تاثیر پذیری از دوستان در امور اعتقادی

تب‌های اولیه

59 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تاثیر پذیری از دوستان در امور اعتقادی

سلام وقتتون بخیر

یکی از اقوام نزدیک بنده قبلا نمازجماعت میخواندند و فوق العاده مذهبی و اهل مسجد بودند اما در سن نوجوانی شروع به تحقیق کردند و خواندن کتاب های فلسفه و.... اول با بحث اینکه در وجود خدا شک کردند اما خدارو شکر الان پس از تحقیقات به این نتیجه رسیدند خدا وجود دارد اما مسئله تعدد خدایان  و.... را هنوز نتوانستند هضم کنند از قاعده برهان نظم و... هم استفاده کردیم فایده ای نداشت

قبلا نماز میخواندند بعد گفتند خدا تا زمان قضای نماز فرصت داده است بعد شد نزدیک قضا شدن بعد یکی درمیان و یک روز در میان و حالا اصلا نماز نمیخواند

میگوید در مسئله عقیدتی دیگران نباید دخالت کرد و نماز نخواندن من بین منو خداست .

دوستانشان هم نماز نمیخوانند و باتوجه به اینکه ۱۹ ساله هستند نمیتوانیم به اینکه با چه کسی دوست باشند هم توصیه کنیم چون فکر میکنند همه چیز را میدانند و به زندگی جمعی البته با دوستانشان خیلی علاقه مندند اما خانواده....

به توصیه ما برای نشست و برخاست با دوستانشان گوش نمیدهند بنظرتان دراین باره چه کارکنیم؟

 دنبال گردش و تفریح و خوش گذرانی اند 

چون با خانواده هر فیلم و موسیقی و.... را نمیتوانند ببینند و یا گوش کنند و چیزی که او میخواهد مناسب خانواده نیست

شما میتوانید راهنمایی کنید بنده باید برای ایشان چه کار کنم؟چطور راهنمایی کنم هم منطقی باشد و هم ایشان قبول کنند

یکبار گفتند من ، آیه افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض هستم البته به بقیه آیه توجه نکن چون خودم میدانم

قسمتی از دین که برایم مفید است را برمیدارم و بقیه اش را نه

کارهایی که بنظرم درست و مفید است راانجام میدهم بقیه را نه

بشدت موسیقی گوش میدهند و بیشتر خارجی وهمچنین خیلی فیلم میبینند آن هم خارجی !

به کل وابسته به دوستان و فوق العاده تاثیر پذیر که انکار میکنند .

مادرشان از هر راهی وارد شدند حتی به گریه متوسل شدند اصلا فایده نداشت فقط انکار نماز نخواندنشان را به علنی نماز نخواندن تبدیک کرد .

قبلا ادم مذبی بودن حتی از طرف دوستان و اقوام هم تمسخر میشدند الان گاهی ان تمسخرها را میشنویم اما ایشان بکلی ظاهر و... را تغییرداده اند دیگر کمتر شده .

حالا باید چکار کرد؟ ایا راه نجاتی هست؟

میگوید نماز یک موضوع کاملا شخصیست 

الان طوری شده که خواهر۱۲ ساله شان هم میگوید من با نماز ارامش پیدا نمیکنم و....

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

سلام وقتتون بخیر

یکی از اقوام نزدیک بنده قبلا نمازجماعت میخواندند ... 

...

به توصیه ما برای نشست و برخاست با دوستانشان گوش نمیدهند بنظرتان دراین باره چه کارکنیم؟

 

سلام

وقت تان به خیر و شادی.

اعیاد شعبانیّه را خدمت تان تبریک عرض می کنم. امیدوارم در این روزها خوب و سلامت باشید.

برای اینکه بگویم چگونه با این نوجوان رفتار کنید، باید نسبت شما با این نوجوان را بدانم. زیرا شیوه رفتار پدر و مادر با نوجوان با رفتار سایر اطرافیان تفاوت دارد.  

سلام وقتتون بخیر

اعیاد برشما هم مبارک باشد.

متشکرم و همچنین .

برادر بنده هستن .

برادر بنده هستن .

 

مشخصات خود را در سؤال نفرموده اید. متوجه نشدم که شما خواهر هستید یا برادر. لطفا جنسیتِ خود، سنّ خود و تحصیلات تان را بفرمایید. ضمنا بفرمایید با برادرتان زندگی می کنید یا اینکه ازدواج کرده اید و جدا از خانواده پدری زندگی می کنید؟ شاید تعجب کنید که چرا این سؤالات را می پرسم. شما به دنبال این هستید که شیوه تعامل خود با برادرتان را بیاموزید. در خانواده قدرت پدر و مادر با قدرت و جایگاه برادر و خواهر تفاوت دارد. همچنین فرزندی که ازدواج کرده و مستقلّ شده است، چون مسؤولیت زندگی دیگری را برعهده دارد، نفوذ کمتری نسبت به فرزندی که ازدواج نکرده و در خانه است دارد. به همین خاطر این سؤالات را پرسیدم. 

سلام وقتتون بخیر

بنده خواهرشان هستم و ایشون برادر بنده هستند

۲۲ سال سن دارم

ایشون ۱۸ سالشون هست

دانشجو هستم و ایشون هم دانشجو هستند

هر دو همراه خانواده (پدر ، مادر ، خواهر و برادر ) زندگی میکنیم

از مشخصات ایشون

بلندپرواز ، ایده آل گرا ، دارای آرزوهای بزرگ البته خیلی کم بروز میدهند ، خیلی کم درباره خواسته ها و آرزوها و ۱۰۰ البته اعتقاداتشان صحبت میکنند

وقت مباحثه شروع به دفاع از هرچیزی مخالف باشند میکنند و بیشتر در حال دفاع کردن هستن

البته جدیدا اصلا بحث اعتقادی و .... را اجازه ورود نمیدهند و میگویند این مسائل شخصیت است و.....

بنده سعی کردم دوست باشم و بیشتر با شادی و تفریح باهم زندگی کنیم

چون افراد مذهبی شاد کم دیده اند

متاسفانه دوستان سنی ، زرتشتی و یا مسمانی که نماز و روزه و.... را انجام نمیدهند دارند

۱ دوست خوب داشتند ولی حس میکنم شاید چون ما تشویق کردیم سمت ایشان بروند و اینکه دانشگاهشان جداشد دیگر ارتباط ندارند یا خیلی کم است

در خیلی مسائل الحمدللّه مشکل نداریم

نماز نخواندنشون که پروسه اش رو براتون در پیام اول کامل عرض کردم خیلی ما رو اذیت میکنه

 

 

 

سلام

وقت تان به خیر و شادی

از دوازده تا نوزده سالگی دوره نوجوانی نام دارد. برادر شما اکنون در پایان دوران نوجوانی است. تغییرات رفتاری برادرتان در دوره نوجوانی شروع شده است. دوره نوجوانی یكی از دوره های مهم و سرنوشت ساز زندگی است که یكی از مهم ترین مسائلِ آن، «مسأله هویّت» می باشد. نوجوان در این دوره برای کسب هویّت، به دنبال ارتباط با همسالان خود می باشد. نوجوان برای اینکه در جمع دوستانش پذیرفته شود، سعی می کند با همسالانش «هَمنوایی» کند. منظور از «همنوایی»،  «هماهنگ کردنِ رفتارها و باورها با هنجارهای گروهِ همسال» می باشد. این گونه نیست که همنوایی، تنها آثار منفی داشته باشد و نباید تصورکنیم که تأثیرات گروه همسالان در نوجوانی فقط منفی می باشند. همسالان موضوعاتی اساسی را به نوجوان می آموزند که پدر و مادر به سادگی نمی توانند آنها را به فرزندشان یاددهند. از جمله این موضوعات، شیوه تعامل با همسالان و راه واکنش نشان دادن به سلطه گری و آزار و اذیّت دیگران می باشند. همسالان همچنین فواید رقابت با دیگران، لزوم صداقت و وفاداری، پذیرش مسؤولیت و انجام آنها را نیز به نوجوان یاد می دهند.

 

همنوایی غیر از تأثیرات مثبت، آثار منفی هم دارد. نوجوانی که رفتارها و باورهایش را با هنجارهای نامناسبِ گروه همسالانش هماهنگ می کند، نگرانی پدر و مادر را به وجود می آورد. در کنار نیاز به همنوایی با همسالان، حسّ استقلال طلبیِ نوجوان باعث می شود او با نظرات والدین مخالفت کند؛ از آنها فاصله بگیرد و بخواهد آن چه را خودش مناسب و درست می داند انجام دهد. برادر شما در معاشرت با دوستان همسالش می بیند که آنها به دنبال تفریح و خوشگذرانی می باشند و فیلم های خارجیِ خاصّی را نگاه می کنند و موسیقی های خاصی را گوش می دهند. با دیدن این سبک زندگی، برادر شما جذب آن می شود و سعی می کند از آن پیروی نماید تا در گروه همسالانش پذیرفته شود.

ادامه دارد...

