جمع بندی با وجود یک بچه‌ی کوچک چطور به زندگی ام برسم؟

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
با وجود یک بچه‌ی کوچک چطور به زندگی ام برسم؟

سلام از موقعی که بچه ی دومم به دنیا اومده تموم انرژیم تحلیل رفته الان یک سالشه به شدت وابسته ی منه وتا وقتی بیداره نمی ذاره دست به سیاه وسفید بزنم شوهرم از دست من شاکیه که چرا به خونه نمیرسم موقعیتم رو درک نمیکنه و میگه مردم هم بچه ی کوچیک دارن.
جدیدا که شبها هم نمیذاره بخوابم شدیدا کمبود خواب دارم.میخواستم بپرسم اینجا کسی هست شرایط منو داشته باشه وبتونه به خونه زندگیش برسه

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد همدل

[TD][/TD]

لزوم برنامه ریزی برای رسیدگی به کارها

بر کسی پوشیده نیست که نگهداری از کودک شیرخواره و در عین حال رسیدگی به امورات منزل، رسیدگی به شوهر به طور همزمان کار بسیار سخت و دشواری است؛ بنابراین به شما کاملاً حق می دهیم که انرژی تان تحلیل برود و از عدم درک شوهرتان و توقعات زیاد وی شاکی باشید.
البته شما با کمی برنامه ریزی، تقسیم کار و کمک گرفتن از شوهرتان و نیز سایر اعضای خانواده و حتی بستگان و آشنایان و سپردن بخشی از کارها به آنها می توانید به همۀ کارهای تان برسید و به موقع نیز استراحت کنید تا فشار مضاعفی به شما وارد نشود.
شاید شوهرتان از آن دسته از مردانی باشد که علاقه ای به همکاری و کمک به انجام کارهای خانه نداشته باشد، اما اگر هوشمندانه او را به کار بگیرید و به نوعی او را در عمل انجام شده قرار دهید و بخشی از کارها را به او بسپارید و با تشویق و ترغیب او را به انجام درست کارها رهنون سازید، مشکل تان حل خواهد شد.
البته باید به شوهرتان بفهمانید و این نکته را تفهیم کنید که وضعیت شما کاملاً استثنایی است؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشد که همه چیز مرتب و تمیز باشد.

[="Arial"][="Black"][="3"]سلام خانمی. منم بچه کوچیک دارم اونم دو قلو. یکسال و نیمه.
حق داری واقعا سخته اما اینجوری نیست که نشه به کارهای دیگه برسی.البته به بچه هم بستگی داره بعضی بچه ها واقعا خیلی اذیت دارن. شوهرت هم باید کمکت کنه. خدایی شوهر من خیلی بهم کمک میده.
[/][/][/]

عزیزم بچه یکساله خیلی شیرینه:hamdel::Ebraz Doosti:
چرا ازین پارکای بچه نمی خرین؟ اسباب بازیاشم بریزین تو پارک تا سرش گرم شه
یا اگه دوست داره تو تاب خونگی بذارینش بعد به کاراتون برسین . از اطرافیانتونم میتونین کمک بگیرین از خواهری دختر خاله دختر عمه کسی ..


بسم الله الرحمن الرحیم

از خانم های سنتی و روستایی هم می تونید کمک بگیرید

اینها :

با تنور نان می پختند
لباس هارو دستی می شستند

7 تا بچه داشتند کوچک و بزرگ

به گوسفندها و گاوها رسیدگی میکردند و شیر می دوشیدند

اینها بچه های کوچیک رو میبستند به پشتشوت و کار میکردند
و بچه هم ارام میگرفت

[="Tahoma"][="Blue"]

ابوالفضل;1006937 نوشت:
از خانم های سنتی و روستایی هم می تونید کمک بگیرید

اینها :

با تنور نان می پختند
لباس هارو دستی می شستند

7 تا بچه داشتند کوچک و بزرگ

به گوسفندها و گاوها رسیدگی میکردند و شیر می دوشیدند

اینها بچه های کوچیک رو میبستند به پشتشوت و کار میکردند
و بچه هم ارام میگرفت


مردا چه قدر راحت نظر میدن درباره این مسایل..
تا حالا یک بچه پشتتون بستید و هم زمان باهاش کار هم انجام بدید؟

