بررسی "یک دلیل عقلی" در ""برتری تکوینی مردان""

تب‌های اولیه

160 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="tahoma"][="3"]تفسیر «قرآن العظیم‏»، تالیف ابن کثیر قرشی دمشقی نیز در مورد «زوجها» این‏گونه توضیح می‏دهد: «و هی حواء خلقت من ضلعه[آدم] الایسر» (2)مفسران دیگری هم وجود دارند که در مورد خلقت زن، همین اعتقاد را دارند (3) ، ولی به نظر می‏رسد آنچه ذکر شد کافی بوده و رساننده مقصود باشد.
مفسران و علمای شیعه نیز همانند علمای اهل تسنن در مساله خلقت زن، نظرات مختلفی دارند: علامه طبرسی رحمه الله در تفسیر مجمع البیان نظر مفسران مبنی بر آفریده شدن حوا از ضلعی از اضلاع آدم را مطرح کرده است: «ذهب اکثر المفسرین انها خلقت من ضلع من اضلاع آدم‏» (4) ; ولی در تفسیر جوامع الجامع نظر خود را بیان داشته و در ذیل آیه اول سوره نساء می‏نویسد، منظور از «خلقکم من نفس واحدة‏»: «فرعکم من اصل واحد و هو نفس آدم ابیکم‏» (5) و منظور از «خلق منها زوجها»: «خلق حواء من ضلع من اضلاعها» (6) است.
درتفسیر «شبر» (نوشته علامه سیدعبدالله شبر) هر دو نظریه محتمل دانسته شده است: «خلق منها من فضل طینتها او من ضلعها» (7) هرچند نظریه دوم مقدم دانسته شده است.
[/][/]

1- ترجمه تاریخ طبری، ج 1، ص 63
2- تفسیر قرآن العظیم، ذیل آیه 1 نساء
3- از جمله تفسیر روح‏البیان، ص 159 و...
4- مجمع‏البیان، ص 3 - 4، ص 6
5 و 6- جوامع الجامع، ج 1، ص 233
7- تفسیر شبر، ذیل آیه نساء

[="tahoma"][="3"]علامه طباطبائی رحمه الله در مورد این آیه در تفسیر «المیزان‏» درباره کلمه «زوج‏» می‏فرمایند: «بنا به گفته راغب، به معنای همسر است‏یعنی این کلمه در مورد هر دو قرین که یکی نر و دیگری ماده باشد، استعمال می‏شود هم به نر «زوج‏» گفته می‏شود و هم به ماده...» (8) سپس در مورد خلقت‏حوا می‏فرمایند: «ظاهر جمله مورد بحث می‏خواهد بیان کند که همسر آدم از نوع خود آدم بود و انسانی بود مثل خود او. و این همه افراد بی شمار از انسان که در سطح کره زمین منتشر شده‏اند همه از دو فرد انسانی مثل هم و شبیه هم منشا گرفته‏اند. بنابراین «من‏» نشویه خواهد بود و عبارت مورد بحث همان نکته‏ای را می‏رساند که آیات زیر در صدد افاده آن است: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها»، «و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا...» پس این‏که در بعضی تفسیرها آمده که همسر آدم از بدن خودش درست‏شده صحیح نیست هرچند که در روایاتی آمده، لیکن از خود آیه استفاده نمی‏شود و در آیه چیزی که بر آن دلالت کند وجود ندارد.» (9)
تفسیر نمونه نیز در مورد خلت زن اظهار می‏دارد که: «خدا آدم را آفرید و سپس همسرش را از باقیمانده گل او خلق کرد» (10) و این جمله که می‏گوید همسر آدم از او آفریده شد، بعضی مفسرین از این تعبیر چنین فهمیده‏اند که همسر آدم (حوا) از بدن آدم آفریده شده و پاره‏ای از روایات غیر معتبر را که می‏گوید حوا از یکی از دنده‏های آدم آفریده شده، شاهد بر آن گرفته‏اند... این سخن بی‏اساس است و از بعضی روایات اسرائیلی گرفته شده و هماهنگ با مطالبی است که در فصل دوم از سفر تکوین تورات تحریف شده آمده است. و از این گذشته بر خلاف شاهد و حس می‏باشد; زیرا طبق این نظر که حوا از یکی از دنده‏های آدم آفریده شده، باید مردان در طرف چپ، یک دنده کم‏تر داشته باشند در حالی که می‏دانیم هیچ تفاوتی میان تعداد دنده‏های مرد و زن وجود ندارد; و این تفاوت یک افسانه بیش نیست. ولی با توجه به سایر آیات قرآن، هرگونه ابهامی از تفسیر این آیه برداشته می‏شود و معلوم‏می‏شودمنظورازآن این است که خداوند همسر او را از جنس او آفرید: «... جعل لکم من انفسکم ازواجا»; خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد (نه از اعضای بدن شما). و طبق روایتی که از امام باقر علیه السلام در تفسیر «عیاشی‏» نقل شده است، آفریده شدن حوا از یکی از دنده‏های آدم شدیدا تکذیب شده و تصریح شده که حوا از باقیمانده گل آدم آفریده شده است.» (11)
[/][/]

