جمع بندی ترس از ازدواج

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ترس از ازدواج

سلام
من دختری حدودا 26 ساله هستم
پدر و مادر همیشه در نزاع و درگیری با هم بودم به همین دلیل از بچگی همیشه تا حرف از ازدواج کردن من میشد پدرم انگار بدش میومد و میگفت راجب این مسائل با دختر من حرف نزنید همینطور چون پدرم خیلی مادرم رو اذیت میکرد مادرم همیشه به من میگفت اول درس بخون شغل مناسبی پیدا کن مستقل شو بعد ازدواج کن ، اما خب منم از سن ۱۸ سالگی موقعیت هایی برای ازدواج داشتم که تا سن ۲۲ سالگی مادرم به من میگفت هنوز برات زوده ازدواج کنی

یادمه تو اون سن که بودم خیلی علاقه داشتم ازدواج کنم و برم سر خونه زندگی خودم ، اما مامانم با من دعوا میکرد و میگفت تو شوهر داری بلد نیستی، علاوه بر اینکه من پدرم رو وقتی ۱۵ سالم بود از دست دادم به همین دلیل دوست داشتم زودتر ازدودج کنم چون از آینده میترسیدم از شرایط خانواده امون ، اما خب مامانم مخالفت میکرد اما الان تقریبا درسم تموم شد و با توجه به شرایط بد کاری تو ایران کار سخت پیدا میشه ، الام که به این سن رسیدم کنایه های اطرافیانم رو در مورد اینکه چرا تا حالا ازدواج نکردم میفهمم، تا کوچکترین درگیری تو خانواده برام پیش میاد همین مامانم بهم میگی میخواستی ازدواج کنی بری هم سنات همه بچه دارن.

احساس میکنم الان تو این سن مثل قبل به ازدواج علاقه ای ندارم و یه جوری شدم که از ازدواج میترسم،
یکی دو تا مورد خوب هم چند وقت پیش داشتم که رد کردم به دلایل مختلف ، تنها کاری که میکنم اینه که سر نماز از خدا میخوام کمکم کنه بتونم ازدواج موفقی تو زندگیم داشته باشه، گاهی که به گذشته نگاه میگنم میلینم همون کسایی که باعث به تاخیر افتادن ازدواجم شدن حالا مسخره ام میکنن و بهم تیکه میندازن.
میخوام سوال چه کار کنم که بتونم در آینده با فردی ازدواج کنم که ازدواج موففی باشه و راضی باشم؟

با تشکر

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد همدل

مقابله با ترس و هراس از ازدواج
ترس از ازدواج شما واقعی نیست، بلکه ثانویه است؛ در واقع شما دچار نوعی خطای شناختی شده اید و با یک تعمیم نابجا فکر می کردید اگر ازدواج کنید، سرنوشت ازدواج شما به سرنوشت ازدواج پدر و مادرتان دچار خواهد شد و در زندگی آینده خوشبخت نخواهید شد و دچار تنش و استرس فزاینده خواهید شد؛ به عبارت دیگر چون شما طمع شیرین زندگی رو در زندگی پدر و مادرتان نچشیده بودید، نمی توانستید زندگی ایده آلی را برای خودتان تصور کنید و همین مسئله سبب ترس شما از ازدواج شده است.
به هر حال هرگز نمی توان از یک قضیه شخصیه این چنین برداشت ناروایی رو دربارۀ آینده زندگی خود بکنید و آیندۀ زندگی خود را به زندگی پدر و مادرتان گره بزنید. زندگی پدر و مادرتان یک در هزار موردی بوده که دچار تنش و مشکل شده؛ این به معنای این نیست که اگر شما هم ازدواج کنید، زندگی شبیه آنها را خواهید داشت.
توصیه می شود مقداری واقع بینانه به این قضیه بنگرید و با ترس و هراس خود از ازدواج مقابله کنید. اگر خودتان به تنهایی نمی توانید، از متخصصان و روانشناسان باتجربه کمک بگیرید.

دقت در همسرگزینی
اگر شما در انتخاب همسر دقت کنید و بر اساس معیارهای و ملاک های اساسی ازدواج و نه معیارهای خودساخته همسرتان را انتخاب کنید و نیز به وظایف و تکالیف زندگی مشترک آگاه باشید و در عمل نیز بدان پایبند و متعهد باشید؛ مطمئن باشید که زندگی موفق و پایداری در آینده برای خود رقم خواهید زد و به معنای واقعی کلمه خوشبخت خواهید شد.