یک زن روستایی یا عشایر رو نباید با یک خانم شهری مقایسه کرد.
خانم روستایی شیر گاو تازه میخوره کره تازه ماست تازه طبیعی گوشت تازه تغذیه سالم..
اون وقت یک خانم شهر نشین چی میخوره؟ هر چی هم بخوره ناسالمه!
شیوه بزرگ شدن یک دختر تو عشایر یا روستا بسیار متفاوت است نسبت به یک خانم شهری...
اونا از بچگی کار کردند، طور دیگه ای بار اومدند
در نتیجه انتظار نداشته باشید شیوه یک خانم روستایی به درد یک خانم شهری بخوره..

ضمنا شیوه هیچ کسی به درد کسی دیگه نمیخوره بچه ها با هم متفاوت هستند، ممکنه یکی فرزند ارومی داشته باشه یکی شیطون..
علاوه بر بچه ها پدر ها و مادر هم با متفاوت هستند شیوه برخورد ها و رفتار ها یکسان نیست.

7 تا بچه با هم بزرگ میشن، بچه ها کمک هم هستند، یک بچه بسیار سخت تر از 7 تا بچه است..[/][/]

حلیما;1006215 نوشت:
سلام از موقعی که بچه ی دومم به دنیا اومده تموم انرژیم تحلیل رفته الان یک سالشه به شدت وابسته ی منه وتا وقتی بیداره نمی ذاره دست به سیاه وسفید بزنم شوهرم از دست من شاکیه که چرا به خونه نمیرسم موقعیتم رو درک نمیکنه و میگه مردم هم بچه ی کوچیک دارن.
جدیدا که شبها هم نمیذاره بخوابم شدیدا کمبود خواب دارم.میخواستم بپرسم اینجا کسی هست شرایط منو داشته باشه وبتونه به خونه زندگیش برسه

عزیزم به همسرت بگو بله بقیه هم بچه دارند ولی شوهراشونم خیلی کمکشون میکنند...(جای این همسرا واقعا بهشت باشه)
خونه تمیز میکنند ظرف میشورن و همسر رو درک میکنند. اگر خانم نتونه غذا درست کنه از بیرون میگیرن.. یا حاضری میخورن..
شما نه ماه بچه تو وجودت پرورش یافته تا 2 سالم باید از ووجودت بدی به بچه تا بزرگ بشه و تمام کلسیم بدت از بین میره.. و واقعا همین طور که اشاره کردی بدت تحلیل میره..
به همسرت بگو باید صبر کنی تا یک کم بچه بزرگ تر بشه و باید همراهی کنه در این مدت..

یک مرد تا زمانی یک بچه به دنیا نیاورده نمیتونه یک خانم رو درک کنه، البته هستند مردانی که قدرت درک بالایی دارند و خدا حفظشون کنه..

:khandeh!:حالا نری با همسرت دعوا کنیا.. مسالمت امیز حلش کن

حلیما;1006215 نوشت:
سلام از موقعی که بچه ی دومم به دنیا اومده تموم انرژیم تحلیل رفته الان یک سالشه به شدت وابسته ی منه وتا وقتی بیداره نمی ذاره دست به سیاه وسفید بزنم شوهرم از دست من شاکیه که چرا به خونه نمیرسم موقعیتم رو درک نمیکنه و میگه مردم هم بچه ی کوچیک دارن.
جدیدا که شبها هم نمیذاره بخوابم شدیدا کمبود خواب دارم.میخواستم بپرسم اینجا کسی هست شرایط منو داشته باشه وبتونه به خونه زندگیش برسه

چند تا نکته هم بگم:
فرزند تون رو سعی کنید زیاد بغلی بار نیارید..
این وابستگی رو کمترش کنید، یکی از دوستان نظر خوبی داد، اگر در توانتون هست از این استخر های توپ بخرید و بزاریش فرزندتون رو اونجا تا سرگرم بشه..
نهایت میخواد اوایل یه کم گریه کنه، کم کم عادت میکنه.. از راه دور باهاش صحبت کنید تا صداتونو بشونه.. تاب هم خوبه توی چارجوب در ببنید یا تاب مستقل..
اون یکی فرزندتون باهاش بازی نمیکنه؟ چند سالشه؟

البته یک مساله دیگه حال خودتون هست که باید انواع ویتامین ها رو مصرف کنید الان.
پروتئین ها، ویتامین c، کلسیم، آهن..
سعی کنید مواد غذایی محلی تهیه کنید مثل تخم مرغ محلی، لبنبات محلی، مرغ محلی و ...
اگر میتوانید چهار مغز تهیه کنید و میل کنید..
آب زیاد مصرف کنید..

