جمع بندی تفاوت اراده‌ی انسان با دعا چیست؟

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفاوت اراده‌ی انسان با دعا چیست؟

تفاوت اراده انسان با دعا چیست؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

کریمیان;1026739 نوشت:
تفاوت اراده انسان با دعا چیست؟

اراده یک عامل درونی برای تحقق اهداف است، این که انسان در درون خودش برای رسیدن به یک نتیجه برنامه ریزیی و تلاش کند، ه عبارت دیگر تمام آنچه که حتی یک انسان خداناباور و کافر هم برای رسیدن به اهدافش انجام می دهد، اما دعا درخواست از خداوند بوده و یک عامل بیرونی برای تحقق اهداف است، این مسئله از یک باور دینی نشأت می گیرد مبنی بر این که همه امور به دست خداوند است.

بنابراین دعا در حقیقیت در خواست از غیر است، و اراده تلاشی از جانب خود، و این دو هیچ کدام جای دیگری را نمی گیرند. این مسئله با نگاهی مجموعی به آیات و روایات این مسئله روشن میشود. قرآن کریم و روایت در کنار توصیه به دعا، بر تلاش و کوشش برای رسیدن به اهداف هم تأکید ورزیده اند، خداوند در قرآن کریم تصریح فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛ به درستی که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنچه که مربوط به خودشان است را تغییر دهند.

این آیه شریفه به خوبی نشان میدهد که دعا کردن بدون تغییر دادن شرایط و آنچه که مربوط به خود انسان است مستجاب نخواهد شد، همانطور که پیامبر(ص) هم در روایاتی به این مطلب اشاره کرده اند: «الدَّاعِي بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِي‏ بِلَا وَتَر»؛ دعا کننده ی بدون عمل، مثل تیرانداز بدون کمان است.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج90، ص312)

بنابراین دعا به حرکت، برنامه ریزی و تلاش انسان برکت می دهد، این دو مکمل یکدیگر بوده و برای تحقق اهداف بزرگ هر دو لازم است، به عنوان نمونه در جنگ تحمیلی مردم ایران در کنار دعا تلاش و مجاهدت کردند و به این پیروزی عظیم دست یافتند، اگر هر کدام از این دو نبود، یعنی اگر بدون دعا و امید به یاری خداوند وارد جنگ میشدند، و یا صرفا در مساجد می نشستند و برای شکست صدام دعا می کردند، در هر دو صورت پیروزی حاصل نشده، و نتیجه به گونه ای دیگر رقم میخورد.

با سلام

مسلم;1026932 نوشت:
بنابراین دعا در حقیقیت در خواست از غیر است،

بنابراین دعا ربطی به اراده شخص یا هرآنچه در ید قدرت انسان است و میتواند محقق کند ندارد.

مطابق فرمایشات شما میتوان گفت که به طور کلی برای یک خواسته یک علت تامه ای نیاز است. این علت گستره ای از اراده شخص (فعالیت و کوشش فردی) و کمک غیر (یا خداوند) است. یعنی در پاره ای موارد اراده شخص کفایت میکند و تامه است. مثلا شما میخواهید ماشین بخرید و پولش را هم دارید و میروید تهیه میکنید و بدون توسل به غیر مطلوب شما حاصل میشود. دعا وقتی است که اراده و فعالیت شما کفایت نکند. در این صورت متوسل به غیر میشوید. مثلا میخواهید ماشین بخرید و پول کافی ندارید و مثلا از دوستتان کمک میگیرید و با جمع اراده شما و دوستتان مطلوب شما حاصل میشود. البته این در صورتی است که شما بتوانید اراده دوستتان (غیر) را در جهت مطلوبی که دارید تغییر دهید.
حال وقتی این غیر خدا باشد. یعنی اینکه شما در غالب دعا در اراده خدا تاثیر میگذارید و اراده او را در جهت مطلوبتان تغییر میدهید! که البته این امر هم کم تناقض ندارد!

