جمع بندی تعارض علم و دین در مورد گیاه خواری

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تعارض علم و دین در مورد گیاه خواری

[="Black"]سلام علیکم

گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند؛ همچنین گویا مراجع مخالفتی با گیاه خواری ندارند
از نظر علمی گفته می شود گوشت خواری آسیبهای جدی به محیط زیست و سلامتی انسان میزند؛ در اسلام گوشت خواری توصیه شده و مستحب و در مواردی واجب ذکر شده است
گیاه خواران مدعی انسانیت هستند و کشتن و سواستفاده از حیوانات را غیراخلاقی دانسته و میگویند حیوانات در رده انسان ها دارای سیستم اعصاب مرکزی و حس میباشند

آیا اگر گیاه خوار شویم به روایات و دین اسلام که به خوردن گوشت توصیه کردند عمل نکرده ایم؟
اگر گوشت خواری آسیبی دارد چرا در دین به آن توصیه شده است؟ (مگر روایت نداریم که در هر چه ضرری باشد در آن شفا نیست پس چرا به خوردن گوشت که در آن آسیب وجود دارد سفارش شده است؟)
آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟
زندگی اهلبیت علیهم السلام که بیشتر با ساده زیستی و خوردن غذاهای بسیار ساده بوده این خود با توصیه های دین به خوردن گوشت در تناقض نیست؟
آیا در نتیجه تقابل علم و دین بوجود نمی آید؟
با نگاهی وسیع تر میتوان گفت چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن بزند به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است

تشکر[/]

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

غلام عشقتم یاعلی;1023988 نوشت:
گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند؛ همچنین گویا مراجع مخالفتی با گیاه خواری ندارند
از نظر علمی گفته می شود گوشت خواری آسیبهای جدی به محیط زیست و سلامتی انسان میزند؛ در اسلام گوشت خواری توصیه شده و مستحب و در مواردی واجب ذکر شده است
گیاه خواران مدعی انسانیت هستند و کشتن و سواستفاده از حیوانات را غیراخلاقی دانسته و میگویند حیوانات در رده انسان ها دارای سیستم اعصاب مرکزی و حس میباشند

آیا اگر گیاه خوار شویم به روایات و دین اسلام که به خوردن گوشت توصیه کردند عمل نکرده ایم؟
اگر گوشت خواری آسیبی دارد چرا در دین به آن توصیه شده است؟ (مگر روایت نداریم که در هر چه ضرری باشد در آن شفا نیست پس چرا به خوردن گوشت که در آن آسیب وجود دارد سفارش شده است؟)
آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟
زندگی اهلبیت علیهم السلام که بیشتر با ساده زیستی و خوردن غذاهای بسیار ساده بوده این خود با توصیه های دین به خوردن گوشت در تناقض نیست؟
آیا در نتیجه تقابل علم و دین بوجود نمی آید؟
با نگاهی وسیع تر میتوان گفت چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن بزند به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است



برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

بهره بردن انسان از حیوانات نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در راستای هدف از خلقت آنهاست، چرا که خداوند به عنوان مالک حیوانات، آنها را مسخّر انسان ساخته است، یعنی اگر انسان نبود اینها هم آفریده نمیشدند، آنها به خاطر انسان آفریده شده اند:

«اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْكُلُون‏»؛ خداست كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا بر بعضى از آنها سوار شويد، و از [گوشت‏] بعضى از آنها بخوريد.(غافر:79)

منتهی اسلام در این که آنها آزار و اذیت نشوند نهایت تأکید را دارد، حتی برای دوشیدن آنها می فرماید ناخن هایتان کوتاه باشد.

همچنین در ذبح آنها هم اسلام راهی پیشنهاد داده است که سریع ترین راه برای جان دادن ایشان باشد که زجر و درد آنها به حداقل رسیده و از آن طرف برای انسان هم تغذیه از گوشت ایشان سالم و بی خطر باشد. این برای ما قابل درک نیست اما به نظر میرسد قطع اتصال رگ اصلی و اتصالی میان قلب و مغز آن هم با ابزاری تیز و به صورت سریع موجب میشود خون به مغز که درک کننده ی درد است نرسد و از آن طرف با سرعت خون بدن تمام شده و حیوان سریع جان دهد. در حالی که با روش های دیگر علاوه بر اینکه خون به کندی خارج شده و همچنان به مغز میرسد و موجب میشود حیوان بیشترین درد را متحمل بشود، از آن طرف بخش عظیمی از خون در بدن می ماند که برای انسان مضر خواهد بود.

نکته دوم:
نکته دیگر اینکه اسلام در خصوص تغذیه و بهره بردن از گوشت نه مسیر افراط را پیموده، و نه مسیر تفریط را؛ اگرچه اسلام از ترک خوردن گوشت نهی فرموده است، اما از خوردن فراوان آن هم نهی کرده است. به عنوان نمونه در روایات در 40 روز هم از هر روز خوردن گوشت نهی شده و هم از اصلا نخوردن آن: «أَنَّ مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ... وَ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُه‏»به درستی که هر کسی چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد خواهد شد... و هر کسی چهل روز هر روز گوشت بخورد اخلاقش بد خواهد شد.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج53، ص326)

یا فرموده اند: « مَنْ‏ أَكَلَ‏ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً قَسَا قَلْبُه»؛ هر کسی چهل روز پشت سر هم گوشت بخورد قلبش سخت خواهد شد.(بحارالانوار، 59، ص294)
در سیره امیرالمومنین(علیه السلام) نیز آمده است که: «لا یأکل اللحم إلا قلیلا و یقول لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوان‏ و کان مع ذلک أشد الناس قوة و أعظمهم أیدا»؛ به ندرت گوشت می‌خورد و می‌فرمود: شکم‌هایتان را گورستان حیوانات قرار ندهید! با همه این اوصاف از نیرومندترین مردان و قوی پنجه‌ترین آنان بود.(بحارالانوار، ج41، ص148)

امام صادق(علیه السلام) نیز می فرمایند: «كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْرَهُ إِدْمَانَ اللَّحْمِ وَ يَقُولُ إِنَّ لَهُ ضَرَاوَةً كَضَرَاوَة ِ الْخَمْر»؛ علی(علیه السلام) از مداومت بر خوردن گوشت اکراه داشته، و می فرمود: اعتیاد به آن بدتر از اعتیاد به شراب است.(ج63، ص69)

اما همان طور که اشاره شد، از آن طرف از ترک خوردن گوشت هم نهی شده است، تا جایی که بنده اطلاع دارم، امروزه پزشکان هم از ترک خوردن گوشت نهی کرده و آن را یک منبع ضروری برای تغذیه اانسان می دانند، لذا نظری در تعارض با دیدگاه اسلام ندارند.

اما حتی اگر خلاف آن را بگویند و رژیم انحصاری گیاه خواری و ترک از خوردن گوشت را توصیه کنند باز هم این خودش یک دیدگاه است که بی نیاز از اثبات نیست. این که آیا رژیم گیاه خواری به صورت کامل می تواند نیازهای بدن انسان را رفع کرده و ما را از خوردن گوشت بی نیاز کند مطلبی نیست که علم بتواند با قاطعیت در خصوص آن نظر بدهد، چون هر لحظه امکان دارد افق جدیدی گشوده شود که نشان دهد نظر پیشین اشتباه بوده است، بنابراین نمی توان در این خصوص با تکیه به یافته های علمی، سخن دین را غلط دانست.

نکته سوم:
اما در مورد بخش پایانی سوال شما در خصوص قانون آفرینش و تغذیه گوشت خواران از گیاه خواران پیش از پاسخ باید عرض کنم در مباحث عدل و تکوین عالم، عاطفه و احساس به شدت رهزن است، باید با نگرش عقلی محض به این مسئله نگاه کرد، چرا که اگر درون انسان تحت تأثیر عواطف و احساسات متلاطم و پریشان باشد نمی تواند به درست حق را تشخیص دهد.

الف)
بسیاری اوقات ناراحتی ما در خصوص نابودی یک موجود مبتنی براحساسات پیشینی است، مثلا ما از کشتن یک مورچه یا مگس آنچنان تحت تاثیر قرار نمی گیریم که از کشتن یک شتر متاثر میشویم، این مبتنی بر یک پیش فرض درون ذهن ماست که هر چه موجود بزرگتر باشد کشتنش بیشتر مورد توجه قرار می گیرد! در حالی که به لحاظ عقلی بزرگی و کوچکی موجود تاثیری در این خصوص ندارد!
یا این که بگوییم به جای حیوانات فقط باید از گیاهان تغذیه کرد ناشی از یک احساس پیشینی است که نسبت به نابودی گیاهان دچار عذاب وجدان نمیشویم، یا کمتر دچار آن میشویم.گیاهان هم حیات دارند، و بقای طبیعت و انسان در گرو وجود آنهاست، طبیعتا انحصار تغذیه از آنها هم اینگونه نیست که منجر به نابودی موجودی که دارای حیات است نشود! در اینکه آیا آنها نیز دردمی کشند یا خیر نمیشود با قاطعیت ابراز نظر کرد، برخی یافته ها حاکی از داشتن نوعی حس در آنهاست، به عنوان مثال اینکه دانشمندان می گویند درختان و گیاهان به باغبان خود انس میگیرند.

ب)
گیاهان نقش بی بدیلی در طبیعت و حیات دارند، بنابراین چرخه گیاهخواران باید کنترل شود تا به نابودی گیاهان و طبیعت منتهی نشود، اگر گوشتخواران نباشند خود گیاهخواران هم با نابود کردن تمام مراتع و گیاهان، نابود میشوند، انسان ها هم نابود میشوند، تمام طبیعتا نابود میشود، این چرخه طبیعت و تغذیه گوشتخواران از گیاهخوارانی که از گیاهان تغذیه می کنند همه چیز را کنترل و متعادل می سازد.

