جمع بندی تحصیل در خارج از کشور، آری یا خیر؟

تب‌های اولیه

51 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

میبینی آمریکا داره چه کار میکنه؟ خود امریکایی ها با امریکا دشمنن ما نباشیم؟ دو سوم جهان با ایالات متحده دشمنه ما نباشیم؟ وجود امریکا توهین به اسلامه. البته اینوهم رد نمیکنم که بهترین چیزا در امریکاست... من بهترین گوشی رو آیفون میدونم و بهترین یونی رو هاروارد و بهترین خبرگزاری رو رویترز.

اما دشمنی ما با امریکا چیزه دیگه اس. امریکا نوکر میخواد و شیعه حسین بن علی ع هرگز نوکر کافر نمیشه.

فرقی نمیکنه چه کاری باشه... آدم هرکاری میکنه بیاد قیاس کنه... آیا ائمه سلام الله علیها از دست این کار ما راضین، بعد بیاد اون کارو انجام بده.

علی_;352353 نوشت:
حالا اگه ما بریم چیزای خوبشون رو یاد بگیریم و برگردیم تو وطن خودمون پیاده کنیم کلی کار کردیم،من از کجا می تونم 100 درصد مطمئن باشم که وقتی برگشتم آموخته هام رو می تونم پیاده سازی کنم؟ یعنی از کجا معلوم که این اجازه به من داده بشه؟ شاید بدرد جامعه پیشرفته اونجا بخوره اما اینجا رو مطمئن نیستم،

اگه مطمئن بودین می تونین حتما پیاده سازی کنین خیلی خوب بود. اما اینم خودش یه جهاده. تلاش برای برداشتن و حذف مانع های پیاده سازی یه دانش نوین در کشور.

البته مسلح کردن کشور به جدیدترین دانش روز هم خیلی مهمه، اما اگه فکر می کنید دانشی که اونجا یاد خواهید گرفت به درد الان کشور نمی خوره، پیشنهاد می کنم یه بررسی کامل انجام بدین ببینین توی رشته الان شما، در چه زیرحوزه هایی می شه به کشور خدمت کرد، و به کدوم ها شما علاقه دارین، اون وقت براساس اون ها، رزومه استادهای داشنگاه های امریکا رو چک کنین و برای اون ها اپلای کنین.

علی_;352353 نوشت:

سوالم اینه آیا باید صرفا دنبال علمی بریم که بدرد جامعه مان بخوره یا نه؟ مثلا جایی خوندم که شهید چمران رو فیزیک پلاسما کار می کرد،(ای کاش بود راهنماییم میکرد) خب فکر می کنم در اون زمان این چیزی نبود که زیاد تو کشور به کار بیاد

ببینید من یه نکته ای رو می گم شما خودتون بررسی کنین ببینین درسته یا نه.
الان متاسفانه یه جوی بین دانشجویان دکترای دانشگاه های داخل هست (البته نه بین همه) که فکر می کنن اونایی که الان دارن توی کشورای اروپایی و امریکای شمالی درس می خونن خیلی از اونا بالاترن یا بیشتر بلدن.

جو عمومی جامعه هم اینطوریه که حساب خاصی روی اون هایی که زندگی در کشورهای غربی رو تجربه کردن باز می کنن (من به شدت با این جو مخالفم و از این اعتماد به نفس پایین بسیاری از مردم، رنج می برم)، اما به هر حال این جو وجود داره.

حالا شما که مذهبی هستید، خب بیاین از این جو منفی استفاده مثبت ببرین! متاسفانه اکثر اونهایی که می رن خارج، افراد مذهبی نیستن و بعد مردم به واسطه اینکه قبولشون دارن (متاسفانه افراد زیادی ازاقشار مختلف از تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده، اینطوری ان ) خیلی از حرفها و کارهاشون رو می پذیرن!

خب، چرا شما از این فرصت استفاده نکنین؟ شما که مذهبی هستین. شما که می تونین به این واسطه (رفتن و ادامه تحصیل)، میزان تاثیرپذیری افراد رو بالا ببرین، اما در جهت مثبت! در جهت مذهب و خدمت به کشور و تقویت خودباوری در بین مردم.

می خواین کاری بکنین که به کار این کشور و مردم بیاد؟ خودباوری شون رو بالا ببرین. خیلی خدمت بزرگیه. از جایی که نقطه ضعفشونه وارد بشین و تقویت کنین اون نقطه ضعف رو.
البته قبل از همه اینها یه شرطی هست اونم این که شما انشاالله قبل از تلاش برای اصلاح دیگران، خودسازی کرده باشین.

برید و جهان رو ببینید، برای تکامل افکار و اعتقادات شما هم مفیده. همه دنیا همین فرهنگ و نظام باورهای ما ایرانی ها نیست و از سایرین هم فقط توصیف شنیدیم و فیلم دیدیم، فرصت خوبیه اونها رو از نزدیک ببینید و لمس کنید.

