جمع بندی تئوری توهم بزرگ و رؤیای پروانه ای

تب‌های اولیه

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تئوری توهم بزرگ و رؤیای پروانه ای

با عرض سلام و خسته نباشید

تئوری توهم بزرگ(ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛شاید ما در خواب و رویایی طولانی در حال زندگی کردن باشیم) و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

  اینجانب از زمانی که این تئوری را مطالعه کردم موجب سردرگمی شدید  بنده  شده است و دنبال پاسخ خود گشتم اما پاسخی پیدا نکردم ،خواهشمندم پاسخی علمی و درست در این باره دریافت کنم

پیشاپیش از توجه شما متشکرم

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

تئوری توهم بزرگ(ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛شاید ما در خواب و رویایی طولانی در حال زندگی کردن باشیم) و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

  اینجانب از زمانی که این تئوری را مطالعه کردم موجب سردرگمی شدید  بنده  شده است و دنبال پاسخ خود گشتم اما پاسخی پیدا نکردم ،خواهشمندم پاسخی علمی و درست در این باره دریافت کنم

آنچه که می فرمایید یک جلوه از تفکرات ایده آلیستی است که خارج را ساخته و پرداخته ذهن انسان میداند.

در این خصوص باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

این گونه تفکرات نشأت گرفته از یک سری تخیلات است که هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد. یعنی دست طرفداران این دیدگاه از دلیل قابل دفاع برای اثبات آن خالی است. این ایده ها بیشتر جنبه روانشناختی دارد، و هیچ دلیل علمی و منطقی بر اثبات آن وجود ندارد.

بنابراین در گام اول باید این را بدانید که شما در برابر یک اعتقاد اثبات شده که با سایر دیدگاه ها در تعارض است، روبرو نیستید، بلکه صرفا یک گمانه زنی است.

 

نکته دوم:

این که قبول داریم ما وجود داریم خودش پذیرش یک حقیقت است، یعنی بالاخره در هر صورت من خودم را پذیرفته ام و وجود من به عنوان یک کسی که یا دارد در بیداری زندگی می کند و یا در خواب است و دارد خواب می بیند، واقعیت دارد.

پس واقعیتی وجود دارد، و وقتی واقعیتی وجود دارد یعنی وجود واقعیت با مشکل و مانعی روبرو نیست، پس چرا باید بقیه امور را غیر واقعی بدانیم؟ اگر انسان دارد خواب می بیند منشأ این خواب چیست؟ خواب انسان از دو حال خارج نیست، یا نشأت گرفته از مرور افکاری است که در گذشته با آنها روبرو بوده است، و یا نشأت گرفته از عواملی خارج از اراده اوست که در هر دو صورت نشان میدهد که واقعیتی ورای انسان وجود دارد.

علاوه بر اینکه اگر همه چیز زاییده توهم انسان و به دست خیال او باشد باید امور را آنگونه که می خواهد پیش ببرد اما نمیشود. این نقش ذهن در خارج را نفی می کند. مثلا ما وجدانا درک می‌کنیم که در مواردی که ذهن مشغله مهم و جدی دارد، ادراکات ذهنی بی اهمیت را فراموش کرده و از آنها غافل می‌شود اما در مورد وجودهای خارجی، غفلت ذهن از آنها هیچ نقشی در عدم وجود، یا بی تاثیر شدنشان ندارد، مثلا فرض کنید جلوی پای شما مانعی باشد، همواره حواستان هست که به آن نخورید تا دردی را ادراک و احساس نکنید، اما با شنیدن خبری مهم و ناگهانی یکدفعه از جا می‌پرید و با برخورد با آن مانع همیشگی، به زمین می‌خورید، اگر ادراک خطا و اشتباه و تخیل نفس می‌بود، و در واقع چیزی در خارج وجود نداشت، الان که نفس شما تمام توجهش به آن خبر مهم بود نباید متوجه آن مانع توهمی می‌شد و وجود آن را به اشتباه به شما تلقین می‌نمود، همانطور که در وجودهای ذعنی اینگونه است.

 

نکته سوم:

ما در مواردی که شاهکارهای دیگران در رشته های مختلف چون ادبی، هنری و غیره را مشاهده می‌کنیم یا مطالعه می‌کنیم ناتوانی خویش را در ایجاد مثل آن احساس می‌کنیم، آثاری چون دیوان حافظ، مثنوی مولوی، یا شاهنامه فردوسی و...، در حالی که اگر این ادراکات ساخته نفس خودمان می‌بود ادارک آنها مشروط به مطالعه یا مشاهده آثار اینچنینی نمی بود و ما می توانستیم به راحتی نمونه آن را بیاوریم.

و اگر هم این آثار هنری از جانب دیگری وارد خواب و تفکرات ما شده است، پس بالاخره واقعیتی خارج از ذهن ما وجود دارد.

