جمع بندی به چه دلیل حافظ شیرازی عارف است؟

تب‌های اولیه

81 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقل قول:
نفی عارف بودنش نمیکند

برادر گرامی برای بار چندم عرض میکنم عارف بودن را که خود کاربر حافظ هم تعریفش را گذاشته برای حافظ شیرازی اثبات بفرمایید.

دوستان عارف لطفا این شعر را هم تفسیر کنید.

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh200/

قدیما;954590 نوشت:
برادر گرامی برای بار چندم عرض میکنم عارف بودن را که خود کاربر حافظ هم تعریفش را گذاشته برای حافظ شیرازی اثبات بفرمایید.

عرض شد . اشعار حافظ از احکام مسلک و مرام صوفیه تبعیت میکند ، برای توضیح و تبئین به مقاله تحقیقی در اینجا صفحه ۱۶ مکتب رندی مراجعه کنید

http://journals.azad.ac.ir/pll/public/Paper.aspx?id=999

قدیما;954591 نوشت:
دوستان عارف لطفا این شعر را هم تفسیر کنید.
دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

سلام
بعید می دونم شعری از حافظ پیدا بشه که قابل تفسیر نباشه. خودم هم یه بیت نوشته بودم که پاکش کردم چون دیدم قابل تفسیره.

برخی میگن که منظور حافظ در این بیت، خودداری از آشکار کردن اعتقاداته. گویا در برخی نسخه ها، مصراع دوم به شکل "پنهان خورید باده که تکفیر می کنند" آمده. برخی معتقدند که باده مورد نظر حافظ به تکفیر شدن می انجامیده نه تعزیر.

سعدی شیرازی;954542 نوشت:
اینها همه شعرهای با ارزشی اند و بخشهای با ارزشی از ادبیات ما. اما سرودن شعر با مضامین عرفانی، عارف بودن را اثبات نمی کنه.
مطمئناً قضاوت در مورد عارف بودن یا نبودن شاعران از عهده من خارجه. اما فقط میگم صرفاً با توجه به این اشعار نمیشه عارف بودن را اثبات کرد.

ضمن سلام خدمت شما؛

چطور با اشعار یک شخص نمی‌شه عارف بودنش را ثابت کرد اما با اشعار یک شخص می‌شود فاسق بودنش را اثبات کرد!!
ببینید من باورمند به این جمله شما هستم. پس برای شناخت و ارزشیابی شخصیتی اشخاص، یک قسمتش این است که باید کارهای تاریخی کرد؛ ببینیم این شخص در چه مدرسه‌ای درس خوانده، در نزد چه اشخاصی شاگردی کرده، شاگردانش چه کسانی هستند، چه ویژگی‌های علمی مذهبی و اجتماعی را داشته است. به صرف این که فلان آقا یک شعری خوانده که نباید وی را مدح یا مذمت کرد! بله وقتی سیاق این شخص مسجل شد، آنوقت می‌توانیم اشعار وی را تفسیر کنیم. که البته هر تفسیری احتمال خلاف مراد در آن می‌رود ولی در عرف یک جامعه، یا در عرف یک دانش و هنر به برخی احتمالاتِ خلاف، وَقعی نمی‌نهند اما نه این که ضد این معنا را هم در حق این جمله و شعر محتمل بدانیم؛ بلکه معانی محتمل، تقریبا قریب الافق خواهند بود نه آن که صد و هشتاد درجه پایین و بالا!

نقل قول:
سلام
بعید می دونم شعری از حافظ پیدا بشه که قابل تفسیر نباشه. خودم هم یه بیت نوشته بودم که پاکش کردم چون دیدم قابل تفسیره.

برخی میگن که منظور حافظ در این بیت، خودداری از آشکار کردن اعتقاداته. گویا در برخی نسخه ها، مصراع دوم به شکل "پنهان خورید باده که تکفیر می کنند" آمده. برخی معتقدند که باده مورد نظر حافظ به تکفیر شدن می انجامیده نه تعزیر.

دوست عزیز این شعر در زمان امیر مبارز الدین(محتسب) نوشته شده در زمانی که مشروب فروشی ها بسته شد و دعوت می شد که مردم به مسجد بروند و قران بخوانند.اگر بخواهیم اینگونه تفسیر کنیم میتوانیم عمل ابلیس و نواصب و فساق را هم توجیه کنیم.مثل اینکه یک نفر ناصبی بگوید شیعیان حیوان و خر هستند بعد طرفدارانش صدها سال بعد توجیه کنند منظور او از حیوان موجود زنده و از خر بزرگ بوده.

