جمع بندی به جز قرآن کریم ، دیگر معجزات پیامبر (ص) چیست؟

تب‌های اولیه

105 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام
آیات 181 تا 184 آل عمران رو مطالعه کنید
طبق این آیات، بجز قرآن معجزه ی دیگر پیامبر اسلام نداشته ، البته چون جزو سوال خود منم هست دارم این رو برسی میکنم و استدلال شخصی بنده هست

لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿۱۸۱﴾

انصاریان: محققاً خدا سخن کسانی را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بی نیازیم»، شنید. بی تردید آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را از روی ستم [در پرونده اعمالشان] می نویسیم، و [روز قیامت] می گوییم: عذاب سوزان را بچشید.
خرمشاهی: آرى خداوند سخن كسانى را كه گفتند خدا فقير است و ماييم كه توانگريم، شنيد، سخنشان را و نيز [گناهشان را] كه پيامبران را به ناحق كشته‏اند، باز مى‏نويسيم و مى‏گوييم عذاب آتش دوزخ را بچشيد
فولادوند: مسلما خداوند سخن كسانى را كه گفتند خدا نيازمند است و ما توانگريم شنيد به زودى آنچه را گفتند و بناحق كشتن آنان پيامبران را خواهيم نوشت و خواهيم گفت بچشيد عذاب سوزان را
قمشه‌ای: هر آینه خدا شنید سخن (جاهلانه) آن کسان را که گفتند: خدا فقیر است و ما دارا. البته ما گفتارشان را ثبت خواهیم کرد با این گناه بزرگشان که انبیاء را به ناحق کشتند، و گوییم: بچشید عذاب آتش سوزان را.
مکارم شیرازی: خداوند، سخن آنها را كه گفتند: «خدا فقير است، و ما بينيازيم»، شنيد! به زودي آنچه را گفتند، خواهيم نوشت؛ و (همچنين) كشتن پيامبران را به ناحق (مي نويسيم؛) و به آنها مي‏گوييم: «بچشيد عذاب سوزان را (در برابر كارهايتان!).

ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ﴿۱۸۲﴾
انصاریان: این [عذاب] به خاطر فسق و فجور و گناهانی است که خود پیش فرستادید، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نیست.
خرمشاهی: اين به خاطر كار و كردار پيشين شماست و[گرنه‏] خداوند هرگز در حق بندگان ستمگر نيست‏
فولادوند: اين [عقوبت] به خاطر كار و كردار پيشين شماست [و گر نه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بيدادگر نيست
قمشه‌ای: این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد.
مکارم شیرازی: اين دو به خاطر چيزي است كه دستهاي شما از پيش فرستاده (و نتيجه كار شماست) و خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمي‏كند.

الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۸۳﴾
انصاریان: کسانی که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما [به نشانه صدق نبوتش] یک قربانی بیاورد که آن را آتش [غیبی] بسوزاند، بگو: پیش از من پیامبرانی دلایل روشن و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ اگر راستگویید، پس چرا آنان را کشتید؟
خرمشاهی: اينان كسانى هستند كه مى‏گفتند خداوند به ما سفارش كرده است كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم مگر آنكه قربانى‏اى عرضه بدارد كه آتش آن را پاك بسوزد، بگو پيش از من پيامبرانى بودند كه براى شما معجزاتى آوردند و همين را هم كه گفتيد عرضه داشتند، اگر راست مى‏گوييد پس چرا آنان را كشتيد؟
فولادوند: همانان كه گفتند خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند بگو قطعا پيش از من پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد براى شما آوردند اگر راست مى گوييد پس چرا آنان را كشتيد
قمشه‌ای: آنان که گفتند: خدا از ما پیمان گرفته که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آنکه او قربانیی آورد که در آتش بسوزد. بگو که پیش از من رسولانی آمده و برای شما هر گونه معجزه آورده و این را هم که خواستید آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آن پیامبران را کشتید؟!
مکارم شیرازی: (اينها) همان كساني (هستند كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبري ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) قرباني بياورد، كه آتش ( صاعقه آسماني) آن را بخورد!» بگو: «پيامبراني پيش از من،براي شما آمدند؛ و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مي‏گوييد؟!»

فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ﴿۱۸۴﴾

انصاریان: اگر [این یهودیان بهانه جو] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش] مسلماً رسولانی هم که پیش از تو دلایل روشن، و نوشته ها [ی مشتمل بر پند و موعظه] و کتاب روشنگر آورده بودند، تکذیب شدند؟
خرمشاهی: پس اگر تو را دروغ‏زن انگاشتند، بدان كه پيامبرانى هم كه پيش از تو بودند و معجزات و نوشته‏ها و كتابهاى روشنگر آورده بودند، با انكار و تكذيب مواجه شدند
فولادوند: پس اگر تو را تكذيب كردند بدان كه پيامبرانى [هم] كه پيش از تو دلايل روشن و نوشته ‏ها و كتاب روشن آورده بودند تكذيب شدند
قمشه‌ای: پس اگر تو را تکذیب کردند (غمگین مباش که) پیغمبران پیش از تو هم که معجزات و زبورها و کتاب آسمانی روشن آوردند نیز تکذیب کردند.
مکارم شیرازی: پس اگر (اين بهانه جويان) تو را تكذيب كنند، (چيز تازه‏ اي نيست؛) رسولان پيش از تو را (نيز) تكذيب شدند؛ پيامبراني كه دلايل آشكار، و نوشته‏ هاي متين و محكم، و كتاب روشني بخش آورده بودند.

روزنه;911743 نوشت:
قرآن بالاترین و برترین معجزه ی تاریخ هست و خواهد ماند چون اگر کسی آشنا به عربی و علوم دیگر باشه متوجه میشه قرآن علاوه بر ظاهر بلکه ذره ذره اش حمت و علمی نهفته که یک انسان حتی دانشمند نمی تونه انقدر تبحر داشته باشه.

سلام روزنه گرامی
این دو تا تاپیک رو ببینید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=47302
http://www.askdin.com/showthread.php?t=47098

پارسا مهر;911780 نوشت:
والا حداقل از نظر من این آیه مخصوصا وقتی در کنار آیات مشابه قرار می گیرند، صراحت در پیام دارند که بله پیامبر معجزه انجام نداده اند...

إنّا لله وإنّا إليه راجعون!

بزرگوار يعني چي که به نظر من ...؟!

شما چند بار تأکيد کردي که پيامبر به صراحت مي​گويد من معجزه نکرده​ام!

پيامبر کجا مي​گويد اين حرف رو؟

يا ادّعا مي​کنيد قرآن مجيد به صراحت ، به روشني ، به وضوح ، بيان مي​کند که پيامبر معجزه نکرده! :

پارسا مهر;911584 نوشت:
قرآن به صراحت، به روشنی به وضوح...دیگه نمی دانم با چه کلمه ای توصیف کنم...بیان می کند که پیامبر معجزه انجام نداده اند...

بعدش که از شما براي اين ادّعاهايتان دليل خواسته مي​شود اظهار مي​کنيد «والا به نظر من...»!!

به نظر من شد حرف؟ نظر شخصي شما چه سودي براي بقيه داره بزرگوار؟ به صراحت، به روشني ، به وضوح ، اينها کجا رفتند؟؟!! همش شد «والا به نظر من»؟؟!!

قرآن مجيد به صراحت، به وضوح، به روشني، مي​فرمايد که هر وقت اينها معجزه​اي ديدند گفتند که جادوي هميشگي است :

« و إن يروا آية يُعرضوا و يقولوا سحرٌ مستمر »

اين آيه کريمه جزو آيات ابتدائي سوره قمر است و تعبير به اينکه کافران گفتند «سحر مستمر» نشان ميدهد که قبلا معجزاتي ديده بودند و در آن دفعه هم گفتند: اين همان جادوي هميشگي است.

به اين ميگن تصريح، به اين ميگن روشني، به اين ميگن وضوح. که بيان مي​کند آن حضرت به طور مستمر معجزه آورده بود!


پارسا مهر;911780 نوشت:
از طرفی اشتباه نکنم شما با سخنانی که با جناب سعدی شیرازی رد و بدل کردید، ادعا دارید که قرآن فرموده که پیامبر به جز قرآن معجزه آورده اند...اگر اینگونه است...می شود بگویید که قرآن کجا با صراحت گفته است که پیامبر معجزه آورده اند؟

گرامي اولا اينجا بحث شما با من است نه جناب سعدي شيرازي،

ثانيا سخن من راجع به معراج بود، نه معجزات ديگر،

ثالثا من حرفي از صراحت و آن هم با اون همه تأکيد تمسخر آميز نکردم.

