بهانه های عاشقی...اینجا برای اثبات عشق جان می گیرند!!...کرامات شهدا

تب‌های اولیه

62 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بهانه های عاشقی...اینجا برای اثبات عشق جان می گیرند!!...کرامات شهدا

سلام به همه اسک دینی ها
تا دوسال پیش وقتی اسم شهید و شهادت رو میشنیدم فکر میکردم شهدا یه عده انسان بودن که برای دفاع از ناموس و خاک رفتن جنگیدن و کشته شدند..اما توفیقی شد و چیزایی دیدم و شنیدم که فهمیدم موضوع خیلی بالاتر از جنگیدن فقط برای ناموس و خاکه...شهادت یعنی خود عشق و شهید یعنی عاشق...اینجا برای اثبات عشق جان میگیرند...
تصمیم دارم تعدادی از کرامات شهدا رو برای دوستان بذارم انشالله که بهانه ای بشه برای عاشقی دوستان..فقط تقاضایی که دارم دوستان بین تاپیک ها مطلبی نذارن تا مطالب پشت سر هم باشه ..

برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات

:Sham:شهید بزرگوار علی اکبر صادقی:Gol:
ولادت:1341
شهادت:1367

شهیدی که به خواست مادرش در قبر چشمانش را باز کرد

وقتی این شهید بزرگوار را در قبر گذاشته بودند مادرش بالای قبر ایستاده بود..گفت خدایا چشمای علی اکبر من شب دامادی خیلی قشنگ شده بود ،میخوام برای آخرین بار ببینمشون..گفت علی اکبرم چشماتو باز برای اخرین بار چشماتو ببینم و گفت خدایا!تو رو به علی اکبر امام حسین (ع)قسم میدم یکبار دیگه چشمای اکبرم رو ببینم ! چشمای قشنگ این شهید بزرگوار برای لحظاتی باز شد و دوباره بسته شدند....
فدای چشمان قشنگت بشم شهید..
برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات

:Sham:شهید بزرگوار محمد رضا شفیعی:Gol:
ولادت:1346
شهادت:1365

شهیدی که بعد از 16 سال پیکرش سالم به وطن برگشت

14 ساله بود که به جبهه اعزام شد(البته با دستکار شناستامه)
مادرش میگفت وقتی از جبهه برمیگشت نمیگذاشت زیرش تشک بندازم مي گفت: «مادر اگر ببيني رزمندگان شبها كجا مي خوابند! من چطور روي تشك بخوابم؟»
وقتی نیرو های صدام بعد از 16 سال پیکر این شهید بزرگوار رو از زیر خروار ها خاک سالم در اوردند بسیار شکفت زده شدند وحتی گفته میشه سه ماه پیکر این شهید رو زیر آفتاب نگه داشتند اما همچنان سالم ماند
سردار باقر زاده خطاب به عراقی ها از این شهید به عنوان صورت حق یاد میکند
سرباز عراقی ای که پیکر این شهید را در تبادل شهدای ایران و کشته های عراق تحویل میداد به شدت گریه میکرد و صدام را لعن میکرد...
برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات

:Sham:شهید بزرگوار محمد رضا حقیقی:Gol:
ولادت:1344
شهادت:1364

شهیدی که در قبر لبخند زد

دوستانش میگفتند:وقتي نماز جماعت تمام شد و همه رفتند محمدرضا سر گذاشت به سجده و مدتي همان جور ماند.خشكش زده بود هرچه صبر كردند او سر از سجده بر نداشت يكي از بچه ها گفت خيال كرديم مرده!وقتي بلند شد صورتش غرق اشك بود از اشك او فرش مسجد خيس شده بود . پيرمردي جلو آمد و پرسيد :چرا اينجور گريه مي كني؟ گفت : پدر جان! روي نياز ما به خداست اگر من در سجده مرادم را نگيرم پس كي بگيرم؟

در دفتر خاطرات این شهید بزرگوار یه شعر هست که ....اون شعر رو ببینید:

وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر...(توی عکس دوم معلومه)
و زمانی که در حال خاکسپاری این شهید بزرگوار بودند همگان دیدند که لبهای این شهید کم کم باز شد و تبدیل شد به زیباترین لبخند دنیا....اگر دقت کنید به عکس میبینید که حتی چشم ها حالت خنده داره..
فدای لبخندت بشم ای شهید...
برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات


:Sham:شهید بزرگوار سید احمد پلارک:Gol:
ولادت :1344
شهادت:1366

شهیدی که تربتش بوی عطر میدهد..

