ببینید نظر بدید- گفتگو با مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی

تب‌های اولیه

116 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ببینید نظر بدید- گفتگو با مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی

به گزارش مشرق؛ مصاحبه ای که از نظرتان می‌گذرد گفت‌وگویی است با مادر جوان یک خانواده 10نفره. مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی طی گفت وگویی اعلام كرده كه در سن 14 سالگی ازدواج كرده و 8 فرزند حاصل این ازدواج است.

در مورد خودتان بفرمایید؛ متولد چه سالی هستید؟ چه تحصیلاتی دارید؟ و چند فرزند دارید؟

حداد هستم؛ ۲۸ ساله، متولد سال ۶۲ تا سال دوم دبیرستان درس خواندم و بعد ازدواج کردم و بعد از ازدواج وارد حوزه شدم؛ ۴ سال حوزه درس خواندم. الان هم مادر ۸ فرزند هستم.
*در چه سنی ازدواج کردید؟حدود ۱۴ سالگی ازدواج کردم. *همسرتان چند سال داشتند؟
همسرم ۱۶ سال داشتند. از ابتدای ازدواج مستقل زندگی کردید؟ همسرتان از همان ابتدای زندگی منبع درآمد داشتند؟درآمد همان شهریه طلبگی بود؛ ۲ سال و نیم منزل پدرشوهرم زندگی کردیم و بعد برای طرح هجرت به یکی از روستاهای رفسنجان به نام امین شهر انار رفتیم. ۳ سال آنجا بودیم پسر سومم آنجا به دنیا آمد. برگشتیم قم؛ یک خانه اجاره کردیم. چند سال قم بودیم و بعد ۲ سال رفتیم بابل. در بابل همسرم ۲ سال تدریس داشتند و کارهای تبلیغ می کردند و بعد مجدد برگشتیم قم و الان هم قم زندگی می کنیم.
اولین فرزند شما چند سال بعد از ازدواجتان به دنیا آمد؟من ۵ ماه بعد از ازدواج باردار شدم. * آن زمان با خواست خودتان باردار شدید؟ آمادگی روحی داشتید؟بله، من خودم سبزواری هستم و در قم تنها بودم، به خاطر تنهایی خودم بچه آوردم؛ بعد دیدم بچه آوردن خیلی خوب و شیرین است.
*فاصله سنی فرزندانتان چقدر است؟بچه اولم متولد سال ۷۷، بچه دوم ۷۹ و باقی فرزندانم، به جز فرزند چهارم و پنجم که یکسال فاصله سنی دارند، باقی همه دو سال تفاوت سنی دارند.
*اشاره کردید خانواده خودتان پیش شما نیستند. اوایل ازدواج در بزرگ کردن بچه ها کسی به شما کمک می کرد؟پدرشوهر و مادرشوهرم هم بودند. شوهرم هم کمک می کردند؛ البته الان به خاطر مشغله کاری و فعالیت در یکی از گروه های جهادی اصلاً خانه نیستند، اما اوایل وقت آزاد بیشتری زیاد داشتند و کمک می کردند. *یکی از دغدغه های خانواده ها برای فرزندآوری بحث معیشت است. می گویند وقتی درآمد کافی نداریم و به سختی معیشت خودمان را تأمین می کنیم، چگونه چند فرزند داشته باشیم؟ درآمد شما به چه صورت است؟ آیا نگران معیشت فرزندانتان نیستید؟ تاکنون به مشکلی در این زمینه برخوردید؟به عقیده من روزی دست ما نیست و روزی دهنده خداست. و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم تا به حال هم درآمد ما از طلبگی بوده است. شکر خدا تاکنون شوهرم نه از جایی قرض گرفته، نه وامی گرفته، حتی همه از ما قرض می گیرند، نه اینکه خیلی پول داشته باشیم، ولی خدا در همین درآمد کممان برکت قرار داده است. خدا را شکر تاکنون محتاج کسی نبودیم. البته بچه های ساده و قانعی هم داریم.



داستانی تعریف کنم، یکی از تاجران تهرانی بود که یک مدتی خانه نشین می شود. از او سئوال می کنند چرا خانه نشین شدی؟ می گوید من زمین های کشاورزی زیاد دارم یک بار سر زمین بودم زنبوری می آمد مرتب گندم بر می داشت و می برد. تعجب کردم زنبور که گندم نمی خورد؟ دنبالش رفتم دیدم زنبور گندم را می برد داخل خرابه ای. در این خرابه گنجشک کوری زندگی می کند که وقتی صدای بال زدن زنبور را می شنود، دهانش را باز می کند و زنبور، گندم را می اندازد داخل دهان گنجشک.
خداوند بارها در قرآن فرموده به خاطر روزی بچه هایتان را نکشید. همان خدایی که به بچه در رحم مادر با بند ناف غذا می رساند، بعد از تولدش هم روزی اش را فراهم می کند.
*شما در زندگی خودتان با شهریه طلبگی چطور معیشت را مدیریت می کنید؟ چون فکر نمی کنم این شهریه خیلی بالا باشد، با ۸ فرزند و اجاره خانه، خوراک و پوشاک و ….؟
این بحث در فکر ما نمی گنجد که خداوند چگونه برکت به مال می دهد. یک ریاضی دان می رود پیش یکی از علما و به او می گوید: «چرا شما می گویید اگر خمس بدهید مالتان ۲ برابر می شود؟ هر عاقلی می داند اگر از ۵ تا ۱ دانه برداریم می شود ۴ ولی شما می گویید می شود۱۰ تا.» آن عالم می گوید: سگ زاد و ولدش زیاد است و در هر نوبت زایمان توله های زیادی به دنیا می آورد ولی گوسفند سالی یک زایمان دارد. از طرفی انسان ها از سگ تغذیه نمی کنند و گوشتش را نمی خورند، ولی گوشت گوسفند را می خورند. بیماری، گوسفند را بیشتر از سگ از پا در می آورد و می کشد و… بر طبق این موارد، الان دنیا باید پر از گله سگ باشد، ولی پر از گوسفند است.» این برکت خدا برای ما غیرقابل فهم است.
*یعنی شما از ابتدا اصلاً دغدغه معیشتی نداشتید؟ و همه چیز راحت بوده است؟نه، آسان نبوده است. یا یک بار همسرم رفته بودند تبریز. قم هوا خیلی سرد بود و آن زمان ۵ بچه داشتم، همه بچه ها مریض شدند. من ۲ تا ۲ تا می بردمشان دکتر. کسی هم نبود کمکم کند. تنها بودم. تا اینکه یک شب دو تا از بچه ها تب ۴۰ درجه کردند و من خیلی سعی کردم تبشان را پایین بیاورم ولی نشد. بردمشان دکتر، دکتر گفت یکی از بچه ها باید بستری شود. من دیدم نمی توانم بچه ها را در خانه تنها بگذارم یا این بچه را در بیمارستان بگذارم، از طرفی وضعیت مالی ام هم خیلی جور نبود. به دکتر گفتم هر کاری لازم است بگویید در خانه انجام می دهم. *شما گفتید بارداری سختی دارید. ازطرفی زمان بارداری تان هم ممکن است همسرتان به خاطر نوع کاری که دارند کنارتان نباشند تا حداقل در امورات خانه کمکی به شما بکنند. چه چیزی باعث شده از همان ابتد تصمیم بگیرید فرزندان بیشتری بیاورید و این دوران سخت بارداریتان را تکرار کنید؟
آدم وقتی در راه سختی می رود، وقتی هدفش مشخص شده باشد، وقتی بداند به چه چیزی می خواهد برسد، در این مسیر سختی ها برایش شیرین می شود. ولی وقتی آدم فکر کند یک مادر از زمان شروع بارداری تا زمان زایمان، اجر هزاران شهید را دارد، برایش این سختی ها آسان می شود. وقتی پیامبر می گوید وقتی بچه ای در امتم به دنیا می آید، از انچه که خورشید بر آن می تابد برای من با ارزش تر است، و لولود فی امتی احب مما طلعت علیه الشمس، معلوم است که آدم باز هم بچه می آورد. پیش آمده بعد از زایمانم، زمانی که فرزندم را شیر می دهم، دوستانم از من پرسیده اند باز هم می خواهی بچه بیاوری؟ می گویم: شاید به خاطر درد جسمی ام گاهی با خودم فکر کنم نه، ولی بعد به خودم می گویم خدایا من نمی توانم خود را از تمام این ثواب ها محروم کنم. حیف است.
*خانواده شما و همسرتان چقدر حمایت روحی و معنوی از شما می کنند؟ با فرزندآوری متعدد شما موافقند یا مخالف؟
خانواده شوهرم معتقد به بچه زیاد هستند، اما خانواده خودم یک مقدار به خاطر شرایط جسمی خودم نگرانند مخصوصاً مادرم. ایشان فکر می کنند فقط همسرم دوست دارند و من مجبورم و من می گویم خودم هم راضی هستم. ایشان هم راضی می شوند.
*خانم ها اغلب بعد از بارداری دچار افسردگی و بی حوصلگی می شوند و به سختی می توانند به امورات خانه و حتی فرزندشان برسند. خب شما تقریباً پشت سر هم تجربه بارداری دارید. از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟
این بحث بر می گردد به همان صحبت قبلی ام؛ وقتی آدم هدفش را مشخص کرده باشد، در راه رسیدن به آن هدف با هر سختی مقابله می کند. با یک کسی صحبت می کردم گفتم: شما درس می خوانید گفت بله درس خواندن را خیلی دوست دارم، حتی بچه هایم را می گذارم منزل مادرم و می روم درس می خوانم. گفتم: شما چون درس خواندن را دوست دارید، در راهش هر سختی را تحمل می کنید.
من با افرادی که می خواهند مثل من چند فرزند داشته باشند صحبت می کنم و می گویم باید از نظر روحی و باوری با خودتان کنار بیایید. وقتی آدم خودش نخواهد، کوچکترین مشکلی او را از پا درمی آورد. به خصوص بحث افسردگی بعد از زایمان که برای همه خانم ها هست. البته بستگی به شوهرشان هم دارد که چقدر به خانم رسیدگی کند. البته باز هم تأکید می کنم اگر هدف مشخص باشد، انسان ضربه نمی بیند.

