جمع بندی بزرگترین چالش در تقریب نگاه علمی به نگاه دینی؟

تب‌های اولیه

45 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بزرگترین چالش در تقریب نگاه علمی به نگاه دینی؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]با سلام
شاید ما ایرانیها که پس از انقلاب رابطه علمی و فرهنگی محدودتری با غرب داشته ایم فکر کنیم هر چه از دین و دین باوری است در نزد ماست و در ورای مرزهای ما چیزی جز کفر و شرک و گناه وجود ندارد اما واقعیت این است که نه تنها این تصور درست نیست بلکه علاوه بر مومنان عادی هزاران هزار دانشمند خداباور در اقصا نقاط جهان وجود دارند که درصدد اثبات حقایق دینی هستند. حال اینکه راه و روش هریک چیست به آن کاری نداریم. اما این یک واقعیت است که بسیاری دانشمندان ( حتی دانشمندان بزرگ علوم تجربی) در شرق و غرب در حال جستجو و ارائه راه حل هایی برای ایجاد توافق بین علم و دین هستند. بلکه با کمال تاسف می توان گفت در عرصه ای که امروز ما مسلمانان بخصوص ایرانیان در آن حضور و افتخاری نداریم بسیاری از دانشمندان خداباور از حقایق و معارف دینی دارند دفاع می کنند. و آن عرصه، عرصه مبارزه دانشمندان ملحد با دین و باورهای دینی است. عرصه ای که نوع زبان و استدلال با چیزی که در فرهنگ دینی امروز ما وجود دارد خیلی متفاوت است. و آنجا دانشمندان خداباوری هستند که با همان زبان در حال مبارزه با اندیشه ملحدانه اند.
چندی پیش کلیپی از یک برنامه ماهواره ای مذهبی خودی دیدم که در آن مجری برنامه برای رد نظریه تکامل از میزان شباهت ژنوم انسان با موز استفاده می کرد. دیدم در دنیای اسلام که دنیای ایمان آمیخته به برهان و استدلال و علم است اشتباهی را دارند تکرار می کنند که اکثر متدینین در دنیای غرب آنرا مرتکب می شوند و آن به تمسخر گرفتن یافته های علمی است. این در حالی است که در دنیای اسلام آنزمان که علم و ایمان با هم و در کنار هم قرار داشتند تهافتی بین یافته های علمی و ایمانی تصور نمی شد. بلکه در دنیای غرب که اکنون پرچمدار علم است بسیاری از دانشمندان، همین حقیقت را مورد تاکید قرار می دهند.
یک چالش بزرگ برای متدینینی که چنین تصوری دارند و برای علم در کشف حقایق جایگاهی قائل نیستند آنستکه همیشه می خواهند خدای متعال را در منطقه ناشناخته ها تصور کنند لذا همین که پرده از حقایق یک پدیده برداشته شد خلع سلاح می شوند و کوله بار ایمان خود را به سرزمین ناشناخته های باقیمانده منتقل می سازند. این یک معضل بزرگ و در حد زیادی عام در مواجهه مومنان با واقعیت های علمی است. اما مشکل اساسی کجاست؟ چه چیز باعث می شود خیلی از مومنان خدا را در ناشناخته ها جستجو کنند؟ چه تصوری از خدای متعال باعث می شود که با روشن شدن علل طبیعی یک پدیده دیگر ما نتوانیم آنرا به خدا نسبت دهیم؟
به عبارت دین بین اهل علم و اهل دین بطور معمول این تصور بوجود آمده که خداوند تا وقتی می تواند با یک پدیده در ارتباط باشد که علت طبیعی برایش وجود نداشته باشد اما اگر علت طبیعی برای آن کشف شد دیگر نمی توان به دخالت خدا در آن باوری داشت . ما فکر می کنیم یک تصور غلط باعث می شود افراد خداوند را در امور مجهول ببینند نه در اموری که همه ابعادش روشن شده است. یک تصور غلط از رابطه خدا و خلق عامل این معضل است. شما می توانید بگویید آن تصور غلط چیست؟
یا علیم[/][/][/]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عامل

