جمع بندی بررسی معنای سبیل در قرآن

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

باتشکر از جناب یاسین
جناب یاسین آیا میتوانیم بگوییم :اینکه در بین انبیاء علیهم السلام،تنها پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله) از خدا طلب اجر کرد یکی از دلایل افضلیت پیغمبر بر دیگر انبیاء است؟

باغ بهشت;334598 نوشت:
باتشکر از جناب یاسین
جناب یاسین آیا میتوانیم بگوییم :اینکه در بین انبیاء علیهم السلام،تنها پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله) از خدا طلب اجر کرد یکی از دلایل افضلیت پیغمبر بر دیگر انبیاء است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

درخواست اجر مستقیما به افضلیت وابسته نیست، اما می توان گفت کار پیامبر اسلام(ص) از کار همه انبیاء(علیهم السلام) مهمتر و سخت تر بود« ما اوذی نبی مثل ما اوذیت»هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد. (بحارالانوار، ج 39، ص 56.)[1] علاوه بر اینکه خداوند در مورد پیامبر اسلام(ص) می فرماید که رسالت ایشان جهانی و برای همه مردم است:« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (و ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى ولى بيشتر مردم نمى ‏دانند)سوره سبأ،آیه28.

«أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» ( اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم) سوره انعام،آیه19.

در حالی که خداوند در مورد هیچ پیامبر دیگری رسالت جهانی و همگانی را مطرح نمی کند.

و نتیجه همه زحمات پیامبران گذشته در تبعیت از پیامبر اسلام(ص) و جانشینان به حق آن حضرت ظاهر می شود، یعنی در پرتوی ادای اجر رسالت که همان مودت نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) است، مقصود پیامبر اسلام(ص) و سایر پیامبران محقق و بشریت به هدایت لازم نائل می شود.

« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» (و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زيانكاران است.) سوره آل عمران،آیه85.

[1] - كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 537

یاالله


سوال:
سبیل در قرآن به چه معناست؟ وچه تفاوتی با صراط دارد؟

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام

جمع واژه سبیل به صورت سبل در قرآن مطرح شده است،اما برای کلمه صراط جمعی ذکر نشده است، در حقیقت سبیل ها به یک شاه راه ختم می شوند و همه به یک هدف و مقصد نهایی منتهی می شوند.

انبیاء علیهم السلام در ازای تلاش ها و زحمات خود هیچ اجر و مزد و درخواستی از مردم نداشتند، تنها در یک مورد پیامبر اکرم(ص) اجر و مزد رسالت خود را مودت ذی القربی شان بیان می کند، تا مردم با این محبت و مودت به خیر بیشتری برسند و نفع این محبت در حقیقت به خود مردم می رسد، بنابراین پیامبر اکرم(ص) نیز در مقابل انجام رسالت هیچ چیزی برای خودشان نمی خواستند.

تنها پیامبری که در قرآن تصریح به جهانی و جاودانه بودن دین آن پیامبر شده است، رسول مکرم اسلام(ص) می باشد و آیاتی مانند« «أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» ( اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم) سوره انعام،آیه19. به این مساله اشاره دارد.

خداى تعالى در كلام مجيدش مكرر نام صراط و سبيل را برده، و آنها را صراط و سبيل‏هاى خود خوانده، با اين تفاوت كه بجز يك صراط مستقيم بخود نسبت نداده، ولى سبيل‏هاى چندى را بخود نسبت داده، پس معلوم مى‏ شود: ميان خدا و بندگان چند سبيل و يك صراط مستقيم بر قرار است، مثلا در باره سبيل فرموده: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا[1]»(كسانى كه در راه ما جهاد كنند، ما بسوى سبيل‏ هاى خود هدايتشان مى ‏كنيم)

ولى هر جا صحبت از صراط مستقيم به ميان آمده، آن را يكى دانسته است، از طرف ديگر جز در آيه مورد بحث كه صراط مستقيم را به بعضى از بندگان نسبت داده، در هيچ مورد صراط مستقيم را بكسى از خلايق نسبت نداده، بخلاف سبيل، كه آن را در چند جا بچند طائفه از خلقش نسبت داده، يك جا آن را برسولخدا (ص) نسبت داده، و فرموده: «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي، أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِيرَةٍ»[2](بگو اين سبيل من است، كه مردم را با بصيرت بسوى خدا دعوت كنم).

جاى ديگر آن را به توبه‏ كاران نسبت داده و فرموده»:سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ»( راه آن كس كه بدرگاه من رجوع كند)، و در سوره نساء آيه (115) آن را به مؤمنين نسبت داده، و فرمود»سَبِيلِ الْمُؤْمِنِين».