تهدید را به فرصت تبدیل کنید
اگر در خصوص ازدواج شما تعلل و کوتاهی چه از جانب خودتان و چه از جانب مادرتان شده است، در موقعیت کنونی دنبال مقصر گشتن فایده ای به حال تان ندارد، جز اینکه بر رنج و عذاب و حسرت شما بیفزاید.
به هر حال در این شرایط:
«به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد؛ چراغي روشن كنيد».
توصیه می شود اگر موقعیت جدیدی برای ازدواج و خواستگاری دارید، بی خودی ردش نکنید. باتوجه به اینکه سن شما رو به افزایش است؛ طبیعتاً نباید هیچ مورد ازدواجی را به سادگی از دست بدهید و نباید از کنار هیچ موقعیت ازدواجی به آسانی بگذرید. در این بازار کسادی خواستگاران خوب و مناسب، از دست دادن خواستگار خوب خسارت است و موجب پشیمانی خواهد شد؛ به هر حال همان طور که پذیرش خواستگار نیاز به دلیل منطقی دارد، رد خواستگار نیز بدون دلیل منطقی عاقلانه و منطقی نیست.

تلاش فعالانه برای جذب خواستگار
برای جذب خواستگار توصیه می شود علاوه بر دعا و توسل به افراد موثق و مورد اطمینان از دوستان و آشنایان در محل تحصیل، محل کار و محل زندگی‌تان بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد به صورت غیرمستقیم به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج به وجود آید. این کار منافاتی هم با دعا و درخواست از خدا ندارد. می توانید در کنار دعا و نیایش به فعالیت های فعالانه خود برای جلب خواستگار متناسب با وقت و فرصت خود روی بیاورید.
به قول معروف:
«از شما حرکت از خدا برکت»

همدل;986049 نوشت:
مقابله با ترس و هراس از ازدواج
ترس از ازدواج شما واقعی نیست، بلکه ثانویه است؛ در واقع شما دچار نوعی خطای شناختی شده اید و با یک تعمیم نابجا فکر می کردید اگر ازدواج کنید، سرنوشت ازدواج شما به سرنوشت ازدواج پدر و مادرتان دچار خواهد شد و در زندگی آینده خوشبخت نخواهید شد و دچار تنش و استرس فزاینده خواهید شد؛ به عبارت دیگر چون شما طمع شیرین زندگی رو در زندگی پدر و مادرتان نچشیده بودید، نمی توانستید زندگی ایده آلی را برای خودتان تصور کنید و همین مسئله سبب ترس شما از ازدواج شده است.
به هر حال هرگز نمی توان از یک قضیه شخصیه این چنین برداشت ناروایی رو دربارۀ آینده زندگی خود بکنید و آیندۀ زندگی خود را به زندگی پدر و مادرتان گره بزنید. زندگی پدر و مادرتان یک در هزار موردی بوده که دچار تنش و مشکل شده؛ این به معنای این نیست که اگر شما هم ازدواج کنید، زندگی شبیه آنها را خواهید داشت.
توصیه می شود مقداری واقع بینانه به این قضیه بنگرید و با ترس و هراس خود از ازدواج مقابله کنید. اگر خودتان به تنهایی نمی توانید، از متخصصان و روانشناسان باتجربه کمک بگیرید.

دقت در همسرگزینی
اگر شما در انتخاب همسر دقت کنید و بر اساس معیارهای و ملاک های اساسی ازدواج و نه معیارهای خودساخته همسرتان را انتخاب کنید و نیز به وظایف و تکالیف زندگی مشترک آگاه باشید و در عمل نیز بدان پایبند و متعهد باشید؛ مطمئن باشید که زندگی موفق و پایداری در آینده برای خود رقم خواهید زد و به معنای واقعی کلمه خوشبخت خواهید شد.

