به یاد شهید ابوترابی

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[TD="width: 17%"]
[/TD]
[TD="width: 83%"][/TD]
[TD="width: 100%, colspan: 2, align: right"]بعد از ظهر سوار تاکسی شدیم. بین راه راننده که می‌دانست حاج‌آقا نماینده مجلس است، سر صحبت را باز کرد و گفت «توی اتحادیه تاکسیرانی یه مشکلی دارم که نمی‌دونم به کی باید بگم.» بعد مشکلش را بازگو کرد. حاج‌آقا گفت «سربرگ مجلس همراهم نیست، آدرس خونه رو بده، فردا میام همون‌جا نامه‌ات رو می‌نویسم.» فردای آن روز زنگ خانه‌اش را زد. از بالا نگاه کرد دید حاج‌آقا دم در ایستاده! تعجب کرد. با عجله آمد پایین. هرچه اصرار کرد که حاج‌آقا برود تو، قبول نکرد. دم در نامه‌اش را نوشت و رفت. حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي
منبع : منبع خاطرات: کتاب "حجت الاسلام
[/TD]

دم محرم بود و ما از اینكه نمی‌توانستیم برای امام خود عزاداری كنیم، به‌شدت ناراحت بودیم. زنده یاد ابوترابی پتویی به خود پیچیده بود و زیر پتو، آرام به سینة خود می‌زد. پرسیدم: آقا سید! این چه دردی را دوا می‌كند كه در زیر پتو دستی به سینه بزنی؟ گفت: می‌خواهم یادم نرود كه محرم است. آن روز من و سیزده تن از اسرا را كتك زدند. بدن برخی از ما تا حدودی قوی بود؛ اما تن نحیف سید ابوترابی چگونه می‌توانست تحمل ضربات را بكند؟ البته او تحمل كرد و آهی هم نكشید؛ مبادا روحیه اسرا تضعیف شود. خیلی برای ما سخت بود كه شاهد تنبیه و شكنجه سید باشیم. بعد از اتمام شكنجه، من به خاطر قدرت بدنی قادر به راه رفتن بودم؛ اما جسم ضعیف مرحوم ابوترابی نه؛ لذا سراغش رفته، ایشان را بغل كردم و كشان كشان داخل آسایشگاه بردم. آن موقع بود كه احساس كردم امام حسین‏علیه‏السلام از دست این قوم هزار چهره چه كشیده است. مرحوم ابو ترابي
منبع : راوي: صارم طهماسبي، ر.ك: ساعت به وقت بغداد، ج2، ص37 و 38

خانه‌شان طبقه سوم بود. هر وقت کارش داشتیم، سحرها قرار می‌گذاشتیم، می‌رفتیم خانه‌شان. بهمان می‌گفت «وقتی با ماشین می‌آیید، از بالای خیابون که شیب داره بیایید. ماشینتون رو هم خاموش کنید. بوق هم نزنین. مبادا همسایه‌ها از خواب بیدار بشن.» خودش هم وقتی می‌خواست از طبقه سوم پایین بیاید، کفش‌هایش را در می‌آورد. حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي
منبع : منبع خاطرات: کتاب "حجت الاسلام

[h=1]رکورد دار پیاده روی اربعین کیست؟[/h] [h=3]به یاد سید آزادگان حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی[/h]

[h=2]مسیر نجف تا کربلا ۸۰ کیلومتر است که معمولاً در ۳ روز به صورت پیاده طی می شود، اما همت بالایی می طلبد که همین مسیر به ظاهر کوتاه را بیشتر از ۱۰۰ بار طی کنی و باز هم مشتاق زیارت آقا باشی![/h]


هزاران مشتاق دلداده ابا عبدالله الحسین در آستانه اربعین حسینی عازم كربلای معلی هستند. مرز چذابه در 110 كیلومتری غرب اهواز یكی از دو مرز در خوزستان است كه محل عبور كاروانهای حسینیان برای شركت در مراسم اربعین حسینی است. زیارت اربعین به قدری در پاسداشت مقام سیدالشهدا(علیه السلام) تأثیر داشته كه زیارت اربعین كه ابتدا به چند ده نفر محدود می شد، امروزه به حضور میلیونی زائران حسینی در كربلا تبدیل شده است.
بیش از ۱۳ قرن از واقعه جانسوز عاشورا می گذرد. کربلا که در نخستین اربعین حسینی شاهد حضور جابر بن عبدالله انصاری بود، بعد از آن نیز عاشقان دیگری را زیارت کرد که با پای پیاده از اقصی نقاط جهان در سالروز اربعین سید و سالار شهیدان سراسیمه همراه با عشق آتشین به مولای خویش رهسپار سرزمین حسینی شدند.

سید آزادگان حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی از جمله آن هاست، وی در خاطرات خود چنین بیان می کند: «در دوران طلبگی در شهر نجف بیش از ۱۰۰ مرتبه این مسیر را پیاده به عشق زیارت امام حسین(ع) طی کرده ام»

این سنت حسنه از چنان اهمیت والایی برخوردار است که صادق امت رسول(ص) این چنین از ارزش پیاده روی به سوی حرم مطهر اباعبدالله الحسین(ع) سخن می گوید: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که بر مى دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى فرماید و یک درجه مرتبه اش را بالا مى برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد. (کامل الزیارات ص۱۳۴)

در این میان علمای بزرگواری بودند که با وجود مشکلات زیاد مسیر کربلا، خطرات را به جان می خریدند و از نجف تا کربلا را گاه با پای برهنه طی می کردند.
سید آزادگان حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی از جمله آن هاست، وی در خاطرات خود چنین بیان می کند: «در دوران طلبگی در شهر نجف بیش از ۱۰۰ مرتبه این مسیر را پیاده به عشق زیارت امام حسین(ع) طی کرده ام».
عشق و علاقه حجت الاسلام ابوترابی به حدی بود که پس از آزادی با وجود بسته بودن مرز کربلا در سال ۱۳۷۲، برای نخستین بار و در مرز خسروی، مراسم قرائت دعای عرفه را برگزار کرد.
وی با جمعیت اندکی با نیت باز شدن راه کربلا و پیمودن مسیر زیارت، با پای پیاده از تنگه مرصاد تا مرز خسروی را به مدت ۳ روز پیاده طی کرد.


[/HR] منابع: واحد اطلاع رسانی پیام آزادگان، خبرگزاری حج

یکی از اسرا، که بارها با جاسوسی‌اش برای عراقی‌ها سبب کتک خوردن بچه‌ها از جمله حاج آقای ابوترابی شده بود، مریض شد. از شدت تب می‌سوخت و نیاز به پرستاری داشت اما کسی حاضر نبود به کسی که این همه در حق دیگران بدی کرده، رسیدگی کند. عراقی‌ها هم گوشه آسایشگاه رهایش کردند. حاجی شب تا صبح بالای سرش نشست، مدام او را پاشویه می‌داد و به او رسیدگی می کرد. اسیر مزبور وقتی چشمانش را باز کرد و دید حاجی این گونه دارد از او پرستاری می‌کند از خجالت سرخ شد و پتو را روی سرش کشید. صدای گریه‌اش آسایشگاه را پر کرده بود. بعد از آن شده بود مرید حاجی. حاجی با محبتش او را زنده کرد. حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي
منبع : منبع خاطرات: کتاب "حجت الاسلام