ج)
نکته دیگر این که حیوانات قدرت تفکر ندارند، لذا آن زجری که ما برای آنها گمان میکنیم هرگز دامنشان را نمی گیرد، آنچه که کشته شدن را برای ما دردناک می کند اموری چون توجه به مرگ و نیستی، جدایی از خویشان، درد کشیدن، و ورود به جهانی است که هیچ آشنایی با آن نداریم و تفکراتی مانند آن است، در حالی که حیوانات به هیچ کدام از اینها فکر نمی کنند، همان طور که پیامبر(ص) می فرمایند: «لَوْ تَعْلَمُ الْبَهَائِمُ مِنَ الْمَوْتِ مَا يَعْلَمُ ابْنُ آدَمَ مَا أَكَلْتُمْ سَمِينا »؛ اگر چهارپایان از آنچه که انسان از مرگ می داند آگاه بودند هرگز چاق نمیشدند.(بحارالانوار، ج61، ص46)

فرار حیوانات از دست یکدیگر غریزی است نه ناشی از تفکر. یک آهو هنگام فرار از دست یک پلنگ هرگز به این فکر نمی کند که اگر گیر بیفتم چه میشود! بلکه غریزه او به او می گوید این دشمن است، فرار کن. حیوانات فقط درد را درک می کنند آن هم فقط موقع درد، نه پیش از آن، و نه بزرگنمایی های روانی هنگام آن.
حتی اگر گوزنی پیش چشمان فرزندانش شکار شوند، شما هرگز آن را مانند کشته شدن یک انسان جلوی چشم فرزندانش ندانید، چون هرگز آن حیوانات به آنچه که فرزندان انسان فکر می کنند، فکر نمی کنند. قطعا آن لرزش دلی که شما در هنگام دیدن شکار حیوانات دارید خود آنها ندارند.

با سلام خدمت استاد گرامی
ممنون از توضیحات شما بنده اگر اجازه بدین یک مطلبی رو اضافه کنم
البته در صحت و سقم اون شک دارم اما چون از یکی از کارشناسان امور دینی شنیدم بازگو میکنم( طبعا این نظر جنبه درون دینی داره)
اصل و ریشه گیاهخواری به هندوئیسم برمیگرده
در هندوئیسم بعضی مرتاضان برای ارتباط با خدایان گیاهخواری رو انتخاب میکنند.
ظاهرا از متون هندوئیسم و ادعاهای مرتاضان هندی بدست میاد چیز هایی که این ها بهش خدا میگن همان اجنه هستند
اینها برای ارتباط گیری بهتر با اجنه دست به گیاه خواری میزنند
بنده در احادیثم تا جایی که خاطرم هست این موضوع وجود داره که خوردن گوشت باعث دوری اینها میشه
از طرفی دیدم موردی رو که فردی دعا نویس که ادعای ارتباط با جن و موارد اینچنینی داشت میگفت باید مدتی گوشت نخورین( مخاطبش کسی بود که درخواست دعا کرده بود و قیمت و شرایط رو می پرسید)
این چیزی بود که بندم از یک کارشناس شنیدم و بخش دوم هم چیزی بود که خودم فیلم فرد دعا نویس رو دیدم
صحت سنجی مطالب بالا در توان علمی بنده نیست و ادعایی ندارم
ممنون
@};-@};-@};-

جوجه اردک زشت;1024391 نوشت:
اینها برای ارتباط گیری بهتر با اجنه دست به گیاه خواری میزنند
بنده در احادیثم تا جایی که خاطرم هست این موضوع وجود داره که خوردن گوشت باعث دوری اینها میشه
از طرفی دیدم موردی رو که فردی دعا نویس که ادعای ارتباط با جن و موارد اینچنینی داشت میگفت باید مدتی گوشت نخورین( مخاطبش کسی بود که درخواست دعا کرده بود و قیمت و شرایط رو می پرسید)
این چیزی بود که بندم از یک کارشناس شنیدم و بخش دوم هم چیزی بود که خودم فیلم فرد دعا نویس رو دیدم
صحت سنجی مطالب بالا در توان علمی بنده نیست و ادعایی ندارم

با سلام و احترام
بله بنده هم از برخی محققین مورد اعتماد که در این خصوص اجنه و عرفان های کاذب تحقیقاتی داشته اند مطلبی را که فرمودید شنیده ام، که رژیم گیاهخواری و هر چیزی که انسان را به لحاظ قوا ضعیف کند زمینه را برای ورود اجنه و در اختیار گرفتن افکار انسان باز می کند، از جمله ترک خوردن گوشت، به همین خاطر در عرفان ها و ریاضت های شرقی به گیاهخواری توصیه شده است.(1)
منتهی در مقام پاسخ به این مطلب اشاره نکردم چون هر چقدر گشتم نتوانستم دلیل یا قرینه روشنی در آیات و روایات بر آن بیابم و نخواستم بدون استناد به منابع معتبر حرفی زده باشم.
@};-@};-@};-

1. البته در برخی ادیان هندی چون جینیسم گیاهخواری و کشاورزی به خاطر پرهیز از آزار و کشتن حیوانات است که از محرّمات این ادیان است.

غلام عشقتم یاعلی;1023988 نوشت:
سلام علیکم

گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند؛ همچنین گویا مراجع مخالفتی با گیاه خواری ندارند
از نظر علمی گفته می شود گوشت خواری آسیبهای جدی به محیط زیست و سلامتی انسان میزند؛ در اسلام گوشت خواری توصیه شده و مستحب و در مواردی واجب ذکر شده است
گیاه خواران مدعی انسانیت هستند و کشتن و سواستفاده از حیوانات را غیراخلاقی دانسته و میگویند حیوانات در رده انسان ها دارای سیستم اعصاب مرکزی و حس میباشند

آیا اگر گیاه خوار شویم به روایات و دین اسلام که به خوردن گوشت توصیه کردند عمل نکرده ایم؟
اگر گوشت خواری آسیبی دارد چرا در دین به آن توصیه شده است؟ (مگر روایت نداریم که در هر چه ضرری باشد در آن شفا نیست پس چرا به خوردن گوشت که در آن آسیب وجود دارد سفارش شده است؟)
آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟
زندگی اهلبیت علیهم السلام که بیشتر با ساده زیستی و خوردن غذاهای بسیار ساده بوده این خود با توصیه های دین به خوردن گوشت در تناقض نیست؟
آیا در نتیجه تقابل علم و دین بوجود نمی آید؟
با نگاهی وسیع تر میتوان گفت چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن بزند به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است

تشکر


سلام،
اگر کسی گوشت نخورد مرتکب حرام نشده است تا وقتی که به بدنش آسیب نرسانده باشد، ولی اگر حلال خدا (خوردن گوشت حلال) را بر خود حرام کند این خودش حرام است ...
اینکه حلال خدا را غیراخلاقی و غیرانسانی بشمرد هم اشکال دارد ...
ما حتیٰ گیاه گوشتخوار هم داریم، در ضمن اینکه گیاهان که خورده می‌شوند هم حیات دارند (برخی از گیاهخواران حتی تخم مرغ هم نمی‌خورند) و برای بقای خود حتیٰ با هم رقابت می‌کنند (فیلم‌های رشد گیاهان در دور تند را ببینید که ببینید صرفنظر از کند بودن حرکت‌هایشان کم‌وبیش مثل یک حیوان عمل می‌کنند) و صرف اینکه اگر خورده شوند درد نمی‌کشند موجه نیست وقتی تخم‌مرغ هم اگر خورده شود ولو اینکه نطفه هم درش باشد باز آن نطفه دردی را متحمل نمی‌شود ... اینها افراط و تفریط است و اسلام دین تعادل است، انسان هر حیوانی را حق ندارد بخورد، خرچنگ حق ندارد بخورد، خوک حق ندارد بخورد، ولی یک عده افراط کرده و اینها را هم می‌خورند (یک نفر یک ماهی حرامی را شکار کرده بود و امام صادق علیه‌السلام او را بازخواست کردند که به چه حقی این کار را کرده است)، یک گروه دیگرشان هم تفریط می‌کنند و می‌گویند حیوانات حلال‌گوشت را هم نباید خورد ... اینها ناشی از جهل است ...

[="black"]

مسلم;1024386 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام


از نگاه دینی هضم این موضوع آسون تره اما برای فرد بی دین این پاسخ سخت قابل پذیرش است چون گیاه خواری هم غالبا از سوی بی دین ها و قشر خاصی دیده میشه
با گوشت خواری بعلت پرورش دام آسیبهای جدی به مراتع زده میشه (برعکس فرمایش شما که گیاه خواری رو عامل از بین رفتن مراتع ذکر کردید) و تولید گازهای گلخانه ای جان میلیونها انسان رو به خطر میندازه و باعث بحران جدی کم آبی میشه همینطور آسیبهای جدی به سلامت انسان میزند و باعث سکته و فشارخون و چربی و مرگومیر زیادی میشه
تا بحال گیاه خواری توسط اکثریت پزشکان تایید شده و معتقدند همه ویتامین های موجود در گوشت در گیاه هم وجود داره و تجربه های بسیاری از افراد که سالها گیاه خوار بودند و زندگی بدون مشکل و خوبی داشتند حاکی از این ادعاست
درسته که گیاهان هم حیات دارند و گاهی واکنشهایی در مواجهه با خطر بروز میدن اما حس و اعصاب مرکزی و... ندارند و این دو قابل قیاس نیستند
درسته ما اشرف مخلوقاتیم اما از چه جهاتی؟ آیا تا جایی که حیواناتی برای خدمت به ما آفریده شده باشند تا ما با درد و زجر آنها شکم خودمون رو سیر کنیم؟ درسته که خیلی از ذرات عالم در اختیار انسان برای تعالی او قرار داده شده اما آیا تا جاییکه با از بین رفتن حیات ذره ای و یا مورد هدف قرار دادن جان و مایه ماده ای از اون بهره ببریم؟ از نگاه برخی بخصوص یک بی دین خدایی که مرغ یا گوسفند آفریده تا او بکشد و بخورد قابل ستایش نیست
با کشتن حیوانات هر چند با رعایت شرع اما باز هم باعث درد و رنج اونها میشیم وقتی میگید اسلام راهکار داده تا درد اونها کمتر بشه پس احتمالا درد زیادی متحمل میشن
پس طبق پاسخ شما و احادیث گیاه خواری در دین جایی ندارد اما اینکه مراجع گیاه خواری رو بدون اشکال دانستن برام روشن نشد حداقل باید مکروه اعلام میشد[/]

غلام عشقتم یاعلی;1023988 نوشت:
گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند

[=arial]سلام علیکم

سه سال پیش، خانمی استرالیایی به نام " ماریا استردم" برای اینکه اثبات کند افراد گیاهخوار ضعیف نیستند و تواناییِ انجام هر کاری دارند، تصمیم گرفت از هفت قلّه مرتفع دنیا صعود کند. اما وقتی به قلّه کوه اورست رسید، به خاطر بیماری ارتفاع، جانش را از دست داد و یک تنه این موضوع را زیر سؤال برد. برای دیدن متن خبر فوت این خانم ورزشکارِ گیاهخوار، به آدرس زیر از نشریه معروفِ تایم - Time - مراجعه نمایید:

http://time.com/4344556/mount-everest-death-climbing-vegan/

با سلام و احترام

غلام عشقتم یاعلی;1024422 نوشت:
از نگاه دینی هضم این موضوع آسون تره اما برای فرد بی دین این پاسخ سخت قابل پذیرش است چون گیاه خواری هم غالبا از سوی بی دین ها و قشر خاصی دیده میشه

بله از نظر درون دینی که این مسئله روشن است، اما خب از نظر برون دینی پاسخ می دهیم و بحث را پیش می بریم:

غلام عشقتم یاعلی;1024422 نوشت:
با گوشت خواری بعلت پرورش دام آسیبهای جدی به مراتع زده میشه (برعکس فرمایش شما که گیاه خواری رو عامل از بین رفتن مراتع ذکر کردید) و تولید گازهای گلخانه ای جان میلیونها انسان رو به خطر میندازه و باعث بحران جدی کم آبی میشه همینطور آسیبهای جدی به سلامت انسان میزند و باعث سکته و فشارخون و چربی و مرگومیر زیادی میشه

اتفاقا در اینکه کشاورزی آب بیشتری نسبت به دامپروری می طلبد تردیدی وجود ندارد، امروز در همین ایران ما ببینید بسیاری با کشت برخی محصولات کشاورزی کاملا مخالفت می ورزند و میگویندبا وضع آب در ایران، کشت این محصولات توجیه اقتصادی ندارد اما کسی به دامپروری ایراد نمیگیرد، چون دام ها آب بسیار کمتری می طلبند.
علاوه بر اینکه با دقت در نظم آفرینش روشن میشود که ارتباطی متقابل میان گیاهان و حیوانات وجود دارد، همانطور که حشرات از گیاهان تغذیه کرده و موجب تولید نسل آنها میشوند، چریدن دام ها در مراتع هم علاوه بر انتقال و گسترش گیاهان، موجب تغذیه آنها میشود.

بنابراین رژیم گوشت خواری به معنای نابودی مراتع و جنگل ها نیست که بگوییم موجب گسترش گازهای گلخانه ای میشود، بلکه مهم ترین عامل گسترش این گازها صنعت و کشاورزی مدرن با کودهای شیمیایی و سموم است.

علاوه بر اینکه اسلام از یک رژیم کاملا گوشت خواری حمایت نمی کند، بلکه اتفاقا طرفدار گیاه خواری حداکثری است، فقط از ترک خوردن گوشت نهی می کند، یعنی طبق برخی روایات هفته ای حداقل یک بار باید گوشت خورده شود، یا نهایتا هر چهل روز یک بار

غلام عشقتم یاعلی;1024422 نوشت:
تا بحال گیاه خواری توسط اکثریت پزشکان تایید شده و معتقدند همه ویتامین های موجود در گوشت در گیاه هم وجود داره و تجربه های بسیاری از افراد که سالها گیاه خوار بودند و زندگی بدون مشکل و خوبی داشتند حاکی از این ادعاست

امروزه تمام اندشمندان در حوزه فلسفه علم حتی در خود غرب هم پذیرفته اند که یافته های پزشکی یقینی نیستند، و هر لحظه ممکن است اکتشاف جدیدی برای بر حاصل شود که دید او را نسبت به گذشته تغییر دهد؛ شما از هر کسی که به حرف زشکان برای اثبات گیاه خواری و اکتفا کردن به آن استناد می کند یک سوال بپرسید: آیا محال است 100 سال دیگر علم پزشکی به این مطلب برسد که گیاه خواری نمی تواند جایگزین گوشت شود؟

غلام عشقتم یاعلی;1024422 نوشت:
درسته که گیاهان هم حیات دارند و گاهی واکنشهایی در مواجهه با خطر بروز میدن اما حس و اعصاب مرکزی و... ندارند و این دو قابل قیاس نیستند
درسته ما اشرف مخلوقاتیم اما از چه جهاتی؟ آیا تا جایی که حیواناتی برای خدمت به ما آفریده شده باشند تا ما با درد و زجر آنها شکم خودمون رو سیر کنیم؟ درسته که خیلی از ذرات عالم در اختیار انسان برای تعالی او قرار داده شده اما آیا تا جاییکه با از بین رفتن حیات ذره ای و یا مورد هدف قرار دادن جان و مایه ماده ای از اون بهره ببریم؟ از نگاه برخی بخصوص یک بی دین خدایی که مرغ یا گوسفند آفریده تا او بکشد و بخورد قابل ستایش نیست

غلام عشقتم یاعلی;1024422 نوشت:
با کشتن حیوانات هر چند با رعایت شرع اما باز هم باعث درد و رنج اونها میشیم وقتی میگید اسلام راهکار داده تا درد اونها کمتر بشه پس احتمالا درد زیادی متحمل میشن
پس طبق پاسخ شما و احادیث گیاه خواری در دین جایی ندارد اما اینکه مراجع گیاه خواری رو بدون اشکال دانستن برام روشن نشد حداقل باید مکروه اعلام میشد


ببینید همه چیز مبتنی بر یک قاعده اهم و مهم است
اگر بدن انسان به گوشت نیاز داشته باشد و این نیاز از طریق گیاهان برطرف نشود، چاره ای از آن نیست، در جایی که یک چیزی هم مضرات دارد و هم فوائد باید بین مضرات و فوائد سنجید، و باز تکرار می کنم اسلام به گوشت خواری توصیه نمیکند، از ترک آن نهی می کند، یعنی یک گوشت خواری حداقلی

[="Black"]

مسلم;1024435 نوشت:
با سلام و احترام

سلام علیکم
گویا بیشتر بدنبال داشتن یک تز فکری و یا مکتب متفاوت برای زندگی با چاشنی روشنفکری نوین و سکولار هستند

[/]

سلام علیکم و رحمة الله

غلام عشقتم یاعلی;1024539 نوشت:
گویا بیشتر بدنبال داشتن یک تز فکری و یا مکتب متفاوت برای زندگی با چاشنی روشنفکری نوین و سکولار هستند

همینطور است، آنچه در این بخش و سایر بخش های مشابه تبدیل به آفتی برای پیمودن مسیر درست شده است نوعی مُدگرایی است، که حتی در تغذیه هم نفوذ کرده!
متاسفانه از لحن کلام کسانی که گیاه خوار شده و آن را ترویج میکنند این به خوبی فهمیده میشود که آن را نوعی کلاس و مُد می دانند، و تمام استدلال های ایشان هم برای توجیه و پوشاندن این مطلب است.
و البته گاهی هم متاثر از مکتب های فکری است، من از برخی از محققین در این خصوص شنیدم که برخی رستوران های گیاهی که گیاه خواری را ترویج می کنند وقتی با آنها وارد می شوید می بینید که مطلب فراتر از بحث تغذیه بوده و اصلا نوعی عرفان را ترویج می کنند.

در هر صورت کس که اسلام را قبول دارد باید بپذیرد که گوشت یک منبع لازم برای انسان برشمرده شده است که البته نباید در خوردن آن گرفتار افراط و تفریط شد؛ و کسانی که اسلام را قبول ندارند باید دلیل یقین آور بیاورند که رژیم غذایی مبتنی بر گیاه خواری تمام نیازهای بدن انسان را تأمین کرده و هرگز در آینده امکان ندارد افق جدیدتری در این خصوص برای بشر گشوده شود که ادعای گزافی است.

غلام عشقتم یاعلی;1023988 نوشت:
سلام علیکم

گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند؛ همچنین گویا مراجع مخالفتی با گیاه خواری ندارند
از نظر علمی گفته می شود گوشت خواری آسیبهای جدی به محیط زیست و سلامتی انسان میزند؛ در اسلام گوشت خواری توصیه شده و مستحب و در مواردی واجب ذکر شده است
گیاه خواران مدعی انسانیت هستند و کشتن و سواستفاده از حیوانات را غیراخلاقی دانسته و میگویند حیوانات در رده انسان ها دارای سیستم اعصاب مرکزی و حس میباشند

آیا اگر گیاه خوار شویم به روایات و دین اسلام که به خوردن گوشت توصیه کردند عمل نکرده ایم؟
اگر گوشت خواری آسیبی دارد چرا در دین به آن توصیه شده است؟
آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟
زندگی اهلبیت علیهم السلام که بیشتر با ساده زیستی و خوردن غذاهای بسیار ساده بوده این خود با توصیه های دین به خوردن گوشت در تناقض نیست؟
آیا در نتیجه تقابل علم و دین بوجود نمی آید؟
با نگاهی وسیع تر میتوان گفت چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن بزند به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است

تشکر

با سلام

جناب مسلم مطالب خوبی را ذکر کردند. بنده هم چند نکته ای میگم.

اسلام میزان لازم و صحیح مصرف گوشت را برای انسان ذکر کرده یعنی یکبار در هفته! اگر مسلمانی رعایت نمیکند دلیل بر این نیست که توصیه اسلام به گوشتخواری یا مصرف زیاد گوشت است!

در احادیث معصومین نازنین حتی آثار روحی روانی مصرف گوشت،حبوبات و سایر خوردنی ها روی انسان ذکر شده!

بنظر بنده گیاهخواری روی سلامت جسمی ممکن است تا حدودی مفید باشد و مزایایی هم داشته باشد اما روی سلامت روح و روان گیاهخواران اثرات سوء دارد!

حضرت محمد (ص): هر کس چهل روز [پیاپی] گوشت بخورد، سنگدل می شود.

امام صادق(ع): در هر هفته، یک بار گوشت بخورید و خود و فرزندانتان را بدان عادت ندهید؛ زیرا موجب اعتیادی همچون اعتیاد به شراب می گردد.
نیز آنان را بیش از چهل روز، از آن محروم مدارید؛ چرا که آنان را بدخوی می کند.

امام صادق علیه السلام : گوشت، گوشت می رویاند. هر کس گوشت را چهل روز واگذارد، بدخوی می شود. و هر کس بدخوی شد، در گوش راستش اذان بگویید.

امام صادق علیه السلام : گوشت از گوشت است، هر کس آن را چهل روز واگذارد، بدخوی و عقلش کم می شود. آن را بخورید، چرا که بر شنوایی و بینایی می افزاید.