با سلام و احترام

manmehdiam;1027116 نوشت:
مطابق فرمایشات شما میتوان گفت که به طور کلی برای یک خواسته یک علت تامه ای نیاز است. این علت گستره ای از اراده شخص (فعالیت و کوشش فردی) و کمک غیر (یا خداوند) است. یعنی در پاره ای موارد اراده شخص کفایت میکند و تامه است. مثلا شما میخواهید ماشین بخرید و پولش را هم دارید و میروید تهیه میکنید و بدون توسل به غیر مطلوب شما حاصل میشود. دعا وقتی است که اراده و فعالیت شما کفایت نکند. در این صورت متوسل به غیر میشوید. مثلا میخواهید ماشین بخرید و پول کافی ندارید و مثلا از دوستتان کمک میگیرید و با جمع اراده شما و دوستتان مطلوب شما حاصل میشود. البته این در صورتی است که شما بتوانید اراده دوستتان (غیر) را در جهت مطلوبی که دارید تغییر دهید.
حال وقتی این غیر خدا باشد. یعنی اینکه شما در غالب دعا در اراده خدا تاثیر میگذارید و اراده او را در جهت مطلوبتان تغییر میدهید! که البته این امر هم کم تناقض ندارد!

اراده انسان به تنهایی هرگز علت تامّه برای هیچ رفتاری تلقی نمیشود، حتی برای خریدن ماشینی که پول آن را هم دارد اگر یک لحظه خدای نکرده کسی نخاعش آسیب ببیند دیگر حتی نخواهد توانست از خانه بیرون بیرون برود، حتی اگر ماشین را پسندیده و پولش را هم داشته باشد، میشود هزار مشکل و مانع دیگر را تصور کرد که همه در دست خداست.

ما از خداوندی که همه چیز به دست اوست می خواهیم اراده اش را در حق ما تغییر دهد و ما را یاری کند، البته این هم بهانه ای برای تقویت ارتباط است، وگرنه خداوند از دل و حاجت هر کسی با خبر است، اینکه گفته حتما دعا کنید و از من بخواهید تا به شما چیزی بدهم برای این است که بهانه ای بشود تا بندگان او را یاد کنند.

با سلام

مسلم;1027208 نوشت:
البته این هم بهانه ای برای تقویت ارتباط است،

اشکال کار هم همینجاست. یعنی نتیجه دعا خیلی هم قرار نیست استجابت دعا باشد، بیشتر قرار است بهانه ای برای عبودیت باشد! و قرار نیست داعی! خیلی هم شکمش را صابون بزند!
و همانگونه که فرمودید اصلا خدا که خودش از همه چیز آگاه است! پس گفتن و دعا کردن ندارد!

با سلام

manmehdiam;1027223 نوشت:
اشکال کار هم همینجاست. یعنی نتیجه دعا خیلی هم قرار نیست استجابت دعا باشد، بیشتر قرار است بهانه ای برای عبودیت باشد! و قرار نیست داعی! خیلی هم شکمش را صابون بزند! و همانگونه که فرمودید اصلا خدا که خودش از همه چیز آگاه است! پس گفتن و دعا کردن ندارد!


دنبال بهانه گیری نباشید، وقتی مستجاب کننده استجابتش را مشروط بر دعا کند ولو اینکه بهانه ای برای ارتباط باشد، بالاخره این دعاست که موجب استجابت است. مثل اینکه شما به یکی که خیلی دوست دارید با او دیدار کنید به او بگویید برای شما فلان شیء را بیاورد تا به او پاداش بدهید، خب اگرچه هدف شما دیدار با آن شخص بوده است، اما این آوردن آن شیء موجب پاداش شما به اوست.

و اینکه همه دعاها مستجب نمیشود خب کسی ادعایی خلاف آن را ندارد، هیچ کسی نگفته همه دعاها مستجاب میشود!

با سلام

مسلم;1027499 نوشت:
همه دعاها مستجب نمیشود خب کسی ادعایی خلاف آن را ندارد، هیچ کسی نگفته همه دعاها مستجاب میشود!

شما حداکثر را در نظر نگیرید که حرفتان را ثابت کنید. ما هم نگفتیم همه دعا ها مستجاب نمیشود. و نگفتیم چرا بعضی از دعا ها مستجاب نمیشود.
عرض ما این است که تقریبا هیچ دعایی مستجاب نمیشود. بین هیچ تا همه خیلی تفاوت است.
اگر آثاری مثل تقویت روحیه بیماران یا موارد مشابه که در اثر دعا کردن ایجاد میشود را حذف کنیم دقیقا هیچ چیز تحت عنوان استحابت دعا نمیماند.
شرایطی که برای استجابت دعا گفته میشود تقریبا معادل عدم استجابت دعاست!

