جمع بندی بچه ام خسته ام می کند

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بچه ام خسته ام می کند

سلام. من از طرف یکی از دوستانم پیام میگذارم...ممنون میشم راهنماییش گنید

سلام...من یه دختر دو سال و دوماهه دارم. از همون ابتدای تولد برای خوابیدن خیلی بی تابی میکرد. یه زمان طولانی گریه میکرد تا بخوابه. بعد از اینکه از شیر گرفتمش فوق العاده بهانه گیر تر شد. وابستگیش به من شدیدتر شد.کوچکترین کارهای خونه رو نمیتونم انجام بددم چون دائما به من چسبیده همش هم به حالت گریه و نق زدن! گاهی مواقع موقع گریه کردن حتی نمیگذااره بهش دست بزنم یا بغلش کنم.حتی نباید حرف بزنیم!!! یعنی در طول روز شاید دو سه ساعت ارومه. مثلا امروز باهاش رفتم بیرون. توی هر مغازه کفش هاشو در میاورد و با جوراب راه میرفت با بعضا میخوابید کف زمین!!! انقد نق میزنه ک از پیشم نرو که به هیچ کاریم نمیرسم و وقتی میخوابه و زمانی برای استراحت من پیدا شده تازه باید پاشم با عحله کار های خونه رو بکنم چون بیدار بشه نمیذاره. یه مدت دوست نداشت کسی به وسایل من دست بزنه...و من مجبور بودم چادر، کیفم، ساکش و خودش رو بغل کنم و خخیییلی سخت بود و اذیت میشدم/
من خودم کمی دور از شهر زندگی میکنم و به خانواده ام دسترسی کامل ندارم. در واقع دست تنهام و نمیشه که همش هم مزاحم مادر شوهر شد. شوهرمم طول روز سر کاره. اینجا هم انکاناتی مثل پارگ و...نداره. خیلی خسته شدم....اگه دخترم باهام راه میومد انقدر سسختم نبود.

لطفا بگید چکار کنم....:-

پاسخ کارشناس

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صابر

[TD][/TD]

سؤال:
دختر دو سال و دو ماهه ای دارم که از همون ابتدای تولد برای خوابیدن خیلی بی تابی می‌کرد. بعد از اینکه از شیر گرفتمش فوق العاده بهانه گیر شد. وابستگیش به من شدیدتر شد. کوچکترین کارهای خانه را نمی‌توانم انجام بدهم چون دائما به من چسبیده است. من دور از شهر زندگی می کنم و به خانواده ام دسترسی کامل ندارم. اینجا هم امکاناتی مثل پارک ندارد.

پاسخ:
قبل از هر چيز از شما مي خواهم صحنه زير را تصور كنيد: فرزندتان از شما خواسته اي دارد اما شما به دلائلي از برآورده كردن خواسته او امتناع مي كنيد.او بيشتر پافشاري مي كند اما شما هنوز مقاومت مي كنيد. او شروع به گريه كردن مي كند، اما شما به خواسته او بي توجه هستيد تا اينكه او شروع به گريه مي كند، شما هم كه خسته هستيد مجبور مي شويد عليرغم ميلتان با اين كار شما يك دفعه از موضع خود عقب نشيني مي كنيد. شما مجبور مي شويد كاري را بكنيد كه به آن راضي نيستيد. به نظر شما با اين رفتارتان چه چيزي به كودك خود ياد مي دهيد؟ كودك شما از رفتارتان ياد مي گيرد كه هر چيزي را مي تواند با گريه بدست آورد و حال آنكه چنانچه در همان اولين درخواست كودك بدون هيچ مقاومتي براي او اسباب بازي مي خريديد، چنين عادتي در كودك شما شكل نمي گرفت.