امام صادق علیه السلام : گوشت، گوشت می رویاند، و عقل را افزون می سازد. کسی که چند روزی گوشت نخورد عقلش فاسد می‌شود

امام رضا علیه السلام : زیاد خوردن گوشت حیوانات وحشی و گاو، عقل را دگرگون می کند، (گوشت گاو سرد است ) فهم را حیران می کند، ذهن را کودن می کند و فراموشی را زیاد می کند.‏

بنظر بنده همانطور که مصرف زیاد گوشت، سنگدلی را سبب میشود، عدم مصرف طولانی آن موجب غلبه قوای عاطفی بر قوای عقلی شده و موجب زودرنجی، احساساتی شدن زیاد و... میشود! و اینکه گوشت دارای ارواح حیوانی است که احتمالا به تقویت برخی ارواح انسان مرتبط است!

معایب گیاهخواری

https://www.yjc.ir/fa/news/6738306

یحبّونه;1024572 نوشت:
عدم مصرف طولانی آن موجب غلبه قوای عاطفی بر قوای عقلی شده و موجب زودرنجی، احساساتی شدن زیاد و... میشود! و اینکه گوشت دارای ارواح حیوانی است که احتمالا به تقویت برخی ارواح انسان مرتبط است!

منم کلا گوشت نمی خورم مگر 10-11 شب اول محرم.دقیقا این خصویاتی که گفتین رو دارم و خسته شدم دیگه. جدیدا دنبال راه هایی بودم که یه ذره سنگدل بشم.پس واجب شد به زور هم که شده گوشت بخورم.ممنون.

مسلم;1024435 نوشت:
اتفاقا در اینکه کشاورزی آب بیشتری نسبت به دامپروری می طلبد تردیدی وجود ندارد، امروز در همین ایران ما ببینید بسیاری با کشت برخی محصولات کشاورزی کاملا مخالفت می ورزند و میگویندبا وضع آب در ایران، کشت این محصولات توجیه اقتصادی ندارد اما کسی به دامپروری ایراد نمیگیرد، چون دام ها آب بسیار کمتری می طلبند.

این گفتار شگفت‌زده‌ام کرد زیرا خوراک دامها گیاه است!

برخی از دینها و آئین‌ها به دامداری اهمیت میدهند و برخی به کشاورزی. این نکته‌ای شگرف است و پیشینۀ
زندگی انسانها را آشکار میکند. دامدارهای اولیه انسانهایی کوچگر بوده‌اند اما یکجانشینان و انسانهای متمدن
به پرورش گیاه اهمیت میدادند و کشاورز بودند! برای نمونه یهودیت برای انسانهای متمدن بوجود نیامد.

آرسین;1024576 نوشت:
این گفتار شگفت‌زده‌ام کرد زیرا خوراک دامها گیاه است!

بله متوجه هستم، اما حیوان هر نوع علفی را میخورد، به همین خاطر در بسیاری از مناطق کوهستانی اصلا نیاز به کشت علوفه وجود ندارد
ثانیا: در آنجا که نیاز به کشت علوفه وجود دارد نیز می توان با دقت در تعیین نوع علوفه و نوع آبیاری مصرف آب را کاهش داد در حالی که چنین تنوعی در مورد خوراک انسان ممکن نیست.
ثالثا:
بنده این را مطلب در پاسخ به یک شبهه عرض کردم که گفتند دامپروری موجب بحران جدی در آب میشود، بنابراین طبق فرمایش شما نهایتا نتیجه این میشود که مصرف آب در بخش کشاورزی و دامپروری یکسان است، و در هر صورت آن شبهه ای که اشاره شد رفع میشود.

آرسین;1024577 نوشت:
برخی از دینها و آئین‌ها به دامداری اهمیت میدهند و برخی به کشاورزی. این نکته‌ای شگرف است و پیشینۀ
زندگی انسانها را آشکار میکند. دامدارهای اولیه انسانهایی کوچگر بوده‌اند اما یکجانشینان و انسانهای متمدن
به پرورش گیاه اهمیت میدادند و کشاورز بودند! برای نمونه یهودیت برای انسانهای متمدن بوجود نیامد.

آرسین عزیز رویکرد ما به مسئله تاریخی نیست
سخن در این است که اسلام به صورت شفاف از ترک خوردن گوشت نهی کرده است، و برخی ادیان به صورت شفاف از خوردن گوشت نهی کرده اند؛ اینجا بحث بر سر خوردن و نخوردن گوشت است

بنابراین فارغ از این که علت تمایل اقوام پیشینبه دامداری و کشاورزی چه بوده است، بالاخره اسلام به عنوان کامل ترین دین، رژیم غذایی کامل را مرکب از یک گیاه خواری حداکثی و یک گوشت خواری حداقلی می داند.

غلام عشقتم یاعلی;1023988 نوشت:
سلام علیکم

گفته می شود گیاه خواری از نظر علمی تقریبا بدون اشکال مطرح شده و بعضا بعنوان بهترین رژیم غذایی نام برده اند؛ همچنین گویا مراجع مخالفتی با گیاه خواری ندارند
از نظر علمی گفته می شود گوشت خواری آسیبهای جدی به محیط زیست و سلامتی انسان میزند؛ در اسلام گوشت خواری توصیه شده و مستحب و در مواردی واجب ذکر شده است
گیاه خواران مدعی انسانیت هستند و کشتن و سواستفاده از حیوانات را غیراخلاقی دانسته و میگویند حیوانات در رده انسان ها دارای سیستم اعصاب مرکزی و حس میباشند

آیا اگر گیاه خوار شویم به روایات و دین اسلام که به خوردن گوشت توصیه کردند عمل نکرده ایم؟
اگر گوشت خواری آسیبی دارد چرا در دین به آن توصیه شده است؟ (مگر روایت نداریم که در هر چه ضرری باشد در آن شفا نیست پس چرا به خوردن گوشت که در آن آسیب وجود دارد سفارش شده است؟)
آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟
زندگی اهلبیت علیهم السلام که بیشتر با ساده زیستی و خوردن غذاهای بسیار ساده بوده این خود با توصیه های دین به خوردن گوشت در تناقض نیست؟
آیا در نتیجه تقابل علم و دین بوجود نمی آید؟
با نگاهی وسیع تر میتوان گفت چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن بزند به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است


سلام علیکم و رحمه الله
اولا : صرف اینکه اتفاقی با درد توام باشد، بد نیست....بسیاری از دردها منجر به رشد هستش....ورزشکاران اغلب در بدن خود درد دارند و همین درد باعث رشد اندام میشود.
میگویند سختترین دردها درد زایمان است و همگی میدانیم که اساس بقای بشر تحمل همین درد توسط مادران است که باعث تبدیل گیاه، نباتات و حیوانات که به شکل خون و جنین و طفل در رحم است به انسان و بر روی زمین می شود.
دندان معیوب با تحمل درد و توسط دندانپزشک ترمیم می شود.
مرگ انسان با درد همراه است (حتی طبیعی) ولی آغاز یک زندگی متعالی تر خواهد بود.

ثانیا: این استدلال را در کتاب جالبی خواندم که در مورد عرفان بومیان استرالیایی بود.
(البته قبل از آن از اساتید دینی شنیده بودم (که اینجا هم استاد مسلم اشاره کردند) که ذبح و خوردن حیوان حلال گوشت توسط انسان باعث کمال آن حیوان می شود ولی توجیه دقیقی برای آن نداشتم تا اینکه در این کتاب توجیه شدم)

وقتی انسانی یک حیوان را میخورد، چه اتفاقی می افتد؟!
پوست و استخوان و خون و پرهای او به طبیعت باز می گردد و دوباره در چرخه بقای جانداران قرار می گیرد ولی از همه مهمتر آن فسمتی هستش که توسط انسان خورده می شود.
گوشت (ماده، سلولها و ذراتی) که قبلا به یک حیوان فاقد عقل و شعور بود حالا متعلق به یک انسان ذی شعور و دارای عقل و تفکر می گردد!!
کدام جایگاه بالاتری دارند؟!!!
این استدلال بسیار زیبایی بود برای بنده!

در قسمتهایی از آن کتاب آمده که اولا بومیان دقیقا منطبق بر طبیعت زندگی می کنند و به هیچ عنوان به آن صدمه نمی زنند...ثانیا گاهی که به دنبال شکار می رفتند و چیزی به دست نمی آوردند، از طریق مراقبه و تله پاتی با حیوانات ارتباط برقرار می کردند به گونه ای که ناگهان یک گوزن یا میش به آنها نزدیک و خود را به آنها تقدیم می کرد....و در بخشی نویسنده که خود در داستان کتاب همراه آنها شده بود یک صحنه بسیار زیبایی را تشریح می کند که با مراقبه دسته جمعی ناگهان هزاران پرنده در بالای سر آنها ظاهر شده و با صدایی که گویی صدای " من من من" است انگار که بومیان را صدا می زنند که من را بزن...من را بزن....و بومیان نیز بومرنگها را به سمت آنها پرتاب می کردند...

کتاب بسیار جالبیست به نام "پیام گمگشته" که توصیه می کنم آن را بخوانید و حتی یکی از پاسخهای سوال مهمی که اغلب دوستان معاند با دین مطرح می کنند که چرا همه پیامبران در خاورمیانه آمدند و یا اینکه مثلا اون آنگولایی و بومیان آفریقا یا آمریکا یا استرالیا که پیامبر نداشتند در آن دنیا چی میشن و چگونه حجت بر آنها تمام میشه و...ازین دست سوالات برای بنده کاملا حل شد!
البته عذر میخوام که از تاپیک منحرف شدم.

به هر حال در خصوص تناول حیوانات توسط انسانها هیچ تعارضی با عواطف انسانی یا عدالت خداوند متعال در بین نیست.

سلام
سابقاً با تعدادی از گیاهخواران مباحثاتی داشتم ... بعد از کلی بحث کردن یکی از آن‌ها که منصف‌تر بود گفت من گیاهخوار شدم در اعتراض به ظلمی که به حیوانات می‌شود، و کاشف به عمل آمد که چون حیوانات را در محیط‌های نامناسب رشد می‌دهند تا پروار شوند، و از رفتارهای غیرانسانی برای پروارسازی استفاده می‌شود شکایت داشتند ... خوب ما هم به این رفتارها معترض هستیم، حیوان باید زندگی طبیعی‌اش را بکند تا به حدّی برسد که بشود آن را خورد، اینکه حیوان را در قفس‌های تنگ با شرایط بد بگذارند و حیوان اجازه‌ی زندگی کردن طبیعی نداشته باشد، این می‌توان مصداق بارز حیوان‌آزاری باشد که در اسلام هم نهی شده است ... در اسلامی که گفته‌اند موقع صحبت کردن با دیگران نباید روی حیوان نشست و باید پیاده شد، این رفتارهایی که با حیوانات می‌شود اشکال دارد ... برای مثال گوسفندداری که گوسفندها در طبیعت و در کوه و دشت و دمن می‌چرند، این اما دیگر اشکالی ندارد ...