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام
به نظر می رسد که عدم تصور صحیح برخی افراد از علیت حقیقی و علت های ناقصه سبب این خلط و کج فهمی باشد. به عبارتی با پیشرفت علم، برخی علل معدّة پیدایش اشیاء برای ما روشن می شود و البته این به معنای بی نیازی انها از علت حقیقی نیست. در این بین برخی افراد گمان کرده اند که علت الهی مستلزم خلق بدون مقدمه و بی واسطه اشیاء است و این تصور هنگامی که علم پیشرفت کرده و برخی علل ناقصه و معد را کشف می کند، از بین رفته و باعث سستی اعتقاد یا از بین رفتن آن می شود.
این مساله از بعد عرفانی بسیار دقیق تر تبیین شده است؛ استاد جوادی آملی در این رابطه می فرماید:
براساس توحيد افعالي غير از خداي سبحان، علت حقيقي وجود ندارد و غير او هر چه و هر كه باشد مظهر وي محسوب مي‏شود و جريان جبر و اختيار در نظام توحيد افعالي، دقيقتر و رقيقتر قابل حلّ است.(1)
البته ممکن است این برداشت نادرست، نتیجه نگاه سطحی به برخی ظواهر قرآن و سنت باشد که با حذف علل معد و نسبت دادن امور به خداوند متعال، این دیدگاه را تقویت می کند که در استناد اشیاء به خداوند هیچ رابطه و علت معدی نیست و با روشن شدن برخی علل معد، اعتقاد این دسته از افراد ضعیف می گردد. در حالی که مقصود آیات بیان علت حقیقی عالم هستی است نه اینکه این امور مستند به علل معد و ناقص نباشد.

البته این امر ممکن است علل دیگری هم داشته باشد که با مشارکت دیگر دوستان و توسعه بحث قابل بررسی است.


[/HR]1. جوادی آملی، تسنیم، ج3، ص388.

[/][/][/]

عامل;911205 نوشت:
[="Arial Black"][="Blue"][="3"]
بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام
به نظر می رسد که عدم تصور صحیح برخی افراد از علیت حقیقی و علت های ناقصه سبب این خلط و کج فهمی باشد. به عبارتی با پیشرفت علم، برخی علل معدّة پیدایش اشیاء برای ما روشن می شود و البته این به معنای بی نیازی انها از علت حقیقی نیست. در این بین برخی افراد گمان کرده اند که علت الهی مستلزم خلق بدون مقدمه و بی واسطه اشیاء است و این تصور هنگامی که علم پیشرفت کرده و برخی علل ناقصه و معد را کشف می کند، از بین رفته و باعث سستی اعتقاد یا از بین رفتن آن می شود.
این مساله از بعد عرفانی بسیار دقیق تر تبیین شده است؛ استاد جوادی آملی در این رابطه می فرماید:
براساس توحيد افعالي غير از خداي سبحان، علت حقيقي وجود ندارد و غير او هر چه و هر كه باشد مظهر وي محسوب مي‏شود و جريان جبر و اختيار در نظام توحيد افعالي، دقيقتر و رقيقتر قابل حلّ است.(1)
البته ممکن است این برداشت نادرست، نتیجه نگاه سطحی به برخی ظواهر قرآن و سنت باشد که با حذف علل معد و نسبت دادن امور به خداوند متعال، این دیدگاه را تقویت می کند که در استناد اشیاء به خداوند هیچ رابطه و علت معدی نیست و با روشن شدن برخی علل معد، اعتقاد این دسته از افراد ضعیف می گردد. در حالی که مقصود آیات بیان علت حقیقی عالم هستی است نه اینکه این امور مستند به علل معد و ناقص نباشد.

البته این امر ممکن است علل دیگری هم داشته باشد که با مشارکت دیگر دوستان و توسعه بحث قابل بررسی است.


[/HR]1. جوادی آملی، تسنیم، ج3، ص388.

[/][/][/]

باسلام و احترام
اگر به خلق بی مقدمه معتقد نباشیم از اونور بام نمیوفتیم؟!
که میگویند عالم اصلا خدا نمیخواهد
خود خداوند بواسطه معجزه پیامبران در عصرهای گذشته چنین بنیانی را گذاشته که بنی آدم بداند خدا محصور در علل طبیعی نیست
اگر قرار باشد علل معجزات هم روشن شود دیگر چیزی بنام فراماده و غیب باقی می ماند؟

سلام
مهمترین تاثیری که علم روی دین می گذاره، رد یک سری برهانهاست که برای اعتقادات آورده میشه + پیدایش یه سری برهانهای جدید مثل اعجاز علمی.

