جمع بندی تشکیل حکومت در زمان غیبت امام زمان (ع) ؛ چرا و چگونه ؟ (با دلایل عقلی و نقلی)

تب‌های اولیه

119 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Mellate Ebrahim;1010394 نوشت:
مثالِ شما 3 ایراد دارد (حداقل برای حکومت) :
1- اول اینکه باید مطمئن شویم که 99 و 98 و 97 و... را می توانیم تشخیص دهیم و بشناسیم.
2- بعد از شناختِ ایشان, باید توانایی تشخیصِ اینکه آنها همچنان در مسیر درست پیش میروند یا خیر را نیز داشته باشیم.
3- در صورتی که ما تواناییِ دو موردِ قبل را داشته باشیم, به این معنی است که ما یا در حدِ ایشان هستیم یا بالاتر از ایشان و درنتیجه اصلا نیازی به رفتن به سراغِ ایشان نداریم.

شما در ظاهر مقدمه اول را می پذیرید اما در ادامه به آن تن نمی دهید!!
وقتی شما پذیرفتید که چاره ای از حکومت نیست دیگر نمیشود به این بهانه ها از تشکیل حکومت سر باز زد! فراموش نکنید چاره ای از تشکیل حکومت نیست...!!

ثانیا: من همین سوالات را از مراجعه شما به یک پزشک و یک مکانیک و یک مهندس جویا میشوم:
1. شما که دسترسی به پزشک معصوم ندارید چگونه می فهمید بهترین پزشک را انتخاب کرده اید؟
2. چطور می فهمید که دارد در مسیر درست پیش می رود یا خیر؟
3. همچنین روشن است که تشخیص اینکه فلان پزشک، یک پزشک حاذق است نیازمند این نیست که شما یا سایر مردم آگاهی ای در سطح خود او داشته باشید!


Mellate Ebrahim;1010394 نوشت:
اگر پیش پزشک معصوم برود 100% درمان میشود.
در غیرِ این صورت :
بله دست و پا میزند و تلاش می کند برای درمانش, به شبه پزشکان از نظرِ خودش یا مردم مراجعه می کند, اما در نهایت ممکن است هلاک شود. (کاملا بدیهی است.)

این مثال درصورتی فقط درست می شود که بگوییم : با اینکه در مسائل دینی هلاک شد, اما خدا او را می بخشد.


Mellate Ebrahim;1010394 نوشت:
پس در نهایت اینطور شد :

بله حکومت ضروری است.
اما ما توانایی شناخت و انتخابِ شخصی با تقوا تر از دیگران و شایسته تر و نزدیک تر به معصوم ع را نداریم.

مگر اینکه معتقد باشیم بله, ما شخصی را از روی ناچاری که به گمانِ خودمان از همه شایسته تر است را انتخاب کردیم اما, کاملا احتمال دارد ما را با تصمیمات و تزریق هایش به سوی گمراهی و هلاکت بکشاند.

تمام پاسخ شما در یک کلام جمع است: چاره ای از حکومت نیست!!
در جایی که شما باید تشکیل حکومت بدهید هرگز اشتباه موجب بازخواست الهی نخواهد بود، در صورتی که شما در حد توان خود به مسئولیتتان عمل کنید.
بله اگر میشد جامعه بدون حکومت رها شود، خب ما هم باید آن را رها می کردیم، اما وقتی چاره ای نیست، خب هیچکدام از این توجیهات پذیرفتنی نخواهد بود. مثل این است که کسی که چاره ای زا مراجعه به پزشک ندارد حالا ما هی بگوییم ممکن است اشتباه کند، ممکن است نتوانی بهترین پزشک را تشخیص دهی، نمیتوانی بفهمی مسیر درست را می رود یا خیر، و...؛ خب این سخنان هرگز نمی تواند مانع مراجعه به پزشک شود!!

علاوه بر اینکه خبرگان یعنی جمعی از متخصصین بر اصل ملاک ها مثل علم و تقوا و مانند آن نظارت می کنند. مثل این است که شما به یک پزشک مراجعه کنید که تحت نظر ده ها پزشک است و دارند بر تشخیص او نظارت می کنند.

