تحفه های تربیتی روزانه

تب‌های اولیه

381 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تحفه های تربیتی روزانه

به نام خدا


با فصل بهار همراه با تازه شدن درختان و طبیعت فصل جدید زندگیمان آغاز می شود با این تفاوت که فصل جدید برای درختان و طبیعت هر سال تکرار می شود اما فصلهای زندگی ما تکرار شدنی نیست بلکه یکی از مراحل رشد را پشت سر خواهیم گذاشت بدون هیچ برگشتی ...

تولد.. کودکی ... جوانی... پیری

با چه ذهنی و چه نگرشی میخواهیم ادامه بدهیم ؟! خوب است تا فرصت ویرایش هست صفحات خوب را پررنگ کرده تکرار نماییم در غیر اینصورت خودمان را اصلاح کنیم.


کتاب حاضر تحفه هایی تربیتی است حاصل دسترنج اندیشمندان، نویسندگان و استادان گرانقدر که معلومات چندین ساله خود را با قلمی روان که ارزشش بالاتر از خون شهید است در چند سطر بطور روزانه در اختیار مان می گذارند تا در اصلاحیه کتاب زندگیمان از آن بهره ببریم.



معرفی کتاب

تحفه های تربیتی روزانه



فصل بهـار:
فروردین

اردیبهشت
خرداد

فصل تابستـان:
تیر

مرداد
شهریور

فصل پـاییز:
مهر

آبان
آذر

فصل زمستـان:
دی
بهمن
اسفند

منبع:تقویم شمیم یار 94

فصل بهـار



اول فروردین

عید و شادی


سوال: همان طور که مستحضرید یکی از سنت های ملی ملت ایران برپایی عید نوروز است که پیرایه هایی نیز برای آن قرار داده شده که از جمله مراسم چهارشنبه سوری و سیزده بدر است که در طول سال های اخیر برپایی این مراسم ها علاوه بر به جا گذاشتن تلفات و خسارات جانی و مالی، موجب هتک حرمت مسائل شرعی شده و به ویژه در روز سیزده بدر در صحراها و بیابان ها برخی علاوه بر اختلاط محرم و نامحرم به رقص و پایکوبی و انجام برخی محرمات دیگر می پردازدند. از آنجایی که متاسفانه روز به روز این گونه سنت ها در حال رواج است خواهشمند است نظر مبارک را در مورد این عیدو پیرایه های آن بیان فرمائید تا متدینین وظیفه خود را در قبال آن بدانند. قبلا از ارائه طریق حضرتعالی سپاسگزارم.

حضرت آیة الله خامنه ای:
در اصل عید و عید گرفتن اشکالی نیست ولی باید از کارهای حرام احتراز شود.

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:
رقص و اختلاط محرم و نامحرم در هر روز و هر جا حرام است،خواه در عید نوروز باشد یا سیزده یا غیر اینها و همچنین هر عملی که موجب هتک حرمت اسلام باشد و همچنین آتش بازی در چهارشنبه سوری و یا هر وقت دیگر، و شخص مسلمان باید اسلام را بر همه شوون و مراسم مقدم بدارد و آنچه که ایرانیان قبل از اسلام به عناوین مذکوره بنام مراسم ملی و غیره انجام می داده اند محکوم اسلام است و اسلام بر آن خط بطلان کشید، کسی که مجددا بخواهد تحت هر نامی و عنوانی آن را احیاء کند برخلاف وظیفه اسلامی خود عمل کرده است.

حضرت آیة الله مکارم شیرازی:
عید نوروز مراسم و جنبه های مثبتی دارد مانند پاک سازی منازل و صله رحم و دید و بازدید و امثال اینها که از نظر شرع مقدس اسلام خوب است ولی از مراسم خرافی مانند شب چهارشنبه سوری و سیزده بدر سزاوار است اجتناب شود.

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:
عید فی حد نفسه مانعی ندارد ولی انجام محرمات شرعی در هیچ حال و تحت هیچ عنوان جایز نیست و مسلمانان و مؤمنان باید از کار حرام همواره اجتناب کنند و در این گونه موارد نهی از منکر کنند.

حضرت آیة الله تبریزی:
فعل حرام حرام است و فعل حلال حلال است،چه در عید نوروز و چه در غیر آن و تکلیف دیگران است که در این موارد امر به معروف و نهی از منکر کنند. [1]



پی نوشت :
[1] سید محسن محمودی، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع ، ج1، ص159.




دوم فروردین

شادي در اسلام


اسلام با اصل بازي و شادي مخالف نيست. در واقع بيان محرمات و احكام شرعي بازي و تفريح و شادي به منزله قرار دادن حدود در دریاییبراي لذت بردن از شنا و غرق نشدن است.شادي و تفريح لبريز از شور است و هيجان. اما شوري آن نبايد مزه را از بين ببرد. نه نه اشتباه نشود، قصدمان تلخ كردن اين لحظات شاد نيست، بلكه يادآوري اين است كه حتي ورزشي مانند بازي فوتبال كه فعاليت اجتماعي است به ما «قانون‌گرايي»، «اخلاق»، «تعاون»، «رقابت رفاقتي نه خصمانه»، «ادب و وطن دوستي» و «اجتناب از تنبلي و كسالت» را آموزش مي‌دهد، حيف است كه اموري مانع اين لحظات خوش باشد.

دستورات اسلام هم كه براي «آرامش» و«آسايش» ماست، سودي براي خداوند هستي بخش ندارند، بلكه احكام اسلامي به ما مي‌گويد زندگي مانند بازي اجتماعي هدفمند است. براي لذت بخش شدن اين بازي قوانين آن را ياد بگيريم، اوت محرمات نزنيم، در آفسايد چراغ قرمز قرار نگيريم و در ميدان سبز زندگي با همكاري هم زندگي شادمانه و عاقلانه اي داشته باشيم. با اين مقدمه در ادامه نگاهي به نظر اسلام درباره ورزش مي كنيم و سپس برخي از احكام شرعي كاربردي جام جهاني را بيان مي‌كنيم:

اسلام دین نشاط و شادابی است، با غم و حزن که سبب رکود شود مخالف است. اگر گریه و عزاداری بر شهدا به خصوص سالار شهیدان امام حسین(ع)را جایز می داند، به این دلیل است که در دل آن حرکت و پویایی است، نه افسردگی.

امام صادق (ع) فرمود: «در حزن ما اندوهگین باشید و در شادی ما ،شاد.» دایره عوامل و اسباب نشاط، تفریح، بازي و شوخی بی نهایت است. خداوند رحمان فقط از بین آن‌ها قسم حرام را رد کرده‌است.

ائمه توصيه كرده‌اند كه برنامه روزانه خود را چهار بخش كنيم:
1- عبادت و مناجات با خدا ؛
2- كسب و كار حلال؛
3- معاشرت سالم؛
4- تفريح و لذت‌هاي حلال.

باز تأكيد كرده‌اند كه براي اين كه در زندگي هدفمند كه همان بندگي خداست، براي موفقيت در سه قسم اول از تفريح و لذت حلال مدد بگيريم. ورزش،مورد توصيه جدي مراجع تقليد و سيره عملي ايشان است. عالمان دين علاقه زيادي به ورزش و ورزشكاران دارند. دو كتاب درباره «ورزش در اسلام» از دو روحاني (صبوري و هاشمي نوربخش) نوشته شده كه خود ايشان مربي كاراته و مدرس اين كتاب در حوزه و دانشگاه هستند. برنامه پياده روي امام خميني تا آخر عمرشان ترك نشد و برنامه كوهپيمايي در برنامه زندگي ايشان جاي خود را داشت .

از نظر اسلام بوستان نشاط، بازي، شوخی حلال، بسیار بزرگ است و به طور كلي دايره تفريج و لذت پنج فاز دارد:
1- متعالی و حکیمانه؛
2- مفید؛
3- مباح؛
4- مکروه؛
5- مبتذل و حرام (ترس افتادن در گناه و به قصد لذت جنسی).
دایره وسیع نشاط

دایره نشاط و تفريح حلال وسیع است و از پنج قسم، قسم پنجم آن، مرداب است که نباید نزدیک شویم. آن هم به نفع خودمان است نه خداوند رحمان؛ تصور کنید به مهمانی ای رفته باشیم و میزبان برای ما غذا و خوراکی های متنوع و متعددی آماده کرده باشد و از ما بخواهد که به فلان ظرف دست نزنیم چرا که اگرچه ظاهری جذاب و خوش رنگ و بویی دل انگیز و حتی مزه ای خوش دارند؛ ولی زهری کشنده دارند. ما یواشکی بخوریم و در دل از او نارحت باشیم که چرا مانع خوشی ما شده-است،در واقع بسياري از ما وقتی از گناهی منع می شویم به جای تشکر از ائمه (ع) که خون و آسایش خود و خانواده خود را برای هدایت ما دادند فاصله می گیریم[1]



پی نوشت :
1. آيين ‌ شوخی و قوانین خوشي، محمدحسین قدیری، کتابخانه سایت گفتگوي ديني؛ ماهنامه قدر، ويژه خانواده سازمان اوقاف و امورخيريه، خرداد1393، ص38و39.




سوم فروردین

الفباي شادي‌هاي زنانه


برای تامین زمینه ی فعالیت دانشجویان کشاورزی، محوطه ی غربی دانشگاه پر بود از انواع درخت های میوه. طبیعتش کم نظیر بود. پشت دانشکده، درست جایی که پنجره های کلاس به آن نگاه می کرد، باغ توت نسبتا بزرگی بود که اواخر فصل بهار، پاتوق توت خوری بچه های دانشگاه بود و پاییزش هم آتلیه ی عکس!
اواخر آذر پارسال برف سنگینی باریده بود،آنقدر که اغلب مراکز آموزشی تعطیل اعلام شد؛اما در کمال تعجب این تعطیلی به ما نرسیده بود! با تمام شدن کلاس، اغلب بچه ها به هوای برف بازی راهی محوطه ی باغ شدند، بجز چند نفری از دخترها که هنوز مشغول جمع کردن کیف و کتابشان بودند. از پشت پنجره ی کلاس، با لذت خاصی مشغول تماشای طبیعت زمستانی باغ توت بودم، زمینی که سراسر سفید بود، برفی که بی مهابا می بارید و باغی که به بهانه ی برف فوق العاده ی امروز، به زمین برف بازی بچه های دانشگاه تبدیل شده بود. در اوج لذتی که از تماشای این طبیعت بی نظیر می بردم، ناگاه سفیدی بی انتهای برف را تیرگی جملات افسانه لکه دار کرد؛ " خوش به حالشون! ببین تو رو خدا! چه لذتی دارن می برن! آخ اگه پسر بودم! چه ظلمیه که به ما شده؟ چرا نمی تونیم مثل پسرا و بعضی از دخترای دیگه راحت باشیم؟ خوب منم می خوام برم کنارشون برف بازی کنم! هی...! این چادرم که الکی الکی دیوار قید و بندمون رو بالا برده! اصلا وقتی سرمه، روم نمیشه غیر از راست راست راه رفتن کار دیگه ای بکنم!... می خوام خیر سرم روی چمن و بین گل و گیاه راه برم، به خارای گل رز گیر می کنه! می خوام پای تابلو برم، نمی دونم ماژیکو بگیرم یا این چادرو! ای خدا! چی می شد من پسر بودم! لابد فردای قیامتم می خوای راجع به حلال و حرام بودن تفریحاتم ازم سوال و جواب کنی؟ آخه من هم تفریح دارم مگه؟؟؟ اصلا هر چی مصیبته مال ما دختراس! از همین پله های دانشکده که بالا میام پایین چادرم همچین خاک و خول و لک میشه که انگار از پشت خاکریز خط مقدم جبهه پا شدم اومدم! "
حرف هایش لطافت احساسم را نابود کرده بود، محض عوض شدن حال و هوای مسمومی که ایجاد کرده بود گفتم: " خاکریز؟ افسانه به سلامت از جبهه برگشته صلوات!!! اللهم صل علی محمد و آل محمد. مومن خدا خوب با آسانسور بیا! مجبوری صبح به صبح پله ها رو با چادرت جارو کنی؟ "
مثل همیشه، نگاه عاقل اندر سفیهی تحویلم داد و گفت: " برو بابا! همچین خوشی انگار دختر نیستی! "
اگر بعد از گفتن این جمله ی بی معنی اش از کلاس بیرون نرفته بود، حتما از او می پرسیدم: " دختر مگه اسم سد شادی ها و خوشی هاس؟ نمی دونم والا! لابد هست دیگه! جغرافیام خوب نیست! حتما یه جایی احداث شده که من خبر ندارم... "


بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب*****من شِکر اندر شِکر اندر شِکر اندر شِکرم


آن شب در محوطه ی اختصاصی خوابگاه، با دوستانم در برف بازی دلی از عزا درآوردیم، طوری که گمان نمی کنم بازی بچه ها در باغ توت دانشگاه هم به گرد آن برسد. اما هنوز فکرم از حرف های ناخوش افسانه آزاد نشده بود. به خوشی های بی حد و حصر جمع دوستانم فکر می کردم و به عینک سرد روی چشم های افسانه که با یک ها! از دهان محدودیت های لازم و گاه نالازم، روی شیشه هایش بخار می گیرد و توان دیدن را از او می ستاند.

شادی، یک اتفاق نیست؛ شادی، یک باور است. شادی، محصول تلاقی امکانات و شرایط نیست که لحظه ای پدیدار شود و لحظه ای دیگر با یک تلنگر نابود شود.
بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد،بال و پری است عاریت، روز وفات ریخته
شادی، حاصل نگاه زیبایی است که به زندگی داریم. باید الفبای شادی ها را به اقتضای امکانات تنظیم کرد تا مشق زندگی میسر گردد.


الف: اسب سواری؛ البته در محوطه ای برای خانوم ها که در دید نامحرم نباشند و محدودیتی از این لحاظ وجود نداشته باشد.

آ: آرایش های دلخواه؛ استفاده از لوازم آرایشی اگرچه در برابر نامحرم، درست نیست ولی کسی هم استفاده از آن را تنها به مهمانی ها محدود نکرده است. بهتر است با در نظر گرفتن جنبه های اخلاقی، زیبایی های خود را هدیه ی اعضای خانواده کنیم.