از اينجا معلوم ميشود كه سبيل غير از صراط مستقيم است، چون سبيل متعدد است، و باختلاف احوال رهروان راه عبادت مختلف ميشود، بخلاف صراط مستقيم، كه يكى است، كه مانند بزرگ راهى است كه همه راههاى فرعى بدان منتهى ميشود، هم چنان كه آيه: «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ، يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ، سُبُلَ السَّلامِ، وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ»[3] (از ناحيه خدا بسوى شما نورى و كتابى روشن آمد، كه خدا بوسيله آن هر كس كه در پى خوشنودى او باشد به سبيل‏هاى سلامت راه‏نمايى نموده و باذن خود از ظلمت‏ها بسوى نور بيرون مى ‏كند، و بسوى صراط مستقيم شان هدايت مى ‏فرمايد) به آن اشاره دارد، چون سبيل را متعدد و بسيار قلمداد نموده، صراط را واحد دانسته است، حال يا اين است كه صراط مستقيم همه آن سبيل‏ها است، و يا اين است كه آن سبيل‏ها همانطور كه گفتيم راه‏هاى فرعى است، كه بعد از اتصالشان بيكديگر بصورت صراط مستقيم و شاه راه در مى ‏آيند.[4]

به تعبیر دیگر «صراط» به معناى راه آسان است (شبيه بزرگ‏راه) و «مستقيم» از ريشه «قام» است، يعنى راه صاف كه بدون انحراف است؛ و به كوتاه‏ترين راه بين دو نقطه صراط مستقيم مى‏گويند (المفردات فى غريب القرآن، ماده سراط و قام). در قرآن واژه «سبيل‏» نيز به معناى راه به كار رفته است، ولى معناى آن با صراط تفاوت‏ دارد. ... سبيل راه‏هاى فرعى است كه به راه اصلى مى‏رسد و معناى صراط، همان راه اصلى است.


[/HR]

[1] -عنکبوت،69.

[2] -یوسف،108.

[3] -مائده،15.

[4] -ترجمه الميزان، ج‏1، ص 49-50.

ادامه تاپیک جمع بندی


برای واژه «سبیل» در قرآن دوازده معنی ذکر شد:

1- بمعنى طاعت چنان كه در سورة البقره است: مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ اى فى طاعة اللَّه.
همانست كه جاى ديگر گفت: وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ. جاى ديگر:
الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ اى فى طاعة اللَّه.

2- بمعنى بلاغ است، چنان كه در آل عمران گفت: مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا اى بلاغا.

3- بمعنى مخرج است، چنان كه در بنى اسرائيل گفت: انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا يعنى مخرجا. و مثل اين در سورة الفرقان است و در سورة النساء: أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا يعنى مخرجا من الحبس.

4- سبيل بمعنى مسلك است، چنان كه در سورة النساء گفت:
إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلًا اى بئس مسلكا. نظير اين در بنى اسرائيل:
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا.

5- بمعنى علّت است، چنان كه در سورة النساء گفت: فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا. اى علّة.

6- بمعنى دين است، چنان كه در سورة النساء گفت: وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ يعنى غير دين المؤمنين. نظير اين هم درين سورة: وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا يعنى دينا، و در سورة النحل گفت: ادْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ يعنى الى دين ربّك.

7- سبيل است بمعنى الطّريق الى الهدى، چنان كه در سورة النساء گفت: وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا يعنى الى الهدى: در غسق گفت: وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ يعنى الى الهدى.

8- بمعنى حجّت است، چنان كه در سورة النساء گفت: وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا يعنى حجّة، جايى ديگر گفت: فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا اى حجّة.

9- سبيل بمعنى طريق است، چنان كه در سورة النساء گفت: لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا اى لا يعرفون طريقا الى المدينة، و در سورة القصص گفت:
عَسى‏ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ يعنى قصد الطّريق الى مدين.

10- بمعنى عدوان است، چنان كه در سورة غسق گفت: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ اى من عدوان.

11- بمعنى ملّت است، چنان كه در سورة يوسف گفت: قُلْ هذِهِ سَبِيلِي اى ملّتى.

12- بمعنى اثم است، چنان كه در آل عمران گفت: لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ. اى اثم، و در سورة التوبة گفت:
ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ يعنى من اثم فى القعود عن الغزو و بالعذر.
___________________
كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج‏2، ص: 622-623.

موضوع قفل شده است