سلام وقت شما هم بخیر 

دقیقا همینطور هست که شما فرمودید

ببخشید وظیفه ما چیست؟

الان چه کاری از دستمان بر می آید؟

اصلا میتوانیم کاری کنیم؟

 

 

ببخشید وظیفه ما چیست؟

 

همان گونه که گفتم، برادر شما اکنون در ابتدای دوره جوانی قرار دارد. جوان نسبت به یک نوجوان و کودک از نیروی ذهنی قوی تری برخوردار است. جوان تقلید از دستورات را دوست ندارد؛ بلکه دوست دارد دلیلِ هر مسأله ای را بداند. جواب هایی که از روی بی حوصلگی به سؤالات جوان داده می شوند- مانند:«نمی دانم، حوصله ندارم، تو هم مثل پدرت باش، این سؤالات را ول کن»- نه تنها کمکی به حلّ مسأله در ذهن جوان نمی کند؛ بلکه ذهنش را بیشتر درگیر می کند و چه بسا شأن و جایگاه علمی پدر و مادر واطرافیان را در ذهن جوان پایین می آورند. اینکه گفته اید:«سعی کردم دوست باشم و بیشتر با شادی و تفریح باهم زندگی کنیم؛ چون افراد مذهبی شاد کم دیده اند» خیلی خوب است. این کارها به تقویت روابط منجر می شود. اما بالاخره برادر شما درباره تعدادی از مسائل، نظرات اعضای خانواده اش را قبول ندارد. این یک خصلت انسانی است که وقتی فرد نسبت به یک موضوع خوب توجیه نشود، آن را نمی پذیرد و در نتیجه انکار یا تردید نسبت به آن موضوع در رفتارش بروز می کند. باید تلاش کنید منطق قوی و قابل فهم را منتقل کنید و تلاش کنید گاهی به صورت مختصر و کوتاه مسائل دینی را در چند جمله به صورت مختصر بیان نمایید و سوالات و شبهاتی که در ذهن برادرتان است را به صورت منطقی پاسخ دهید. در این صورت، رفتار برادرتان به احتمال بیشتری، تحت تأثیر حرف های شما پشتوانه محکم عقلی و فکری به دست می آورد و به راحتی تحت تأثیر افراد دیگر دستکاری و تخریب نمی شود.

ادامه دارد... 

- هر وقت بحث درباره عقاید و مسائل دینی شد، به برادرتان بگویید: آیا ما می توانیم همه بیماری های بدن خودمان را تشخیص دهیم؟ مسلّم است که هیچ فرد غیرمتخصصی توان چنین کاری ندارد. حتی پزشکان متخصص هم برای تشخیص و درمان بیماری هایشان به همکاران پزشکانشان که در آن مسأله تخصص دارند مراجعه می کنند و خودشان همه بیماری های خود را درمان نمی کنند. مثلا دندانپزشک برای درمان مشکلات چشمِ خود به چشم پزشک مراجعه می کند. برای فهمیدنِ مطالب دینی هم باید به متخصصِ موضوعات دینی مراجعه کرد. شما می گویید:«منْ آیه افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض هستم... قسمتی از دین که برایم مفید است را برمیدارم و بقیه اش را نه کارهایی که بنظرم درست و مفید است راانجام میدهم بقیه را نه». این حرف مثل این است که وزارت بهداشت و پزشک های متخصصِ اپیدمیولوژی (همه گیریِ بیماری ها) تعدادی توصیه برای در امان ماندن از بیماری کرونا به ما می گویند؛ اما یک عده افراد غیرمتخصص از مردم عادّی بگویند:«ما خودمان بهتر می دانیم که به کدام توصیه ها عمل کنیم تا به بیماری کرونا مبتلا نشویم. ما توصیه های مفید را بر می داریم و بقیه اش را نه؛ کارهایی که به نظرمان درست و مفید است را انجام می دهیم و بقیه را نه». همین می شود که می بینیم این روزها عده زیادی از افرادی که به بیماری کرونا مبتلا شده اند، افرادی هستند که به توصیه های متخصصان گوش نداده اند.

ادامه دارد...

در انتهای مطلب نوشته اید ادامه دارد

بنده خیلی منتظر ادامه متن شما هستم

ما با برادرم زندگی میکنیم

لحظه به لحظه که ایشان را میبینم ناراحت میشم که چرا بااین سرعت دارد در راه غیر دین پیش میرود و اصلا توجهی به ما ندارد

مثلا جمله های خاصی از فیلم ها که خیلی غیر منطقی است مثلا درمورد سیگار برای ایشان یکی از جمله های اسطوره میشود!

میتونم خواهش کنم اگر براتون امکان دارد بیشتر توضیح دهید

وظیفه پدر ، مادر و خواهر و برادر الان چیست؟

گاهی بحث های فلسفی  و روتنشناسی میشود

وقتی بنده استدلال می اورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم

شما برای این دو موضوع میتوانید کتاب معرفی کنید؟ هم اسلامی و هم علمی باشند

بیشتر در قالب شخصیت شناسی ، خانواده ، فرزندان ، نوجوانان ، کودکان و اینجور مسائل باشند ؟

 

در انتهای مطلب نوشته اید ادامه دارد

بنده خیلی منتظر ادامه متن شما هستم

ما با برادرم زندگی میکنیم

لحظه به لحظه که ایشان را میبینم ناراحت میشم که چرا بااین سرعت دارد در راه غیر دین پیش میرود و اصلا توجهی به ما ندارد

مثلا جمله های خاصی از فیلم ها که خیلی غیر منطقی است مثلا درمورد سیگار برای ایشان یکی از جمله های اسطوره میشود!

میتونم خواهش کنم اگر براتون امکان دارد بیشتر توضیح دهید

وظیفه پدر ، مادر و خواهر و برادر الان چیست؟

گاهی بحث های فلسفی  و روتنشناسی میشود

وقتی بنده استدلال می اورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم

شما برای این دو موضوع میتوانید کتاب معرفی کنید؟ هم اسلامی و هم علمی باشند

بیشتر در قالب شخصیت شناسی ، خانواده ، فرزندان ، نوجوانان ، کودکان و اینجور مسائل باشند ؟

 

در انتهای مطلب نوشته اید ادامه دارد

بنده خیلی منتظر ادامه متن شما هستم

ما با برادرم زندگی میکنیم

لحظه به لحظه که ایشان را میبینم ناراحت میشم که چرا بااین سرعت دارد در راه غیر دین پیش میرود و اصلا توجهی به ما ندارد

مثلا جمله های خاصی از فیلم ها که خیلی غیر منطقی است مثلا درمورد سیگار برای ایشان یکی از جمله های اسطوره میشود!

میتونم خواهش کنم اگر براتون امکان دارد بیشتر توضیح دهید

وظیفه پدر ، مادر و خواهر و برادر الان چیست؟

گاهی بحث های فلسفی  و روتنشناسی میشود

وقتی بنده استدلال می اورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم

شما برای این دو موضوع میتوانید کتاب معرفی کنید؟ هم اسلامی و هم علمی باشند

بیشتر در قالب شخصیت شناسی ، خانواده ، فرزندان ، نوجوانان ، کودکان و اینجور مسائل باشند ؟

 

سلام وقتتون بخیر 

بنده همین کارها سعی میکنم انجام دهم

برای شبهاتی که در زمان حال بیشتر وجود دارند پاسخ منطقی داشته باشم

گاهی جواب منطقی میدهم بحث میکنند و ضد صحبت های بنده رو میگن در انتها وقتی میگم شما اصلا اجازه صحبت به بنده نمیدین و یا باآرامش سعی به جمع بندی مطالب دارم هر چیز مخالفی رامیگن در نهایت متوجه میشوم که میگن اینها حرفهای جوان های جامعست حرف دل مردم است ، برای اونها استدلال بیارید وگرنه من میدونم موضوع چی هست ؟!

گاهی با هم سن و سالاشون مباحثه دارن و کم می اورند از بنده پاسخ میخوان و شاید با ناراحتی ولی این رو از میان حرفاشون میفهمم ولی در انتها اقناع نمیشوند و خودشون هم دنبال پاسخ دیگه ای نمیرن و این ها تو ذهنشون جمع میشه و در نهایت  باعث تغییر عقایدشون در دین و مسائل دیگه میشه

مثلا برای نمازشون بنده قصه حضرت ادم ، هبوط و نماز و...... که از استادانم میدانستم راگفتم ولی تاثیری نداشت

یعنی اینکه ایشان چرا نماز بخوانند؟؟؟

برای موضوع نماز بنده را راهنمایی کنید چگونه میتونم راهنماییشون کنم‌؟

فلسفه نماز خواندن ما چیست ؟ فقط استدلال قصه حضرت آدم است و هبوط ایشان و ....؟

در انتهای مطلب نوشته اید ادامه دارد

بنده خیلی منتظر ادامه متن شما هستم

ما با برادرم زندگی میکنیم

لحظه به لحظه که ایشان را میبینم ناراحت میشم که چرا بااین سرعت دارند در راه غیر دین پیش میرود و اصلا توجهی به ما ندارد

مثلا جمله های خاصی از فیلم ها که خیلی غیر منطقی است مثلا درمورد سیگار برای ایشان یکی از جمله های اسطوره میشود! حداقل با بنده مطرح میکنند جای شکر دارد که بنده بتونم تحقیق کنم و بفهمم چجوری و از چه راهی کمکشون کنم

میتونم خواهش کنم اگر براتون امکان دارد بیشتر توضیح دهید

وظیفه پدر ، مادر و خواهر و برادر الان چیست؟

ایشون روی شخصیت و حتی نماز خوندن خواهرم که۱۳سالشونه هم تاثیر گذاشتن ایشون هم میگن با نماز ارامش نمیگیرن و.....