ب:
بازی؛ برف بازی در محیطی که محدودیتی از لحاط حفظ حریم محرم و نامحرم وجود نداشته باشد، هم بازی شدن با بچه ها؛ این بار نه از روی احساس وظیفه و نه فقط برای سرگرم کردن او، بلکه برای زنده کردن خاطرات کودکی تان با او همراه شوید. بازی های دسته جمعی قدیمی مثل هفت سنگ با بزرگترها و گردو بازی، گل یا پوچ و سایر بازی های محلی که نیاز به تحرک زیادی نداشته باشند،همراه با مادربزرگ ها و پدربزرگ ها علاوه بر تقلیل تنهایی آنها، فرصت مناسبی است تا باهم بودن را به شادی تجربه کنیم.

پ: پیاده روی! پیاده روی از آن دست کارهایی است که همزمان با انجام آن می توانیم به چیزهایی که دوست داریم و برایمان مهم هستند فکر کنیم، قدم زدن در هوای خنک صبح در فضاهای سبز سطح شهر یا خیابان هایی که هنوز خسته ی ترافیک نشده اند، همراه با کسانی که حضور در کنارشان را لذت بخش می دانیم، انرژی زندگی را برای باقی ساعات روز تامین می کند.

ت: تعادل در زندگی؛ در کنار تلاش برای معیشت زندگی، برای تفریحات سالم جمعی و در صورت امکان، سفرهای شهرهای دور و نزدیک، زمانی را در نظر بگیریم.

ث: ثمرچینی تفریحی! در صورتی که شرایط و امکانات زندگی تان اجازه می دهد، با سایر خانواده های فامیل هماهنگ کنید و برای خرید میوه های فصلی، بجای خرید کیلویی از بازار، بصورت دسته جمعی با یکی از باغداران اطراف شهر هماهنگ کنید و خودتان با در نظر گرفتن رعایت های ملزوم یک مسلمان، میوه ی مورد نیاز خود را با دست های خودتان بچینید و با تقدیم هزینه به خود باغدار، واسطه های فروش را کم کنید. این کار علاوه بر جنبه ی تفریحی، زمینه را برای تعلیم توصیه های لازم به کودکان فراهم می کند تا مبادا خسارتی متوجه صاحب باغ شود.

ج: جشن گرفتن! اگر نگاهی به تقویم بیندازیم، حتما روزهای مهم زیادی هست که یادآور خاطرات خوش برای خانواده باشد! روزهای تولد عزیزانمان، ایام میلاد ائمه اطهارعلیهم السلام، جشن های باستانی ایران، همه و همه می تواند بهانه ی داشتن ساعات دلنشینی باشد که علی رغم تصور، نیاز به هزینه های آنچنانی هم ندارند. همیشه هم لازم نیست جشن های تولد با حضور میهمانان زیاد و صرف هزینه های بالا برگزار شود! آماده کردن یک کیک خانگی هم می تواند احساس های خوب را در روز تولد اعضای خانواده به آنها القا کند.

چ:
چاه اِرت! مهندسین برای از بین بردن و تخلیه ی نویز در شبکه های کامپیوتری، از چاه ارت استفاده می کنند. بد نیست ما هم برای هیجانات و احساسات مان، چاه ارت حفر کنیم تا بار احساسات مخرب آن را تخلیه کنیم. چاهی برای دفع قضاوت های عجولانه، داشتن انتظارات غیرمنصفانه از اطرافیان، کینه توزی و غبارآلود بودن عینک های زندگی، همه و همه باعث بروز هیجانات منفی می شود و ذوق شاد زیستن را فرتوت می کند.

ح:
حال را دریابید! اگر کلاهمان را بر کرسی قضاوت بنشانیم، خواهیم دید اغلب دلخوشی هایمان با نگرانی روزهایی که هنوز نیامده نابود می شود و امید های زیادی به خاطر غصه ی روزهایی که رفته، به یأس بدل می شود! خدای دیروز و امروز، خدای فرداها هم هست و از این جهت بیهوده است به سوگ اتفاقاتی بنشینیم که هنوز نیامده اند و بار غم ایامی را بر دوش بکشیم که دیگر رفته اند! امروز هدیه ی خداست، اگر «هست»ها را قدر ندانیم، می شوند «بود»هایی مملو از ای «کاش»ها.


هروقت خوش که دست دهد مغتنم شمار کس را*****وقوف نیست که انجام کار چیست (حافظ-)


خ: خاطره را صرف کنید: خاطره گویی! خاطره شنوی! خاطره نویسی! مرور اتفاقات شیرینی که در جریان زندگی، همراهمان بوده اند، در جمع خانواده و دوستان همدل، هرگز خالی از لطف نخواهد بود. شیرین هایش، بهانه ی سپاسگزاری از حضرت حق می شود و تلخ هایش اگر گذشت زمان، شیرینش نکرده باشد، مرور درس عبرت هاست. تلاش برای نوشتن لحظه های خوب، ما را وادار خواهد کرد تا خالق شادی های بیشتری باشیم.

د:
دست در دست هم دهیم به مهر... ؛ یاری رسانی به دیگران به دلیل انطباقی که با فطرت الهی انسان دارد، آرامش درونی و حس رضایت را سبب می شود. نیاز،همیشه هم مادی نیست! گاهی انجام کارهای کوچکی که شاید زحمت چندانی هم برای ما نداشته باشند، نهایت آرزوی کسی است که توانایی انجامش را ندارد. هر یک از ما حتما مهارت هایی داریم که می توانیم برای کمک به پیشبرد بهتر کارهای دیگران، آنها را به کار گیریم.


تار و پود عالم امکان بهم وابسته است***** عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد


ذ: ذکر در معنای مقصودی آن، یاد کردن است. یاد کردن خدای رحمان، بی شک منتهای آرامش است و این همان موج شادی پایانی است که به هیچ ساحلی ختم نمی شود. مرور مهربانی های خدایی که هر چه برای بنده اش رقم می زند، آزمودن اوست برای اعتلای مقام انسانی اش و به یقین نتیجه ی باور عمیق ناپایداری دنیا، همه ی آرامشی است که آدمی به آن نیاز دارد.


باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد*****گاهی بهشت در دل آتش فراهم است.


ر: رنگ ها را به اقتضا بطلبیم؛ هرچه حجاب و چادر به مشکی توصیه شده، لباس های منزل به رنگ های روشن و شاد! خوب است مطالعه ای در روانشناسی رنگ ها داشته باشیم و به اقتضای فضایی که در آن هستیم با رعایت حدود اسلامی، به زیبایی از آنها استفاده کنیم.

ز:
زیارت هایی با چاشنی تفریح! اگر تا به امروز، برنامه ی روتین زیارت رفتن مان، بر این بوده که شال و کلاه کنیم، به امامزاده یا هر مکان زیارتی دیگری که رسیدیم، دلی سبک کنیم و بعد هم " یا الله! بریم تا ناهار برسیم خونه دیگه! " این بار قبل از رفتن، غذای ساده ای برای ناهار تدارک ببینیم. اگر هوای فصل، مساعد است، زحمت حمل تکه ای زیرانداز را به خود بدهیم و در فضای آرام کنار امامزاده، سفره ی ساده ای پهن کنیم و در کنار عزیزان مان، با تفریح ها و سرگرمی هایی که مناسب آن طور فضاها هم باشد، لحظاتی را خوش باشیم.

ژ:
ژولیدگی تعطیل! نظم ظاهر، نظم فکر می آورد و نظم فکری، یقینا دلهره ها را نابود می کند. این یک قانون است. خانه تکانی و تغییر دکوراسیون منزل، فقط مختص نوروز نیست. جابجا کردن موقعیت تلویزیون، تغییر دادن محل چند گلدان و کارهایی ساده از این دست، تاثیر زیادی در نشاط ما و اهل منزل خواهد داشت. در فرهنگ ایران باستان نیز، در روزهای خاصی از هر ماه شمسی، مردم به خانه تکانی منزل و آب و جارو کردن حیاط اقدام می کردند.

س:
سحرخیز باشیم. تنفس هوای صبح و انجام چند حرکت نرمشی ساده در آن، حس سرزندگی را دوچندان خواهد کرد.

ش:
شعر بخوانیم! اگر خواندن قرآن را به خواندن و حفظ شعر ارجحیت می دهیم، یقین کنیم که حفظ شعر، مانع انجام آن نخواهد بود. مقرر کنیم تا حداقل روزی یک یا دو بیت شعر با مضمونی والا را از بر کنیم. به مرور زمان حتی قادر خواهیم بود مشاعره کنیم، مشاعره علاوه بر جنبه ی سرگرمی، در افزایش اعتماد بنفس هم بسیار موثر است.

ص:

صبحانه ی نشاط! روز را با نشستن پای سفره ی محبت آغاز کنیم. اگرچه ممکن است شرایط شغلی یا مدرسه ی فرزندان، خوردن صبحانه را به یک حالت عجولانه و از سر واکنی تبدیل کرده باشد، اما ممکن است لازم باشد تنها ده بیست دقیقه زودتر از خواب بیدار شویم تا بتوانیم صبحانه را دسته جمعی صرف کنیم. ایجاد تنوع ساده در چینش سفره ی صبحانه، هزینه ی زیادی نمی طلبد اما یقینا انرژی بخش خواهد بود.

ض:
ضابطه های غیرضروری را جدی نگیریم؛ همیشه قرار نیست ناهار روی میز در آشپزخانه سرو شود! می توانیم بسته به فضای منزل و فصل سال، سفره غذا را در گوشه ای از حیاط و در هوای آزاد پهن کنیم، هر از چند گاهی به جای چای سازها و کتری و قوری، از سماورهای ذغالی قدیمی استفاده کنیم تا خاطرات کودکی پدر و مادر هم زنده شود.

ط:
طبیعت! دمی مسیحایی دارد؛ اگر خود به طبیعت نمی رویم، طبیعت را به خانه بیاوریم! داشتن چند گلدان گل طبیعی در گوشه و کنار خانه، فضای زندگی را لذت بخش تر می کند.

ظ:
ظرافت به خرج دهیم! چند تخم مرغ نیمروی تزیین شده با چند تکه گوجه فرنگی و یک برگ ریحان، بسیار دلپذیرتر از ماهی پلوی پرهزینه ای است که با ماهیتابه و قابلمه پای سفره بیاوریم! برای تک تک فعالیت های روزمره بسته به زمانی که در اختیار داریم، ظرافت به خرج دهیم.

ع:
عطر بزنیم! اگرچه استفاده از عطر و ادکلن برای بیرون از منزل در مورد خانوم ها مشروعیت ندارد، اما کسی هم استفاده از آن را برای خانه ممنوع نکرده!

غ:
غافلگیر کردن دوستان قدیمی با یک تلفن؛ مردم امروز عادت کرده اند هر از چند گاهی با ارسال پیامک هایی با متن های کلیشه ای یادی از دوستان کنند! این کار آنان اگرچه ممکن است برآمده از محبت واقعی و قلبی آنان باشد اما خواندن پیامک هایی که احساس می کنی با امکان ارسال دسته جمعی، لابلای چند ده مخاطب دیگر، اسمت گنجانده شده بوده، خوشایند نیست و از طرفی هیچ چیز جای شنیدن صدای دلنشین یک دوست را نمی گیرد.

ف:
فرصت ساز باشیم! کسی که روحیه ی شاد زیستن دارد، از ساده ترین موقعیت ها شادی می آفریند، عموما این نفس اتفاق ها نیست که شاد یا غمین باشد! عینک ها باید از لکه های کینه ها و یأس پاک شوند، به قول سهراب: جور دیگر باید دید...


جمله خلقان سخره ی اندیشه اند***** زان سبب خسته دل و غم پیشه اند


ق: قدردانی کنیم؛ حس دیده شدن و مهم بودن را با بیان سپاسگزارانه و یا با تقدیم یک هدیه ولو در حد یک شکلات، در جان آدمیان جاری کنیم. شاد کردن دیگران یقینا خود ما را نیز شاد خواهد کرد.

ک: کوهنوردی؛ کوهنوردی مظهری از رفعت روح آدمی است. طبیعت بهویژه بر بالای کوه های کوتاه و بلند،زیباتر آغوش می گشاید تا وجودمان را از اضطراب های زندگی خالی کند.

گ:
گل! یک جادوی فراموش شده! معمولا هزینه ی گزافی برای خریدن گل های مصنوعی می پردازیم! چرا؟ چون ماندگارترند! ماندگاری به چه دردی می خورد؟ خوب! بیشتر باعث می شود جلوی چشم باشد تا از تماشایش انرژی بگیریم!... اگر براستی فلسفه ی این انتخاب به انرژی گرفتن از گل ختم می شود، این بار با هزینه ی پایین تری یک شاخه گل طبیعی بخریم و به خودمان هدیه کنیم، مطمئنا انرژی بخش تر خواهد بود.

ل:
لذت واقعی را دریابیم! تنها دلهایی شادند و غمناک نمی شوند که در تسخیر نیروی نور باشند و این خداست که نور آسمانها و زمین است. او اطمینان داده هر کس بر کشتی شریعت پیامبرش سوار شود، از هراس طوفان های دریای زندگی در امان خواهد بود.

م:
منتظر نمانیم! قرار نیست شخص یا اتفاق خاصی از راه برسد تا ما را شاد کند! باید با تقویت روحیه ی شوخ طبعی و بذله گویی در حصار زیبای اخلاق، زندگی را به کام خود و اطرافیان شیرین کنیم.

ن:
نماز جماعت! چندی قبل، شنیدن اصطلاحاتی مانند دوستان وایبری، واتساپ و پنپال های مجازی بسیار غریب بودند، به نظر می رسد که تا چندی بعد، اصطلاحاتی مثل دوستان مسجدی و هم هیئتی غربت زده شوند! برقراری ارتباط با اهالی مسجد محل و شرکت در برنامه های رایج مساجد، غنیمتی است که نباید به راحتی از کف داد.

و:
ورزش! منبع سرشار نشاط؛ طناب زدن، دوچرخه سواری (برای خانم ها، در فضایی که نامحرم نباشد)، شنا و ورزش های باشگاهی از جمله پینگ پنگ و بسکتبال به‌ویژه به دلیل داشتن فضای جمعی، بسیار نشاط آور است. ورزش جادوی شاد زیستن است و در شریعت زیبای محمدی هم به آن توصیه ها شده است.

هـ:
هنرمندی؛ ذوق بی انتهای خانم ها و کسب مهارت های هنری از جمله نقاشی، خطاطی(به عنوان هنر برتر ایران زمین)، سفالگری، گل سازی در انواع شیوه ها با بالا بردن اعتماد بهنفس، نیروی نشاط را به زندگی تزریق می کند. همین طور آموختن هنرهایی مثل خیاطی علاوه بر جنبه مثبت هنری، در تعدیل اقتصاد خانواده نیز موثر است.

