جمع بندی بی ارادگی، سستی و برگشتن به مسیر گذشته

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza24;955178 نوشت:
با عرض سلام داشتم روزنامه های اوایل انقلاب را مطالعه می کردم واقعا شوکه شدم از این همه وعده های دروغین که به میلیونها نفر داده شده و عمل نشده یا دقیقا برعکس عمل شده است وقتی کسانی که باید الگوهای ما باشند و مردم از انها تبعیت کنند به مردم دروغ بگویند از دیگران چه انتظاری می رود؟وقتی رهبران مذهبی مردم را فریب دهند چه انتظاری از دیگران می باشد؟

علیکم السلام و رحمه الله

هرچند این مطلب بسیار دور از هدف این تاپیک بوده و به قولی هیچ ربطی به موضوع ندارد؛ ولی چون مطرح کردید، چاره ای جز پاسخگویی نیست و سپاسگزار خواهم بود اگر ادامه ندهید و اگر سولی دارید در تاپیک جداگانه ای مطرح فرموده و پاسخ بگیرید.

هر کسی وعده دروغین و با قصد فریب به دیگران داده باشد، قطعا گناهکار است و مستوجب عقوبت الهی خواهد بود. در این شکی نیست.
هر کسی هم کم کاری کرده یا منافع خودش را بر جامعه ترجیح داده، حتما در بارگاه الهی باید پاسخگو باشد.

ولی هستند افرادی که آینده روشن را ترسیم کرده، زحمت می کشند و با اراده راسخ هم پیش می روند؛ اما در مسیر، دچار دوستان دلسوز ولی نادان شده، یا گرفتار جماعتِ کج فهم و لجباز می شوند، یا به هر دلیلی، بین خودشان و خدا، بیش از این کاری از دستشان بر نمی آید. چنین افرادی به طور قطع و یقین، در درگاه خداوند مأجور هستند، و پاداشِ کارِ انجام شده را خواهند برد، حتی اگر کار درست پیش نرفته و به موفقیتِ کامل و صد در صد نرسیده باشد.

و البته توجه بفرمایید که همه مائی که در جامعه زندگی کرده و هر کدام به نوعی وظیفه خودمان را انجام نمی دهیم، در وضع موجود و به سرانجام نرسیدنِ بسیاری از امور شریک هستیم و این مسئله قابل انکار هم نیست. امروز در جامعه اسلامی، حتی رهبر جامعه، به طور غیر مستقیم (با رأی مجلس خبرگان که خودشان با آراء مردم انتخاب شده اند) انتخاب می شود.

وقتی سلیقه های حزبی و قومی و امثال اینها را بر رضای خدا و ادای تکلیف مقدم می کنیم، نتیجه ای غیر از این نیست.
قرآن به صراحت می فرماید:



إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

در حقيقت ‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند...





سوره رعد، 11

منم این مشکل رو دربرخی از بخش های زندگیم دارم. از پاسخگویی شما کارشناسان عزیز متشکرم

پرسش: من عاشق خدا هستم و از صحبت با خدا لذت میبرم. اما خیلی سست عنصر هستم.هر بار نقشه میکشم یک برنامه ریزی بی نظیر میکنم که ان شا الله برسم به یک معنویت و عبودیت. برنامه ریزی هام اولش با عشق و قلبیه، بعد که انرژیم از بین میره، تبدیل میشه به زورکی و با کراهت؛ که انجام ندم خیلی سنگین تره! من آدم بدی نیستم، اما معنویتم همیشگی نیست در واقع دوره ای هست. اشتیاق پیدا میکنم، شروع میکنم، شروع عالی پیش میرم، بعد از چند وقت انرژی تموم میشه، با مخ میخورم زمین. چطور خودمو تثبیت کنم. چطور معنویتم تثبیت شه یا در حال بالا رفتن باشه و افول نکنم؟ و آیا وادار کردن نفس به عبادت، منحصر در واجبات است یا مستحبات را هم شامل می شود؟

پاسخ: انسان موجودی مختار است و برای دستیابی به سعادت، رستگاری و کمال خود در دنیا و آخرت، همواره در معرض اعمال اراده و انتخاب و تصمیم گیری ست. در این بین شیطان هم که برای گمراهی و نابودی انسان سوگند یاد کرده، تمام تلاش و کوشش را به کار می گیرد تا این اراده و تصمیم را در جهت خلاف رضای خداوند و در راستای دوری از یاد و ذکر او منحرف کند.

