جمع بندی تعادل یا تعصب ؛ حجاب یا چادر ؛ آیا مذهبی ها با مانتو مشکل دارند؟

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام
پست اول من در همین تاپیک حاوی نظرات قبلی من بوده که قاعدتا اشتباهاتی داشتم ،
وقتی عنوان تاپیکم رو در گوگل زدم که بخونمش متوجه شدم چند سایت از مطالب تاپیک کپی کردن و جمع بندی اشتباهی ،
با توجه به توضیحات و تفسیر جامعی که اونجا قرار داده بودم ظاهرا خیلی بهش استناد میکنن و اشتباه قبلی منو تکرار میکنن .
در حال حاضر به جمع بندی رسیدم که لازم میدونم حتما بیان کنم که اون تاپیک خدایی ناکرده کسی رو به اشتباه نندازه .

چکیده اون پست این بود که با توجه به آیه 56 سوره احزاب و 31 سوره نور ،
برداشت من این بود که چادر در عرب نبوده و پیرهن های بلند و روسری های بلندی بوده
که چرا ما باید فراتر بریم و تفسیر این آیات در اون تاپیک .

چند تا نکته جا مونده که کلید مشکل من بود که نمیتونستم چادر رو یه دستور ببینم و هضمش کنم :

1 - مفسرین "جلباب " رو یا به روسری ترجمه کردن یا به چادر
مخاطب ، "چادر" ایرانی به ذهنش میرسه و میگه عرب که اون زمان ازینا سرشون نمیکردن ،
برای ترجمه " روسری " هم باز روسری ایرانی بلند به ذهنش میرسه ،
در نتیجه چادر رد میشه و روسری انتخاب میشه که اینجا امثال من به اشتباه میرن .

جلباب رو یکی از مفسرین " ملحفه " ترجمه کرده ، اتفاقا این ترجمه که خیلی کم بهش استناد میشه خیلی هوشمندانه است .
جلباب دقیقا ملحفه های بلندی از روی سر تا مچ پا بودند ، اما با رنگهای غالب اون زمان ،

یه سفری داشتم به یکی از روستاهای قشم که مردمش همون آداب و رسوم قدیم رو حفظ کرده بودن و روستای فوق العاده ای بود ، به ما گفتن بیایید با لباسای سنتی ما عکس بگیرید ،

دقیقا یکی از لباسها همچین ملحفه ای بود که یکی از روستایی ها گفت بیا این جلبیب هم سر کن ، که من لحظه ای جا خوردم گفتم شما به اینا چی میگید گفت هیچی میگیم چادر ،
گفتم نه اسم محلی خودتونو بگو که گفت جلبیب یا چیزی توی همین مایه ها .
خلاصه اون ملحفه بلند کاربردش مثل چادر ایرانی بود ولی شکلش فرق میکرد ،
پایینش گرد نبود و جنسش فرق داشت .

پس یعنی چادر حجاب برتر نه بلکه خود اشاره و دستور قرآنه .

2 - اگر ما اصلا جلباب رو به ملحفه که معادلش چادر ایرانیه ترجمه نکنیم ،
باز هم میتونیم بگیم چادر داشتن ، فراتر رفتن از ائمه ع نیست ،
چرا که قرآن در احکام به حداقل ها دستور داده ،
و ما مبحثی با عنوان " مکارم اخلاق " داریم که سیره ائمه ع بوده ،
مکارم اخلاق بهترین حالت و رفتار هر عملی است و فراتر رفتن از حکم خدا هم نیست که سیره ائمه ع است .
این نکته اینجا به کمکمون میاد که خیلی ها سوالشون اینه مگه در کوه مردم محرم هستن یا در خارج از کشور ، چرا اونجا چادر سر نکنیم و آیا حکم مگه حکم قرآن برای زمان و مکان خاصیه !!
دونستن این نکته کمکمون میکنه که ما بفهمیم در کوهنوردی و امثالهم ما حجاب حداقلی رو رعایت کنیم و در اجتماع حجاب کریمانه و شرافتمندانه رو .

3 - "مقایسه کنیم "
خداوند فرموده " محققا ما لباسی که ستر عورات شما کند و جامه‌هایی که به آن تن را بیارایید برای شما فرستادیم، و لباس تقوا نیکوترین جامه است " 26 اعراف

آراستن در اینجا کنار تقوا به کار رفته ،
از طرفی امثال من به اشتباه مانتوهای گشاد و بلندمون رو با تنگ و کوتاه پوشا در کل بی حجابا مقایسه میکردیم و البته برداشت اشتباهی از ترجمه جلباب که روسری ایرانی میدیدیمش باعث میشد فکر کنیم حجابمون کامله و طبق دستور قرآنه ،
یه مثال پیش پا افتاده میگم ؛
چند وقت پیش خواهرم به چادر انتقاد میکرد و بهم میگفت هدی حجابت واقعا کامله و تو داری دچار افراط و وسواس میشی ، مگه مانتوی تو چشه ، آستین بلند و گشاد و ..

عکس یکی از سوپراستارای سینما رو در یکی از جشنواره ها نشونش دادم ،
هنرپیشه ای که ما تیپ و ظاهر ایشونو دوست داشتیم
تیپشون خیلی شبیه یکی از ستای من بود ، به خواهرم گفتم به این عکس نگاه کن
این بنده خدا نه تنها به حجاب اعتقادی نداره بلکه خواسته خوش تیپ و جذابم باشه
تنها تفاوتش با ظاهر من که میخام حجاب کنم اینه که من موهام تو هست و لاک نزدم
و جوراب پام میکنم همین ، درصورتی که پس تقوا چی میشه این وسط ?
اینجاست که آدم خیلی ملموس و بی طرفانه و بدون تعصب تفاوت چادر و مانتو رو میبینه
حتی اگه گشاد باشه و تمام موازینم بخواهی رعایت کنی .