ی:
یادگاری باشید! یک صفحه ی خالی اگرچه سفید و پاک است، اما ارزشی برای نگه داشتن ندارد چون چیزی برای یادگاری بودن در آن نوشته نشده! ماندگار بودن و یادگار بودن را خاصیت خود کنیم. تلاش کنیم مهربانی، شاد بودن، دوست داشتن، لبخند زدن و پرانرژی بودن و سرزندگی خاصیت ما باشد و با این خصیصه ها در ذهن اطرافیان ماندگار و یادگار شویم.

تذكر: اگرچه الفباي بالا، بيشتر با توجه به شادي خانم‌ها تنظيم شده است ولي بسياري آنها براي آقايون نيز قابل استفاده است.[1]


پی نوشت :
1. فاطمه قادري، ماهنامه خانه خوبان، شماره 80، بهمن 1393.




چهارم فروردین

الگوي خوب ما


به حضرت زهرا سلام الله علیها بنگرید ،این وضع زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) است ازلحاظ سادگی مراسم ازدواج وبعدهم زندگی آن بزرگوار،آن زندگی فقیرانه و زاهدانه ،آن اتاق آنچنانی ،آن فر شي که لابدهمه شما شنیده‌اید. کارتوی خانه ، درمقابل تلاشهای فراوان وصبربرشوهری مثل حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام)که درتمام مدت زندگیشان ، حضرت مشغول کاروفعالیت بودند. یعنی هرچه جنگ بود،علی بن ابی طالب علیهالسلام جلوترازهمه بود. هرچه کارمهم بود اوّل ازهمه علی بن ابیطالب(علیهالسلام) جلوداربود. حدود 10 سال هم بایکدیگرزندگی کردند. توجّه می‌کنید؟

درظرف این 10سال شما ببینید که این شوهرِجوان چقدرتوانسته به زن و بچه‌اش ، به معنای بشری ومعمولی برسد؟ بریک چنین زندگی ، صبرکردن ، برآن فقروسختی صبرکردن ، آن جهاد بزرگ را انجام دادن وآنچنان فرزندانی تربیت کردن وآن فداکاری های عظیمی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) انجام دادند وشما هم مقداری ازآنها را شنیده‌اید ،همگی الگوست. حالا، دختران ما باید فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را الگو قراردهند ، پسرهای ماهم باید حضرت زهرا سلام الله علیها وامیرالمؤمنین(علیه السلام) راالگو قراردهند.[1]




پی نوشت :
1. مطلع عشق ( گزيده‌اي ازرهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)،ص144



پنجم فروردین

نیاز مشاور زن در جامعه اسلامی


سؤال: آيا مي‌توان گفت که وجوب کفايي، گاهي به يک جنس خاص (مثلاً زنان) تعين مي‌يابد؟ مثلاً تخصص گرفتن زنان در رشتة روان‌شناسي ـ که در آن دو جنس مخالف در مدت‌زمان طولاني با يکديگر برخورد دارند و احتمال مفسده بسيار است‌ـ واجب كفايي است؟ آيا برآوردن اين نياز و نظارت بر اين‌گونه مراکز براي رعايت شئون شرعي بر حكومت اسلامي واجب عيني است؟

پاسخ: بلي، اگر خانم‌ها بدانند که مشاوره زن مورد نياز جامعه و ضروري است، بر هر‌کدام که امکان تحصيل دارند، لازم است که به اين امر مهم اقدام کنند تا زنان مسلمان دچار تبعات مشاوره با غير‌هم‌جنس نشوند. [1]


پی نوشت :
1 . مشاوره زیر گنبد فیروزه ای، محمدتقی علوی و محمدحسین قدیری، مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی قم، ص35.



ششم فروردین

نكاتي درباره فرزند پروري


1- با هر یک از بچه‌ها به عنوان یک فرد به طور خصوصی برخورد کنید.

2- قبل از آنکه شروع به سرزنش آن‌ها کنید فقط به خاطر داشته باشید کلید موفقعیت شما این است که رفتار فرزندانتان خوب نیست ولی خودشان خوب هستند.

3- به چشمان فرزندانتان نگاه کنید و به طور واضح و خیلی کوتاه، آن اشتباهی را که فرزندانتان انجام داده‌اند به آن‌ها بازگو کنید.

4- پس از سرزنش به او بفهمانید که خودش را دوست دارید و دیگر سرزنش را ادامه ندهید.

5- بچه‌ها هر چه بیشتر خود را دوست داشته باشند، بیشتر دوست دارند که درست رفتار کنند.بهترین روشی که می‌توانیم فرزندانمان را به گوش دادن وادار کنیم آن است که خودمان به آنان گوش بدهیم.

6- تنها از طریق رفتار با فرزندانمان می‌توانیم آن‌ها را مطلع سازیم که خوشحالیم از اینکه همانی هستند که باید باشند.

7- دو هدف اصلی به عنوان یک والد این است که به فرزندانمان کمک کنیم تا احترام به خود و اعتمادبه نفس را تجربه کنند.

8- بهترین راه متقاعد کردن بچه‌ها نسبت به اینکه موفق هستند آن است که خودشان را موفق ببینند، پس هم مراقب قضاوتهای خود نسبت به کودک باشید و هم زمینه شکوفایی استعدادهای او را فراهم کنید.

9- وقتی از سرزنش استفاده می‌کنیم و سپس آن‌ها را دوست داریم، فرزندان احساس بدی نسبت به رفتارشان پیدا می‌کنند ولی در مورد خودشان احساس خوبی دارند.

10- آنچه مهم است، این نیست که ما چه فکری در مورد فرزندانمان می‌کنیم،مهم آن است که فرزندانمان چه اعتقادی در مورد خود دارند. [1]



پی نوشت :
1. سايت راسخون






هفتم فروردین

ضررهاي موسيقي


ضررهاي موسيقي از ديدگاه برخي دانشمندان جهان
1. علامه محمدتقي جعفري (ره)
در تحقيقي كه به عمل آورده اند مي فرمايند كه موسيقي ضررهاي زيادي دارد از جمله:ايجاد عدم تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك، مرض ماني (نوعي جنون است)،كوتاهي عمر، ضعف اعصاب، بيماري فشار خون، عامل فحشاء، هيجان، سلب اراده، سلب غيرت، عامل جنايت، تهييج عشق، جوانمرگي، افسردگي و خمودگي.

2. دكتر ولف آدلر:
موسيقي علاوه بر اينكه سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبيعي آن،سخت خسته مي كند،عمل ارتعاش صوتي كه در موسيقي انجام مي شود توليد باز شدن خارج از حد طبيعي در پوست مي نمايد كه بسيار زيان اور است.

3. كانت:
موسيقي اگر از همه هنرها مطبوعتر باشد، ولي چون به بشر چيزي نمي آموزد از تمام هنرها پست تر است.

4. دكتر اوريزن اسوت مارون:
هيجان بزرگترين عامل سكته هاي قلبي است. هنرمندان اغلب به علت سكتة قلبي درگذشته اند؛پس هيجان كه محصول موسيقي است چقدر خطرناك است.

5. دكتر الكسيس كارل فيزيولوژيست بزرگ فرانسوي :
ساز و آواز و كنسرت ها نمي توانند جاي فعاليت ها و كارهاي سودمند اجتماعي را بگيرند. راديو نيز مانند سينما و موزيكال، كاهلي كاملي به كساني مي بخشد كه با آن سرگرمند[1]


پی نوشت :
1.نرم افزار پاسخ 2، مركز مطالعات و پاسخگويي به شبهات(حوزه عليمه قم).




هشتم فروردین

صالحین گرفتار


سؤال: چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر می برند؟

پاسخ: از آنجا كه خداوند اولیای خود را دوست دارد، لذا اگر خلافی كنند، فوراً آنان را با قهر خود می گیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن می فرماید: اگر پیامبر سخنی را كه ما نگفته ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود می گیریم: «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ» [1]و همچنین اگر مؤمنین خلافی كنند، چند روزی نمی گذرد مگر آنكه گوشمالی می شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك می كند: «وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا»[2]و اگر امیدی به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهد تا پیمانه شان پر شود. «إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا ».[3]

به یك مثال توجه كنید:
اگر قطره ای چای روی شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك می كنید.
امّا اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بچكد، صبر می كنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید.
و اگر قطره ای روی قالی زیر پای شما بچكد، آن را رها می كنید تا مثلاً شب عید به قالی شویی ببرید.
خداوند نیز با هركس به گونه ای رفتار می نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگی روحش، كیفر او را به تاخیر می اندازد. [4]



پی نوشت :
1. سوره حاقّه، آیه 44- 45
2. سوره كهف، آیه 59
3. سوره آل عمران، آیه 178
4. محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص18.



نهم فروردین

ارزش مادر بودن


رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ فرمود: هنگامي که زن آبستن مي شود خدا به او اجر کسي را مي دهد که با نفس و مالش در راه خدا جهاد مي کند،

هنگامي که بچه اش را بر زمين نهاد، به او خطاب مي رسد گناهانت آمرزيده شد، اعمالت را از سر بگير؛

و هنگامي که بچه اش را شير مي دهد خدا در برابر هر مرتبه شير دادن، ثواب آزاد کردن يک بنده در نامه عملش مي نويسد[1].




پی نوشت :
1. بحارالانوار، ج5، ص 251.



دهم فروردین

بچّه داری، هنر بزرگ


بعضی از کارهای خانه خیلی سخت است. بچّه‌داری از آن کارهای سخت است. شما هر کاری را در نظر بگیرید که خیلی دشوار باشد، در مقابلِ بچه داری در واقع آسان است. بچه داری هنرِ خیلی بزرگی است. مردها یک روز هم نمی‌توانند این کار را انجام دهند. زنها با دقّت، با حوصله و با ظرافت این کارِ بزرگ را انجام می‌دهند. خدای متعال، در غریزه‌ی آنها این توان را قرار داده است. ولی همین بچه داری کار سختی است که انسان را فرسوده می‌کند و واقعاً از پا می‌اندازد.[1]


پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)، ص141.



یازدهم فروردین

بهترین زنان


پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از زنان برتر و نمونه با اوصاف زیریاد می کند:
بچه آور، مهربان (و شوهردوست)، محجوب، و پاکدامن، عزیز و محترم نزد خویشان و متواضع و تسلیم در برابر شوهر، محافظت از خود در برابر بیگانه، حرف شنو و مطیع در برابر شوهر. [1]


پی نوشت :
1.علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 103، ص239.





دوازدهم فروردین

درس از طبيعت


عالم یک مکتب خانه است. هرچیز برای آدم حکم کتاب دارد. همه چیز پیام دارد ولی مشکل ما این است که پیام گیر نیستیم. حتی یک درخت گیلاس، وقتی شما به درخت تنه می زنید، او روی سر شما شکوفه می‌ریزد. درخت با شما حرف می زند و می‌گوید‌ : من درخت هستم. تو به من تنه زدی، من به تو شکوفه دادم. پس از چوب کمتر نباش.
کسی که به تو طعنه و آسیب زد، تو با خوبی و لطف و احسان رفتار کن. ممکن است
او «پُر رو» بشود اما ما «پُر نیرو»می‌شویم.

وقتی به کیسه بوکس مشت می‌زنیم عقب می‌رود، ولی دوباره جلو می‌آید. ولی شما نیرومند می‌شوی. همه چیز به انسان درس می دهد.

درخت انگور وقتی تکیه می کند، رشد بیشتری می کند. درخت انگور به ما می‌گوید :

اگر می خواهی رشد بیشتری بکنی، تکیه گاه خوبی پیدا کن. چه تکیه گاهی محکمتر از خدا می توانی پیدا کنی؟

چنگی که نوازنده ها می زنند با ما حرف می زند. می‌گوید: اگر من نوای خوشی دارم چون کوک هستم. سیم های تار وقتی شُل می شوند، آن را می کشند تا سفت شود و صدای خوشی از آن بیرون بیاید. چنگ می گوید :

تو هم گاهی سستی هایی می کنی و خدا گوشمالی هایی می دهد یعنی مصیبت می‌دهد. بگذار خدا تو را کوک کند. این قدر بی تابی نکن. اگر من نوای خوشی دارم، دردست نوازنده خوبی هستم. تو هم خودت را به دست خدا بده و به او توسل پیدا کن.

سعدی از یکی از همین اتفاقات درس بزرگی به ما می‌دهد. در زمان کودکی با پدرم به بازار رفتم و گم شدم و ناله و فریاد کردم و پدرم مرا پیدا کرد. گوشم را گرفت و گفت : چند بارگفتم بازار شلوغ است و دستت را از دست من جدا نکن. یک بچه به تنهایی نمی تواند راه را پیدا کند.

کسی که راه را بلد نیست براحتی نمی تواند راه را پیدا کند. این یک اتفاق زندگی است که در همه زندگی ما رخ داده است. حالا ببینید می خواهد چه نتیجه ای بگیرد.[1]



پی نوشت :
1- برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقاي رنجبر، تاريخ31/5 /1388


سیزدهم فروردین

نحوست 13


اساساً این فكر از كجا پیدا شده است؟ من نمی خواهم و همچنین نمی توانم در این وقت مختصر اینها را بحث بكنم، چون از بحث قرآنی و حدیثی خودم می مانم، به طور اجمال عرض می كنم: به نظر من دو خاصیتی كه در بشر هست سبب پیدایش فكر نحوست در اشیاء و اعداد شده است.

1-

یكی این كه بشر به طور كلی خودخواه است، یك حالت گریز از مركزی در مسئله تقبل مسئولیت ها دارد، یعنی نمی خواهد مسئولیت شكستهای خودش را متوجه خودش بكند. همیشه دنبال این می گردد كه یك چیز دیگری پیدا كند و بگوید این بدی، این شكست، این بدبختی كه پیدا شد، این من نبودم، این فكر من نبود، این خُلق من نبود، این روح من نبود، این عادت اشتباه من نبود، این جهل و نادانی من نبود كه باعث این شكست شد، یك چیز دیگری بود. این یك علت بوده است كه بشر برای اینكه از تقبل مسئولیت ها فرار كند، آمده است برای اشیاء، برای چهارشنبه، برای 13، برای 25، برای صدای كلاغ، برای صدای جغد نحوست قائل شده است.