علمای اسلامی نیاز به کسب اطلاعات کافی از علوم جدید دارند، نه به طور عیق بلکه به طور سطحی. مثلاً نیازی نیست که یک عالم دینی، معادلات فیزیک کوانتوم رو بدونه اما باید مفاهیمشو بدونه تا بتونه در موردش بحث کنه.

یه ایراد که به نظر من میاد، اینه که در بیان مسائل دینی حتی برای علما سانسور وجود داره. فردی که مسائل رو به صورت سانسور شده خونده در بحث با افراد دارای عقاید مختلف در می مونه.

به نام خدا.

سعدی شیرازی;911227 نوشت:
سلام
مهمترین تاثیری که علم روی دین می گذاره، رد یک سری برهانهاست که برای اعتقادات آورده میشه + پیدایش یه سری برهانهای جدید مثل اعجاز علمی.

علمای اسلامی نیاز به کسب اطلاعات کافی از علوم جدید دارند، نه به طور عیق بلکه به طور سطحی. مثلاً نیازی نیست که یک عالم دینی، معادلات فیزیک کوانتوم رو بدونه اما باید مفاهیمشو بدونه تا بتونه در موردش بحث کنه.

یه ایراد که به نظر من میاد، اینه که در بیان مسائل دینی حتی برای علما سانسور وجود داره. فردی که مسائل رو به صورت سانسور شده خونده در بحث با افراد دارای عقاید مختلف در می مونه.

rezaee;911216 نوشت:
یه روز آقای انیشتن برگشت گفت جهان در موازنه بین ماده و انرژی قرار دارد (e=mc2). قسمت ماده رو که همه بلد بودن و متوجه شدن، ولی قسمت انرژی همیشه مبهم ماند و به تعریف کلی گرما بسنده شد!
چند وقت پیش دیدم در جایی بحث در ماهیت خلا شده بود، و انرژی رو معلول خلا میدونست! (خود انیشتن هم توی نسبیت عام آخرش به گرانش فضا-زمان رسیده بود).

شاید خدا همان انرژی باشد! چون بهرحال انرژی هست که عامل همه چیز است! حتی ماده! (ماده بدون انرژی ممکن نیست، ولی انرژی بدون ماده ممکن است).

ولی جامعه دینی توقع دارد خدا شبیه یک پیر مردی دانا باشد، و یا یک صندلی تورانی که صداهای هوشمند از آن بگوش میرسد. شاید یک صدای هوشمند پشت ابرهای آسمان! بهرحال هر چه هست یک صدای شبیه انسان است!! و تصوری از یک هوش و مغز شبیه انسان از خداوند در دین و جوامع دینی موجود است. درحالیکه طبق شواهد، و حتی کشف و شهور عارفان و حتی پیامبران، خدا با تصورات انسانی ما متفاوت بوده و بیشتر شبیه همان انرژی پخش شده در کل عالم است!(که با فرمول پرفسور انیشتن که اثبات شده هم هست جور درمیاید)

با عرض سلام.

بنده پیام شما دو عزیز و گرامی رو نقل کردم تا بگم : "ای عزیزان مسلمان، جان عزیزتون و شما رو به آنچه عزیز میدارید، وقتی میخواید در مورد یک چیز مربوط به علم تجربی حرف بزنید عمیقا بدونیدش و بهش مسلط باشید، بعد ورود پیدا کنید به قضیه و با نگاه سطحی وارد نشید که ضرری خواهید رسوند به دین و دینداری که دشمنان دین و دینداری قادر به انجامش نخواهند بود."

ستایشگر :Gol:

محی الدین;910032 نوشت:
یک چالش بزرگ برای متدینینی که چنین تصوری دارند و برای علم در کشف حقایق جایگاهی قائل نیستند آنستکه همیشه می خواهند خدای متعال را در منطقه ناشناخته ها تصور کنند لذا همین که پرده از حقایق یک پدیده برداشته شد خلع سلاح می شوند و کوله بار ایمان خود را به سرزمین ناشناخته های باقیمانده منتقل می سازند. این یک معضل بزرگ و در حد زیادی عام در مواجهه مومنان با واقعیت های علمی است. اما مشکل اساسی کجاست؟ چه چیز باعث می شود خیلی از مومنان خدا را در ناشناخته ها جستجو کنند؟ چه تصوری از خدای متعال باعث می شود که با روشن شدن علل طبیعی یک پدیده دیگر ما نتوانیم آنرا به خدا نسبت دهیم؟
به عبارت دین بین اهل علم و اهل دین بطور معمول این تصور بوجود آمده که خداوند تا وقتی می تواند با یک پدیده در ارتباط باشد که علت طبیعی برایش وجود نداشته باشد اما اگر علت طبیعی برای آن کشف شد دیگر نمی توان به دخالت خدا در آن باوری داشت . ما فکر می کنیم یک تصور غلط باعث می شود افراد خداوند را در امور مجهول ببینند نه در اموری که همه ابعادش روشن شده است. یک تصور غلط از رابطه خدا و خلق عامل این معضل است. شما می توانید بگویید آن تصور غلط چیست؟
یا علیم

