جمع بندی تجسم اخروی اعمال مباح

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پرسش:
آیا کارهای ناچیزی مثل خاراندن بی دلیل سر یا تکان دادن پا(بازی با پاها هنگام نشستن) که جزو کارهای مباح هستند در آخرت مجسم میشوند؟

پاسخ:
در پاسخ به سؤال شما گفتنی است:

اولاً در اصطلاح فقهی، مباح یکی از احکام پنجگانه است و برای اشاره به فعلی به کار می‌رود که انجام و ترک آن از نظر فقهی یکسان است و پاداش و کیفری و مدح و ذمّى درباره آن بیان نشده باشد.(1) به بیان دیگر، مباح فعلی است که هیچ یک از احکام واجب یا حرام درباره آن وارد نشده باشد و در نتیجه، فرد مکلّف در انجام دادن یا ترک آن فعل کاملاً مخیّر است؛ مانند فعل خوردن یا خوابیدن که در شرایط عادی، حکمی ندارد و فرد می‌تواند به آنچه می‌خواهد عمل کند. در قرآن کلمه اباحه به کار نرفته و در کلمات پیغمبر اسلام نیز این واژه استعمال نشده است، ولی فقها و دانشمندان آیات متعددی از قرآن را در مقام بیان اباحه می‌دانند، مثل : «یا اَیهَا النّاس کلوا مِمّا فِی الاْرْض حَلالاً طَیباً» ‌ای مردم از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه را تناول کنید.(2)

ثانیاً ممکن است گفته شود: در روایات، برای کسب رزق حلال؛ پاداش، فضلیت و آثار بسیاری ذکر شده است که با تعریف فقهی مباح همخوانی ندارد در پاسخ لازم به ذکر است: درست است که تناول و خوردن و آشامیدن، مباح است لکن، این امر با تلاش و کوشش برای کسب روزی حلال که در روایات دینی، جهاد در راه خدا گفته شده متفاوت است. مضافاً اینکه علمای اخلاق گفته اند با نیت الهی و خیر حتی می توان به کارهای مباحی نظیر خوردن و آشامیدن نیز بار ارزشی و فضیلتی بخشید نظیر اینکه کسی توجه داشته باشد اینکه قصدش از خوردن و آشامیدن و یا خوابیدن، بدست آوردن نیرو و نشاط لازم برای انجام وظایف عبادت و بندگی و خدمت به خلق خدا باشد که در این صورت همان کارهای مباح نیز بعنوان مقدمه انجام وظایف دینی و عبادی ضروری بنظر رسیده داخل در مجموعه عبادت قرار می گیرد.

ثالثاً طبق آیات و روایات وقتی صحبت از تجسم اعمال می شود کل سطح و دامنه و ارتفاع و عمق اعمال انسان و بعبارتی همه شئون اعمال آدمی اعم از افعال حرام و واجب و مستحب و مکروه و مباح مورد نظر است، زیرا تمام افعال انسان و جزء جزء آنها و بعبارت قرآن ذره ذره ها در سعادت و شقاوت انسانی مؤثرند،(3) انسان بايد در (طول و عرض) زندگى، چه انجام واجب یا حرام و چه مباح كمال دقت و احتياط را داشته باشد، تا از خطر نفوذ شيطان برهد و به عذاب جهنم گرفتار نيايد. پس تقوا به اين است كه پيوسته در انديشه كردار خود باشد و به عاقبت اعمال خويش بنگرد.(4)

رابعاً اعمال مباح را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول؛ افعال مباحی که داخل در مجموعه افعال واجب و یا حرام، یا غفلت و فراموشی و یا توجه و مراقبت و تقوا به حساب می آیند، در چنین حالتی گفته می شود که انسان در حال عبودیت است؛ یا عبودیت حقتعالی (جل و علا) و یا عبودیت شیطان و نفس(طاغوت) فلذا حتی افعال مباح نیز داخل در مقام عبودیت، واجد بار ارزشی خیر و شر می باشند یا موجب سعادت و پاداش است (در مقام عبودیت خداوند) و یا موجب خسران و عذاب هستند (در مقام عبودیت طاغوت).