تكرار اين زنجيره رفتاري باعث مي شود تا كودك شما عادت كند كه هر چيزي را با اين روش غلط بدست آورد. چنانچه شما در همان مرحله اول خواسته او را بر طرف مي كرديد، به مراتب آسيب آن كمتر از اين بود كه بعد از چندين مرتبه اصرار فرزندتان خواسته او را بر آورده كنيد.بنابراين از همان ابتداي زندگي، هنگامي كه كودك از شما درخواستي داشت و احساس كرديد براي وي ضرري ندارد، بلافاصله آن را در اختيار كودك قرار دهيد و نگذاريد با گريه يا لجبازي به خواسته خود برسد و اگر به هر دليلي فكر مي‌كنيد نبايد با درخواستش موافقت كنيد، دليل عدم اجراي خواسته اش را فقط يك بار توضيح دهيد. حين توضيح لازم نيست زياد وارد جزئيات شويد و هربار كه طلب كرد، با گفتن كلماتي نظير "ندارم"، "نيست" يا "تمام شد" سعي نكنيد كودك را توجيه كنيد چراكه هر بار كه شما اين كلمات را بگوئيد، او درخواستش را تكرار مي‌كند و اين ماجرا ادامه دارد؛ حتي اگر لجبازي كرد، به گريه افتاد و با جيغ و داد و غلطيدن روي زمين توجه شما را برانگيخت، تحت هيچ شرايطي به خواسته‌اش توجه نكنيد چرا كه ياد مي‌گيرد اگر چيزي مي‌خواهد بايد گريه كند و اين رفتارها را نشان دهد.

متاسفانه بسياري از خانواده‌ها با رسيدن كودك به اين مرحله، از روي دلسوزي و براي آرام كردن وي سعي در اجابت خواسته‌هايش دارند و اين نكته بسيار مهم را از ياد مي‌برند كه با گريه و لجبازي هيچ اتفاقي براي كودك نمي‌افتد و با گذشت زمان آرام مي‌شود.

مادر محترم! احتمال می دهیم علت وابستگی فرزدتان به شما همین مورد بالا باشد یعنی اینکه بسیاری از اوقات او با پرخاشگری و بدرفتاری به خواسته هایش می رسد و شما نیز به او پاداش می دهید و حال آنکه این کار موجب می شود او بیشتر جسور شده و خواسته هایش را به زور از شما طلب کند.
به عنوان اولین راهکار عرض می کنم حتما قاطعیت خود را در خواسته های فرزندتان حفظ کنید.

دومین راهکار اینکه شما باید وقت کافی برای فرزندتان اختصاص دهید. منظور اینکه در طول روز با او بازی کنید ولی مثلا وقتی یک ساعت بازی شما با او تمام شد او را تنها گذاشته و هر بهانه ای را بی پاسخ بگذارید و تا می توانید حواس او را پرت کنید.

مورد سوم اینکه زماني كه كودكتان عصبي شده و شروع به جيغ زدن مي كند، صبور بوده و زود از كوره در نرويد. از چنين فرصت هايي براي آموزش كودك خود بهره گيريد. با آرامش با او صحبت كنيد و به او بگوئيد چگونه براي به دست آوردن خواسته هاي خود بايد عمل كند.

راهکار دیگر اینکه محرك ها را بشناسيد. همه آدم ها نسبت به چيزهاي حساس هستند و باعث عصبانيت و اذيت آنها مي شود و كودكان نيز از اين قاعده مستثني نيستند. شايد كودكان به اندازه بزرگسالان نتوانند ناراحتي هاي خود را به خوبي ابراز كنند، اما چيزهايي مثل دير شدن غذا، نديدن يك كارتون، يا حتي فراموش كردن داستان قبل از خواب، مي تواند محرك خوبي براي بروز عصبانيت و انجام رفتارهاي نادرست در آنها باشد. وقتي بدانيد كه كودكتان تحت برخي شرايط خيلي زود ناراحت مي شود، باعث مي گردد بتوانيد از بروز اين عصبانيت ها جلوگيري كنيد يا حداقل خودتان را براي آن آماده كنيد.

از امرو نهي زياد و بي مورد بپرهيزيد؛ در مواقعي كه انجام فعاليتي براي كودك ضرر يا خطري ندارد به كودك آزادي عمل بدهيد و او را محدود نكنيد البته ممكن است بعضي از كارهاي كودك در عين بي خطر بودن كمي مايه مشقت شما شود كه در اين موارد با صبرو بردباري بايد با كودك مدارا كرد.

در پایان توصیه می کنیم اگر با این راهکارها همچنان پرخاشگری و وابستگی او ادامه داشت حتما به پزشک نیز مراجعه نمایید و از صحت شرایط جسمی کودکتان اطمینان کسب نمایید.
موفق باشید.

موضوع قفل شده است