2-

خاصیت دیگر، روح تنبلی است كه در انسان می باشد. انسان وقتی بخواهد علت قضایا را بفهمد، باید از طریق علمی و عقلی كاوش و تفكر و جستجو و تفحص كند تا علت واقعی اشیاء را درك كند، ولی با خیال، همه ی قضایا را زود می شود حل كرد. اگر در جنگی شركت كردیم و 52شكست خوردیم، چنانچه بنا بشود روی اصول دقیق علمی بررسی كنیم كه چرا شكست خوردیم، دو ناراحتی دارد: یكی اینكه می رسیم به اینكه خودمان مسئول این شكست بودیم؛ دوم اینكه مدتها باید زحمت بكشیم، به خودمان رنج بدهیم تا علتها را به دست بیاوریم؛ بعد رنج دیگری متحمل شویم آن علتها را از میان ببریم و وضع خودمان را اصلاح كنیم. ولی با یك كلمه خودمان را راحت می كنیم، می گوییم علت اینكه ما در این جنگ شكست خوردیم این بود كه مثلاً در روز چهارشنبه شروع كردیم یا روز 13 بود یا وقتی كه از شهر خودمان خارج می شدیم سگی جلو ما درآمد عوعویی كرد و این نحوست داشت و شكست ما اثر عوعو آن سگ بود. [1]


پی نوشت :
1.مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 404




چهاردهم فروردین

مؤلفه های خنده و شوخی حلال حکیمانه


1. دلقک نشدن،
2. کوچک نکردن دیگران،
3. اخلاق مداری،
4. شرع مداری،
5. حق گویی،
6. همدلی،
7. شاد کردن دل دیگران،
8. غم‌زدایی از خود و دیگران،
9. اهانت به اقوام ممنوع،
10. اهانت به ادیان دیگر ممنوع،
11. اهانت به جنس مخالف ممنوع،
12. تفرقه‌زا نبودن،
13. حکیمانه و ادب آموز بودن،
14. نشاط زا بودن برای عبادت و کسب و کار حلال و معاشرت سالم،
15. قهقهه مستانه ممنوع،
16. عدم افراط و تفريط
17. متناسب با شخصیت افراد،
18. متناسب با سن و فهم و فرهنگ مخاطب،
19. متناسب با جنسیت مخاطب،
20. رعایت مقتضای حال،
21. عدم افراط و تفریط،
22. هزل و هجو ممنوع[1]


پی نوشت :
1. شوخ طبعی های طلبگی، محمدحسین قدیری، بخش نمودارها ص329 و 330




پانزدهم فروردین

بزغاله‌های مجازي و مدرن!


لطفاً به این حکایت تاریخی توجه کنید:
معاویه به کمک دستیار دسیسه‌گرش عمروعاص تصمیم گرفتند تا از محبوبیت حضرت علی(ع) نزد کودکان شیعه بکاهند. نقشه‌های گوناگونی را مرور کردند تا این‌که به پیشنهاد عمروعاص قرار شد تعدادی بزغاله تهیه و از طرف معاویه به این کودکان هدیه بدهند و بعد از مدتی که کودکان با این بزغاله‌ها انس گرفتند، آن‌ها را دزدیده و تقصیر آن را گردن حضرت امیر(ع) بگذارند.

در دنیای ما هم به شیوه‌های دیگری این حکایت در حال تکرار شدن است. دشمن اول تصمیم می‌گیرد بازی‌های جذاب رایانه‌ای، خدمات اینترنتی و مانند آن را رایگان در اختیار ما بگذارد و بعد از مدتی به بهانه تحریم، همه آن‌ها را از کاربران پروپا قرص ایرانی می‌گیرد و محرومشان می‌کند. به نظر شما این دو حکایت شبیه هم نیستند؟

نوجوان ایرانی وقتی دلیل محروم شدن از بازی موردعلاقه خود را به نظام و سیاست‌های آن مرتبط بداند، چه واکنش عاطفی از خود بروز خواهد داد؟

این‌گونه حقه‌های حرفه‌ای شاید به‌نظر ساده یا پیش‌پاافتاده به‌نظر برسد ولی نه ساده است و نه بدون سابقه؛ بلکه شگردهایی است که دشمن در جنگ نرم از آن‌ها بیش‌ترین بهره‌برداری را می‌کند. فرزندان خود را از آسیب‌ها و حیله‌ها با خبر کنیم .[1]



پی نوشت :
1. ماهنامه خانه خوبان، ابراهيم اخوي، شماره 73




شانزدهم فروردین

مهرم حلال، جانم خلاص


گاهی اوقات مرد آنچنان است که زن هر چقدر هم مهریّه داشته باشد می‌گوید: مهرم حلال، جانم خلاص. مِهریّه که کسی را خوشبخت نمی‌کند... روش شرعی، انسانها را خوشبخت می‌کند.
محبّت هم به این چیزها بستگی ندارد. هر چقدر که پول در این طور مسائل کمتر باشد؛ عنصر مادّی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت می‌شود؛ محبّت بیشتر می‌شود. بعضی خیال می‌کنند مهریّه‌ی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می‌کند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریّه‌ی سنگین هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند بکند. بعضی از خانواده‌های طرف عروس می‌گویند که ما مهریّه‌ی آنقدر بالا نمی‌خواهیم ولی خانواده‌ی داماد برای پز دادن و تفاخر می‌گویند نه نمی‌شود! چند میلیون یا فلان قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه‌ی بالا خوشبخت نشد. اینهایی که خیال می‌کنند اگر مهریّه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد،‌اینها اشتباه می‌کنند. ازدواج اگر چنانچه با محبّت بود،‌ با وضعیّتِ درست بود، بی‌مهریّه هم متزلزل نمی‌شود. ولی چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریّه هر چقدر هم که زیاد باشد، مردِ بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریّه هم فرار کند.
بعضی می‌گویند ما مهریّه را سنگین می‌کنیم برای اینکه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است. هیچ مهریّه‌ی سنگینی مانع از طلاق نمی‌شود و نشده است. آن چیزی که مانع طلاق می‌شود، اخلاق و رفتار است. رعایت موازین اسلامی است.[1]

پی نوشت :
مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)، ص205



هفدهم فروردین

ريشه در خانواده


كوچك ترين حقوق مؤمنان نسبت به هم اين است:
هر چه براي خود مي پسندد براي ديگري هم بپسندد
و هر چه براي خود نمي پسندد براي ديگري هم نپسندد.

بي شك همه ما دوست داريم داماد خانواده به مادرمان احترام بگذارد و نيز تمايل داريم داماد خودمان (همسر دخترمان) به خانم مان احترام بگذارد. همين را هم بايد مراقبت كنيم تا مبادا نسبت به مادر همسرمان بد رفتاري كنيم و يا حتي در ذهن نسبت به او حس خوبي نداشته باشيم،چون اين حس در رفتار ما بروز مي كند و همسرمان به عنوان يك خانم نسبت به زبان بدن ما(چهره، حالت نگاه، لحن و..) دقت دارد و مي فهمد در اعماق دلمان چه خبر است و ممكن است در مقام عمل انتقام بگيرد و اعتراض كند و نسبت به مادر ما حس خوبي نداشته باشد.

اين بحث دنيايي است ولي از نظر ديني وقتي دقت كنيم كه خداوند تبارك و تعالي مادر زن را با ما محرم كرده است و او مانند خواهر و مادرمان شده از نظر محرميت اشاره به اين دارد كه بايد مثل خواهر و مادر به او احترام بگذاريم؛ او كسي است كه همسر ما را تربيت كرده است.

همسرمان مانند درختي است كه ريشه در وجود آن مادر دارد به همين دليل است كه اگر مادر او ناراحتي و گرفتاري اي داشته باشد همسر ما هم بي نشاط مي شود و با شادي او همسرمان شكفته و سرحال مي شود.[1]


پی نوشت :
1.سايت گفتگوي ديني، 1392/9/20




هجدهم فروردین

ریاضیات ناموسی


این جهان کوه است و فعل ما ندا
سـوی مـا آید نــداها را صــدا


تجارب مشاوره‌ای و حقوقی می‌گوید: در رفتار ما و ارتباطاتمان روابط ریاضی و قانون مندی موج می‌زند.


1) بین افزایش مزاحمت‌های خیابانی و موهای رنگ شده نمایان در ویترین سر ارتباط تنگی وجود دارد.
2) بین سکوت زن در قبال تماشای فیلم‌های مبتذل توسط مردان و سرد مزاجی و دلبستگی شوهرش نسبت به زن، ارتباط و همبستگی وجود دارد.
3) بین ناز و عشوه در رفتار و صدا با مرد غریبه و چشم چرانی و تجاوز به عنف ارتباط شدیدی وجود دارد.
4) بین بالا رفتن مانتو و پایین آمدن حیا زن و عفاف اجتماعی ارتباط وجود دارد.
5) بین روابط مختلط فامیلی و دل مشغولی زنان به مردان نامحرم و مردان به زنان نامحرم همبستگی معناداری وجود دارد.
6) زناشویی ناموفق = سه هفته آشنایی + سه ماه عاشقی + سه سال جنگ + سی سال تحمل.
7) بین سکوت زن و خاموش شدن مزاحمت‌های تلفنی ارتباط وجود دارد.
Dirol بین برخی اختلالات روانی و مزاحمت‌های ناموسی همبستگی وجود دارد.
9) بین عشق‌های بیماری گونه، و اضطراب و اختلال شخصیت رابطه تنگاتنگی وجود دارد.
10) بین داشتن همسر صالح و سالم، و سلامت روانی- جنسی[1] شریک زندگی همبستگی وجود دارد.
11) بین تحریک شهوت مرد در روابط بی مرز زن و مرد با از کار افتادن دو سوم عقلش ارتباط مثبت وجود دارد.
12) بین اقتدار مرد و حفظ ناموسش رابطه معنا داری وجود دارد.
13) بین مردانگی مرد ( نداشتن رفتار و منش و جسم و ظاهر مردانه) و آلوده نشدن همسر به روابط نامشروع همبستگی معناداری وجود دارد..
14) بین اعتیاد به استمناء مرد یا زن با اضطراب آن‌ها ارتباط زیادی وجود دارد.
15) بین تربیت پسرانه برای دختر و تربیت دخترانه برای پسر و اختلالات روانی و جنسی آن‌ها همبستگی وجود دارد.
16) بین پوشش نامناسب خواهر و مادر در منزل و بلوغ زود رس کودکان همبستگی وجود دارد.
17) بین شوخی‌های جنسی والدین نزد فرزندان و انحراف جنسی آنان و یا بلوغ زود رس کودکان ارتباط زیادی وجود دارد.
18) بین شوخی‌ با اندام تناسلی کودک و انحرافات جنسی او ارتباط زیادی وجود دارد.
19) بین تجاوز(چشمی، لمسی، زنا) به ناموس دیگران و تجاوز به ناموس فردی که تجاوز کرده، ارتباط تنگی وجود دارد.

تابه کی ای دل دیوانه به دام هوسی***نگذاری که من آسوده برارم نفسی
که به دنبال سرزلف بتان می کشیم***که عنانم بسپاری تو به هر خارو خسی
ای دل از خواهش بیجای تو بیچاره شدم***می برم شکوه ات آخر به بر دادرسی
نیست همدردی که بردارد ز غم بار کسی***درجهان یارب نیافتد کارکس بر ناکسی
سوزد و گرید و افروزد و نابود شود***هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی
هیچ کس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح***پرمخند ای صبح صادق به شب تار کسی
بی جهت هرگز نمی گردد کسی یار کسی***یار بسیار است تا گرم است بازار کسی
ما به یک لقمه نان و کهن جامه خود ساخته ایم***چشم امید نداریم به احسان کسی
گر کباب جگر خویش بباید خوردن***بخور و در گذر از بره بریان کسی
هرکه افتد نظرش در پی ناموس کسی***پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسی
بی گمان دست برآغوش نگارش ببرند***هرکه یک بوسه ستاند زلب یار کسی
کاش معشوق زعاشق طلب جان می کرد***تاکه هر بی سرو پایی نشود یار کسی[2]



پی نوشت :
1. اختلالات روان شناختی ای که بر مسائل زناشویی اثر بد می گذارد.
2. محمدحسین قدیری، ماهنامه خانه خوبان، شماره 54.




نوزدهم فروردین


شعر خوانی جالب دختر ۸ ساله درباره حیا و حجاب




حدیث حیا

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم *** مثل دو تا دوست قدیمی باشیم
بیا با هم حرف بزنیم بخندیم *** در رو به روی غصه ها ببندیم
درسته دختر خوبه دلبر باشه *** تو خوشگلی از همه کس سر باشه
جلوه تو ذات دختره می دونم ***کار خداست مقدره می دونم
همه می گن دخترا برگ گلن *** داداش میگه البته یه کم خلن
چسب روی دماغ یعنی که زشتن *** به فکر خط خطی سرنوشتن
پشت این رنگ و روغنا دروغه *** پشت اینا یه طرح بی فروغه
مردا میگن که خوشگلا نجیبن *** راستش و بخوای دخترا مثل سیبن
سیب زمین افتاده بو نداره ***رهگذر هم پا رو دلش می ذاره
سیب های روی شاخه چیدن دارن *** از دست باغبون خریدن دارن
بهار خانوم دل نگرون توام *** دلواپس روز خزون توام
حالا که می خوای بری توی خیابون *** خودتو بگیر چراغ نده تو میدون
وقتی که حوا پا گذاشت تو عالم *** به دو می خواست بره به سمت آدم
زد تو سرش فرشته گفت: حاج خانوم ***چه میکنی فردا با حرف مردم
روتو بگیر با این لپای داغت *** بشین بذار آدم بیاد سراغت
آره مامان اینم حرف کمی نیست *** حجب و حیا قصه مبهمی نیست
این روسری یعنی که تو نجیبی ***شکوفه معطر یه سیبی
این روسری پرچم اعتقاده *** نباشه گلبرگها اسیر باده
زلفاتو از روسری بیرون نذار *** چشمای هیز و سمت زلفات نیار
مردای خوب پرده دری نمی خوان ***عشقای لوس سرسری نمی خوان
باید بدونی زندگی بازی نیست *** توهم قرص های اکستازی نیست
اونهایی که پلاس کافی شاپن *** احساسات دخترارو می قاپن
اونی که می ره پارتی های شبونه *** تو کار و بار انگل دیگرونه
مردای خوب کاری و اهل دلن *** مردای بد توی خیابون ولن
مردای خوب فقط نجابت می خوان ***از زنشون غرور و غیرت می خوان
علاف مو فشن که مرد نمیشه *** تا لنگ ظهر به رختخواب سیريشه
مردی که قیچی میزنه به ابرو *** از اون نگیر سراغ زور بازو
مردی که بند انداخته مرده؟ نه نیست *** برا کسی شریک درده ؟ نه نیست
جوهر مردی نداره ، زغاله *** نه مرده و نه زن ؛ تو حس و حاله
برقِ لب و کرم که اومد تو کار *** مردونگی برو خدا نگه دار
ابرو کمون خیابونا شلوغن *** پر از فریب حرفای دروغن
دوسِت دارم دیونتم ، اسیرم *** یه روز اگه نبینمت میمیرم
یک دو روز بعد تو همین خیابون *** یه لیلی دیگه ست کنار مجنون
برا کسی بمیر که راستی مرده *** جر نزنه ، نپیچه ، برنگرده
بله به کسی بگو که عاشق باشه *** تو حرف عاشقونه صادق باشه
یعنی باید شیفته روحت باشه *** تشنه چشمه شکوهت باشه
آره گلم سرت رو درد نیارم *** اینلوده بازی ها رو دوست ندارم
گیس طلایی به چشماشون زل نزن ***با فوکلات به دستاشون پل نزن
همپای دخترای بد راه نرو ***با چشم باز مامان توی چاه نرو

شعرخوانی حدیث حیا توسط سیده زهرا شایگان، 8 ساله، در برنامه مشاعره شبکه آموزش، پخش گردیده است.