Mellate Ebrahim;1010430 نوشت:
درواقع :

دیکتاتوری : که مشخصِ باطل
دموکراسی : انتخاب مردم - آیا به لحاظ عقلی و منطقی یک کاره درستی هست ؟ یا اینکه از روی ناچاری تن به دموکراسی دادیم و درواقع شانسی هست و ممکنه باعث هلاکت بشه ؟
ولایت فقیه : چطوری عقلانیِ که انتخاب مردم و یا بزرگان قابل اعتماد و درست باشه ؟ آیا ممکن نیست هلاکت در پیش باشه ؟

معصوم ع : که 100% مشخص از طرف خدا.

شما توجه نمیکنید که ما چاره ای نداریم که یک گزینه را از بین دومی و سومی، انتخاب کنیم، این را فراموش نکنید!!

بیت المعمور;1010403 نوشت:
من با تشکیل حکومت برای بر قراری عدالت موافقم.
اما این بدان معنا نیست که من موظف باشم قوانین خویش را بر دیگران تحمیل کنم. بلکه باید تا جایی که امکان دارد از دخالت در آزادی مردم بپرهیزم

بیت المعمور;1010403 نوشت:
به همین جهت ممکن است نظام های سکولار و لیبرال دموکراسی بتوانند عدالت مورد نظر را اجرا کنند.
و حتی شاید یک نظام لیبرال دموکراسی بتواند عادلانه تر از یک نظام اسلامی باشد.

بنده با فرمایش شما فی الجمله موافقم اما دو نکته باید عرض کنم:
نکته اول: حکومت بدون تحمیل قانون به مردم ممکن نیست، اصلا به همین خاطر به حاکم تعبیر «ولی» به معنای اولی فی التصرف؛ یا «امیر» به معنای صاحب امر و مانند آن اطلاق میشود. البته در امور شخصی حق دخالت ندارد که این مورد اختلاف نیست، یعنی جانبداران دیدگاه ولی فقیه هم چنین قلمرویی برای فقیه قائل نیستند.

نکته دوم: تفاوت تشکیل حکومت سکولار و دینی چه معصوم و چه فقیه این است که در حکومت دینی قرار است قوانین الهی به عنوان محور طرح شوند، یعنی خود عدالت در حکومت دینی و غیر دینی تعریف متفاوتی دارد، مثلا در قصاص و حدود و دیات، و همچنین ترویج دین در سیستم آموزشی، موضع گیری های کلان سیاسی و مانند آن تفاوت های اساسی بین حکومت ها دینی و سکولار هست و هر دو خودشان را پیرو عدالت می دانند.

به عنوان نمونه میبینید که الان همجنس بازی در کشورهای سکولار به بهانه آزادی که در تعارض با آزدی دیگران نیست و کاملا عادلانه است به رسمیت شناخته میشود، یا کشتار کودکان یمنی به چشمشان نمی آید اما اگر دو نفر در یک حادثه تروریستی در غرب کشته شوند گوش فلک را کر می کنند، و هزاران مثال دیگر که نشان از تعریف متفاوت در عدالت، و نگرش دوگانه ی به آن دارند.

چون مبنای آنها دین نیست، راسیونالیسم است، عقلانیت خودبنیاد است! بنابراین در دید یک انسان بی دین ممکن است چنین نتیجه گیری ای صحیح باشد، اما یک انسان دیندار، خصوصا دین اسلام هرگز این دو را برابر نمیداند.

بیت المعمور;1010403 نوشت:
همچنین تشکیل حکومت عادلانه به معنای این نیست که ولایت مطلقه یا ولی فقیه باید بر سر آن باشد.

طبق آنچه که گذشت وقتی قرار شد حکومت عدل طبق نظر اسلام و قوانین الهی تشکیل شود دیگر باید یک اسلام شناس و مجتهد در رأس آن باشد.

بیت المعمور;1010447 نوشت:
میتوان یک نظام دیکتاتوری را در نظر گرفت که ولی فقیه در راس آن باشد.

