جمع بندی به چه دلیل حافظ شیرازی عارف است؟

تب‌های اولیه

81 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقل قول:
احتمالا شما از تبار معصومین هستید!

من میگم در این مطلب مغلطه نکردم و غرض غیر الهی نداشتم این چه ربطی به عصمت داره!

نقل قول:
مغالطه و داشتن غرض غیر الهی چیزهایی نیست که دامن یک انسان جایز‌الخطاء از آن مبرا باشد (ولو به جهل مرکب)

اگر این بنده کوچک خدا مغلطه کردم و غرض غیر الهی داشتم و دچار جهل مرکبم خداوند مرا ببخشه و به راه راست هدایت کنه اگر شما به من تهمت زدید خدا شما را ببخشه و هدایت کنه.

نقل قول:
شما سؤالتان در مورد «عارف» است یا «مومن»؟ فکر می‌کنم این که با «عارف» شروع کردید و سر از «مؤمن» در آوردید نوعی مغالطه است.

ببخشید اشتباه از من بود. وقتی عارف سنی داریم وقتی عارف دستمال کش حاکمان فاسد و ظالم داریم وقتی عارف صوفی داریم حتما عارف غیر مومن هم داریم.احتمالا عارف لوطی و زانی هم داریم.

نقل قول:
حدس می‌زدم شما از کدام مسلک و مرام باشید.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده اید ، از گمان ها جدّا بپرهیزید ، زیرا که ( پیروی ) برخی از گمان ها ( گمان بدی که مخالف واقع باشد ) گناه است و ( چون معلوم نیست پس باید از همه پرهیز نمود و از عیوب و اسرار دیگران ) تجسس و کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت ننمایید ، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ 12 حجرات

نقل قول:
class: cms_table align: center

چه بُوَد گرمن و تو چند قدح باده خوريم؟

باده از خون رَزان است، نه ازخون شماست‏



چه مى شود كه ما هردو از جمال يار باده بنوشيم و تنها مراقب دوست باشيم، نه نعمتهاى بهشتى. اى زاهد! از باده نوشى مترس «باده از خون رزان است، نه از خون شماست.». شرابِ ذكر و مراقبه حضرت دوست از شجره اى است كه خلقت من و تو بر آن نهاده شده است، نه از شراب انگورى تا نوشيدنش حرام باشد، كه: «فِطْرَتَ‏

اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ»: (همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد، تغيير و تبديلى در آفرينش خدا نيست، اين همان دين استوار مى‏باشد.)، و باز به او خطاب كرده و مى گويد:

class: cms_table align: center

اين نه عيب است، كزين عيب خَلل خواهد بود

ور بود عيب، چه شد؟ مردم بى‏عيب كجاست؟


شما به تفسیر به رای اعتقاد داری؟

طرف به امیر مبارز الدین ایراد میگیره چرا در خرابات(مشروب فروشی) را بستی؟ منظورش باده عرفانی بوده!!!!!!!!

طرف میگه ماه رمضان تمام شد بریم شراب انگور بخوریم منظورش باده عرفانی بوده!!! خوب باده عرفانی را که تو همان ماه رمضان هم می توانست بخوره.

جالب در بیت بعد میگه مردم بی عیب کجاست؟؟؟ از کی تا حالا باده عرفانی خوردن عیب داره!!!!!

زهد فروشی اخه چه ربطی به انگور داره!!!

در کلام تمام معصومین امده همانطور که در ماه رمضان دهان و اعضا بدنتان روزه بوده سعی کنید در بعد رمضان هم همینطور باشید.نفرمودند برید شراب انگور بخورید.

به این کلام معصوم می گویند امر به معروف و نهی از منکر

حالا کلام حافظ مثل این می ماند که بگیم مردم شما ترسو نباشید برید سرقت مسلحانه بانک.زهد فروش نباشید برید شراب انگور بخورید

به این کلام حافظ میگویند نهی از منکر و امر به منکر.

باید می گفت:باده از انوار الهیست، نه ازخون شماست‏.

نقل قول:
سوى جايزه هايتان صبح كنيد.- در دعاى قنوت نماز روز عيد فطر هم بدين جائزه و عيدى و بالاترش اشاره شده، و هر خوبى را كه به محمّد و آلش عليهم السلام روا داشته، تقاضا مى نماييم، و از هر بدى كه آنان را بر كنار داشته، بر كنارى خود را مى طلبيم؛ كه: «أسْألُكَ ... أنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَأنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّدٍ. (از تو مسئلت دارم كه مرا در هر خير و خوبى كه محمد و آل محمد [ص‏] را در آن داخل گردانيدى، داخل نموده، و از هر بدى كه از آن بيرونشان آوردى، خارج سازى.)

میشه بفرمایید دقیقا مطلب بالا را از کدام بیت حافظ برداشت کردید؟

قدیما;954454 نوشت:
بیتی عارفانه! از حافظ شیرازی:

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

باده از خون رزان است نه از خون شماست

https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh20/

رزان به معنی انگور است.