تهدید را به فرصت تبدیل کنید
اگر در خصوص ازدواج شما تعلل و کوتاهی چه از جانب خودتان و چه از جانب مادرتان شده است، در موقعیت کنونی دنبال مقصر گشتن فایده ای به حال تان ندارد، جز اینکه بر رنج و عذاب و حسرت شما بیفزاید.
به هر حال در این شرایط:
«به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد؛ چراغي روشن كنيد».
توصیه می شود اگر موقعیت جدیدی برای ازدواج و خواستگاری دارید، بی خودی ردش نکنید. باتوجه به اینکه سن شما رو به افزایش است؛ طبیعتاً نباید هیچ مورد ازدواجی را به سادگی از دست بدهید و نباید از کنار هیچ موقعیت ازدواجی به آسانی بگذرید. در این بازار کسادی خواستگاران خوب و مناسب، از دست دادن خواستگار خوب خسارت است و موجب پشیمانی خواهد شد؛ به هر حال همان طور که پذیرش خواستگار نیاز به دلیل منطقی دارد، رد خواستگار نیز بدون دلیل منطقی عاقلانه و منطقی نیست.

تلاش فعالانه برای جذب خواستگار
برای جذب خواستگار توصیه می شود علاوه بر دعا و توسل به افراد موثق و مورد اطمینان از دوستان و آشنایان در محل تحصیل، محل کار و محل زندگی‌تان بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد به صورت غیرمستقیم به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج به وجود آید. این کار منافاتی هم با دعا و درخواست از خدا ندارد. می توانید در کنار دعا و نیایش به فعالیت های فعالانه خود برای جلب خواستگار متناسب با وقت و فرصت خود روی بیاورید.
به قول معروف:
«از شما حرکت از خدا برکت»

سلام چطور میتونم خاستگار جذب کنم...؟؟؟
من دیگه واقعا نا امید شدم ، ، ، ، ، ، احساس میکنم ، هر روز که میگذره ازدواج کردن برای من سخت تر میشه ، شاید من تو زندگیم مشکلی نداشته باشم ، اما وقتی اطرافیانم رو نگاه میکنم که سر خونه زندگیشون هستن و زندگی خوبی دارن واقعا حسرت میخورم ، ازدواج کردن از هر کاری سخت تره مخصوصا برای خانوم ها که حق انتخاب ندارن و باید انتخاب بشن ، ، ، ، ، تو محل تحصیل هم خیلی ها پیش میاد که از هم خوشمون میاد اما هیچ کدومشون برای ازدودج و خاستگاری جلو نمیان ، خاستگارهایی هم که داشتم از طریق معرفی بوده ،،،،

حتی الانم بعضی وقتا مامانم میگه فکر کردی شوهر چیه بعد از یه مدت عادی میشه ،بعضی وقتا حس میکنم انگار اصلا دلش نمیخواد من برم سر خونه زندگی خودم،ولی آخه تا کی منم گناه دارم دوس دارن برم سر خونه زندگی خودم ، زندگی کردن با مامانمم برام خیلی سخت شده تو ظاهر باهاش مدارا میکنم اما ته دلم خسته شدم ، همیشه یه طوری رفتار میکنه که همه انرژی منو ازم میگیره صبح تا سب سخنرانی مذهبی گوش میده و انگار افسرده شده همش میگه مریضم اینجام درد میکنه اونجام درد میکنه اعصاب ندارم حوصله ندارم، منم دیگه خسته شدم، من اصلا دلم نمیخواد خاستگار مدام بره و بیاد دلم میخواد کسی که میتونیم با هم خوشبخت بشیم رو پیدا کنم و برم سر خونه زندگیم که هم از کنایه های اطرافیان راحت بشم هم از رفتارهای مامانم و برادرم که هشت سال از من کوچیکتر هست ، بعضی وقت ها مامان بزرگم و مامانم به من میگن باید با داداشت مدارا کنی شاید مجبور بسی تا ابد باهاش زندگی کنی ،، این حرفها واقعا آتیش میزنه آدمو ، ، ،
من چی کار کنم که آدمی که میتونیم با هم خوشبخت بشیم رو پیدا کنم
چه دعایی بخونم چه نمازی بخونم چی کار کنم آخه باید راهی باشه یا نه ، تا کی باید بشینم سقف آسمون نگاه کنم تا یکی از من خوشش بیاد و بیاد خاستگاریم
شما راهو به من نشون بدین