به نام خدا

میشه بیشتر توضیح بدید؟که خواب هستیم یا نه

شاید ناخداگاهمون وقتی رو یه چیز تمرکز میکنیم بدون این که متوجه هم بشیم به چیز دیگه ای هم معطوف بشهو اون رو تصور کنه ویا هنگام مطالعه چیزهایی که میخونیم در اصل چیز هایی باشه که ما در بیداری خوندیم و در خواب آن ها را بصورت مطالعه یاد آوری میکنیم

از کجا معلوم ،شاید ما خواب باشیم و از اونجایی که خداوند در خواب ما رو راهنمایی(ارسال پیامبر و...)نمیکنه،شیطان دین ها و مقدساتی رو که ما میشناسیم رو به وجود آورده تا ما رو گمراه و سرگردون بسازه و زجرمون بده

لطفا راهنماییم کنید این افکار منو داره کلافه میکنه

میشه بیشتر توضیح بدید؟که خواب هستیم یا نه

شاید ناخداگاهمون وقتی رو یه چیز تمرکز میکنیم بدون این که متوجه هم بشیم به چیز دیگه ای هم معطوف بشهو اون رو تصور کنه ویا هنگام مطالعه چیزهایی که میخونیم در اصل چیز هایی باشه که ما در بیداری خوندیم و در خواب آن ها را بصورت مطالعه یاد آوری میکنیم

از کجا معلوم ،شاید ما خواب باشیم و از اونجایی که خداوند در خواب ما رو راهنمایی(ارسال پیامبر و...)نمیکنه،شیطان دین ها و مقدساتی رو که ما میشناسیم رو به وجود آورده تا ما رو گمراه و سرگردون بسازه و زجرمون بده

لطفا راهنماییم کنید این افکار منو داره کلافه میکنه

 

ببینید من به نظرم شبهه شما علمی نیست، و مشکل شما بیشتر یک مشکل روانشناختی است، تا علمی. ذهنتان را درگیر این حرف هایی که جز از وسواس نشأت گرفته و هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد مشغول نکنید.

شما به راحتی می دانید که از آوردن اشعتری مثل حافظ و سعدی و فردوسی عاجز هستید، پس اینها در حقیقتی خارج از شما هستند، نه ساخته ذهن شما و خوب شما.

علاوه بر اینکه خدا یک موجود برتر و حکیم و عالم است که با ادله عقلی قطعی اثبات میشود،  چنین خدایی در خواب هم انسان را هدایت می کند. 

به نام خدا

میشه بیشتر راهنمایی کنید،من واقعا به راهنمایی نیاز مندم و فقط دنبال حقیقت میگردم و نمیخواش شبهه ای در ذهنم درباره عقاید دینی ام باشه

فکر نکنم در این ضمینه روان شناس حرفی برای گفتن داشته باشه،بنظر شما این سوال رو از چه افراد دیگری میتوانم بپرسم که بتوانند در این ضمینه کمکم کنند

پیشاپیش از توجه شما متشکرم

 

میشه بیشتر راهنمایی کنید،من واقعا به راهنمایی نیاز مندم و فقط دنبال حقیقت میگردم و نمیخواش شبهه ای در ذهنم درباره عقاید دینی ام باشه
فکر نکنم در این ضمینه روان شناس حرفی برای گفتن داشته باشه،بنظر شما این سوال رو از چه افراد دیگری میتوانم بپرسم که بتوانند در این ضمینه کمکم کنند

خب برای راهنمایی دقیق تر میشه سن و تحصیلاتتون رو بفرمایید؟

 

24,دانشجو کارشناسی ارشد

با عرض سلام و خسته نباشید

تئوری توهم بزرگ(ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛شاید ما در خواب و رویایی طولانی در حال زندگی کردن باشیم) و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

  اینجانب از زمانی که این تئوری را مطالعه کردم موجب سردرگمی شدید  بنده  شده است و دنبال پاسخ خود گشتم اما پاسخی پیدا نکردم ،خواهشمندم پاسخی علمی و درست در این باره دریافت کنم

پیشاپیش از توجه شما متشکرم

 

سلام

سوال شما جنبه های فلسفی داره، حقیقتا پاسخ به این سوال مشکل است و پاسخی هم نداره.

این پرسش شما صرفا خلاصه به عقاید مذهبی نمیشه و شامل همه ی عقاید شما میشه و بحثش دامنه دار است.

 

اما چون گفتید دلایل علمی رد آن رو هم بگید پس به علم باور دارید، پس درک شما از مفهوم خواب هم در چارچوب تجربه ای است که در این دنیا دارید.