رابعا بنده الآن از شما جواب خواستم، نه اينکه شما برگرديد از من سؤال کنيد. شما اول جواب بنده را بدهيد تا من هم جواب شما را بدهم. در جواب سؤال که سؤال ديگري مطرح نميکنند.

پارسا مهر;911780 نوشت:
با کدام منطق می توان همچین حرفی زد...

با همان منطقي که شما اينجا مسخره مي​کنيد، گاهي اظهار مي​کنيد: پيامبر با صراحت مي​گويد...

گاهي اظهار مي​کنيد: والا به نظر من صراحت است....

گاهي هم به جاي پاسخ به سؤال، يک سؤال ديگري مطرح مي​کنيد...

تصريح قرآن مجيد به معجزه شقّ القمر را نمي​پذيريد ، بعدش مي​آييد از پيش خودتان به پيامبر دروغ مي​بنديد که پيامبر به صراحت، به وضوح، به روشني چنين مي​گويد! همون منطق هست.

پارسا مهر;911780 نوشت:
استهزا و مسخره کردن هم آداب و منطقی دارد...

بلي متأسفانه اون موقع شما پيش اونا نبوديد که آداب و منطق مسخره رو به اونا ياد بدين که اونطور که شما ميگيد مسخره کنند! حيف شد!

پارسا مهر;911780 نوشت:
اگر کافران در زمان حضرت عیسی به قولی مرض داشتند، ولی باز هم نیامدند زنده شدن مرده را ببینند و بگوید که چرا معجزه نمی آوری به استهزا!!!!!

شما اونجا همراه با حضرت عيسی تشريف داشتيد که ادّعايتان را بپذيريم؟ يا باز هم نظر شخصي خودتان است؟!

پارسا مهر;911780 نوشت:
شاید پیش خود گفته اند، این جادوگری است...بالاخره بهانه کم نبود...

به نبيّ اکرم هم همين جادوگري را نسبت داده​اند در آيات متعدد قرآني، پس معلوم ميشه که چيزهاي خارق العاده​اي ديده بودند، وگرنه همينجوري که نميشه به کسي نسبت سحر داد.

قرآن مجيد يک سيستم يکپارچه​اي است که براي فهم منظور آيات، بايد مجموع قرآن را در نظر بگيريد

نه اينکه يک آيه را بهانه کنيد که اينجا اينطور ميگه، مثلا اينجا ميگه لا إکراه في الدين، پس ديگه نبايد اجبار و الزامي در امور ديني باشه.

نه خير اينطور نيست گرامي، بايد به مجموع کلّ آيات قرآني توجه کنيد، نه اينکه يک آيه را بهانه و مستمسک خودتان قرار دهيد.

[="Navy"][="3"]

پارسا مهر;911780 نوشت:
خوب برادر من، می بینید که آنها مرض داشتند ولی نگفتند که این پیامبر چرا معجزه نمی کند...بلکه گفتن که این ساحر است و در واقع غیر مستقیم گفتند که راهی برای تمایز معجزه از غیر معجزه نیست...دیگر دست به شکایت وو گله بر نداشتند که چرا معجزه نمی آورد...

گرامي اولا اين عقلاً ممکن است که آنهايي که گفتند چرا معجزه نمي​آورد غير از آنهايي باشد که معجزه را ديده بودند،

ثانيا منظور ايشان از اينکه معجزه، معجزات اقتراحي بوده که خودشان به ميل خودشان طرح مي​کردند و مي​خواستند که حضرت فورا انجامش دهد، به عنوان مثال: شقّ القمر يک معجزه اقتراحي بود،

ولي معجزات ديگر که جزو همون 4000 معجزه ، معجزات درخواستي ايشان نبود، بلکه معجزات تأييدي از سوي خداوند بود،

آنها ميخواستند حضرت آن معجزاتي را بياورد که اينها طراحي مي​کردند و به معجزات تأييدي آن حضرت، قانع نبودند يا از باب تمسخر، آن معجزات را معجزه نمي​دانستند.

بايد به يك نكته دقيقا توجه داشت كه مخالفان انبياء ، همواره داراى حسن نيت نبودند ، يعنى معجزات را براى يافتن حق نمىخواستند ،

بلكه به عنوان لجاجت و عدم تسليم در برابر حق هر زمان پيشنهاد معجزه و خارق عادت عجيب و غريبى مىكردند .

