جمع بندی به این زندگی ادامه بدهم یا خیر؟ (احساس خوشبختی ندارم)

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
به این زندگی ادامه بدهم یا خیر؟ (احساس خوشبختی ندارم)

سلام

خانمی هستم ۲۸ سالمه شوهرم ۳۵ حدود ۴ ساله ازدواج کردم، من انتخاب شوهرم بودم اون خیلی منو دوست داشت الانم نمیگم نداره ولی دیگه من احساس خوشبختی ندارم، اون اوایل نامزدی عالی بود و بهترین مرد و من خوشبختترین دختر دنیا، ولی بعد از اولین رابطه جنسی، خود واقعیش رو نشون داد، اوایل بهم میگفت میخواد نماز بخونه و روزه بگیره ولی تو این مدت اینکارو نکرد، با اصرارهای من شاید دو سه بار نماز و دو سه تا روزه گرفت، اخلاق بدشو دیدم که با اینکه فرد احساساتی بود ولی‌بدخلقی های خیلی زیادی داشت و چشم های من همیشه اشکبار ، بدخلقیش تا حدی بود که دو سه بار با خانوادمم دعوا داشت ولی الان جدیدا اونم با پافشاری های من سعی میکنه احترام بزاره،وقتی بیرون میریم تو ماشین همش به این و اون فحش میده، تلویزیون اخبار اینا نشون میده فحش میده، همیشه انرژی منفی میده، منم از این رفتاراش متنفرم، تو رابطه جنسی همش من پیشقدم میشم، چندبارم بخاطر خانوادش دلمو شکسته ازشون دفاع کرده، کلا دیگه انگیزه ای برای این زندگی ندارم ، یه پسر ۷ ماهه دارم، بهم بگین چیکار کنم، به صلاحه ازش جدا بشم یا نه؟
خوبیاش اینه که وفاداره ، اهل مسافرت و گردشه ، از لحاظ خورد و خوراک و پوشاک بهم بد نمیگذره، میدونم دوسم داره ولی این رفتارهاش باعث شده زندگیمون سرد بشه، منم دارم کم کم کاهل میشم در نماز خوندن و ایمانم خیلی ضعیف شده، اخلاقمم کم کم داره بد میشه، چیکار کنم کمکم کنید، همش به این فکر میکنم چرا به خواستگارای دیگم که به پسرای با اخلاقی بودن اردواج نکردم و چرا با عجله تصمیم گرفتم

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شفیق

جمع بندی

پرسش:

خانمی 28 ساله هستم که چهار سال هست که ازدواج کردم. ایشان من را خیلی دوست داشتند الان هم مرا دوست دارند ولی من احساس خوشبختی ندارم. اوایل نامزدی همه چیز عالی بود و فکر می کردم من خوشبخت ترین دختر دنیا هستم. ولی بعد از اولین رابطه جنسی، خود واقعی اش را نشان داد. او اوایل میگفت که قصد دارد نماز بخواند و روزه بگیرد ولی تا الان این کار را نکرد. بدخلقی هایی هم دارد و  هنگام رانندگی فحش می دهد انرژی منفی به من می دهد. در رابطه جنسی من پیش قدم می شوم. کلا دیگر انگیزه ای برای زندگی ندارم. یک پسر هفت ماهه دارم. ویژگی های مثبت او این است که وفادار هست و اهل مسافرت و گردش است و در خوراک و پوشاک برای ما کم نمی گذارد. ولی بخاطر کاهلی او در نماز من هم در نماز کاهل شدم و ایمانم ضعیف شده است. به این موضوع فکر می کنم که چرا به خواستگارهای دیگر که بااخلاق تر بودند ازدواج نکردم.

پاسخ:

هر دختری که وارد زندگی متأهلی می شود؛ با دنیایی از آمال و آرزوها قدم می گذارد و طبیعی است  که در اوایل دو نفر که به تازگی به هم رسیده اند و برای هم جدید هستند، توجه بسیار زیادی به هم می کنند و مطئمئنا شما هم در اوایل توجه زیادی به همسرتان می کردید و رفته رفته، ویژگی هایی از ایشان را دیدید که حسّتان را نسبت به ایشان منفی کرد

  • - در زندگی زناشویی روابط به صورت علیت حلقوی است یعنی فکر منفی همسر احساس منفی می دهد و رفتار منفی بروز می دهد و این رفتار منفی در همسر متقابل فکر و احساس و رفتار منفی را نیز ایجاد می کند و باعث می شود این منفی ها همینطور گسترش یابد و پیچیده تر شود. برای مثال وقتی شما فکر می کنید این چه همسری است که انتخاب کرده ام و رضایت از زندگی ندارید احساس منفی در شما ایجاد می شود و رفتاری که بروز می دهید نیز منفی است؛ رفتارهای منفی شما در همسرتان نیز اثر میگذارد و ا یشان نیز احساسات منفی نسبت به شما پیدا کرده و رفتارهای منفی بروز می دهند. این چرخه همینطور به صورت معیوب ادامه می یابد. بنابراین فکر شما می تواند سرسلسله این چرخه معیوب باشد.