قدیما;954540 نوشت:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده اید ، از گمان ها جدّا بپرهیزید ، زیرا که ( پیروی ) برخی از گمان ها ( گمان بدی که مخالف واقع باشد ) گناه است و ( چون معلوم نیست پس باید از همه پرهیز نمود و از عیوب و اسرار دیگران ) تجسس و کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت ننمایید ، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ 12 حجرات


جانا سخن از زبان ما می‌گویی. در اینجا به جاست این کریمه‌ی قرآنی را فصل الخطاب قرار دهیم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چرا چيزى مى‏ گوييد كه انجام نمى‏ دهيد)



البته بنده «مرام و مسلک» احتمالی شما را مرام و مسلکی باطل معرفی نکردم؛ بالاخره هر کسی مرام و مسلکی دارد و از گفتنش هم ابائی ندارد، چون جزئی از شخصیت اوست. از لابلای کلمات و جملات هر کسی می‌توان مرام و مسلک وی را حدس زد.
در عین حال با تمام وجود دوستدار و ارادتمند شمایم. هر چه باشد برادر ایمانی مایید!

نقل قول:
البته بنده «مرام و مسلک» احتمالی شما را مرام و مسلکی باطل معرفی نکردم؛ بالاخره هر کسی مرام و مسلکی دارد و از گفتنش هم ابائی ندارد، چون جزئی از شخصیت اوست. از لابلای کلمات و جملات هر کسی می‌توان مرام و مسلک وی را حدس زد.
در عین حال با تمام وجود دوستدار و ارادتمند شمایم. هر چه باشد برادر ایمانی مایید!

مرام و مسلک من شیعه دوازده امامی مخالف صوفیه است و همانطور که عنوان کردید برادر ایمانی هستیم.

قدیما;954567 نوشت:
دوستان عارف اگر دلیلی بر عارف بودن حافظ دارند لطفا بنویسند.کاربر"حافظ" نتوانستن دلیل بیاورند.

منظور از عارف کسی است که خدا شناس است و دارای کشف و شهود و کرامات است و مقدمه ان ایمان و عمل صالح است.

عارفان الهی بنابه دلایلی باید عارف بودن خود را پوشیده و مخفی نگه دارند (مجهولون فی الارض و معروفون فی السماء) و خود همین اظهار عارف بودن از نظر ایشان کفر و گناه کبیره است!!! مگر بعضی از آنها که با اذن الهی یا بدون اختیار خودشان، کرامات یا اموری در ایشان دیده میشود و معروف میشوند!

حضرت علي عليه السّلام: خداوند تبارك و تعالي، دوست خود را در ميان بندگانش پنهان نگه داشته است. بنابراين هيچ يك از بندگان خدا را حقير مشماريد، زيرا ممكن است كه او دوست خدا باشد و تو نداني

عارفان سه گروهند : اوتاد چهار نفر، ابدال سی نفر و صالحین که تعدادشان بیشتر است!

اوتاد و ابدال را کسی نمیشناسد. هفت نفر از ابدال هم جزو اصحاب و خُدّام نزدیک امام زمان میباشند! اوتاد کسانی مثل اویس قرنی وحضرت ابوالفضل و ... میباشند! این دو گروه جزو ارکان عالم هستند!

تنها صالحین مثل امام خمینی و آقای بهجت و.... شناخته شده اند!

عارفان اسرار و حقایق را در قالب شعر پر رمز و راز ذکر میکنند لذا هر کسی غیر از عارفان الهی،متوجه محتوای آن نمیشود و شناسایی یک عارف بیشتر توسط یک عارف الهی دیگر میسر است! چون همه عرفا که شعرهای عرفانی نسرودند یا کرامت از ایشان دیده نشده!

عارفانی مانند حافظ، اشعاری گمراه کننده برای نامحرمان کج اندیش و متعصب، لابلای اشعار خود قرار داده اند تا بمحض رویت آن، از وی سرد و دور شوند!

سخنان عارفان بی پرده و عریانتر از سخنان ائمه نازنین است لذا کج فهمان که از درک آن عاجزند به مخالفت برمیخیزند!

امام سجاد سلام الله علیه : اگر بعضی از چیزهایی را که می دانم بگویم، همین مسلمان ها مرا کافر میدانند و خونم را می ریزند.

امام زين العابدين(ع) نيز در قالب شعرى فرموده است: «انى لاكتم من علمى جواهره***كيلا يرى الحقَّ ذو جهل فيفتننا

من از دانشهايم، گوهرهايش را پنهان مى دارم از آن رو كه مبادا فرد ناآگاهى كه ظرفيت و آمادگى لازم را ندارد حق را ببيند و ما را در فتنه بيندازد.

مخفی کردن تشیع خود هم در آن زمان طبیعی است و چیز عجیبی نیست! و بعضی یاران ائمه معصوم هم که در دربار سلاطین بودند به دستور امام تقیه میکردند!

