جمع بندی برنامه ی عملی برای رشد عقلی

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

دعا

عقل مانند بسیاری از نعمت های دیگر انسان موهوبی است. ضمن اینکه دستمایه اولیه عقل در انسان ها متفاوت است در ادامه زندگی نیز دچار نقصان و یا کمال میشود. به همین خاطر توصیه شده است از خدا بخواهیم ما را به کمال عقل برساند.

امام کاظم(علیه السلام) در توصیه به هشام میفرماید:

«يَا هِشَامُ مَنْ أَرَادَ الْغِنَى بِلَا مَالٍ وَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلَامَةَ فِي الدِّينِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ‏ يُكَمِّلَ‏ عَقْلَه‏؛ ای هشام! کسی که بدون مال به دنبال بی نیازی است و آسودگی قلب از حسد را طلب میکند و سلامت در دین را می جوید باید با تضرع از خداوند بخواهد که عقل او را کامل کند.»(1)

پی نوشت:
1. الكافی، ج‏1، ص18.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

بدیع;1025381 نوشت:
با سلام مجدد
در پاسخ به این سوال روش هایی را که برای تربیت عقلی وجود دارد بیان میکنم. البته همانطور که شما هم گفتید باید به تکینیک تبدیل شود تا عملیاتی تر و کاربردی تر شود.

سلام استاد بدیع عزیز

روش هایی که می خواستید بیان کنید تمام شد ؟

چون من منتظر بودم فرمایشات شما تمام بشه بعد بحث رو ادامه بدم[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;1026137 نوشت:
سلام استاد بدیع عزیز

روش هایی که می خواستید بیان کنید تمام شد ؟

چون من منتظر بودم فرمایشات شما تمام بشه بعد بحث رو ادامه بدم

سلام خدمت شما

نه هنوز هست.

کمی اشتغالات دیگه داشتم نتونستم بحث را ادامه بدهم. ان شا الله به زودی تکمیل میکنم و اطلاع میدهم.


ترک گناه
در برخی از روایات گناه و اطاعت نفس باعث زائل شدن عقل دانسته شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

امام کاظم(علیه السلام) خطاب به هشام می فرماید:

«یَا هِشَامُ مَنْ سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَى ثَلَاثٍ فَکَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَى هَدْمِ عَقْلِه...‏‏؛ کسی که سه چیز را بر سه چیز مسلط کند مانند این است که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری نمود. کسی که نور تفکرش را با آرزوهای درازش خاموش کند؛ و کسی که دقائق حکمتش را با حرف‌های زیادی محو کند، و کسی که نور عبرت را با خواهش‌های نفسانی خاموش کند، گو این‌که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری رساند.»(1)

امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «وَ الْهَوَى عَدُوَّ الْعَقْلِ وَ مُخَالِفَ الْحَقِّ وَ قَرِینَ الْبَاطِل‏؛ پیروى از خواهش‌هاى نفسانى، دشمنی با عقل، مخالف با حقّ و همنشینی با باطل را به دنبال خواهد داشت.»(2)

از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است:

«طَاعَةُ الْهَوَى‏ تُفْسِدُ الْعَقْلَ؛ پیروی از هوای نفس عقل را فاسد می‌کند.»(3)

«غَلَبَةُ الْهَوَى‏ یُفْسِدُ الدِّینَ وَ الْعَقْلَ‏؛ تسلط هوای نفس بر انسان دین و عقلش را از بین می‌برد.»(4)

در برخی از کتب عرفانی روایتی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) منسوب شده است که ایشان فرموده اند:

«مَن قارَف ذنباً فقد فارَقه عَقلٌ لا یرجع الیه اَبدا؛ کسی که با گناه همراه شود پس به تحقیق جدا می‌شود بخشی از عقل او در حالی که هرگز به‌سوی او باز نمی‌گردد».(5)

پی نوشت ها:

1. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 17، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
2. منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، ص 103، بیروت‏، اعلمى‏، چاپ اول، 1400ق.
3. لیثى واسطى، على بن محمد عیون الحکم و المواعظ، محقق، مصحح، حسنى بیرجندى، حسین،‏ ص 317، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1376ش.
4. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، رجائى، سید مهدى‏، ص 473، قم، دار الکتاب الإسلامی‏، چاپ دوم، 1410ق‏.
5. این عبارت شاید با اندکی اختلاف در منابع اخلاقی- عرفانی ذیل وجود دارد:
سلمی، ابو عبدالرحمن، محمد(متوفای 412ق)، تسعة کتب فی اصول التصوف و الزهد، ص 346، بی‌جا، للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏5، ص 24، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، چاپ چهارم، 1376ش؛ نراقی، ملا محمد مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 81 – 82، بیروت، اعلمی، چاپ چهارم، بی‌تا.

تفکر

امام صادق (علیه السلام) به هشام میفرماید: «يَا هِشَامُ إِنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ دَلِيلًا وَ دَلِيلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّر؛ ای هشام! هر چیزی نشانه و راهنمایی دارد و نشامه و راهنمای عقل، تفکر است.»(1)

اگرچه مطالعه و علم آموزی یکی از روش های تربیت عقلانی است اما باید به موازات تفکر پیش رود. علم آموزی اگر با تفکر همراه نشود به شکوفایی عقل منتهی نمی شود. مرحوم امام(ره) زمانی که مکاسب میگفتند یکی از شاگردانشان تعدادی از شروح و کتب مرتبط را به نزد ایشان می آورد و میگوید این کتب را هم مطالعه بفرمایید. مرحوم امام(ره) در جواب میگوید: همه اینها را ببرید. کسی که بخواهد این همه کتاب مطالعه کند مجالی برای تفکر نمی یابد.(2)

پی نوشت:
1. الكافی، ج‏1، ص16.
2. امیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب، نشر پنجره، 1374، تهران.

تزکیه نفس

یکی دیگر از روش های تربیت عقلانی تزکیه نفس است. کسی که نفس خود را از هوی و هوس ورزی حفظ نکند به تبعیت از آن منتهی میشود و اطاعت از هوای نفس، عقل را در حجاب قرار میدهد. چراکه توجه هوای نفس به امور مادی است و هرچه نفس به این امور بیشتر مشغول شود اداراکات عقلی اش ضعیف تر میشود. در ضمن روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:

«الْهَوَى‏ عَدُوُّ الْعَقْل‏؛ هوای نفس دشمن عقل است.»(1)

پی نوشت:
1. بحار الأنوار، ج‏1، ص130.

پرهیز از آفات عقل ورزی مانند عجب

امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الْأَلْبَاب‏؛ و بدان که خودپسندی خطا و باعث تباهی عقل است.»(1)

در تعبیر متفاوتی نیز از ایشان نقل شده است: «عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ‏؛ خودپسندىِ انسان يكى از حسودان عقل اوست.»(2)

خودپسندی بینش انسان را محدود و بسته میکند و یک خطای شناختی بزرگ محسوب میشود که مانع از دیدن بسیاری از واقعیت ها می گردد.

پی نوشت ها:
1. تحف العقول، ص74.
2. نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص507.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

بدیع;1026769 نوشت:
تزکیه نفس

یکی دیگر از روش های تربیت عقلانی تزکیه نفس است. کسی که نفس خود را از هوی و هوس ورزی حفظ نکند به تبعیت از آن منتهی میشود و اطاعت از هوای نفس، عقل را در حجاب قرار میدهد. چراکه توجه هوای نفس به امور مادی است و هرچه نفس به این امور بیشتر مشغول شود اداراکات عقلی اش ضعیف تر میشود. در ضمن روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:

«الْهَوَى‏ عَدُوُّ الْعَقْل‏؛ هوای نفس دشمن عقل است.»(1)

پی نوشت:
1. بحار الأنوار، ج‏1، ص130.