ضمن آنکه اگر فرمایشات شما قرین صحت بود و حتی اگر سخت ترین شرایط نیز برای استجابت دعا وجود داشت و این شرایط مشخص و قابل صحت سنجی بود ، آنگاه میشد صحت و سقم استجابت دعا را آزمون کرد. حال آنکه این موضوع اصلا امکان ابطال پذیری هم ندارد. در هر صورت شما برای عدم استجابت دعا بهانه ای دارید. حضور قلب نبوده...حکمت این بوده....تلاقی با خواسته های دیگر بوده...قرار است بهتر از آن داده شود...بهانه زیاد است!

قضاوت با خوانندگان

با سلام و احترام

manmehdiam;1027508 نوشت:
شما حداکثر را در نظر نگیرید که حرفتان را ثابت کنید. ما هم نگفتیم همه دعا ها مستجاب نمیشود. و نگفتیم چرا بعضی از دعا ها مستجاب نمیشود.
عرض ما این است که تقریبا هیچ دعایی مستجاب نمیشود. بین هیچ تا همه خیلی تفاوت است.
اگر آثاری مثل تقویت روحیه بیماران یا موارد مشابه که در اثر دعا کردن ایجاد میشود را حذف کنیم دقیقا هیچ چیز تحت عنوان استحابت دعا نمیماند.
شرایطی که برای استجابت دعا گفته میشود تقریبا معادل عدم استجابت دعاست!

ضمن آنکه اگر فرمایشات شما قرین صحت بود و حتی اگر سخت ترین شرایط نیز برای استجابت دعا وجود داشت و این شرایط مشخص و قابل صحت سنجی بود ، آنگاه میشد صحت و سقم استجابت دعا را آزمون کرد. حال آنکه این موضوع اصلا امکان ابطال پذیری هم ندارد. در هر صورت شما برای عدم استجابت دعا بهانه ای دارید. حضور قلب نبوده...حکمت این بوده....تلاقی با خواسته های دیگر بوده...قرار است بهتر از آن داده شود...بهانه زیاد است!

قضاوت با خوانندگان

از آنجا که دعاها به صورت معجزه وار مسجاب نمیشوند، بلکه از طریق اسباب عادی مستجاب میشوند بنابراین سنجش استجابت دعا مبتنی بر مبانی فکری پیشینی انسان هاست؛ کسی که اراده خدا و سخنان او در مورد استجابت دعا را باور داشته باشد در پس تمام این وقایع به ظاهر مادی قدرت مستجاب کننده ی دعایش را می بیند، اما کسی که در این ظواهر طبیعی متوقف شود صرفا سعی می کند یک تبیین مادی از این گره گشایی ارائه کند.

با این اوصاف کسی که حقانیت و صدق متون دینی و تعالیم اسلامی را قبول داشته باشد، شرایط استجابت را واقعا شرایط استجابت می داند، اما کسی که این متون و مبانی را قبول نداشته باشد این شرایط را بهانه تلقی می کند!

بنابراین من و شما نمیتوانیم بر سر خود دعا بحث کنیم، اختلاف ما و شما عمیق تر از بحث دعا بوده و باید در سطح مبانی و تعالیم دینی پی گرفته شود.

با سلام

مسلم;1027694 نوشت:
از آنجا که دعاها به صورت معجزه وار مسجاب نمیشوند

اتفاقا آنگونه که در مورد استجابت دعا شما میفرمایید و کلا ذهنیتی که دعاکنندگان از دعا دارند دقیقا معادل معجزه است. بیمار سرطانی که تمام امیدش را از رویه عادی درمان قطع شده میداند متوسل به دعا میشود که نیرویی ورای اسباب و علل طبیعی دخیل شود و بیماری او درمان شود. این که عین معجزه است.
اتفاقا ساده ترین دلیل ما بر عدم تحقق دعا ، انتظار دعاکننده از رخدادی معجزه وار است که در جهت مطلوب فرد عمل کند. بحث اعجاز و معجزه که تحت عنوان حجت الهی توسط پیامبران انجام میشود و توسط شما به عنوان حقیقت تلقی میشود و دلایلی هم برای صحت آن اقامه میفرمایید، در مورد دعا کار شما سخت تر است. یعنی باید بتوانید ثابت کنید که این اعجاز در حق انسانهای عادی هم محقق شده است! مثل فردی عادی دعا میکند و بیماری لاعلاج او درمان میشود!

