جمع بندی تدبر در قرآن ؛ ردی بر الاهی بودن قرآن یا تائیدی بر آن

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

پارسا مهر;932592 نوشت:
ما سوال بعدی....
یک آیه ای در قرآن هست که قابل تامله در این باره به این شکل که:
افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیر
آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.

سلام
متاسفانه وقتی انسان حریت فکری نداشته باشد و بنایش بر رد مطلب مورد نظر به هر نحو ممکن باشد چه بسا ساده ترین بعد مطلب را هم نفهمد
این آیه می فرماید اگر قرآن از سوی غیر خدا بود در آن اختلاف وجود داشت. یعنی اگر شما می توانستی بگویی فلان آیه با فلان آیه در تناقض است قرآن از سوی غیر خدا بود نه اینکه فلان آیه با فلان موضوع علمی اختلاف دارد .
پس در این آیه، اثبات از سوی غیر خدا بودن منوط به یافتن اختلاف در آیات و مطالب خود قرآن است نه یافتن اختلاف قرآن با فلان موضوع خارج از آن.
یا علیم[/][/][/]

اگر کسی نقدی بر این استدلال داره، ممنون می شم مطرح کنه.

پیامبران پیشین، طبق آیات خود قرآن، معجزه داشتند و به این شیوه، حقانیت رسالت خودشون رو ثابت می کردند.
پس از نظر خود اسلام هم منطقیه که برای پذیرفتن درستی رسالت پیامبر، ازش انتظار معجزه داشته باشیم.
ادعا می شه که قرآن، معجزه ی دین اسلامه. (بسیاری معتقدند پیامبر اسلام، هیچ معجزه ی دیگری نداشته.)
پس منطقا این معجزه باید توانایی تمام کردن حجت را برای همه ی افراد در هر قشر و هر سطح سواد داشته باشه.

بنابراین اگر بدون پیشفرض، واقعا قرآن رو برای این منظور بررسی کنیم، سه حالت پیش میاد:

1.یا با قطعیت می تونیم معجزه بودنش رو متوجه بشیم.
2.یا با قطعیت می تونیم معجزه نبودنش رو متوجه بشیم. (مثلا در اون ایرادات علمی شفاف پیدا کنیم.)
3.یا هیچگونه یقینی در هیچ جهتی برای ما ایجاد نمی شه و از هر سمتی که حرکت می کنیم، به هیچ
نتیجه ای نمی رسیم.

از بین این سه حالت، فقط در حالت اوله که می تونیم به اسلام ایمان بیاریم. چون در حالت سوم هم هیچ
معجزه ی معتبر دیگه ای از پیامبر اسلام باقی نمی مونه و دلیلی نداریم برای پذیرفتن احکام و دستورات پیامبر.
آیا ممکنه خداوند، آخرین پیامبرش رو بدون معجزه ی محکم، مامور هدایت انسان ها کنه، و بدون تمام کردن
حجت، از انسان ها تا آخرالزمان انتظار داشته باشه که پیرو دین اسلام بشن؟
_____________________

به نظر من، اگه در بررسی قرآن مدام به در بسته بخوریم و به هیچ نتیجه ای نرسیم هم این خودش دلیلیه
برای معجزه نبودن قرآن. چون ویژگی های معجزه را ندارد و حجت را تمام نمی کند.
_____________________

از دوستان، خواهشمندم بدون لحن کنایه آمیز و تعصب تاپیک را دنبال کنند. بعید می دانم اینجا کسی از
ضربه زدن به اعتقادات مردم، منفعتی ببرد.

Hadi99g;933899 نوشت:
خورشيد همراه با سيّاراتش در فضا با سرعت نزديک به 250 کيلومتر بر ثانيه در حال حرکت به دور کهکشان است.

يعني چه که شايد منظور قرآن، حرکت چرخشي دور محور خودش بوده؟؟!!!