دیگه اینجا خودش به صراحت بیان میکنه باده از انگور است و دوستان عارف ما نمی توانند مثل خیلی از مواقع بگویند نه شما نمی فهمید این باده عارفانست و الهامات و حالات خدایی.

دوستان عارف اگر بگویید او باده انگور می خورد که تکلیف مشخصه.
اگر بگویید گفته ولی نمی خورده که میشه مثل این ایه قران در سوره شعرا:
وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾
(پيامبر شاعر نيست) شعرا كساني هستند كه گمراهان از آنان پيروي مي‏كنند!
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿۲۲۵﴾
آيا نمي‏بيني آنها در هر وادي سر گردانند.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾
و سخناني مي‏گويند كه عمل نمي‏كنند!

نمیدانم عمدا تقطیع مفاهیم و الفاظ میکنید یا سهوی است در هر حال

این بیتی که انتخاب کردید کنایه ای است که به زاهدان دین فروش میزند که به تمثیل خون دیگران را با ابزار شرع سر میکشند.

میگوید نجاست سر میکشید و به قیاس شرابخواری را بهتر از آن عمل توصیف میکند

حافظ;954533 نوشت:

روزه يكسو شد و عيد آمد و دلها برخاست‏
مِىْ به ميخانه به جوش آمد و مى بايد خواست‏

سلام
این بیت را به دو صورت می توان معنا کرد:
1- با آمدن عید، زمان روزه تمام شد و موسم باده خوری است ...
2- بیایید از جوایز عید فطر بهره مند شویم.

هر دو تفسیر امکان داره.


حافظ;954533 نوشت:
مثلا در مورد بیت زیر که به اعتبار «رزان»ش خیلی بر شما سخت و گران آمده است تفسیر شما مؤلف محور نیست بلکه تفسیری هرمنوتیکی و مخاطب محور است. آیا این مغالطه نیست! گیرم که قصدتان صد در صد خدایی ست! با مبنای مخاطب محوری، اشعار حافظ که هیچ، آیات الهی نیز به انحراف کشیده شده، مصداق تفسیر به رأیِ باطل می‌شود.

هر دوی این تفسیرها مخاطب محور اند. نمیشه ادعا کرد که هیچکدمشون از خطا مبرا باشند.

در واقع هر شاعر دیگری هم که در مورد شراب شعر گفته باشه، میشه تعبیرات عرفانی ازش کرد. مثلاً شعرهای همای رو ببینید. میشه تعبیر عرفانی ازشون کرد در حالی که شاعر این شعرها ادعایی در مورد عرفان ندارند.

یا خیلی از شعرها و ترانه های معروف. مثل شعر زیر از شاعر ارزشمند کشورمون اردلان سر افراز که همه باهاش نوستالژی داریم:

نقل قول:

سلام من به تو یار قدیمی
نقل قول:

منم همون هوادار قدیمی
هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم
همه نشسته لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه ی تزویر
تو محراب دل ما ، تویی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت
یک روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید
پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم


اینها همه شعرهای با ارزشی اند و بخشهای با ارزشی از ادبیات ما. اما سرودن شعر با مضامین عرفانی، عارف بودن را اثبات نمی کنه.
مطمئناً قضاوت در مورد عارف بودن یا نبودن شاعران از عهده من خارجه. اما فقط میگم صرفاً با توجه به این اشعار نمیشه عارف بودن را اثبات کرد.

نقل قول:
نمیدانم عمدا تقطیع مفاهیم و الفاظ میکنید یا سهوی است در هر حال

این بیتی که انتخاب کردید کنایه ای است که به زاهدان دین فروش میزند که به تمثیل خون دیگران را با ابزار شرع سر میکشند.

میگوید نجاست سر میکشید و به قیاس شرابخواری را بهتر از آن عمل توصیف میکند

این تفسیر را هم میشه پذیرفت ولی باز هم اشکال داره

نظر شما شبیه بعضی از اهل سنت که میگویند برای اینکه زنا نکنید خود ارضایی کنید چون خود ارضایی گناهش کمتر است.نهی از منکر و امر به منکر

اینکه مثلا بگوییم تهمت بدتر از دروغ است منظور این نیست که برای اینکه تهمت نزنید دروغ بگویید.

حافظ باید میگفت گناه شراب خواری از زهد فروشی کمتر ولی شراب هم نخورید نه اینکه شراب بخورید.

دوستان عارف توضیحی درباره مشکلات حافظ شیرازی با امیر مبارز الدین در بستن شراب فروشی ها هم دارند بدهند.

قدیما;954558 نوشت:
نظر شما شبیه بعضی از اهل سنت که میگویند برای اینکه زنا نکنید خود ارضایی کنید چون خود ارضایی گناهش کمتر است.نهی از منکر و امر به منکر

اینکه مثلا بگوییم تهمت بدتر از دروغ است منظور این نیست که برای اینکه تهمت نزنید دروغ بگویید.

