جمع بندی بررسی برخی فتاوای آیة الله صادقی تهرانی

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مثلا موضوع اب قلیل ایشون :مثلا در زمان پیامبر اونم تو مکه با اون کم ابی و هوای گرم مردم چطور خودشون رو تطهیر میکردن تو مکه هم رودخونه و چیزی نبود؟ما ها الان تو خونه هامون اب لوله کشی داریم اون موقع که نبوده؟چطور برا شستن خودمون تو دستشویی با رعایت مسائلی میتونیم خودمون رو تطهیر کنیم ولی بیرون از دستشویی نمیشه؟اصلا شما فکر کنید تو مکه یکی دستش نجس میشد اون چطور تطهیرش میکرد طبق فتوا مشهور علما .چون اگه اب قلیل بهش برخورد کنه اب خودش نجس میشه

mohsen94;977245 نوشت:
مثلا موضوع اب قلیل ایشون :مثلا در زمان پیامبر اونم تو مکه با اون کم ابی و هوای گرم مردم چطور خودشون رو تطهیر میکردن تو مکه هم رودخونه و چیزی نبود؟ما ها الان تو خونه هامون اب لوله کشی داریم اون موقع که نبوده؟چطور برا شستن خودمون تو دستشویی با رعایت مسائلی میتونیم خودمون رو تطهیر کنیم ولی بیرون از دستشویی نمیشه؟اصلا شما فکر کنید تو مکه یکی دستش نجس میشد اون چطور تطهیرش میکرد طبق فتوا مشهور علما .چون اگه اب قلیل بهش برخورد کنه اب خودش نجس میشه

خب روشنه، نباید دست نجس رو در آب قلیل فرو برد، بلکه باید آب را روی دست نجس ریخت

خب فرقی نمیکنه باز دست که تمیز نمیشه چون به محض برخورد اب.اب نجس میشود

مسلم;977247 نوشت:
خب روشنه، نباید دست نجس رو در آب قلیل فرو برد، بلکه باید آب را روی دست نجس ریخت

باز هم فرقی نمیکنه وقتی اب رو بریزی رو دست اب به محض بر خورد به نجاست نجس میشه

mohsen94;977256 نوشت:
باز هم فرقی نمیکنه وقتی اب رو بریزی رو دست اب به محض بر خورد به نجاست نجس میشه

بله آبی که از روی دست می ریزد نجس میشود اما خود دست پاک میشود، این تصریح روایات فراوان است، و البته عقل پذیر هم هست.
شما اگر دستتان خونی باشد می بینید که آبی که از زیر دستتان می ریزد به رنگ قرمز است اما خونهای دستتان دارد پاک میشود.
یا در پاک شدن های عرفی هم همینطور است، مثلا دستتان که کثیف است با آب می شویید قطعا آن آب کثیف خواهد شد اما دست شما را پاک خواهد کرد؛ اما اگر دستتان را درون ظرف آب ببرید نه تنها دستتان تمیز نمیشود بلکه آب را هم کثیف می کند.

مسلم;977260 نوشت:
بله آبی که از روی دست می ریزد نجس میشود اما خود دست پاک میشود، این تصریح روایات فراوان است، و البته عقل پذیر هم هست.
شما اگر دستتان خونی باشد می بینید که آبی که از زیر دستتان می ریزد به رنگ قرمز است اما خونهای دستتان دارد پاک میشود.
یا در پاک شدن های عرفی هم همینطور است، مثلا دستتان که کثیف است با آب می شویید قطعا آن آب کثیف خواهد شد اما دست شما را پاک خواهد کرد؛ اما اگر دستتان را درون ظرف آب ببرید نه تنها دستتان تمیز نمیشود بلکه آب را هم کثیف می کند.