دریافت فایل



بیستم فروردین

هزینه عشق مادر و پسر



شبي پسر کوچکي پيش مادرش که در آشپزخانه مشغول کار بود رفت و يک برگ کاغذ را به او داد. مادر دستهايش را تميز کرد و نوشته ها را با صداي بلند خواند :
پسر با خط بچه گانه نوشته بود:
کوتاه کردن چمن باغچه:۳۰۰۰تومان
مرتب کردن اتاق خوابم:۱۰۰۰ تومان
مراقبت از برادر کوچکم:۲۰۰۰ تومان
بيرون بردن سطل زباله:۵۰۰۰ تومان
نمره ي خوبي که امروز تو درس رياضي گرفتم:۶۰۰۰تومان
جمع بدهي شما به من۱۷۰۰۰تومان
مادر در حالي که به چشمان منتظر پسر نگاه مي کرد چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت پشت برگه صورت حساب پسراين عبارت را نوشت :
بابت سختي۹ماه که در وجودم رشد کردي :هيچ
بابت تمام شبهايي که بر بالينت نشستم و برايت دعا کردم :هيچ
بابت تمام عذاب هايي که در اين چند سال برايت کشيدم تا بزرگ شوي :هيچ
بابت نظافت - غذا و اسباب بازي هايت :هيچ
و اگر همه ي اينها را جمع بزني خواهي ديد که هزينه ي عشق واقعي من به تو هيچ است.وقتي پسر آنچه را که مادرش نوشته بود خواند در حالي که چشمانش پر از اشک بود و به چشمان مادرش نگاه ميکرد گفت مامان :
دوستت دارم !!!
آنگاه قلم را برداشت و زير صورت حساب نوشت پرداخت شد....





بیست و یکم فروردین

خدمت به مادر


روزي حضرت موسي (علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند عرضه داشت: «مي‌خواهم هم‌نشينم را در بهشت ببينم». جبرئيل بر او نازل شد و گفت: «اي موسي، قصابي که در فلان محل ساکن است، هم‌نشين توست». حضرت موسي(علیه السلام) نزد قصاب رفت و اعمال او را زير نظر گرفت. شب که شد قصاب جوان مقداري گوشت برداشت و به سوي منزل روان گرديد. موسي(علیه السلام) از پي او روان شد. چون به در منزل رسيدند، موسي جلو رفت و پرسيد: «اي جوان مهمان نمي‌خواهي؟» گفت: بفرماييد! حضرت موسي وقتي به درون خانه رفت، ديد جوان با آن گوشت تازه غذايي تهيه کرد، آن گاه زنبيلي را که به سقف آويخته بود، پايين آورد و پيرزني کهنسال را از درون آن بيرون آورد. ابتدا او را شست و شو داد و آن‌گاه با دست خويش غذا را به او خورانيد. هنگامي که خواست زنبيل را به جاي آن بياويزد، زبان پيرزن به کلماتي نامفهوم حرکت کرد. سپس جوان قصاب براي حضرت موسي غذا آورد و با هم غذا را خوردند.

چون موسي(علیه السلام) از ماجراي جوان پرسيد، پاسخ داد: «اين پيرزن مادر من است. چون درآمدم بالا نيست و نمي توانم براي او کنيزي استخدام نمايم، خدمتش را مي‌نمايم». موسي(علیه السلام) پرسيد: «آن کلماتي که مادرت بر زبان جاري کرد، چه بود؟» گفت: «هرگاه او را شست و شو مي‌دهم و غذا به او مي‌خورانم، دعايم مي‌کند و مي‌گويد: " خدا تو را ببخشايد و تو را در بهشت هم‌درجه و هم‌نشين حضرت موسي(علیه السلام) گرداند! "

حضرت موسي(علیه السلام) فرمود:
اي جوان، من موسي هستم. اينک به تو بشارت مي‌دهم که خداوند دعاي مادرت را دربارة تو مستجاب گردانيده است. جبرئيل به من خبر داد که تو در بهشت هم‌نشين و هم‌درجة من خواهي بود.[1]

اينک اي خواهر و برادرم! با دقت در اين داستان نيک بنگر که از راه خدمت‌گزاري عاشقانه به مادرت چگونه مي‌تواني از سريع ترين و ميانبرترين راه‌ها در سيرو سلوک به سوي حضرت حق ره بپيمايي و به خيمه‌گاه امام زمانت نزديک و نزديک‌تر شوي!

عزيز دلم، اينک با همتي مهدوي به عرصة خدمت‌گزاري عاشقانة مادرت وارد شو و آن گاه که مادرت در نهايت رضايت از تو خواست تا دعايت کند، از او بخواه که مادر از خدا برايم طلب کن که مرا هم‌نشين و هم‌درجة امام زمان در دنيا و آخرت قرار دهد!



پی نوشت :
[1].پند تاريخ، ج1، ص68؛ نيلي‌پور، مهدي، بهشت اخلاق، ج2، ص544.






بیست و دوم فروردین

زن، گُل است


در روایات داریم « المرأةُ ریحانةٌ »، زن گل است. حالا شما ببینید، اگر مردی با یک گُلی با خشونت و بی‌اعتنایی رفتار کند و پاسِ گُل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده روی کردن، زیاده خواهی کردن مردها از زنها، توقّعات بی‌جا و زیادی.

« المرأةُ رَیحانةٌ و لَیسَتْ بقَهْرِمانَةٍ » قهرمان، یعنی همین کار پرداز امروز زندگی ... این زن، کار پرداز شما نیست که همه‌ی کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید.

نه! این یک گُلی است در دست شما ... حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گُل است.[1]
براي مطالعه بيشتر
http://library.tebyan.net/newindex.aspx?pid=19667&BookID=81423&Language=1



پی نوشت :
1. مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)، ص90.



بیست و سوم فروردین

شیرین شدن زندگی


نکاتی برای شیرین شدن زندگی
1- از توجه و احترام به والدين همسر دريغ ننمائيد.
2- توجه به مطالعه و اختصاص ساعاتى از روز به مطالعه
3- راههاى جلب رضايت همسر خود را كه به صورت اختصاصى است شناسائى نمائيد.
4- توجه بيشتر به عبادات و رعايت حد و حدود آن ، تا به زندگى خود يك زيبائى معنوى بيشترى داده باشيد.
5- توجه به الفاظى كه در هنگام گفتگو با همسر و فرزندان به كار مى بريد.
6- توجه به جاذبه هاى ظاهرى خود در نزد شوهر.
7- هميشه با شرايط او سخن بگوئيد نه با شرايط خود،تا او بيشتر حس ‍ كند كه دركش مى كنيد.
8- ساده زيستى و سالم زيستى را شعور و شعار واقعى خود قرار داده و از تجمل گرائى بپرهيزيد
9- از بدبينى به شوهر و ديگران بپرهيزيد
10- از چشم و هم چشمى و تقاضاى غير مقدور از همسر بپرهيزيد [1]


پی نوشت :
1.محسن، کاظمی، چگونه بهترین همسر باشم.



بیست و چهارم فروردین



شعله هاي سرد

(بررسی حسادت در قرآن و حدیث)
پدید آورنده: محمد علی سروش، ناشر: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، نشر1385.
مطالعه كنيد:
http://lib.qhu.ac.ir/n2014-e24020.html

فهرست مطالب
مقدّمه پژوهشكده
مقدّمه

فصل اوّل :
كلّياتى درباه حسادت
شناخت ماهيت حسادت
حسادت و غبطه
حسادت و غيرت

فصل دوم :
پيامدهاى حسادت
پيامدهاى جسمانى
پيامدهاى معنوى
پيامدهاى اجتماعى

فصل سوم : نشانه شناسى حسادت
جنبه هاى سه گانه حسادت

فصل چهارم : سبب شناسى حسادت
الف. زمينه شناسى حسادت
ب. علّت شناسى حسادت
پيوست فصل چهارم : عزّت نفس

فصل پنجم : روش شناسى درمان حسادت
روش هاى شناختى

فصل ششم : روش شناسى پيشگيرى از حسادت
پيشگيرى در دوران كودكى
پيشگيرى در دوران بزرگ سالى

فصل هفتم : آداب معاشرت با حسود و شيوه هاى دفع حسادت
۱. مُدارا
۲. كتمان
۳. استعاذه
۴. استغفار
۵ . كوشش در اطاعت و عبادت خداوند
۶ . احسان
۷. ترك مقابله به مثل
۸ . انجام دادن برخى كارهاى معنوى

منابع و مآخذ

شعله های سرد
(بررسی حسادت در قرآن و احادیث)


[="Tahoma"][="Navy"][="2"]بیست و پنجم فروردین

عمه عطار


گاهي اختلافات ما به يك سوءتفاهم كوچك برمي‌گردد. اين امر نشان مي‌دهد كه ما بايد در روابط اجتماعي خويشتندار باشيم. يك ظرف را راحت مي‌شود بشكنيم ولي آيا به همان راحتي مي‌توانيم آن را مثل اولش ترميم كنيم؟

وقتی از مدرسه اومد گفت: باید درباره عمه عطار تحقیق اينترنتي کنم. همه تعجب کردند و گفتند این دیگه چه تحقیقی است. عصبانی شدم و با توپ پر رفتم مدرسه تا با معلمش صحبت کنم. معلم خنده‌کنان گفت: عمه عطار نبوده ائمه اطهار« عليهم السلام» بوده.[1]



پی نوشت :
1. محمدحسين قديري، شوخ‌طبعي‌هاي طلبگي، 293.



[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="2"]بیست و ششم فروردین

رفتار با خانواده غیر هم فکر


سؤال: با همسران و فرزندانی كه هم فكر ما نیستند، چگونه برخورد كنیم؟

پاسخ: هنگامی كه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از مكّه به مدینه هجرت كرد، مسلمانان مكّه نیز هجرت كردند، امّا بعضی مسلمانان با مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند. آیه نازل شد كه بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان دوری كنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند كه حتی اگر همسر و فرزندشان توبه كردند و هجرت كردند، آنان را نپذیرند.
آیه در ادامه می فرماید: اگر شما مخالفت های گذشته آنان را نادیده بگیرید و از آنان درگذرید، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.» [1]

شان نزول آیه
در روايتى از امام باقر (عليه السلام) مى‏خوانيم: كه در مورد آيه 14 سوره تغابن " إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ ... " فرمود: منظور اين است كه وقتى بعضى از مردان می خواستند هجرت كنند، پسر و همسرش دامن او را گرفتند و می ‏گفتند: تو را به خدا سوگند كه هجرت نكن، زيرا اگر بروى ما بعد از تو بی سرپرست خواهيم شد. بعضى می پذيرفتند و می ماندند، آيه فوق نازل شد و آنها را از قبول اين گونه پيشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در اين زمينه‏ ها بر حذر داشت. اما بعضى ديگر اعتنا نمی كردند و می رفتند ولى به خانواده خود می گفتند به خدا اگر با ما هجرت نكنيد و بعدا در (دار الهجرة) مدينه نزد ما آئيد ما مطلقا به شما اعتنا نخواهيم كرد، ولى به آنها دستور داده شد كه هر وقت خانواده آن ها به آن ها پيوستند گذشته را فراموش كنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ناظر به همين معنى است.[1]



پی نوشت :
1. سوره تغابن، آیه 14.
محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص46.



[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="2"]بیست و هفتم فروردین

شيوه رفتار با فرد وسواسي


در ارتباط با فرد وسواسي نكات زير را رعايت كنيد:
1. وسواس جبري يا بي اختياري:
هر وسواسي ناهنجار نيست. وسواس تا حدودي در همه هست. زماني به تشخيص وسواس مرضي مبادرت مي كنيم كه وسواس يا رفتارهاي وسواسي جنبه نامعقول، افراطي، اجباري و نامتناسب داشته باشد. انصراف از آنها مشكل باشد ودرماندگي مشخصي را در فرد برانگيزد, وقت قابل ملاحظه اي را به خود اختصاص دهد و بازده و كنش وري روزمره فرد را تحت تأثير خود قرار دهد. در وسواس مرضي و نابهنجار،افكار و رفتارهاي وسواسي «به رغم اراده انسان» به هشياري وي هجوم مي آورد و سازمان رواني وي را تحت سيطرة خود قرار مي دهد و اضطراب گسترده اي را در فرد بر مي انگيزد. با توجه به اين مطالب اگر اطرافيان فرد وسواسي با اين مباحث آشنا باشند ديگر به ملامت او اقدام نمي كنند؛چون مي دانند كه اين افكار يا اعمال وسواسي بدون اختيار فرد به او هجوم مي آورند و خود فرد از اين موضوع بسيار رنج مي كشد.

2. وسواس در نوجوان و جوان:
اطرافيان لازم است اين مطلب را بدانند كه نوجوانان وسواسي به پنهان كردن رفتار وسواسي و يا اعمال بي اختياري و وسواسي خود مي پردازند و موارد نادري جهت درمان به مراكز درماني مراجعه مي كنند كه اين خود باعث تأخير فرايند درمان مي شود. پس اطرافيان مي توانند حساب شده و با اطمينان بخشي به فرد او را جهت درمان تشويق كنند.

3. حساسيت در برخوردها:
براي درمان،كمك اطرافيان ضروري است. نبايد آنها با تشويق رفتارهاي وسواسي يا اذيت او (مثل جابجا كردن وسايل فرد وسواسي كه به وسايل خود حساس است) بيماريش را تشديد كنند.

4. مسخره نكنيم:
تحقير و يا مسخره كردن آنها در نزد ديگران باعث مي شود كه آنها به خود نامطمئن تر شوند و بيماري را تشديد كنند. نيز در جمع تذكر ندهيم. براي توصيه زماني را انتخاب كنيد كه او با شما راحت است.