برای اینکه بخواهید به همسرتان توجه کنید تا ایشان نیز توجهشان به شما بیشتر شود؛ لازم است به موارد زیر دقت فرمایید.

      توجه کردن مستلزم سه رفتار است.

گشودگی: بدون دفاع و خصومت و دستوردادن و مشت گره کردن و انگشت اتهام به سمت او داشتن است.

پذیرش: آغوش باز برای بغل کردن تفاوت هاست.

کنجکاوی: یعنی برای اینکه به او علاقه مند شوی باید نسبت به او کنجکاو شوی تا او را کشف کنی. هرآنچه درباره همسرتان فکر می کنی را فراموش کن و سعی کن بفهمی او واقعا کیست بدون اینکه فکر کنی مجبور شدی تا با او باشی. نقاشی ای که از همسرت در ذهنت کشیدی را پاک کن.

 

  • در هر رابطه مشکل دار چهار راه حل وجود دارد:

 

  • جدایی: اگر جدا شوید شرایط فعلی زندگی تان بهتر می شود یا بدتر. به همه مسائل اقتصادی، فرزندان، سلامت روح و روان خود و فرزندتان، باور مذهبی فکر کنید. شرایط خود را بعد از طلاق بررسی کنید. مراقب باشید از چاله نیوفتید توی چاه !

وقتی در یک ارتباط زناشویی، مشکلات و تعارضاتی به وجود می آید، قطع آن رابطه و شروع یک زندگی جدید، دقیقا مثل این است که هدیه ای را که گرفته اید و می دانید چیست با هدیه دیگری که اصلا نمی دانید چیست، تعویض کنید! شاید در ابتدا این کار هیجان انگیز به نظر برسد، اما این احتمال نیز وجود دارد که چیزی به مراتب بدتر گیرتان بیاید!
 

  • ماندن و تغییر دادن هر چیزی که می تواند تغییر کند. اگر ماندن را انتخاب کردید اولین گام عوض کردن هر چیزی است که می تواند به بهتر شدن رابطه کمک کند. شما نمی توانید اعمال همسرتان را کنترل کنید فقط خودتان را می توانید و اعمالی که شما را به سمت ارزش هایتان می رساند.
  • ماندن و پذیرش چیزهایی که نمی تواند تغییر کند. اگر به نتیجه رسیدید بمانید و چیزهایی هم تغییر نمی کند شما باید فضا را برای احساسات دردناک آماده کنید از این مرداب روانی بیرون بیایید و درد را تبدیل به رنج نکنید. به ویژگی های مثبت در همسرتان و زندگی تان هم توجه کنید و فقط درگیر منفی ها نشوید.

 

  • ماندن و رها کردن انجام اموری که اوضاع را وخیم تر می کند. خیلی وقت ها مردم رابطه مشکل دار را ادامه می دهند ولی نه برای بهبود تلاش می کنند و نه آن را می پذیرند. بیشتر دوست دارند نگران باشند و تا حد مرگ تجزیه و تحلیل کنند به دیگران گله و شکایت کنند و همسرشان را مقصر بدانند.

آنچه مهم است این است که در این زندگی هستید و دارای فرزندی هستید که بنیان و پایه های شخصیتش در این خانواده قرار است شکل بگیرد. در تصمیمات خود به وجود این بچه و ضرر و زیان هایی که از تصمیم شما ممکن است به او برسد هم توجه نمایید.

گذشته از این موضوعات، درگیر خواستگارهای سابق شدن و با فکر اینکه ممکن است بقیه با اخلاق بهتری بودند؛ نیز درحقیقت همان مرداب زندگی را عمیق تر کردن است. از کجا معلوم که آنها بهتر بودند هر انسانی دچار ضعف و نقصان هایی در زندگی است. اگرچه نماز نخواندن همسرتان، شما را آزار می دهد ولی آنچه که باعث می شود ایشان به این سمت کشانده شود، رفتارهای شما نیز هست؛ نه اینکه شما از ایشان أثر بگیرید و کاهلی نمایید.

هر کس در زندگی به گونه ای امتحان خواهد شد و آزمایش و امتحان راحت نیست و سختی ها و ناکامی هایی به همراه دارد؛  

حضرت علی (علیه السلام) می‏فرماید:«انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی‏دهد اگر چه زمان آن طولانی باشد.»(1)

 

 

پی نوشت:

1. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، قم، 1404ق حکمت 153

موضوع قفل شده است