بیرون رفتن خانمم با دوستانش

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بیرون رفتن خانمم با دوستانش

سلام و خسته نباشید.
خانم من علاقه داره با دوستاش بره بیرون برای تفریح و رستوران رفتن.
من خودم به هیچ وجه این کارو نمیکنم.
چون اعتقاد دارم این تفریحات و این بیرون رفتن ها برای تفریح باید با همسر باشه،چون میدونم اینکار توی مثبت تر شدن رابطه زن و شوهر تاثیر زیادی داره.
حتی اگه بخوام جایی برم برای تفریح که همسرم نباشه و نتونه بیاد تمام سعیمو میکنم که اون بیرون رفتن رو طوری برنامه ریزی کنم که همسرم هم بتونه باهام همراه بشه.تا از تفریح با هم لذت ببریم.(مگر مواقعی که واقعا دیگه راهی به جز مردونه رفتن نیست)
به نظرم کلا رابطه با دوستان در دوران متاهلی باید فقط در حد لزوم باشه.نه اینکه ادم باز هم در دوران متاهلی با دوستانش بره خوش گذرونی!!!چون این تفریح میتونه با همسر باشه تا پایه های زندگی رو محکمتر کنه.
اما متاسفانه هر چی به خانمم توضیح میدم قبول نمیکنه و میگه خوب من با تو هم میام اما با اونا هم میرم!!!
به نظر شما کار من درسته؟
اگر جواب مثبته چطور اینو برای همسرم توضیح بدم.
ممنون

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد راهنما

yahyai;725889 نوشت:
سلام و خسته نباشید.
خانم من علاقه داره با دوستاش بره بیرون برای تفریح و رستوران رفتن.
من خودم به هیچ وجه این کارو نمیکنم.
چون اعتقاد دارم این تفریحات و این بیرون رفتن ها برای تفریح باید با همسر باشه،چون میدونم اینکار توی مثبت تر شدن رابطه زن و شوهر تاثیر زیادی داره.
حتی اگه بخوام جایی برم برای تفریح که همسرم نباشه و نتونه بیاد تمام سعیمو میکنم که اون بیرون رفتن رو طوری برنامه ریزی کنم که همسرم هم بتونه باهام همراه بشه.تا از تفریح با هم لذت ببریم.(مگر مواقعی که واقعا دیگه راهی به جز مردونه رفتن نیست)
به نظرم کلا رابطه با دوستان در دوران متاهلی باید فقط در حد لزوم باشه.نه اینکه ادم باز هم در دوران متاهلی با دوستانش بره خوش گذرونی!!!چون این تفریح میتونه با همسر باشه تا پایه های زندگی رو محکمتر کنه.
اما متاسفانه هر چی به خانمم توضیح میدم قبول نمیکنه و میگه خوب من با تو هم میام اما با اونا هم میرم!!!
به نظر شما کار من درسته؟
اگر جواب مثبته چطور اینو برای همسرم توضیح بدم.
ممنون

با عرض سلام و ادب خدمت شما برادر گرامی
امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض میکنم راهگشا باشد .
دوستی های انسان پس از ازدواج به امور مختلفی ارتباط دارد از جمله میزان و کیفیت دوستی های قبلی و تامین شدن یا نشدن انسان (نبود راههای جایگزین)عدم شناخت انسان از زندگی و...
انسان با ازدواج به اموری متعهد می شود که سبب محدود شدن روابط پیشین او می شود چرا که با ازدواج تامین نیازهای خانواده(هسر و فرزندان)در اولویت قرار می گیرد رفت و آمد های جدیدی ایجاد می شود همچون رفت و آمد با فامیلها و بستگان خود و همسر و همچنین کیفیت و میزان آن نیز عوض می شود قبل از ازدواج انسان ممکن بود با دوستانش چند روز برای تفریح بیرون بروند و مسافرتی داشته باشند ولی پس از ازدواج دچار محدودیت می شود.
اما در مورد همسر شما توجه داشته باشید که اگر رفت و آمد با دوستان به امور فوق لطمه ای وارد نمی کند و از جانب دوستان مشکلی برای زندگی رخ نمی دهد دلیلی برای قطع ارتباط وجود ندارد
به نظر می رسد که همسر شما بخاطر ارتباطات گسترده قبل از ازدواج با دوستان به این ارتباطات عادت کرده است و اصرار بر ترک این ارتباط صحیح نمی باشد بلکه ضمن ایجاد راههای جایگزین که این ارتباطات را کمتر می نماید باید سعی کنید به صورت تدریجی این ارتباطات را کم نمایید.
در صورتی که رابطه و رفاقت همسر شما با دوستانش به وظایف ایشان در زندگی لطمه ای وارد نمی کند و تاثیر منفی هم در زندگی شما ندارد حساس نشوید چرا که روحیات افراد مختلف باهم فرق دارد و دلیلی برای قطع این ارتباط ندارد البته به نظر می رسد به مرور کمتر می شود چرا وظایف در خانواده بیشتر می شود.