مسلم;1027694 نوشت:
کسی که اراده خدا و سخنان او در مورد استجابت دعا را باور داشته باشد در پس تمام این وقایع به ظاهر مادی قدرت مستجاب کننده ی دعایش را می بیند، اما کسی که در این ظواهر طبیعی متوقف شود صرفا سعی می کند یک تبیین مادی از این گره گشایی ارائه کند.

البته ما زمانی که متوقف در امور مادی نبودیم!!! هم این تجربه امکان گره گشایی توسط دعا را داشته ایم! اتفاقا اگر برایتان جالب است عین دعا را هم به شما عرض میکنم:
بارالهی! تو که میدانی من با تمام حس حقیقت جویی در طلب درک حقانیت دین تو و وجود تو بودم و هستم. و میدانی که به هیچ نتیجه ای نرسیده ام! پس در حق این بنده گمراه و سردرگم ات راهی، شیوه ای ... تجربه ای خاص عطا فرما که حقانیت تو را درک نماید!
ملاحظه فرمودید؟ این دعا نه در حق مخلص و نه دیگرانی که معمولا چنین دعایی را میکنند جامه استجاب نپوشید! و چه بنده هایی که از درگاه باریتعالی در اثر عدم استجابت این دعا دست خالی برنگشتند!

مسلم;1027694 نوشت:
بنابراین من و شما نمیتوانیم بر سر خود دعا بحث کنیم، اختلاف ما و شما عمیق تر از بحث دعا بوده و باید در سطح مبانی و تعالیم دینی پی گرفته شود.

کاملا به این امر واقفم! معمولا تمامی مباحثی که در مصادیق با شما میشود آن را حواله به قبول توحید میدهید! متوجه هستم که کسی که حقانیت وجودی خدا را با تمام اوصافی که در دین برایش نقل شده پذیرفته باشد مشکلی برای قبول صحت دعا ندارد!

جمع بندی

____________________________________________________________

پرسش:

تفاوت تاثیر دعا و اراده انسان در چیست؟

پاسخ:

اراده یک عامل درونی برای تحقق اهداف است، این که انسان در درون خودش برای رسیدن به یک نتیجه برنامه ریزیی و تلاش کند، اما این اراده به تنهایی هرگز علت تامّه برای هیچ رفتاری تلقی نمیشود، به عبارت دیگر اراده انسان تمام آنچیزی است که حتی یک انسان خداناباور و کافر هم برای رسیدن به اهدافش انجام می دهد، اما دعا درخواست از خداوند بوده و یک عامل بیرونی برای تحقق اهداف است، این مسئله از یک باور دینی نشأت می گیرد مبنی بر این که همه امور به دست خداوند است.

بنابراین دعا در حقیقیت در خواست از غیر است، و اراده تلاشی از جانب خود، و این دو هیچ کدام جای دیگری را نمی گیرند. این مسئله با نگاهی مجموعی به آیات و روایات این مسئله روشن میشود. قرآن کریم و روایت در کنار توصیه به دعا، بر تلاش و کوشش برای رسیدن به اهداف هم تأکید ورزیده اند، خداوند در قرآن کریم تصریح فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛(1) به درستی که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنچه که مربوط به خودشان است را تغییر دهند.

این آیه شریفه به خوبی نشان میدهد که دعا کردن بدون تغییر دادن شرایط و آنچه که مربوط به خود انسان است مستجاب نخواهد شد، همانطور که پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم در روایاتی به این مطلب اشاره کرده اند: «الدَّاعِي بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِي‏ بِلَا وَتَر»؛ دعا کننده ی بدون عمل، مثل تیرانداز بدون کمان است.(2)

بنابراین دعا به حرکت، برنامه ریزی و تلاش انسان برکت می دهد، این دو مکمل یکدیگر بوده و برای تحقق اهداف بزرگ هر دو لازم است، به عنوان نمونه در جنگ تحمیلی مردم ایران در کنار دعا تلاش و مجاهدت کردند و به این پیروزی عظیم دست یافتند، اگر هر کدام از این دو نبود، یعنی اگر بدون دعا و امید به یاری خداوند وارد جنگ میشدند، و یا صرفا در مساجد می نشستند و برای شکست صدام دعا می کردند، در هر دو صورت پیروزی حاصل نشده، و نتیجه به گونه ای دیگر رقم میخورد.

 

پی نوشت ها:

1. رعد:11/13.

2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج90، ص312.

موضوع قفل شده است