5. جهت دهي درماني:
بسياري از بيماران وسواسي چون از نوع اختلال خود مطلع نيستند و راه درمان اين مشكل را نمي شناسند از روي اشتباه براي معالجه به مراكز عمومي رجوع مي كنند.اطرافيان لازم است او را كمك و تشويق كنند تا جهت درمان نزد روان پزشك و روان شناس باليني (هر دو با هم) بروند. دو سه سال اول خيلي راحت تر درمان صورت مي گيرد.

6. برچسب (lable) نزنيم:
در گفتگو ها به فرد وسواسي برچسب وسواسي نزنيم.اين عمل مي تواند علاوه بر ناراحتي فرد از قضاوت ديگران باعث تشديد بيماري و تلقين او گردد و فرد اين مشكل را براي خودش بپذيرد و با خود بگويد كه درمان من بسيار سخت است؛اما اگر افراد در جهت مثبت او را تلقين كنند، مثلاً بگويند امروز نسبت به ديروز كمتر اين عمل را انجام دادي و تشويق كنند، در او (افكار و اعمال او) اثر مثبت مي گذارد.

7. كمك به تمرين هاي خودياري:
يكي از موثرترين مؤلفه ها در درمان، خواست خود فرد جهت درمان است؛پس لازم است اين خواست را تقويت كرد و به او كمك كرد تا تمرين هاي خودياريش را (كه از طرف روان شناس مطرح شده است) انجام دهد. مثلاً مراقب باشيم كه او داروهايش (در صورت نياز به دارو) را مصرف كند. همچنين در ديگر تمرين ها به او كمك كرد. مثلاً به او كمك كنيد و تشويقش نمائيد تا هر روز يك مرتبه از كارهاي تكراري روز قبل را كم كند تا كم كم اين كار را كنار بگذارد. ريشه وسواس اضطراب است.هر شناخت، و رفتار مشروع آرام بخش كه اضطراب را پايين بياورد براي كاهش وسواس او مفيد است.

8. كار درماني:
امروز نقش موثر كار در درمان پذيرفته شده است. كار، توجه بيمار را از گرفتاري و بيماري اش منصرف مي كند. پرداختن به كار مورد علاقه موجب توجه فرد به توانايي ها و بخش مثبت وجودش مي گردد و در عين حال، احساس عزت نفس، كفايت كارآمدي، هدفداري و توجه به آينده، دل كندن از افكار معطوف به گذشته و ترك خيال پردازي هاي طولاني و مضر در او نقش مي بندد. اگر بيماري مخصوصاً كسي كه وسواس فكري دارد،به كار،به خصوص كار دسته جمعي مشغول شود از اين افكار كمتر به ذهنش مي آيد. پس بايد او را تشويق به كار دسته جمعي كرد و از انزوا و گوشه گير شدن او جلوگيري كرد و پيوسته جنبه هاي مثبت شخصيت او را برجسته نمود تا آن عيب كم كم برطرف گردد.

9. حذف الگوها :
بيماري وسواس مي تواند علت زيست شناختي، هورموني، عصب شناختي و يادگيري و وراثتي داشته باشد. در برخي , مصرف دارو در كنار انجام تمرين هاي خودياري و روان درماني نقش موثري دارد؛ اما در برخي از وسواس ها فرد از بزرگترها اين امر را ياد مي گيرد. اگر به عواقب اين مشكل اشاره شود مي توان بزرگترها را از ديد كوچكترها دور كرد و توجه ديگران را به جنبه هاي غير بيمار گونه فرد منصرف كرد تا اين اختلال به آنها منتقل نشود.

10. ما هم ممكن است بيمار شويم:
بيماري هاي رواني مثل بيماري هاي جسماني است. يعني همانگونه كه احتمال سرماخوردگي براي همه وجود دارد و راه هاي درماني خاصي نيز بر آن هست احتمال مبتلا شدن به بيماري رواني براي همه مطرح است و هيچ كس نمي تواند تضمين كند كه او هرگز به فلان بيماري رواني مبتلا نمي شود. پس بايد در برخوردها به گونه اي برخورد كرد كه انتظار داريم با ما (در صورت ابتلاء) برخورد شود.

11. توجه به مساله كثيرالشك:
در مسائل ديني و احكام در بحث نماز،درباره افراد كثيرالشك بحث شده است و توضيح داده شده كه اين افراد نبايد به شك خود اعتنا كنند و از تكرار اعمال ديني خود پرهيز كنند.برخي افراد مي گويند مثلاً مطمئن نشدم يا به دلم ننشست بايد دوباره بخوانم.اين افراد بايد بدانند كه اعمال پذيرفته شده و مقبول آن چيزي است كه خداوند فرموده نه آن چيزي كه فرد دوست دارد. براي اطلاع بيشتر از شرائط كثيرالشك و موارد آن به كتاب توضيح المسائل مرجع تقليد خود رجوع فرمائيد و فرد وسواسي را با آداب شرعي اش آگاه سازيد و نيز او مي تواند با سؤال از دفتر مرجع تقليد خود نسبت به انجام اعمال خود آگاه شود. پيشنهاد مي كنيم سخنراني هاي آيت الله مظاهري و استاد فرحزاد را از بخش «صداي مشاور» سايت گفتگوي ديني گوش كنيد.

12. كلاس هاي سايكواجوكيش (Psychoeducution) و خانواده درماني:
در بيمارهاي شديد وسواسي لازم است اعضاء خانواده با هم نزد روان شناس باليني و خانواده درمانگر رجوع كنند تا با دوره هاي ويژه , مطالبي ياد بگيرند كه به تسريع در درمان فرد وسواسي كمك كنند و رفتارهاي صحيح و برخوردي مناسب را آموزش ببينند.[1]


پی نوشت :
1. نرم افزار پاسخ 2، مركز مطالعات و پاسخگويي به شبهات(حوزه عليمه قم).


[/][/][/]

بیست و هشتم فروردین

كليدهاي آرامبخش


کلید روی دیوار است، اما چراغ توی سقف است. یعنی شما یک جای دیگر کلید می زنید ولی جای دیگری روشن می شود. گاهی کلید در ساختمان است و چراغ در حیاط است.گاهی کلید در حیاط است و چراغ در کوچه است. تمام کارهای مثبت و نیک که ما انجام می دهیم مثل این است که ما داریم کلید می‌زنیم و یک جای دیگری به نام قیامت و برزخ روشن می‌شود. هر کار مثبتی که انجام نمی‌دهیم مثل این است که کلید نمی‌زنیم.به خاطر همین است که ما از مرگ هراسان هستیم، ولی اولیاء خدا مشتاق هستند. آنها کلید زده‌اند. چکار کنیم که مرگ ما هم شیرین و هم شاد بشود؟ ما باید کلید بزنیم.

این نکته‌هایی که امیرالمومنین در قالب حکمت بیان می‌کند کارهای کلیدی است. اگر اینها را در زندگی‌مان به کار ببندیم نه فقط قیامت خودمان را روشن می‌کنیم بلکه دنیای مان را هم روشن می‌کنیم. وقتی شما کلید می‌زنید درست است که جای دیگر روشن می‌شود ولی روشنایی‌اش روی خود کلید هم می‌افتد. این طور نیست که اگر این کارها را بکنی فقط آخرت شما روشن بشود، بلکه دنیای شما را هم روشن می شود.[1]




پی نوشت :
1- برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقاي رنجبر، تاريخ24/5 /1388




بیست و نهم فروردین

ورزش درماني


سؤال: اگر دكتر تمرين ورزشى را به بيمارى توصيه كند، در صورتى كه سلامتى بيمار به آن بستگى داشته باشد؛ آيا ورزش واجب مى شود؟
آیت الله فاضل لنکرانی: بلى واجب مى شود.[1]


پی نوشت :
[1] .آیت الله فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج1، س2159





سی ام فروردین

وتوي مادر شوهر


سؤال: ده سال پیش علیرغم مخالفت خانواده ی شوهرم با او ازدواج کردم و الان که دو فرزند دارم هنوز مادر شوهرم من را نبخشیده حتی نوه هایش را هم نمی پذیرد. بارها از او معذرت خواهی کرده ام ولی او میگوید : نه پسر دارم و نه عروس. آیا خدا این رفتار را می پسندد؟

پاسخ: باز این هشداری به جوانان است. همان مسئله ای را که عرض کرده ام، رضایت خانواده ها به ویژه خانواده ی پسر و به ویژه مادر پسر مهم است که این مشکلات ایجاد نشود. حالا اینها ازدواج کرده اند. من یک توصیه به عروس دارم و یک توصیه به مادر شوهر. خوب شما می گویید که از مادر شوهر معذرت خواهی کرده اید، این کافی نیست. شما سراغ کسی بروید که ذی نفوذ باشد، یک نفوذ معنوی روی او دارد، او را پیدا کنید و واسطه کنید تا او بیاید و یک رابطه ای بین شما برقرار بکند تا زمانی که شما رابطه نداشته باشید، معذرت خواهی فایده ای ندارد. وقتی رابطه برقرار شد، مهربانی، محبت، عطوفت و تحمل تا مدتی ممکن است برخوردهای خوبی با شما نشود تا فضا خوب بشود. و به مادرعزیز می گویم که احتمالا این ازدواج ازهمان ازدواج های کر و کور کننده بوده است و شما خیلی هم سعی کردید جلوی آنرا بگیرید و حالا ازدواج کرده اند و اشتباه کرده اند، دو تا فرزند دارند، الان شما باید حمایت کنید و ببخشید. آنها احتیاج به حمایت شما دارند.

روایت داریم که اگر ببخشید درهای رحمت خدا به روی شما باز می شود.
باز روایت داریم: کسی که می بخشد عزیز می شود.
روایت دیگری داریم: کسی که می بخشد، خداوند سرنوشت او را تغییر می دهد. پس ببخشید. عفو کنید.[1]



پی نوشت :
1. حسين دهنوي، برنامه گلبرگ زندگي، شبكه 3




سی و یکم فروردین

ویژگی های افراد خوش بین و مثبت اندیش:


1. افراد خوش بین و مثبت اندیش،افراد شاد،‌ سرحال و سرزنده و امیدوار هستند.

2. روح زندگی و امید به زندگی در این افراد موج می زند. آنها زندگی را پر از شیرینی هایی می دانند كه هنوز بدانها دست نیافته اند؛ البته منكر تلخی ها هم نیستند ولی چون شیرینی ها و زیبایی ها را زیاد دوست دارند و به دنبال شان هستند،‌ بیشتر نصیبشان می شود.

3. آنها افرادی هدفمند هستند و دارای برنامه ریزی دقیق می باشند.

4. در گفتارهای خود همیشه از کلمات و عبارات مثبت و امید بخش استفاده كرده و به فرد مقابل امید و شادی منتقل می نمایند.

5. هرگز ناامید نشده و از تلاش و كوشش دست بر نمی دارند. این افراد معمولا مسئولیت پذیر بوده و وظایفشان را به نحو احسن انجام می دهند حتی اگر در نهایت به نتیجه مورد نظر خود نرسند.

6. افكار مثبت چون ذهن را باز و روشن می كند و به فرد سرزندگی می بخشد باعث می شود تا فرد اختیار همه امور حتی افكار خود را به دست بگیرد. .[1]


پی نوشت :
1. سايت تبیان





اول اردیبهشت

خشم، نشانه شجاعت نیست


خشم، از ضعف نفس و ضعف عاطفی انسان خشمگین حکایت دارد و به هیچ وجه نشانه توان‌مندی و نیرومندی نیست. بنابراین، کسانی که می خواهند احساس غرور و عزت و ارزشمندی داشته باشند و قدرتمند و شجاع تلقی شوند، شایسته نیست به امری که نشانه عجز و ناتوانی است روی آورند. این آگاهی سبب می شود فرد هنگام خشم، خود را از درون کنترل کند.

سعدی می‌گوید:یکی از صاحب دلان، پهلوان وزنه برداری را دید که در وزنه برداری بی نظیر بود ولی از نظر روحی به قدری ضعیف و عاجز بود که روزی شخصی یک بار به او ناسزا گفته بود و او آن چنان خشمگین شده بود که از شدت خشم، کف از دهانش خارج می شد و به خود می پیچید.
صاحب دل از شخص پرسید: چرا این پهلوان این گونه بی تاب شده است؟
او در پاسخ گفت:به خاطر اینکه یک نفر به او دشنام داده است.
صاحب دل گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی دارد و طاقت یک بار سخن ندارد.

عاجز نفس، فرومایه، چه مردی، چه زنی؟
لاف سر پنجگی و دعوی مردی بگذار
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
گرت از دست برآید دهنی شیرین کن [1]


امام هادى عليه السلام : الغَضَبُ عَلى مَن لاتَملِكُ عَجزٌ و عَلى مَن تَملِكُ لَومٌ ؛
امام هادى عليه السلام :خشم بر كسى كه اختيارش به دست تو نيست ، نشانه ناتوانى و بر آن كه اختيارش به دست تو است ، مايه سرزنش است. [2]


پی نوشت :
1. زینب جعفری، ماهنامه گنجینه، شماره54، مهرماه 1389، ص9.
2. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج12، ص11.



دوم اردیبهشت

چای تلخ


در حکمت 158 نهج البلاغه آمده: برادرت را با احسانی که در حقش می‌کنی سرزنش کن و شر او را با بخشش به او برگردان. بعضی ها مثل «چای تلخ» هستند،هر کاری که با چای تلخ می‌کنی باید با آنها هم بکنی. ما چای را با قند یا شکر می خوریم.
امیر المومنین می فرماید که اگر کسی تلخ بود شما با شیرینی با او برخورد و صحبت کن. حالا بعضی ها بدتر از چای هستند، قهوه هستند. هرچقدر هم که در قهوه شکر بریزید شیرین نمی‌شود؛اما قابل تحمل می‌شود و تلخی آن قابل کنترل می‌شود،حتی اگر مثل قهوه باشد. با او تلخ صحبت نکن و تلخ رفتار نکن. نگویید که او باید چوب بخورد. مگر نمی‌خواهی که او دردش بیاید. این کاری را می‌گویم اگر انجام بدهید او بیشتر دردش می‌آید. یعنی وقتی کسی به شما لطمه‌ای زد، اگر شما به او خدمت کنی شرمسار می‌شود. او حاضر است که به او توهین بکنی ولی این کار را نکنی. پس معلوم می شود که سختی این خیلی بیشتر است.
لذا امیرالمومنین راه سرزنش کردن را به ما یاد می‌دهد و می گوید که اگر برادرت به تو آسیب رسانده سرزنش کن. حتی می گوید که بالاخره برادرت است. اگر او به تو بدی کرده، تو به او خوبی کن. اگر به شما گفتند که فلانی هرجا می‌نشیند بدی تو را می گوید، شما بگویید که نه او انسان درستی است. شر او را با یک نعمت برگردان. یعنی به تو سرایت نمی‌کند.
اگر لباس شما چاک بخورد چاک آن را که بیشتر نمی کنی بلکه آن را می دوزی. اگر می‌خواهی شر او به تو نرسد دهان او را ببند. سخن تلخ نخواهی دهانش شیرین کن. سعدی می‌گوید که اگر کسی دهانش را باز کرده و دارد به شما فحش می دهد، اگر یک شیرینی در دهانش بگذاری دیگر نمی‌تواند حرفی بزند.