اين گونه معجزات كه معجزات اقتراحى ناميده مىشود هرگز براى كشف حقيقت نبوده ، و به همين دليل پيامبران هرگز در برابر آن تسليم نمىشدند ،

در حقيقت اين دسته از كافران لجوج فكر مىكردند كه پيامبر ص ادعا مىكند من قادر بر انجام همه چيزم و خارق العاده گر مىباشم !

و در اينجا نشسته‌ام كه هر كس پيشنهاد هر امر خارق العاده اى كند براى او انجام دهم !

ولى پيامبران با ذكر اين حقيقت كه معجزات بدست خدا است و به فرمان او انجام مىگيرد و ما وظيفه تعليم و تربيت مردم را داريم ، دست رد بر سينه اين گونه افراد مىزدند .

ثالثا هيچ استبعادي ندارد کسي که معجزه​اي ديده، مجددا درخواست معجزه کند که چرا معجزه​ي دلخواه ما را نمي​آورد؛

چون معجزات دلخواهي را طرح مي​کردند که حضرت فورا انجامش دهد،

مثلا گاهي درخواست تکلّم خدا را مطرح مي​کردند، گاهي افتادن آسمان را، گاهي نزول فرشتگان را، گاهي پرواز به آسمان را، گاهي آوردن خود خدا را !! همانطور که خودتان هم اذعان کرديد:

پارسا مهر;911780 نوشت:
ببینید که مخالفان تا چه حد در بی معجزه گی دست و پا می زدند که اینگونه لب به شکایت باز می کنند:" يا چنان که گفته اي آسمان را پاره پاره بر سر ما افکني يا خدا و فرشتگان را پيش ما حاضر آوري" سوره اسراء آیه 92
آنها و همه منكران لجوج پيوسته به دنبال « معجزات اقتراحى » مىروند انتظار دارند كه پيامبر به صورت يك « خارقالعاده گر » در گوشه اى بنشيند و

هر يك از آنها از در وارد شوند ، و هر معجزه اى مايل هستند پيشنهاد كنند او هم بلافاصله به آنها ارائه دهد ، و تازه آنها اگر مايل نبودند ايمان نياورند ! .

در حالى كه مى​دانيم وظيفه پيامبران در درجه اول تبليغ و تعليم و هشدار و انذار است و خارق عادات امورى استثنايى هستند كه به مقدار لازم و ضرورت ، آن هم به فرمان خدا ( نه به خواست پيامبر ) انجام مى​گردد ،

ولى كرارا در آيات قرآن مىخوانيم كه گروه هايى از معاندان بىآنكه اعتنايى به اين واقعيت داشته باشند ، پيوسته مزاحم پيامبران مىشدند و چنين درخواستهايى را داشتند.

قرآن در پاسخ آنها مىگويد : « اى پيامبر به اينها بگو كه خداوند هر كه را بخواهد گمراه مى​كند و هر كس كه به سوى او باز گردد مشمول هدايتش قرار مى​دهد»

( قُلْ إِنَّ اللَّه يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي إِلَيْه مَنْ أَنابَ ).

اشاره به اينكه كمبود شما از ناحيه اعجاز نيست، چرا كه بقدر كافى پيامبر ارائه معجزه كرده است،

البته بنده تعداد 4000 معجزه را نه تأييد و نه رد مي​کنم و استبعادي هم در آن نمي​بينم ولي

مسلما پيامبر اسلام علاوه بر قرآن معجزات ديگرى نيز داشته و تواريخ اسلام و بعضى از آيات قرآن گواه بر اين حقيقت است.

كمبود شما از درون وجود خودتان است ، لجاجتها ، تعصبها ، جهالتها ، و گناهانى كه سد راه توفيق مىشود مانع از ايمان شما است .

خلاصه منظور آنها هر گونه معجزه اى نبوده است، بلكه منظور آنها اين بوده كه هر وقت معجزه اى به ميل خود پيشنهاد كنند فورا آن را انجام دهد !

آنها چنين مىپنداشتند كه اعجاز امرى است در اختيار حضرت محمد صلی الله عليه وآله و هر وقت و هر گونه اراده كند مى​تواند انجام دهد،

و علاوه بر اين موظف است از اين نيروى خود در برابر هر مدّعى لجوج و بهانه جو استفاده كند و مطابق ميل او عمل نمايد.

لذا بلافاصله به آن حضرت چنين دستور داده مى​شود كه « به آنها بگو معجزه مخصوص خدا و مربوط به جهان غيب و ما وراء طبيعت است » ( فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه ).