*شما از همان ابتدا خودآگاه و با هدف مشخص اقدام به این کار کردید؟
بله، کاملاً.
*یک مقدار از وضعیت منزلتان برایمان بگویید؛ اینکه منرلتان چند اتاق دارد؟ بچه ها اتاق مستقل دارند؟ چه امکاناتی برای بچه ها در منزل دارید؟
فضای مفید خانه ما ۲ تا اتاق است؛ یک اتاق اتاق نشیمن است و یک اتاق دیگر هم اختصاص به کارها و مراجعات همسرم دارد. البته دو اتاق کوچک هم در انتهای حیاط داریم که وسایلمان را در آنجا گذاشته ایم.
*چه امکاناتی برای بچه ها فراهم کرده اید؛ پلی استیشن، بازی های جدید، کامپیوتر و…؟
بچه هایی که با هم بازی می کنند احتیاجی به اسباب بازی ندارند. من خودم شخصاً عقیده دارم بچه هایی که با عروسک، بازی می کنند، خودخواه می شود. من تا به حال به جز یک بار که رفته بودم کربلا و برای بچه هایم دو تا عروسک آوردم، برایشان عروسک و اسباب بازی نخریده ام. بچه هایم با هم بازی می کنند، با هم دعوا می کنند، از حق خودشان دفاع می کنند و… وقتی بچه هایم با هم دعوا می کنند، من طرفداری هیچکدام را نمی کنم. می گویم خودتان مشکلتان را حل کنید. این بچه ها یاد می گیرند که باید از خودشان دفاع کنند و ناز نازی بار نمی آیند.
*شما زایمان هایتان طبیعی بوده است؟ الان بیشتر خانم ها تمایل به سزارین دارند.
بله. بچه هایی که طبیعی به دنیا می آیند، چند درصد با هوش تر هستند از بچه هایی که سزارین می شوند. سلامتی خانم ها در زایمان طبیعی است. *برای تربیت بچه ها از چه روش تربیتی استفاده می کنید؟ مطالعه می کنید؟
مشکل ما این است که فکر می کنیم بچه که به دنیا آمد، باید او را تربیت کرد؛ در حالیکه اشتباه است. اسلام می گوید از قبل از ازدواج باید به فکر تربیت بچه باشی. می گوید وقتی می روی خواستگاری دقت کن آن دختر یا پسر می تواند مادر یا پدر خوبی برای بچه ات باشد یا نه؟ اما الان این نگاه عوض شده است. فطرت انسان گرایش به خوبی ها دارد.
یکی از معصومین می فرمایند شما سعی کنید بچه را بد تربیت نکنید. اگر بگذاریم از همان ابتدا بچه از کانال کانالی که خدا گفته بزرگ شود، خوب تربیت می شود.روان شناسی اسلامی اگر بخواهیم بدانیم باید نامه حضرت علی به امام حسن را بخوانیم. البته من کتاب مسئولیت و سازندگی آقای صفایی حائری را هم برای بحث تربیت فرزند پیشنهاد می کنم. *بچه های شما تاکنون اعتراضی نسبت به امکانات کمترشان در مقایسه با دوستانشان نداشته اند؟مشخص است که بچه ها گاهی از این دست حرف ها می زنند. اما باز هم این بر می کردد به بحث تربیت که فرزند جوری بار بیاید که این مسائل خیلی برایش مهم نباشد. در این گونه موارد با بچه ها حرف می زنیم و را و روش درست زندگی کردن را بهش می گوییم و بچه می فهمد که دنیا چقدر بی ارزش است. همسرم در این خصوص خیلی با بچه ها با زبان خودشان صحبت می کند. تمام بچه ها بچه های خوبی هستند ما پدر و مادر بچه ها را بد می کنیم.
اگر مادری بعد از یک مهمانی خودش از تجملات و زندگی میزبان با حسرت تعریف کند، بچه هم اینگونه بار می آید. اگر بچه بی ارزشی دنیا را در نگاه پدر و مادرش ببیند، برای او هم این مسائل بی ارزش می شود. اما متاسفانه درد دین در جامعه ما کم شده است. خانواده ها ازینکه نکند بچه به خاطر برخی نداشته ها ناراحت شود، یا به قولی عقده ای شود، هر چیزی که بچه بخواهد بلافاصله برایش تهیه می کنند ولی غافل از اینکه سختی ها انسان های بزرگ تحویل جامعه می دهد.
*من متوجه شدم همسرتان خیلی کم منزل هستند ولی حضور پررنگ و مؤثری دارند. ایشان چه رابطه ای با شما دارند؟ چه اخلاقیات خوبی دارند که می توانید به آقایان توصیه کنید؟
همسرم کم منزل هستند ولی وقتی هستند حضور پررنگی دارند؛ با بچه ها صحبت می کنند. من تربیت خوب بچه ها و احترامی که به ما می گذارند را مدیون شوهرم هستم که با بچه ها رابطه صمیمی دارد. اغلب آقایان وقتی خسته با منزل می آیند و بچه ها سر و صدا می کنند ناراحت می شوند و به خانم می گویند بچه را ساکت کن ولی همسر من اینطوری نیستند.
آقایان باید رعایت خانم هایشان را بکنند. نه اینکه مدام در منزل باشند و کار کنند، بلکه الان اغلب خانم ها گله دارند که همسرانشان کارهای بیرون از منزل را می آورند خانه؛ پای کامپیوتر و لب تاب می نشینند. در حالیکه باید سعی کنند اوقاتشان را با بچه ها و خانواده بگذرانند؛ با بچه ها بیرون بروند، بازی کنند و… ما الان مسافرت های زیادی می رویم. هرچند بیشتر به خاطر کار تبلیغ است. ولی حتی در آنجا هم همسرم بعضی از بچه ها را با خودشان می برند تا به من کمک کنند. *از بچه هایتان هم برایمان بگویید؛ سن و سالشان، خصوصیات اخلاقی و خوبشان؟خدا رو شکر یک صفت مشترک بین همه بچه هایم، خصلت دلسوزیست؛ هم نسبت به یکدیگر و هم نسبت به من و پدرشان.
دختر بزرگم، مطهره، اول دبیرستان است؛ رشته معارف در جامعه الزهرا می خواند. دختر دومم محدثه، دوم راهنمایی و فرزند سومم مهدی کلاس پنجم، بچه چهارم مهدیه کلاس سوم و بچه پنجم کوثر کلاس اول، بچه ششم ابوالفضل پیش دبستانی، بچه هفتم فاطمه ۳ ساله و بچه هشتم عباس که ۴ ماهش است.

دیده بودم مستندشوتوزنده بادزندگی!همونه دیگه!:Gig:بله خیلی جالب بود

اینو قبلا دیده بودم
آدم وفادار برای تشکیل خانواده پیدا بشه اصلا 15 تا بچه به دنیا میاریم!
اما حیف که خود تشکیل خانواده با این وضعیت ناجور که مهمترینش بی وفایی هاست امنیتی نداره چه برسه به اینکه کودکان هم بخوان تو این محیط نا امن زندگی کنند...:Ghamgin:

میشه گفت افراد این خانواده تو دنیا شاید بیشتر از دیگران سختی بکشند
ولی مطمئنا این خانواده خیلی راه بهشت براش هموارتر از خانواده های دیگه هست.
چون هدفش خدا بوده و بس.
ولی ما که به ازدواج نیاز داریم به خاطر این که الکی الکی از فقر می ترسیم ازدواج نمی کنیم.یعنی به خدا متاسفانه اعتماد نداریم.:Ghamgin:
اگر هم ازدواج کنیم از ترس فقر و از ترس زحمت ، به دوتا بچه بسنده می کنیم غافل از اینکه روزی رسون فقط خداست . (البته من خودم دوست دارم حداقل 6 تا بچه داشته باشم:khandeh!:)
این خانواده داره اون دور دور ها را می بینه(منظورم آخرت و سعادت هست) ولی اکثر ما جوان ها فقط دوقدم جلوی پامون را می بینیم.
خدا هدایتمون کنه.:Ghamgin:

خیلی جالب بود ولی من هنوز معتقدم فرزند کمتر زندگی بهتر :ok: :Gol:

hamid h;409587 نوشت:
مادر پرجمعیت‌ترین خانواده جوان ایرانی طی گفت وگویی اعلام كرده كه در سن 14 سالگی ازدواج كرده و 8 فرزند حاصل این ازدواج است.


ولی من هر چی شمردم 7 تا بچه بود 8 تا نبود که !!!:khandeh!:

من میگم باید حتما طلبه باشی تا جرات همچین کاری و داشته باشی

سلام
متأسفانه هر چه به دیدگاههانگریستم دیدم به یک بُعد بیشتر نگاه نکرده بودید .
بحث اینست که انسانها موجودات اجتماعی هستند . حق ندارند تا زمانی که قرار است با دیگران زندگی کنند انفرادی فکر کنند و با همین حالت برای زندگی در بین دیگران تصمیم بگیرند .
اگر اقدامشان سود یا ضرر فقط متوجه خود و خانواده میرساند و ذره ای دیگران را متوجه نمیسازد ، این حالت میشود محرمانه و حریم خصوصی . و هر چه باشد دامنگیر خودش و خانواده اش خواهد بود . اگر چه تصمیم گیرنده ی خانه نمیتواند کاری کند که عدالت در بین افراد تقسیم نشود . و به نظر بنده باید این نگرش را داشته باشد که : اگر تعداد کمتر بود سهم هر کدام از زن و فرزندان که در این خانواده راحت هم بدست نمی آید بیشتر بود و به تبع راحت تر بودند .
اما از سوی دیگر که بر می گردد به جامعه :
سئوال اینجاست ... اگر همه با این تفکر نفرات جامعه را بیش از انتظار افزایش می دادند و دولت هم با این وضع یا قادر به تأمین نشود و یا مجبور شود از سهم مابقی افراد جامعه بکاهد تا تقسیم عادلانه شود .... چه میشد ؟ اصلاً عاقلانه نیست که در شرایط کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی و معیشتی ، انسان همچون تصور غلطی داشته باشد . اگر قرار است بهترین ها و نمونه ها را تحویل اجتماع بدهیم ، پس چه بهتر که اولاد کمتر باشند تا هر آنچه امکانات داریم را بهینه تر مصرف کنیم و « کمتر باشند اما پربار تر باشند».