گاهی بحث های فلسفی  و رانشناسی میشود

وقتی بنده استدلال می آورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم

ولی بنده خیلی از مسائل روانشناسی راقبول ندارم بخصوص اگر نظریه های عجیب غریب باشند ، ولی مجبورم دراین زمینه برای اینکه حرفای ایشون رو بهتر بفهمم و تو همین گستره باهاشون صحبت کنم در این زمینه ها هم مطالعه داشته باشم

شما برای این دو موضوع میتوانید کتاب معرفی کنید؟ هم اسلامی و هم علمی باشند(روانشناسی و فلسفی)

چون بنده هر کتابی را نمیخوانم و بنظرم هنوز انقدر پایه های قوی ندارم چه از لحاظ فلسفی و حتی روانشناسی

 

( امکانش هست بیشتر در قالب شخصیت شناسی ، آرامش ، معنویت ، خانواده ، فرزندان ، نوجوانان ، کودکان و اینجور مسائل باشند ؟)

اگر از نویسنده خارجی باشندبنظرم تاثیر گذاری بیشتری دارند

یعنی هم نویسنده داخلی و هم خارجی

بنده بابت زحمتی که به شما میدهم معذرت میخوام ولی تنها راهی هستید که تونستم برای این موضوع بعد از توکل به خدا و توسل به ائمه پیدا کنم بنده باید برای این موضوع تلاش کنم که بعد ها حسرت نخورم اون زمانیکه هیچ کاری از دستم بر نمیاد

ازتون متشکرم .

 

سلام وقتتون بخیر 

بنده سعی میکنم این کارهارا انجام دهم مثلا

برای شبهاتی که در زمان حال بیشتر وجود دارند پاسخ منطقی داشته باشم

گاهی جواب منطقی میدهم بحث میکنند و ضد صحبت های بنده رو میگن در انتها وقتی میگم شما اصلا اجازه صحبت به بنده نمیدین و یا باآرامش سعی به جمع بندی مطالب دارم هر چیز مخالفی رامیگن در نهایت متوجه میشوم که میگن اینها حرفهای جوان های جامعست حرف دل مردم است ، برای اونها استدلال بیارید وگرنه من میدونم موضوع چی هست ؟!

گاهی با هم سن و سالاشون مباحثه دارن و کم می اورند از بنده پاسخ میخوان و شاید با ناراحتی ولی این رو از میان حرفاشون میفهمم ولی در انتها اقناع نمیشوند و خودشون هم دنبال پاسخ دیگه ای نمیرن و این ها تو ذهنشون جمع میشه و در نهایت  باعث تغییر عقایدشون در دین و مسائل دیگه میشه

مثلا برای نمازشون بنده قصه حضرت ادم ، هبوط و نماز و...... که از استادانم میدانستم راگفتم ولی تاثیری نداشت

یعنی اینکه ایشان چرا نماز بخوانند؟؟؟

برای موضوع نماز بنده را راهنمایی کنید چگونه میتونم راهنماییشون کنم‌؟

فلسفه نماز خواندن ما چیست ؟ فقط استدلال قصه حضرت آدم است و هبوط ایشان و ....؟

در انتهای مطلب نوشته اید ادامه دارد

بنده خیلی منتظر ادامه متن شما هستم

ما با برادرم زندگی میکنیم

لحظه به لحظه که ایشان را میبینم ناراحت میشم که چرا بااین سرعت دارند در راه غیر دین پیش میرود و اصلا توجهی به ما ندارد

مثلا جمله های خاصی از فیلم ها که خیلی غیر منطقی است مثلا درمورد سیگار برای ایشان یکی از جمله های اسطوره میشود! حداقل با بنده مطرح میکنند جای شکر دارد که بنده بتونم تحقیق کنم و بفهمم چجوری و از چه راهی کمکشون کنم

میتونم خواهش کنم اگر براتون امکان دارد بیشتر توضیح دهید

وظیفه پدر ، مادر و خواهر و برادر الان چیست؟

ایشون روی شخصیت و حتی نماز خوندن خواهرم که۱۳سالشونه هم تاثیر گذاشتن ایشون هم میگن با نماز ارامش نمیگیرن و.....

گاهی بحث های فلسفی  و رانشناسی میشود

وقتی بنده استدلال می آورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم

ولی بنده خیلی از مسائل روانشناسی راقبول ندارم بخصوص اگر نظریه های عجیب غریب باشند ، ولی مجبورم دراین زمینه برای اینکه حرفای ایشون رو بهتر بفهمم و تو همین گستره باهاشون صحبت کنم در این زمینه ها هم مطالعه داشته باشم

شما برای این دو موضوع میتوانید کتاب معرفی کنید؟ هم اسلامی و هم علمی باشند(روانشناسی و فلسفی)

چون بنده هر کتابی را نمیخوانم و بنظرم هنوز انقدر پایه های قوی ندارم چه از لحاظ فلسفی و حتی روانشناسی

 

( امکانش هست بیشتر در قالب شخصیت شناسی ، آرامش ، معنویت ، خانواده ، فرزندان ، نوجوانان ، کودکان و اینجور مسائل باشند ؟)

اگر از نویسنده خارجی باشندبنظرم تاثیر گذاری بیشتری دارند

یعنی هم نویسنده داخلی و هم خارجی

بنده بابت زحمتی که به شما میدهم معذرت میخوام ولی تنها راهی هستید که تونستم برای این موضوع بعد از توکل به خدا و توسل به ائمه پیدا کنم بنده باید برای این موضوع تلاش کنم که بعد ها حسرت نخورم اون زمانیکه هیچ کاری از دستم بر نمیاد

ازتون متشکرم .

 

برای موضوع نماز بنده را راهنمایی کنید چگونه میتونم راهنماییشون کنم‌؟

 

سلام

چند موضوع را در آخرین پیام مطرح کرده اید که به ترتیب به آنها پاسخ می دهم:

گفته اید:«برای موضوع نماز بنده را راهنمایی کنید چگونه میتونم راهنماییشون کنم‌؟». ببینید وقتی برادر شما به وجود خدا اعتقاد دارد، ساده ترین دلیل برای اثبات لزوم نمازخواندن این است: وقتی فردی به ما هدیه ای می دهد، وظیفه اخلاقی و انسانیِ ماست که از او تشکر کنیم. خداوندی که این همه نعمت به ما داده، آیا نباید از او تشکر کنیم؟

 

ممکن است برادرتان بگوید:«باشه قبول؛ از کجا معلوم که برای تشکر باید نماز بخوانیم؟». در پاسخ می توانید بگویید: هر فرد صاحب نعمتی که نعمتی را می دهد، خودش بهتر می داند که چه چیزی او را خوشحال می کند. مثلا شیوه تشکر شاگرد از استادی که یک سال برایش زحمت کشیده و درس داده را خود استاد بهتر می داند و اگر دیده باشی، اساتید به شاگردان شان می گویند:«بهترین هدیه برای ما درس خواندن شماست». یا پدر و مادر بهترین هدیه ای که فرزندان شان می توانند به آنها بدهند را «احترام» می دانند.  خود خدا در قرآن فرموده:«أَقِمِ الصلاةَ لِذِکری»؛ یعنی «نماز را برای یاد من به جا بیاور». پس شیوه درستِ یادکردن و تشکر از خدا نماز خواندن است.

ادامه دارد...

گفته اید:«گاهی بحث های فلسفی  و رانشناسی میشود. وقتی بنده استدلال می آورم میگن از روانشناسی باید حرف بزنیم». من دلیل روانشناختی برای لزوم پایبندی به آیین های دینی (همچون نماز) می آورم:

 

- در سایت انجمن روانشناسانِ آمریکا (apa.org) که یک سایت معتبر در سطح جهان است، مقاله ای است با عنوان:

 

Analysis of Studies Shows That Religious Involvement May be a Factor in Living a Long Life

ترجمه: تحلیلِ مطالعات نشان می دهد که شرکت در فعالیت های مذهبی ممکن است عاملی برای افزایش طول عمر باشد.