مشخصه اصلی علم اعتقاد به قوانین ازلی و تغییر ناپذیر است که منجر به تکرار پذیری در این دنیا میشود، اما ما تکرارشدن رو در خواب نداریم.

نکته دوم این است که خواب های ما برگرفته از وقایع زندگی ماست، یعنی ما هیچ وقت در خواب(آنچه که ما خواب تصور میکنیم) تصاویر و صور جدیدی نمیبینیم که نسخه ذهنی یا واقعی آن قبلا در دنیای کنونی ندیده باشیم. به طور مثال شما اگر در دنیای واقعی فقط مار دیده باشید، در خواب ببر را باز تولید نمیکنید یعنی تجربه های ذهنی و واقعی شما مقدم بر تجربه های خواب شما هستند.

 

با عرض سلام و خسته نباشید

تئوری توهم بزرگ(ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛شاید ما در خواب و رویایی طولانی در حال زندگی کردن باشیم) و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

  اینجانب از زمانی که این تئوری را مطالعه کردم موجب سردرگمی شدید  بنده  شده است و دنبال پاسخ خود گشتم اما پاسخی پیدا نکردم ،خواهشمندم پاسخی علمی و درست در این باره دریافت کنم

پیشاپیش از توجه شما متشکرم

 

سلام

سوال شما جنبه های فلسفی داره، حقیقتا پاسخ به این سوال مشکل است و پاسخی هم نداره.

این پرسش شما صرفا خلاصه به عقاید مذهبی نمیشه و شامل همه ی عقاید شما میشه و بحثش دامنه دار است.

 

اما چون گفتید دلایل علمی رد آن رو هم بگید پس به علم باور دارید، پس درک شما از مفهوم خواب هم در چارچوب تجربه ای است که در این دنیا دارید.

مشخصه اصلی علم اعتقاد به قوانین ازلی و تغییر ناپذیر است که منجر به تکرار پذیری در این دنیا میشود، اما ما تکرارشدن رو در خواب نداریم.

نکته دوم این است که خواب های ما برگرفته از وقایع زندگی ماست، یعنی ما هیچ وقت در خواب(آنچه که ما خواب تصور میکنیم) تصاویر و صور جدیدی نمیبینیم که نسخه ذهنی یا واقعی آن قبلا در دنیای کنونی ندیده باشیم. به طور مثال شما اگر در دنیای واقعی فقط مار دیده باشید، در خواب ببر را باز تولید نمیکنید یعنی تجربه های ذهنی و واقعی شما مقدم بر تجربه های خواب شما هستند.

 

خب بازم مسئله رو رد نمیکنه ،اگر هم الان در خواب زندگی میکنیم چیزی رو میبینیم بدلیل اینه که در بیداری اینهارو ورای این چیزی که الان هستند تجربه کردیم و دیده ایم

میشه بیشتر راهنمایی کنید،من واقعا به راهنمایی نیاز مندم و فقط دنبال حقیقت میگردم و نمیخواش شبهه ای در ذهنم درباره عقاید دینی ام باشه
فکر نکنم در این ضمینه روان شناس حرفی برای گفتن داشته باشه،بنظر شما این سوال رو از چه افراد دیگری میتوانم بپرسم که بتوانند در این ضمینه کمکم کنند

خب برای راهنمایی دقیق تر میشه سن و تحصیلاتتون رو بفرمایید؟

 

همچنان منتظرم...

میشه بیشتر راهنمایی کنید،من واقعا به راهنمایی نیاز مندم و فقط دنبال حقیقت میگردم و نمیخواش شبهه ای در ذهنم درباره عقاید دینی ام باشه
فکر نکنم در این ضمینه روان شناس حرفی برای گفتن داشته باشه،بنظر شما این سوال رو از چه افراد دیگری میتوانم بپرسم که بتوانند در این ضمینه کمکم کنند

خب برای راهنمایی دقیق تر میشه سن و تحصیلاتتون رو بفرمایید؟

 

همچنان منتظرم...

و همچنان منتظر

با عرض سلام و خسته نباشید

تئوری توهم بزرگ(ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛شاید ما در خواب و رویایی طولانی در حال زندگی کردن باشیم) و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

  اینجانب از زمانی که این تئوری را مطالعه کردم موجب سردرگمی شدید  بنده  شده است و دنبال پاسخ خود گشتم اما پاسخی پیدا نکردم ،خواهشمندم پاسخی علمی و درست در این باره دریافت کنم

پیشاپیش از توجه شما متشکرم

 

سلام

سوال شما جنبه های فلسفی داره، حقیقتا پاسخ به این سوال مشکل است و پاسخی هم نداره.

این پرسش شما صرفا خلاصه به عقاید مذهبی نمیشه و شامل همه ی عقاید شما میشه و بحثش دامنه دار است.