در پناه قرآن و اهل بیت موفق باشید
یا علی

راهنما;728131 نوشت:
در صورتی که رابطه و رفاقت همسر شما با دوستانش به وظایف ایشان در زندگی لطمه ای وارد نمی کند و تاثیر منفی هم در زندگی شما ندارد

به نام خدا

با سلام و ادب

استاد گرامی:همین که این موضوع ایشان را ناراحت و نگران کرده،تاثیر منفی محسوب نمی شود؟

ایشان توضیح دادند بارها با خانمشان در این مورد صحبت کرده اند! این یعنی بیرون رفتن خانم با دوستانشان

خواست ایشان نیست!

این مطالب را عرض می کنم چون در سایت خانمهای متاهل هم حضور دارند و معمولا قسمت مشاوره را مطالعه می کنند

همینطور دختر خانمهای مجردی که بعدها ممکن است به موارد مشابه در زندگی مشترک بربخورند و اگر از قبل تکلیفشان را بدانند

می توانند با دید باز تری نسبت به روحیات آقایان وارد زندگی بشوند.

سؤال این برادر محترم دو نکته را در ذهن ایجاد می کند:1-به لحاظ شرع رضایت همسر شرط خروج از منزل برای خانمهاست.

2-حفظ آرامش خانواده بر هر چیز مقدم است.

با وجود این دو مطلب،عادات قبل از ازدواج،-عاداتی که موجب ناراحتی همسر انسان می شود-نباید ترک گردد؟

حالا با روشهای مسالمت آمیز و منطقی.

حق مرد به عنوان مدیر منزل و کسی که حافظ خانواده است چه؟

با سپاس

[="Navy"]من هم دقیقا همین مشکل رو اوایل ازدواج داشتم
خودم هیچ دوستی ندارم و در عمرم با دوستانم بیرون نرفتم (بجز 3 هفته پیش که برای اولین بار با دوستانم بیرون رفتم که همسرم هم کلی استقبال کرد)
ولی همسرم شدیدا دایره دوستانشان بزرگ است و خیلی اهل ارتباط با دوستانشان بودند
ولی من ضمن اینکه سعی داشتم نظرم رو به ایشون تحمیل نکنم ازشون خواستم ارتباطشان رو کمتر کنن
ولی یک مقدار ناموفق بودم
طوری بود که حتی گاهی یکی از دوستانشان می آمد خانه ما شب میماند

خلاصه من همیشه میگفتم ارتباط زیاد با دوستان تاثیرات منفی روی زندگی میگذارد تا اینکه کم کم خودشان به این نتیجه رسیدند
مثلا همان دوستی که شب پیش ما میماند فهمیدیم چنان برنامه ای برای از بین بردن زندگی ما دارد که باورمان نمیشد کسی که اینهمه محبت به او کردیم چنین نقشه ای برای ما دارد . فقط هم از روی حسادت

یا مشکلات خانوادگی دوستانشان باعث ایجاد اختلاف بین خود ما میشد و ....