 

روی عنوانِ انگلیسیِ بالا کلیک کنید تا به آدرس مورد نظر منتقل شوید و متن مقاله را ببینید. نتایج این تحقیق بر اساسِ فراتحلیلِ (متاآنالیزِ) نتایجِ 42 تحقیق و مطالعه که در مجموع 125826 نفر را بررسی کرده اند به دست آمده است. اینکه در عنوان مقاله کلمه «ممکن است» ذکرشده، به این خاطر است که در روش تحقیق ذکر می شود که در پژوهش ها هیچ گزاره ای نه کلّاً اثبات می شود و نه کلّاً ردّ می شود و نیز به این خاطر است که این یک تحقیقِ علّی- مقایسه ای نیست. برای به دست آوردنِ علّتِ پدیده ها (در اینجا علّت طول عمر انسان ها) باید پژوهش علّی- مقایسه ای انجام شود. در این نوع پژوهش، حداقلّ دو گروهِ مطالعه و گروه مقایسه باید وجود داشته باشند و متغیّرِ مستقلّ در گروه مورد مطالعه اِعمال شود و در گروه مقایسه اِعمال نشود و سپس تأثیر اِعمالِ متغیّر مستقلّ در متغیّر وابسته (در اینجا: طول عمر) مورد بررسی قرار گیرد. اما در بررسیِ طول زندگیِ انسان ها، چون عواملِ متعددی، همچون مسائل ژنتیک، مسائل سبک زندگی (مصرف دخانیات و الکل، نوع غذای مصرفی) و مسائل روانشناختیِ اطرافِ افراد، دخالت دارند و کنترل همه موارد به سادگی ممکن نمی باشد، از طرح های دیگر تحقیق استفاده می شود و به همین خاطر از عبارت «ممکن است» در عنوان مقاله استفاده شده است. این را گفتم، چون احتمال دارد برادرتان با دیدن عنوان مقاله و کلمه «may be» اشکال کند که «این مقاله می گوید: شرکت در فعالیت های مذهبی ممکن است.... و نمی گوید:شرکت در فعالیت های مذهبی عاملی برای افزایش طول عمر می باشد».

ادامه دارد...

سلام خدمت شما

خب این دوره رو من هم تجربه کردم و برای من بحث هماهنگ شدن با گروه دوستان در میان نبود. به نظرم برادر شما نیاز دارند که اعتقادات را بر یک پایه محکم بنا کنند و کتابهای درسی و ... خیلی اون پایه محکم رو در اختیار نمی گذارند.

برای بحث نماز بایستی از پایه مسئله شروع کنید:

یه سری اعتقادات هست که نیاز به اثبات برون دینی دارند. مثل اثبات خدا و بعد اثبات رسالت پیامبر (که معادل می شود با اثبات وحیانی بودن قرآن). حالا اگر وحیانی بودن قرآن را اثبات کنیم، هر چه که در قرآن نوشته شده اثبات میشه.

 

مسئله نماز در اسلام به صورت تعبدی پذیرفته میشه با استناد به قرآن و احادیث. پس بایستی اول به پایه اعتقادی برای این موضوع پرداخته بشه.

تحلیلِ مطالعات نشان می دهد که شرکت در فعالیت های مذهبی ممکن است عاملی برای افزایش طول عمر باشد.

ممنون از توضیحات خوب شما امید گرامی

اگر به طور مثال این مقاله نشان بدهد که مراسم مذهبی اسلامی تاثیر بیشتری بر طول عمر دارد می شود اثبات اسلام.

وگرنه اگر بر همه مذاهب صدق کنه، صرفاً تاثیر آرامش بخش فعالیت مذهبی را نشان می دهد بدون اثبات درستی عقاید

Regular attendance at one's church, synagogue, mosque or Buddhist monastery is related to longer life, 

در مقاله مکان هایی که نوشته شده مرتبط با ادیان مختلف گفته شده ، پس اول باید روی پایه های اسلام و مذهب شیعه کارکنیم

شما برای این موضوع پیشنهادی دارین؟

در مقاله مکان هایی که نوشته شده مرتبط با ادیان مختلف گفته شده ، پس اول باید روی پایه های اسلام و مذهب شیعه کارکنیم

 

اگر به طور مثال این مقاله نشان بدهد که مراسم مذهبی اسلامی تاثیر بیشتری بر طول عمر دارد می شود اثبات اسلام.

وگرنه اگر بر همه مذاهب صدق کنه، صرفاً تاثیر آرامش بخش فعالیت مذهبی را نشان می دهد بدون اثبات درستی عقاید

سلام

با تشکر از دوست گرامی، جناب آقای فروردین، جهت شرکت در این بحث

من به این مسأله توجه داشتم که مقاله سایت انجمن روانشناسان آمریکا شرکت در هر فعالیت دینی را شامل می شود و به دین اسلام اختصاص ندارد. ذکر مطلب سایت انجمن روانشناسان آمریکا تنها جهت نشان دادن لزوم انجام مراسم و آداب دینی و پایبندی به عقاید مذهبی بود. در ادامه مطالبی در مورد درستیِ عقاید اسلام ذکر می کنم.    

در ادامه مطالبی در مورد درستیِ عقاید اسلام ذکر می کنم.

ممنون از شما امید گرامی

در مورد عقاید اسلامی استدلالهای مختلفی بیان شده. اما شخصاً تا به حال استدلال بدون اشکالی را مشاهده نکرده ام. شاید یک دلیلش این باشه که هدف بیشتر اقناع مخاطب بوده تا برآورده نمودن اصول منطق.

کسی که با کتابهای درسی قانع نمیشه به چیزی فراتر از آنها نیاز داره. پس استاندارد را باید خیلی ببریم بالا. به یک استدلال بدون اشکال نیاز داریم.

به یک استدلال بدون اشکال نیاز داریم.

دوست عزیز

استدلالی که هییییچ اشکالی به آن وارد نشود کدام است؟ به برهان نظم که برای اثبات وجود ناظمی عالم و دانا برای این جهان است اشکال می کنند. انتظار دارید به استدلال های دیگر اشکال نکنند؟ 

این آقا پسر به دنبال برهان و دلیل فلسفی نیست. اگر واقعا به دنبال دلیل علمی و فلسفی و کشف حقیقت بود، به خواهرش نمی گفت:«من آیه افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض هستم البته به بقیه آیه توجه نکن چون خودم میدانم قسمتی از دین که برایم مفید است را برمیدارم و بقیه اش را نه». می توانست بگوید:«من فعلا در درستی این کتابْ شکّ دارم. نه اینکه بگوید: خودم میدانم قسمتی از دین که برایم مفید است را برمیدارم و بقیه اش را نه». 

به برهان نظم که برای اثبات وجود ناظمی عالم و دانا برای این جهان است اشکال می کنند. انتظار دارید به استدلال های دیگر اشکال نکنند؟ 

برهان نظم حداقل به شکل معمولی که مطرح میشه، دارای اشکالاتی است و اثبات کننده نیست. در همین سایت هم بحثش مطرح شده.

اما به هر حال راهش اینه که استدلال بدون اشکال را پیدا کنیم.

من آیه افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض هستم

این حالت از نظر منطقی زمانی پیش میاد که رفتار ما بر اساس شرط بندی پاسکال بنا شده باشه، که این شیوه یک رفتار میانه ایجاد می کنه.

اما به هر حال راهش اینه که استدلال بدون اشکال را پیدا کنیم.

من دلایلی که فکر می کنم تأثیر بیشتری در قانع کردن این جوان دارد را می گویم.

شما هم دلایلی که فکر می کنید تأثیر بیشتری در قانع کردن این جوان دارد را بگویید.

پرسشگر هر دو دسته دلیل را استفاده می کند.  

قبل از آنکه مطالبی در حمایت از عقاید اسلام بگویم، به دسته اول دلایل در موردِ نیاز انسان به دین و عقاید مذهبی بر می گردم و یک شاهد برای نیاز انسان به عقاید مذهبی ذکر می کنم:

آقای استیو هاروی (Steve Harvey) یک هنرپیشه، نویسنده، تهیه کننده تلویزیونیِ معروف اهل ایالات متحده آمریکا است که احتمالا برادرتان کلیپ های او را دیده باشد. آقای استیو هاروی یک مسیحی معتقد است؛ او کلیپی درباره لزوم دعا دارد که در سایت خودش آن را قرار داده است. روی عبارت زیر کلیک کنید تا به سایت آقای استیو هاروی  بروید و این کلیپ را مشاهده نمایید:

steve harvey: prayer changes things

در این کلیپ او می گوید:

Don’t forget to pray, but don’t be ashamed to pray, and don’t be too proud to pray. Pray changes things. Listen to me. I don’t care how dark things look to you. I don’t care what anyone has said to you. I don’t care what the verdict is, I don’t care what the haters say. Pray changes things.

 

ترجمه: دعاکردن را فراموش نکنید. اما از دعاکردن  خجالت نکشید و خیلی مغرور نباشید که دعا می کنید. چون دعا خیلی چیزها را تغییر می دهد. به من گوش بدهید. برای من مهم نیست که چقدر چیزهای تاریک برایت پیش می آیند. برای من مهم نیست که چیزهایی که هر فردی به تو گفته است. برای من قضاوت دیگران مهم نیست. دعا چیزها را تغییر می دهد.

