جمع بندی تحقیقی بودن اصول دین به چه معناست؟

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عامل

سلام عليكم
همانطور كه اشاره فرموديد اصول دين بايد تحقيقي باشه و نه تقليدي.
البته تحقيق در مورد اصول دين از طريق عقل و فطرت صورت ميگيرد كه ايندو منحصر در كتاب ها نيستند.

سعدی شیرازی;813896 نوشت:
سوال اول: اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟

اين تحقيق ميتواند مقايسه اي باشد و منحصر در كتب اسلامي نيست اما بهترين راه اينست كه ابتدا فهم درست و كاملي از اسلام داشته باشيد، بعد به مقايسه و بررسي اديان مختلف و ديدگاه آنها در مورد خدا، رسول و معاد بپردازيد.
از طرفي استدلالهايي كه در كتب دانشمندان بكار رفته غالبا از راه عقل و تفكر صورت گرفته كه شما ميتوانيد در مورد اين استدلالها فكر كنيد. به عبارتي استدلالهاي مطرح شده مانند مسائل نقلي(مانند تاريخ و روايات) نيست كه شما هر چه ديديد و يا خوانديد را قبول كنيد.
از اين قبيل استدلالها در قرآن هم مطرح شده كه حجيت آن را زير سوال نميبرد، چون عقلي است. مانند(برهان تمانع): لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا.
بنابراين شما زماني دچار تقليد ميشويد كه بدون چون و چرا از كسي تبعيت كنيد، اما در مورد اصول دين كه به برخي كتب استدلالي و اعتقادي رجوع ميكنيد، خود شما بايد در مورد آن استدلالها كه در كتاب مطرح شده است، تفكر و تعقل كنيد. و اگر بدون تعقل آنها را بپذيريد دچار تقليد شده ايد.

سعدی شیرازی;813896 نوشت:
سوال دوم: آیا فرد بعد از سن تکلیف هم مجازه در عقایدش باز نگری کنه؟

تفكر وتعقل در مورد اعتقادات هيچ گونه محدوديت سني ندارد. بنابراين شما بعد از سن تكليف هم مجاز به تحقيق در اين رابطه هستيد.
در اين رابطه توصيه ميشود قبل از ورود به مباحث عقلي و برهاني در مورد منطق و شيوه استدلال مطالعه داشته باشيد تا دچار مغالطات و شبهات نگرديد.

موفق باشيد.

سلام استاد عامل گرامی
ممنونم از پاسخ خوب شما

آیا در مورد منابع مورد مراجعه محدودیتی وجود داره؟ به طور مثال آیا برای تحقیق در مورد اسلام، باید فقط به کتب نوشته شده توسط موافقان مراجعه کرد یا اینکه خوندن کتابهای نوشته شده توسط مخالفان هم مجازه (البته به اضافه تعقل)؟

یا اگر فرد خواست در مورد عقاید دیگر تحقیق کند، آیا فقط مجاز است به کتابهای انتقادی نوشته شده توسط مسلمانان رجوع کند یا اینکه خوندن نظرات موافقان اونها هم مجازه؟

سلام مجدد

سعدی شیرازی;814601 نوشت:
آیا در مورد منابع مورد مراجعه محدودیتی وجود داره؟ به طور مثال آیا برای تحقیق در مورد اسلام، باید فقط به کتب نوشته شده توسط موافقان مراجعه کرد یا اینکه خوندن کتابهای نوشته شده توسط مخالفان هم مجازه (البته به اضافه تعقل)؟

ببينيد براي تحقيق دقيق هر مكتبي بايد به كتاب هاي منبع آنها مراجعه كرد.
مثلا يك مستشرق ديد سطحي نسبت به دين اسلام خواهد داشت تا يك عالم اسلامي.
پس براي فهم دقيق اسلام به كتب اصلي اسلامي بايد مراجعه كرد و انها را از نظر عقلي بررسي نمود.
و تا زماني كه فهم دقيقي از اسلام بدست نياورديد سراغ نقد ها نرويد.
بيشتر سعي كنيد فارغ از نقدهاي اديان به تطبيق و مقايسه انها بردازيد تا به نتيجه برسيد.