وقتی خودشان تاثیر منفی رفت و آمد زیاد با دوستان رو در دوران متاهلی دیدند به حرف بنده رسیدند که دوری و دوستی

ولی از حق نگذریم
یک چیز رو هم بگم خدمت شما
شاید یک دلیل این قضیه اخلاق خود بنده بود
من خیلی از بیرون رفتن خوشم نمی آید نه برای خرید نه تفریح
ولی همسرم مدام در جنب و جوش است و نمیتواند یکجا بشیند
وقتی من در مقابل بیرون رفتن و ... مقاومت میکردم خب طبیعی هست که ایشون به دوستانشان پناه میبردند

هرچند من هم میگفتم باهم بریم بیرون مثل خود شما
ولی این باهم رفتن وقتی بود که خودم میخواستم
نه وقتی همسرم احتیاج به هواخوری و تفریح داشت

برای همین تقریبا از 2 سال پیش تصمیم گرفتن دیگر به درخواست های همسرم نه نگویم
هر وقت بگوید بریم بیرون میروم
بگوید بریم خرید میروم

و باور کنید کاملا ارتباطشان با دوستانشان قطع شد
دوستانی که شب و نصف شب با هم در تماس بودند و روی روان من اسکی میکردند
الان هیچ خبری از ایشان نیست[/]

حبیبه;728140 نوشت:
به نام خدا

با سلام و ادب

استاد گرامی:همین که این موضوع ایشان را ناراحت و نگران کرده،تاثیر منفی محسوب نمی شود؟

ایشان توضیح دادند بارها با خانمشان در این مورد صحبت کرده اند! این یعنی بیرون رفتن خانم با دوستانشان

خواست ایشان نیست!

این مطالب را عرض می کنم چون در سایت خانمهای متاهل هم حضور دارند و معمولا قسمت مشاوره را مطالعه می کنند

همینطور دختر خانمهای مجردی که بعدها ممکن است به موارد مشابه در زندگی مشترک بربخورند و اگر از قبل تکلیفشان را بدانند

می توانند با دید باز تری نسبت به روحیات آقایان وارد زندگی بشوند.

سؤال این برادر محترم دو نکته را در ذهن ایجاد می کند:1-به لحاظ شرع رضایت همسر شرط خروج از منزل برای خانمهاست.

2-حفظ آرامش خانواده بر هر چیز مقدم است.

با وجود این دو مطلب،عادات قبل از ازدواج،-عاداتی که موجب ناراحتی همسر انسان می شود-نباید ترک گردد؟

حالا با روشهای مسالمت آمیز و منطقی.

حق مرد به عنوان مدیر منزل و کسی که حافظ خانواده است چه؟

با سپاس


سلام
حفظ آرامش خانواده تنها وظیفه زن هست؟ مرد وظیفه ای نداره؟
کسی که تا دیروز ارتباط گسترده با اطرافیان داشته، اگر از امروز مجبور به محدود کردن ارتباطات تنها با شوهر بشه این مساله هیچ تاثیری توی روحیه اش نداره و باعث لطمه خوردن به زندگی نمیشه؟

[="Navy"]

kobram;728148 نوشت:
سلام
حفظ آرامش خانواده تنها وظیفه زن هست؟ مرد وظیفه ای نداره؟
کسی که تا دیروز ارتباط گسترده با اطرافیان داشته، اگر از امروز مجبور به محدود کردن ارتباطات تنها با شوهر بشه این مساله هیچ تاثیری توی روحیه اش نداره و باعث لطمه خوردن به زندگی نمیشه؟

قرار نیست روابط زن فقط به شوهرش محدود بشه
بحث سر نگه داشتن اعتدال هست

هر دو طرف باید بدونن نمیتونن بعد از ازدواج دقیقا مثل قبل از ازدواج با دوستانشون رفت و آمد کنن

هم باید رضایت همسر رو در نظر بگیرن هم مصلحت زندگی مشترک رو[/]

سلام به همگی.
بالاخره بعد از یک هفته نوبت منم شد!!!
در هر صورت ممنون.مشکل من دو سه روز پیش تقریبا حل شد،چون با خانومم صحبت کردم،اون بعد از یکی دو روز فکر کردن قبول کرد که رابطه با دوستان باید حد و حدود داشته باشه.