یکی از راه های نفوذ شیطان، ایجاد و القایِ بی حالی و به تعبیری ادبار در قلب است. شیطان عبادت و ذکر پروردگار را برای انسان سخت و سنگین جلوه داده و زمانی که تصمیم می گیرید عملی را مورد رضای خداوند است انجام دهید، تمام کارهای عقب مانده را به خاطرتان می آورد، با هجوم افکارِ خوب و بد،‌ ذهنتان را مشغول می کند و امثال اینها. انسانی که می داند این خطورات، حاصل وسوسه شیطان و با هدفِ دور کردن او از سعادت است، قاعدتا نباید اهمیت دهد؛ برعکس باید هرچه بیشتر در عملش جدیت به خرج داده و مصمم تر شود.

درست است که شما بعد از مدتی، نسبت به انجام دادن عبادت کسل و بی حوصله می شوید، اما حتی به اجبار هم که شده، خودتان را وادار کنید، عملتان را ادامه داده و به هیچ عنوان منصرف نشوید. عبادت حتی اگر بدون اشتیاق هم انجام شود، به هرحال بی تاثیر نیست و یکی از تاثیراتِ آن، برطرف شدن حالت اجبار و اکراه است. منتظر آثار و نتایج سریع و محسوس نباشید. علامه طباطبائی رحمه الله علیه به نقل از یکی از شاگردانشان فرموده اند که اگر می خواهید عملی اثر خاصی بر روح شما داشته باشد، باید حداقل یک سال آن را به صورت مستمر ادامه دهید.

در این زمینه روایتی هم از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرموده اند: «هرگاه شخصی عملی را انجام می دهد، تا یک سال ادامه دهد؛ سپس اگر خواست به عمل دیگری منقل شود؛ زیرا شب قدری که تقدیرات و مشیت های الهی در آن محقق می شود، ضمن یک سال خواهد بود.» (1) و در جای دیگری فرمودند: «مبادا عملی را بر خودت واجب گردانی و آنگاه یک سال تمام آن را انجام ندهی و رهایش کنی.» (2)

به طور کلی استمرار در عمل در روح انسان تاثیرات بسیاری دارد. ممکن است ما متوجه این تاثیرات نباشیم؛ اما در اینکه عمل کار خودش را انجام داده و تاثیر خودش را خواهد داشت، شکی نیست. از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند:
«دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای عزوجل، عملی ست که بنده آن را ادامه دهد، اگرچه اندک باشد.» (3)

و امیرالمومنین علی علیه السلام نیز فرموده اند:
«کار اندکی که بر آن مداومت کنی، امیدبخش تر از کار بسیاری ست که از آن ملول گردی.» (4)

پس یک برنامه درست برای خودتان در نظر بگیرید و بر آن استمرار داشته باشید؛ ولو با کراهت، ولی آن را قطع نکرده و نتیجه آن را به خداوند بسپارید. البته بسیار مهم است که برنامه ریزی تان درست و واقع بینانه باشد. از خودتان بیش از حد انتظار نداشته باشید و توجه بفرمایید که هر تغییری باید به صورت کم کم و در مدت زمان طولانی ایجاد شود. همانطور که برای پرورش جسم، باید از ورزش های سبک شروع کرده و با استمرار داشتن در آنها کم کم بدن را تقویت کرد، پرورش روح هم دقیقا به همین صورت است. از برنامه های سبک و عملی شروع کنید و کم کم آن را ادامه داده و به صورت ملکه راسخ و صفت ثبوتی درآورید.

روشن است که این وادار کردن نباید به صورتی باشد که حالت زدگی ایجاد کرده و بعد از مدتی انسان به طور کلی از عبادت، دور شود. در حقیقت منظور اینست که خیلی هم نباید به راحتی نفس توجه کرد. نفس انسان مثل کودکی ست که نیاز به تربیت دارد؛ پس در مواقع لزوم، باید با هر ترفندی که شده، او را مجبور کرد به انجام عملِ درست. یکی از اساتید و علمای اخلاق سفارش می کردند که اگر برای انجام یک عبادت حال خاصی ندارید، نیت کرده و دعا کنید که خدایا من زورم به جسمم می رسد و او را وادار به طاعت تو می کنم؛ قلب و باطنم در دست توست، عنایتی فرموده و آنها را هم همراه کن.