 

استیو هاروی در ادامه می گوید: داشتم به یک دختر این را می گفتم: من در محلی بزرگ شدم که آدم موفق از آنجا بیرون نمی آید. خیلی از آن محلّ، دیگر وجود ندارند. جایی بزرگ شدم که فقط می بایست یک چیز خاص می داشتی تا بتوانی سالم از آنجا بیرون بیایی. دعا چیزها را تغییر می دهد. به من می گفتند:"تو هیچ چیزی نمی شوی". دعا چیزها را تغییر می دهد. در مدرسه مردود شدم. دعا چیزها را تغییر می دهد. دو ازدواج را به صورت کامل از دست دادم. بی خانمان بودم و سه سال در ماشین زندگی کردم. دعا چیزها را تغییر می دهد. دعا. یک چیز جالب درباره دعا این است که هر فردی در هر جایی و در هر زمانی می تواند از آن استفاده کند. می دانی خدا همیشه برای تو زمان دارد؟ می دانی خدا تو را می شناسد؟ می دانی خدا تو را آفریده تا با او راز و نیاز کنی؟ می دانی خدا دوست دارد صدای تو را بشنود؟ می دانی من حتی وقتی کاری ندارم با او صحبت می کنم؟ پس وقتی هم که با او کاری داشته باشم، نیازی نیست خودم را به او معرفی کنم. به من گوش کنید. این بازی را تمام کنید. بدون خدا نمی توانید موفق بشوید. اگر تا حالا این کار را کردی، به من بگو چطور این کار را کردی. خیلی بد است؛ نه؟ شما به خدا نیاز دارید. اصلا فکر نکن که من بدون خدا می توانستم اینجا باشم. در هر مرحله ای به او نیاز دارید. اگر به خاطر خدا نبود، نمی شد اینجا باشم. من دارم این را به شما الان می گویم که شما به خدا نیاز دارید و باید به او بگویید که به تو نیاز دارم. خجالت نکشید و نگران نباشید که کسی ممکن است تو را ببیند. همین امروز بروید در جایی که خودتان می خواهید و به خدا بگویید: به کمک تو نیاز دارم. بگویید: من دیگر از اینکه دنبال راه حلّ گشته ام خسته شده ام. خدا خودش می داند که شما مشکل دارید. خدا همه را نجات می دهد و مرا هم نجات داد.

 

ادامه دارد...

سلام مجدد خدمت شما

آقای هاروی در اینجا به دو چیز اشاره فرموده اند:

1- دعا مانع از کشیده شدن ایشان به کارهای خلاف در یک محله نامناسب شده. این به نوعی همان تاثیر آرامش بخش دعاست در خصوص آن مقاله نیز معرفی فرمودید.

2- ایشان امیدوار بوده اند که دعا باعث موفقیت ایشان شود، و در عمل هم ایشان موفق شده اند. آیا این موضوع، تاثیر متافیزیکی دعا را اثبات می کند؟ در اینجا بایستی مراقب باشیم که درگیر "جهتگیری شناختی حاصل از انتخاب" نشیم.

سخنان ایشان قبل از این که به ما برسند از دو فیلتر عبور کرده اند:

فیلتر اول- اگر آقای هاروی به موفقیت نمی رسید، شاید در خصوص تاثیر دعا در "موفق شدن" خود صحبت نمی کرد، اما در صورت عدم موفقیت دیگر ما او را نمیشناختیم که سخنانش را بخوانیم. 

فیلتر دوم- اگر ایشان چنین دیدگاهی نداشتند، نقل قولشان در این سایت هم مطرح نمیشد!

پس اینجا دو تا فیلتر داریم: یکی رسانه که  نقل قول افراد موفق را بازتاب بیشتر می دهد، دیگری خود ما که گفته افراد معتقد به دعا را نقل قول می کنیم. ترکیب این دو، میشود گرایش به دیدن بیشتر افراد موفقی که معتقد به تاثیر دعا هستند.

از درس آمار و احتمالات به یاد داریم که قبل از مطالعه یک جامعه، نباید نمونه آماریمون رو طوری گلچین کنیم که بر نتیجه نهایی تاثیر بگذاره. مثلاً اگر مطالعه در مورد قد افراد یک جامعه است، نباید جامعه آماریمون تیم بسکتبال اون جامعه باشه چون اونها از یک فیلتری عبور کرده اند که باعث انتخاب قد بلندها شده. در اینجا رسانه همین تاثیر رو داره و یک نمونه گلچین شده از جامعه رو به ما میده.

اگر روی تاثیر مثبت روانی دعا تاکید کنیم، گرایش به سمت بخشی از دین ایجاد کرده ایم که آرامش بیشتری ایجاد می کند. همان ایمان آوردن "ببعض الکتاب" با گلچین کردن عقاید مختلف.

ولی اگر تاکید روی این باشه که به دنبال حقیقت بریم، اینجا باید بریم سراغ استدلالها یا روشهای دیگر شناخت که این مسیر ممکنه سختی هایی هم داشته باشه و همیشه هم آرامش بخش نباشه.

ولی اگر تاکید روی این باشه که به دنبال حقیقت بریم، اینجا باید بریم سراغ استدلالها یا روشهای دیگر شناخت که این مسیر ممکنه سختی هایی هم داشته باشه و همیشه هم آرامش بخش نباشه.

دوست عزیز، جناب آقا فروردین

دلیل من برای آوردن حرف های آقای استیو هاروی این است که طبق گفته پرسشگر، برادرش به فیلم های خارجی علاقه زیادی دارد. در ضمن برادر پرسشگر از آیه ای که بنی اسرائیل را به خاطر عدم قبول بخشی از کتاب تورات توبیخ می نماید، جهت توجیه رفتار اشتباهش استفاده می کند. اگر برای این فرد، برهانی به قدرت برهان صدّیقین برای اثبات حقانیت اسلام هم ارائه دهید، او حرفی در ردّ و عدم پذیرشِ آن می زند. به هر حال، باز هم می گویم که شما دلایلی که فکر می کنید باعث تغییر روش این آقا می شود را بیان کنید؛ من هم دلایلِ جدلیِ خود را مطرح می کنم.    

اگر برای این فرد، برهانی به قدرت برهان صدّیقین برای اثبات حقانیت اسلام هم ارائه دهید، او حرفی در ردّ و عدم پذیرشِ آن می زند.

بله و بحثهای مفصلی در مورد برهان صدیقین در همین سایت وجود داره که جای باز کردنش در این تاپیک نیست.

دلیل من برای آوردن حرف های آقای استیو هاروی این است که طبق گفته پرسشگر، برادرش به فیلم های خارجی علاقه زیادی دارد.

اگر این موضوع را به صورت یک قاعده کلی بیان کنیم، میشه گفت که شاید ایشان با مبلغان مذهبی مسیحی (مثل همین آقای هاروی) ارتباط بیشتر برقرار کنند تا مبلغان اسلامی یا ایرانی. این شیوه، ایشان را می برد به سمت خداباوری غیر مذهبی. مزایایی هم داره مثل طول عمر که فرمودید یا دور شدن از کارهای خلاف و ...

اما اگر قرار باشه نگاه دقیقتری به مذهب داشته باشیم، این شیوه کافی نیست. وقتی بخواهیم لزوم نمازخواندن (به شکل اسلامی آن) را اثبات کنیم، بایستی نبوت پیامبر اسلام و وحیانی بودن قرآن را اثبات کرده باشیم و این بایستی روی پایه‌ای محکمتر از احساسات بنا شود.

باز هم می گویم که شما دلایلی که فکر می کنید باعث تغییر روش این آقا می شود را بیان کنید؛ من هم دلایلِ جدلیِ خود را مطرح می کنم. 

علم در حضور منتقد رشد می کند امید گرامی. اگر فیلسوفان ما خود را به صورت جدی در معرض اظهار نظر منتقدان قرار میدادند، الآن ما فلسفه قوی تری هم داشتیم.

ابتدا یک مقدّمه می گویم و بعد مطالبی درباره روش صحبت با برادرتان به شما می گویم:

مقدمه:

برادر شما می گوید: «منْ آیه (افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض) هستم... قسمتی از دین که برایم مفید است را برمیدارم و بقیه اش را نه کارهایی که بنظرم درست و مفید است راانجام میدهم بقیه را نه». این آیه شریفه بخشی از آیه شریفه85 سوره مبارکه بقره است. اگر بر فرض، به بقیه آیه هم کاری نداشته باشیم، سؤالی که در همین بخش از آیه آمده که «آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید و به بعضی کافر می‌شوید؟!»، برای توبیخ است. به قول طلاب علوم دینی، «استفهام توبیخی» است. یعنی سؤال می پرسد؛ اما منظور از این سؤال، توبیخ و سرزنش است. مانند اینکه مادری به فرزندش می گوید:«مگر به تو نگفتم این کار را نکنی؟» یا استادی به شاگردش می گوید:«یک بخش از تکلیفی که گفته بودم را انجام دادی و بخش دیگه رو انجام ندادی؟». برادر شما از آیه مذکور، دقیقا با صدوهشتاد درجه انحراف استفاده می کند و برای اینکه با اِشکالِ شما مواجه نشود، می گوید:«البته به بقیه آیه توجه نکن چون خودم میدانم»؛ مثل اینکه یک آدمِ پُرخور، برای اثباتِ درستیِ پُرخوریِ خود بگوید:«خدا در قرآن فرموده (کُلوا وَ اشرَبوا)[یعنی:بخورید و بیاشامید] به بقیه آیه توجه نکن چون خودم می دانم» یا فردی که نماز نمی خواند بگوید:«خدای محمد در کتابش، سوره ماعون، آیه 4 گفته (فَوَیلٌ لِلْمُصلّین) یعنی«پس وای بر نمازگزاران» به بقیه آیه توجه نکن». استدلال برادرتان به آیه شریفه85 سوره مبارکه بقره برای توجیه رفتارهای اشتباهش، این را می رساند که در بحث با برادرتانْ استدلال به آیات قرآن و احادیث و  حتی آوردنِ دلایلِ فلسفی کارایی ندارد. استدلال به آیات قرآن کریم، برای افرادی است که قرآن کریم را قبول دارند. برادر شما اصلا به قرآن کریم ایمان ندارد. همچنین استدلال به دلایل فلسفی و کلامی، مخصوص افرادی است که شیوه استدلال صحیح را بلد هستند. اما استدلال برادرتان به آیه فوق و توصیه به نادیده گرفتن ادامه آیه، جهت توجیه رفتارهای اشتباهش نشان دهنده بلدنبودن شیوه های استدلال صحیح یا نپذیرفتنِ این دسته از استدلال هاست.