4 - خواهرم میگفت هدی چادر بهت نمیاد و..
واقعا قرار نیست چادر به آدم خیلی بیاد و جذاب بشه ،
اگر ما به حسن فعلی و حسن فاعلی اعتقاد داریم فقط باید خدا رو ببینیم
یعنی به ترتیب طبق دستور خدا عمل کنم( حسن فعلی ) ، و فقط بخاطر خدا حجاب کنم نه زیبا شدن خودم نه عرف جامعه و نه تاثیر جمع و.. ( حسن فاعلی )
اگر ما به حقیقت حسن فعلی و حسن فاعلی برسیم دیگه هییچ ابزار و منطقی با هیچ قدرتی نمیتونه ما رو توجیه کنه که یکم بخواهیم بلغزیم یا اشتباه کنیم یا تحت تاثیر عرف و جامعه باشیم چه جانعه خوب چه بد فقط برای خدا .

5 - من حقیقتا چندین ماه روی " حجاب " تحقیق کردم ، خیلی هم درگیرش بودم و نمیتونستم چادر سرم کنم چون نمیتونستم نیتم رو بشناسم و با خلوص و معرفت کامل سر کنم،
نهایتا رفتم بازار پارچه خریدم دو دست مانتو بلند و گشاد و ساده و تیره دوختم با دو تا مقنعه
خییلی بلند تا روی شکم Smile به خودم گفتم باشه هدی خانوم حالا که چادر نمیتوتی بیا اینم حجابی که فهمیدی درسته ، حالا به خودت ثابت کن مشکلت حجابه و دستور خدا و نه عرف
بیا و اینها رو بپوش ،
خدایا انقدر بی ریخت شدم که نگو ولی پوشیدم که به خودم ثابت کنم ،
بعدش رفتم یه چادر ساده سبک وزن خریدم
و الان دارم حالشو میبرم Smile

6 - میگن اگر آدم کاری رو با خلوص انجام بده خیلی تاثیر گذاره
خدا میدونه توی همین مدت کم بدون اینکه بخوام زبونی برای اطرافیانم تبلیغی کنم
چقدر این چادر من به اطرافیانم تلنگر زده و کاملا حس میکنم تغییراتشونو ،
خیلی راحت سوالشونو میپرسن منم خیلی باحوصله و خلاصه جوابشونو از قرآن و نهایتا
روایات میدم و میفهمم تاثیرشو ، خدا رو ازین بابت شاکرم .

ممنون

[=&amp]پرسش: آیا جلباب قرآنی چادر است یا لباس بلند گشاد؟
[/]


[=&amp]پاسخ: [/][=&amp]مرحوم علامه نیز می فرمایند:"كلمه (جلابيب) جمع جلباب است، و آن جامه اى است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى پوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مى شود، و منظور از جمله (پيش بكشند مقدارى از جلباب خود را)، اين است كه آن را طورى بپوشند كه زير گلو و سينه هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد[/][=&amp].
([/][=&amp]ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين[/][=&amp] ) - [/][=&amp]يعنى پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اينكه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزديك تر است، در نتيجه وقتى به اين عنوان شناخته شدند، ديگر اذيت نمى شوند، يعنى اهل فسق و فجور متعرض آنان نمى گردند."(1 )و مفسران نمونه نیز در خصوص جلباب می گویند[/][=&amp]:
[/][=&amp]"در اين كه: منظور، از «جلباب» چيست؟ مفسران و ارباب لغت چند معنى براى آن ذكر كرده‌اند[/][=&amp]:
1- [/][=&amp]ملحفه[/][=&amp] ([/][=&amp]چادر[/][=&amp]) [/][=&amp]و پارچه بزرگى كه، از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سينه‌ها را مى‌پوشاند[/][=&amp].
2- [/][=&amp]مقنعه و خمار (روسرى[/][=&amp]).
3- [/][=&amp]پيراهن گشاد(2[/][=&amp])[/]


[=&amp]آیا زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، چادر داشتند ؟[/][=&amp]![/]
[=&amp]بله چادر داشتند.این مطلب از سنت و سیره حضرت صدیقه کبری که در روایات و تواریخ ثبت شده به خوبی مشخص است[/][=&amp] :
[/][=&amp]پوشش حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) هنگامی که در جریان غصب فدک ازمنزل خارج شدند چنین توصیف شده است[/][=&amp] :
«[/][=&amp]لاثت خمارها علي رأسها و اشتملت بجلبابهاو اقبلت في لمة من حفدتها و نساء قومها تطأ ذيولها»(3)؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محكم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونه ‌ای كه تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه‌های آن به زمين می رسيد، به تن كردند و به همراه گروهی از نزديكان و زنان قوم خود به سوی مسجد حركت نمودند[/][=&amp].[/]


[=&amp] اینها نمونه ها و مستنداتی است که بیان می کند هم در آن زمان چادر بوده و هم اندازه آن به چه حدی بوده است . و در واقع از رهگذر این مستندات می توان مطمئن تر شد که جلباب همان چادر بلند و سراسری است که مد نظر ماست و از آن سخن می گوییم[/][=&amp]. [/]


[=&amp]پی نوشت ها:[/][=&amp]

[/]



[=&amp]1. [/][=&amp]سیدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان ، موسوی همدانی - نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی ،ج 16 ،ص 509[/][=&amp]
[/][=&amp]2. مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، دار الكتب الاسلاميه‌، تهران، 1374، چ 32،ج17،ص 456و457[/]

3. طبرسی، الاحتجاج، انتشارات نعمان نجف اشرف ،چ 86،ج 1، ص 98
موضوع قفل شده است