اما دوستان واقعا اگه طرفین قراره تفریحی برن و به قول معروف خوشی بگذرونن،این تفریح رفتن و خوش گذرانی بهتر نیست با همسر باشه؟
چون این نوع با هم بودنها باعث تقویت روابط عاطفی بین زوجین میشه.
نظر شما چیه؟

kobram;728148 نوشت:
سلام
حفظ آرامش خانواده تنها وظیفه زن هست؟ مرد وظیفه ای نداره؟
کسی که تا دیروز ارتباط گسترده با اطرافیان داشته، اگر از امروز مجبور به محدود کردن ارتباطات تنها با شوهر بشه این مساله هیچ تاثیری توی روحیه اش نداره و باعث لطمه خوردن به زندگی نمیشه؟

سلام خواهر خوب و عزیزم

زندگی میدان جنگ نیست و قرار نیست هر کدام از زوجین بایستند نگاه کنند که طرف مقابل چه می کند،هر دو باید نهایت سعیشان را برای ایجاد آرامش همسرشان داشته باشند.

ضمن اینکه حکم شرع برای هریک تعریف شده و مشخص است،همینطور حکم عقل باعث می شود انسان منافع خانواده را در اولویت قرار دهد.

حبیبه;728168 نوشت:
سلام خواهر خوب و عزیزم

زندگی میدان جنگ نیست و قرار نیست هر کدام از زوجین بایستند نگاه کنند که طرف مقابل چه می کند،هر دو باید نهایت سعیشان را برای ایجاد آرامش همسرشان داشته باشند.

ضمن اینکه حکم شرع برای هریک تعریف شده و مشخص است،همینطور حکم عقل باعث می شود انسان منافع خانواده را در اولویت قرار دهد.


بله حکم که شرع که مشخصه. مرد اگه بخواد میتونه کلا به زن اجازه خروج از خانه رو نده و زن فقط برای حفظ حیات یا یادگیری احکام از خانه خارج بشه
اما صحبت درباره مردیه که نمیخواد از این حق شرعی استفاده کنه
روحیه که دست خود آدم نیست که گفته شود منافع خانواده را در اولویت قرار بده و افسردگی نگیر

[="Navy"]

yahyai;728160 نوشت:
سلام به همگی.
بالاخره بعد از یک هفته نوبت منم شد!!!
در هر صورت ممنون.مشکل من دو سه روز پیش تقریبا حل شد،چون با خانومم صحبت کردم،اون بعد از یکی دو روز فکر کردن قبول کرد که رابطه با دوستان باید حد و حدود داشته باشه.

اما دوستان واقعا اگه طرفین قراره تفریحی برن و به قول معروف خوشی بگذرونن،این تفریح رفتن و خوش گذرانی بهتر نیست با همسر باشه؟
چون این نوع با هم بودنها باعث تقویت روابط عاطفی بین زوجین میشه.
نظر شما چیه؟

سلام
خدارو شکر که مشکلتون حل شد

درسته بعد از ازدواج آدم باید بیشتر با همسرش باشه ولی دوست هم کارکرد های خودش رو داره

بعضی وقتا یه بیرون رفتن با دوست کلی به آدم روحیه میده
خصوصا برای خانم ها
یه حرفایی هست که فقط به یک دوست میشه گفت
نه حتی به همسر

سعی نکنید کلا روابط قطع بشه
همینکه مدیریت شده باشه بهترین حالته[/]

سلام

هرکس قبل اینکه ازدواج کنه باید به این باور برسه که زندگی پس از ازدواج با تغییرات و محدودیت های زیادی همراه خواهد بود...
اول اینو باور کنه و بپذیره ... بعدش ازدواج کنه ....

معاشرت با دوستان هم یکی از همین موارد هست...

ولی اینکه یکی از کاربران گفت یکی از دوستای همسرم میومد شب هم تو خونه مون می موند به نظرم دیگه خیلی فاجعه هست!

سلام

به نظر من دوست بعد ازدواج به هیچ دردی نمیخوره

اگه قراره دنبال یکی باشیم که حرف دلمونو بهش بگیم که اسرار زندگیمونو بیرون از خونه بردیم

به نظر من بهتره بعد ازدواج همسر رو به عنوان دوست بپذیریم تا هم دردو دل بشه کرد

هم رابطه تقویت شه و هم یه زندگی دوستانه ادم داشته باشه

هیچ عیبی نداره که گاهی خانم یا آقا با دوستانشون برن بیرون ..