من فکر می کنم چند وقته که یه موجی مردم رو گرفته. خیلی ها رو می شناسم که رفتن خیلی ها هم دارن می رن. بعضی ها برای کار بقیه هم برای تحصیل. اگر مقطع لیسانس بودید حتما پیشنهادم این بود که ایران درس بخونید. اما دکتری با لیسانس فرق داره. من شرایط خانوادگیم طوری بوده که از بچگی مسافرت زیاد می رفتیم البته نه برای تفریح برای زندگی. یعنی شرایط کاری پدرم این طور بود. یه سختی ها و مشکلاتی هست که برای هر ایرانی در هر کشور ی وجود داره. که نتیجه ی تضاد فرهنگیه . و تضاد فرهنگی در تمام نظام های اجتماعی خودشو بروز می ده. از نظام خانوادگی و آموزشی گرفته تا نظام های سیاسی و اقتصادی و ... البته مسلما کسی که با تجربه تر و پخته تر باشه راحت تر با این مسائل کنار می آد اما در هر حال باعث یک سایش روانی میشه.
من برای دوره ی لیسانس رفته بودم به یک کشور اروپایی اما بعد از 8 ماه دوباره برگشتم ایران. خوب خیلی تجربه به دست آوردم اما واقعا دوره ی سختی بود. و مجبور شدم در ایران همه چیزو از اول شروع کنم.
اگر به هر دلیلی هر جای دنیا می خواید برید ، پایه های زندگیتونو در کشور خودتون سست نکنید که دیگه نتونید برگردید در ضمن هدفتونو از رفتن مشخص کنید مثلا اینکه بدونید چرا برای تحصیل به آمریکا می رید. به حرف کس هم زیاد توجه نکنید یکی میگه بده یکی میگه خوبه. حقیقت چیزیه که شما بری و با چشم خودت ببینی.
شما اونجا فقط درس نمی خونید قراره دو سه سال اونجا زندگی کنید اگر بتونید یکی دو ماه برید اونجا و همه ی شرایط رو از نزدیک ببینید


شما اصلا متوجه شرايط سخت تحصيل در مقاطع بالا با وجود تحريم ها نيستين!
جو گرفتگي؟! مگه كسي مرض داره خانواده و زندگيشو ول كنه بره جايي تنهايي زندگي كنه
ببينيد اون طرف چقدر به طرف بها مي دهند كه براي يه مدت كوتاه ميره ولي كاري مي كنن كه تا آخر عمر با رضايت اون جا بمونه
اين جا براي يه تست nmrيك ماه تو نوبتي! لون جا يه دانشگاهش 9 تا دستگاه داره! اين جا براي گرفتن نمره اي كه حقته به چه كنم چه كنم ميفتي! اون جا استاد راهنما كنارت تو آزمايشگاه كار مي كنه! اين جا استاد اغلب اين ور و اون ور دنياست! براي چند لحظه كه ايشون به صندلي تكيه بدهند و نتايج رو بررسي كنند منت مي گذارند!
فكرش رو بكنيد مني كه به دليل بيماري امتحانم رو بد داده بودم و بعد كه رفتم توي اتاق استاد فهميدم با نمره ي متوسطي پاس مي شدم با ترس بايد وارد اتاقشون بشم و بعد بهم بگن واسه معدل بي ارزشت وقت من رو هدر نده! درسته من دانشجوي پايتخت نيستم ولي حتي اگه من هم بخوام مي تونم برم!دوستم امتحان كرد و ديد ميشه! با روي باز هم قبول مي كنن!
من اين جا مي خوام برم سر كار 8 ماه كار آموزي بدون حقوق!بعد كه مي گم من همه ي اين ها رو آخه بلدم ميگه بفرما بيرون....!

خودتان قضاوت كنيد!

پیشنهاد می کنم حتما این لینک رو ببینید و مطالعه بفرمایید.

لینک، حاوی نامه های علامه کرباسچیان به یکی از شاگردانشون هست که برای ادامه تحصیل به اروپا رفته بودند، حاصل این نامه نگاری ها ،کتابی شده با نام رسائل استاد:


http://www.allameh.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=20

در پناه حق سربلند باشید.

پای درس اخلاق حاج آقا جاودان

رفتن به بلادی که دین آدم در آن عیب می کند، گناه کبیره است
اگر شما عقیده خوب قوی داشته باشی اصلاً به جایی نمی‌روی که احتمال می‌دهی برای دینت خطر داشته باشد؛ یکی از گناهان کبیره رفتن به بلادی است که آنجا دین آدم عیب می‌کند.

با سلام خدمت همه عزیزان

دوست گرامی جناب علی : بنده به شما توصیه می کنم که کتاب استاد عشق نوشته ایرج حسابی را تهیه کرده و مطالعه نمائید. این کتاب شرح زندگانی پرفسور سید محمود حسابی به زبان خودشان و قلم فرزندشان آقای دکتر ایرج حسابی است.

به نظر بنده با مطالعه دقیق کتاب پاسخ بسیاری از سوالات خود را خواهید گرفت . به خصوص در مورد بازگشت به ایران پس از اتمام تحصیلات ، مطالب مناسب و تجربیات مفیدی در اختیارتان قرار خواهد داد.

موفق و موید باشید.

موضوع قفل شده است