ادامه دارد...

من برای استدلال در برابر برادرتان روش دیگری را پیشنهاد می کنم:

- درست است که شما و مادرتان دلِ تان برای برادرتان می  سوزد؛ اما باید بدانید که وظیفه شما و هر مسلمان معتقدی، تغییردادن دیگران و هدایت و آوردنِ آنها به راه راست نیست. در قرآن کریم، سوره مبارکه نحل، آیه شریفه82 خداوند متعال به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ)؛ یعنی « پس اگر روی از حق گرداندند [اندوهگین مشو]؛ زیرا فقط رساندن آشکار [پیام وحی] بر عهده توست». پس تنها وظیفه همه افرادِ مسلمانِ معتقد تبلیغ دین است و نتیجه را باید به خداوند متعال سپرد.

- در همین ابتدا می گویم که به احتمال زیاد عده ای از دوستان با حرف هایی که در ادامه می گویم مخالف هستند. من نظر خودم را می گویم. دوستان نیز در بیان نظرشان آزادند و نظرشان واقعا محترم است:

شما درباره برادرتان گفته اید:«بشدت موسیقی گوش میدهند و بیشتر خارجی وهمچنین خیلی فیلم». برای دفاع از عقاید اسلام، از همین وسیله استفاده کنید. از حرف ها و صحبت های افرادی که در عرصه هنرِ غربی صاحب اسم و رسم هستند استفاده کنید و به تدریج و زمانی که حرفی از این مسائل پیش آمد، صحبت های این افراد درباره اسلام را به برادرتان نشان دهید. اما زیاد درباره این مسائل با برادرتان بحث نکنید. من در ادامه، مثال هایی از دفاعِ افراد مشهور از اسلام می گویم:

ادامه دارد...

- آقای فرانسیس فورد کوپولا (Francis Ford Coppola) یکی از مشهورترین کارگردانان و تهیه‌کنندگان آمریکایی سینمای هالیوود است. وی برنده پنج جایزه اُسکار شامل یک اسکار بهترین فیلم، یک اسکار بهترین کارگردانی، دو جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی و یک جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی شده‌است. کوپولا همچنین برنده چهار جایزه گُلدِن گُلوب و دو نخل طلای جشنواره کَن شده‌است. او را بیشتر به خاطر ساخت سه‌گانه فیلمِ پدرخوانده (Godfather) می‌شناسند که سینمای گانگستری را متحول کرد. این کارگردان مشهور درباره اسلام و قرآن کریم حرف های جالبی زده است. آقای کوپولا می گوید:

 

If you know the Qur’an, the first words are: In the name of God, the Gracious and the Merciful. Praise be to God, Lord of the Worlds, the Most Gracious, the Most Merciful, Master of the Book of Judgment.

 

ترجمه: مشکلات دنیا خیلی غم انگیز است. غم انگیز است. اما اگر قرآن را بشناسید، اولین کلمات قرآن این است؛ اولین کلمات:«به نام خداوند بخشنده مهربان. نیایش خدایی که پروردگار جهانیان است. خدایی که بخشنده ترین و مهربان ترین است. کسی که پادشاه روز جَزا است. بخشندگی و مهربانی از آنِ او است. در صفحه اول دو بار تکرار شده است. ما تو را می پرستیم و ما از تو می خواهیم راه درست را به ما نشان دهی. راه درستکاران، نه راه گمراهان و کسانی که نسبت به آنها خشمگین هستی.

 

Anyone who knows this beautiful religion that was the height of civilization in the 13th century, knows that at the root of that religion, the two most important words are that God is Gracious, God is Merciful, and we trust to that God to deliver us from this misunderstanding that is hurting people.

 

ترجمه: هر کسی که این دین زیبا را بشناسد که نقطه عطفِ انسانیّت در قرن سیزدهم [میلادی] بوده، تمدنی عربی که داشتیم که به ما ریاضی و علوم را معرفی کردند؛ همه می دانند که ریشه اصلیِ این دین، دو کلمه مهم است: که خداوند بخشنده است و خداوند مهربان است و ما به آن خدا اعتقاد داریم که ما را در این فتنهای که به مردم آسیب می رساند نجات خواهد داد. خدا عذاب مردم را نمی خواهد. خداوند بخشنده و مهربان است و این تمام حرف من است.

برای مشاهده فیلمِ اصلیِ صحبت های آقای کوپولا روی عبارت زیر کلیک کنید تا به آدرس مورد نظر بروید:

Francis Ford Coppola defends Islam as religion of mercy

 

اگر نتوانستید فیلم اصلی را ببینید، می توانید فیلم صحبت های آقای کوپولا را با زیرنویس فارسی در سایتی ایرانی مشاهده کنید. برای این کار روی عبارت زیر کلیک کنید تا به آدرس صفحه سایت مذکور بروید:

فرانسیس فورد کوپولا، فیلمساز و کارگردان آمریکایی از اسلام و قرآن می گوید

ادامه دارد...

ظاهرا آقای کاپولا فقط صفحه اول قرآن را مطالعه نموده اند و تحقیقاتشان به سوره توبه یا خیلی از آیات دیگر نرسیده. 

خود ما بیش تر از ایشان در مورد قرآن مطالعه داشته ایم. ایشان فیلمساز موفقی هستند اما اسلام شناس نیستند. 

اعتقاد نیازمند بک پایه محکمه. اعتقادی که بر پایه سخن آقای کاپولا شکل بگیره، بر اساس حرف یک فیلمساز دیگر میتونه فرو بریزه.

توسل به مرجع در دو حالت مغلطه محسوب میشه:

1- توسل به مرجع نامرتبط: استناد به سخن کسی که در زمینه دیگری معروف شده و در زمینه مورد بحث ما تخصص خاصی نداره.

2- عدم ذکر اختلاف نظرها: وقتی بین صاحبنظران اختلاف نظر هست، بایستی نظرات مختلف به طور متناسب نقل قول شوند. گلچین کردن صاحبنظران دارای یک عقیده خاص و نقل قول جهتدار از اونها، نوع دیگری از این مغلطه است.

 

فردی که به قول شما اشکالات برهان صدیقین را تشخیص می‌دهد، بعیده که به این سادگی متقاعد بشه.

فردی که به قول شما اشکالات برهان صدیقین را تشخیص می‌دهد، بعیده که به این سادگی متقاعد بشه.

سلام

لطفا به حرف های من دقت کنید. من گفتم:«اگر برای این فرد، برهانی به قدرت برهان صدّیقین برای اثبات حقانیت اسلام هم ارائه دهید، او حرفی در ردّ و عدم پذیرشِ آن می زند». عدم پذیرش به معنای ارائه دلیل و اشکالِ محکم در ردِ برهان صدّیقین نیست. برادر این خانم، خیلی ناشیانه از آیه ای که در آن استفهام توبیخی ذکر شده، برای اثباتِ درستیِ عمل نکردن به بخشی از دستورات دینی استفاده می کند. آیا این فرد قادر به تشخیصِ اشکالات برهان صدّیقین است؟؟!! خیر. او به احتمال زیاد با این دسته دلایل مخالفت می کند و دلیلی از خود برای مخالفت می تراشد.  

  

سلام

خب من شناخت کافی از ایشان ندارم، اما حتی اگر شناخت کافی از فلسفه و منطق نداشته باشند، می‌توانند شروع به یادگیری آن کنند. شناخت مغلطه‌ها و جهتگیری‌های شناختی به تنهایی می‌تونند دید بازتری به ایشان در تحقیق بدهند.

یکی از ضعفهای آموزش دینی در مدارس ما اینه که بیشتر روی اقناع مخاطب متمرکز میشن تا بنا کردن یک چارچوب محکم منطقی است، به قول معروف بیشتر ماهی می‌دهند تا این که ماهیگیری یاد بدهند، اما امروزه دیگه این شیوه جواب نمیده. قدیم همه چیز به صورت کتاب بود و اگر کتابی مجوز انتشار در داخل کشور را نداشت، دسترسی به آن غیر ممکن میشد؛ اما امروزه اینترنت شرایط را تغییر داده و این اهمیت یادگیری منطق را افزایش می‌دهد.