همدل;986049 نوشت:
مقابله با ترس و هراس از ازدواج
ترس از ازدواج شما واقعی نیست، بلکه ثانویه است؛ در واقع شما دچار نوعی خطای شناختی شده اید و با یک تعمیم نابجا فکر می کردید اگر ازدواج کنید، سرنوشت ازدواج شما به سرنوشت ازدواج پدر و مادرتان دچار خواهد شد و در زندگی آینده خوشبخت نخواهید شد و دچار تنش و استرس فزاینده خواهید شد؛ به عبارت دیگر چون شما طمع شیرین زندگی رو در زندگی پدر و مادرتان نچشیده بودید، نمی توانستید زندگی ایده آلی را برای خودتان تصور کنید و همین مسئله سبب ترس شما از ازدواج شده است.
به هر حال هرگز نمی توان از یک قضیه شخصیه این چنین برداشت ناروایی رو دربارۀ آینده زندگی خود بکنید و آیندۀ زندگی خود را به زندگی پدر و مادرتان گره بزنید. زندگی پدر و مادرتان یک در هزار موردی بوده که دچار تنش و مشکل شده؛ این به معنای این نیست که اگر شما هم ازدواج کنید، زندگی شبیه آنها را خواهید داشت.
توصیه می شود مقداری واقع بینانه به این قضیه بنگرید و با ترس و هراس خود از ازدواج مقابله کنید. اگر خودتان به تنهایی نمی توانید، از متخصصان و روانشناسان باتجربه کمک بگیرید.

دقت در همسرگزینی
اگر شما در انتخاب همسر دقت کنید و بر اساس معیارهای و ملاک های اساسی ازدواج و نه معیارهای خودساخته همسرتان را انتخاب کنید و نیز به وظایف و تکالیف زندگی مشترک آگاه باشید و در عمل نیز بدان پایبند و متعهد باشید؛ مطمئن باشید که زندگی موفق و پایداری در آینده برای خود رقم خواهید زد و به معنای واقعی کلمه خوشبخت خواهید شد.

تهدید را به فرصت تبدیل کنید
اگر در خصوص ازدواج شما تعلل و کوتاهی چه از جانب خودتان و چه از جانب مادرتان شده است، در موقعیت کنونی دنبال مقصر گشتن فایده ای به حال تان ندارد، جز اینکه بر رنج و عذاب و حسرت شما بیفزاید.
به هر حال در این شرایط:
«به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد؛ چراغي روشن كنيد».
توصیه می شود اگر موقعیت جدیدی برای ازدواج و خواستگاری دارید، بی خودی ردش نکنید. باتوجه به اینکه سن شما رو به افزایش است؛ طبیعتاً نباید هیچ مورد ازدواجی را به سادگی از دست بدهید و نباید از کنار هیچ موقعیت ازدواجی به آسانی بگذرید. در این بازار کسادی خواستگاران خوب و مناسب، از دست دادن خواستگار خوب خسارت است و موجب پشیمانی خواهد شد؛ به هر حال همان طور که پذیرش خواستگار نیاز به دلیل منطقی دارد، رد خواستگار نیز بدون دلیل منطقی عاقلانه و منطقی نیست.

تلاش فعالانه برای جذب خواستگار
برای جذب خواستگار توصیه می شود علاوه بر دعا و توسل به افراد موثق و مورد اطمینان از دوستان و آشنایان در محل تحصیل، محل کار و محل زندگی‌تان بسپارید که اگر پسر خوب و مجردی را سراغ دارند که با شما همخوانی و تناسب دارد به صورت غیرمستقیم به خانواده شما معرفی کنند تا زمینه خواستگاری و ازدواج به وجود آید. این کار منافاتی هم با دعا و درخواست از خدا ندارد. می توانید در کنار دعا و نیایش به فعالیت های فعالانه خود برای جلب خواستگار متناسب با وقت و فرصت خود روی بیاورید.
به قول معروف:
«از شما حرکت از خدا برکت»

من کسی رو نمیشناسم که بخوام بهش بگم برام خاستگار معرفی کنه اگرم بگم فقط خودمو مسخره میکنن و البته خانوادم هم اگر بفهمن مدام تحقیرم میکنن و هزار تا حرف بهم میزنن که چرا آبروریزی کردم و رفتم به فلانی گفتم برام خاستگار بیاره اونوقت همه جا پخش میشه که فلانی مونده رو دست مامانشو و داره دنبال شوهر میگرده ، شما این عواقب رو در نظر بگیرین بعد بگین ، راستش من فرد قابل اطمینانی رو که اگر بهش این حرفو بزنم مسخره ام نکنه و نره به بقیه بگه که من بهش گفتم تو اطرافم نمیشناسم نه بین دوستام نه بین آشناهامون،