من گفتم، بعضیا هستن که می گن شما یعنی بنده، شاید اشتباه می کنی و باید همواره شک کنی...همونا مثال می زنن که شاید مثلا منظور از حرکت خورشید، حرکت چرخشیش باشه،(مثلا گفتم) شما از کجا فهمیدی که منظور حرکت به دور زمینه....و من منکر نشدم و نگفتم اون بعضیا یا خود من انکار می کنیم که منظور از حرکت خورشید، می تونه حرکت در کهکشان بوده باشه، چه بسا حتما حرکت در کهکشان بوده!!! خدا توبه توبه....
Hadi99g;933899 نوشت:
کار شما منحصر شده در تمسخر آيات الهي بدون کوچکترين انصاف و تدبّري!!!

قدیما آیات رو بررسی می کردیم، ولی همون قدیما و هم اکنون ما کارای دیگه ای هم انجام میدیم،اگر چشم دیدنشو داشته باشید، و آنها را پشت گوش نیاندازید....به طور مثال ما نشان دادیم که حتی اگر پیامبر جای خورشید را با جای ماه هم عوض می کرد(مثلا معجزه کند)، کاری جز رسوا کردن خودش و کاذب نشان دادن خودش، انجام نمی داده.. حالا شما برای پیامبر برو معجزه بتراش و بگو پیامبر جان تو نمی دونی، ما می دونیم که تو ماه رو دو نیم کردی ... http://www.askdin.com/showthread.php?t=59720&p=933744#post933744

Hadi99g;933900 نوشت:
اون کاري که قرآن مجيد فرموده، اون سواد خودش رو ميخواد. شما سوادش رو نداري عزيزم. شما که توي يه جمله نميتوني فاعل رو از مفعولش تشخيص بدي، چطور مياي قرآن مجيد رو تدبّر کني؟؟!!

بيشترين کار مفيدي که شما ميتوني در اين زمينه بکني اينه که مياي روي ترجمه قرآن مجيد تدبّر ميکني! ولي آيا تدبّر در ترجمه، تدبّر در قرآن است؟؟!!! نه خير.

آره عزيز، شما منظورت تدبّر نيست، شما هدفت يه چيز ديگست. خودت هم ميدوني.


مثل اینکه (البته بر خلاف ظاهر حرفتونکه فقط به صرف ترجمه اشاره کردی!!ساده اندیشی!!!) ادعا می کنی که با کمک از علم و دانش مفسران، مترجمان یا عرب زبانان و کتب تاریخی، بحث و مشورت با متخصصان مثلا کارشناسان سایت و امثال اینها در کنار هم(کاری که بنده سعی در انجامش هستم) نمی تونیم تا حدی تدبر داشته باشیم که بتونیم اختلاف در قرآن پیدا کنیم، این یک ادعای بی دلیل شما بود.رو چه حساب این حرف رو می زنید...
در ضمن می بینید، که خود منم در این زمینه ها تردید و شک پیدا کردم و شجاعت به خرج دادم و سوالم رو مطرح کردم...

hemmattby;933916 نوشت:
آخرین پیامبرش رو بدون معجزه ی محکم، مامور هدایت انسان ها کنه، و بدون تمام کردن
حجت، از انسان ها تا آخرالزمان انتظار داشته باشه که پیرو دین اسلام بشن؟

سلام....
hemmattby;933916 نوشت:
3.یا هیچگونه یقینی در هیچ جهتی برای ما ایجاد نمی شه و از هر سمتی که حرکت می کنیم، به هیچ
نتیجه ای نمی رسیم.

سلام...اگر واقعا بررسی کردیم و دلایلی که به ذهنمون می رسید و به ویژه دلایل و راه هایی که خود پیامبر ارائه می کنن(مثل تحدی) رو بررسی کردیم و دیدیم که الالظاهر هیچ دلیل قاطعی وجود ندارد و همه دلایلی که اشاره شد در هیچ جهتی یقینی برای ما ایجاد نمی کنن، پس باید نتیجه بگیریم که قطعا آن آخرین پیامبر کذابه....چون انتظار بی جایی داره....از یک طرف دلایل کافی ارائه نمی ده و ما دلیلی در در دسرس نداریم، از اونطور انتظار داره که ما برگردیم بگیم، أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله وأَشْهَدُ ان محمداً رسول الله،و انتظار یقین داره از ما....خوب این شخص حتما کذاب دیگه....چون انتظار بی جا داره، انتظار داره ما کاری خلاف عقل انجام بدیم...خوب قطعا از جانب خدا سخن نمی گه و کذابه....
اما یک وقت هم هست ما دلایلی رو بررسی کردیم، به ویژه اون دلایلی که پیامبر سر راه می زاره، و دیدیم که کافی نبودن ولی احتمال پیامبر بودن رو بسیار زیاد محتمل جلوه می ده....اینجا اگر دیدیم که پیامبر اصلا انتظار یقین نداره صرفا اینطور می گه ببینید من پیامبرم، ولی انتظار ندارم شهادت به پیامبر بودن بدید ولی حداقل به خاطر این دلایل محتمل بدونید که من پیامبرم و تا جای ممکن به من اعتماد کنید...این باز شاید معقول باشه( که نیست به نظرم!) ولی اون حالت اولی به نظرم حتما باطل و بی منطقه