اینو در نظر بگیرید که نیاز به برقراری رابطه اجتماعی و بودن در جمع دوستان قابل اعتماد نیاز ذاتی انسان هست ... دوست جای خودشو داره ، همسر هم جای خود..

یه وقت هایی هم حتی تنها بودن نیاز انسان هست ... اتفاقا گاهی این دور بودن ، بودن در کنار همدیگه رو شیرین تر میکنه ...

بگذارید با دوستانش باشه اما به شرط لطمه نخوردن به امور زندگیتون ..

گاهی حساسیت های بیش از حد ، زوجین رو از هم دور میکنه مراقب باشید ..

مشک;728417 نوشت:
هیچ عیبی نداره که گاهی خانم یا آقا با دوستانشون برن بیرون ..

اینو در نظر بگیرید که نیاز به برقراری رابطه اجتماعی و بودن در جمع دوستان قابل اعتماد نیاز ذاتی انسان هست ... دوست جای خودشو داره ، همسر هم جای خود..

یه وقت هایی هم حتی تنها بودن نیاز انسان هست ... اتفاقا گاهی این دور بودن ، بودن در کنار همدیگه رو شیرین تر میکنه ...

بگذارید با دوستانش باشه اما به شرط لطمه نخوردن به امور زندگیتون ..

گاهی حساسیت های بیش از حد ، زوجین رو از هم دور میکنه مراقب باشید ..


عیب که زیاد داره و خیلی وقتا باعث سرد شدن رابطه زوجین میشه.
بله در مورد اجتماعی بودن انسان نظر شما کاملا قابل تاییده اما ما بحثمون این نیست که انسان رو از اجتماعی بودن خارج کنیم.
هر کسی میتونه با دوستاش رابطه داشته باشه اما موضوع بحث حد و حدود این رابطست.
از نظر اخلاقی و برای کسانی که تقویت رابطه عاطفی تو خانواده مهمه،بهترین راه و شاید تنها ترین راه اینکه زوجین اوقاتی رو که قرار به تفریح کردن بپردازن ،با هم از این تفریح لذت ببرن و خوش باشن.این باعث تقویت رابطه عاطفی بین زوجین میشه.خاطراتی که از این خوش گذرونیها توی ذهن طرفین میمونه میتونه اثار بسیار مثبتی توی زندگی خانوادگی داشته باشه.
حالا شما تصور کنید این نیاز به تفریح رو شما با یک گزینه ی دیگه(دوست)پر کنید.مسلما اگه اثرات منفی نداشته باشه هیچ اثر مثبتی هم توی رابطه با همسر نمیتونه داشته باشه.یعنی توی خوش بینانه ترین حالت بگیم رابطه رو ضعیف نمیکنه،رابطه رو تقویت هم نمیکنه.حتی با همین فرمول هم باز با هم بودن اولویت داره.
بحث سر نبودن با دوستان نیست،بحث سر تفریح رفتن با دوستان هست.که با همسر بودن بهتره یا با دوستان بودن.
حالا بگذریم از اسیبهایی که جمع دوستان با خودش میاره،مخصوصا توی جامعه ی امروزی.
موفق باشید