8 و 9- ترجمه المیزان، ج 4، آیه 1 نساء
10- تفسیرنمونه، ج 19، ص 38
11- تفسیرنمونه، ج 3، ص 245 / تفسیر احسن الحدیث، ج 1، ص 69

[="tahoma"][="3"]با توجه به آنچه گفته شد، به این نتیجه می‏رسیم که نظریه اول (خلقت‏حوا از دنده آدم) دارای ضعف‏های عمده است:
1- مطابق نظر تورات است و احتمال این‏که از اسرائیلیات باشد بسیار زیاد است;
2- روایات اهل‏بیت علیهم السلام به شدت آن را تکذیب کرده‏اند;
3-ازلحاظتجربی‏ومشاهده،پذیرفته‏نیست;
4- زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند (نه یکی از خاک و دیگری از موجودی زنده).
[/][/]

سلام بر دوستان:Gol:

حامد;106546 نوشت:
آثار برتر و بیشتر در مردان مربوط به تمام کمالات نوع انسانی است و ما به مجموع برتریهای مردان در این خصوص توجه می کنیم و اگر در یک مورد از موارد هم بحث کنیم برای اثبات آن خواهد بود نه اینکه آن مورد را به تنهایی دلیل برتری تکوینی بگیریم

جناب حامد به طور کلی نمیشه گفت آثار برتر و بیشتر در مردان مربوط به کمالات آن ها است
یک مثال میزنم
تبلیغات و آثار وهابیت در سراسر جهان زیاد است و شیعیان همیشه مظلوم واقع شدند آیا این به معنای برتری و کمالات وهابیت است؟
خیر... این برتری ریشه در جای دیگری دارد

حامد;106546 نوشت:
چون بحث ما حقانیت نیست . چند بار بگویم مساله برتریهای تکوینی را ما با اخلاق قاطی نمی کنیم

وقتی حقانیت را در نظر نگیرید به نتیجه ی کامل و جامعی نمیرسید

حامد;106546 نوشت:
غلبه و حاکمیت فقط یک جنبه برتری است . البته مرد یا هر موجود دراکی در انجام افعال خود از ادراکش بهره می برد ولو اینکه قائل نیستم در ظلم و تعدی کسی از عقل خودش بهره برده باشد . اما عدم بهره گیری فرد از عقلش در برتریهای ظاهری دلیل بر عدم برتری در آن مجال نیست .

جناب حامد من هم بار ه گفتم این گونه حکومت کردن ها فقط یک جنبه ی برتری است مانند حکومت بنی عباس!!!
اما وقتی از این حاکمیت در جهت سوء استفاده و قلدری باشد که دیگر به تنهایی حتی ملاک برتری هم حساب نمیشود

حامد;106546 نوشت:
چندین هزار سال فرصت خیلی زیادی برای ظهور است

چندین هزار سال فرصت زیادی است البته اگر شرایط هر دوره را در نظر بگیرید و به من اطلاع دهید که در کدام عصر به زنان فرصتی برابر با مردان برای شکوفا شدن داده اند؟؟!!