اسباب بازی خریدن برای بچه به جریان پردازش عملیاتی ذهن او کمک میکند.نحوه کار کردن دستگاه ها ذهنیت تحربه کردن علوم تجربی را و انگیزه و چرخه ی فکر را راه اندازی میکند.تصویر سازی ذهن و عملیات دفاع در بازی های جنگی مثل جنگ خانها یا فوتبال انگیزه ی ورزش کردن و پر تحرک بودن را تداعی میکند در نتیجه سرعت جریان انتقال اطلاعات بالا میرود . اگر این ذهنیت درست باشد پس میتوان انتظار داشت بازیک ردن کودک با بچه ها یا انسان دیگر به او یاد میدهد دایم با انسانها بازی کند.استدلال منطقی نیست برای نخریدن اسباب بازی.بعضی اسباب بازی ها مثل عروسک باربی به زودی مفاهیم جنسی را وارد ذهن کودک میکند و باعث سوال میشود خوب این منطقی است که نخریم.مخصوصا برای دخترها.اما اسباب بازی نظیر هلیکوپتر و هواپیما یا ماشین به پروراندن علایق پسرانه کمک میکند.و هزاران دلایل و شبهات دیگر.:vamonde::vamonde:

shabnam !;409771 نوشت:
ولی من هر چی شمردم 7 تا بچه بود 8 تا نبود که !!!

بله درسته منم شمردم 7 تا بود!
من احتمال میدم 8 ومی در شکم مادرش قرار داره!

ابوالفضل;409832 نوشت:
بله درسته منم شمردم 7 تا بود!
من احتمال میدم 8 ومی در شکم مادرش قرار داره!

نه فکر کنم تو عکس فقط بچه ها و پدرشون هستند عکس مادر بچه ها نیست :ok:

بازم

میگم باید حتما طلبه باشی تا جرات همچین کاری و داشته باشی

تازه فرزند بزرگ این خانواده که دختر خانم چهارده سالست با یک پسر 18 ساله که طلبه است ازدواج کرد اینو چی میگید ؟ اینو تومستند که شبکه دو از این خانواده پخش کرد دیدم

[="Tahoma"][="3"]البته 8 تا بچه مناسب نيست:Sokhan:،بنده دوست دارم 10 بچه داشته باشم،5تاپسر5تا دختر:khandeh!: بعد سر سفره دخترا بشينن طرف راست سفره پسرا بشينن طرف چپ سفره من و همسرمم بشينيم سر و ته سفره!:khaneh:اين گونه مناسب تر است تا 8تابچه!:ok:،پدر و مادر اگه فقط يه فرزند داشته باشه،چند تا مسئله پيش مياد:
1-احتمالا ناز پرورده و لوس تربيت مي شود.
2-از تنهايي رنج مي برد.
3-موقع ازدواج،ممكن است وابستگي پدر و مادر به وي برايش مشكل ساز شود. چه اين كه روانشناسان در ازدواج با تك فرزندان توصيه ها و هشدارهايي دارند.
4-اگر خداي نكرده مشكلي براي تك فرزند پيش بيايد مثلا با پدر و مادر ناسازگار باشد چه خواهد شد؟تمام اميد پدر و مادر از بين مي رود و يا اگر بر اثر سانحه اي مشكل جسمي پيدا كرد يا فوت شد چه؟اما چنان كه دو يا سه فرزند باشند خلا وي را پر خواهند كرد.
5-در جامعه تك فرزندي بسياري از افراد چون عمو،دايي،خاله و عمه حذف مي شوند.وآن صميميت و شادابي خانواده ها از بين مي رود.
6-در جامعه تك فرزندي،اغلب افراد پير سالخورده و بيمار هستند تصور كنيد در جمع فاميل در خيابان ادارات و اماكن عمومي اكثريت افرادي پير و بيمار باشند شادابي و نشاط از چنين جامعه اي رخت بر مي بندد.علاوه بر اين نيروي كار كم مي شود و فشار بيشتري روي اندك جوانان جامعه وارد مي شود.اضافه كنيد به اينها هزينه هاي نگه داري و درمان افراد سالخورده را.
كشور آمريكا كه خود مبلغ اصلي تك فرزندي است خانواده هايش به طور متوسط سه فرزند دارند،اين را اضافه كنيد به جمعيت انبوه فرزندان نا مشروع.در سخني كه از يك تئورسين آمريكايي به خاطر دارم چنين بود؛كه لازم نيست در قبال ايران كاري انجام دهيم كافيست صبر كنيم تا جمعيت ايران پير شود.بنابراين امنيت ملي هم در خطره حسن!
البته بنده گفتم 8تا بچه اصلا مناسب نيست:khandeh!:،اما از شوخي بگذريم 4تا كافيه.به شرطي كه توان تهيه امكانات لازم و رفاه و آسايش را برايشان داشته باشيم.
ضمنا من فكر مي كنم براي اينكه اقليت مذهبي وحزب اللهي كشور حفظ بشه ما نياز داريم جمعيتمون رو ببريم بالا بدين شكل روشنفكران كه اعتقاد به يك يا دو فرزند دارند به مرور اندك ميشوند و ما به تدريج بيشتر به علاوه تعدادي از آنان را نيز جذب مي كنيم بنابراين ما از اقليت به اكثريت تبديل خواهيم شد اينگونه ديگر نگراني نخواهيم داشت بابت اوضاع جامعه.بنده فكر مي كنم اين راه يكي از بهترين و آسانترين راه هاي تغيير اوضاع به نفع مذهبي هاست تا انجام كارهايي پر هزينه تر.

بلاخره از ما حزب اللهي ها و مذهبي ها انتظار بيشتري هست درسته؟وقتي كه يك خانواده شش نفره يعني داراي چهار فرزند مذهبي باشد به اين معني است كه اين خانواده شش سرباز دارد كه در مقابل شبهات پشتشان به يكديگر گرم است و بدين شكل كمتر به آنان هجمه مي شود چرا كه 6 نفر آماده جواب گويي است.وكمتر كسي به اين ريسك فكر مي كند كه عقايد اين خانواده را عوض كندچرا كه اگر يكي كم آورد ديگري جواب ميگويد و در يك بحث مقابل شش تن قرار دارد كه به هريك بايد جداگانه جواب بدهد.واگر تربيتي اسلامي داشته باشند يك تن آنان براي پاسخ گويي به همه شبهات نه چندان عميق ديني سياسي اجتماعي و.......كافي است.
تصور كنيد خانواده اي حزب اللهي كه با فرزندان و نوه هايشان در خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ خوش و خرم هستند.[/][/]

به نظر من فرزند کمتر زندگی بهتر
البته قدیمیها بچه آوردن زیاد رو دوست داشتن

خیلی عجیبه:Moteajeb!:
فرزند کمتر زندگی بهتر.البته به نظر من عدم وجود فرزند،زندگی بهتر !!!!

پریا;410052 نوشت:
خیلی عجیبه
فرزند کمتر زندگی بهتر.البته به نظر من عدم وجود فرزند،زندگی بهتر !!!!

زندگی بدون فرزند داشتن مثل اینه که زنبوری باشی که تنونه عسل درست کنه و به هیچ دردی نمیخوره
شیرینی زندگی و امید به زندگی با اومدن فرزند هزار برابر میشه ولی نه هشت تا همون دو تا بسه

من می گم این اقا چون طلبه هست جرات کرده این همه بچه بیاره
چون فردا دغدغه کار و امکانات براشون نداره از بند پ خدا می رسونه :ok:

واقعا دستش درد نکنه!!!!!!!
خود خدا گفته شما فرزند بیاورید من روزیشو میدم
پس باید گفت خیلی به خدا ایمان داشته که حاضر شده8فرزند بیاره

وتازه توی این تله دشمن که فرزند کمتر زندگی بهتر و جمعیتمان را با دلایل پوشالی کم نگه داشتند این کار جهاد فی سبیل الله است
خداوند خیرش دهد ان شاء الله

بی نظیر;410144 نوشت:
من می گم این اقا چون طلبه هست جرات کرده این همه بچه بیاره

اگر منظورتون از طلبه اینه که آدم مومنیه، هر کسی میتونه ایمانشو تقویت کنه حتما نباید طلبه باشه.

سیده اسماء;409993 نوشت:
به نظر من فرزند کمتر زندگی بهتر
البته قدیمیها بچه آوردن زیاد رو دوست داشتن

فقط جایزه کنترل جمعیت و میدن به ایران--آفرین تشویق کنید شیعه خانه امام زمان رو!!!!
رشد جمعیت وهابی ها=8%
رشد جمعیت شیعیان=1.8%
وجالب است که اسرائیل در کنترل جمعیت اخر شد
جرج بوش پدر گفت:هرگز کنترل جمعیت را اجرا نخواهم کرد کشور ما کشور وسیع است 300 میلیون برای امریکا کم است
امروز چند نفر ازدواج میکنن؟چند نفر حاضرن بیشتر از 2تا بچه بیارن؟فقط داره جایگزین پدر ومادر صورت میگیره(حالا چند نفرم طلاق بگیرن)

در جستجوی عمار;410153 نوشت:
اگر منظورتون از طلبه اینه که آدم مومنیه، هر کسی میتونه ایمانشو تقویت کنه حتما نباید طلبه باشه.

هرادم مومنی نمی تونه از بند پ استفاده کنه فقط طلبه ها می تونند استفاده کنند

آخرین بت شکن;410148 نوشت:
وتازه توی این تله دشمن که فرزند کمتر زندگی بهتر و جمعیتمان را با دلایل پوشالی کم نگه داشتند

دلایل پوشالی !!!!!!!!!!!!!
الان برای همین جمعیتمون کار نداریم جوونا همشون بی کارن
خیلی دلتون خوشه ها :ok:

بی نظیر;410164 نوشت:
هرادم مومنی نمی تونه از بند پ استفاده کنه فقط طلبه ها می تونند استفاده کنند

بنده خودم طلبه هستم. میشه بگید بند پ چیه که ما هم ازش استفاده کنیم؟! اگه منظورتون به قول معروف پارتی کلفت با خداست که هر کی میتونه اینجوری باشه.