بنا بر اين چيزى نيست كه در اختيار من باشد و من بر طبق هوسهاى شما هر روز معجزه تازه اى انجام دهم ، و بعدا هم با عذر و بهانه اى از ايمان آوردن خود دارى كنيد .[/][/]

[="Navy"][="3"]

sina_72;911847 نوشت:
سلام
آیات 181 تا 184 آل عمران رو مطالعه کنید
طبق این آیات، بجز قرآن معجزه ی دیگر پیامبر اسلام نداشته ، البته چون جزو سوال خود منم هست دارم این رو برسی میکنم و استدلال شخصی بنده هست

سلام عليکم بزرگوار قرآن مجيد يک سيستم يکپارچه​اي است که براي رسيدن به يک معنا، نمي​توان بدون توجه به آيات ديگر، فقط روي يک آيه يا آيات خاصي تمرکز کرده، معنايي را برداشت کرد.

بلکه بايد مجموع آيات قرآني را باهم در نظر گرفت.

وقتي قرآن مجيد به صراحت معجزه شق القمر را مطرح مي​کند و در آنجا جواب کافران را هم نقل مي​کند که گفتند : «سحر مستمر» چطور مي​توان ادعا کرد که غير از قرآن مجيد، معجزه ديگري نداشته؟

يعني آنقدر معجزه ديده بودند که گفتند اينها يک سري جادوي مستمر است![/][/]

Hadi99g;911924 نوشت:
سلام عليکم بزرگوار قرآن مجيد يک سيستم يکپارچه​اي است که براي رسيدن به يک معنا، نمي​توان بدون توجه به آيات ديگر، فقط روي يک آيه يا آيات خاصي تمرکز کرده، معنايي را برداشت کرد.

بلکه بايد مجموع آيات قرآني را باهم در نظر گرفت.

وقتي قرآن مجيد به صراحت معجزه شق القمر را مطرح مي​کند و در آنجا جواب کافران را هم نقل مي​کند که گفتند : «سحر مستمر» چطور مي​توان ادعا کرد که غير از قرآن مجيد، معجزه ديگري نداشته؟

يعني آنقدر معجزه ديده بودند که گفتند اينها يک سري جادوي مستمر است!

سلام
لطفآ با ذکر آیه دقیقآ اصلاحیه بفرمایید

سعدی شیرازی;911904 نوشت:
سلام روزنه گرامی
این دو تا تاپیک رو ببینید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=47302
http://www.askdin.com/showthread.php?t=47098

سلام
اینکه قرآن رو با کتاب های شعری مقایسه کرده اصلا درست نیست مطالب قرآن کجا و شعر کجا.
حالا ویژگی های زبان عربی و لهجه ی قریش هم بماند که مثل فارسی نیست و قاطع و محکمه

روزنه;912058 نوشت:
اینکه قرآن رو با کتاب های شعری مقایسه کرده اصلا درست نیست مطالب قرآن کجا و شعر کجا.
حالا ویژگی های زبان عربی و لهجه ی قریش هم بماند که مثل فارسی نیست و قاطع و محکمه

سلام
به هر حال یه دلیلی برای برتر دانستن باید ذکر بشه ...

ویژگیهای لهجه قریش ممکنه برتری این لهجه رو نشون بده، اما هدف اصلی اثبات وحیانی بودن قرآنه.

سعدی شیرازی;912078 نوشت:
سلام
به هر حال یه دلیلی برای برتر دانستن باید ذکر بشه ...

ویژگیهای لهجه قریش ممکنه برتری این لهجه رو نشون بده، اما هدف اصلی اثبات وحیانی بودن قرآنه.

برتری قرآن و کسی متوجه میشه که با زبان عربی و بلاغت و زبان های فصیح و افصح و فحی و صرف و نحو و لغت و تاریخ علم زبان شناسی و فقه اللغه و ... آگاهی داشته باشه و هرچقدر اگاهیش بیشتر باشه بیشتر شگفت زده خواهد شد. البته این ها فقط ظاهر قرآن هست
اگر کل شعرا و خطیبان فصیح هم جمع بشن نمی تونن چنین فصیح جمله ای بگن بماند که هر آیه ای و هر حرف و کلمه ای توش علوم دیگری هم نهفته و از یک عرب اون هم سالیان پیش بعیده انقدر دقیق و سنجیده سخن بگه.

موضوع قفل شده است