مطلب بعدی اینکه یکی از ایشان یک بار یک لیست از دلایلی که چرا نباید گوشت خورد را آوردند که فکر کنم ۱۳ یا ۱۹ دلیل را درش لیست کرده بودند، از این دلایل یک تعدادش از جنس «این هم یک دلیل دیگر است، قبول دارید؟ خواهش می‌کنم قبول کنید، مگر به من اعتماد ندارید که من حرف بیخود نمی‌زنم؟» بود، یک سری دلیل دیگرش هم مثلاً این بود که شکل فکّ و دندان‌های انسان مثل حیوانات گیاه‌خوار یا نهایتاً میوه‌خوار است، یا اینکه طول روده‌ی بلند انسان زیاد است و مواد گوشتی طول می‌کشد تا از روده رد شوند و این باعث شکل‌گیری بیماری در انسان می‌شود ... و امثال آن ... این درست نیست، چون اولاً ما هم قرار نیست یک بند گوشت بخوریم، و ثانیاً ما گوشت‌خام‌خور نیستیم و بر خلاف سایر حیوانات گوشت را می‌پزیم و بعد می‌خوریم و قص علی هذا ... استدلال‌هایی که دارند نوعاً برهان ناروا است که فقط چون ظاهر استدلال دارد باعث می‌شود اگر کسی دوست داشته باشد کلاس بگذارد و روشن‌فکر به نظر برسد یا شاید هم از روی سادگی و خوش‌قلبی با ایشان همراه شود ...

مسلم;1024386 نوشت:
.

با سلام و احترام

آیا خوردن گوشت واجب است؟
و ترک گوشت حرام است؟
یعنی فرد قبول دارد گوشت حلال است اما نمیخورد...

مسلم;1024581 نوشت:
اما حیوان هر نوع علفی را میخورد، به همین خاطر در بسیاری از مناطق کوهستانی اصلا نیاز به کشت علوفه وجود ندارد

البته اگر چنین بود بهای گوشت این اندازه بالا نمیرفت. گمان نمیکنم قیمت علفهایی که در کوهستانها هم میرویند زیاد شده باشد.

مسلم;1024581 نوشت:
آرسین عزیز رویکرد ما به مسئله تاریخی نیست

نه گرامی، اگر قرار است از منابع 1400 ساله سخن بگوییم یعنی داریم تاریخ را هم وارد ماجرا میکنیم. پیامبران و امامان که امروز
نیستند تا پرسشهایمان را از ایشان بپرسیم. پس ناچاریم برپایۀ منابع تاریخی و روایات اجتهاد کنیم.

نام جستار تعارض علم و دین در گیاهخواری است. اگر اجازه دهید خیلی هم بد نمیشود که دلیل گرایش شدید به دامداری و دوری
از کشاورزی را در برخی دینها بررسی کنیم. وقتی ما بدانیم که علت این گرایشها چیست دیگر نیازی به تفسیرهای مذهبی آنهم
بدون دیدگاههای آکادمیک نخواهیم داشت.

سلام و عرض ادب

بیت المعمور;1024651 نوشت:
آیا خوردن گوشت واجب است؟
و ترک گوشت حرام است؟
یعنی فرد قبول دارد گوشت حلال است اما نمیخورد

خیر، ترک خوردن گوشت حرام نیست
فقط در روایات تأثیراتی منفی برای ترک گوشت خوردن برشمرده شده است

ترک خوردن گوشت در دراز مدت می تواند بر سلامتی اثر منفی گذاشته و سبب کمبود بعضی مواد و ویتامین ها شود.

آرسین;1024652 نوشت:
البته اگر چنین بود بهای گوشت این اندازه بالا نمیرفت. گمان نمیکنم قیمت علفهایی که در کوهستانها هم میرویند زیاد شده باشد.


بالا و پایین رفتن قیمت ها خصوصا در جامعه امروزی ما هرگز نمی تواند ملاک یک بحث علمی قرار گیرد، چون قیمت ها الان از هیچ منطقی پیروی نمیکند، و هیچ چارچوب و اساسی ندارد که بتواند مبنای یک نتیجه گیری منطقی باشد!!

علاوه بر اینکه این گرانی قطعا ربطی به کم آبی ندارد! بحث ما در خصوص این پرسش بود که گوشت خواری موجب بحران آب میشود، گرانی ارتباطی با این مسئله ندارد، خب قیمت پیاز و خرما و مانند آن هم افزایشچمشگری داشته است.
بنابراین از اساس نمی توان مبتنی بر بالا و پایین رفتن قیمت ها بحث علمی کرد.

علاوه بر این که همانطور که عرض کردم نهایتا باید بگوییم دامداری و دامپروری به یک اندازه آب می طلبد، خب همین کافیست که کسی نتواند این بحران آب را بهانه ای برای رد دامپروری بداند.

آرسین;1024652 نوشت:
نه گرامی، اگر قرار است از منابع 1400 ساله سخن بگوییم یعنی داریم تاریخ را هم وارد ماجرا میکنیم. پیامبران و امامان که امروز
نیستند تا پرسشهایمان را از ایشان بپرسیم. پس ناچاریم برپایۀ منابع تاریخی و روایات اجتهاد کنیم.

خب عیبی ندارد بر منابع تاریخی و روایات اجتهاد می کنیم، اما اولا: سخن از گوشت خوردن و نخوردن و تأثیرات آن است نه دامداری کردن و نکردن!
ثانیا: وقتی روایتی وارد شده است مسیر اجتهاد بررسی سند و دلالت روایت است، نه بررسی حالات و تمایلات اقوام و تمدن های گذشته

آرسین;1024652 نوشت:
نام جستار تعارض علم و دین در گیاهخواری است. اگر اجازه دهید خیلی هم بد نمیشود که دلیل گرایش شدید به دامداری و دوری
از کشاورزی را در برخی دینها بررسی کنیم. وقتی ما بدانیم که علت این گرایشها چیست دیگر نیازی به تفسیرهای مذهبی آنهم
بدون دیدگاههای آکادمیک نخواهیم داشت.

اولا خب بفرمایید ببینم تحلیل شما دقیقا در خصوص علت تمایل ادیان به دامپروری چیست؟
ثانیا چه دلیل متقنی بر این مسئله دارید؟

Yas112;1024700 نوشت:
ترک خوردن گوشت در دراز مدت می تواند بر سلامتی اثر منفی گذاشته و سبب کمبود بعضی مواد و ویتامین ها شود.

با سلام و احترام

در یک برنامه تلویزیونی دو نفر کارشناس اوردند
یکی مدافع گیاه خواری بود
و دیگری مدافع اشتباه بودن گیاه خواری

تا آنجا که به یاد دارم، سخنان کارشناسی که مدافع اشتباه بودن گیاه خواری، مستند به کتب معتبر علمی بود.

اما کارشناس مدافع گیاه خواری ادعا می کرد شخص یا اشخاصی بودند که مشکلی پیدا نکردند و کمبود فلان مواد را نداشتند....

اما کارشناس دیگر میگفت مستندات علمی و معتبر سخن شما را نمی پذیرد.

من نیز سخن کارشناس مدافع گیاه خواری را قابل قبول ندانستم.

Yas112;1024700 نوشت:
ترک خوردن گوشت در دراز مدت می تواند بر سلامتی اثر منفی گذاشته و سبب کمبود بعضی مواد و ویتامین ها شود.

با سلام و احترام

در یک برنامه تلویزیونی دو نفر کارشناس اوردند
یکی مدافع گیاه خواری بود
و دیگری مدافع اشتباه بودن گیاه خواری

تا آنجا که به یاد دارم، سخنان کارشناسی که مدافع اشتباه بودن گیاه خواری، مستند به کتب معتبر علمی بود.

اما کارشناس مدافع گیاه خواری ادعا می کرد شخص یا اشخاصی بودند که مشکلی پیدا نکردند و کمبود فلان مواد را نداشتند....

اما کارشناس دیگر میگفت مستندات علمی و معتبر سخن شما را نمی پذیرد.

من نیز سخن کارشناس مدافع گیاه خواری را قابل قبول ندانستم.

مسلم;1024699 نوشت:
ترک خوردن گوشت حرام نیست
فقط در روایات تأثیراتی منفی برای ترک گوشت خوردن برشمرده شده است

لطفا این روایات را نشان دهید. گل

مسلم;1024701 نوشت:
این گرانی قطعا ربطی به کم آبی ندارد!

اگر منبع خوراک دامها گیاهان کوهستان است و ربطی به کم آبی هم ندارد، پس نباید گوشتشان گران شود. اما اگر وابسته
به کوهستان نیست، پس دارند از جیب انسانها میخورند!

مسلم;1024701 نوشت:
اولا خب بفرمایید ببینم تحلیل شما دقیقا در خصوص علت تمایل ادیان به دامپروری چیست؟
ثانیا چه دلیل متقنی بر این مسئله دارید؟

البته همۀ دینها گرایش شدید به دامپروری (در برابر کشاورزی) ندارند و شاید بهتر بود آغازگر جستار عبارت «برخی دینها»
را بکار میبرد. اما میتوان دلیل این گرایش شدید را در شیوۀ زندگی برخی از مردمان دید.

یکی زمانی انسانها برای یافتن خوراک همواره در کوچ بوده‌اند کم کم یاد گرفتند که با کشاورزی میتوان برای همیشه به
خوراک دسترسی داشت و نیازی به جابجایی و کوچ نیست. اینان یکجانشین شدند و تمدن آفریدند. اما برخی به زندگی
کوچ‌نشینی ادامه داده و حتی برخیشان به باغها و مزرعه‌های یکجانشینان دستبرد میزدند و بر روی پای خود نمی‌ایستادند
نمونه‌ای از این مردمان متاخر را بنام یهودیان میشناسیم.