بی نظیر;410166 نوشت:
دلایل پوشالی !!!!!!!!!!!!!
الان برای همین جمعیتمون کار نداریم جوونا همشون بی کارن
خیلی دلتون خوشه ها

کشور ما میتونه برای 270 میلیون نفر اسکان وشغل ایجاد کنه---ضعف مدیریتیمون رونندازیم گردن رشد جمعیت--مگه روزی بچه رو ما میدیم که ناراحتیم
همین ژاپن 140میلیون جمعیت داره توی مساحتی کم --اصلا خونهای آپارتمانی مال اوناست که یه وجب زمین دارند هر ساله هم سونامی به خاک سیاه میکشونشون با این حال کنترل جمعیت رو ایجاد نمی کنه
از اون طرف فتوا وهابیه هر مرد 8یا7زن20تا320بچه یا اون ور اسرائیلیه داره تبلیغ میکنه بدوید بچه بیارید
ایران کشوری وسیع است.ماضعف مدیریتی داریم
طبق آمار بااین روند در40سال آینده بیش از50%جمعیت ایران را وهابی تشکیل می دهد(اینجا شیعه خانه امام زمان است)

[="Tahoma"][="Teal"][="3"]

بی نظیر;410166 نوشت:
دلایل پوشالی !!!!!!!!!!!!!
الان برای همین جمعیتمون کار نداریم جوونا همشون بی کارن
خیلی دلتون خوشه ها :ok:

این همه موقعیت شغلی که میدنش به اتباع افغانی و ... چطور پس بیکار موندن جوونا؟
توقعاتشون که بالا باشه زندگی خیلیم سخت میشه برای یه بچه هم اشکشون درمیاد! وقتی جوون میخواد کم کار کنه و زیاد پول دربیاره، این معلومه تو مخارج خودشم میمونه!
اونایی که موافق تعداد بیشتر از دوسه بچه هستن(البته دیگه خیلی زیادش هم منطقی نیس بهرحال آدم باید بتونه برای تربیت بچه ها هم انرژی بذاره!) بهرحال این دوستان، توقعاتشونو از زندگی متناسب با میزان همتشون و درآمدشون می کنن

خدا تضمین نداده پاسخگوی زیاده خواهی های ما باشه!
اما تضمین داده با توکل به اون بچه دار بشیم تا روزیشو برسونه.

خدایی یه پدر و مادر که حاصلشون نهایتاً یه بچه باشه، نسلشون رو دارن نصف می کنن! یه کم بزرگ اندیش تر باشیم درک میکنیم حساسیت ازدیاد نسل رو[/][/][/]

آخرین بت شکن;410186 نوشت:
کشور ما میتونه برای 270 میلیون نفر اسکان وشغل ایجاد کنه---ضعف مدیریتیمون رونندازیم گردن رشد جمعیت--مگه روزی بچه رو ما میدیم که ناراحتیم
همین ژاپن 140میلیون جمعیت داره توی مساحتی کم --اصلا خونهای آپارتمانی مال اوناست که یه وجب زمین دارند هر ساله هم سونامی به خاک سیاه میکشونشون با این حال کنترل جمعیت رو ایجاد نمی کنه
از اون طرف فتوا وهابیه هر مرد 8یا7زن20تا320بچه یا اون ور اسرائیلیه داره تبلیغ میکنه بدوید بچه بیارید
ایران کشوری وسیع است.ماضعف مدیریتی داریم
طبق آمار بااین روند در40سال آینده بیش از50%جمعیت ایران را وهابی تشکیل می دهد(اینجا شیعه خانه امام زمان است)

پس اول برای همین جمعیت فعلی شغل و امکانات درست کنند بعد تشویق به بچه اوردن کنند
جمعیت زیاد بدون پشتوانه و امکانات نتیجش میشه فقر و فحشا و بزهکاری و اعتیاد و ...

eslamic110;410189 نوشت:
این همه موقعیت شغلی که میدنش به اتباع افغانی و ... چطور پس بیکار موندن جوونا؟
توقعاتشون که بالا باشه زندگی خیلیم سخت میشه برای یه بچه هم اشکشون درمیاد! وقتی جوون میخواد کم کار کنه و زیاد پول دربیاره، این معلومه تو مخارج خودشم میمونه!
اونایی که موافق تعداد بیشتر از دوسه بچه هستن(البته دیگه خیلی زیادش هم منطقی نیس بهرحال آدم باید بتونه برای تربیت بچه ها هم انرژی بذاره!) بهرحال این دوستان، توقعاتشونو از زندگی متناسب با میزان همتشون و درآمدشون می کنن

خدا تضمین نداده پاسخگوی زیاده خواهی های ما باشه!
اما تضمین داده با توکل به اون بچه دار بشیم تا روزیشو برسونه.

خدایی یه پدر و مادر که حاصلشون نهایتاً یه بچه باشه، نسلشون رو دارن نصف می کنن! یه کم بزرگ اندیش تر باشیم درک میکنیم حساسیت ازدیاد نسل رو

یعنی می گین یک دکتر بره کارگر ساختمونی بشه مثل افغانی بیل بزنه
خوب بیل زدن که احتیاج به دکتر شدن نداره
از همون اول بگن مردم نرین درس بخونین برای تحصیل کرده ها شغل نیست

دکترای فیزیک و شیمی و ریاضی که مخشو داغون کرده درس خونده
بره گارسون بشه
این چه کاریه پس در دانشگاهها رو ببندند بگن مردم نمی خواد زیاد درس بخونین

بی نظیر;410218 نوشت:
پس اول برای همین جمعیت فعلی شغل و امکانات درست کنند بعد تشویق به بچه اوردن کنند
جمعیت زیاد بدون پشتوانه و امکانات نتیجش میشه فقر و فحشا و بزهکاری و اعتیاد و ...

ان شاء الله داره میشه
اما ناامید نباش خدا خودش روزی همین بچه هارو میده چون خودش گفته اگه بهش اعتماد داری بسم الله....
اینجا شیعه خانه امام زمان است...این کارها برای ما خطرناک است

آخرین بت شکن;410229 نوشت:
اما ناامید نباش خدا خودش روزی همین بچه هارو میده چون خودش گفته اگه بهش اعتماد داری بسم الله....

بله خدا خودش روزی میده
اما خدا عقل داده تا در هر امری تعقل کنیم
همین طرز تفکر بود که بعد از انقلاب با انفجار جمعیت روبرو شدیم
بطوری که حتی مدرسه به اندازه بچه ها نداشتیم و مدارس سه شیفته شد با
کلاسهای 50 نفری
برای هر کودکی که بدنیا میاد باید یک شغل باشه وگرنه خدا از رو اسمون پول نمی اندازه
وگرنه این کودک فردا تبدیل می شه به یک معضل اجتماعی

یک انسان بیمار و ....
البته که گرسنه نمی مونه
ولی انسانی هست که فقط زجر می کشه
اینده نداره و ....

[="Tahoma"][="Teal"][="3"]

بی نظیر;410220 نوشت:
یعنی می گین یک دکتر بره کارگر ساختمونی بشه مثل افغانی بیل بزنه
خوب بیل زدن که احتیاج به دکتر شدن نداره
از همون اول بگن مردم نرین درس بخونین برای تحصیل کرده ها شغل نیست

دکترای فیزیک و شیمی و ریاضی که مخشو داغون کرده درس خونده
بره گارسون بشه
این چه کاریه پس در دانشگاهها رو ببندند بگن مردم نمی خواد زیاد درس بخونین


نه کارهایی که رو زمین میمونه فقط همین ها نیست: گارسون شدن و کارگر ساختمونی هرچند...
کمااینکه این قاعده باید رعایت بشه که به میزان مورد نیاز از هر رشته در دانشگاه ها جذب بشه؛ تو خیلی موارد، با اینکه اون شغل خاص اشباع شده اس بازهم پذیرش داره؛ کسی که سراغ این رشته ها بره از اول عاقبت شغلیشو میدونه

والا این علوم محض و کاربردی که مثال زدین، فرد به کرسی استاد دانشگاهی باید فک کنه و الی ماشاء الله دانشگاه های جدید که هیئت علمی می پذیرن. آگهی هاشونو چندوقت یه بار تو سایت ها می بینم.

من نمیگم فرد خیلی دیگه ناپرهیزی کنه اما کمی از توقعات که دست پایین گرفته بشه نصف حماسه اقتصادی حله!
البته که دولتمردان هم باید تلاششونو بیشتر کنن اما ما که دغدغه مند این مسائلیم حداقل به سهم خودمون فرهنگ سازیای لازم رو باید انجام بدیم.

برادر بنده سرکار خانوم الان حسابدار بانک هستن اما چون درک کرد اهمیت کار رو، از توقعاتش کم کرد و از کار کردن تو یه فیلتر سازی شروع کرد! خدا هم کمکش کرد تو استخدامی بانک پذیرش شد. شدنی هست؛ باید خواست و همت کرد و اونوقت فقط برای سهم(احیاناً) انجام نشده توسط دولتمردان، گله کرد.

من مثال های شما رو نمیگم اما با خیلی از این جوونا که از بیکاری شون شاکی بودن صحبت می کردم بیشترشون همون بودن که گفتم از کارهای کوچیک تر نمیخوان شروع کنن. دوست دارن کار دلخواهشون بیاد دنبالشون.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Teal"][="3"]

بی نظیر;410313 نوشت:
بله خدا خودش روزی میده
اما خدا عقل داده تا در هر امری تعقل کنیم
همین طرز تفکر بود که بعد از انقلاب با انفجار جمعیت روبرو شدیم
بطوری که حتی مدرسه به اندازه بچه ها نداشتیم و مدارس سه شیفته شد با
کلاسهای 50 نفری
برای هر کودکی که بدنیا میاد باید یک شغل باشه وگرنه خدا از رو اسمون پول نمی اندازه
وگرنه این کودک فردا تبدیل می شه به یک معضل اجتماعی

یک انسان بیمار و ....
البته که گرسنه نمی مونه
ولی انسانی هست که فقط زجر می کشه
اینده نداره و ....


سرکار خانوم این اعتراض شما برای همون دهه ای هست که اعتراض نمودین
چند سالی هست که آمارها هشداردهنده داره میشه

اینکه هر خونواده به یک نهایتاً دوبچه قناعت کنه، برای وقتی که انفجار جمعیت در پیشه، کاربرد داره اما متاسفانه الان روند کاهشی جمعیت هشدار دهنده اس فک کن با طرز تفکر شما سبک زندگی همین بمونه و اصلاح نشه، چند نسل بعد ما از نصف این جمعیت هم کمتر شده ایم![/][/][/]

eslamic110;410316 نوشت:
برادر بنده سرکار خانوم الان حسابدار بانک هستن اما چون درک کرد اهمیت کار رو، از توقعاتش کم کرد و از کار کردن تو یه فیلتر سازی شروع کرد! خدا هم کمکش کرد تو استخدامی بانک پذیرش شد. شدنی هست؛ باید خواست و همت کرد و اونوقت فقط برای سهم(احیاناً) انجام نشده توسط دولتمردان، گله کرد.