 

اما چون گفتید دلایل علمی رد آن رو هم بگید پس به علم باور دارید، پس درک شما از مفهوم خواب هم در چارچوب تجربه ای است که در این دنیا دارید.

مشخصه اصلی علم اعتقاد به قوانین ازلی و تغییر ناپذیر است که منجر به تکرار پذیری در این دنیا میشود، اما ما تکرارشدن رو در خواب نداریم.

نکته دوم این است که خواب های ما برگرفته از وقایع زندگی ماست، یعنی ما هیچ وقت در خواب(آنچه که ما خواب تصور میکنیم) تصاویر و صور جدیدی نمیبینیم که نسخه ذهنی یا واقعی آن قبلا در دنیای کنونی ندیده باشیم. به طور مثال شما اگر در دنیای واقعی فقط مار دیده باشید، در خواب ببر را باز تولید نمیکنید یعنی تجربه های ذهنی و واقعی شما مقدم بر تجربه های خواب شما هستند.

 

خب بازم مسئله رو رد نمیکنه ،اگر هم الان در خواب زندگی میکنیم چیزی رو میبینیم بدلیل اینه که در بیداری اینهارو ورای این چیزی که الان هستند تجربه کردیم و دیده ایم

سلام

نه این قیاس شما از لحاظ علمی درست نیست، چونکه در مثال من خواب و واقعیت دو تجربه است که هر کس آن را تجربه کرده است، اما در مثال شما فقط این فرض وجود دارد که ما الان در واقع خواب شخص دیگری هستیم. دلیلتون برای اینکه میگید ما قبلا اینها رو دیدم چی هست؟

 این گزاره شما به لحاظ علمی بار معرفتی نداره، یعنی قابل ابطال نیست. از طرفی همانطور که ذکر کردم شناخت ما از خواب آن چیزی است که در خوابهای روزمره تجربه کردیم و ما تکرارپذیری در خواب رو مشاهده نمیکنیم.

خب اگر ما در واقع خواب فرد دیگری هستیم، این تکرار پذیری رو چطور توجیه میکنید؟

اینکه شما باور دارید خواب فرد دیگری هستید تا زمانی که به باور صادق موجه نرسد قابل اعتنا نیست، مثلا من باور دارم که یک هشت پا هستم، تا زمانی که دلایل خوبی براش نیارم برای دیگران و خود فرد هم خیلی مهم نیست.

سلام

نه این قیاس شما از لحاظ علمی درست نیست، چونکه در مثال من خواب و واقعیت دو تجربه است که هر کس آن را تجربه کرده است، اما در مثال شما فقط این فرض وجود دارد که ما الان در واقع خواب شخص دیگری هستیم. دلیلتون برای اینکه میگید ما قبلا اینها رو دیدم چی هست؟

 این گزاره شما به لحاظ علمی بار معرفتی نداره، یعنی قابل ابطال نیست. از طرفی همانطور که ذکر کردم شناخت ما از خواب آن چیزی است که در خوابهای روزمره تجربه کردیم و ما تکرارپذیری در خواب رو مشاهده نمیکنیم.

خب اگر ما در واقع خواب فرد دیگری هستیم، این تکرار پذیری رو چطور توجیه میکنید؟

اینکه شما باور دارید خواب فرد دیگری هستید تا زمانی که به باور صادق موجه نرسد قابل اعتنا نیست، مثلا من باور دارم که یک هشت پا هستم، تا زمانی که دلایل خوبی براش نیارم برای دیگران و خود فرد هم خیلی مهم نیست.

سلام

منظور من اینکه تو خواب خودم هستم نه کسی دیگه اما خوابم یک خواب طولانی است و انچنان واقعی که متوجه نیستم که دارم خواب میبینم،شما گفتید زمانی میتوانید خواب یک موجود رو ببینید که اون رو در واقعیت دیده باشید،منم میگم قبول الان که من در خواب طولانی دارم بسر میبرم ،اگر یک مار رو میبینم دلیلش اینکه در عالم بیداری اون رو دیدم،پس دلیل شما برای رد این که ما در خواب نیستیم در شد

 

 

سلام

نه این قیاس شما از لحاظ علمی درست نیست، چونکه در مثال من خواب و واقعیت دو تجربه است که هر کس آن را تجربه کرده است، اما در مثال شما فقط این فرض وجود دارد که ما الان در واقع خواب شخص دیگری هستیم. دلیلتون برای اینکه میگید ما قبلا اینها رو دیدم چی هست؟

 این گزاره شما به لحاظ علمی بار معرفتی نداره، یعنی قابل ابطال نیست. از طرفی همانطور که ذکر کردم شناخت ما از خواب آن چیزی است که در خوابهای روزمره تجربه کردیم و ما تکرارپذیری در خواب رو مشاهده نمیکنیم.