خب فرقی نمیکنه مثلا شما تصور کنید کف دست من نجس شده من اب قلیل روش میریزم ابی که به نجاست میخوره نجس میشه و بعد اون اب به قسمتای دیگه دست من برخورد میکنه مثل قسمتای پایینی دست مثل انگشتان باز حکم هیچ تغیری نکرد یعنی دست من تمیز نشد.

mohsen94;977263 نوشت:
خب فرقی نمیکنه مثلا شما تصور کنید کف دست من نجس شده من اب قلیل روش میریزم ابی که به نجاست میخوره نجس میشه و بعد اون اب به قسمتای دیگه دست من برخورد میکنه مثل قسمتای پایینی دست مثل انگشتان باز حکم هیچ تغیری نکرد یعنی دست من تمیز نشد.

آقا محسن عزیز، آب جریان دارد، به همین خاطر نجاست را میشورد و با خودش میبرد، شما چرا میکروسکوپی به ماجرا نگاه میکنید، عُرفی نگاه کنید.
من مثال روشن برای شما زدم، فرض کنید دستتان کثیف است:
1. آیا آب با برخورد با دستتان کثیف میشود؟ بله
2. آیا آبی که از دستتان جدا شده کثیف است؟ بله
3. آیا بعد از این شستن که منجر به کثیفی آب شده، دستتان تمیز شده ؟ بله

مسئله روشن است، آب جریان دارد، نجاست را با خود میبرد، بله اگر کسی یه ذره آب را بریزد کف دستش که نجس است و آن را به تمام دستش برساند به گونه ای که شستن صدق نکند، خب طبیعتا تمام دستش نجس میشود چون این آب از دست جدا نشد ، این آب روی دست مالیده شد، اما دست را نشسته است!

mohsen94;977263 نوشت:
خب فرقی نمیکنه مثلا شما تصور کنید کف دست من نجس شده من اب قلیل روش میریزم ابی که به نجاست میخوره نجس میشه و بعد اون اب به قسمتای دیگه دست من برخورد میکنه مثل قسمتای پایینی دست مثل انگشتان باز حکم هیچ تغیری نکرد یعنی دست من تمیز نشد.

با سلام و عرض ادب و احترام

برای حل این مشکل برخی علما دو و سه بار آب ریختن را توصیه کردن

بار اول برای برطرف کردن عین نجاست

بار دوم و سوم برای تطهیر دست

دقت کنید بول عین نجاست هست
اما آب عین نجاست نیست

حکم سه بار آب ریختن مربوط به همون تغییر رنگ و بو و مزه است

بار اول چون آب با عین نجاست مخلوط می شه رنگ بو و مزه اون تغییر میکنه پس نجس هست

بار دوم و سوم دیگه تغییر قابل مشاهده ای نیست پس پاک هست

مشکل در نحوه طرح موضوع هست نه خود موضوع

بسمه تعالی

سلام علیکم

مسلم;975791 نوشت:
تأکید ایشان بر محوریت قرآن برای استنباط احکام به گونه ای روایات را به حاشیه برده است، ایشان روایاتی که حتی با ظهور آیات سازگاری نداشته باشند را کنار می گذارد در حالی که از دیدگاه مشهور مراجع کنار گذاشتن روایات دلیل محکم تری می طلبد.

درباره این مطلب شما به نظرم اگر مطالعه بیشتری در آثار ایشون بفرمایید بهتر باشد برای نمونه میتوان به چند مورد استناد کرد:

1-استفاده و نقل بیش از 11 هزار روایت در تفسیر الفرقان(تفسیر 30جلدی ایشان)

2-نام گذاری تفسیرشان به الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه

3-نقل حدود 210 آیه قران کریم و 83 روایت در رساله توضیح المسائل نوین (عملی بدیع که احدی از فقها و مراجع حداقل 200 سال اخیر آن را انجام نداده اند)

4- نقش بسیار مهم سنت و روایت در توضیح و تبیین روش علمی خویش برای استنباط احکام الهی در بیانیه سال 86

پس اینکه ایشون روایات رو به حاشیه برده به نظر سخنی نادرست است ایشون روایات مخالف قرآن را مطرود دانسته نه اینکه به حاشیه ببرد!