الان معضل شغل برای افراد تحصیل کرده بیشتره
برادر من دکترا شو که گرفت شانسش گرفت و خواست خدا بود در یک دانشگاه شروع به کار کرد
ولی دوستان برادرم با داشتن مدرک دکترا چندین سال بیکار موندن تا بالاخره
به کشورهای دیگه مها جرت کردند

به نظر شما یک نفر دکترای مهندسی یا الکترونیک یا هر دکترای علوم محض به چه کاری رضایت بده ؟
مثلا بره بنایی یا منشی بشه یا تو رستوران کار کنه
همش توقع بالا نیست بزرگوار

[="Tahoma"][="Teal"][="3"]

بی نظیر;410326 نوشت:
الان معضل شغل برای افراد تحصیل کرده بیشتره
برادر من دکترا شو که گرفت شانسش گرفت و خواست خدا بود در یک دانشگاه شروع به کار کرد
ولی دوستان برادرم با داشتن مدرک دکترا چندین سال بیکار موندن تا بالاخره
به کشورهای دیگه مها جرت کردند

به نظر شما یک نفر دکترای مهندسی یا الکترونیک یا هر دکترای علوم محض به چه کاری رضایت بده ؟
مثلا بره بنایی یا منشی بشه یا تو رستوران کار کنه
همش توقع بالا نیست بزرگوار


حقیقتش نظراتم تو این زمینه متاسفانه از طرف خود مذهبی هام که میگن حرف آقا رو روی چشماشون میذارن خیلی پذیرش نداره و اینجا نمیخواستم مطرحش کنم
اما وقتی اصرار دارین به نظر قبلی تون و متوجه نشدین بنده سهم خودمونو از سهم دولتمردان جدا کردم شفاف تر از نظر خودم میگم

سرکار خانوم کم کاری های دولت در زمینه ی اشتغال یه طرف این سبک زندگی نادرست ما هم یه طرف
اینقدر درددل هست که نمیدونم از کجای ایرادهاش شروع کنم؟

وقتی همه ی خونواده های مذهبی و غیر مذهبی تاکید دارن دختر و پسرشون دکتر و مهندس بشه و شغلای فنی این چنینی رو براش بیشتر از هنرهای خانومانه یا کارهای مردانه می پسندن،
وقتی به علومی که الان بیش از هرچیز نیازمندشیم اقبال کمتر از نیازمونه وبه علوم و مشاغلی که از اونها، تو جامعه اشباع شده ایم، اقبال بسیار زیاد،
وقتی افراد فقط برای دانشجو شدن به هر رشته ی دانشگاهی که بازار کار مناسبی هم نداره رو میارن،
وقتی خانوم ها باید شاغل باشن در کارهایی که مناسب جنسیتشون نیس، و نمیتونن غیر از این، راه مناسبی برای تعامل با جامعه پیدا کنن،
وقتی همون ها که شاغلن، خیلی راحت از کار می زنن و کیفیت کارشون پایینه و اقبال به نتایج کارشون کمه و خیلی از اونها که بیکارن در همین حد هم همت ندارن و کاری که حقوق و مزایای قابل توجه نداره و زحمت بیشتر داره کسر شأنشون باشه(منظورم دوستان بادر شما نیس مساله اونها از دیدگاه های دیگه قابل بررسیه. ولی انکار نکنید که نمونه های بیکار کم همت، بسیار زیاده در جامعه)،

و از اون طرف،
وقتی رفاه جنوب شهری و شمال شهری ، دارا و ندار، همه باید تقریباً در یک سطح یا خیلی نزدیک به هم باشه،
وقتی تو دل بچه، آب هم نباید تکون بخوره، تا وقتی منزل استیجاریه، جایی برای بچه نیست،
وقتی هزار و یک درددل هست از اینها که خودمون برای خودمون پیش میاریم، خیلی واضحه که تو جامعه به مشکلاتی این چنینی برخواهیم خورد. هزار سال هم دولتمردان بدوند نمیتونن با وجود این فرهنگ ها، کار خاصی برای ما انجام بدن؛ مگه اینکه خودمون، نسلمون رو نصف کنیم و ناخودآگاه تقاضا کم بشه!!

اما من به قضیه طور دیگه ای نگاه می کنم.
باور دارم خدا اگه من سبک زندگیمو مطابق با آموخته هام از دین، بکنم کمکم خواهد بود که در ادامه به مشکل بر نخورم.[/][/][/]

بی نظیر;410164 نوشت:
هرادم مومنی نمی تونه از بند پ استفاده کنه فقط طلبه ها می تونند استفاده کنند

متاسفم!!!:ajab:

:ninii:وای من انقددوست داشتم انقدداداش وخواهرداشته باشم!حیف که یه دونه بودن سخته:Ghamgin:خانواده پرجمعیتم باحاله ها.
اگه خانواده ازلحاظ دینی وعلمی درسطح بالایی باشن چه اشکال داره این بچه هایی که فیلترمیشن ومیان توجامعه درست حسابین خداوندهم روزی بچه هارومیده درکنارتلاش.امابنظرم درخانواده 3.4تابچه حداکثرشه:ok:هرچه تعدادبچه شیعه هابیشترباشه چشم دشمنابیشتردرمیاد

هارب;410340 نوشت:
موتاسفم!!!

باعرض معذرت متاسفم

نه موتاسفم :ok:

eslamic110;410333 نوشت:
وقتی همه ی خونواده های مذهبی و غیر مذهبی تاکید دارن دختر و پسرشون دکتر و مهندس بشه و شغلای فنی این چنینی رو براش بیشتر از هنرهای خانومانه یا کارهای مردانه می پسندن،
وقتی به علومی که الان بیش از هرچیز نیازمندشیم اقبال کمتر از نیازمونه وبه علوم و مشاغلی که از اونها، تو جامعه اشباع شده ایم، اقبال بسیار زیاد،

خوب این موارد مقصر دولته
باید تبلیغات برای رفتن مردم به رشته های دیگه بیشتر بشه
مثلا ما تو علوم انسانی واقعا متخصص کم داریم
در حالی که نیاز جامعه به متخصص علوم انسانی زیاده
برادرم که چند سالی در فرانسه زندگی کرده و با فرهنگ انها
از نزدیک اشنا است
می گه تو کشوری مثل فرانسه با استعداد ترین افراد می رن رشته های علوم انسانی
و بعد علوم فنی و مهندسی
و در اخر رشته های پزشکی

این دقیقا در کشور ما برعکسه

بی نظیر;410365 نوشت:
باعرض معذرت متاسفم

نه موتاسفم :ok:


از تذکرتون متشکرم.اصلاح شد.
گرچه هنوز هم به خاطر تهمت بزرگی که زدید ابراز تاسف میکنم.من خودم دانشجوام ولی دوروبرم چه فامیل و چه دوست طلبه هست.و زندگیشونو دارم میبینم.نمیدونم کسانی که این حرفها رو میزنن چه طور میخوان جواب این افراد و البته خانواده هاشونو بدن اون دنیا.شما هم چیزهایی که شنیدید رو نقل کردید!ولی...ولی ای کاش میفهمیدین چه تهمت بزرگی دارین میزنین!!ای کاش میدونستین چه قدر تصورتون درو از واقعیت هست!ای کاش...!

به نظرم موضوع خوبی مطرح شده
نظرات دوستان هم متفاوت و تامل برانگیز بودن

به نظر من :
1-اینکه زندگی ساده ای رو در پیش گرفتن خیلی خوبه ، پر از منفعته هم روحی هم جسمی
2-و اینکه آدم حواسش به اهداف زندگی باشه و نه تجملات ،
خصوصا که امروز این تجملات شده بلای جون هممون و گاهی اصن متوجه نیستیم که چه بلایی داریم سرخودمون میاریم
خیلی از این سردرگمی هایی که داریم نتیجه این تجملاته و اینکه نمی دونیم از وسایل و امکاناتی که هر روز دارن پیشرفته تر میشن ، چطور استفاده کنیم!
گاهی خودمون میشیم یه وسیله برای استفاده مادی بیش از حد عده ای محدود
3-اعتقاد به اینکه روزی دست خداست و ایکه می گن توکل آدم باید به خدا باشه ، خیلی عالیه . خیلی از مشکلاتو حل می کنه ، آدمو صبور تر میکنه ، از حرص آدم کم می گنه
(البته نه اینکه آدم خودش تلاش نکنه ها)

اما اینجا یه مسئله هست که به نظر من درست نیست
یه مادر وظایف خیلی سنگینی داره
خیلی باید حواسش به تربیت بچه ها باشه
به نظر من داشتن 8 تا بچه خصوصا تو این روزگار اصلا منطقی نیست
و به این موضوع ساده نباید نگاه کرد
فقط غذا و پوشاک که نیست ،( گرچه به نظرم برای بچه ها اونم مهمه)
یه مادر با 8 تا بچه چه جوری می تونه به همشون توجه کنه، باهاشون درد و دل کنه
وقت برای تربیتشون بذاره
در عین حال که باید به کار خونه برسه
همسرداری کنه
باید به خودشم برسه ، مثلا وقتی واسه مطالعه خودش بذاره تا علم و معرفتش بالا بره و اونو ر اختیار فرزندانش بذاره
به نظرم رسیدن به همه اینا با 8 تا بچه ممکن نیست
تازه همونطور که میگن گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره ، بچه هم که این چیزا رو نمی فهمه
به هر حال دلش خیلی چیزا میخواد ، گرچه نباید بچه رو لوس کنیم ولی نباید خیلی براش محدودیت بذاریم
به هرحال اسباب بازی میخواد
نمیشه مثلا بگیم چون کامپیوتر و بازی های رایانه ای می تونن مخرب باشن پس کلا حذفش کنیم همینطور سایر وسایل و اسباب بازیا
باید بهش آموزش بدیم
باید بازی های خوبو در اختیارش بذاریم
بالاخره بازی کردن با اسباب بازیاست که خلاقیت بچه رو بالا می بره
هوشش رو می سنجه
استعدادشو مشخص می کنه و در آینده می تونه به بچه جهت بده
و البته همونطور که گفتم محبت و توجه مادر نسبت به فرزندش خیلی مهمه

در زندگی واقعی اطرافیان و دوستان دیدم که یه سری چیزا که واسه کسی تو بچگی حسرت شده بعدا چه نتایج بدی داشته
و این حسرت فقط از لحاظ مادی نیست ، چه بسا که حسرت روحی تاثیرات مخرب تری می تونه بذاره(این نمونه ها کم نیستن)

(گرچه اینو باید بگم که خانواده ای با یه بچه هم دیدم که نسبت به فرزندشون بی توجه اند و این بحثش جداست)

و یه چیز دیگه که به نظرم مهم (جدای این عکس) ،
اینه که کلا خانواده ها گرچه باید محدوده برای فرزندانشون تعیین کنن
گرچه از لحاط اعتقادی باید مراقب فرزندانشون باشن
اما نباید هیچ عقیده ای رو تحمیل کنند
منظور از تحمیل این نیست که مثلا پدر به فرزندش بگه نماز بخون
نه گاهی اینجوری نمیگیم اما برخوردمونم اونقدرم خوب نیست و بچه فکر می کنه اجباره
واقعا این مسئله تاثیرات فوق العاده بدی داره
به هر حال بچه هم باید یه سری چیزا رو تجربه کنه و خودش به بعضی چیزا پی ببره
...