خب اگر ما در واقع خواب فرد دیگری هستیم، این تکرار پذیری رو چطور توجیه میکنید؟

اینکه شما باور دارید خواب فرد دیگری هستید تا زمانی که به باور صادق موجه نرسد قابل اعتنا نیست، مثلا من باور دارم که یک هشت پا هستم، تا زمانی که دلایل خوبی براش نیارم برای دیگران و خود فرد هم خیلی مهم نیست.

سلام

منظور من اینکه تو خواب خودم هستم نه کسی دیگه اما خوابم یک خواب طولانی است و انچنان واقعی که متوجه نیستم که دارم خواب میبینم،شما گفتید زمانی میتوانید خواب یک موجود رو ببینید که اون رو در واقعیت دیده باشید،منم میگم قبول الان که من در خواب طولانی دارم بسر میبرم ،اگر یک مار رو میبینم دلیلش اینکه در عالم بیداری اون رو دیدم،پس دلیل شما برای رد این که ما در خواب نیستیم در شد

 

 

 

سلام

متوجه توضیح شما شدم در پست قبلی شما.

اما سوالاتی که پرسیدم که جواب به اون مساله رو به نظرم روشن تر می کند. به این سوال من پاسخ بدید

۱) تصور شما از خواب چیست؟ آیا تصوری خارج از این خوابهای روزمره دارید که ممکن است خوابی درون خوابهای شما باشد، یا نه ؟ پس وقتی از لفظ خواب استفاده میکنیم مفهوم آن همان است که هم من و هم شما تجربه کردیم. 

خب بیاید فرض کنیم دنیای بیداری که شما از آن حرف می زنید دنیایی قاعده مند است و اسمشو میزاریم دنیای شماره ۱. حالا که خوابیدیم باز هم دنیای ما قاعده مند است، دنیای شماره ی ۲، یعنی همین دنیای کنونی،  اما در مرحله ی بعد  درون این رویا دوباره میخوابیم که "خواب درون خواب" است، دنیای شماره ۳، دنیا قاعده مند نیست؟ چرا؟

 

 

 

 

 

سلام

متوجه توضیح شما شدم در پست قبلی شما.

اما سوالاتی که پرسیدم که جواب به اون مساله رو به نظرم روشن تر می کند. به این سوال من پاسخ بدید

۱) تصور شما از خواب چیست؟ آیا تصوری خارج از این خوابهای روزمره دارید که ممکن است خوابی درون خوابهای شما باشد، یا نه ؟ پس وقتی از لفظ خواب استفاده میکنیم مفهوم آن همان است که هم من و هم شما تجربه کردیم. 

خب بیاید فرض کنیم دنیای بیداری که شما از آن حرف می زنید دنیایی قاعده مند است و اسمشو میزاریم دنیای شماره ۱. حالا که خوابیدیم باز هم دنیای ما قاعده مند است، دنیای شماره ی ۲، یعنی همین دنیای کنونی،  اما در مرحله ی بعد  درون این رویا دوباره میخوابیم که "خواب درون خواب" است، دنیای شماره ۳، دنیا قاعده مند نیست؟ چرا؟

 

با سلام و درود به شما

بله منظورم دنیای ۱،۲،۳ هست،منظور شما از قاعده مند بودن دنیا رو نفهمیدم؟

دنیای ۱ دنیایی هست که (حالت A )من در ان خواب عمیقی فرو رفتم یا(B) موجوداتی بسیار پیشرفته تر از من مرا در خواب برده اند و یا این موجودات مغز مرا درون خمره ای گذاشته و با وصل کردن وسایل پیشرفته،همه چیز حتی احساسات و ادراک من رو به من القا و یا کنترل میکنند و یا (C) خدا خواسته که من در خواب باشم به علت دلایلی که نمیدانم و حتی احتمال دارد ساختار و کالبد جسم واقعی من از این جسمم متفاوت باشد ،اینگونه  دنیای ۲و ۳ را خواب مینامم

 

دیدن خواب درون خواب امکان پزیر است  همون طور که همه ما حد اقل یک بار تجربش کردیم،حتی خواب رو بعضی وقت ها با کیفیت بیش تر نسبت به بقیه خواب ها میبینیم پس این که دنیای ۲و ۳ خواب در خواب باشد امکان دارد مگر اینکه با دلیل درست بتونید ردش کنید

 

متشکرم که مطالبم رو دنبال میکنید تا به نتیجه برسیم

24,دانشجو کارشناسی ارشد

ظاهرا تاپیک مفصل تری را تاسیس کرده اید، در آنجا بحث را پیگیری کنیم؟

 

24,دانشجو کارشناسی ارشد

ظاهرا تاپیک مفصل تری را تاسیس کرده اید، در آنجا بحث را پیگیری کنیم؟

 

برای من تفاوتی نداره،فقط دنبال جوابم هستم

باشکر

پاسخ رو خودم پیدا کردم.