جواب خوبی را خوبی دادن سگ کاری است. جواب بدی را بدی دادن خرکاری است. اگر شما به الاغ یک لگد بزنی او هم به شما یک لگد می زند؛ ولی جواب بد را نیکو دادن کار خواجه عبدالله انصاری است.

یعنی این کار انسان است و اگر کسی بخواهد آقا باشد باید یک کاری از خودش نشان بدهد. در حکمت قبلی داشتیم که اگر کسی به شما خوبی کرد شما پاسخ خوب تری به او بده. حالا می گوید که اگر کسی بدی کرد شما به او خوبی کن.[1]



پی نوشت :
1- برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقاي رنجبر، تاريخ24/4 /1390




سوم اردیبهشت


معرفی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در قم که جزء مؤسسات آموزش عالی است این افتخار را دارد که طلایه دار تربیت مشتاقان علوم انسانی از منظر اسلام باشد، و با پیشینه سه دهه فعالیت اکنون به عنوان یکی از مراکز حوزوي و دانشگاهی از سوي مرکز مدیریت حوزه علمیه قم وآموزش عالی کشور به رسمیت شناخته شده است.

این موسسه با سیزده رشته علوم اسلامی از بین خواهران و برادران طلبه در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا دانشجو می پذیرد.

دوره آموزش حضوري:
این دوره براي طلابی است که کلیه واحدهاي درسی مقطع کارشناسی را حضوري و با شرکت در کلاس می گذرانند. پذیرفته شدگان در این دوره، پس از اتمام دروس پایه و مشترك بعد از ترم پنجم در یکی از رشته هاي علوم انسانی که در این دفترچه آمده ادامه تحصیل خواهند داد.

دوره آموزش نیمه حضوري (آموزش از راه دور):

نوعی نظام آموزشی است که براي سازماندهی فرایند یادگیری و یاددهی به وسیله یک سازمان و نه یک معلم،در زمانی که منبع اطلاعات و یادگیرنده با زمان و مکان فاصله دارند طراحی گردیده است، هدف از این نوع آموزش انتخاب و کاربرد راهکارهاي مناسب براي استفاده از فنّآوري نوین در آموزش، تسهیل ارتباط دو سویه میان معلم و شاگرد (یاد گیرنده و یاددهنده)، فراهم کردن زمینه هاي یادگیري مستقل و ارزشیابی نتایج آن به وسیله خود یادگیرنده است. این نوع آموزش براي کسانی که به هر دلیل قادر به حضور مستمر درکلاس درس نیستند ارائه می گردد. [1]


پی نوشت :
1. سایت موسسه امام خمینی(ره)، جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس www.paziresh.iki.ac.ir مراجعه نمایید.



چهارم اردیبهشت

دوای هـم شفـای هـم

بیا تـا مونس هم یـار هم غمخوار هــم باشیم*** انیس جـــان غـم فــرسوده بیــمار هـــم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم*** شود چون روز دست و پای هم در کار هــم باشیم
دوای هـم شفـای هم برای هـم فدای هــم*** دل هــم جــان هم جانان هم دلـدار هـــم باشیم
به هم یک تن شویم و یکدل و یک رنگ و یک پیشه** سـری در کار هـم آریم و دوش بــار هـــم باشیم
جـدائی را نبـاشد زهــره تــا در میـان آیـد**** به هم آریم سـر بـر گرد هــم بـر گار هـــم باشیم
حـیات یکـدگر باشیم و بهر یکـدگر میریم*** گهی خندان ز هــم گه خسته و افکار هـــم باشیم
به وقت هـوشیاری عقل کـل گردیم بهر هم*** چـووقـت مستی آیـد سـاغر سـرشار هـــم باشیـم
شویم از نغمه سازی عندلیب غـم سرای هم*** به رنگ و بـوی یکـدگر شـده گلـزار هـــم باشیم
بـه جمعیت پنــاه آریــم از بــاد پــریشانی*** اگــر غفـلت کند آهنـگ مـا هشـیار هــم بـاشیم
برای دیـده‌بــانی خواب را بر خویشتن بندیم*** ز بهـر پــاسبـانی دیــــده بیـــدار هــــم باشیم
جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم*** قَبــا و جُبّه و پیـراهـــن و دستـــار هـــم باشیم
غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم*** بلای یکـدگر را چــاره و ناچـــار هــــم باشیـم
بلا گردان هم گر دیده گرد یکـدگر گردیم*** شده قـربان هـم از جـان و منت دار هــــم باشیـم
یکی گردیم در گـفتار و در کردار و در رفـتار*** زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هـــم باشیـم
نمی‌بینم به جز تو همدمی‌ای «فیض» در عالم ***بیــا دمسـاز هـــم گنجــینه اسـرار هـــم باشیم




پنجم اردیبهشت

ورزش و مغز


وقتی ورزش می کنید مغزتان چنین است:
همه می دانیم فعال بودن و مرتب ورزش کردن مزایای زیادی برای سلامت قلب و قوی شدن عضلات دارد. پس جای تعجب نیست که متخصصان تغذیه و ورزش به افراد توصیه می کنند در طول هفته حتما برنامه ای برای انجام ورزش های هوازی و قدرتی داشته باشند؛ اما جالب است بدانید مزایای ورزش تنها محدود به بدن نمی شود و چیزی فراتر از آن است. در ادامه لیستی بلند از تاثیر مثبت ورزش روی روان را برای شما می گوییم.

ورزش مغز را از استرس دور و از افسردگی جلوگیری می کند
موسسه کارولینسکا در سوئد تحقیقات جدیدی در مورد بررسی رابطه ورزش و کاهش استرس انجام داده است. وقتی محققان روی موش ها آزمایش انجام می دادند، متوجه شدند موش هایی که با سطح بالایی از پروتئین در ماهیچه ها آموزش داده شده اند سطح بالایی از آنزیم kat نیز دارند. این آنزیم به کاهش استرس کمک می کند. این یعنی کسانی که خوب ورزش می کنند و عضله می سازند راحت تر می توانند استرس را از خود دور کنند و از افسردگی در امان باشند.
عضلاتی که ورزش داده می شوند ماده ای تولید می کنند که اثرات مفیدی روی مغز دارد. در واقع عضلات آنزیمی تولید می کنند که بدن را از مواد مضر تصفیه می کند. بنابراین در این زمینه عملکرد عضله مانند کبد و کلیه است.

می تواند کاری کند خلاقیت تان فوران کند
ورزش نه تنها باعث می شود استرس تان کم شود و شادتر باشید، بلکه کمک می کند ایده های بیشتری نیز به ذهنتان بیاید. استفان هاو دکتر، و متخصص فیزیولوژی و تغذیه می گوید: هر زمان که می دوم بهترین ایده ها به ذهنم می آید. البته لازم نیست حتما کیلومتر ها بدوید تا از این مزایا برخوردار شوید.
محققان دانشگاه استنفورد به این نتیجه رسیده اند که انجام یک کار ساده مانند پیاده روی نیز می تواند قدرت خلاقیت را تا 60 درصد افزایش دهد.

ورزش تیز هوش تان می کند
پژوهش ها نشان می دهد کسانی که بیشتر ورزش می کنند حجم سلول های خاکستری مغزشان افزایش می یابد. سلول های خاکستری مغز برای حافظه بسیار مهم هستند. دیگر تحقیقات نیز نشان داده اند حجم سلول های خاکستری افراد فعال در قسمت های فرونتال( لوب پیشانی)، تمپورال (گیجگاهی) و پاریتال (آهیانه) مغز بیش از دیگران است.
آرتور کرامر، روانشناس در دانشگاه ایلینوی می گوید: قسمت فرونتال مغز روی چیزی که مردم به آن سطح بالاتر شناخت می گویند بسیار تاثیر دارد. لوب فرونتال جایی است که ما با آن تصمیم گیری می کنیم، مشکلات را حل می کنیم، رفتارها را کنترل می کنیم و احساسات را تنظیم می کنیم. قسمت تمپورال مسئول حافظه، احساسات، شنیدن، آموختن و زبان است. قسمت پاریتال نیز مسئول پردازش اطلاعات حسی و جایی است که کلمات به هم می پیوندند تا جملات را بسازند و افکار ما را بیان کنند.

ورزش به صورت جدی روی اعتماد به نفس تاثیر می گذارد
ورزش کردن در کنار این که بدنتان را تغییر می دهد روی نگرش تان به خود نیز تاثیر می گذارد. 70 درصد از کسانی که هر روز ورزش می کنند درباره اندام خود احساس خوبی دارند.این در حالی است که تنها 50 درصد از کسانی که در هفته یک روز ورزش می کنند چنین گزارشی داده اند. این یعنی با اضافه کردن تعداد روزهایی که ورزش می کنید می توانید تا میزان زیادی اعتماد به نفس پیدا کنید. برای داشتن اعتماد به نفس مهم این است که ابتدا دیدتان نسبت به خودتان مثبت باشد، ورزش می تواند سریع این کار را برایتان انجام دهد.[1]


پی نوشت :
منبع: کرمانی دات كام؛ تاريخ مراجعه: 139/9/12





ششم اردیبهشت

ويژگي هاي مشاور در اسلام


الف) افراد مناسب براي مشورت
• يك ـ خردمند
• دو ـ پرهيزكار و درست كردار
• سه ـ افراد خيرخواه
• چهار ـ دانا و كاردان
• پنج ـ راز نگهدار
• شش ـ دور انديش
• هفت ـ با تجربه
• هشت: صادق
• نه: داشتن مهارت همدلي( نه همدردي)

ب) افراد نامناسب براي مشورت

يك ـ بخيل
دو ـ ترسو
سه ـ حريص
چهار ـ احمق
پنج ـ دروغ گو[1]


پی نوشت :
1.معارف، مسعود آذربايجاني، مرداد و شهریور 1387 ، شماره 58





هفتم اردیبهشت

نقد و قند(ظرافت های روان شناختی اعتراض، انتقاد و پیشنهاد)


اصل «انتقاد» در لغت یعنی مشخص کردن خالص و خوب از ناخالص و بد، ولی در فرهنگ رائج به دلیل ندانستن شیوه های انتقاد و مخلوط شدن آن با «انتقام» مردم حس خوشایندی نسبت به آن ندارند. انتقاد به معنی دقیق نوعی، «جراحي رواني برای خارج کردن غده و تومور عیب» است و هر جراحي با درد همراه است. پس ابتدا بايد فرد به اتاق بي هوشي برده شود و سپس عمل جراحي انجام شود و غدة عیب را بر داريم و سپس بخيه كنيم و براي جلوگيري از درد پس از عمل از مُسكّن استفاده كنيم.
بنابراین
انتقاد باید كاملاً روش روان شناختي باشد و غير مستقيم.
1- بهترین نوع انتقاد روش ساندويچي است. در ساندويچ فلفل وجود دارد، اما لابه لاي مواد غذاي ديگر. اعتراض بايد پيچيده در بيان نقاط مثبت فرد باشد تا احساس حمله، طرد شدن و... نكند و در پي دفاع و مقابله به مثل نباشد.
2- از بيان انتقاد و اعتراض هاي متعدد در يك جلسه جداً خود داري كنيد.
3- از شيوة غير مستقيم مثل داستان، نمایان کردن الگوها و... كمك بگيرید.
4- بحث و بگو مگو ممنوع.
5-
در حضور ديگران نباشد که امام علی(علیه السلام) فرمود: نُصحُک بینَ الملاءِ تقریعٌ؛ نصیحتت وسط جمع سبب کوبیدن شخصیت دیگری است.
6-
گاهي، بیان انتقاد در قالب نامه، نوار كاست بهتر جواب مي دهد.
7-
برای شروع، «انتقاد از خودتان» بد نیست. به یک نمونه از اشتباه خودتان اشاره کنید تا پذیراتر شود و در صدد دفاع نباشد.
8-
صفات و عادت بد به «تدریج» ایجاد می شود، برای اصلاح آنها به طرف مقابل زمان بدهيم. انتظار بی عیب بودن نداشته باشید او هم مثل من و شما انسان است. به قول پروین اعتصامی، و گل بی علت و بی عیب خارست. یک ضرب المثل انگلیسی به همین مضمون می گوید: " All flowers are not in one garland " ؛«هیچ گلستانی تمام انواع گل‌ها را ندارد»؛
9-
سعی نکنید از او به خاطر اشتباهاتش اعتراف بگیرید.
10-
از «دعا» كمك بگيريد. قلب ها به دست خداوند مقلب القلوب است. حضرت موسي وقتی خواست با فرعون سخن بگويد: نرمش در گفتار، دعا براي شرح صدر خود و تفهيم كلام به او و كمك از فردي كه شيوه نيكو و رسا داشت، کمک گرفت.
11-
از «افراد با نفوذ و محبوب» او، به شكل غير مستقيم كمك بگيريد.
12-
«آيه الكرسي» را قبل از سخن گفتن و انتقاد بخوانيد.
13-
«زمان سنجي» را از دست ندهيد، زماني كه او از نظر رواني آماده پذيرش باشد.
14-
«مكان سنج» باشيد (هر سخن جا و هر نكته مكاني دارد)
15-
«زبان سنج» باشيد.به بار هيجاني كلمات و واژه ها توجه كنيد
16-
«شخصيت سنج» باشيد.ببینید او انعطاف پذير است يا يك دنده، خودشيفته است يا خودکم بین، منفي نگر است يا خوش بين، اجتماعي است يا منزوي، دمدمي مزاج است يا با ثبات.
17-
به «تفاوت هاي جنسيتي زن و مرد» توجه كنيد، مثلا مرد اقتدار دارد و زن وابسته، زن عاطفي و مرد منطقي،
18-
خاتمه ای «شیرین» ایجاد کنید. بابيان صفات مثبت او، نه تملق و دو رويي، بحث را خاتمه دهيد. خاتمه شيرين مهم است .خاتمه بد مانندآخرين تخمه است که مي خوريم. اگر بد باشد مزه دهن و همة مغزتخمه هایي که خورده ایم را خنثي مي كند.
انتقاد، سخته نه؟ بالاخره با انسان، موجود ناشناخته، سر و کار داریم، نه یک ماشین و یا حیوان. با ظرافت و نرمی بايد با انسان ها برخورد و رفتار كرد به همين دليل است كه یک ضرب المثل مي گويند:
«ارتباطات يك هنر است»؛ (communication is an art) بله اين يك مهارت است و نياز به مطالعه، تمرين مستمر و ذوق دارد.


