچی از این قانونمندی سبب ظلم به زن یا مرد می شود. با نادیده گرفتن تفاوت طبیعی و چشم بر واقعیّت بستن به حق انسانی تجاوز می شود, این سرپیچی ممکن است با شعارهای فریبنده ای چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
- فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شکّی نیست که با نگاه ابتدایی در فقه اسلامی, برخی نابرابری ها میان حقوق زن و مرد دیده می شود, ولی چنان که یادآور شدیم, بهتر است از آن به (تفاوت های حقوقی) تعبیر کرد, زیرا هر تفاوتی ناگزیر تبعیض و ستم نیست, چنان که هر برابری, همانندی و تساوی نیز به طور قطع عدالت و انصاف نمی باشد.
موفق باشید:Gol:

سعید;177644 نوشت:
بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام

این موضوع در تاپیکهای دیگر هم مورد بحث قرار گرفته که در اینجا بطور اختصار مطالبی عرض می شود:
- ما معتقدیم که خدای متعال حکیم است و بر اساس صلاح بندگان احکام را قرار داده است.
- بی تردید زن و مرد از جهت ویژگی های جسمی و روحی متفاوت اند.
- این تفاوت ها باعث می شود که زن و مرد از جهت حقوقی وضع ناهمگونی داشته باشند.
به نظر استاد شهید مطهری روابط حقوقی خانوادگیِ زن و مرد در دیدگاه قرآن ویژگی هایی دارد که با قوانین بشری متفاوت است.
زن و مرد از این جهت که تساوی کامل در انسانیّت دارند و از ارزش یکسانی برخوردارند در امور معنوی یکسانند (مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ" هر كس عمل صالح انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد، خواه مرد يا زن به او حيات پاكيزه مى ‏بخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى ‏دادند خواهيم داد" نحل، آیه 97) و از جهت تفاوت های طبیعی و غریزی در مسائل حقوقی, وظایف, تکالیف, مجازات ها و… وضع مشابهی ندارند.
استاد مطهری, تساوی حقوق زن و مرد را حقیقتی مسلّم دانسته است, امّا تشابه و همانندی را نادرست و غیرممکن شمرده است, زیرا با توجّه به ساختار آفرینشی زن و مرد و ویژگی ها و نیازهای جسمی و روحی آنان, حقوق مشابه, نه ممکن است و نه سزاوار, بلکه شایسته است که زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد, و در حدودی که طبیعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا می کند حقوق آنان نیز تفاوت داشته باشد. این سخن با عدالت و حقوق فطری سازگار است و سعادت انسان با چنین منطقِ هماهنگ با آفرینش تأمین می شود, زیرا زن و مرد با توانایی ها و نیازهای متفاوتی که از طبیعت گرفته اند در عرصه اجتماعی, خانواده و… ظاهر می شوند, بنابراین با سندهایی که قانون طبیعی و چگونگی آفرینش به زن و مرد داده, حقوق هریک مشخص می شود.(مسأله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام صفحه ۱۲۱)
- سرپیچی از این قانونمندی سبب ظلم به زن یا مرد می شود. با نادیده گرفتن تفاوت طبیعی و چشم بر واقعیّت بستن به حق انسانی تجاوز می شود, این سرپیچی ممکن است با شعارهای فریبنده ای چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
- فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد
شکّی نیست که با نگاه ابتدایی در فقه اسلامی, برخی نابرابری ها میان حقوق زن و مرد دیده می شود, ولی چنان که یادآور شدیم, بهتر است از آن به (تفاوت های حقوقی) تعبیر کرد, زیرا هر تفاوتی ناگزیر تبعیض و ستم نیست, چنان که هر برابری, همانندی و تساوی نیز به طور قطع عدالت و انصاف نمی باشد.
موفق باشید:Gol:



سلام ميدونم تكراريه چون مشكلم حل نشده بود مطرح كردم من كه از خودم چيزي نگفتم:Ghamgin: سوره بقره ايه 228 ذكر شده كه براي مردان در حقوق درجه ايست:Gol:

ضرب المثل;177620 نوشت:
نه اینطور نیست، تو باید قبل از اینکه به سراغ قوانین و احکام دینی بری تکلیف خودت رو با خدا مشخص کنی. هیچ کس این خدایی که تومیگی رو قبول نداره. من برای بحث کردن اینجا نیستم پس این آخرین پستمه. موفق باشید

سلام مگه من هدفم بحث كردنه،فقط يه سؤال داشتم كه پرسيدم حالا مگه از شما كمك خواستم كه اينجوري ميگيد؟؟؟؟؟بهر حال ممنون....

بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام به جناب فرگل

با مطالبی که عرض شد فکر می کنم جواب سوال شما داده شد. اما به احترام شما عرض می شود که جمله" وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ" در حقيقت مفهومش اين است كه مساله عدالت ميان زن و مرد به اين معنى نيست كه حقوق آنها در همه چيز برابر است بلکه حقوق متقابل زن و مرد به تناسب اختلاف دامنه دارى كه بين نيروهاى جسمى و روحى زن و مرد وجود دارد، متفاوت است و این تفاوت از ناحیه ی خدای حکیم قرار داده شده است.
می دانیم که جنس زن براى انجام وظايفى متفاوت با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتى دارد. قانون آفرينش، وظيفه حساس مادرى و پرورش نسلهاى نيرومند را بر عهده او گذارده، به همين دليل سهم بيشترى از عواطف و احساسات به او داده است، در حالى كه طبق اين قانون، وظايف خشن و سنگين‏ تر اجتماعى بر عهده جنس مرد گذارده شده، و سهم بيشترى از تفكر و تعقل به او اختصاص يافته بنا بر اين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره اى از وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گذارده شود، و وظايفى كه عواطف و احساسات بيشترى را مى ‏طلبد بر عهده زنان، و به همين دليل مديريت و رهبری خانواده بر عهده مرد، و مسئولیت اجرایی آن بر عهده زن گذارده شده است و به هر حال اين مانع از آن نخواهد بود كه زنان در اجتماع، كارها و وظايفى را كه با ساختمان جسم و جان آنها مى‏ سازد، عهده دار شوند، و در كنار انجام وظيفه مادرى، وظايف حساس ديگرى را نيز انجام دهند.
نکته قابل توجه در مورد آیه مذکور این است که شاید مراد خدای متعال از آیه شریفه همچنانکه صاحب تفسیر منهج الصادقین گفته، این است که مردان نسبت به زنان از حقوق بیشتری همچون دادن نفقه، پرداخت مهر، عدم اذیت زن و ... بر عهده دارند.که طبق این بیان اگر قرار بر شکایت بود مردان باید شکایت می کردند که چرا وظایف سخت و پر استرس بر عهده آنان گذاشته شده، نه زنان!!!
موفق باشید:Gol:

سلام ولي زنها در زندگي زناشويي جز نفقه حقي ندارند كه عوض ان هم ارثشون نصفه حق خروج بدون اذن ندارند حق عدم تمكين ندارند پرورش فرزندان به عهده زنهاست حتي اين حق را هم ندارند كه به همسرشون بگن چرا با خانم ديگه ازدواج كردي مگر در حد نصيحت جزئي حق طلاق ندارند حق بي احترامي به همسر ندارند ولي مردها با ديدن هر نشوزي حتي حق دارند همون نفقه را ندن بازم بگم؟حالا به غير از ان احاديثي كه به زنها توهين شده و ارزش انها را كم دونسته من دنبال بهانه جويي نيستم اگه اين جوابمم بگيرم ديگه با اين سايت كاري ندارم خواهشا بهاطر حرمت سوره ضحي و اما السائل فلا تنهر جوابي معقول بفرماييد اين ايات شريفي كه در قران هست براي اكرام زنها بيش از صد بار خواندم مطلب جديدي عرض كنيد درسته ظاهرا برابرند انم در قران در احاديث كه ايمان زنها هم كمتره ولي در باطن كه نگاه كني زنها نه حق دنيايي دارند و نه اخروي يعني مقامشون به مردها نميرسه منظورم به مردهاي مومن تو رو خدا جوابم بديد ديگه خودمم خسته شدم مطمِن باشيد جز اين سوال هم سوال ديگري در اين سايت نخواهم داشت بخاطر رضاي خدا مشكلم را حل كنيد نه احترام به من اصلا دوست ندارم علكي وقتتون بگيرم ديگه به حد كافي با اين سوالات و جواب ندادن وكم ارزش دانستن سوالم كوچك شدم غمي به غمهام اضافه نكنيد

fargol;177795 نوشت:
سلام مگه من هدفم بحث كردنه،فقط يه سؤال داشتم كه پرسيدم حالا مگه از شما كمك خواستم كه اينجوري ميگيد؟؟؟؟؟بهر حال ممنون....

من به این خاطر گفتم بحث نمیکنم چون تو بحث کردن من سعی میکنم حرف خودم رو به کرسی بشونم و شما هم حرف خودتون رو، و این یعنی من معیار حقیقت بشم. اصلاً به شما بگم اینجا دنبال حقیقت نگردید، اینجا همیشه بحث و جدل بین اعضا است و نهایتاً اگر یک شبهه در شما رفع کنه، ده تا سؤال بیجواب تو ذهنتون ایجاد میکنه.

این که من تأکید کردم اول تکلیف خودتو رو با خداتون روشن کنید چون احساس من این بود که شما در مورد توحید و خداشناسی باید تأمل بیشتری کنید. به هر حال به خاطر سوءتفاهمی که ایجاد شد پوزش میخوام.

موضوع قفل شده است