**گلشن**;933891 نوشت:
بحث اینجاست که بهترین روش برای اینکه استناد قران به خدا ثابت شود مطالبش می باشد
وقتی این گزینه مخدوش باشد چگونه استناد این کتاب به خدا ثابت شود ؟

باسلام
دوست عزیز
بحث از روش اثبات استناد قرآن کریم به خداوند بحث دیگری است که جای خود را میطلبد.
اما به صورت خلاصه باید بگویم خیر بهترین روش برای استناد قران کریم به خداوند مطالبش نیست.

**گلشن**;933891 نوشت:
به نظر من در حد مخاطب صحبت کردن بسیار معقول است ولی اینکه به دانستنیهای اشتباه او استناد کردن
منطقی نمی باشد
اصلا چه لزومی دارد که به اشتباهات یک نفر استناد شود ؟
این همه مطالب درست وجود دارد چرا به انها استناد نشود ؟

شما یک قسمت از پاسخ بنده را انتخاب میکنید و همان را مبنای نقد کل پاسخ قرار میدهید.
بعلاوه، در آنچه انتخاب کردید، استناد به برداشت مخاطب نیست، بلکه بیانی ارائه میشود که مخاطب تصور سطحی ای از آن دارد ولی معنای دقیق آن در ورای آن نفهته است که با پیشرفت مخاطب یا مخاطبان برایشان اشکار میشود.
مثلا وقتی کودکی از شما در مورد خدا سوال میپرسد شما او را ممکن است به نور تشبیه کنید.
کودک تصورش از نور، همین نور نهایتا خورشید است که امری است مادی.
اما منظور شما از این تشبیه، صرفا مادی نبودن آن است وگرنه اگر درک مخاطب بالاتر بود از مثال بهتری استفاده میکردید.
در اینجا نیز احتمالی که من مطرح کردم این بود که حرکتی که در قران کریم به خورشید نسبت داده شده چند احتمال دارد ولی مخاطب تنها یک احتمال آنرا متوجه میشود.

Hadi99g;933900 نوشت:
شما هدفت يه چيز ديگست. خودت هم ميدوني.

محی الدین;933909 نوشت:
وقتی انسان حریت فکری نداشته باشد

یه مشت آدم متعصب به اسم عالم دین و طرفدارای نه چندان اهل فکرشون جمع شدن که یه کشورو هم نتونستن اداره کنن و ادعای مدیریت کل جهان رو دارن و هر کس هم چیزی خلاف فکر اونا بگه متهمش میکنن به نفهمی و حریت نداشتن که بگذریم. مردم جوابشونو دادن توی شعارها و رأیهاشون.

محی الدین;933909 نوشت:
فلان آیه با فلان آیه در تناقض است

لااکراه فی الدین با قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله کاملا سازگاره
یا مثلا
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصاري‏ وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بدرستی کسانی که مؤمنند و کسانی که یهودی و نصرانی و صابئی هستند هر کدام بخدا و دنیای دیگر معتقد باشند و کارهای شایسته کنند پاداش آنها پیش پروردگارشان است نه بیمی دارند و نه غمگین شوند)
با
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ (و هر که جز اسلام دینی بطلبد هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.)

کاملا سازگاره.