پرسش: چگونه اثبات مي شود كه اين دنيا يك خواب نيست؟

 

پاسخ:

1ـ كدام دنيا؟ اگر دنيا در خواب شماست؛ من از كجا بدانم كه شما در مورد چه چيزي سوال مي كنيد؟! اصلاً در اين صورت، خود من هم جزئي از خواب شما هستم. در اين صورت، خود همين سوال شما هم خواب ديدن است؛ يعني خواب مي بيني كه سوال مي كني. اگر من اثبات نمودم كه دنيا، خواب شما نيست؛ اين اثبات را هم در خواب مي بينيد. اگر با اثبات من قانع شديد، خواب مي بينيد كه قانع شده ايد؛ و اگر قانع نشديد، خواب مي بينيد كه قانع نشديد. پس اگر دنيا همه اش خواب است، حرف زدن و بحث نمودن و اثبات و ابطال نمودن و ... همه كشك است. اصلاً اگر دنيا خواب است؛ خود همين هم كه مي گويي دنيا خواب است، خودش خواب است. خود همين هم كه گفتم خواب است. دوباره همين جمله ي قبلي هم خواب است. همين هم كه گفتم « جمله ي قبلي هم خواب است» خودش هم خواب است. و ... . بنا بر اين، از فرض اينكه دنيا خواب شماست، لازم مي آيد كه شما در خوابي بي نهايت لايه باشيد. البته خود بي نهايت لايه بودن خواب شما هم خواب است.

ادامه دادن و جدّي گرفتن اين افكار، آخرش چيست؟ ديوانگي و سر در آوردن از تيمارستان.

2ـ افرادي وجود داشته و دارند كه وجود عالم خارج از خود را انكار كرده و مي گويند: هر چه ما خارج از خود مي يابيم در حقيقت ساخته ي ذهن خودمان هستند؛ يا موجوداتي هستند كه ما آنها را در خواب مي بينيم. پس تنها چيزي كه وجود دارد ذهن است و ديگر هيچ. گروه ديگري نيز وجود داشته و دارند كه مي گويند: من وجود دارم ؛ خارج از من نيز چيزهايي وجود دارند ؛ امّا من هيچ راهي براي فهم و درك درست آن موجودات خارج از خود ندارم ؛ بلكه من همواره حالت تغيير يافته اي از آن موجودات را درك مي كنم. اينها معتقد به وجود واقع ولي منكر علم به واقع مي باشند. گونه اي از اين پندار مي گويد: واقعيّت ثابت است ولي فهم ما از واقعيّت ثابت نيست؛ بلكه هر كسي واقع را متناسب با ادوات ادراكي خود مي فهمد يا تفاوت شرائط اشخاص، موجب تفاوت فهم آنها مي شود. پس ما هيچگاه نمي توانيم به يك فهم واحد جهان شمول از يك مطلب برسيم. اين گروه اخير در زمان ما بسيارند و با اشكال گوناگون ظهور نموده اند.

حكما از اين دو گونه طرز تفكّر با عنوان سفسطه ياد مي كنند و قائل آن را سفسطه گر يا سوفيست يا سوفسطايي مي نامند. البته برخي از اين طيفها براي گريز از اين اسم، خود را نسبي گرا مي خوانند.

مشكل مشترك تمام اشكال نظريّات سوفيستي آن است از پذيرش آنها ابطال خود آن نظريّات لازم مي آيد. مثلاً آنكه مي گويد: « ما راهي براي كشف واقع نداريم » از او مي پرسيم كه خود همين گزاره ي « ما راهي براي كشف واقع نداريم » واقعيّت است يا توهّم مي باشد؟ اگر واقعيّت دارد پس ما واقعيّتي را صد در صد كشف نموده ايم ؛ و اگر واقعيّت ندارد پس چرا بايد آن را بپذيريم؟ يا اگر كسي گفت: « تمام عالم در واقع ساخته ي پندار خود ماست يا خواب ما هستند» ، به او مي گوييم: خود همين هم كه مي گويي: « تمام عالم در واقع ساخته ي پندار خود ماست يا خواب ما هستند» ، خودش پندار و خواب توست و واقعيّت ندارد. و اگر اين واقعيّت ندارد پس مقابل اين معنا واقعيّت خواهد داشت.

همچنين، پندار و توهّم وقتي معني دارد كه واقع، و درك واقعي هم باشد؛ نيز، خواب ديدن وقتي معني دارد كه بيداري هم باشد. پس اگر ما همواره خوابيم، همين معني خواب و بيداري هم در خواب ماست؛ و چيزي به نام خواب و بيداري وجود ندارد. يعني از فرض اينكه ما همواره خواب مي بينيم، لازم مي آيد كه خواب ديدن، خودش واقعيّت نداشته باشد. پس اگر خواب ديدن واقعيّت ندارد؛ پس اين هم كه فرض نموديم ما همواره در حال خواب ديدن هستيم، باطل است.