اگر ما توصیه به سپردن به دیگران برای جذب خواستگار کردیم منظور هر کسی نبود؛ بلکه واسطه و معرف باید چند خصوصیت داشته باشد؛ یکی اینکه امین، مورد اطمینان و رازدار باشد، دوم اینکه خیرخواه و دلسوز باشد و سوم اینکه در این گونه کارها پیشقدم باشد. مثلاً می توانید به امام جماعت مسجد محل، رئیس هیئت محل، برخی بانوان فرهیخته که اهل خیر هستند و در کارهای فرهنگی دستی دارند؛ بزرگ فامیل و... بسپارید تا برای شما در این خصوص وسطه گری کنند.
یادتان باشد شما در این مسئله مأمور به انجام وظیفه و تکلیف هستید، نتیجه چی می شود ربطی به شما ندارد؛ مهم این است که شما برای همسریابی و ازدواج تان به وظیفه خود عمل نمایید.

همان طور که گفتیم ازدواج حق مسلم شماست و این حق شماست که ازدواج کنید و نیازهای غریزی، عاطفی و... خویش را در کنار همسرتان برآورده سازید؛ منتها با یکجا نشستن و تنها دعا کردن بعید است به هدف تان برسید؛ باید در این خصوص به تلاش های فعالانه خود ادامه دهید و با راهکارهایی که خدمت تان عرض شد زمینه آن را فراهم نمایید.

یادتان باشد شما در این مسئله مأمور به انجام وظیفه و تکلیف هستید، نتیجه چی می شود ربطی به شما ندارد؛ مهم این است که شما برای همسریابی و ازدواج تان به وظیفه خود عمل نمایید.

سلام و عرض ادب

به نظرم با فعالیت تو مسجد و مراسم های مذهبی که تو خونه ها برگزار می شه

هم می تونید وقت خودتون رو پر کنید و از کسالت خارج بشید

و هم می تونید خودتون رو به دیگران نشون بدید

اگر به ورزش هم علاقه دارید می تونید در کلاس های ورزشی هم شرکت کنید
برای تقویت روحیه و دیده شدن مفید خواهد بود

سعی کنید تو اجتماعات متعارف حضور داشته باشید و گوشه گیر نباشید

دعا کردن همه چیز نیست

تلاش هم باید کنار دعا باشه

در ضمن ازدواج هدف زندگی نیست
یه قسمتی از زندگیه

برای زندگیتون هدفی تعیین کنید و برای رسیدن به هدفتون برنامه ریزی کنید
و اوقات فراغتتون رو با تلاش برای رسیدن به هدفتون پر کنید

سلام استارتر

ببینید خانم ازدواج کردن رو هر موجودی در این جهان بلده ، مسئله ای مشترک بین تمام جانداران و ...

شما اول باید برای ازدواج کردن هدف گذاری کنین و یکسری معیارها رو مد نظر بگیرین وگرنه از چاله به چاه سقوط میکنین.
هدف از ازدواج نبابد این باشه همه شوهر کردن و من نکردم ، مگر شوهر کردن افتخاره؟
هدف این نباشه از شرایط خانه به شرایط بهتری برم ، نه خبری از این مسایل نیست. ممکن هست همسر آینده جهنمی بدتر از خانه ی پدریت درست کنه .
از طرفی شما سنی نداری این اصلا خوب نیست بجای تحصیل و سرگرم شدن از سن پایین در فکر ازدواج بودی.
شما باید درس بخونی یا کاری کنی که هم سرگرمی باشه و هم درآمدی هر چند کنم و ناچیز.

هیچ کسی با شوهر و بچه خوشبخت نمیشه مگر اهداف ارزشمندی برای ازدواج داشته باشه.

شما صبر کنین موارد بهتری از راه برسه و سنتون قدری افزایش پیدا کنه تا نسبت به مسایل آگاه تر و هوشیار تر بشین.
هیچ مردی شاهزاده ی سوار بر اسب نیست زمانی میشه باهاش زندگی کرد که انسان به خودشناسی رسیده باشه وگرنه ازدواج دوامی نخواهد داشت.
ما اگر دنبال ازدواج به هر نحوی باشیم اونم تو شرایطی که سن شما خیلی زیاد نیست آخرش به درگیری و طلاق میرسیم.

موضوع قفل شده است