دسته دوم؛ در هیچ حالتی اعم از غفلت و گناه و یا انجام واجب و رعایت تقوا نیستند بعبارتی نه بار ارزشی مثبت دارند و نه بار ارزشی منفی. اساساً انسان ها به خاطر عوامل متعددی از جمله عدم برنامه ریزی های مناسب برای آینده خود و همچنین عدم وجود نظم در برنامه های خود در مراحل مختلف زندگی با حسرت های بسیار زیادی دست و پنجه نرم می كنند، حسرت هایی كه برخی از آنها در همین دنیا قابل جبران است و برخی دیگر برای همیشه به عنوان یك غم بزرگ در وجود آدمی جا خوش می كند و هرگز از قلب و فكر انسان بیرون نمی رود و این غم و حسرت و اندوه بزگ همراه انسان در سرای دیگر می شود. چنان که در آیات و روایات به حسرت و اندوه اهالی برزخ و قیامت بسیار اشاره شده است.(5) اینکه یکی از بزرگترین و دردناک ترین عذابهای اخروی حسرت و اندوه کارهای نکرده و فرصت های به هدر رفته جوانی و عمر ارزشمند است، بدین خاطر است که چه فرصت های ارزشمندی را از دست داده و در مسیر عبودیت و بندگی خدا نبوده است.

بنابراین، بسته به اینکه این رفتارهای مباح (مانند تکان دادن بی هدف پا، سر خاراندن های مکرر و بی ثمر، نشست و برخاست های بی جهت، سخن گفتن های بیهوده، بازی کردن با انگشتان) در چه حالت و با چه نیت و عزمی باشد در حال توجه و مراقبت و تقوا باشد و یا در حال غفلت و گناه و معصیت خدا و یا در حال بی توجهی و اتلاف بیهوده عمر باشد به همان مبنا در تجسم اعمال ما مؤثر خواهد بود.

پی نوشت ها:
1. هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بيت (عليهم السلام)، محل نشر:قم - ایران، بی تا، ج ‌۱، ص ۲۰۴.
2. بقره/ آیه 168.
3. «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ، وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ.»، زلزله/ آیه 7.
4. مصباح یزدی، محمد تقی، ره توشه، تحقیق: کریم سبحانی، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(قدس سره)، قم- ایران، 1391 ج 1، صص 80-81، با کمی تغییر.
5. يكي از اسامي قيامت، "روزحسرت" است. بيشترين حسرتي كه انسان در آن روز بدان دچار مي شود، نسبت به لحظات غفلت از خداوند است، وقتي كه مي بيند چه بهره ها در دنيا از عمرش مي توانست ببرد و نبرده و چه كارها كه مي توانست انجام دهد و نداده و چه نورها كه مي توانست براي آخرتش ذخيره كند و نكرده. به فرموده امام على(عليه السلام): «انّ عمرك عدد انفاسك وعليها رقيب يحصيها.»، «عمر تو, همان تعداد نفس هاى توست و كسى مراقب آنها است که آنها را مى شمارد». (آمدی، غررالحكم، ح 3434)؛ امام صادق (ع) مى فرمايد: «عن شبابك في ما ابليته و عمرك في ما افنيته و مالك مما اكتسبته و في ما انفقته.»، از جمله مواعظ لقمان به فرزندش اين بود كه در قيامت وقتى در موقف حساب قرار گرفتى، از تو درباره چهار چيز مى پرسند: جوانى ات را چگونه پوساندى و نابود كردى؟ عمرت را در چه راه فانى ساختى؟ مالت را از كجا به دست آوردى و در چه راه صرف كردى؟.(اصول كافي، ج2، 134)

موضوع قفل شده است