[="Tahoma"][="DarkSlateBlue"][="2"]

khanoomeAbi;410743 نوشت:
به نظرم موضوع خوبی مطرح شده
نظرات دوستان هم متفاوت و تامل برانگیز بودن

به نظر من :
1-اینکه زندگی ساده ای رو در پیش گرفتن خیلی خوبه ، پر از منفعته هم روحی هم جسمی
2-و اینکه آدم حواسش به اهداف زندگی باشه و نه تجملات ،
خصوصا که امروز این تجملات شده بلای جون هممون و گاهی اصن متوجه نیستیم که چه بلایی داریم سرخودمون میاریم
خیلی از این سردرگمی هایی که داریم نتیجه این تجملاته و اینکه نمی دونیم از وسایل و امکاناتی که هر روز دارن پیشرفته تر میشن ، چطور استفاده کنیم!
گاهی خودمون میشیم یه وسیله برای استفاده مادی بیش از حد عده ای محدود
3-اعتقاد به اینکه روزی دست خداست و ایکه می گن توکل آدم باید به خدا باشه ، خیلی عالیه . خیلی از مشکلاتو حل می کنه ، آدمو صبور تر میکنه ، از حرص آدم کم می گنه
(البته نه اینکه آدم خودش تلاش نکنه ها)

اما اینجا یه مسئله هست که به نظر من درست نیست
یه مادر وظایف خیلی سنگینی داره
خیلی باید حواسش به تربیت بچه ها باشه
به نظر من داشتن 8 تا بچه خصوصا تو این روزگار اصلا منطقی نیست
و به این موضوع ساده نباید نگاه کرد
فقط غذا و پوشاک که نیست ،( گرچه به نظرم برای بچه ها اونم مهمه)
یه مادر با 8 تا بچه چه جوری می تونه به همشون توجه کنه، باهاشون درد و دل کنه
وقت برای تربیتشون بذاره
در عین حال که باید به کار خونه برسه
همسرداری کنه
باید به خودشم برسه ، مثلا وقتی واسه مطالعه خودش بذاره تا علم و معرفتش بالا بره و اونو ر اختیار فرزندانش بذاره
به نظرم رسیدن به همه اینا با 8 تا بچه ممکن نیست
تازه همونطور که میگن گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره ، بچه هم که این چیزا رو نمی فهمه
به هر حال دلش خیلی چیزا میخواد ، گرچه نباید بچه رو لوس کنیم ولی نباید خیلی براش محدودیت بذاریم
به هرحال اسباب بازی میخواد
نمیشه مثلا بگیم چون کامپیوتر و بازی های رایانه ای می تونن مخرب باشن پس کلا حذفش کنیم همینطور سایر وسایل و اسباب بازیا
باید بهش آموزش بدیم
باید بازی های خوبو در اختیارش بذاریم
بالاخره بازی کردن با اسباب بازیاست که خلاقیت بچه رو بالا می بره
هوشش رو می سنجه
استعدادشو مشخص می کنه و در آینده می تونه به بچه جهت بده
و البته همونطور که گفتم محبت و توجه مادر نسبت به فرزندش خیلی مهمه

در زندگی واقعی اطرافیان و دوستان دیدم که یه سری چیزا که واسه کسی تو بچگی حسرت شده بعدا چه نتایج بدی داشته
و این حسرت فقط از لحاظ مادی نیست ، چه بسا که حسرت روحی تاثیرات مخرب تری می تونه بذاره(این نمونه ها کم نیستن)

(گرچه اینو باید بگم که خانواده ای با یه بچه هم دیدم که نسبت به فرزندشون بی توجه اند و این بحثش جداست)

و یه چیز دیگه که به نظرم مهم (جدای این عکس) ،
اینه که کلا خانواده ها گرچه باید محدوده برای فرزندانشون تعیین کنن
گرچه از لحاط اعتقادی باید مراقب فرزندانشون باشن
اما نباید هیچ عقیده ای رو تحمیل کنند
منظور از تحمیل این نیست که مثلا پدر به فرزندش بگه نماز بخون
نه گاهی اینجوری نمیگیم اما برخوردمونم اونقدرم خوب نیست و بچه فکر می کنه اجباره
واقعا این مسئله تاثیرات فوق العاده بدی داره
به هر حال بچه هم باید یه سری چیزا رو تجربه کنه و خودش به بعضی چیزا پی ببره
...

بله خب! حق با شماست. بیشتر دوستانی که موافق تعداد بیشتر بچه هستن هم تا هشت تا که مدنظرشون نیس.
خانواده ی معمولی بیش از4-5بچه رو سخت می تونه حمایت و تربیت کنه
اون 8تا برای خونواده هاییه که یا به تربیت بچه ها بها نمیدن یا قدرت های فوق معمولی دارن!![/][/][/]

هارب;410720 نوشت:
از تذکرتون متشکرم.اصلاح شد.
گرچه هنوز هم به خاطر تهمت بزرگی که زدید ابراز تاسف میکنم.من خودم دانشجوام ولی دوروبرم چه فامیل و چه دوست طلبه هست.و زندگیشونو دارم میبینم.نمیدونم کسانی که این حرفها رو میزنن چه طور میخوان جواب این افراد و البته خانواده هاشونو بدن اون دنیا.شما هم چیزهایی که شنیدید رو نقل کردید!ولی...ولی ای کاش میفهمیدین چه تهمت بزرگی دارین میزنین!!ای کاش میدونستین چه قدر تصورتون درو از واقعیت هست!ای کاش...!

سلام

درسته تو هر قشری هم خوب هست هم بد و نباید همه رو متهم کرد
ولی من خودم هرجا طلبه دیدم
دیدم که بیکار نمونده و کار براش پیدا شده
خوب این نشون میده بعضی هاشون از بند پ استفاده می کنند

khanoomeAbi;410743 نوشت:
به نظرم موضوع خوبی مطرح شده
نظرات دوستان هم متفاوت و تامل برانگیز بودن

به نظر من :
1-اینکه زندگی ساده ای رو در پیش گرفتن خیلی خوبه ، پر از منفعته هم روحی هم جسمی
2-و اینکه آدم حواسش به اهداف زندگی باشه و نه تجملات ،
خصوصا که امروز این تجملات شده بلای جون هممون و گاهی اصن متوجه نیستیم که چه بلایی داریم سرخودمون میاریم
خیلی از این سردرگمی هایی که داریم نتیجه این تجملاته و اینکه نمی دونیم از وسایل و امکاناتی که هر روز دارن پیشرفته تر میشن ، چطور استفاده کنیم!
گاهی خودمون میشیم یه وسیله برای استفاده مادی بیش از حد عده ای محدود
3-اعتقاد به اینکه روزی دست خداست و ایکه می گن توکل آدم باید به خدا باشه ، خیلی عالیه . خیلی از مشکلاتو حل می کنه ، آدمو صبور تر میکنه ، از حرص آدم کم می گنه
(البته نه اینکه آدم خودش تلاش نکنه ها)

اما اینجا یه مسئله هست که به نظر من درست نیست
یه مادر وظایف خیلی سنگینی داره
خیلی باید حواسش به تربیت بچه ها باشه
به نظر من داشتن 8 تا بچه خصوصا تو این روزگار اصلا منطقی نیست
و به این موضوع ساده نباید نگاه کرد
فقط غذا و پوشاک که نیست ،( گرچه به نظرم برای بچه ها اونم مهمه)
یه مادر با 8 تا بچه چه جوری می تونه به همشون توجه کنه، باهاشون درد و دل کنه
وقت برای تربیتشون بذاره
در عین حال که باید به کار خونه برسه
همسرداری کنه
باید به خودشم برسه ، مثلا وقتی واسه مطالعه خودش بذاره تا علم و معرفتش بالا بره و اونو ر اختیار فرزندانش بذاره
به نظرم رسیدن به همه اینا با 8 تا بچه ممکن نیست
تازه همونطور که میگن گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره ، بچه هم که این چیزا رو نمی فهمه
به هر حال دلش خیلی چیزا میخواد ، گرچه نباید بچه رو لوس کنیم ولی نباید خیلی براش محدودیت بذاریم
به هرحال اسباب بازی میخواد
نمیشه مثلا بگیم چون کامپیوتر و بازی های رایانه ای می تونن مخرب باشن پس کلا حذفش کنیم همینطور سایر وسایل و اسباب بازیا
باید بهش آموزش بدیم
باید بازی های خوبو در اختیارش بذاریم
بالاخره بازی کردن با اسباب بازیاست که خلاقیت بچه رو بالا می بره
هوشش رو می سنجه
استعدادشو مشخص می کنه و در آینده می تونه به بچه جهت بده
و البته همونطور که گفتم محبت و توجه مادر نسبت به فرزندش خیلی مهمه

در زندگی واقعی اطرافیان و دوستان دیدم که یه سری چیزا که واسه کسی تو بچگی حسرت شده بعدا چه نتایج بدی داشته
و این حسرت فقط از لحاظ مادی نیست ، چه بسا که حسرت روحی تاثیرات مخرب تری می تونه بذاره(این نمونه ها کم نیستن)

(گرچه اینو باید بگم که خانواده ای با یه بچه هم دیدم که نسبت به فرزندشون بی توجه اند و این بحثش جداست)

و یه چیز دیگه که به نظرم مهم (جدای این عکس) ،
اینه که کلا خانواده ها گرچه باید محدوده برای فرزندانشون تعیین کنن
گرچه از لحاط اعتقادی باید مراقب فرزندانشون باشن
اما نباید هیچ عقیده ای رو تحمیل کنند
منظور از تحمیل این نیست که مثلا پدر به فرزندش بگه نماز بخون
نه گاهی اینجوری نمیگیم اما برخوردمونم اونقدرم خوب نیست و بچه فکر می کنه اجباره
واقعا این مسئله تاثیرات فوق العاده بدی داره
به هر حال بچه هم باید یه سری چیزا رو تجربه کنه و خودش به بعضی چیزا پی ببره
...