بیت المعمور;1010447 نوشت:
اگر به محتوای قوانین این سه نظام نگاه کنید
ممکن است یک نظام دموکراتیک ، دیکتاتور باشد.
و یک نظام دیکتاتور، مردم سالار
و یک ولی فقیه، ضد اسلام و عدالت

ببینید ما داریم از نظریه ها بحث می کنیم، نه از اجرا!!
اشکال شما مثل این است که ما بگوییم باید برای درمان به پزشک مراجعه کنیم و بعد یک نفر به یک انسان متقلبی که مدرک پزشکی اش را جعل کرده است مراجعه کرده و درمان نشده!! خب اینکه اصل نظریه را زیر سوال نمی برد!!
عقل می گوید در نبود امام معصوم، بهترین گزینه برای حکومت یک فقیه عادل و مدیر است، ما باید از خود نظریه به خودی خود بحث کنیم، نه از اجرا!!
ما از خود قانون بحث می کنیم وگرنه میتوان بهترین قانون را به بدترین وجه اجرا کرد، و بدترین قانون را به بهترین وجه! اما خلط اجرا در تشخیص قانون حق، جز انحراف از بحث ثمره ای نخواهد داشت.

مسلم;1010451 نوشت:

حکومت بدون تحمیل قانون به مردم ممکن نیست

البته در امور شخصی حق دخالت ندارد

درباره جمله اولتان :
حکومت بدون تحمیل قانون ممکن است. ( اگر جایی امکان نداشت بله ... )
مثلا اوس و خزرج به پیامبر رجوع میکنند و بیعت میکنند تا بر آنها حکومت کند.
آقای ایکس و ایگرگ فلانی را حکم و قاضی میکنند تا اختلافشان رفع شود.
در گذشته یکی از روش های اساسی همین بود.

درباره جمله دومتان :

در امور غیر شخصی هم حق دخالت ندارد.
عدم دخالت محدود به امور شخصی نیست

مسلم;1010451 نوشت:
وقتی قرار شد حکومت عدل طبق نظر اسلام و قوانین الهی تشکیل شود دیگر باید یک اسلام شناس و مجتهد در رأس آن باشد.

خیر لازم نیست

مسلم;1010451 نوشت:
وقتی قرار شد حکومت عدل طبق نظر اسلام و قوانین الهی تشکیل شود دیگر باید یک اسلام شناس و مجتهد در رأس آن باشد.

خیر لازم نیست

مسلم;1010455 نوشت:
ببینید ما داریم از نظریه ها بحث می کنیم، نه از اجرا!!
اشکال شما مثل این است که ما بگوییم باید برای درمان به پزشک مراجعه کنیم و بعد یک نفر به یک انسان متقلبی که مدرک پزشکی اش را جعل کرده است مراجعه کرده و درمان نشده!! خب اینکه اصل نظریه را زیر سوال نمی برد!!
عقل می گوید در نبود امام معصوم، بهترین گزینه برای حکومت یک فقیه عادل و مدیر است، ما باید از خود نظریه به خودی خود بحث کنیم، نه از اجرا!!
ما از خود قانون بحث می کنیم وگرنه میتوان بهترین قانون را به بدترین وجه اجرا کرد، و بدترین قانون را به بهترین وجه! اما خلط اجرا در تشخیص قانون حق، جز انحراف از بحث ثمره ای نخواهد داشت.

قانون و محتوا با شکل و ساختار حکومت فرق میکند.

اجرای قوانین هم با خود قوانین فرق میکند.

مثلا در نظام پادشاهی یک نفر در راس حکومت قرار میگیرد.
این شخص میتواند قوانین اسلامی را لحاظ کند.
و درست هم اجرا کند.
به مردم اهمیت بدهد....

مثلا ممکن است در یک نظام دموکراتیک، قوانین ضد اسلامی وضع و اجرا گردد.
پس لازم نیست در نظام پادشاهی، قوانین ظالمانه باشد.
یا در دموکراسی، قوانین عادلانه باشد.

باید نظام و شکل حکومت به گونه ای باشد که جلوی رشد عدالت گرفته نشود. جلوی آزادی مردم گرفته نشود.

بیت المعمور;1010444 نوشت:
شما میفرمایید بهترین حکومت بدون معصوم را تصور کنیم.
خوب شما پیشنهادی دارید ؟

وقت بخیر

بنده میگویم بهترین حکومتِ غیر معصوم ع را تصور کنیم.
مثلا از مردمان 700 سالِ پیش شروع کنیم که فکر میکنند و بهترین حکومت را تصور میکنند
بعد مردمِ 400 سال پیش مجدد فکر میکنند و بهترین را تصور میکنند
بعد مردم 100 سال پیش و در نهایتا ما الان تصور میکنیم بهترین حکومت را.