پی نوشت :
. ماهنامه خانه خوبان و ماهنامه فرهنگی اجتماعی و آموزشی قدر، محمدحسین قدیری، ش63،92.


هشتم اردیبهشت

ویژگی های افراد بدبین:


نگرش منفی، دقیقا برعكس نگرش مثبت است و به حالتی گفته می شود كه در آن افراد نسبت به تمام امور اطراف خود، ديگران‌و آينده و حتي خودش دیدی منفی دارد. گویی عینكی آفتابی به چشم زده است و دنیا را تماما در سیاهی و زشتی و بدی می بیند. در اصطلاح به این افراد می گویند كه همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند. به بیان دیگر آنها همیشه به دنبال نقاط ضعف و كاستی های امور هستند و تنها و تنها بدی ها را می بینند و درك می كنند. برای این افراد خوبی ها و نقاط قوت هیچ معنایی ندارد.

ویژگی های افراد بدبین:
1.
مدام در حال شكایت از زمین و زمان هستند و همه افراد به غیر از خودشان را در شكست ها و ناكامی هایشان مقصر می دانند.

2.
در سخنان و صحبت هایشان مدام از کلمات و عباراتی كه بار منفی دارند،‌ استفاده می نمایند.

3.
آنها غالبا دچار افسردگی،‌ كمبود اعتماد به نفس، خوابهای پریشان، بی اعتمادی و... می گردند.

4.
افراد بدبین نسبت به تمام اطرافیان خود حتی نزدیكان شان دچار بی اعتمادی و گاه حتی بی مسئولیتی نسبت به وظایفشان می شوند.

5.
زندگی را تلخ و بیهوده و بی هدف می پندارند و چون همه چیز را تلخ و زشت می پندارند زیبایی ها به چشمشان نیامده و گاه حتی زیبایی ها هم برایشان تلخ و زشت می نماید.

6.
افکار منفی افکاری بازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت به جای اینكه تفكرات در اختیار افراد باشد افراد در اختیار تفكرات منفی خود هستند.


با مقایسه ساده دو گروه بدبین و مثبت بین درمي یابيم،‌ یقینا یك فرد بدبین هرگز نمی تواند با یك فرد مثبت اندیش و مثبت بین زندگی خوب و موفقیت آمیزی داشته باشد.[1]


پی نوشت :
1. سايت تبیان




نهم اردیبهشت

همچون آب…


آب تماشایی است چه وقتی که فواره می شود و بالامی رود، چه وقتی که آبشار می شود و فرو می ریزد،چه وقتی هم که در جوی یا نهری جاری می شود. صدای آب خیلی آرام بخش است و به انسان آرامش می دهد به شرطی که آب صاف و زلال باشد. آبی که گل آلود هست اصلا تماشایی نیست. وقتی که سیل آب می آید و گل آلود است هیچ تماشایی ندارد، صدای خوشی هم ندارد. صدای آب گل آلود نه تنها به شما آرامش نمی دهد بلکه خیلی هم کسل کننده و خسته کننده است.

انسانها هم دقیقا مثل آب هستند و چنین تقسیم بندی دارند. بعضی از آنها زلال و صاف هستند و یک صفایی دارند. انسان وقتی کنار این افراد می‌نشیند آرامش پیدا می‌کند. رفتار، کلام و نگاه آنها به عالم و هستی خیلی تماشایی است. بعضی ها هستند که مثل آب آلوده هستند و اصلا تماشایی نیستند. شما دوست دارید که اصلا این انسان را نبینید و اگر او را دیدید کنار او ننشینید و وقتی او کنار شما می نشیند اذیت می شوی و دوست داری که زود از او فاصله بگیری. خوب است که اگر انسان می خواهد کنار کسی بنشیند آن فرد کسی باشد که مثل آب زلال و گوارا باشد مثل امیرالمومنین.
چه کسی از امیرالمومنین بهتر که کنار او بنشینیم. ما که می خواهیم حرفی و سخنی بشنویم، چه سخن و حرفی زلال تر از کلام امیرالمومنین است.[1]



پی نوشت :
برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقاي رنجبر، تاريخ1390/3/27



دهم اردیبهشت

اسراف


پيامبر عزيز اسلام (ص) از راهى عبور می ‏كرد، يكى از يارانش به نام سعد مشغول وضو گرفتن بود و آب زياد بر اعضايش مى‌ريخت، حضرت فرمود: چرا اسراف مى‌كنى اى سعد!
عرض كرد: آيا در آب وضو نيز اسراف است؟

حضرت فرمود: بله، هر چند در كنار نهر آب باشى.[1]

تذكر: وسواسي ها بايد خيلي دقت كنند تا گرفتار اسراف نشوند.


پی نوشت :
.حسين انصاريان، تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج‏10، ص 131، به نقل بي خيال درماني سايت گفتگوي ديني





یازدهم اردیبهشت

روز شويم و روز بمانيم


روز یک مرتبه شب نمی‌شود بلکه آرام آرام شب می‌شود. شب هم یکباره روز نمی شود، بلکه آرام آرام روز می‌شود. ما انسانها مثل روز و شب هستیم. بعضی از ما انسانها روزهستیم و نور الهی برما تابیده و نورانیتی داریم، ولی بعضی از ما انسانها شب هستیم، شب صفت و شب گونه هستیم. گرفتار ظلمانیت هستیم .عاصی و گناهان زندگی ما را تاریک کرده است. آنهایی که روز هستند نباید مغرور باشند چون ممکن است که آرام آرام شب بشوند. آنهایی که شب هستند نباید مأیوس باشند چون ممکن است آرام آرام به سمت روز حرکت کنند. خیلی‌ها روز بودند و شب شدند.

حافظ می گفت:
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت برسر پیمانه شد.

کسی که زاهد بود و اهل خلوت و دل بود در ابتدا طبق آیات الهی حرکت می کرد ولی آخر این پیمان را زیر پا گذاشت. بخاطر همین اولیاءالهی توصیه به مراقبه می‌کنند. به کسانی که شب هستند می‌گویند که ناامید نباشید.

روایت داریم: کسی که هفتاد پیامبر را به ناحق کشته باشد نباید ناامید باشد . بکوشیم اگر روز هستیم روز بمانیم ، اگر شب هم هستیم مثل شب که به روز تبدیل می شود و به‌خاطر همین مقدس است و خدا به آن قسم می خورد. و اللیل اذا یسر قسم به شب که حرکت می‌کند و خودش را به خورشید می‌رساند، خودمان را به خورشید برسانیم. چه‌طور شب با خورشید روز می‌شود ما هم با امیرالمومنین به نور و نورانیت دست پیدا می‌کنیم . با کلام او و تعابیر حکمت آمیز او بهره می‌بریم .[1]



پی نوشت :
1- برنامه سمت خدا، شبكه سوم، حاج آقاي رنجبر، تاريخ3/4 /1390



دوازدهم اردیبهشت

درس‌هاي پدر بزرگ


روزهای کودکی ام را به خاطر داری؟ دستم را می گرفتی و با قدم زدن زیر همین درخت های گیلاس، دلتنگی ام را پرپر می کردی تا در غیاب پدر و مادرم، لختی خوش باشم! با یک دست، دستم را می گرفتی و با دستی دیگر، گیلاس‌ها را نشانم می‌دادی و زیبایی دنیا را برایم تصویر می‌کردی و آن را نشانه‌ی عظمت خدا می‌خواندی! درس‌های امروزت هم کم از آن روزها ندارد!

پدربزرگ عزیزم! امروز با یک دست، عصا را گرفته‌ای و با دست دیگرت، اگرچه از دست‌های من کمک می‌گیری، اما به خدا قسم! داری شاخه‌های عقایدم را می‌تکانی تا برگ‌های خشکیده و بیهوده‌اش فرو ریزد: دخترم! به این عصا نگاه کن! انگار دو پایم برای وابستگی به این دنیا کم بوده که آمده سومی اش باشد!

فرتوتی جسم، حکمت خداست اما مگذار روحت پیر شود که آن خشم خداست! مبادا روحت عصا طلب کند! اصلا پاهایش را هم از او بگیر. روح را چه به راه رفتن! چه به وابستگی! روح باید پرواز کند، تا خدا! روحت بال می خواهد! تا جوانی، پروازش بده...[1]


پی نوشت :
1. ماهنامه خانه خوبان، فاطمه قادری، شماره 78،
1393
.



سیزدهم اردیبهشت

سازگاری دو طرفه


در قدیم بیشتر می‌گفتند دختر باید سازگار باشد. برای پسر کأنّه وظیفه سازگاری را قائل نبودند. نه! اسلام این را نمی‌گوید.
اسلام می‌گوید که دختر و پسر هر دو باید سازگار باشند، هر دو باید بسازند.باید بنا را بر این بگذارند که زندگی خانوادگی را سالم و کامل و آرام و همراه با محبّت و عشقِ متقابل اداره کنند و این را ادامه بدهند و حفظ کنند. اگر چنانچه ان شاء الله این فراهم شد، که فراهم کردنش هم با تربیت های اسلامی مشکل نیست، این خانواده همان خانواده‌ی سالمی خواهدبود که اسلام معتقد به اوست. [1]


پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)، ص155.



چهاردهم اردیبهشت

راههای شناخت خواستگار


فرد مورد نظر برای ازدواج را از راههای زیر می توانیم بشناسیم؛
۱- گفتگوی مستقیم؛
۲- تحقیق( دوستان، همكاران، همسایگان، معرّفان و..)؛
۳- مراجعه حضوری به یك مشاور و مشاوره پیش از ازدواج(آزمونهای شخصیت و...)
4 – رفت و آمد خانوادگي و توجه به رفتارهاي كلامي و غيركلامي آنها با هم

در گفتگوی رو در رو لازم است كه از موضوعاتی مانند موارد ذيل سؤال شود:
اولویتها و اهداف زندگی؛
حساسیتها؛
توقعات؛
علاقمندیها؛
ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی؛ و...

لازم است در مواردی به منظور این كه سانسور و خلاف واقع اتفاق نیفتد، سؤالات به صورت غیر مستقیم پرسیده شود.

مثلا برای اینكه بیشتر با شخصیت طرف مقابل آشنا شویم می‌توانیم اینگونه بپرسیم:
تلخ ترین خاطره شما در زندگی چیست؟ و چرا؟
شیرین ترین خاطره‌تان كدام است؟
توقع شما از همسر آینده چیست؟ چه موضوعاتی عصبانیتان می‌كند و برایتان غیرقابل تحمل است؟
آخرین باری كه قهر كردید كی بوده؟ می‌شود موضوعش را بگوئید؟
آخرین باری كه دعوا كردید كی بوده؟ می‌شود دلیلش رو بگوئید؟
در زندگی از چه چیزی متنفر هستید؟
از زندگی و خودتات راضی هستید؟

با توجه به پاسخ این سوالات تا حدودی شخصیت فرد مقابل معرفی می‌شود.
مثلا اگر بگوید از زندگی راضی نیستم، یا بگوید دیروز دعوا كردم و دفعه قبلش هم یك هفته پیش بود دفعه قبل از قبل هم ده روز پیش بود! باید دور چنین گزینه ای خط كشید چون اصولا با خودش هم درگیری دارد!

در امر تحقیق نیز لازم است از افراد و کانالهای متعدد، بهره گرفته شود و به فردی خاص اکتفا نشود! [1]



پی نوشت :
1- سایت شهر سوال، مشاوره و خانواده، تاريخ مراجعه93/2/8



پانزدهم اردیبهشت

مهره مار


دختری هستم ۱۷ ساله تاکنون با هیچ پسری دوست نبودم، چون می‌دانم سرانجامی ندارد ولی متاسفانه یکی از اقوام؛ از همکلاسی‌های کلاس زبانش گرفته تا دوست پسرهای قبلی دوستاش. این آخری هم ...گفته مهره مار دارد ولی ویژگی برجسته ای نسبت به سایر دخترها ندارد. خلاصه اصلا سابقه خوبی ندارد. تا حالا چندبارهم نصیحتش کردم ولی اثرش لحظه ای بوده ... . ممنون میشم راهنماییم کنید.

پاسخ: جذب پسران متعدد توسط دوست شما به علت مهره مار داشتن وی نیست! بلکه به این علت است که ایشان ارزشی را که باید برای خود قائل باشند نیستند و خود را فرد ارزان قیمتی می دانند. روشن است که چیزی که ارزان باشد مشتری آن هم زیاد خواهد بود!! ضمن اینکه تمایل این افراد به دوست شما، بخاطر علاقه و لایق دانستن ایشان برای ازدواج نیست بلکه به علت خوش بودن در کنار هم است. طبعا چنین دختری با این تعدد روابط، در آینده گرفتار آسیب اخلاقی، روانی و خانوادگی خواهد شد.

آسیب اخلاقی به این خاطر که چنین روابطی پیش رونده هستند و روز به روز قبح ارتباط شکسته می شود.

آسیب روانی به دلیل اینکه ایشان خام وعده هایی خواهد شد که تضمینی برای تحقق آنها نیست و ایشان سرمایه عاطفی خود را از دست رفته می دانند.

آسیب خانوادگی از این روست که چنین فردی ممکن است بعد از ازدواج نیز به رفتارهای غلط خود ادامه دهد و...

اضافه کنید این موارد را؛
_ چه بسا ایشان با فرد مورد علاقه خود ازدواج نکنند و عدم رضایت از زندگی سبب لغزش های بیشتر وی شود.
_ کاهش فرصت ازدواج موفق، حتی پسرهایی که تجربه رابطه با جنس مخالف را دارند، برای ازدواج دنبال دختری هستند که نجابت لازم را داشته باشد و نه دختری که روابط متعدد داشته است.
از این رو شایسته است ارتباط خود را با وی قطع یا کاهش دهید تا تدریجا تحت تاثیر ایشان قرار نگیرید.[1]



پی نوشت :
1- سایت شهر سوال، مشاوره و خانواده، تاريخ مراجعه: 1393/7/28



موضوع قفل شده است