ترس از مرگ و دنیای جدید

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ترس از مرگ و دنیای جدید

سلام

من تجارب جالبی تو زندگی نداشتم اما خجالت هم نمیکشم و الانم مشکلی باهاشون ندارم مثلا از کودکی بی پناه بودم چه جسمی و چه روحی، تجربه آزار جنسی در پنج سالگی و عوارض بعد از اون مثل الان که من بدون دارو تقریبا عقیمم

بعد تو نوجوانی کمای تیروئیدی رو رد کردم و دکتر نمیدونست من چطور زنده هستم و بدترین عوارضش مشکلات ذهنی مثل اختلال شدید در حافظه بود 

تو تحصیلاتم بخاطر اختلال حافظه و بیماری که داشتم و هم خانوادم که از آزار دادن من خیلی لذت میبردند، بجای اینکه تو مدرسه تیزهوشان که قبول هم شده بودم باشم، توی بیمارستان بخاطر خودکشی با دارو بستری بودم در حالی خانوادمم مشتاق درمان من نبودن، منم ترک تحصیل کردم با وجود قبولی در دانشگاه

اینارو فقط جهت آشنایی با فضای روحی و جسمیم گفتم و نه میخوام و نه میتونم با دنیا همراه بشم و دنبال امید و راه زندگی نیستم

 در اصل سوالی که دارم علت ترس از مرگه و با خودم میگم کاش با اسلام آشنا نبودم چون تو برخی ادیان دیگه مرگ موضوعی راحت تره و تصورش آسونتره و در نتیجه ترسش کمتره فقط میخوام بدونم چطور میشه گذر کرد ازش؟ چرا انقدر سخته و ورود به دنیای جدید ترس داره؟ چطور میشه دردشو کم و راحت ترش کرد؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

سلام

شما خانمی باهوش هستید که دوست دارید یک زندگیِ راحت و همراه با آرامش داشته باشید. من تعدادی سؤال برایتان به صورت خصوصی فرستادم تا بیشتر با وضعیت شما آشنا شوم. اما تا این لحظه که این متن را می نویسم، متأسفانه به سؤالاتم پاسخ نداده اید و من مجبورم در پاسخگویی به اطلاعاتی که در متنِ سؤال هست بسنده کنم.

 

از حرف هایتان در سؤال برداشت می کنم که شما به ناامیدیِ زیادی از دنیا و اطرافیان تان رسیده اید. گفته اید:«نه میخوام و نه میتونم با دنیا همراه بشم و دنبال امید و راه زندگی نیستم». این حرف، ناامیدیِ زیاد شما را نشان می دهد. از طرف دیگر دوران کودکیِ سختی را پشت سرگذاشته اید که آثارِ آن، همچون خشم از خانواده، روحِ شما را آزار می دهد. همچنین با مشکلاتی در روابطِ بعد از ازدواج مواجه هستید. «نااُمیدی و خشم» دو ویژگیِ اصلی در خودکشیِ جوانان می باشند. همچنین شما سابقه یک بار خودکشی دارید. با توجه به این مسائل، به نظر می رسد شما به طور جدّی به خودکشی فکر می کنید؛ اما چون فردی هستید که عقاید مذهبی دارید، از عواقبِ خودکشی که در دین اسلام ذکر شده می ترسید و همین ترس از سرنوشتِ بد پس از مرگ، مانعِ شما شده که بار دیگر اقدام به خودکشی کنید.

 

من شعار نمی دهم. به احتمال زیاد، گوشتان از نصیحت پُر است و دیگر حوصله شنیدن نصیحت ندارید. من روانشناس هستم. کار روانشناس نصیحت نیست. ضمن اینکه پاسخگویی به سؤالات روانشناختی، جای نصیحت نیست.

 

شما می خواهید از وضعیتِ سخت و غیرقابل تحملی که در اطرافتان می بینید رهایی یابید. وقتی ازدواج کردید، تصور کردید که از زندگی در کنار خانواده ای که به شما اهمیت نمی دهند راحت شده اید و دنیای راحت تری در ذهن تان ترسیم می کردید. اما مشکلاتِ شما پس از ازدواج، باعث شده بیشتر از قبل به رهایی از این دنیا فکر کنید. شما به خاطر دوران کودکی و نوجوانیِ سخت و نیز مشکلاتِ بعد از ازدواج، در وضعیتی قرار گرفته اید که در روانشناسی به آن «دید تونلی» می گویند. وقتی ما انسان ها دچار مشکل بزرگی می شویم، استرس زیادی احساس می کنیم و تعداد بسیار کمی راه حلّ پیش روی خودمان می بینیم. به این وضعیت «دید تونلی» می گویند. انگار یک لوله مقوایی را جلوی چشمتان گرفته ایم و سعی می کنیم با آن به دنیا نگاه کنیم. این حالت وقتی جان فرد در خطر است، مثلا هنگام فرار از دست یک شیر، مفید است. زیرا در این حالت باید روی خطر متمرکز شویم و خیلی سریع واکنش نشان دهیم. اما وقتی احساس منفیْ بدون تهدید جانی است، دید تونلیْ مشکل ساز است. زیرا باعث می شود فقط دو یا سه راه حلّ پیش روی خود ببینیم و از راه حلّ های دیگر که نتیجه بهتری دارند غافل شویم. شما اکنون با خود فکر می کنید دو راه بیشتر ندارید: در این دنیای بی رحم بمانید و بسوزید و بسازید یا خودکشی کنید و خود را از این دنیا راحت نمایید.  

ادامه دارد...