حامد;106546 نوشت:
بالفرض که به زن امکان حضور داده شود باز هم نمی توانند مانند مردان در این عرصه خودنمایی کنند چون تواناییهای جسمی و روحی آنها نازلتر از مردان است

ثمره ی تحقیقات و پیش بینی های خودتان است؟؟!!
بحمد لله شاهد هستیم حتی در دورانی که شرایط فراهم نبوده باز هم زنانی بوده اند که ثابت کردند از مرد ها بهتر هستند
توانایی های جسمیه زنان در آفرینش از مردان کمتر است اما درباره ی توانایی های روحی بنابر فرمایش خداوند
هیچ فرقی ندارند

حامد;106546 نوشت:
همین حکم در خصوص پدر و فرزند نیز سستی فرزند است .

چه حکمی؟

حامد;106546 نوشت:
اگر اینگونه تاثیر پذیریها مد نظر شارع بود امام جماعت را از سخن شیوا و زیبا منع می کرد چرا که زنان با کلام به مردان میل پیدا می کنند اما شارع مقدس مسجد و نماز و جماعت را محل عبادت شمرده نه محل هوسرانی که بخواهد بر آن مبنا احکام خاصش را تشریع بفرماید .

بهتر است از سمت دیگر به این قضیه نگاه کنیم!
که اگر امام جماعت زن بود موقع صحبت های ایشون بیشتر مردان به گناه می افتادند!

حامد;106546 نوشت:
این گونه موضعگیریها نشانه تخاصم است نه بحث علمی و نه سعی در جستجوی حقیقت .

خدا را 1000 مرتبه شکر که شما پی به این مساله بردید!!!!!!!!!!!!

حامد;106563 نوشت:
جسم قویتر مرد نسبت به زن در نوع انسانی نشان از وجود روح قویتر در اوست .

نتیجه ی خودتان است یا قرآن یا معصومین؟؟؟!!

سلام
با تشکر از ذکر مطالب فوق اما :

هادي;106570 نوشت:
آیا این برای مرد نقص است که نمی تواند به طفل شیرخوار شیر بدهد!! مسلم نه ، چون وجودش چنین اقتضایی ندارد، اما این برای مرد نقص است که به دنبال معیشت نرود زیرا از او مطالبه می شود، به همین صورت شما نمی توانید بگویید مرد تکوینا در فلان موضوع برتری دارد که زن ندارد،

عرصه های اختصاصی مورد نظر ما نیست مثل مساله شیر دادن . بلکه منظور عرصه های مشترک است که منع تکوینی در حضور هردو آنها نیست مثل حضور اجتماعی و تاثیر گذاریهای علمی و معنوی وووو
هادي;106574 نوشت:
با توجه به آنچه گفته شد، به این نتیجه می‏رسیم که نظریه اول (خلقت‏حوا از دنده آدم) دارای ضعف‏های عمده است: 1- مطابق نظر تورات است و احتمال این‏که از اسرائیلیات باشد بسیار زیاد است; 2- روایات اهل‏بیت علیهم السلام به شدت آن را تکذیب کرده‏اند; 3-ازلحاظتجربی‏ومشاهده،پذیر� �ته‏نیست; 4- زن و مرد هر دو انسانند و طبعا باید از یک چیز آفریده شده باشند (نه یکی از خاک و دیگری از موجودی زنده).