یا
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصاري‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ (اى کسانى که ایمان آورده اید، یهودیان و مسیحیان را دوستان خود مگیرید، زیرا آنان با وجود این که باهم اختلاف دارند در برابر شما با یکدیگر همدل اند،)
با
لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ (نزدیکترین آنها را در دوستی با مؤمنان کسانی می یابی که گفتند: ما نصاراییم. این بدان سبب است که گروهی از آنان کشیشان و راهبان اند و آنها تکبر و بزرگ منشی نمی ورزند.)
سازگاره.

و نمونه‌های دیگه.

----------------

نتیجه این که بار احساسی و شرایط پشت خیلی از آیات رو نمی‌شه نادیده گرفت. جایی که اهل کتاب با پیغمبر خوب بودن لحن آیات خوب بود وقتی اونا بد می‌شدن آیات هم به تبع این رفتارشون تند میشد. گزاه‌هایی مثل این که «اگر می‌توانید یک آی مثل آن را بیاورید» یا «اختلاف کثیر در قرآن نیست چون قرآن نوشته یک انسان نیست» بیش‌تر حالت رجز خوانی و کری خوندن داره. وگرنه این همه کتاب که بدون این که نیاز به تفسیر و پیچوندن باشه جملاتش با هم تناقضی ندارن. وقتی قرآن میگه خدا مهربونه یا روزی رسانه باید دید شرایط چیه منظورش کجاست. آیا مثلا بچه‌هایی که توی آفریقا و جاهای دیگه از گرسنگی تلف میشن منظور این آیاته؟ بعیده. اگه پیغمبر اینا رو می‌دید احتمالا یه آیۀ این طوری هم نازل میشد: «فکر نکنید شما جست و جو نمی‌کنید و گرسنگان را نمیبید و خدا خود به آن‌ها غذا می‌رساند. بلکه این وظیفۀ شماست که گرسنگان را سیر کنید و خدا هم در این امر شما را یاری خواهد کرد و برای کسانی که تلاشی برای سیر کردن گرسنگان نکرده‌اند آتشی سوزان فراهم شده است». چون آیات قرآن کاملا به محل و زمان وابسته ن و اگه شرایط عوض بشه حتی آیا قبلی هم نقض میشه:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ(12) (ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که ( خواستید ) با فرستاده خدا گفتگوی خصوصی کنید جلوتر از گفتگوی خود صدقه بدهید ، این برای شما بهتر و پاکیزه تر است ، و اگر ( مالی برای صدقه ) نیافتید ( بدانید که ) خدا آمرزنده مهربان است)
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْکُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ(13) (آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی خصوصی خود صدقاتی بدهید؟ پس حال که انجام ندادید و خدا هم از شما درگذشت ، نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و فرستاده او اطاعت نمایید ، و خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.)
این دو تا آیه کاملا نشون میدن که آیات کاملا وابسته به شرایطن. آیۀ دوم حتی انگار خدا خوشش نیومده و کنایه میزنه: ترسیدید یه قرون پول خرج کنید؟
حالا از متنی که این قدر احساس و شرایط توشه چه انتظاری میشه داشت و چه طور باید برداشت کرد؟ آیا این دلیلی برای اینه که خدا نازل نکرده؟ نه اساسا چرا باید خدا کتاب علمی و غیر احساسی نازل کنه؟ به نظرم باید خدایی که توی ذهنمون هست رو تغییر بدیم تا با خدای قرآن سازگار بشه. خدایی که وقتی یه حرفی زد و دیدی کسی اجرا نمیکنه حرفشو پس می‌کیره و ناراحتیشو هم با یه کنایه نشون میده: ترسیدید پول خرج کنید؟ خدایی که گاهی (انگار) عصبانی میشه و میگه بکشید: فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب و گاهی (انگار) افسرده یا منطقی: لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ. جایی قتل را چنان گناه عظیمی می‌شمارد: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً (هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد چنان است که گویی همه مردم را کشته) و گاهی با مسامحه و ساده‌گیری می‌گوید: مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه قرار دادیم اما در قتل اسراف نکند). حالا شاید خدا خود را به احساسی بودن زده باشه تا با مردم نزدیک‌تر شده باشه یا قابل فهم باشه یا چیز دیگه‌ای، هر چی هست قرآن را نمی‌شه از احساس پشت جملاتش جدا دونست و متن را متنی در نظر گرفت که یه آدم آروم و منطقی و غیر احساسی گفته.