مسلم;975791 نوشت:
نجس نشدن آب قلیل با برخورد به نجاست

در باب این مسئله در تاپیکی که در همین سایت یکی از اعضا محترم داشتند مفصل بحث شده:


بازبینی در حکم آب قلیل بر محور قرآن - سنت - عقل و نظرات علما

بسمه تعالی

سلام علیکم

مسلم;975791 نوشت:
شهادت به ولایت امیرالمومنین(ع) در اذان

نظر آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی نقل شده در رساله چشمه تشنگان :

اگر چه اعتقاد و اقرار به ولایت مولانا امام امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه» جزء ارکان دین است، ولی ذکر شهادت ثالثه در اذان و اقامه دلیل شرعی ندارد بلکه بدعت است و قصد رجاء هم درباره آن حرام است؛ چون عبادات توقیفی هستند،

ولی واجب است بعد از شهادت به رسالتِ پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم)، ذکر صلوات همراه با اضافه‌ی آل محمد(علیهم السلام) گفته شود که شامل تمامی معصومان محمّدی(علیهم السلام) می‌شود.

در ضمن تنها در صورتی، امری، جزء شعائر دینی محسوب می‌شود که از سوی شارع دین، به وسیله‌ی قرآن یا سنّت پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و سیره‌ی ائمه معصومین(علیهم السلام) مطرح شده باشد؛

و ما به وضوح می‌بینیم حتی در حدیثی که از وجود مقدّس امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بحار الانوار (ج۸۱، ص۱۵۳) نقل شده، آن حضرت به هنگام تفسیر اذان، اشاره‌ای به شهادت ثالثه در اذان نفرموده، چون هرگز امری از طرف شارع مقدّس به اضافه کردن آن در اذان یا اقامه نشده،

بلکه شیخ صدوق، اضافه کنندگان شهادت ثالثه در اذان و اقامه را لعنت کرده، چنان‌که این لعنت در وسائل الشیعة، کتاب الصّلاة، ابواب اذان و اقامه، آخر باب ۱۹ نقل شده است.

و شیخ طوسی هم در نهایه ص ۶۹ گوینده‌ی شهادت ثالثه در اذان و اقامه را خطاکار دانسته است.

پس کسی که عمداً شهادت ثالثه را به اذان و اقامه اضافه می‌کند در واقع خود را از أئمه‌ی معصومین(علیهم السلام) و خصوصاً از حضرت علی(علیه السلام) شیعه‌تر می‌داند بلکه خود را از شارع دین داناتر می‌داند «قُل أتُعَلِّمُونَ اللهَ بِدینِکُم» (حجرات،۱۶) بگو آیا خدا را به دینتان، آگاهی می‌دهید؟!


و مطلب ایشان در رساله توضیح المسائل نوین:

مسأله ى 232ـ اذان و اقامه مستحب است و شهادت سوم ـ خصوصا به قصد اذان يا اقامه ـ بدعت است و هرگز در روايتى حتّى ضعيف هم چنان شهادتى از اجزاى اذان و اقامه نيامده است چنان كه تمامى اين شهادت ها در ضمن سوره هايى در نماز بدعت است، كه هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد،

مثلاً شهادت و گواهى به تصديق معاد ـ كه از اركان دين است ـ در ضمن اذان ،اقامه يا در بين آيات سوره ى حمد در نماز كلاً بدعت است ـ

آرى پس از شهادت دوم كه «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدً رسول اللّه » است برحسب سنت محمّديه و بلكه بالاتر، سنت الهيّه، ضميمه ى آل رسول گرامى واجب است كه «صلى اللّه عليه و آله» بگويى، زيرا اين جمله مشتمل بر تمامى معصومان محمدى صلى الله عليه و آله وسلم پس از حضرتش مى باشد.

ولى در ضمن اذان و اقامه و نماز و در ميان آيات حمد و سوره چنان چه گفته شد بدعت است.اما در تشهدِ نماز، صلوات بر آن حضرت و آلش از واجبات نماز مى باشد و در ركوع و سجود و قنوت هم از مستحبات است.

موضوع قفل شده است