سعدی شیرازی;814601 نوشت:
یا اگر فرد خواست در مورد عقاید دیگر تحقیق کند، آیا فقط مجاز است به کتابهای انتقادی نوشته شده توسط مسلمانان رجوع کند یا اینکه خوندن نظرات موافقان اونها هم مجازه؟

غير از كساني كه بطور تخصصي در مورد اديان تحقيق ميكنند و اين مطلب رشته تحصيلي انهاست، فرصت بررسي گسترده اديان رو پيدا نميكنند. بطور ي كه اول به متون اصلي انها بپردازند، بعد نقد هاي ديگران را در مورد آنها مطالعه كنند.
در هر حال اگر زمينه هاي منطقي و كشف مغالطات رو داشته باشيد ميتوانيد به سخنان هر دو طرف گوش داده و حرف حق را برگزينيد:
الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر/18)
همان كسانى كه سخن را مى‏شنوند، آن‏گاه از بهترينش پيروى مى‏كنند، آنانند كه خداوند هدايتشان كرده است و آنان همان خردمندانند.
در اين راه پيچ و خم هاي زيادي است... ان شاء الله موفق باشيد.

سلام استاد عامل گرامی

نقل قول:

ببينيد براي تحقيق دقيق هر مكتبي بايد به كتاب هاي منبع آنها مراجعه كرد.
مثلا يك مستشرق ديد سطحي نسبت به دين اسلام خواهد داشت تا يك عالم اسلامي.


واضح است که علمای یک مکتب اطلاعات زیادی در مورد اون مکتب دارند. اما با مراجعه به موافقان یک عقیده، مسئله فقط از یک زاویه دیده میشه.

یک عالم ممکنه استدلالهای مربوط به عقایدش رو برای شما بیان کنه، اما ردیه های ارائه شده برای اون استدلال رو نگه. این چیزیه که در مورد هر عقیده ای پیش میاد.

به طور مثال فرض کنید فردی بخواد در مورد بهاییت تحقیق کنه. مطمئناً صحیح نیست که این فرد فقط به نظرات موافقان این عقیده گوش بده. بلکه همزمان باید نظر مخالفان رو هم بشنوه.

[="Tahoma"][="Blue"]سلام عليكم و رحمة الله

سعدی شیرازی;814947 نوشت:
واضح است که علمای یک مکتب اطلاعات زیادی در مورد اون مکتب دارند. اما با مراجعه به موافقان یک عقیده، مسئله فقط از یک زاویه دیده میشه.
یک عالم ممکنه استدلالهای مربوط به عقایدش رو برای شما بیان کنه، اما ردیه های ارائه شده برای اون استدلال رو نگه. این چیزیه که در مورد هر عقیده ای پیش میاد.
به طور مثال فرض کنید فردی بخواد در مورد بهاییت تحقیق کنه. مطمئناً صحیح نیست که این فرد فقط به نظرات موافقان این عقیده گوش بده. بلکه همزمان باید نظر مخالفان رو هم بشنوه.

اگر بخواهيد بوسيله يك روش علمي به بررسي ديگر عقايد بپردازيد بايد به متون اصلي مراجعه كنيد.
منظور بنده اين بود كه ابتدا اصل اون مكتب يا مذهبي كه احتمال صحت و حقانيت آنرا ميدهيد، بررسي كنيد بعد به اشكالات بپردازيد. و اين مراجعه به اصل آن مذاهب از طريق مطالعه كتب آنها امكان پذير است و البته بعد از فهم درست آن مذهب به نقد آن هم بپردازيد.
تا زماني كه شما متوجه منظور كسي نشويد نميتوانيد آنرا نقد كنيد و به عبارتي نقد بدون فهم درست مطلبي، نقد آن مطلب نيست بلكه نقد خود است!
عرض بنده اين است كه ابتدا فهم صحيح از طريق كتب اصلي يا عالمان آن مذعب شكل بگيرد(البته بعد از فهم اسلام) بعد به نقد ها و قضاوت بين طرفداران و منتقدان برسيد. البته شما بايد تنها اديان و مذاهبي كه احتمال حقانيت آنها(مانند اديان الهي) را ميدهيد بررسي كنيد. چرا كه عمر انسان براي بررسي تمام افكار و عقايد كفايت نميكند.[/]

با تشکر از پاسخ خوب شما

یه سوال دیگه:
فردی رو تصور کنید که در یک جامعه اسلامی بزرگ شده و از طریق خانواده و مدرسه با متون اسلامی و نظرات موافقان اسلام آشنا شده. آیا این فرد پس از طی این مراحل باید نظرات مخالفان را نیز بشنود؟ آیا با توجه به وجوب تحقیق در اصول دین، آیا خواندن کتب نوشته شده توسط مخالفان در این مرحله، کار خوبی است یا بد؟