البته علمای دین این لحن احساسی و وابسته به شرایط رو انکار می‌کنن و متن قرآن رو مثل متن یه کتاب علمی بررسی می‌کنن. اما این روش خلاق پیشنهاد «تیغ اوکام»ه برای قبول یه نظریه س.

قرآن رو نمی‌شه از احساس و شرایطش جدا کرد. چون شرایط مدام در حال تغییر بوده آیات هم به تبع اونا تغییر می‌کردن. پس امروزه هم باید دید شرایط چیه و مطابق اون تصمیم گرفت نه این که برگردیم به 1400 سال پیش ببینم نسخه‌ای که فقط برای اون شرایط پیچیده شده بود چی بوده و حالا هم همون رو ملاک عمل قرار بدیم.

---------------------------

فکر میکنم منسوب به نویسندۀ المیزان باشد که قرآن می‌تونه ترجمه‌ای از کتابی کامل‌تر به نام لوح محفوظ باشه. ترجمه‌ای که متناسب شده با احوال اعراب زمان پیامبر. البته این زیاد متناسب بودن قرآن با شرایط رو بازتاب نمی‌ده. اما می‌تونه خیلی چیزا رو توجیه کنه.

---------------

hemmattby;933916 نوشت:
در اون ایرادات علمی شفاف پیدا کنیم.

این دلیل بر معجزه نبودن قرآن نمیشه. این ناشی از این پیشفرضه که قرآن نباید هیچ عیب و اشکالی در نظر ما داشته باشه و علمی باشه. با خیالپردازی خیلی از کمالگراییا رو به اسلام و قرآن و پیغمبر و خدا اضافه کرده ن که هیچ کدوم سند محکمی نداره.

مثلا حافظّ کامپیوتر خیلی سریع‌تر و دقیق‌تر از حافظۀ انسان کار میکنه و حافظۀ انسان خطا داره آیا این دلیل بر یانه که انسان معجزه نیست؟ به نظرم اگر دنبال معجزه هستیم باید ببینیم فرق بین یه انسان و ربات انسان نما چیه و همون نوع فرق رو بین قرآن و یه کتاب دست نویس انسان پیدا کنیم تا ثابت بشه قرآن مخلوق خداست.

پارسا مهر;933933 نوشت:
از اونطور انتظار داره که ما برگردیم بگیم، أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله وأَشْهَدُ ان محمداً رسول الله،و انتظار یقین داره از ما....خوب این شخص حتما کذاب دیگه....چون انتظار بی جا داره، انتظار داره ما کاری خلاف عقل انجام بدیم...خوب قطعا از جانب خدا سخن نمی گه و کذابه....

فکر کن یه پزشک وارد یه روستایی بشه که مردمش بی سوادن و بگه پزشکم و شما طبق دستورات من عمل کنید تا عمرتون زیاد بشه یا بهتر زندگی کنید. هر چی من میگم گوش کنید. مسلما اون مردم بی سواد هیچ راهی برای اثبات راستگویی پزشک ندارن. ایین دلیل بر کذاب بودن پزشک نیست. اگه پزشک ادعا کنه که چیزی هست به اسم hiv که باعث بیماری میشه و مثلا اگه روابط آزاد داشته باشید به عذاب این ویروس دچار میشید ولی نتونه ثابت کنه. آیا می‌شه گفت کذابه؟ نه. آیا مردم باید به حرفش گوش بدن؟ بستگی داره. هر کی رفت نشست پای حرفای این پزشک و حس کرد که این راست میگعه و شیاد نیست خب باید گوش بده. اما مسلما هیچ دلیل علمی‌ای نمی‌توانه برای اثبات گفته‌های پزشک پیدا کنه. حتی ممکنه پزشک به خاطر ناآشنایی با شرایط روستا حرفایی بزنه که اجرایی نباشه و بعدا حرفشو پس بگیره. حتی برخی اشتباهات این پزشک نشانۀ دروغگو بودنش نیست.