سلام استاد بدیع عزیز

ممنونم از پاسخ های عالی که دادید

حقیقتا این مورد رو با تمام وجود حس کردم که هروقت به سراغ ترک گناه و رفتار اشتباهی رفتم

یک سری حجاب ها از جلوی چشم هام کنار رفت و بعد با خودم میگفتم خدا رحم کرد که ادامه ندادم آخه این چه کاری بود چقدر ضایع چقدر زشت

ولی مشکلی که وجود داره اینه که در این مسیر مقداری کند پیش میرم یا یه کم جلو میرم و دوباره وسوسه میشم بر میگردم

حس میکنم باید یه فرمولی برنامه ی ثابتی وجود داشته باشه که طبق اون برنامه جلو برم تا دیگه مار نیشم نزنه

یا حداقل بدونم از کجا دارم ضربه می خورم
[/][/][/]

 

جمع بندی

پرسش: در روایات آمده است که حسد دین انسان را نابود میکند. مگر حسد چه قدرتی دارد که میتواند به تنهایی باعث نابودی دین انسان شود؟! به نظر من ریشه همه اشتباهات و خطاهای انسان بی عقلی و نادانی است. چرا بی عقلی به عنوان نابود کننده دین معرفی نشده است؟ لطفا مقایسه های در میان عقل و حسد و نقش هر یک در سقوط و صعود انسان داشته باشید. همچنین راهکارهای ارتقای عقل را هم بیان کنید.

پاسخ: همه رذائل در یک سطح نیستند. برخی رذائل مقتضای عدم تعادل قوا و هیجان غریزه و غضب است. اما برخی از رذائل نشان از خبث سریره و عدم خداباوری دارد. حسد از رذائل نوع دوم است. به همین خاطر است که ارتباط نزدیکی میان حسادت و از بین رفتن دین وجود دارد.

امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «آفَةُ الدِّينِ‏ الْحَسد؛ آفت دینداری، حسادت ورزیدن است.»(1)

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز نقل شده است: «إِيَّاكُمْ أَنْ يَحْسُدَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْكُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَد؛ از حسادت بپرهیزید. چراکه ریشه حسادت کفر است.»(2)

از مرحوم مجلسی نقل شده است:
«بدان كه حسد از بيماری هاى بزرگِ دل است و دردهاى دل درمان نپذيرد جز با علم و عملِ سودمند براى رفع بيمارى حسد و آن توجه به اين است كه تو به خوبى درك كنى كه حسد به دين‏ و دنياى تو زيان می ‏زند و به دين‏ و دنياى آنكه بر او حسد برى زيانى ندارد. بلكه براى دين‏ و دنياى او سودمند است. و اگر اين مطلب را از روى حقيقت بدانى و دشمنِ خود و دوست دشمنِ خود نباشى به ناچار از حسد بركنار گردى. اما جهت اينكه به دينت ضرر دارد اين است كه حسدِ تو به معنى خشم بر مقدر الهى است و بد داشتنِ آن نعمتى كه به بنده ‏هاى خود داده است و عدل او كه در ميان نهاده از روى حكمت و مصلحتِ خود و اين خود جنايت بر چشم توحيد و خار بر ديده ايمان است».(3)

عقل و حسد رابطه معکوس دارند و عملکرد و رشد آنها بر خلاف همدیگر است. بنابراین نباید در انسان حسود از عقلی استوار سراغ گرفت. مثلا یکی از ویژگی های عقل محاسبه سود و زیان برای جلب منفعت است. اما فرد حسود خودش را به خاطر داشته دیگری در رنج و عذاب قرار میدهد و آرامش خود را سلب میکند.

یکی دیگر از ویژگی های عقل آینده نگری است. حسادت با آینده نگری کاملا در تضاد است. شخصی که آینده نگر است میتواند احساسات آنی خودش را کنترل کند و نیازهایش را به تعویق بیندازد. اما حسود خودش را تحت تاثیر احساسات منفی اش قرار میدهد و عجولانه واکنش نشان میدهد.