سلام وقتتون بخیر

بنده از هر دو بزرگوار متشکرم

برادر بنده بحثهای فلسفی زیادی مطالعه کرده اند و قبلا خیلی بیشتر ولی الان کمتر درگیر مسائل فلسفی میشوند

یکی از مسائلی که بود اسم دقیق را یادم نیست اما اینطور بود که خدایانی هستند که این خدایان زیر نظرخدایان دیگری هستند و شاید یکسری از این خدایان حالا دیگر نباشند (فکرمیکنم طبق نظریه حذف شده اند) و باز هم این سلسله مراتب بود

و الان دنیای به این بزرگی توسط خدایانی اداره میشود .

با برهان نظم این موضوع گاهی بر طرف نمیشود برای کسی که دین را پذیرفته قابل هضم است اما کسی که در حال انتخاب گریست دلایل خیلی بیشتر و منطقی تری را میطلبد

 

گفته شده بود شاید این خدای ما هم جزئی از این خدایان هستن ولی قدرتمند تر و بالاتر از اوهم باشد انتهای این سلسله نمیدانم چیست چون نظریه را خودم نخواندم آنموقع تا جایی که فهمیدم و الان یادم هست اینها بودند

واین صحبت که خداوند نعوذ باللّه برای سنجش انسانها به شیطان نیاز داشته و مجبور به خلقت او بوده یعنی باید این اتفاق می افتاده پس اجبار در میان است

یکی از مسائلی که بود اسم دقیق را یادم نیست اما اینطور بود که خدایانی هستند که این خدایان زیر نظرخدایان دیگری هستند و شاید یکسری از این خدایان حالا دیگر نباشند (فکرمیکنم طبق نظریه حذف شده اند) و باز هم این سلسله مراتب بود

و الان دنیای به این بزرگی توسط خدایانی اداره میشود .

لازم نیست برای اثبات توحید، انسان خیلی تلاش فکری نماید و سعی کند برهان های فلسفی ارائه دهد. در همین جوامع انسانی نگاه کنید. در یک کشور، یک رییس جمهور کابینه ای جهت اداره امور کشور تعیین می کند و برای هر بخش وزیری انتخاب می نماید. با اینکه وظایف و محدوده اختیارات هر وزیر مشخص است، اما در مواقع زیادیْ وزیران با یکدیگر اختلاف نظر پیدا می کنند و بیشتر اوقات با پادرمیانی رییس جمهور اختلاف حلّ می شود؛ اما گاهی این اختلافات به تغییر وزیران کابینه منجر می شوند. این همان موضوعی است که خداوند متعال در قرآن کریم، سوره مبارکه انبیاء، آیه شریفه 22 می فرماید: (لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا)؛ یعنی «اگر در آسمان و زمین، جز «اللّه» خدایان دیگری بود، فاسد می‌شدند (و نظام جهان به هم می‌خورد)!». در جوامع انسانی دو نفر نمی توانند یک کشور را بدون اختلاف نظر اداره کنند؛ آن وقت برادر شما تصوّر می کند این جهان با این همه گستردگی توسط چند خدا اداره می شود؟ این مسأله به صورت ساده در برخی کارتون های کودکانه نیز نشان داده شده است. به خاطر دارم در یکی از نسخه های کارتون سیندرلا، در انتهای کارتون، دو فرشته بر سر رنگ لباس سیندرلا اختلاف داشتند و هر یک رنگ لباسش را به سلیقه خود تغییر می داد. مثال کارتون سیندرلا را به خاطر علاقه برادرتان به فیلم های خارجی گفتم؛ وگرنه شأن اعضای سایت، اجلّ و بالاتر از کارتون ها است. 

یکی از مسائلی که بود اسم دقیق را یادم نیست اما اینطور بود که خدایانی هستند که این خدایان زیر نظرخدایان دیگری هستند و شاید یکسری از این خدایان حالا دیگر نباشند (فکرمیکنم طبق نظریه حذف شده اند) و باز هم این سلسله مراتب بود

و الان دنیای به این بزرگی توسط خدایانی اداره میشود .

با سلام خدمت شما

پیش از این که به این گزاره بپردازیم، بایستی مفهوم کلمه «خدا» مشخص شود. بحث واژه شناسی نداریم بلکه مهم منظور گوینده از این کلمه است.

اگر منظور از خدا، واجب الوجود یا علت العلل باشه، برای اثبات یکتایی چنین موجودی استدلالهایی ذکر شده است.

اما اگر منظور، وجود موجودات قدرتمند و دارای اختیارات زیاد باشه، نه تنها محال نیست بلکه از اعتقادات اسلامه. به طور مثال، شیعه قائل به ولایت تکوینی و همچنین اختیار ائمه است. فرشتگان که موجودات قدرتمند اما بدون اختیار در نظر گرفته میشوند، در سطحی پایینتر، موجوداتی مثل انسانها دارای اختیار هستند اما با قدرتهای کمتر.

 

بنابراین با وجود این که یکتایی علت العلل قابل استدلال است، اما موجودات مختار متعدد اند.

اما چرا تعدد موجودات دارای اختیار باعث فساد نمیشود؟ دو دلیل براش ذکر میشه:

1- تمام این اختبارات در راستای اراده یک خدای یکتا است. (که در اینجا، خدا را به معنی واجب الوجود بایستی بگیریم)

2- نبود مسائلی مثل خودخواهی و ... در موجودات بالا می‌تواند مانع از تلاششان بر فساد جهان شود. وگرنه در جایی که هم خودخواهی هست و هم اختیار (مثل انسانها که هر دو ویژگی را دارند) امکان تضاد منافع و بروز کشمکش ها وجود دارد.

 

پی نوشت: کلمه خدا از نظر واژه شناسی دارای ریشه های متعدده. در نتیجه، این کلمه در ترجمه مفاهیم مختلفی از مذاهب مختلف به کار میره که موجب مغلطه اشتراک لفظ میشه.

به طور مثال جمله زیر را در نظر بگیرید:

«در مذهب زرتشت اعتقاد به خدایان متعدد وجود دارد، در حالی که یکتایی خدا در فلسفه اثبات شده است»

مذهب زرتشت به "بغ" های متعدد اعتقاد داره، فلسفه یکتایی علت العلل یا واجب الوجود را اثبات کرده. اما به اعتقاد زرتشتیان، بغ علت العلل نیست ...

وقتی ما هر دوی این کلمات را خدا معنا کنیم، اشتراک لفظ بین دو مفهوم مختلف موجب سردرگمی میشه. مثل جمله زیر:

«انگور شیرین است، شیرین معشوق فرهاد است، پس انگور معشوق فرهاد است»

با سلام خدمت شما

پیش از این که به این گزاره بپردازیم، بایستی مفهوم کلمه «خدا» مشخص شود. بحث واژه شناسی نداریم بلکه مهم منظور گوینده از این کلمه است.

اگر منظور از خدا، واجب الوجود یا علت العلل باشه، برای اثبات یکتایی چنین موجودی استدلالهایی ذکر شده است.

اما اگر منظور، وجود موجودات قدرتمند و دارای اختیارات زیاد باشه، نه تنها محال نیست بلکه از اعتقادات اسلامه. به طور مثال، شیعه قائل به ولایت تکوینی و همچنین اختیار ائمه است. فرشتگان که موجودات قدرتمند اما بدون اختیار در نظر گرفته میشوند، در سطحی پایینتر، موجوداتی مثل انسانها دارای اختیار هستند اما با قدرتهای کمتر.

بنابراین با وجود این که یکتایی علت العلل قابل استدلال است، اما موجودات مختار متعدد اند.

اما چرا تعدد موجودات دارای اختیار باعث فساد نمیشود؟ دو دلیل براش ذکر میشه:

1- تمام این اختبارات در راستای اراده یک خدای یکتا است. (که در اینجا، خدا را به معنی واجب الوجود بایستی بگیریم)

2- نبود مسائلی مثل خودخواهی و ... در موجودات بالا می‌تواند مانع از تلاششان بر فساد جهان شود. وگرنه در جایی که هم خودخواهی هست و هم اختیار (مثل انسانها که هر دو ویژگی را دارند) امکان تضاد منافع و بروز کشمکش ها وجود دارد.

سلام

مطالب خوبی در مورد یکتایی واجب الوجود و امکان تعدد موجودات قدرتمند نوشته اید. متشکر و ممنون. 

سلام از هر دو بزرگوار متشکرم ، لطف فرمودین .