همانطور که فرمودید خیلی از مفسرین خلقت حوا از آدم را پذیرفته اند و آنهایی هم که رد کرده اند خلقت حوا از دنده چپ آدم را رد کرده اند و رد اخص ( خلقت از دنده چپ ) به معنای رد اعم ( خلقت حوا از آدم ) نیست چه اینکه این خلقت حوا از آدم می تواند به انحاء دیگر صورت گرفته باشد ( همانطور که بعضی بزرگان خلقت حوا را نتیجه توجه ایجادی آدم ع می دانند و این از قبیل تصرف تکوینی ایجادی است که بسیار از انبیاء و به نحو معجزه صادر شده است )
حتی روایت هم نحوه خلقت ( خلقت از دنده چپ ) را انکار می کند نه اصل خلقت از او را
استبعاد در موراد دیگر هم وجه وجیهی ندارد

hedi;106635 نوشت:
تبلیغات و آثار وهابیت در سراسر جهان زیاد است و شیعیان همیشه مظلوم واقع شدند آیا این به معنای برتری و کمالات وهابیت است؟

باز هم مثال از مورد خاص زده اید و نتیجه عام گرفته اید در حالیکه بارها عرض شده است باید تمام کمالات نوع انسانی را در نظر بگیرید مثلا : علم ، کمال معنوی و فعلیت انسانی ، تاثیرگذاری مثبت اجتماعی ، غلبه و حاکمیت ، تاثیر معنوی بر بشریت ووو
همه اینها را که عناوین کلی اند در نظر بگیرید و مراتب و تعداد زنان را در همه آنها مورد توجه قرار دهید آنوقت این نتیجه حاصل می شود که مردان در این موارد ( جمعا ) از لحاظ مراتب و تعداد کاملان برتر بوده اند

hedi;106635 نوشت:
جناب حامد من هم بار ه گفتم این گونه حکومت کردن ها فقط یک جنبه ی برتری است مانند حکومت بنی عباس!!! اما وقتی از این حاکمیت در جهت سوء استفاده و قلدری باشد که دیگر به تنهایی حتی ملاک برتری هم حساب نمیشود

بله با دو لحاظ دو نتیجه حاصل می شود که هیچیک دیگری را نفی نمی کند
hedi;106635 نوشت:
چندین هزار سال فرصت زیادی است البته اگر شرایط هر دوره را در نظر بگیرید و به من اطلاع دهید که در کدام عصر به زنان فرصتی برابر با مردان برای شکوفا شدن داده اند؟؟!!

باز هم مجبور به تکرار این مساله هستم که شرایط عرصه رقابت را موجود سومی تعیین نکرده بلکه خود این دو جنس تعیین کننده اند پس وقتی یکی حاکم می شود و تعیین کننده ، نشان از برتری او در همان غلبه و حاکمیت است . ما همین اندازه را می خواهیم استفاده کنیم . دیگر اینکه چرا شما به سلطه گری مرد انتقاد می کنید و چرا به سلطه پذیری زن نقدی نمی زنید و آنرا نشانه ای از سلطه پذیری و ضعف نمی دانید ؟
hedi;106635 نوشت:
توانایی های جسمیه زنان در آفرینش از مردان کمتر است اما درباره ی توانایی های روحی بنابر فرمایش خداوند

در این خصوص جوابی به خانم منتقد داده ام مطالعه بفرمایید
hedi;106635 نوشت:
چه حکمی؟

اینکه می گویند فرزند از پدر جلوتر راه نرود به معنای سستی فرزند است ؟
hedi;106635 نوشت:
بهتر است از سمت دیگر به این قضیه نگاه کنیم! که اگر امام جماعت زن بود موقع صحبت های ایشون بیشتر مردان به گناه می افتادند!

پس باید مطلق سخن گفتن ایشان را منع کنند حال که چنین نیست و حضرت صدیقه طاهره در مسجد سخنرانی فرمودند
hedi;106635 نوشت:
نتیجه ی خودتان است یا قرآن یا معصومین؟؟؟!!