یکی دیگر از ویژگی های عقل انتخاب بهترین راهکار برای رسیدن به مقصود است. انسانی که حسادت میورزد و فردی که غبطه میخورد هر دو در یک ویژگی مشترک و یک هدف واحد را دنبال میکنند. هر دو فاصله خود با دیگری را میبینند و از وجود این فاصله و عقب ماندگی در خود احساس حسرت میکنند. اما راهی که انتخاب میکنند متفاوت است. غبطه خورنده خود را بالا میبرد تا به او برسد ولی حسود او را پایین می آورد تا به خودش برساند! راهی که فرد حسود انتخاب میکند و فاصله آن با تعقل روشن است. 

برای تربیت و پرورش عقل راهکارهایی در منابع دینی آمده است:

علم آموزی
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْعِلْمِ يَفْتَحُ الْعَقْلَ‏؛ بحث و تعمق زیاد در علوم، باعث گشایش عقل میشود.»(4)

درباره رابطه علم و عقل بحث های فراوانی وجود دارد. اما آنچه مسلم است رابطه مستقیم و هم افزایی این دو برای یکدیگر است. عقل مانند نرم افزاری است که داده های علمی باعث فعالیت، کارایی و شکوفایی آن میشود.

در برخی منابع از قول امیر مومنان(علیه السلام) آمده است:

«العَقْل‏ عَقْلان‏ مَطْبوعٌ و مَسْموعٌ‏، فلا يَنْفع مَطْبوع إذا لم يَكُ مَسْموع، كما لا يَنْفَعُ ضَوْء الشَّمْس و ضَوْء العَيْن مَمْنوع؛ عقل بر دو نوع است: عقل طبعی(سرشتی) و عقل سمعی(اکتسابی و یادگرفتنی). عقل سرشتی زمانی که عقل یادگرفتنی به وجود نیاید، فائده ای نخواهد داشت. همانطوری که نور خورشید بدون نور چشم کمکی به فرد نمی کند.»(5)

مقصود از عقل مسموع، علم و تجربه است.

دعا

عقل مانند بسیاری از نعمت های دیگر انسان موهوبی است. ضمن اینکه دستمایه اولیه عقل در انسان ها متفاوت است در ادامه زندگی نیز دچار نقصان و یا کمال میشود. به همین خاطر توصیه شده است از خدا بخواهیم ما را به کمال عقل برساند.

امام کاظم(علیه السلام) در توصیه به هشام میفرماید:

«يَا هِشَامُ مَنْ أَرَادَ الْغِنَى بِلَا مَالٍ وَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلَامَةَ فِي الدِّينِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ‏ يُكَمِّلَ‏ عَقْلَه‏؛ ای هشام! کسی که بدون مال به دنبال بی نیازی است و آسودگی قلب از حسد را طلب میکند و سلامت در دین را می جوید باید با تضرع از خداوند بخواهد که عقل او را کامل کند.»(6)

ترک گناه
در برخی از روایات گناه و اطاعت نفس باعث زائل شدن عقل دانسته شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

امام کاظم(علیه السلام) خطاب به هشام می فرماید:

«یَا هِشَامُ مَنْ سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَى ثَلَاثٍ فَکَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَى هَدْمِ عَقْلِه...‏‏؛ کسی که سه چیز را بر سه چیز مسلط کند مانند این است که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری نمود. کسی که نور تفکرش را با آرزوهای درازش خاموش کند؛ و کسی که دقائق حکمتش را با حرف‌های زیادی محو کند، و کسی که نور عبرت را با خواهش‌های نفسانی خاموش کند، گو این‌که هوای نفسش را در از بین بردن عقلش یاری رساند.»(7)

امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «وَ الْهَوَى عَدُوَّ الْعَقْلِ وَ مُخَالِفَ الْحَقِّ وَ قَرِینَ الْبَاطِل‏؛ پیروى از خواهش‌هاى نفسانى، دشمنی با عقل، مخالف با حقّ و همنشینی با باطل را به دنبال خواهد داشت.»(8)

از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است:

«طَاعَةُ الْهَوَى‏ تُفْسِدُ الْعَقْلَ؛ پیروی از هوای نفس عقل را فاسد می‌کند.»(9)

«غَلَبَةُ الْهَوَى‏ یُفْسِدُ الدِّینَ وَ الْعَقْلَ‏؛ تسلط هوای نفس بر انسان دین و عقلش را از بین می‌برد.»(10)