شهید پلارک به عنوان یک سرباز عادی کار میکرد و همیشه در حال شستن دستشویی های پایگاه به طوری که بدنش همیشه بوی بد میگرفت...
اما الان وقتی به بهشت زهرای تهران-قطعه 26-ردیف 32-شماره 22 برید یه بوی گلاب و عطری رو احساس میکنید،نزدیک تر که میرید متوجه میشید بوی عطر از مزار شهید بزرگوار احمد پلارک هستش..
چندبار به خاطر شبهات و شک سنگ مزار این شهید رو عوض کردند اما این بو قطع نشد...ضمنا سنگ قبر همیشه خیس است و از آن عطر بیرون میاید...بوی عطر عاشقی..
مادرش میگوید به نماز اول وقت اعتقاد داشت و نماز شبش ترک نمیشد...
برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات



:Sham:شهید بزرگوار مجتبی صالحی:Gol:
شهیدی که بعد از شهادت برگه امتحانی دخترش را امضا کرد

وقتی برنامه امتحانی ثلث دوم رو دادن به بچه ها و خواستن پدرشون امضا کنه اون رو ..زهرا صالحی غم دلشو گرفت!اخه اون باباش شهید شده بود و بابایی نداشت که برگه شو امضا کنه...
وقتی ناراحت میره خونه با دل شکسته به خواب میره و پدر رو توی خواب میبینه ..بابا ازش میخواد که برگه شو بیاره تا امضا کنه و زهرا این کار رو میکنه...وقتی از خواب بیدار میشه و برگه امتحانیشو میبینه متوجه میشه که بابا واقعا ....
نوشته بود: «اينجانب رضايت دارم، سيد مجتبي صالحي» و امضاء كرده بود.
علمای اون زمان از جمله آیت الله خزعلی صحت این موضوع رو تایید کردند..همچنین امضا توسط اداره آگاهی تهران بررسی شد و معلوم شد امضا خود شهید است..
نکته دیگه این که برای امضا از رنگ قرمز استفاده !رنگی که جوهرش مربوط به هیچ خودکار و خودنویسی نبود
عکس امضای شهید رو برای دوستان میذارم..





این هم عکس شهید بزرگوار مجتبی صالحی
برای سلامتی امام زمان(عج)و شادی روح شهدا صلوات

:Sham:شهید بزرگوار محمد ابراهیمی مجد:Gol:

شهیدی که امام زمان (عج) را ملاقات کرد

ادامه دارد..انشالله فردا شب

با سلام و احترام

كساني كه عاشق شهدايند

داستان «بورسيه ي عشق» رو در اينجا بخونند .

شهيدان مي‌روند نوبت به نوبت

خوش آن روزي كه نوبت بر من آيد

:Sham:

تنهاترین سردار;107030 نوشت:
:Sham:شهید بزرگوار محمد ابراهیمی مجد:Gol:

شهیدی که امام زمان (عج) را ملاقات کرد

ادامه دارد..انشالله فردا شب


با سلام و تشکر از تاپیک بسیار عالیتون .:Gol:

ما مشتاقانه منتظریم.:Gol:

بسم الله الرحمن الرحیم

تنهاترین سردار;107030 نوشت:
شهید بزرگوار محمد ابراهیمی مجد شهیدی که امام زمان (عج) را ملاقات کرد ادامه دارد..انشالله فردا شب


رجانیوز / گروه فرهنگی : در اینجا متن وصیت نامه شهیدی را خواهید خواند که در وصیت نامه خود اعلام می نماید که موفق به دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) شده است .این شهید که در قطعه ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) دفن است، روزانه توجه زائران بسیاری را از اقصی نقاط کشور و حتی دنیا به زیارت مزارش جلب می نماید .



بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله

من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود میگیرم و از شما میخواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.
اشهدک یا مولای انی اشهدان لااله الاالله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو واهله واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته ومحمد بن علی حجته والحسن بن علی حجته فاشهد انک حجته الله انتم الاول والاخر.الی آخر… و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ وسلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.
برادران و خواهران دراین زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را برملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است ومبادا که غافل باشید .
خدایا تو را شکر میکنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر میکنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگوران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.

بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند:نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت.بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، واکنون به جبهه میروم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش بازسازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی وبینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و…(دعا را در ابتدا نوشته ام ).



باری برادران میروم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو میگویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد واما مادر بر گردن تو حقی را میگذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمیدانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.

مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام شادان میکند پس گریستن دراین مورد امری است ناشایست.مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.


شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام

[=b compset][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]متن نوشته شده بر روی سنگ قبر شهید مصطفی ابراهیمی مجد :

[/]
[/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش ( عج ) آرام گرفته است .[/]




[=b jadid][=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد فرزند احمد[/][/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]محل ولادت – تهران [/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]سال ولادت – 29/7/1333[/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]محل شهادت – دارخوین[/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]سال شهادت – 26/6/1360[/]

[=tahoma, arial, helvetica, sans-serif]محل دفن – گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران – قطعه 24 ردیف 95 شماره 24[/]