ضمن تایید سخنان شما که خیلی عالی و کامل و جامع بود
باید بگم در این دوران برای داشتن بچه بیشتر از دو تا یا سه تا
باید حقوق بالایی داشت و امکانات عالی
وگرنه همون عقده ها و کمبود ها برای بچه ها پیش میاد

بی نظیر;410808 نوشت:
درسته تو هر قشری هم خوب هست هم بد و نباید همه رو متهم کرد
ولی من خودم هرجا طلبه دیدم
دیدم که بیکار نمونده و کار براش پیدا شده
خوب این نشون میده بعضی هاشون از بند پ استفاده می کنند

موتاسفانه اسلام کم ضرر ندیده از کسایی که ادعای اسلام میکنن و رفتارشون هیچ شباهتی به مسلمونی نداره!شکایت از امثال این ادمارو تو حرفای بزرگانم زیاد میبینیم.با اصطلاحاتی که گاهی از روحانیون هم فقط شنیدیم مثل اخوند درباری که گفته ی امام بود.گرچه اینکه طلبه های اطراف شما کار براشون پیدا شده دلیل موجهی است از نظر خودتون برای اینکه با این قاطعیت بگیم.....!به نظرم این طور قضاوت درست نیست.مثل اینکه من بگم برادر شما که بین دوستاش تنها کسی بوده که تونسته شغل پیدا کنه حتما به قول شما به خاطر بند پ بوده و کوچکترین لیاقت و سوادی نداشته!!!!به شما بر نمیخوره؟!!به بردارتون چی؟!!عصبانی نمیشین!!؟یا بگیم فلانی که وضع مالیش خوبه صد درصد دزده!!!یا حرفی که در مورد روحانی این تاپیک زده شد!!!!...یا....!درسته؟!حالا این تهمت به افراد است!بعد بیایم کلا یه قشرو متهم کنیم!!اونم با دلایلی که حتی نمیشه باهاش فرد رو متهم کرد!!.....مثلا یه اقایی بود چون چنتا خانوم با وضع حجاب نادرست رو یده بود که....هر خانمی که ظاهرش یه مقدار مشکل داشت میگفت اینا همشون....!خب نباید به این ادما با این طرز فکر اعتراض کرد؟!...این نوع قضاوت دامن خود افردم میگیره و...
(راستشو بخواین طلبه های اطراف من شغل که هیچی یکیشون بنده خدا گوشیش چند وقت پیش گم شد نمیتونه یه گوشی بخره حتی!گوشیی که با 40 تومان سر و تهش هم میاد!!..باقی زندگیش بماند!!...)
بگذریم...
موفق باشید

مرید الحسین (ع);409816 نوشت:
سلام
متأسفانه هر چه به دیدگاههانگریستم دیدم به یک بُعد بیشتر نگاه نکرده بودید .
بحث اینست که انسانها موجودات اجتماعی هستند . حق ندارند تا زمانی که قرار است با دیگران زندگی کنند انفرادی فکر کنند و با همین حالت برای زندگی در بین دیگران تصمیم بگیرند .
اگر اقدامشان سود یا ضرر فقط متوجه خود و خانواده میرساند و ذره ای دیگران را متوجه نمیسازد ، این حالت میشود محرمانه و حریم خصوصی . و هر چه باشد دامنگیر خودش و خانواده اش خواهد بود . اگر چه تصمیم گیرنده ی خانه نمیتواند کاری کند که عدالت در بین افراد تقسیم نشود . و به نظر بنده باید این نگرش را داشته باشد که : اگر تعداد کمتر بود سهم هر کدام از زن و فرزندان که در این خانواده راحت هم بدست نمی آید بیشتر بود و به تبع راحت تر بودند .
اما از سوی دیگر که بر می گردد به جامعه :
سئوال اینجاست ... اگر همه با این تفکر نفرات جامعه را بیش از انتظار افزایش می دادند و دولت هم با این وضع یا قادر به تأمین نشود و یا مجبور شود از سهم مابقی افراد جامعه بکاهد تا تقسیم عادلانه شود .... چه میشد ؟ اصلاً عاقلانه نیست که در شرایط کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی و معیشتی ، انسان همچون تصور غلطی داشته باشد . اگر قرار است بهترین ها و نمونه ها را تحویل اجتماع بدهیم ، پس چه بهتر که اولاد کمتر باشند تا هر آنچه امکانات داریم را بهینه تر مصرف کنیم و « کمتر باشند اما پربار تر باشند».

همه ی ما در خانواده هایی حداگثر 5 نفره بزرگ شده ایم چه گلی به سر پدر و مادر و جامعه زده ایم که فرزندان دهه های پیش نزده اند.
از کمبودها حرف زدید آیا کسی را می شناسید که از گرسنگی مرده باشد؟ ما مردم ایران به هم که میرسیم میپرسیم حالت خوبه؟ ولی مردم شرق آسیا که به هم می رسند می پرسند غذا خوردی؟ چون معمولا مردم گرسنه اند!
منظورتان از پربارتر چیست؟ فکر میکنم ما دهه60 و 70 ها زیاده خواه شده ایم و تجملاتی:Ghamgin:
بهترین سیستم کامپیوتر،بهترین گوشی،لباس های گران قیمت،بهترین کلاس ها و آموزش ها و ...:Gig:
لطفا متن گزارش را دقیق تر بخوانید.

ناگفته هاي ناب;409937 نوشت:
ضمنا من فكر مي كنم براي اينكه اقليت مذهبي وحزب اللهي كشور حفظ بشه ما نياز داريم جمعيتمون رو ببريم بالا بدين شكل روشنفكران كه اعتقاد به يك يا دو فرزند دارند به مرور اندك ميشوند و ما به تدريج بيشتر به علاوه تعدادي از آنان را نيز جذب مي كنيم بنابراين ما از اقليت به اكثريت تبديل خواهيم شد اينگونه ديگر نگراني نخواهيم داشت بابت اوضاع جامعه.بنده فكر مي كنم اين راه يكي از بهترين و آسانترين راه هاي تغيير اوضاع به نفع مذهبي هاست تا انجام كارهايي پر هزينه تر.

احسنت:ok::ok:احسنت:ok::ok:
:Kaf::Kaf:

خدا همه ی شیعیان امیرالمومنین علیه السّلام رو حفظ کنه انشالله

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجّل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد

سلام

ما شاء الله تعالی

به این میگن ایمان .... فکر میکنید جوان های امروز ما ایمان دارند که توی همین فامیل های خودمون نگاه میکنم (کل خانواده و طایفه و حتی فامیلای دور و آشنا ها و همسایه ها و غریبه هایی که اسمشون رو میشناسم فقط....) هیجکس هیچکس ندیدم که بیشتر از 3 فرزند داشته باشن البته خیلی خوش بینانه گفتم اکثرا قریب به 90 درصدشون 2 فرزند دارند... این چه آمار تأسف باری میتونه باشه برای مملکت اسلامی و شیعه ایران ؟؟؟!!!
یکی از استادای بزرگوارم میفرمودند" اگر میخواید ایمان خواستگار رو محک بزنید لازم نیست بپرسید چادری هستید یا نه بلکه بپرسید چه تعداد فرزند شایسته یک فرد با ایمان هست؟" ....چادری هستید یا عمامه دارید یا نه ...به نماز اعتقادی دارید یا به روزه بیشتر علاقه دارید ظواهر رو رعایت کردن میتونه کار هر ام قمری باشه اما اینکه مرد باشه و نترسه بدونه اگر فقیر شد خدا کفالتش رو به عهده خواهد گرفت از قدیم الاحسانیش....

به نظر من شعار های غلط بالاخره روزی باید دور ریخته بشه و در جای مناسب خودش (سطل زباله و طعمه ی آتش و حریق شدن) قرار بگیره ...

یعنی چی که یک آدم با ایمان خودش رو مقید ندونه و فقط از ناامیدی دم بزنه؟اگر فقیر شد امام علیه السّلام فرمودند : صدقه بده روزی زیاد میشود ...
خداوند خودش متضمن شده اگر فقیر هستی ازدواج کنی یغنهم الله من فضله ...
اگر دیدی تنگ دستی بدون فرزند بیشتر روزی تو رو بیشتر خواهد کرد....
ازدواج تو رو به جایی خواهد رسوند و صدقه در نداری و فقر بیشتر تو را فزونی خواهد بخشید....

امام علی جان خودشون فرمودند (ع):کسی که با دستی کوتاه ببخشد از دستی بلند پاداش میگیرد.

امر مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) رو که نمیشود روی زمین گذاشت ، فرمودند :

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای همایش ملی تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات مختلف جامعه

این دیدار روز ۶ آبان ماه برگزار و متن آن در تاریخ ۹ / ۸ / ۹۲ در همایش، در شهر قم قرائت شد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مسئله ی جمعیت که بجد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئله ی بسیار مهمّی است.
بلاشک از نظر سیاست کلّی کشور، کشور باید برود به سمت افزایش جمعیت؛ البتّه به نحو معقول و معتدل.
همه ی اشکالات و ایرادهایی که وارد می شود - که بعضی از اشکالاتی را هم که مطرح می کنند ما دیده ایم - قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است.