اگر به فردی بر خوردیم که کتب مخالفان یا کتب افراد دارای عقاید متفاوت رو می خونه، چطور باید باهاش برخورد کنیم؟

آیا جامعه موظفه لوازم این تحقیق رو فراهم بیاره؟ یا اینکه باید مانع دسترسی به این منابع بشه؟

ممنون

[="Tahoma"][="Blue"]سلام عليكم

سعدی شیرازی;815200 نوشت:
یه سوال دیگه:
فردی رو تصور کنید که در یک جامعه اسلامی بزرگ شده و از طریق خانواده و مدرسه با متون اسلامی و نظرات موافقان اسلام آشنا شده. آیا این فرد پس از طی این مراحل باید نظرات مخالفان را نیز بشنود؟ آیا با توجه به وجوب تحقیق در اصول دین، آیا خواندن کتب نوشته شده توسط مخالفان در این مرحله، کار خوبی است یا بد؟
اگر به فردی بر خوردیم که کتب مخالفان یا کتب افراد دارای عقاید متفاوت رو می خونه، چطور باید باهاش برخورد کنیم؟
آیا جامعه موظفه لوازم این تحقیق رو فراهم بیاره؟ یا اینکه باید مانع دسترسی به این منابع بشه؟

فرد مذكور يك آگاهي حداقلي و سطحي نسبت به دين خواهد داشت.
اين راه احتياج به تقويت تفكر از طريق منطق و كمي فلسفه دارد.
بنابراين بعد از فهم دقيق شروع به تحقيق كند.
به صرف خواندن كتاب مخالفان نميشه با كسي برخورد كرد چرا كه كتب گمراه كننده براي عوام گمراه كننده است و خواندنش جايز نيست اما همين كتاب ها بايد در دست دانشمند براي تحقيق و تفحص قرار گيرد.
از نظر عقلي نشر كتب مخالف در جامعه باعث تشويش اذهان ميشه زيرا غالب مردم فهم دقيقي از دين ندارند و با اين كتب امكان انحراف انها زياد است. بنابراين براي يك عده خاص بايد فراهم باشد نه براي عموم مردم.
[/]

ممنون استاد عامل گرامی

آیا صحیح است که در کودکی، فرد را با منطق و روشهای تشخیص مغلطه آشنا سازیم؟

با تشکر

[="Tahoma"][="Blue"]سلام عليكم

سعدی شیرازی;816517 نوشت:
آیا صحیح است که در کودکی، فرد را با منطق و روشهای تشخیص مغلطه آشنا سازیم؟

اطلاعات هر انساني به فراخور سن و تحصيلاتش متفاوت است.
همانطور كه براي كودك فهميدن شبهات پيچيده و مشكل امكان پذير نيست، فهم مسائل منطقي پيچيده هم امكان ندارد!
براي شخصي كه به سن بلوغ ميرسد فهم مسائل ساده منطقي كه بسياري از آنها بديهي است به نظر كافي ميباشد و هر چه جلوتر رفته و فهم او متكامل تر ميگردد، بايد خود را مسلح تر كند تا دچار مغاطات و شبهات انحرافي نشود.
بنابراين منظور از اشنايي با علومي مانند منطق به فراخور سن و معلومات شخص خواهد بود.

في امان الله ...[/]

سلام استاد گرامِ
از شما به خاطر ارائه پاسخهای راهگشا و ارزنده متشکرم. در پناه لطف خدا باشید

سوال:
الف) با توجه به اینکه تقلید در اصول دین جایز نیست، آیا مراجعه به کتب علمای اسلام به منظور تحقیق در دین، تقلید محسوب نمی شود؟
ب) آیا بعد از سن تکلیف هم میشود در عقاید تحقیق و بازنگری کرد؟
ج) آیا صحیح است که در کودکی، فرد را با منطق و روشهای تشخیص مغالطه آشنا سازیم؟
د) آیا برای تحقیق در مورد اسلام، باید فقط به کتب نوشته شده توسط موافقان مراجعه کرد یا مراجعه به کتب مخالفان هم مجاز است؟