yahyai;728448 نوشت:
عیب که زیاد داره و خیلی وقتا باعث سرد شدن رابطه زوجین میشه.
بله در مورد اجتماعی بودن انسان نظر شما کاملا قابل تاییده اما ما بحثمون این نیست که انسان رو از اجتماعی بودن خارج کنیم.
هر کسی میتونه با دوستاش رابطه داشته باشه اما موضوع بحث حد و حدود این رابطست.
از نظر اخلاقی و برای کسانی که تقویت رابطه عاطفی تو خانواده مهمه،بهترین راه و شاید تنها ترین راه اینکه زوجین اوقاتی رو که قرار به تفریح کردن بپردازن ،با هم از این تفریح لذت ببرن و خوش باشن.این باعث تقویت رابطه عاطفی بین زوجین میشه.خاطراتی که از این خوش گذرونیها توی ذهن طرفین میمونه میتونه اثار بسیار مثبتی توی زندگی خانوادگی داشته باشه.
حالا شما تصور کنید این نیاز به تفریح رو شما با یک گزینه ی دیگه(دوست)پر کنید.مسلما اگه اثرات منفی نداشته باشه هیچ اثر مثبتی هم توی رابطه با همسر نمیتونه داشته باشه.یعنی توی خوش بینانه ترین حالت بگیم رابطه رو ضعیف نمیکنه،رابطه رو تقویت هم نمیکنه.حتی با همین فرمول هم باز با هم بودن اولویت داره.
بحث سر نبودن با دوستان نیست،بحث سر تفریح رفتن با دوستان هست.که با همسر بودن بهتره یا با دوستان بودن.
حالا بگذریم از اسیبهایی که جمع دوستان با خودش میاره،مخصوصا توی جامعه ی امروزی.
موفق باشید

در این صورت پس ممکنه شمارو آدم باحالی برای تفریح نمیبینه ... بهش خوش نمیگذره با شما ...

من اینطور برداشت کردم که گاهی هم با دوستانش میره ...

ببینید چه کمبودی احساس میکنه از سمت شما .. ازش بپرسید غیرمستقیم ،چه چیزی از سمت دوستانش جذبش میکنه..؟؟

زیادی جدی و خشک هستید ؟

یکی از دوستان من اخیرا ازدواج کرده و دقیقا از همین موضوع میناله .. که با همسرش دوست نداره بره بیرون .. میگه همسرم فان نداره شوخی نمیکنه شاداب و سرحال نیست ، و طبع دوستم شوخ طبع و شادابه ..

اوایل ازدواج روابط فرق میکنه ، دو طرف سعی میکنن همدیگرو بیشتر جذب کنن اما به مرور همه چیز برمیگرده به حالت نرمال..دو طرف خودخودشونو نشون میدن ..

بخاطر همینم هست که بعد از مدتی نارضایتی ها شروع میشه حتی اگر اوایل همه چیز خوب و خوش و گل و بلبل بوده باشه ..

باهاش صحبت کنید ، بیشتررر غیرمستقیم ، از بین حرفاش بیرون بکشید که چه چیزی جذابیت داره براش .. اونم خب گناه داره ، مشخصه آدم اجتماعی و شادابی هست..

پس اولویت با خانواده بودن رو قبول دارین.
نه اتفاقا من خشک نیستم،رابطمون هم خیلی خوبه،ما تازه ازدواج کردیم و همسرم هنوز توی حال و هوای قبل ازدواج بود.
الان مشکلی نداریم و مشکلمون حل شد.
ممنون از توجهتون.

خوشبخت باشید :Gol:

سلام ...
ب نظر منم اگه رفاقت تا یه حدودی باشه بد ک نیست هیچی خیلی هم خوب میتونه کمک تون کنه مثلا رفقایی رو انتخاب کنین ک متاهل هستن و ب هر دوتون میخورن خب این میشه یه گردش خانوادگی و رفاقتی ...
ما وقتی ازدواج کردیم خب چن تا از دوستان منم ازدواج کرده بودن و همچنین دوستان همسرم از بین همشون یه چن نفر ک هم خانوماشون ب بنده میخوردن و هم آقاهاشون با همسرم هم فکر بودن رو انتخاب کردیم و برنامه های تفریحی مونو باهم میذاریم البته بجز وقتایی ک دوست داریم تنها باهم ب گردش بریم ... اتفاقا ب نظر من مخصوصا خانوما باید یه چن تا از دوستان خیرخواهشون رو واسه روزایی ک نیاز دارن ب یکی حفظ کنن مثلا یه روزایی بود ک همسر بنده شیفت کاری شون بود و کلا خونه نمیومدن و بالاتفاق دوست بنده هم تنها بود خب ما باهم بودیم و هردوتا همسرامونم خیال شون راحت ک ما تنها نیستیم ...
ب نظرم همه چی حد و مرز داره و خوبه اگه افراط و تفریط نباشه ....

موضوع قفل شده است