حافظ باید میگفت گناه شراب خواری از زهد فروشی کمتر ولی شراب هم نخورید نه اینکه شراب بخورید.

این ابیات احکام قیاسی نیستند که اشکال فقهی بر آن بخواهیم بگیریم اصلا موضوع فقه نیست برای توصیف و تصور قباحت دین فروشی مثالی آورده .
یه شعر شایع هست میگوید
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن
میخواهد قباحت مردم آزاری در یک قیاس بیان کند . مقصود و مطلوب شاعر فتوی بر اباحه آن اعمال نیست

دوستان عارف اگر دلیلی بر عارف بودن حافظ دارند لطفا بنویسند.کاربر"حافظ" نتوانستن دلیل بیاورند.

منظور از عارف کسی است که خدا شناس است و دارای کشف و شهود و کرامات است و مقدمه ان ایمان و عمل صالح است.

نقل قول:
این ابیات احکام قیاسی نیستند که اشکال فقهی بر آن بخواهیم بگیریم اصلا موضوع فقه نیست برای توصیف و تصور قباحت دین فروشی مثالی آورده .
یه شعر شایع هست میگوید
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن
میخواهد قباحت مردم آزاری در یک قیاس بیان کند . مقصود و مطلوب شاعر فتوی بر اباحه آن اعمال نیست

پس بهتره این سخنان حافظ در حیطه ادبیات بماند و تنها درباره قافیه و فعل و فاعل ان بحث شود چرا که سخنان حافظ همانطور که اشاره کردید ارتباطی با فقه ندارد. و در مخالفت با فقه شیعه است.فکر میکنم نتیجه خوب این بحث این باشد که حافظ یک ادیب خوب بوده نه عارف و فقیه.
___________________________________________________________________________

یک داستان اموزنده:

حاکمی شراب زیاد میخورد و وزیری محبوب داشت.این وزیر برای اینکه حاکم را از شراب خواری دور کند گفت من در خواب دیدم پیامبر فرمودند به حاکم بگویید شراب کمتر بخورد.حاکم گفت وزیر دروغ میگویی اگر پیامبر نصیحت میفرمود میگفت به حاکم بگویید اصلا شراب نخورد.چرا که پیامبر دستور به حرام نمی دهد هر چند کم باشد.

فرض کنید که فقط امکان تعبیرهای عرفانی از شعرهای حافظ وجود داشت. آیا در اون صورت عارف بودن حافظ اثبات میشد؟

خب شعرهایی از شاعران دیگر وجود دارند که فقط میشه تعبیرهای عرفانی ازشون کرد. اما تشخیص و اثبات عرفان به این سادگی نیست.

از یک نظر، تشخیص موضوع شبیه به انتخاب مذهبه. ما می دونیم که تقریباً تمام مذاهب (چه اسلام، چه هندو، چه بودیسم ...) به عرفان اشاره دارند اما این کافی نیست. تشخیص راه صحیح ساده نیست و خیلی ها بعد از کلی تحقیق، ممکنه هنوز معیار محکمی برای تشخیص راه صحیح پیدا نکرده باشند. البته اگر نخواهیم به شعرهای حافظ به عنوان راهنما نگاه کنیم، دیگه عارف بودن یا نبودن حافظ ارتباط زیادی به ما پیدا نمی کنه.

قدیما;954573 نوشت:
پس بهتره این سخنان حافظ در حیطه ادبیات بماند و تنها درباره قافیه و فعل و فاعل ان بحث شود چرا که سخنان حافظ همانطور که اشاره کردید ارتباطی با فقه ندارد. و در مخالفت با فقه شیعه است.فکر میکنم نتیجه خوب این بحث این باشد که حافظ یک ادیب خوب بوده نه عارف و فقیه.
___________________________________________________________________________

یک داستان اموزنده:

حاکمی شراب زیاد میخورد و وزیری محبوب داشت.این وزیر برای اینکه حاکم را از شراب خواری دور کند گفت من در خواب دیدم پیامبر فرمودند به حکام بگویید شراب کمتر بخورد.حاکم گفت وزیر دروغ میگویی اگر پیامبر نصیحت میفرمود میگفت به حاکم بگویید اصلا شراب نخورد.چرا که پیامبر دستور به حرام نمی دهد هر چند کم باشد.

اثبات اینکه حکم فقهی نداده ، نفی عارف بودنش نمیکند . اصطلاحات عرفا و متصوفه در ابیات او از نظام مسلکش تبعیت میگند . چنانکه اشعار گاتا از باورهای زردشتی و بایدها و نبایدهایش تبعیت میکنند .
بنده نه تابع عارف و نه حامی متصوفه ام از اشکال شما و دوستان و از صحبتهای رد و بدل شده و بیانات استاد ، نفع بردم این نفع برای همه خوانندگان خیلی بیشتر میشد اگر نقد و اشکال جامع نگر و غیر گزینشی مطرح میشد

موضوع قفل شده است