تورات چه تحریف شده باشد چه نه، برای باورمندانش کاملا مقدس و درست است و در آن از حملۀ یهودیان به بومیان بارها
سخن رفته است و حتی وعدۀ اشغال سرزمین سرسبز دیگران از سوی یهوه داده شد که بنام سرزمین موعود میشناسیم.
یهوه در تورات هیچ خبری از کشاورزی نمیدهد تا معتقدانش دست کم یاد بگیرند که خودشان زحمت بکشند نه اینکه از مال
دیگران بروبایند. البته گفته است زمانی که به جایی حمله میکنید مواظب درختان باشید تا زمان دیگر که میخواهید دوباره
حمله کنید از میوه‌هایشان بهرمند گردید! یکجا هم خدای تورات برای یهودیان از آسمان غلات نازل میکند! بالاخره درمیانشان
انسانهایی هم بوده‌اند که از غارت بومیان شرمنده میشدند و حداقل فرض را بر نزول میگرفتند.

اما دامداری مشکلی نداشت زیرا مانند گیاهان بر زمین نچسبیده بودند و میشد به هرجایی که دوست دارند کوچ کنند. پس
دلیل اینکه برخی از دینها گرایش شدید به دامپروری در برابر کشاورزی دارند، نه بخاطر مواد تشکیل دهندۀ گوشت، بلکه
بخاطر شیوۀ زندگیشان است.

با سلام و احترام آرسین عزیز

آرسین;1024905 نوشت:
لطفا این روایات را نشان دهید.

در پست ابتدایی خودم به تعدادی از این روایات اشاره کردم:

مسلم;1024386 نوشت:
به عنوان نمونه در روایات در 40 روز هم از هر روز خوردن گوشت نهی شده و هم از اصلا نخوردن آن: «أَنَّ مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ... وَ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُه‏»به درستی که هر کسی چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد خواهد شد... و هر کسی چهل روز هر روز گوشت بخورد اخلاقش بد خواهد شد.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج53، ص326)

یا فرموده اند: « مَنْ‏ أَكَلَ‏ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً قَسَا قَلْبُه»؛ هر کسی چهل روز پشت سر هم گوشت بخورد قلبش سخت خواهد شد.(بحارالانوار، 59، ص294)
در سیره امیرالمومنین(علیه السلام) نیز آمده است که: «لا یأکل اللحم إلا قلیلا و یقول لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوان‏ و کان مع ذلک أشد الناس قوة و أعظمهم أیدا»؛ به ندرت گوشت می‌خورد و می‌فرمود: شکم‌هایتان را گورستان حیوانات قرار ندهید! با همه این اوصاف از نیرومندترین مردان و قوی پنجه‌ترین آنان بود.(بحارالانوار، ج41، ص148)

امام صادق(علیه السلام) نیز می فرمایند: «كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْرَهُ إِدْمَانَ اللَّحْمِ وَ يَقُولُ إِنَّ لَهُ ضَرَاوَةً كَضَرَاوَة ِ الْخَمْر»؛ علی(علیه السلام) از مداومت بر خوردن گوشت اکراه داشته، و می فرمود: اعتیاد به آن بدتر از اعتیاد به شراب است.(ج63، ص69)

آرسین;1024907 نوشت:
اگر منبع خوراک دامها گیاهان کوهستان است و ربطی به کم آبی هم ندارد، پس نباید گوشتشان گران شود. اما اگر وابسته
به کوهستان نیست، پس دارند از جیب انسانها میخورند!

متاسفانه گرانی های امروزی در جامعه ما همانطور که عرض کردم از هیچ منطقی تبعیت نمی کند! وگرنه امسال بارش ها به میزان قابل توجهی بیش از پارسال بوده است، لذا اگر آب در قیمت گوشت نقش داشته باشد قطع باید این تاثیر، تاثیر نزولی باشد، نه صعودی؛ برخی به قاچاق دام به عنوان عامل گرانی گوشت اشاره می کنند، و برخی عوامل دیگر را بر می شمارند، اما به نظرم هیچ کدام قابل دفاع نیست!
مشکل از جای دیگر است، گرانی های دیگر آن را نشان میدهد: پیاز و پراید و خرما و...!

در هر صورت آنچه که به بحث ما مرتبط میشود بنده عرض کردم نهایتا باید بگوییم مصرف آب در دامپروری و کشاورزی یکسان است، دیگر بالاتر از این که نمیشود گفت؟ خب در این صوت نمیتوان گفت گوشت خواری موجب بحران آب میشود.

کلامتان در خصوص تمایل پیروان ادیان به دامپروری به نظرم یک تحلیل ظنی است، اما به هر حال نقل قول نگرفتم تا بحث به حاشیه نرود.

درود بر شما

مسلم;1024917 نوشت:
در این صوت نمیتوان گفت گوشت خواری موجب بحران آب میشود.

فقط مسئلۀ آب نیست. گیاهان تنها جاندارانی هستند که میتوانند بیشترین انرژی را از خورشید گرفته و به برگ و شاخه تبدیل کنند.
اگر درختان جایگزین شوند چوب برترین منبع انرژی رایگان در جهان است که در کنارش خوراکمان را هم تامین میکند. ما هنوز نتوانسته‌ایم
دستگاهی بسازیم که انرژی خورشید را حتی به 20% تبدیل و ذخیره کند!

مشکل زمانی رخ مینماید که حیوانات گیاهخوار هم این منابع را میخورند. ما با پرورش برخی از این حیوانات، به کاهش گیاهان کمک
میکنیم. با خوردن گوشت، انرژیی که از خورشید به گیاه و سپس به گوشت تبدیل شده را بسیار هدر میدهیم. زیرا خود حیوانات
گیاهخوار هم نیاز به انرژی دارند و البته گاز ضد اوزن هم تولید میکنند. هر اندازه که علفخواران کم شوند باغها و درختان جای مراتع
و مزارع را بیشتر خواهند گرفت و زمین بیشتر نفس میکشد.

مسلم;1024917 نوشت:
کلامتان در خصوص تمایل پیروان ادیان به دامپروری به نظرم یک تحلیل ظنی است

البته ظنی که با شواهد در ارتباط باشد به یقین نزدیک است. مردمی که کشاورزی دارند ناچارند یکجانشین باشند تا از محصولشان
مراقبت کنند!

سلام و احترام

آرسین;1024999 نوشت:
فقط مسئلۀ آب نیست. گیاهان تنها جاندارانی هستند که میتوانند بیشترین انرژی را از خورشید گرفته و به برگ و شاخه تبدیل کنند.
اگر درختان جایگزین شوند چوب برترین منبع انرژی رایگان در جهان است که در کنارش خوراکمان را هم تامین میکند. ما هنوز نتوانسته‌ایم
دستگاهی بسازیم که انرژی خورشید را حتی به 20% تبدیل و ذخیره کند!

مشکل زمانی رخ مینماید که حیوانات گیاهخوار هم این منابع را میخورند. ما با پرورش برخی از این حیوانات، به کاهش گیاهان کمک
میکنیم. با خوردن گوشت، انرژیی که از خورشید به گیاه و سپس به گوشت تبدیل شده را بسیار هدر میدهیم. زیرا خود حیوانات
گیاهخوار هم نیاز به انرژی دارند و البته گاز ضد اوزن هم تولید میکنند. هر اندازه که علفخواران کم شوند باغها و درختان جای مراتع
و مزارع را بیشتر خواهند گرفت و زمین بیشتر نفس میکشد.

واقعا یک گوشت خواری حداقلی این همه معایبی که می شمارید را ندارد!! حیوانات گیاه خوار جای جنگل ها و مراتع و گیاهان را تنگ نکرده اند! ما که نمی گوییم به خاطر پرورش چارپایان درخت ها را قطع کنید و مراتع را تخرب کنید و...؛ افاقا همه چیز در این عالم منظم بوده و رابطه متقابل دارد. وجود حیوانات به لحاظ تغذیه و انتقال بذر گیاهان به گسترش آنها کمک می کند.

از همه اینها که بگذیرم وقتی پای ضرورت و نیازمندی بدن به گوشت باشد چاره ای از آن نیست، باید اهم و مهم کرد.

مسلم گرامی خوشم می‌آید پیگیر هستید.

مسلم;1025002 نوشت:
وقتی پای ضرورت و نیازمندی بدن به گوشت باشد چاره ای از آن نیست، باید اهم و مهم کرد.

چه چیزی در گوشت هست که بدن ما نیاز به آن دارد و در گیاهان یافت نمیشود؟

آرسین;1025005 نوشت:
مسلم گرامی خوشم می‌آید پیگیر هستید.

خب بالاخره نمیشود بحث را رها کرد که!!happy

آرسین;1025005 نوشت:
چه چیزی در گوشت هست که بدن ما نیاز به آن دارد و در گیاهان یافت نمیشود؟

الان بازگشتیم به همان ابتدای بحث و دلالت روایات بر این مسئله که بنده به تعدادی از آنها اشاره کردم.
ما در این مسائل هرگز نمی توانیم به علم پزشکی به عنوان دلیل نگاه کنیم، اگرچه میتوانند تأیید کننده باشند، چون علم پزشکی علمی است که از دانش بالفعل بشر حکایت دارد، لذا هرگز نمیگوید من به همه چیز رسیده ام و ممکن نیست در آینده افق های جدیدی در این خصوص پیش روی بشر گشوده شود.

مسلم;1025068 نوشت:
خب بالاخره نمیشود بحث را رها کرد که!!

همینطور است منتها برخی از کارشناسان را دیده‌ام که تنها به نخستین پاسخ بسنده میکنند یا برخی دیگر
زود جستار را میبندند تا جمعبندی کنند که خب نیست زیرا ممکن است کسی نقدی داشته باشد. شاید
بهتر است چند روز بگذرد تا اگر واکنشی نبود سپس جستار بسته شود.

مسلم;1025068 نوشت:
الان بازگشتیم به همان ابتدای بحث و دلالت روایات بر این مسئله که بنده به تعدادی از آنها اشاره کردم.
ما در این مسائل هرگز نمی توانیم به علم پزشکی به عنوان دلیل نگاه کنیم، اگرچه میتوانند تأیید کننده باشند، چون علم پزشکی علمی است که از دانش بالفعل بشر حکایت دارد، لذا هرگز نمیگوید من به همه چیز رسیده ام و ممکن نیست در آینده افق های جدیدی در این خصوص پیش روی بشر گشوده شود.