سلام

وجود علم به معنای ان هست که عالمی وجود دارد

مثال »
چون معادله دو مجهولی حل شده > عالمی بوده که علم حل کردنش رو بوجود اورده .
اینکه انسان طبق چه معادله ای بوجود اومده و حل شده > عالمی علم هستی یافتنش رو طرح ریزی کرده

پس علم در عرض عالِم نیست بلکه در طول عالـِم هست
بنابراین ما نمی تونیم خدا رو در کنار بر فرض نیروی گرانش قرار بدیم و کشف کنیم !
یا خدا رو کشف کنیم و بگیم خدا این نیرو هست !
_______

به نظرم مشکل این عده از عدم شناخت دقیق رابطه علم با خدا ناشی میشه

عامل;911205 نوشت:
[="Arial Black"][="Blue"][="3"]
بسم الله الرحمن الرحیم



با عرض سلام
به نظر می رسد که عدم تصور صحیح برخی افراد از علیت حقیقی و علت های ناقصه سبب این خلط و کج فهمی باشد. به عبارتی با پیشرفت علم، برخی علل معدّة پیدایش اشیاء برای ما روشن می شود و البته این به معنای بی نیازی انها از علت حقیقی نیست. در این بین برخی افراد گمان کرده اند که علت الهی مستلزم خلق بدون مقدمه و بی واسطه اشیاء است و این تصور هنگامی که علم پیشرفت کرده و برخی علل ناقصه و معد را کشف می کند، از بین رفته و باعث سستی اعتقاد یا از بین رفتن آن می شود.

[/][/][/]

با سلام و احترام

اتفاقا اگر از زاویه ی دیگری به موضوع بنگریم مردم درست میگویند ... و دیگران اشتباه میکنند... ( البته نمیخواهم بگویم مردم کاملا درست میگویند... )

مردم به دنبال علل اثباتی و تاییدی هستند نه علل تکوینی و طبیعی...

شرط اثبات خدایی بودن قران یا هر چیزی چیست؟
راه اول
شرط ابتدایی اش، خارق العاده بودن است.
و نیز داشتن سایر شرایط اعجاز
راه دوم
قولی که قبلا ثابت شده باشد از خداست.

موضوع ما روی راه اول است :

ممکن است مردم از این راه برای اثبات خدا یا رضایت خدا بر یک امر، استفاده کنند. ( باران و زلزله و شفا یافتن و ... )

اما عده ای از علما میگویند راه اول با این شرط که شرایط معجزه را داشته باشد تنها میتواند صداقت نبی یا وصی را ثابت کند. اما معجزه نمیتواند وجود خدا یا نبوت عامه را ثابت کند.
لذا اگر کسی گفت فلان کرامت ، کار خداست و خدا ان را تایید کرده است، حرف مردم را زده نه علما

در واقع باید نسبت بین امر خارق العاده و علل طبیعی پیدا شود ..
مثلا آیا ممکن است علل طبیعی یک امری معلوم باشد اما خارق العاده هم باشد؟
آیا هر جا علل طبیعی یک امری نزد مردم و دانشمندان، مجهول باشد، میتوان ان را خارق العاده دانست؟

و بعد از اینکه این نسبت معلوم شد...
تفاوت امر خارق العاده با معجزه را تبیین کرد.

پس میتوان باور عمومی مردم را اینگونه تبیین کرد :

مردم از مجهول بودن علل طبیعی به خارق العاده بودن و از خارق العاده بودن به خدایی بودن و مورد تایید خدا بودن می رسند.

این روش با شرایط خاصی و به صورت محدود شده، همان معجزه میشود که میتواند صدق نبی و نهایتا وصی او را ثابت کند.
که البته نقدهایی به این نوع نگاه محدود به معجزه وجود دارد تا دایره معجزه را کمی گسترده تر تعریف کند...