اثباتي ديگر:

فرض كنيم آنچه ما با ديدن و شنيدن مي يابيم توهّم يا خوابند باشند ؛ در اين صورت از كجا مي فهميم كه توهّمهاي ما و خوابهاي ما، توهّم يا خواب هستند. اگر ما همواره در حال توهّم يا خواب ديدن هستيم پس تقسيم يافته هاي حسّي به حقيقي و توهّمي چه معنايي دارد؟ توهّم وقتي معنا دارد كه حقيقتي وجود داشته باشد ، همانگونه كه « بالا » با وجود « پايين » و « گرما » با وجود « سرما » معني پيدا مي كند.

اثباتي ديگر:

فرض كنيم آنچه مي بينيم و مي شنويم توهّمند. حال سوال اين است كه توهّمند يعني چه؟ آيا توهّم بودن يك چيز به معني عدم بودن آن است يا توهّم هم امري وجودي است؟ اگر امر وجودي است پس خود توهّم هم واقعيّت دارد ، همان گونه كه خوابهاي ما حقيقت دارند ؛ لكن ظرف تحقّق موجودات وهمي در ذهن مي باشد نه در عالم خارج. بلي شخص گرفتار توهّم خطايي كه مي كند اين است كه موجود ذهني را خارجي مي پندارد. امّا ما از كجا مي دانيم كه او دچار خطا و توهّم است؟ از آنجا كه واقعيّت خارجي را مي شناسيم. اگر ما قادر به درك واقعيّت نبوديم چگونه ممكن بود معني توهّم را ادراك نماييم؟ ما تا زماني كه در خوابيم و خواب مي بينيم ، تمام ديده هاي خود را واقعيّت مي يابيم ولي زماني كه بيدار مي شويم ، مي فهميم كه خواب بوده اند ؛ از كجا مي فهميم كه آن ديده ها توهّم بوده اند؟ از آنجا كه واقع را مي شناسيم. حال اگر كسي بگويد اين واقعيّت نيز چيزي چون توهّم و خواب است ، او چاره اي جز اين ندارد كه يا توهّم و خواب را واقعيّت بداند يا امر سومي را به عنوان واقعيّت معرّفي نمايد. چون بدون واقعيّت ، توهّم نيز معني ندارد.

اثباتي ديگر:

ما مفهوم وجود را داريم. حال فرض كنيم كه وجود، توهّم است. پس نتيجه مي گيريم كه وجود، وجود ندارد. امّا اين تناقض است. چون هر چيزي خودش، خودش است. توهّم، توهّم است. خواب، خواب است؛ وجود هم وجود است. پس « وجود، وجود ندارد»، يعني « وجود، عدم است». پس لازمه ي قبول سفسطه، اين است كه تناقض را جايز بدانيم. حال اگر تناقض جايز است، پس اگر « جهان توهّم است» درست است، هيچ اشكالي ندارد كه نقيض آن، يعني « جهان توهّم نيست» هم درست باشد.

 
 

در كنار اين دو گروه كلّي كه گفته شد، از گروه سومي نيز با عنوان سوفسطايي ياد مي شود كه مي گويند: هيچ حقيقتي وجود ندارد؛ حتّي خود من هم و فهم من هم وجود ندارم. اينها رسماً ديوانه اند و اسم سوفسطايي نيز زیاد است.

منبع:سایت پرسمان

 

باشکر

پاسخ رو خودم پیدا کردم.

خب الحمدلله، خدا را شکر 

از این بابت خیلی خوشحالم

 

جمع بندی

_______________________________

پرسش:

تئوری توهم بزرگ که طبق آن ما در دنیای مجازی و یا خواب زندگی میکنیم؛ و رویای پروانه ای چوانگستی("دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم") را با چه دلایل علمی و عقلی میتوان رد کرد؟

پاسخ:

آنچه که می فرمایید یک جلوه از تفکرات ایده آلیستی است که خارج را ساخته و پرداخته ذهن انسان میداند.

در این خصوص باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:

این گونه تفکرات نشأت گرفته از یک سری تخیلات است که هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد. یعنی دست طرفداران این دیدگاه از دلیل قابل دفاع برای اثبات آن خالی است. این ایده ها بیشتر جنبه روانشناختی دارد، و هیچ دلیل علمی و منطقی بر اثبات آن وجود ندارد.