"عمل به واجبات و ترک محرمات"، اگر واقعا با شوق و معرفت انجام شود، شکی نیست که تمام کار است و رسیدن به توحید ذات را به دنبال خواهد داشت که جامعِ توحید اسماء و صفات است و در برگیرنده همه کمالات. رسیدن به توحید ذات، رتبه عبودیت و "انسان کامل" را شکل می دهد و روح آدمی به مرتبه ای می رسد که کمال کامل است و همه فضائل و صفات اخلاقی (یعنی توحید افعال و توحید اسماء و صفات که نتیجه مراعات مستحبات و مکروهات هستند) را نیز در بر دارد.
چنین کسانی بر حسب روایات اساسا موضوع بهشت برایشان مطرح نیست، بلکه در مقام قرب خداوند هستند و میهمانان ویژه اویند؛ و جایگاه خاصی دارند که ان شاءالله عمل کنیم و برسیم و ببینیم که چه جایگاهی است. اما قطعا واقف هستید که در اینجا منظور از "عمل به واجبات و ترک محرمات" که قرار است انسان را به درک توحید ذات برساند، همین موارد جزئی که مردم عوام به صورت جسته و گریخته مراعات می کنند، نیست. یعنی همین که انسان بسنده کند به اینکه نمازی بخواند و روزه ای بگیرد و از دزدی و شرب خمر هم پرهیز کند، او را به کمال و مقام قرب الهی نخواهد رساند.

بله؛ این یک درجه از مراعات شرع است که دوری از دوزخ، و دخول به بهشت (ان شاء الله)، برای انسان محقق میشود؛ ولی صرفا به دلیل لطف و رحمت خداوند؛ و نه به دلیل مراعات کامل شریعت و بندگی کامل.

اجازه بدهید عرضم را با یک مثال روشن کنم.
همه ما می دانیم که روزه گرفتن در اسلام بر انسان های سالم واجب است.حالا تصور بفرمایید کسی را که زمینه بیماری در او هست و دکتر به ایشان دستور داده که برای پیشگیری یا به حداقل رساندن بیماری، از برخی خوراکی ها اجتناب کند و ورزش و تحرک روزانه داشته باشد. اگر این شخص عمدا به دستورات دکتر عمل نکرده و بیماری اش شدت پیدا کند و نتواند روزه بگیرد، آیا روزه نگرفتنش توجیه شرعی دارد یا خیر؟

اگر کسی درست در شریعت دقت کرده و بخواهد به تمام حواشی و لوازمِ انجام واجبات و ترک محرمات عمل کند (که اصلِ شریعت و خواست خداوند از ما همین است)، آیا عمل کردن به دستورات دکتر، اولا برای حفظ سلامتی (چون مراقبت از سلامتی واجب شرعی ست) و به دنبالش روزه گرفتن (که آن هم فریضه شرعی ست)، واجب نمی شود؟!! آیا مصرف کردن خوراکی هایی که به طور عادی برای ایشان حلال بوده، همچنان حلال است؟!!

بله؛ اگر کسی در این درجه از مراعات شریعت دقت داشته باشد، همانطور که قریب به اتفاق بزرگان اخلاق و عرفان فرموده اند، فقط انجام واجبات و ترک محرمات، باعثِ رسیدنش به درجات بالای کمال و معنویت خواهد شد. در غیر اینصورت، متاسفانه این درجه ای از "عمل به واجبات و ترک محرمات" که ما مراعات می کنیم، واقعا چیزی نیست که شارع از ما خواسته؛ و با همین مقدار اندک و سطحی از انجام شریعت، کسی به لقاءالله نخواهد رسید. شاید به همین دلیل باشد که فرموده اند نوافل، جبران کننده نواقصى است که در نمازهاى واجب است (5)؛ و همچنین صدقه‏ اى که انسان مى‏ پردازد. (6)


پی نوشت:
۱. کافی، ج۲، ص۸۲
۲. همان
۳. همان
۴. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص۳۸۳
5. مستدرک الوسائل، ج 1، ص 177
6. قصار الجمل، واژه النافله

موضوع قفل شده است