صرف نظر از اینکه ممکنه مردمان در هر بازه ی زمانی, یک حکومت را بهتر تلقی کنند, ممکن است ما نیز امروز خیال کنیم که این حکومتی که تصور میکنیم بهتر از بقیه است, اما خودش در عینِ حال یکی از بدترین نوعِ حکومت باشد.

بله در واقع ما به این نتیجه رسیدیم که این کشتی را باید یک ناخدا بلاخره هدایت کند
اگر معصوم باشد که خیالمان راحت است که 100% کار بلد است.
حال اگر قرار باشد این جایگاه به کسی دیگر داده شود, اگر این احتمال وجود داشته باشد حتی 1% ممکن است مارا به هلاکت بکشاند و گمراه کند, این باعثِ هلاکتِ ابدیِ ما میشود.

پس یا باید بگوییم بلاخره ما ناچاراً به زعمِ خودمان بهترین ناخدا را انتخاب میکنیم, اما در عینِ حال هر آن ممکن است مارا به هلاکت ابدی ببرد. اما ناچاریم.
و در این صورت باید مطمئن باشیم که اگر هلاکمان کرد , خدا به ما حق می دهد , چون ناخدای اصلی را از ما دریغ کرده بود و ما چاره ای نداشتیم و خیال میکردیم این شخص بهتر از بقیه ناخدایی بلد است اما متاسفانه نابودمان کرد.

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿۶۷﴾
و مى‏ گويند پروردگارا ما رؤسا و بزرگان خويش را اطاعت كرديم و آنها ما را از راه به در كردند. ( احزاب ۶۷)

پس بله ما به این نتیجه رسیدیم که حکومت برای انسان ها لازم است.
اما قدم بعدی عقل به ما میگوید اگر دست به این کار زدیم و هلاک شدیم چه ؟ (هلاکت ابدی).

جواب :
1- یا باید ثابت کنیم که قطعا هلاک نمیشویم.
2- یا ثابت کنیم که اگر در دین هلاک شدیم, و اگر بر خلاف دستوراتِ خدا که خیال میکردیم مورد رضای خداست عمل کردیم, خدا این را بر ما میبخشد؟ چرا ؟

=================================

شاید این سوال ها قبل از فکر کردن به تشکیل حکومت ما را به این فکر فرو ببرد و هدایت کند :

که اصلا چرا خدا, ناخدا را از ما دریغ کرده ؟ آیا اصلا خدا دریغ کرده ؟
چرا چوپان گله را رها کرده که حالا گوسفندان از بین خود چوپان انتخاب کنند ؟ اصلا می شود گوسفندی هدایت دیگر گوسفندان را به عهده بگیرد؟ از طرفی گله ی بدونِ چوپان مگر می شود ؟ چوپان چه شده ؟

بیت المعمور;1010447 نوشت:
حالا این سوال را میپرسیم
آیا احتمال خطا وجود دارد؟
بله

آیا این نظام ها میتوانند شما را به هلاکت بیاندازند؟
بله

خیلی عالی بود.

بیت المعمور;1010447 نوشت:

اما آیا حق دارند شما را به هلاکت بیاندازند؟

خیر

آیا حق دارند آزادی شما را سلب کنند؟

خیر

بله دقیقا.
اما باز بحث اینه که حالا چه زور بگویند چه نگویند, آیا باز باعثِ نجاتِ 100% ما هست یا اینکه همچنان باز احتمالِ هلاکتمان در صورتِ آزادیِمان و داشتن اختیارِ خودمان نیز هم هست ؟

با سلام و عرض ادب

البته یه چیزی هست ، اینجا گفته شده رهبری ارتفاع سنج نیست بلکه رهبر و خلبان است ، رهبری گفته شده ناخدای کشتی است ، اما سوال ، آیا یک ناخدای خوب میتواند بدون ارتفاع سنج سالم حکومت کند ؟

اگر نمیتواند ، چه کسی مسئول پیدا کردن ارتفاع سنج درست و تعمیر آن است ؟ ملت یا رهبر ؟ چون حکومت ما مردمی است مردم اینکار را میکنند ، مردم دولت را انتخاب میکنند آن هم دیده شده گاهی بر خلاف نظر رهبر !

اما وقتی مشکل به وجود می آید میگویند رهبری مقصر است !

موضوع قفل شده است