بنابراین در گام اول باید این را بدانید که شما در برابر یک اعتقاد اثبات شده که با سایر دیدگاه ها در تعارض است، روبرو نیستید، بلکه صرفا یک گمانه زنی در برابر سایر دیدگاه هاست.

 

نکته دوم:

روشن است که توهّم وقتي معنا دارد كه حقيقتي وجود داشته باشد، همانگونه كه «بالا» با وجود «پايين» و «گرما» با وجود «سرما» معني پيدا مي كند. در اینجا هم اگر همه چیز خواب باشد که دیگر معنا ندارد که بگوییم خواب است، رقیبی به نام واقعیت ندارد که در برابر آن، به این بگوییم خواب! همه چیز همین است، پس اسمش را هم بگذاریم واقعیت! چرا اسمش را می گذاریم خواب؟

به عبارت دیگر اگر آنچه که ما می بینیم و می شنویم همه خواب باشند پس حقیقت در کنار این خواب چیست؟ از كجا مي فهميم كه آنچه که درک می کنیم خواب است یا واقعیت؟ اگر ما همواره در حال خواب ديدن هستيم پس تقسيم يافته ها به واقعی و خواب چه معنايي دارد؟

نکته دیگر اینکه نظریات سوفسطاییان به گونه ای است که با فرض اثباتشان، خود به خود ابطال می شوند. بدین صورت که اگر كسي گفت: «تمام عالم در واقع ساخته ي پندار خود ماست يا خواب ما هستند» ، به او مي گوييم: خود همين هم كه مي گويي: « تمام عالم در واقع ساخته ي پندار خود ماست يا خواب ما هستند» ، خودش پندار و خواب توست و واقعيّت ندارد. و اگر اين واقعيّت ندارد پس مقابل اين معنا واقعيّت خواهد داشت.

 

نکته سوم:

این که قبول داریم ما وجود داریم خودش پذیرش یک حقیقت است، یعنی بالاخره در هر صورت من خودم را پذیرفته ام و وجود من به عنوان یک کسی که یا دارد در بیداری زندگی می کند و یا در خواب است و دارد خواب می بیند، واقعیت دارد.

پس واقعیتی وجود دارد، و وقتی واقعیتی وجود دارد یعنی وجود واقعیت با مشکل و مانعی روبرو نیست، پس چرا باید بقیه امور را غیر واقعی بدانیم؟ اگر انسان دارد خواب می بیند منشأ این خواب چیست؟ خواب انسان از دو حال خارج نیست، یا نشأت گرفته از مرور افکاری است که در گذشته با آنها روبرو بوده است، و یا نشأت گرفته از عواملی خارج از اراده اوست که در هر دو صورت نشان میدهد که واقعیتی ورای انسان وجود دارد.

علاوه بر اینکه اگر همه چیز زاییده توهم انسان و به دست خیال او باشد باید امور را آنگونه که می خواهد پیش ببرد اما نمیشود. این نقش ذهن در خارج را نفی می کند. مثلا ما وجدانا درک می‌کنیم که در مواردی که ذهن مشغله مهم و جدی دارد، ادراکات ذهنی بی اهمیت را فراموش کرده و از آنها غافل می‌شود اما در مورد وجودهای خارجی، غفلت ذهن از آنها هیچ نقشی در عدم وجود، یا بی تاثیر شدنشان ندارد، مثلا فرض کنید جلوی پای شما مانعی باشد، همواره حواستان هست که به آن نخورید تا دردی را ادراک و احساس نکنید، اما با شنیدن خبری مهم و ناگهانی یکدفعه از جا می‌پرید و با برخورد با آن مانع همیشگی، به زمین می‌خورید، اگر ادراک خطا و اشتباه و تخیل نفس می‌بود، و در واقع چیزی در خارج وجود نداشت، الان که نفس شما تمام توجهش به آن خبر مهم بود نباید متوجه آن مانع توهمی می‌شد و وجود آن را به اشتباه به شما تلقین می‌نمود، همانطور که در وجودهای ذهنی اینگونه است.

 

نکته چهارم:

ما در مواردی که شاهکارهای دیگران در رشته های مختلف چون ادبی، هنری و غیره را مشاهده می‌کنیم یا مطالعه می‌کنیم ناتوانی خویش را در ایجاد مثل آن احساس می‌کنیم، آثاری چون دیوان حافظ، مثنوی مولوی، یا شاهنامه فردوسی و...، در حالی که اگر این ادراکات ساخته نفس خودمان می‌بود ادارک آنها مشروط به مطالعه یا مشاهده آثار اینچنینی نمی بود و ما می توانستیم به راحتی نمونه آن را بیاوریم.

و اگر هم این آثار هنری از جانب دیگری وارد خواب و تفکرات ما شده است، پس بالاخره واقعیتی خارج از ذهن ما وجود دارد.

موضوع قفل شده است