پاسخ:
الف) اولا: تحقيق در مورد اصول دين از طريق عقل و فطرت صورت ميگيرد و ايندو منحصر در كتاب ها نيستند.
ثانیا: استدلالهايي كه در كتب دانشمندان بكار رفته غالبا از راه عقل و تفكر صورت گرفته كه انسان ميتواند در مورد اين استدلالها فكر كند. به عبارتي استدلالهاي مطرح شده مانند مسائل نقلي(مانند تاريخ و روايات) نيست كه شخص هر چه ديد و يا خواند را قبول كند. بلکه مطالب مطرح شده در کتب، صرفا راه و طریق تعقل را نشان میدهد.
از اين قبيل استدلالها در قرآن نیز مطرح شده كه حجيت آن را زير سوال نمي برد، چرا که عقلي است. مانند(برهان تمانع) که خداوند میفرماید: لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا(1)؛ اگر جز خداى بى همتا خدايانى در آسمان و زمين مى‏بودند آسمان و زمين (به علت اختلاف دستور و اختلاف نظام) فاسد مى‏شدند.

و یا آیه شریفه: قَالُواْ ءَ أَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بَِالهِتِنَا يَإِبْرَاهِيمُ(62) قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَسْلُوهُمْ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ(63) فَرَجَعُواْ إِلىَ أَنفُسِهِمْ فَقَالُواْ إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّلِمُونَ(64)(2)؛
(هنگامى كه ابراهيم را آوردند) به آن بزرگوار گفتند: اى ابراهيم آيا تو اين عمل را با خدايان ما انجام دادى!؟ حضرت ابراهيم فرمود: (نه!) بلكه اين بت بزرگ است كه اين عمل را انجام داده است. از خود بتها جويا شويد اگر مى‏ توانند سخن بگويند. بت پرستان پس از اينكه به وجدان خود رجوع كردند با خويشتن گفتند: حتما شما از ستمكاران خواهيد بود.

بنابراين انسان زماني دچار تقليد مي شود كه بدون چون و چرا از كسي تبعيت كند، اما در مورد اصول دين كه به برخي كتب استدلالي و اعتقادي رجوع مي كند، بايد در مورد آن استدلالها كه در كتاب مطرح شده است، تفكر و تعقل كند. و اگر بدون تعقل آنها را بپذيرد دچار تقليد شده است.

ب) تفكر وتعقل در مورد اعتقادات هيچ گونه محدوديت سني ندارد. بنابراين فرد بعد از سن تكليف هم مجاز به تحقيق در اين رابطه است. البته توصيه ميشود قبل از ورود به مباحث عقلي و برهاني در مورد منطق و شيوه استدلال مطالعه شود تا انسان دچار مغالطات و شبهات نگردد.

ج) اطلاعات هر انساني به فراخور سن و تحصيلاتش متفاوت است. بنابراین همانطور كه براي كودك، فهميدن شبهات پيچيده و مشكل امكان پذير نيست، فهم مسائل منطقي پيچيده هم امكان ندارد!
بدین ترتیب براي شخصي كه به سن بلوغ ميرسد فهم مسائل ساده منطقي كه بسياري از آنها بديهي است به نظر كافي ميباشد و هر چه جلوتر رفته و فهم او متكامل تر ميگردد، بايد خود را مسلح تر كند تا دچار مغاطات و شبهات انحرافي نشود.
بنابراين منظور از اشنايي با علومي مانند منطق به فراخور سن و معلومات شخص خواهد بود.

د) براي تحقيق دقيق هر مكتبي بايد به كتاب هاي منبع آنها مراجعه كرد. به عنوان مثال، يك مستشرق، ديد سطحي نسبت به دين اسلام خواهد داشت تا يك عالم اسلامي. پس براي فهم دقيق اسلام به كتب اصلي اسلامي بايد مراجعه كرد و انها را از نظر عقلي بررسي نمود. بعد از فهم دقیق اسلام مراجعه به نقدها مانعی ندارد.
البته بهترین راه برای برگزیدن دین واقعی مقایسه کردن ادیان با یکدیگر، فارق از نقدهای انهاست. خداوند در این رابطه می فرماید: الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (3)؛
همان كسانى كه سخن را مى‏شنوند، آن‏گاه از بهترينش پيروى مى‏كنند، آنانند كه خداوند هدايتشان كرده است و آنان همان خردمندانند.


[/HR]1. انبیاء/22.
2. انبیاء/ 62-64.

3.(زمر/18)

موضوع قفل شده است