در برخی از کتب عرفانی روایتی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) منسوب شده است که ایشان فرموده اند:

«مَن قارَف ذنباً فقد فارَقه عَقلٌ لا یرجع الیه اَبدا؛ کسی که با گناه همراه شود پس به تحقیق جدا می‌شود بخشی از عقل او در حالی که هرگز به‌سوی او باز نمی‌گردد».(11)

تفکر

امام صادق (علیه السلام) به هشام میفرماید: «يَا هِشَامُ إِنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ دَلِيلًا وَ دَلِيلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّر؛ ای هشام! هر چیزی نشانه و راهنمایی دارد و نشامه و راهنمای عقل، تفکر است.»(12)

اگرچه مطالعه و علم آموزی یکی از روش های تربیت عقلانی است اما باید به موازات تفکر پیش رود. علم آموزی اگر با تفکر همراه نشود به شکوفایی عقل منتهی نمی شود. مرحوم امام(ره) زمانی که مکاسب میگفتند یکی از شاگردانشان تعدادی از شروح و کتب مرتبط را به نزد ایشان می آورد و میگوید این کتب را هم مطالعه بفرمایید. مرحوم امام(ره) در جواب میگوید: همه اینها را ببرید. کسی که بخواهد این همه کتاب مطالعه کند مجالی برای تفکر نمی یابد.(13)

تزکیه نفس

یکی دیگر از روش های تربیت عقلانی تزکیه نفس است. کسی که نفس خود را از هوی و هوس ورزی حفظ نکند به تبعیت از آن منتهی میشود و اطاعت از هوای نفس، عقل را در حجاب قرار میدهد. چراکه توجه هوای نفس به امور مادی است و هرچه نفس به این امور بیشتر مشغول شود اداراکات عقلی اش ضعیف تر میشود. در ضمن روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:

«الْهَوَى‏ عَدُوُّ الْعَقْل‏؛ هوای نفس دشمن عقل است.»(14)

پرهیز از آفات عقل ورزی مانند عجب

امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الْأَلْبَاب‏؛ و بدان که خودپسندی خطا و باعث تباهی عقل است.»(15)

در تعبیر متفاوتی نیز از ایشان نقل شده است: «عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ‏؛ خودپسندىِ انسان يكى از حسودان عقل اوست.»(16)

خودپسندی بینش انسان را محدود و بسته میکند و یک خطای شناختی بزرگ محسوب میشود که مانع از دیدن بسیاری از واقعیت ها می گردد.

 

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامی ، ج‏2، ص307.
2. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏8، ص8.
3. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الكافی، ترجمه كمره ‏اى، اسوه، ج‏5، ص639.

4. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج‏1، ص159.
5. حسيني زبيدي، محمد مرتضى‏(1205ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، دار الفکر، بیروت، ج‏15، ص504.

6. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامی، ج‏1، ص18.

7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 17، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
8. منسوب به امام صادق(ع)، مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، ص 103، بیروت‏، اعلمى‏، چاپ اول، 1400ق.
9. لیثى واسطى، على بن محمد عیون الحکم و المواعظ، محقق، مصحح، حسنى بیرجندى، حسین،‏ ص 317، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1376ش.
10. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، رجائى، سید مهدى‏، ص 473، قم، دار الکتاب الإسلامی‏، چاپ دوم، 1410ق‏.
11. این عبارت شاید با اندکی اختلاف در منابع اخلاقی- عرفانی ذیل وجود دارد:
سلمی، ابو عبدالرحمن، محمد(متوفای 412ق)، تسعة کتب فی اصول التصوف و الزهد، ص 346، بی‌جا، للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏5، ص 24، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، چاپ چهارم، 1376ش؛ نراقی، ملا محمد مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 81 – 82، بیروت، اعلمی، چاپ چهارم، بی‌تا.

12. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامی، ج‏1، ص16.
13. امیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب، نشر پنجره، 1374، تهران.
14. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج‏1، ص130.

15. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، ص74.
16. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، هجرت، قم، ص507.

موضوع قفل شده است