ما مبنایی حرف زده ایم شما هم مبنایی جواب بدهید طوری هم درباره قرآن و روایت سخن نگویید که دیگران فکر کنند تنها شما آیه و روایت خوانده اید و دیگران هم نخوانده اند و هم دشمن آنها هستند
موفق در صواب

نقل قول:
عرصه های اختصاصی مورد نظر ما نیست مثل مساله شیر دادن . بلکه منظور عرصه های مشترک است که منع تکوینی در حضور هردو آنها نیست مثل حضور اجتماعی و تاثیر گذاریهای علمی و معنوی وووو
دلیلش تبعیض بوده،
به قدر لازم دلیل آوردم براش
زنان معاصر یه دلیلش
نقل قول:
همانطور که فرمودید خیلی از مفسرین خلقت حوا از آدم را پذیرفته اند و آنهایی هم که رد کرده اند خلقت حوا از دنده چپ آدم را رد کرده اند و رد اخص ( خلقت از دنده چپ ) به معنای رد اعم ( خلقت حوا از آدم ) نیست چه اینکه این خلقت حوا از آدم می تواند به انحاء دیگر صورت گرفته باشد ( همانطور که بعضی بزرگان خلقت حوا را نتیجه توجه ایجادی آدم ع می دانند و این از قبیل تصرف تکوینی ایجادی است که بسیار از انبیاء و به نحو معجزه صادر شده است )
حتی روایت هم نحوه خلقت ( خلقت از دنده چپ ) را انکار می کند نه اصل خلقت از او را
استبعاد در موراد دیگر هم وجه وجیهی ندارد
ایناهاش ببینم چجوری میخوای این آیه رو توجیه کنی:
نقل قول:
قرآن میگه ما برای شما از نفس خودتان همسرانی قرار داد.
از نظر شما یعنی زنها از مردا آفریده شدن؟ یا هرکدوم جدا تو رحم مادر شکل میگیرن؟؟
پس چرا اون آیه اینو میگه؟

تو اون آیه هم میگه از نفس آدم ،زوجشو آفرید ،یعنی از جنسش نه از خودش

یعنی زن از مرد آفریده شده؟
یا دراثر تکیمل خلقت؟
نقل قول:
باز هم مثال از مورد خاص زده اید و نتیجه عام گرفته اید در حالیکه بارها عرض شده است باید تمام کمالات نوع انسانی را در نظر بگیرید مثلا : علم ، کمال معنوی و فعلیت انسانی ، تاثیرگذاری مثبت اجتماعی ، غلبه و حاکمیت ، تاثیر معنوی بر بشریت
مادر تاثیرگذار ترین در اجتماعه
بقیش برای تبعیض بوده
نقل قول:
باز هم مجبور به تکرار این مساله هستم که شرایط عرصه رقابت را موجود سومی تعیین نکرده بلکه خود این دو جنس تعیین کننده اند پس وقتی یکی حاکم می شود و تعیین کننده ، نشان از برتری او در همان غلبه و حاکمیت است .
فقط برتری فیزیکی عاملش بوده
چیزی به نام برتری عقلی و فکری در مردان وجود خارجی نداره
الان تو همه عرصه ها زنها موفق هستند
کم کم داره فاصله ها از بین میره، بزرگترین دلیل و واضح ترینش که شما اصلا نمیخواین ببینین
قابل انکار نیست!!!!!!
نقل قول:
پس باید مطلق سخن گفتن ایشان را منع کنند حال که چنین نیست و حضرت صدیقه طاهره در مسجد سخنرانی فرمودند

حضرت زهرا و حضرت زینب و حضرت معصومه و ...
خیلی از زنای معاصر پیامبر به خاطر کارهای اجتماعی یا حتی شرکت در جنگ! مورد تشویق پیامبر واقع میشدن، تو زمان عباسی ها زنان رو از کوچه ها میدزدیدند، به خاطر همین اون موقع بیرون اومدن زنها نادرست بود
حدیث و سیره پیامبر نشون میده حرفای شما اشتباهه،چون امام جماعت بودن یعنی جلوی مردان ایستادن و خم رو راست شدن،دوما موقع حیض به مردم بگن امام جماعت کجاست؟؟؟
علما هم این چیزا رو به شدتی که شما میگی نمیگن
نقل قول:

اینکه می گویند فرزند از پدر جلوتر راه نرود به معنای سستی فرزند است ؟

شما مقایسه اشتباه کردین
زن از مرد عقب تر راه بره یعنی اینکه بهش احترام بذاره و تعظیمش کنه؟؟
معلوم نیست حدیثش چیه و سندش چیه ولی تو دین گفته شده جلوتر از مردای نامحرم راه نره نه شوهرش مثل دختر یوشع که بعدا زن موسی شد و باهاش ازدواج کرد تو اون ایه گفته که دلیلش حیا و عفت بوده نه چیزایی که شما تفسیر به رای کردی
زنای افغانی همیشه سه قدم عقبتر از شوهرشون راه میرن،برای اینکه راهو شوهراشون باز کنن و اگه خطری باشه به شوهراشون بخوره
یه خبرنگار از این زنای افانی سوال میپرسه که دلیلش چیه میگن چون این مناطق مین زیاد داره!!:khaneh:
وقتی راهو شوهر باز کنه یعنی زن تو جلوی دید نباشه و یه جوری جلو نره که تنش به تن مردای دیگه برخورد کنه
یه بار رفتم بازار داداشم جلو رفت،خیلی خوب راهو باز میکرد ،خیلی راحت بودم
غیر دلیلایی که ردشون کردیم دو دلیل دیگه اوردین که الان کامل جوابشونو بدم:

1)مقام حضرت زهرا و پیامبر

http://www.askdin.com/showthread.php?t=11718

پیامبر ،در مقام اجتماعی از حضرت زهرا برتر بودk« اما در مقام معنوی یکی بودند همه ائمه مخصوصا پنج تن از یک نورند و جدا از هم نیستند.
تو روایات اومده که زنی درحال نماز بود،فرزندنش درحال بازی میفته تو تنور روشن!
نمازش رو نشکست و ادامه داد و گفت :هرچی خواست خدا باشه!
خدا بچشو معجزه وار نجات داد به گوش حضرت موسی رسید،گفت اگر این زن ،مرد بود، پیامبر میشد.
پیامبری مقام اجتماعیه
هر پیامبری از تمام افراد قومش برتره اما در بین پنج تن فرقی نیست،همه از یک نورند

2)برتری جسمی و شجاعت و .. دلیل برتری عقلی و روحی مرد؟؟

شیرزن تو تاریخ زیادبوده،اگه زنی اسیر و برده مرد نباشه، اگه خودشو تماما صرف آرایش و قر و فر برای دلخوشی شوهرش نکنه! ،شجاعتش هم بیشتر میشه.الگوی زن مسلمان حضرت زینبه،حضرت زینب بسیار شجاع بودن.معصوم هم نبودن.
زنی که پیامبر تشویقش میکنه،اینطوریه .زنی که پیامبر میخواد تربیت بشه،اینطوری میشه.

من اصلا از گرگ و کفتار نمیترسم،چون بچه که بودم با بابام شکار میرفتم یه تفنگ ساچمه ای داشتم تو راه همه جور حیونی هم میدیدم.
اما پسرای زیادی هستن که از موش میترسن و جیغ میزنن!!!!

جامعه به زنا یاد داده محافظه کار باشن ولی مردا بی محابا هرکاری دوست داشته باشند انجام میدن! چون تبعیض تو جامعه بوده، مثل دخترا نیستن که از ترس سرزنش خیلی چیزا رو تجربه نمیکنن(گفتم که تو فامیلمون دختری برای بابابزرگش نقاشی کشید و کتک خورد اما برادرش تشویق شد!!)
زنهای پلیس و شجاع زیاد هستن،ولی تو ایران که مردم پسردوستن اینطور نیست.

مردای معتاد بیشترن یا زنای معتاد؟
مردای معتاد! چرا؟
چون جامعه باعثش بوده ،من مثل شما که اهل سفسطه هستین، اینو دلیل برتری زنها نمیدونم ولی اگه شما بودین این کارو میکردین


موضوع قفل شده است