موضوع اینه که در خیلی از چیزها ما دلیل قوی نداریم اما بدون دلیل خودمونو ملزم به پیروی از یه چیزی می‌کنیم.

پیغمبر ممکنه همین پزشک باشه که کم و بیش از چیزهایی اطلاع پیدا کرده و اونا رو به ما منتقل میکنه. اصلا فرض کن کلا قرآن رو از خودش ساخته تا ما رو نجات بده. چه فرقی داره. مهم اینه که آیا ما باید به این شخص با تمام بی دلیلیش اعتماد کنیم یا نه. اگه اعتماد کردیم یعنی بهش ایمان اوردیم و ایمان هیچ نیازی به دلیل نداره فقط یه جور تصمیم یا اطمینان احساسیه یا شاید ترس.


irancplusplus;934543 نوشت:
موضوع اینه که در خیلی از چیزها ما دلیل قوی نداریم اما بدون دلیل خودمونو ملزم به پیروی از یه چیزی می‌کنیم.

البته منم گقتم که این احتمال شاید منطقی و اتفاق افتاده باشه که پیامبر بیاد بدون اونکه دلایلی کافی ارائه بده البته نه اینکه هیچ دلیلی ارائه نده، از ما بخواد ازش پیروی کنیم، این احتمال شاید منطقی باشه....ولی دیگه اگر طرف اومد گفت به من یقین بیارید و شک هم نداشته باشید این بی منطقیه و از حکمت خدا به دوره همچین حرفی بزنه، قطعا اون پیغمبر از قول خدا حرف نمی زده و اگه بگه من از قول خدا حرف می زنم کذابه.. دکتری می آد و بدون ارائه دلایل کافی می گه به من اعتماد کنید و تا جای ممکن نصایح و سفارشات منو اجرا کنید...خیلی خوب به فرض، ما قبول می کنیم و از او پیروی می کنیم، ولی دیگه توی دلمون نمی گیم که ما شک نداریم این پزشک راست نمی گه...ما صرفا در عمل در ظاهر، به پزشک اعتماد می کنیم و فرامیشنشو عمل می کنیم، چون احتمال می دیم که او راست گو باشه و پزشک باشه نه اینکه مطمئن باشیم و یقین داشته باشیم(حالا شما اسم این رو می زارید ایمان، خوب این ایمان اشکالی نداره)...
حالا دوستمون می گه پیامبری از جانب خدا اومده، از قول خدا سخن می گه(اگر اشتباه نکنم)...خوب این پیغمبر هیچوقت بدون ارائه دلایل کافی انتظار نداره که ما در نهان و فکر و اندیشه ی خودمون هم شک نداشته باشیم که طرف ممکنه دروغ گو باشه،این پیغمبر نهایت می گه شک شما قبول شک شما قابل بررسی ولی با تمام این شک ها در عمل به من اعتماد کنید و تا جای ممکن نصایح و سفارشات من رو عملی کنید، چون احتمال هست که من راست گو باشم...
یک چیزایی تو مایه دفع خطر احتمالیه دیگه....مثلا، به کافرا می گن شما به فرض دلایل کافی در وجود عالم پس از مرگ و خدا نداری... ولی احتمال وجود اونا رو که می دی، اگر نبود ضرر زیادی می خوری، در عمل مبنا رو بزار که خدا و قیامت ممکنه وجود داشته باشه...خوب اینا می گن در عمل طور فرض کن که گویا خدا و قیامتی هست و دیگه نمی گن که این احتمال رو در عقل و نهان و اندیشه ی خودت نداشته باش که خدایی وجود نداره...مگر می شه ما عقل و اندیشه ی خودمون رو کور کنیم...عقل می گه تا وقتی دلایل کافی نداری، حق داری و باید که شک کنی....شما انتظار داری که ما عقل و اندیشه ی خودمون رو کور کنیم و به اون دکتر بگیم ما اصلا به دکتر بودن تو شک هم نداریم ؟
خوب حالا قرآن از ما چی می خواد ؟اون ایمانی که بهش اشاره کردم با رنگ قرمز رو می خواد یا یقین حتی در نهان و فکر و اندیشه ی خودمون ؟ ؟
یعنی شما می گید پیغمبر از ما تنها این انتظار رو داره با تمام احتمالاتی که در کذاب بودنش هست، با تمام عدم دلایل کافی، ما به اون اعتماد کنیم، یعنی شما فکر می کنید قرآن و پیامبر از ما همچین ایمانی و باوری رو انتظار داره و از ما خواسته؟؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