برای موضوع نماز ، نخواندن آن که با کاهل نمازی شروع شده و گاهی به این بهانه که برای خواندن نماز در هر بار بازه ای مشخص داریم که میتوان آنرا خواند تاخیر افتاده تا فراموش شود،توصیه ای دارین؟

برای موضوع نماز ، نخواندن آن که با کاهل نمازی شروع شده و گاهی به این بهانه که برای خواندن نماز در هر بار بازه ای مشخص داریم که میتوان آنرا خواند تاخیر افتاده تا فراموش شود،توصیه ای دارین؟

برادر شما اصل دین اسلام را قبول ندارد. او باید ابتدا قانع شود که اسلامْ دین درستی است و بعد به اینکه نمازخواندن تکلیف الهی است واقف شود و شروع به خواندن نماز کند. در ابتدای ظهور اسلام، نماز بر مسلمانان بلافاصله واجب نشد. آيت الله جعفر سبحانی در اين باره می گويند:"از لابلای تاريخ استفاده می شود كه تا لحظه مرگ ابوطالب (عليه السلام) [سه سال قبل از هجرت (سال دهم بعثت)] نماز واجب نشده بود، زيرا در لحظات مرگ وی سران قريش به حضور وی آمدند و از او درخواست كردند كه كار آنها را با برادرزاده اش يكسره كند و او را از كردار خود باز دارد و در برابر آن هر چه می خواهد بگيرد. پيامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن محفل رو به سران كرد و گفت:«من از شما فقط يك چيز بيشتر نمي خواهم و آن اين كه بگوييد: لا اله الّا الله؛ يعني گواهي به يگانگي خدا دهيد»".

برادر شما نیز تا مطمئن نشود که اسلام دین درستی است و دستوراتش را باید انجام دهد، نماز نمی خواند و اگر هم بخواند، از روی بی میلی است و احتمال دارد واجباتی مانند: وضو را انجام ندهد و تظاهر به نمازخواندن کند.   

پی نوشت:

1: سبحانی، جعفر، فروغ ابديت، نشر دانش اسلامي، 1363 ش، ج 1، ص 385.

وظیفه اعضای خانواده در قبال ایشان چیست؟

وظیفه اعضای خانواده در قبال ایشان چیست؟

 

شما و مادرتان دوست دارید که برادرتان نماز و وظایف دینی اش را به جا آورد و به مسائل دینی اهمیت بدهد. در مورد برخورد با ترک نماز  توصیه هایی به شما ارائه می نمایم. حتما شما و بقیه اعضای خانواده و به ویژه مادرتان این توصیه ها را رعایت نمایید:

- از ارتباط دستوری با برادرتان خودداری نمایید:

ارتباطِ دستوری با شکست مواجه می شود. در دروه کودکی، پدر و مادر به فرزندِ خود دستور می دهند و امر و نهی می کنند. یعنی در دوره کودکی از بالا به فرزند خود نگاه می کنند؛ اما این نوع رابطه در دوره جوانی، دیگر کارآمدیِ لازم را ندارد. برادرتان در آستانه جوانی است. جوان دوست دارد مستقل باشد و تحت سلطه کسی قرار نگیرد. این مسأله باعث می‌شود هر گونه امر و نهی از طرفِ دیگران را در تضاد با استقلال خود ببیند و با آن مقابله کند. پس به هیچ وجه به برادر جوان تان امر و نهی نکنید و برای هیچ کاری از فعل هایِ دستوری بهره نگیرید. چون او نه تنها به آن توجه نمی‌کند؛ بلکه خلاف آن را انجام می‌دهد. ارتباط در دوره جوانی باید به صورتی افقی باشد. یعنی پدر و مادر و بقیه اعضای خانواده باید خود را در سطحی مساوی با جوان بینند و به جای دستور و امر و نهی کردن؛ با تفاهم، همدلی و درکِ وضعیّتِ جوان با او ارتباطِ صحیحی برقرار نمایند.  

ادامه دارد...

- دلایل قوی پیدا کنید:
در کنار استفاده از دلایلِ جَدَلی، همچون نظر افراد مشهوری که برادرتان قبول دارد، سعی کنید دلایلِ علمیِ درست و عقلانی بودنِ دین داری را بیابید. نوجوان نسبت به یک کودک از نیروی ذهنی قوی تری برخوردار است. نوجوان تقلید از دستورات را دوست ندارد؛ بلکه دوست دارد دلیلِ هر مسأله ای را بداند. جواب هایی که از روی بی حوصلگی به سؤالات نوجوان داده می شوند- مانند: نمی دانم، حوصله ندارم، تو هم مثل من باش، این سؤالات را ول کن- نه تنها کمکی به حلّ مسأله در ذهن نوجوان نمی کند؛ بلکه ذهنش را بیشتر درگیر می کند و چه بسا شأن و جایگاه علمی پدر و مادر و اطرافیان را در ذهن نوجوان تنزّل می دهد و پایین می آورد.

 

این یک خصلت انسانی است که وقتی فرد نسبت به یک موضوع خوب توجیه نشود، آن را نمی پذیرد و در نتیجه اتفاقی مثل انکار یا تردید نسبت به آن موضوع در رفتارش بروز می کند. پس باید منطق قوی و قابل فهم را منتقل کنیم و در هر مرحله سنّی سوالات فرزند را به صورت منطقی پاسخ دهیم. در این صورت رفتار فرد یک پشتوانه محکم عقلی و فکری دارد و به راحتی نمی توان آن را دستکاری و تخریب کرد.

 

با مطالعه کتاب های مفید سعی نمایید علت واقعی مفید بودن دین داری را دریابید و پاسخ به شُبَهات موجود درباره دین داری را یاد بگیرید. با مراجعه به سایت های معتبر نیز می توانید به اطلاعات مفید دست پیدا کنید.

ادامه دارد...

- غیر زبانی تبلیغ کنید:

گفته اید:«سعی کردم دوست باشم و بیشتر با شادی و تفریح باهم زندگی کنیم». این کارْ خوب است. برای راهنمایی برادرتان به مسائل دینی لازم نیست همیشه او را نصیحت کنید. بلکه همین که الگوی خوبی از یک زن مسلمان باشید، تأثیر بسیاری در گرایش او به اسلام و دستورات آن دارد. وقتی برادرتان ببیند خواهرش به دستورات دینی عمل می نماید، دروغ نمی گوید، به وعده ها و قول هایش حتماً عمل می کند و ...، این بزرگ ترین دعوت به دین است. حضرت امام صادق  (صلوات الله و سلامه علیه) می فرماید:«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِیَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِیَةٌ»(1)؛ یعنی «مردم را با غير زبان خود دعوت كنيد، تا پارسايى و سخت كوشى و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها، خود[بهترين] مبلّغ هستند».

- در طول زمان، از روش های مختلف برای نشان دادن درستیِ نظرات تان استفاده کنید:

در کنار استفاده از دلایلِ علمی، از دلایلِ جدلی نیز بهره ببرید. 

 

پی نوشت:

1: الکافی، ج2، ص78؛ وسائل ‏الشیعة، ج1، ص76؛ وسائل‏ الشیعة، ج15، ص246. 

ادامه دارد...

- شما و مادرتان صبور باشید: 

نمازخواندن و روزه گرفتن و کُلّاً مذهبی و متدیّن بودن، مسأله ای است که در هویت انسان ریشه دارد. مسائلی که در هویّت انسان ریشه دارند، به سختی تغییر می کنند. هر تغییرِ بُنیادی نیز باید از درونِ انسان صورت گیرد و از بیرون و با فشار و زور محقّق نمی شود. یک جوجه که درون تخم است، اگر با نوکِ خودش پوسته را سوراخ کند، می تواند به دنیا بیاید و زندگی کند و رشد نماید. اما اگر با فشارِ بیرونیْ پوسته سوراخ شود و جوجه به زور بیرون کشیده شود، در بهترین حالتِ ممکنْ جوجه ای ضعیف بار می آید. انسان هایی که به مذهب و دین روآورده اند، خودشان خواسته اند که در این مسیر گام بردارند. "بُشر بن حارث بن عبدالرحمن مَروزی"، معروف به «بُشر حافی»، روزگاری را در شهر بغداد به لهو و لعب گذرانده بود. روزی حضرت امام موسی کاظم(صلوات الله و سلامه و علیه) از کنار خانه او می‌گذشت. صدای ساز و آواز از خانه او بلند بود. کنیزش با ظرف خاکروبه، از منزلِ بُشر بیرون آمد تا آن را خالی کند. امام از کنیز پرسید:«صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟» کنیز در پاسخ گفت:«او آزاد است». امام فرمود:«راست گفتی! اگر بنده بود از مولای خود می‌ترسید». کنیز به داخل خانه برگشت. بُشر از کنیز پرسید:"چرا دیر آمدی؟". کنیز ماجرای سؤال مرد ناشناس را نقل کرد. بشر پرسید:"آن مرد در نهایت چه گفت؟". کنیز جواب داد:"آخرین سخن آن مرد این بود که «راست گفتی! اگر بنده بود، از مولای خود می‌ترسید». بُشر پس از شنیدن این حرف، با پای برهنه بیرون دوید و خود را به امام کاظم(صلوات الله و سلامه و علیه) رساند و عرض کرد:"آقای من! از خدا و از شما معذرت می‌خواهم. من بنده خدا بوده و هستم. از اعمال گذشته‌ام توبه می‌کنم. آیا توبه‌ام قبول است؟". حضرت فرمود:«آری! خدا توبه‌ات را قبول می‌کند. معصیت را برای همیشه ترک کن»(1). این تغییرِ بُشر با اراده خودش اتفاق افتاد؛ نه زور و اجبار.

 

پی نوشت:

1: علامه حلى‏، منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، مؤسسه عاشورا، مشهد‏، 1379ش، ص59.