الإمامُ الباقرُ عليه السلام : تَفسيرُها بالباطِنِ أنَّ لِكُلِّ قَرنٍ مِن هذهِ الاُمّةِ رَسولاً مِن آلِ محمّدٍ يَخرُجُ إلَى القَرنِ الذي هُو إلَيهِم رَسولٌ ، و هُمُ الأولياءُ و هُمُ الرُّسُلُ .
امام باقر عليه السلام فرمود : تفسير باطنى آن، اين است كه براى هر قرن و نسلى از اين امّت، رسولى از خاندان محمّد است كه در ميان آن نسل كه فرستاده به سوى آنهاست ظهور مى كند. همينان هستند اولياء و همينانند رسولان.

امام على عليه السلام : إنَّ اللّه َ تعالى اختَصَّ لنفسِهِ بعدَ نَبيِّهِ صلى الله عليه و آله مِن بَرِيَّتِهِ خاصّةً عَلاّهُم بتَعليَتِهِ ، و سَما بهِم إلى رُتبَتِهِ ، و جَعَلَهُمُ الدُّعاةَ بالحَقِّ إلَيهِ، و الأدِلاّءَ بالإرشادِ علَيهِ ، لِقَرنٍ قَرنٍ ، و زَمَنٍ زَمَنٍ .
خداوند، بعد از پيامبرش صلى الله عليه و آله، از ميان آفريدگان خود خاصگانى به خويش اختصاص داد و با ارج نهادن خود، آنان را ارجمند و بلند مرتبه گردانيد و به سوى رتبه و منزلت خويش ارتقايشان داد و آنان را دعوتگران به سوى خود و راهنمايان به وجود خويش قرار داد و اينان قرنى از پى قرنى و دوره اى از پس دوره اى مى آيند.

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ في صفةِ مُحِبّيهِم ـ : و طَبَقةٌ يُحِبّونا في السِّرِّ و العَلانِيَةِ ، هُمُ النَّمَطُ الأعلى ، شَرِبوا مِن العَذْبِ الفُراتِ ، و عَلِموا تأويلَ الكِتابِ ، و فَصْلَ الخِطابِ ، و سَببَ الأسبابِ ، فهُمُ النَّمَطُ الأعلى ، الفَقرُ و الفاقَةُ و أنواعُ البَلاءِ أسْرَعُ إلَيهِم مِن رَكْضِ الخَيلِ ، مَسَّتْهُمُ البَأساءُ و الضَّرّاءُ و زُلْزِلوا و فُتِنوا ، فمِن بَينِ مَجْروحٍ و مَذْبوحٍ مُتَفرِّقينَ في كُلِّ بلادٍ قاصِيَةٍ .

امام صادق عليه السلام ـ در وصف دوستداران اهل بيت عليهم السلام ـ فرمود: و گروهى هستند كه در آشكار و نهان ما را دوست دارند، اينان طراز برترند، از آبى شيرين و گوارا نوشيده اند و تأويل و تفسير قرآن را مى دانند و از فصل الخطاب و علّت اسباب آگاهند ؛ اينان همه طراز اولند و فقر و ندارى و انواع بلا، شتابانتر از دويدن اسب به سويشان بشتابد و سختى و تنگدستى، آنان را فرا گيرد و دچار تزلزل شوند و به فتنه در افتند و يكى زخم بردارد و ديگرى سرش بريده شود، و [اينان ]در هر شهر دور دستى، پراكنده باشند.

قالَ الرَّجُلُ : فأنا مِن مُحِبِّيكُم فِي السِّرِّ و العَلانِيَةِ ، قالَ جعفرٌ عليه السلام : إنّ لِمُحِبِّينا في السِّرِّ وَ العَلانِيَةِ علاماتٍ يُعرَفُونَ بها ، قالَ الرجُلُ : و ما تِلكَ العَلاماتُ ؟ قالَ عليه السلام : تلكَ خِلالٌ أوَّلُها أ نَّهُم عَرَفُوا التَّوحيدَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ و أحكَمُوا عِلمَ تَوحِيدِهِ ·

مرد گفت : پس [بر اساس اين تقسيم بندى ]من از دوستداران باطنى و ظاهرى شما هستم . امام صادق عليه السلام فرمود : دوستداران باطنى و ظاهرى ما نشانه هايى دارند كه با آنها شناخته مى شوند . مرد پرسيد : آن نشانه ها چيست؟ حضرت فرمود : چند خصلتند . اولين خصلت آن است كه خداى يگانه را چنان كه بايد شناخته اند و علم توحيد او را خوب آموخته اند

جواب دروغهای شما در مورد جامی در لینک زیر داده شده

جامی

سعدی شیرازی;954426 نوشت:
و آیا اصلا ممکنه شعری درباره شراب گفته بشه که قابل تطبیق بر مسائل عرفانی نباشه؟

نگویمت که همه ساله می پرستی کن
سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش
.

درود

سروده ی بالا چگونه ممکن است عرفانی باشه ؟

سه ماه عارف باش و 9 ماه پارسا ؟؟

یک نمونه ی دیگر
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت




تدبیرما به دست شراب دوساله بود

مراد از شراب دوساله چیه ؟
عرفان دو ساله ؟؟؟




موضوع قفل شده است