دقیقا نکته این است که دین و روایات پاسخگوی هیچ دانشی نیستند.
دانش خداوندی نه از سوی خود و نه از سوی فرستادگانش به مردم منتقل نشده است!

آرسین;1025098 نوشت:
دقیقا نکته این است که دین و روایات پاسخگوی هیچ دانشی نیستند.
دانش خداوندی نه از سوی خود و نه از سوی فرستادگانش به مردم منتقل نشده است!

سلام آرسین عزیز
از لطف شما ممنونم@};-
ببینید این بحث که آیا روایات پاسخگوی دانش هستند و می توانند بیان کننده دانش باشند یا خیر؛ و اینکه آیا دانشی از سوی خداوند و فرستادگانش به مردم منتقل شده است یک بحث مبنایی است که خارج از موضوع تاپیک است. که باید در جای خود پی گرفته شود.
وگرنه بین من و شما اختلافی نیست که اگر روایات واقعا بیان کننده دانش باشند اطاعت از آنها لازم است، یعنی هم من قبول دارم که اگر روایات بیان کننده دانش الهی نباشند عمل به آنها لازم نیست، و هم شما قبول دارید که اگر بیان کننده دانش الهی باشند عمل به آنها لازم است.

اما اینکه واقعا بیان کننده دانش هستند یا خیر را باید در تاپیک مستقلی به عنوان یک مبنا به بحث گذاشت.

مسلم;1024386 نوشت:

حتی اگر گوزنی پیش چشمان فرزندانش شکار شوند، شما هرگز آن را مانند کشته شدن یک انسان جلوی چشم فرزندانش ندانید، چون هرگز آن حیوانات به آنچه که فرزندان انسان فکر می کنند، فکر نمی کنند. قطعا آن لرزش دلی که شما در هنگام دیدن شکار حیوانات دارید خود آنها ندارند.

سلام
تمام مواردی که گفتید درست ولی این بخش و قبول ندارم.
چون با چشم خودم دیدم چه زجری میبینن و چطور فرار میکنن وقتی یک حیوانی رو قبلش پیششون نیکشند.
یا جریان شتر صالح که کنار بچش ذبح شد.
و یک تجربه دیگه هم دارم. در جایی در حال بالا رفتن از کوهی بودیم و بیشتر مردم هم اونجا بودند و خلوت نبود. یه مرد جوون مارمولکی رو روی تخته سنگ اذیت میکرد و برمیگردوندش اگر اشتباه نکنم و زجرش میداد. در همین حین بچه ی کوچیک خودش برگشت و غلت خوران از کوه پایین میرفت تا به یه سنگ گیر کرد و نجات پیدا کرد.
پس نمیشه گفت نمیفهمن و کم اهمیت دونست چون اسلام هم خیلی تاکید کرده که کنار هم ذبح نشن.

من از بچگی گیاه خوار بودم البته اون زمان مد نبود و من هم جزو فرقه خاصی نبودم فقط وقتی کنارم یه گوسفند و ذبح کردند ناراحت شدم و دیگه گوشت هیچ حیوانی و نخوردم.

از وقتی کمی بزرگ تر شدم سعی کردم گوشت توی غذاهام باشه و به شکل غیر مستقیم بتونم تو غذاهام داشته باشم‌ اما گاهی کامل کنار میذارم و اصلا گوشت نمیخورم.
به جاش سعی کردم کلی مواد گیاهی جایگزین کنم از شیره انگور طبیعی و مغز ها و جلبک و فلان مواد ارگانیک و دانه های خاص ... اما هیچ کدوم به اندازه ی یه ذره گوشت انرژی و قدرت نمیده. شاید خیلیا گیاه خوار بشن اما فکر نکنم کسی مثل من از اول گیاه خوار بوده باشه. بیشتر گیاه خوارها یه مدت دیگه میرن سمت گوشت و بعد دوباره میرن سمت گیاه خواری و نمیشه گفت مشکلی براشون پیش بیاد. من مطمئنم گوشت و پروتئین های گوشتی برای بدن لازم و ضروریه. سیستم گوارش انسان با گوارش حیوانات گیاه خوار متفاوته.
اما این و هم قبول دارم برای بعضی بیماری ها گیاه خواری یه نوع درمانه.
در مورد احساسات و دل نازکی بگم. اگر ما حیوانات و نکشیم قطعا توی طبیعت اونا زنده نمیمونن. و درک حیوانات از هستی با انسان ها کاملا متفاوته و انسان نیستن که احساسات خاصی داشته باشن.
ما مثل چینی ها نیستیم که هشت پا رو زنده زنده میپزن یا شاه میگو و لابسترها رو که بیرون آب هم نمیمیرن زنده زنده و به شکل فجیع میپزن یا میخورنش. گوشت هایی که ما مصرف میکنیم تمیز و پاک هستن و ذبحشون درحد احترام به حقوق اون موجود بوده و هیچ ضرری هم ندارند.

با سلام و احترام

nooraaa;1025144 نوشت:
تمام مواردی که گفتید درست ولی این بخش و قبول ندارم.
چون با چشم خودم دیدم چه زجری میبینن و چطور فرار میکنن وقتی یک حیوانی رو قبلش پیششون نیکشند.
یا جریان شتر صالح که کنار بچش ذبح شد.
و یک تجربه دیگه هم دارم. در جایی در حال بالا رفتن از کوهی بودیم و بیشتر مردم هم اونجا بودند و خلوت نبود. یه مرد جوون مارمولکی رو روی تخته سنگ اذیت میکرد و برمیگردوندش اگر اشتباه نکنم و زجرش میداد. در همین حین بچه ی کوچیک خودش برگشت و غلت خوران از کوه پایین میرفت تا به یه سنگ گیر کرد و نجات پیدا کرد.
پس نمیشه گفت نمیفهمن و کم اهمیت دونست چون اسلام هم خیلی تاکید کرده که کنار هم ذبح نشن.

بنده نگفتم برای حیوانات خصوصا والدین و فرزندانشان اهمیت ندارد که جلوی یکدیگر کشته شوند، قطعا چنین حرفی اشتباه است، بنده از تفاوت نگاه آنها و انسان گفتم.

ببینید مهر و علاقه ی حیوانات به والدین و فرزندانشان غریزی است، نشأت گرفته از تفکر نیست، اما در انسان نشأت گرفته از تفکر است.
وقتی یک آهو جلوی چشم فرزندش یا مادرش به دست یک پلنگ گرفتار شود اگرچه در درونشان درچار تلاطم میشوند اما هرگز به این فکر نمی کنند که آن آهو الان دارد رنج میکشد، به درد کشیدن طرف فکر نمی کنند، به این فکر نمی کنند که می میرد و برای همیشه از آنها جدا میشود، فقط یک وابستگی غریزی میگوید وقتی برای طرف احساس خطر می کنند متلاطم شده و در صورت توان از آن دفاع کنند، وگرنه هرگز به آنچه اتاق می افتد فکر نمی کنند.

این تفاوت است که کشته شدن انسان ها پیش چشم یکدیگر را بسیار دردناک تر از کشته شدن حیوانات جلوی یکدیگر می سازدف بنده هم فقط از این تفاوت گفتم.

مسلم;1025149 نوشت:
با سلام و احترام

بنده نگفتم برای حیوانات خصوصا والدین و فرزندانشان اهمیت ندارد که جلوی یکدیگر کشته شوند، قطعا چنین حرفی اشتباه است، بنده از تفاوت نگاه آنها و انسان گفتم.

ببینید مهر و علاقه ی حیوانات به والدین و فرزندانشان غریزی است، نشأت گرفته از تفکر نیست، اما در انسان نشأت گرفته از تفکر است.
وقتی یک آهو جلوی چشم فرزندش یا مادرش به دست یک پلنگ گرفتار شود اگرچه در درونشان درچار تلاطم میشوند اما هرگز به این فکر نمی کنند که آن آهو الان دارد رنج میکشد، به درد کشیدن طرف فکر نمی کنند، به این فکر نمی کنند که می میرد و برای همیشه از آنها جدا میشود، فقط یک وابستگی غریزی میگوید وقتی برای طرف احساس خطر می کنند متلاطم شده و در صورت توان از آن دفاع کنند، وگرنه هرگز به آنچه اتاق می افتد فکر نمی کنند.

این تفاوت است که کشته شدن انسان ها پیش چشم یکدیگر را بسیار دردناک تر از کشته شدن حیوانات جلوی یکدیگر می سازدف بنده هم فقط از این تفاوت گفتم.

درسته که میان انسان و حیوان تفاوت هست.
اما من متوجه نمیشم وقتی یک آهو مادرش در جلوی چشماش شکار میشه به شکل غریزی مضطرب میشه بدون هیچ انگیزه ای چطور امکان پذیره؟
حتما یک حسی و تجربه میکنه که نا آرام میشه

nooraaa;1025176 نوشت:
درسته که میان انسان و حیوان تفاوت هست.
اما من متوجه نمیشم وقتی یک آهو مادرش در جلوی چشماش شکار میشه به شکل غریزی مضطرب میشه بدون هیچ انگیزه ای چطور امکان پذیره؟
حتما یک حسی و تجربه میکنه که نا آرام میشه

منظورم این است که از روی تفکر نیست
هرگز آنچه در هنگم مواقع اینچنین در ذهن انسان عبور می کند، در ذهن حیوان عبور نمیکند...

بگذارید مثال بزنم: ببینید میل به غذا در درون انسان و حیوانات هر دو غریزی است، هر دو لذتی که از غذا خوردن می برند کاملا غریزی است، اما انسان نه تنها این میل غریزی را دارد، بلکه در ورای آن در خصوص آن تفکر هم دارد، به اینکه آنچه که می خورد چه خاصیتی دارد، آیا او را در هضم دچار مشکل نمیسازد، و انتخاب غذای سالم و دارای عناصر لازم و افکار اینچنینی
این تفکرات فراتر از خود آن غریزه است، و در حیوانات وجود ندارد..

آهویی که از ببر فرار می کند لحظه ای به دندان های او نمی اندیشد، او فقط از روی غریزه اش می داند این دشمن است
البته در برخی مواقع میتوان حیوانات را شرطی کرد اما باز هم از روی تفکر نیست.