آنچه مهم است این است که کشور ما با ظرفیت طبیعی و با ویژگی جغرافیای سیاسی خود احتیاج دارد به یک جمعیت بیشتر؛ علاوه بر این -همان طور که قبلاً هم گفته ایم- مسئله ی نمای جوان برای کشور یک مسئله ی اساسی و مهم و تعیین کننده است.

آن طوری که اهل علم و اهل تحقیق بررسی کرده اند و جوانب قضیه را ملاحظه کرده اند و آمارها را مورد مداقّه قرار داده اند، ما اگر چنانچه با این شیوه ای که امروز داریم حرکت میکنیم پیش برویم، در آینده ی نه چندان دور، یک کشور پیری خواهیم بود که علاج این بیماری پیری هم درحقیقت در دسترس نیست؛ حالا نه [اینکه] در دسترس ما نیست.[بلکه] در دسترس هیچ کس نیست؛ یعنی امروز کشورهایی که در دنیا دچار پیری شده اند و قدرت «زاد و ولد» خودشان را از دست داده اند، به دشواری میشود گفت که راه علاجی برای حلّ این مشکل دارند.
ما هم طبعاً با همین مشکل مواجه خواهیم شد؛ و نباید بگذاریم به اینجا برسد.
البتّه مبانی اسلامی و تفکر اسلامی در زمینه ی جمعیت و افزایش جمعیت و با توجّه به وضع جغرافیای سیاسی منطقه و کشور جمهوری اسلامی یک چیزهای روشن و واضحی است.

همایشی که آقایان گذاشتید، به نظر من جزو کارهای بسیار خوب است. یعنی ما نمی خواهیم این قضیه را با شعار و با «صلوات بفرستید تمام بشود» و مانند اینها پیش ببریم؛ می خواهیم مسئله به شکل عمیق و علمی حل بشود؛ گره های ذهنی ای که وجود دارد باز بشود، حقیقت قضیه روشن بشود و به اعتقاد من ما می توانیم این کار را بکنیم؛ یعنی متفکرین ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئله ی جمعیت- در هر بخشی از بخش ها- میتوانند در این زمینه منطق صحیح و قابل قبولی را ارائه کنند. این همایش البتّه قدم اوّل است، یعنی قدم ابتدایی است،[امّا] از گذاشتن قانون به نظر من مهم تر است؛[۱] چون فرهنگ سازی در این مسئله مثل خیلی از مسائل دیگر اجتماعی، حرف اوّل را میزند؛ باید فرهنگ سازی بشود که متأسّفانه امروز این فرهنگ سازی نیست، تعطیل است؛ با اینکه حالا گفته شده، ما هم گفته ایم، دیگران هم گفته اند، در مجلس هم مطرح شده، بعضی ها هم کم و بیش اینجا و آنجا بحث میکنند، لکن کار فرهنگی به معنای صحیح انجام نگرفته.
به نظر من این کارِ شما کار خوبی است، کار مناسبی است؛ منتها اکتفا نکنید به اینکه یک میزگردی تشکیل بشود و سخنرانی ای گذاشته بشود و بعد مثلاً تعدادی مقاله چاپ بشود؛ اینها کارهای لازمی است، امّا ناکافی است؛ بایستی از امکاناتی که در کشور وجود دارد استفاده کنید، فکر را در کشور بگسترانید؛ آن وقت فکری هم که گسترش پیدا میکند، باید فکر عمیق و اساسی و منطقی و قانع کننده برای هر کسی باشد؛ بنابراین باید کار بشود روی این مسئله که لابد آقایان این کار را کرده اید. من معمولاً وقتی گروه ها و افرادی دنبال این هستند که مثلاً یک گردهمایی و همایشی را ترتیب بدهند، همیشه سفارش می کنم، می گویم شما اَمَد.را نزدیک قرار ندهید؛ یعنی فرصت قرار بدهید برای اینکه بتوانید کار بکنید، تا آنچه بُروز میکند در این همایش، یک چهره و نمای مطلوبی داشته باشد، آبرومند باشد. و لابد آقایان این کار را کرده اید؛ چون بحمدالله شما اهل فضل و اهل تحقیق هستید و مؤسّسه ی شما، مؤسّسه ای است که سابقه ی خوبی در این زمینه ها دارد؛ لکن کار را به اینجا متوقّف نکنید.

ادامه دارد...

(منبع : گلی از گلهای بهشت 313sardar.blog.ir )


من چند سوال دارم!
این آقا ماهی چقدر درآمد داره؟ با احتساب یارانه و همه فرضیات از یک و نیم میلیون هم بیشتر داره؟
یعنی سهم هر نفر میشه صد و پنجاه هزار تومن !!!!
من یه نفر دانشجوی خیلی کم خرجم و فقط خرج غذام ماهی بیشتر از 300 هزار تومن میشه!
اینها چی میخورند؟ چی میپوشند؟ مدرسه نمی رند؟ هزینه مسکن ندارند؟
این بچه ها چاره ای ندارن جز خوردن غذای ساده در حد املت و ...
قید وسیله های تفریحی مثل دوچرخه و رایانه و ... رو که کلا باید بزنن.
لباس ساده بپوشند و خیلی چیزهای دیگه که رنگشو هم نمی بینند.
آیا این ظلم در حقشون نیست؟ چه گناهی کردند که باید سخت زندگی کنند؟ پدرشون مجبور بوده بچه زیاد بیاره؟
بابا درسته خدا یه وعده ای داده ولی انسان عقل هم داره قرارا نیست افراط کنیم که!

ادامه

جوانب قضیه را بسنجید، ببینید چه چیزهایی است که موجب می شود جامعه ی ما دچار میل به کم فرزندی بشود. این میل به کم بودن فرزند، یک عارضه است؛ و الّا انسان به طور طبیعی فرزند را دوست می دارد. چرا ترجیح میدهند افرادی که فقط یک فرزند داشته باشند؟ چرا ترجیح می دهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن به شکلی، مرد به شکلی پرهیز می کنند از فرزندداری؟ اینها را بایستی نگاه کرد و دید عواملش چیست؛ این عوامل را پیدا کنید، برای علاج این عوامل بیماری زا - که به اعتقاد بنده اینها عوامل بیماری زا است - متخصّصین و صاحبان اندیشه را بخواهید فکر کنند. فرض کنید مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشک یکی از چیزهایی که باروری را محدود میکند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، این یکی از کارهایی است که باید در کشور فکر بشود. چرا سنّ ازدواج در کشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزه ی جنسی؟ ما باید به این فکر کنیم. خب، از آن طرف می گویند که اینها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببینیم چگونه می شود کاری کرد که همه ی اینها با هم جمع بشود.

ما نباید تصوّر بکنیم که حتماً بایستی یک نفری یک خانه ی مِلکی داشته باشد، یک شغل درآمدداری داشته باشد، بعد ازدواج بکند؛ نه،«انَ یکونوا فُقَرآءَ یغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛»[۲] این قرآن است. [که] با ما دارد این جور حرف می زند. یعنی همه ی آن گره های ذهنی ای را که وجود دارد در این زمینه، باید شما باز کنید، یعنی شأن شما و همایشی از این قبیل، این است که بایستی این کار فکری و علمی را بکند؛ یعنی صرفاً بیان فکر، بیان خواست و حتّی شعارهایی در این زمینه نباشد. واقعاً کار بشود، کار فکری بشود؛ عوامل کاهش جمعیت و موجبات افزایش جمعیت به نحو مطلوب و با اعتدال متناسب، درست سنجیده بشود، مطرح بشود[تا] اقناع بشوند افکار نخبگان. در این زمینه خب الان عامّه ی مردم، بعضی ها متدینند، بعضی ها متعبّدند، وقتی گفته می شود، می روند سراغ باروری بیشتر؛ لکن نخبگان جامعه باید قانع بشوند، باید مسئله را قبول کنند؛ اگر نخبگان قبول کردند، کار سهل می شود، کار فرهنگ سازی آسان می شود. در این زمینه ها ان شاءالله بایستی آقایان تلاش کنید و امیدواریم ان شاءالله موفّق باشید.
بنده همچنان معتقدم کشور ما کشور هفتاد و پنج میلیونی نیست؛ کشور ما کشور صد و پنجاه میلیونی [است]؛ حالا ما دستِ کم را گرفتیم گفتیم صد و پنجاه میلیون؛ بیشتر هم می شود گفت. قطعاً این کشور با این سطح وسیع، با این تنوّع آب و هوایی، با این امکانات فراوان زیرزمینی، با این استعداد بالقوّه ی علمی که در این کشور وجود دارد، می تواند یک کشور پرجمعیتی باشد و ان شاءالله خودش هم این جمعیت را اداره کند؛ یعنی همچنان که ما فکر میکنیم که اگر چهار پنج بچّه افتاد روی دوش یک خانواده وضع زندگیشان چگونه خواهد شد، فکر این را هم بکنید که این چهار پنج بچّه وقتی بزرگ شدند و کاری پیدا کردند و شغلی پیدا کردند چه کمکی میتوانند به پیشرفت کشور بکنند؛ یعنی این را هم باید فکر کرد.
یک نگاه مقلّدانه ای به زندگی غربی یا به زندگی اروپایی وجود داشته که به اینجاها منتهی شده و میراث آن به ماها رسیده؛ ما هم در یک برهه ای از زمان غفلت کردیم، کاری که باید انجام بدهیم انجام ندادیم. درحالی که امروز در[بعضی از] همین کشورهای غربی از کاهش باروری دارند زیان می بینند و پشیمانند، و در بعضی از کشورهای غربی مطلقاً کاهش باروری وجود ندارد؛ یعنی خانواده های پرجمعیت، مثلاً خانواده ی آمریکایی با ده دوازده بچّه، چطور خانواده ی ایرانی[که] میخواهد از او تقلید کند باید حتماً یک بچّه داشته باشد یا دو بچّه! که این الان وجود دارد و گزارش ها و خبرها از این واقعیت به ما اطّلاع می دهد. ان شاءالله که موفّق و مؤید باشید.
منبع: پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای
پی نوشت ها:


[/HR]

[۱] در گزارش حجّةالاسلام آقا تهرانی اعلام شد که پس از تصویب سیاست ها و راهبردهای بحث جمعیت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، کمیسیون فرهنگی مجلس در حال کار بر روی طرحی است، تا پس از طرح آن در صحن مجلس، به عنوان قانون تصویب شود.
[۲] نور، آیه ۳۲.

(منبع : گلی از گلهای بهشت 313sardar.blog.ir )