irancplusplus;934487 نوشت:
ه مشت آدم متعصب به اسم عالم دین و طرفدارای نه چندان اهل فکرشون جمع شدن که یه کشورو هم نتونستن اداره کنن و ادعای مدیریت کل جهان رو دارن و هر کس هم چیزی خلاف فکر اونا بگه متهمش میکنن به نفهمی و حریت نداشتن که بگذریم. مردم جوابشونو دادن توی شعارها و رأیهاشون.

کافر همه را به کیش خویش پندارد یعنی همه آنهایی که به نامزد منتخب رای دادن مثل شما کافر به اسلام و قرآن هستن؟ زهی خیال باطل
ایراداتتون به قرآن هم بچه گانه و غیر منطقیه. این آیات تضادی باهم ندارند بلکه هرکدام از جهتی در مقام بیان هستند.
یا هادی[/][/][/]

پارسا مهر;934603 نوشت:
بی منطقیه و از حکمت خدا

مگر مهربانی خدا برای ذهن ما قابل تأیید است که منطق و حکمت او قابل تأیید باشد؟ برای این که نگوییم خدا مهربان نیست می‌گوییم ما مهربانی خدا را نمی‌فهمیم. در مورد حکمت و منطق خدا چرا این طور نباشد؟ شاید خدا حکمت داشته باشد و منطق داشته باشد اما ذهن ما آن‌ها را تأیید نکند.

البته علمای فعلی دین می‌گویند ذهن ما هم آن‌ها را تأیید می‌کند اگر درست فکر کند.

به هر حال من دلیلی نمی‌بینم که همۀ کارهای خدا از جمله همین یقین‌خواهی بدون ارائۀ دلیل محکم؛ با عقل ما منطقی و حکیمانه به نظر برسد.

کلا هر چیزی در مورد خدا آن طور که ما تصور میکنیم نیست. مثلا خوش قولی خدا. مواردی هست که ذهن ما وقتی به آن‌ها فکر می‌کند با خوش قولی در تناقض است مثلا آنجا که به موسی قول 30 روزه داد اما چهل روزه تمام شد. یا دعای «رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا» دعا می‌کنیم که خدا به وعده‌اش عمل کند! (مگر قرار بود نکند).

شما سعی دارید قرآن را با توجه به صفات خدا مثل حکمت و منطق و... رد کنید اما چه کسی گفته آن صفات از نظر ذهن ما درستند. ممکن است باخدایی طرف باشیم که ذهن ما آن را نامهربان و غیر منطقی و ... تشخیص دهد. پس برای رد قرآن نمی‌شود به سراغ این صفات رفت.

پارسا مهر;934603 نوشت:
گفت به من یقین بیارید

آیا دلیلی بر این درخواست دارید؟ حتی قلب ابراهیم هم از نظر قرآن مطمئن نبود تا آن معجزه را دید و مطمئن شد. حالا خدا چه طور از ما یقین بخواهد؟ و از کجا معلوم منظور از یقین در قرآن یقین علمی و منطقی است. شاید از آن نوع یقین‌های ناشناخته باشد که با سال‌ها نماز و روزه کسب می‌شود.

پارسا مهر;934603 نوشت:
ما صرفا در عمل در ظاهر، به پزشک اعتماد می کنیم

قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِکُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ
دسته اى از این اعراب بادیه نشین گفتند ایمان آوردیم. اى پیامبر، به آنان بگو: شما ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید: اسلام آوردیم. هنوز ایمان در دل هاى شما راه نیافته است; ولى اگر خدا و پیامبرش را فرمان برید، از پاداش اعمالتان چیزى نمى کاهد، زیرا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

به نظرم اینجا خیلی روشن گفته شده یقین که هیچ ایمان هم نمی‌خواهد. فقط اطاعت می‌خواهد.
موضوع قفل شده است