جمع بندی

____________________________________________________

پرسش:
با توجه به فوائد گیاه خواری و آسیب های گوشت خواری چرا در دین به گوشت خواری توصیه شده است؟ آیا کشتن و خوردن حیوانات با رحمانیت خداوند و انسانیت در تناقض نیست؟ اصلا در نگاهی وسیع تر چرا قانون آفرینش اینگونه است که هر موجود برای زنده ماندن باید دست به کشتن و از بین بردن حیوانات دیگر بزند؟ به دندان گرفتن گوزنی توسط شیر جلوی فرزندانش حتی دل ما را میلرزاند چگونه خداوند اینگونه قانون دنیا را نوشته است؟

 

پاسخ:
برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
بهره بردن انسان از حیوانات نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در راستای هدف از خلقت آنهاست، چرا که خداوند به عنوان مالک حیوانات، آنها را مسخّر انسان ساخته است، یعنی اگر انسان نبود اینها هم آفریده نمیشدند، آنها به خاطر انسان آفریده شده اند: «اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْكُلُون‏»؛ خداست كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا بر بعضى از آنها سوار شويد، و از [گوشت‏] بعضى از آنها بخوريد.(1)

منتهی اسلام در این که آنها آزار و اذیت نشوند نهایت تأکید را دارد، حتی برای دوشیدن آنها می فرماید ناخن هایتان کوتاه باشد.

همچنین در ذبح آنها هم اسلام راهی پیشنهاد داده است که سریع ترین راه برای جان دادن ایشان باشد که زجر و درد آنها به حداقل رسیده و از آن طرف برای انسان هم تغذیه از گوشت ایشان سالم و بی خطر باشد. این برای ما قابل درک نیست اما به نظر میرسد قطع اتصال رگ اصلی و اتصالی میان قلب و مغز آن هم با ابزاری تیز و به صورت سریع موجب میشود خون به مغز که درک کننده ی درد است نرسد و از آن طرف با سرعت خون بدن تمام شده و حیوان سریع جان دهد. در حالی که با روش های دیگر علاوه بر اینکه خون به کندی خارج میشود، در طول این مدت همچنان به صورت کامل به مغز میرسد و موجب میشود حیوان بیشترین درد را متحمل بشود، از آن طرف بخش عظیمی از خون در بدن حیوان می ماند که برای انسان که میخواهد از آن تغذیه کند مضر خواهد بود.

نکته دوم:
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که اسلام از یک رژیم کاملا گوشت خواری حمایت نمی کند، بلکه اتفاقا رژیم غذایی مورد نظر اسلام یک رژیم گیاه خواری حداکثری است، فقط از ترک خوردن گوشت نهی می کند، یعنی اسلام در خصوص تغذیه و بهره بردن از گوشت نه مسیر افراط را پیموده، و نه مسیر تفریط را؛ اگرچه اسلام از ترک خوردن گوشت نهی فرموده است، اما از خوردن فراوان آن هم نهی کرده است.

به عنوان نمونه در روایات در 40 روز هم از هر روز خوردن گوشت نهی شده و هم از اصلا نخوردن آن: «أَنَّ مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ... وَ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُه‏»به درستی که هر کسی چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد خواهد شد... و هر کسی چهل روز هر روز گوشت بخورد اخلاقش بد خواهد شد.(2) یا فرموده اند: « مَنْ‏ أَكَلَ‏ اللَّحْمَ‏ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً قَسَا قَلْبُه»؛ هر کسی چهل روز پشت سر هم گوشت بخورد قلبش سخت خواهد شد.(3)

در سیره امیرالمومنین(علیه السلام) نیز آمده است که: «لا یأکل اللحم إلا قلیلا و یقول لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوان‏ و کان مع ذلک أشد الناس قوة و أعظمهم أیدا»؛ به ندرت گوشت می‌خورد و می‌فرمود: شکم‌هایتان را گورستان حیوانات قرار ندهید! با همه این اوصاف از نیرومندترین مردان و قوی پنجه‌ترین آنان بود.(4) و امام صادق(علیه السلام) نیز در مورد آن حضرت(علیه السلام) می فرمایند: «كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَكْرَهُ إِدْمَانَ اللَّحْمِ وَ يَقُولُ إِنَّ لَهُ ضَرَاوَةً كَضَرَاوَة ِ الْخَمْر»؛ علی(علیه السلام) از مداومت بر خوردن گوشت اکراه داشته، و می فرمود: اعتیاد به آن بدتر از اعتیاد به شراب است.(5)

علم پزشکی کللاسیک هم امروزه از ترک خوردن گوشت نهی کرده و آن را یک منبع ضروری برای تغذیه انسان می دانند، لذا نظری در تعارض با دیدگاه اسلام ندارد. اما حتی اگر خلاف آن را بگویند و رژیم انحصاری گیاه خواری و ترک از خوردن گوشت را توصیه کنند باز هم این خودش یک دیدگاه است که بی نیاز از اثبات نیست. این که آیا رژیم گیاه خواری به صورت کامل می تواند نیازهای بدن انسان را رفع کرده و ما را از خوردن گوشت بی نیاز کند مطلبی نیست که علم بتواند با قاطعیت در خصوص آن نظر بدهد، چون هر لحظه امکان دارد افق جدیدی گشوده شود که نشان دهد نظر پیشین اشتباه بوده است، لذا نمی توان در این خصوص با تکیه به یافته های علمی، سخن دین را غلط دانست.

نکته سوم:
اما در مورد بخش پایانی سوال شما در خصوص قانون آفرینش و تغذیه گوشت خواران از گیاه خواران پیش از پاسخ باید عرض کنم در مباحث عدل و تکوین عالم، عاطفه و احساس به شدت رهزن است، باید با نگرش عقلی محض به این مسئله نگاه کرد، چرا که اگر درون انسان تحت تأثیر عواطف و احساسات متلاطم و پریشان باشد نمی تواند به درست حق را تشخیص دهد.

الف) بسیاری اوقات ناراحتی ما در خصوص نابودی یک موجود مبتنی براحساسات پیشینی است، مثلا ما از کشتن یک مورچه یا مگس آنچنان تحت تاثیر قرار نمی گیریم که از کشتن یک شتر متاثر میشویم، این مبتنی بر یک پیش فرض درون ذهن ماست که هر چه موجود بزرگتر باشد کشتنش بیشتر مورد توجه قرار می گیرد! در حالی که به لحاظ عقلی بزرگی و کوچکی موجود تاثیری در این خصوص ندارد!

یا این که بگوییم به جای حیوانات فقط باید از گیاهان تغذیه کرد ناشی از یک احساس پیشینی است که نسبت به نابودی گیاهان دچار عذاب وجدان نمیشویم، یا کمتر دچار آن میشویم، در حالی که گیاهان هم حیات دارند، و بقای طبیعت و انسان در گرو وجود آنهاست، طبیعتا انحصار تغذیه از آنها هم اینگونه نیست که منجر به نابودی موجودی که دارای حیات است نشود! در اینکه آیا آنها نیز درد می کشند یا خیر نمیشود با قاطعیت ابراز نظر کرد، برخی یافته ها حاکی از داشتن نوعی حس در آنهاست، به عنوان مثال اینکه برخی دانشمندان می گویند درختان و گیاهان به باغبان خود انس میگیرند.

ب) گیاهان نقش بی بدیلی در طبیعت و حیات دارند، بنابراین چرخه گیاهخواران باید کنترل شود تا به نابودی گیاهان و طبیعت منتهی نشود، اگر گوشتخواران نباشند خود گیاهخواران هم با نابود کردن تمام مراتع و گیاهان، نابود میشوند، انسان ها هم نابود میشوند، تمام طبیعت نابود میشود، این چرخه طبیعت و تغذیه گوشتخواران از گیاهخوارانی که از گیاهان تغذیه می کنند همه چیز را کنترل و متعادل می سازد.

ج) نکته دیگر این که حیوانات قدرت تفکر ندارند، لذا آن زجری که ما برای آنها گمان میکنیم هرگز دامنشان را نمی گیرد، آنچه که کشته شدن را برای ما دردناک می کند اموری چون توجه به مرگ و نیستی، جدایی از خویشان، درد کشیدن، و ورود به جهانی است که هیچ آشنایی با آن نداریم و تفکراتی مانند آن است، در حالی که حیوانات به هیچ کدام از اینها فکر نمی کنند، همان طور که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «لَوْ تَعْلَمُ الْبَهَائِمُ مِنَ الْمَوْتِ مَا يَعْلَمُ ابْنُ آدَمَ مَا أَكَلْتُمْ سَمِينا »؛ اگر چهارپایان از آنچه که انسان از مرگ می داند آگاه بودند هرگز چاق نمیشدند.(6)

فرار حیوانات از دست یکدیگر غریزی است نه ناشی از تفکر. یک آهو هنگام فرار از دست یک پلنگ هرگز به این فکر نمی کند که اگر گیر بیفتم چه میشود! او هرگز خود را زیر چنگال و دندان آن پلنگ تصور نمیکند، بلکه غریزه او به او می گوید این دشمن است، فرار کن. حیوانات فقط درد را درک می کنند آن هم فقط موقع درد، نه پیش از آن، و نه بزرگنمایی های روانی هنگام آن.
حتی اگر گوزنی پیش چشمان فرزندانش شکار شوند، شما هرگز آن را مانند کشته شدن یک انسان جلوی چشم فرزندانش ندانید، چون هرگز آن حیوانات به آنچه که فرزندان انسان فکر می کنند، فکر نمی کنند. قطعا آن لرزش دلی که شما در هنگام دیدن شکار حیوانات دارید خود آنها ندارند.

مهر و علاقه ی حیوانات به والدین و فرزندانشان صرفا یک محبت غریزی است، نشأت گرفته از تفکر نیست، اما در انسان, علاوه بر غریزه، نشأت گرفته از تفکر نیز هست.
وقتی یک آهو جلوی چشم فرزندش یا مادرش به دست یک پلنگ گرفتار شود اگرچه در درونشان درچار تلاطم میشوند اما هرگز به این فکر نمی کنند که آن آهو الان دارد رنج میکشد، به درد کشیدن طرف فکر نمی کنند، به این فکر نمی کنند که می میرد و برای همیشه از آنها جدا میشود، فقط یک وابستگی غریزی میگوید وقتی برای طرف احساس خطر می کنند متلاطم شده و در صورت توان از آن دفاع میکنند، وگرنه هرگز به آنچه اتاق می افتد فکر نمی کنند.

پی نوشت ها:
1. غافر:79/40.
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج53، ص326.
3. همان، 59، ص294.
4. همان، ج41، ص148.
5. همان، ج63، ص69.
6. همان، ج61، ص46.