با توجه به انچه گفته شد
کسی نمیتواند بگوید
چون مردم در جایی که علل طبیعی مجهول است به اثبات خدا و تایید او میرسند پس در جایی که علل طبیعی معلوم است خدا را هیچ کاره می پندارند...
به عبارت درست تر و مورد تایید دین :
هر جا امری خارق العاده بود و معجزه بود، خدایی و مورد تایید خدا است.
اما این بدین معنا نیست که هر جا امری خارق العاده نبود، خدایی نبوده و مورد تایید خدا نیست...

به عبارت دیگر در یک دیدگاه علت قران و سحر و کاخ و کوخ و کلوخ ، خداست.
اما در دیدگاه دیگر، علت قران خداست اما علت سحر و جادو، خدا نیست.

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام

و طاها;911253 نوشت:
مردم از مجهول بودن علل طبیعی به خارق العاده بودن و از خارق العاده بودن به خدایی بودن و مورد تایید خدا بودن می رسند.

بین خارق عادت و پدیده های طبیعی که علت آنها معلوم نیست، تفاوت وجود دارد. مثلا برای انسانهای هزار سال پیش علت روز و شب و پیدایش فصلها روشن نبود اما الان مشخص شده که به دلیل حرکت وضعی و انتقالی زمین به دور خورشید است. اما آیا پدیده روز و شب یا تغییر فصلها خارق العاده است؟ مسلما نیست؛ چرا که این امور مکرر اتفاق افتاده و عادی اند.
با توجه به این نکته به نظر می رسد باید بین خارق عادت و اموری که علت آنها روشن نیست فرق گذاشت تا بحث در جایگاه خود قرار گیرد.

و طاها;911253 نوشت:
کسی نمیتواند بگوید
چون مردم در جایی که علل طبیعی مجهول است به اثبات خدا و تایید او میرسند پس در جایی که علل طبیعی معلوم است خدا را هیچ کاره می پندارند...

درست است که ملازمه درست نیست، اما این خلط برای برخی اتفاق افتاده(ادل دلیل علی امکان شیء وقوعه) و شروع کننده بحث به دنبال علت این خلط است.
[/][/][/]

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام علیکم

غریبه آشنا;911221 نوشت:
اگر به خلق بی مقدمه معتقد نباشیم از اونور بام نمیوفتیم؟!

منظور ما نفی خلق بی مقدمه یا ابداع نیست. بلکه بحث در امور طبیعی است که به تصریح در متون دینی وارد شده است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: أَبَى‏ اللَّهُ‏ أَنْ‏ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْنُ.( بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ ج‏1 ؛ ص6)

غریبه آشنا;911221 نوشت:
اگر قرار باشد علل معجزات هم روشن شود دیگر چیزی بنام فراماده و غیب باقی می ماند؟

ماوراء الطبیعه منحصر در معجزات یا علل آنها نیست و از طرفی برخی دانشمندان علت معجزه را علل طبیعی ناشناخته می دانند.
در هر حال بحث در معجزه نیست بلکه در علل طبیعی است که توسط علم کشف می شود و ممکن است برخی گمان کنند با شناخت این علل دیگر نیازی به خدا و علت حقیقی نیست.
[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

عامل;911205 نوشت:
البته ممکن است این برداشت نادرست، نتیجه نگاه سطحی به برخی ظواهر قرآن و سنت باشد که با حذف علل معد و نسبت دادن امور به خداوند متعال، این دیدگاه را تقویت می کند که در استناد اشیاء به خداوند هیچ رابطه و علت معدی نیست و با روشن شدن برخی علل معد، اعتقاد این دسته از افراد ضعیف می گردد. در حالی که مقصود آیات بیان علت حقیقی عالم هستی است نه اینکه این امور مستند به علل معد و ناقص نباشد.

سلام و تشکر
آیا در متن پدیده ها نشانه ای از علت حقیقی وجود دارد که بتوان با آن به وجود خدای متعال اشاره کرد؟ مثلا گرما علت به جوش آمدن آب است آیا نشانه دیگری هست که بتوان با آن پدیده را به خدای متعال هم نسبت داد یا اینکه نیاز به تغییر در نگاه به همان علت معده هستیم؟
یا علیم[/][/][/]
موضوع قفل شده است