به یه دکتر مراجعه کنید تا ویتامین های لازم رو تجویز کنند براتون..

نورالزهراء;1006938 نوشت:
مردا چه قدر راحت نظر میدن درباره این مسایل..

چون مردها هم راحت از پس مسئولیت هایی که دارند بر می ایند

من الان مردی رو میشناسم که مصالح ساختمانی میفروشه
روزی چندین سفارش داره

در هر سفارش فرضا 40 تا گچ 40 کیلویی ( 20 تا سیمان 50 کیلویی ) رو رو کولش میزاره پشت سایپا و میبره برای مشتری پیاده میکنه

از غذاهای شهری هم میخوره happy
از همون هایی غذاهایی که خانم های شهری هم استفاده می کنند.

نورالزهراء;1006938 نوشت:
تا حالا یک بچه پشتتون بستید و هم زمان باهاش کار هم انجام بدید؟

اگر یک کودک 1 ساله رو 8 کیلوگرم در نظر بگیریم
بنده با دو تا کودک هم روی کولم میتونم یک ساعت 50 تا ظرف بشورم

نورالزهراء;1006938 نوشت:
یک زن روستایی یا عشایر رو نباید با یک خانم شهری مقایسه کرد.
خانم روستایی شیر گاو تازه میخوره کره تازه ماست تازه طبیعی گوشت تازه تغذیه سالم..
اون وقت یک خانم شهر نشین چی میخوره؟ هر چی هم بخوره ناسالمه!
شیوه بزرگ شدن یک دختر تو عشایر یا روستا بسیار متفاوت است نسبت به یک خانم شهری...
اونا از بچگی کار کردند، طور دیگه ای بار اومدند
در نتیجه انتظار نداشته باشید شیوه یک خانم روستایی به درد یک خانم شهری بخوره..

زن های روستایی و سنتی هم خسته میشوند ، اذیت میشوند ، عرق میریزند
اینها هم انسان هستند
اینها هم دوس دارند بشینند یه گوشه و چندتا دکمه رو فشار بدهند و تمام کارها خودکار انجام گیرد

ولی به خودشون سخت میگیرند و راحت طلب نیستند
چون میدانند دنیا سخت تر از اون چیزی هست ک فکر میکنیم.

هر کسی و در هر سنی میتونه به یه ادم سخت کوش و قوی تبدیل بشه فقط کافیه یخورده به خودش سخت بگیره و شرایط متفاوتی رو تجربه کنه

یکی از مزیت های مهم بدن انسان انس گرفتن با شرایط هست.

یه خانم شهری فقط یک ماه شرایط زندگی در روستارو تجربه کنه یقینا به شرایط عادت خواهد کرد .

نورالزهراء;1006938 نوشت:
ضمنا شیوه هیچ کسی به درد کسی دیگه نمیخوره بچه ها با هم متفاوت هستند، ممکنه یکی فرزند ارومی داشته باشه یکی شیطون..
علاوه بر بچه ها پدر ها و مادر هم با متفاوت هستند شیوه برخورد ها و رفتار ها یکسان نیست.

ما اینجا کسی اجبار به امری نمی کنیم
شروع کننده موضوع نظرات رو مطالعه میکنه و روشی که براش سودمند هست و تواناییش رو داره میتونه بکار گیره و امتحان کنه

ابوالفضل;1006979 نوشت:
چون مردها هم راحت از پس مسئولیت هایی که دارند بر می ایند

من الان مردی رو میشناسم که مصالح ساختمانی میفروشه
روزی چندین سفارش داره

در هر سفارش فرضا 40 تا گچ 40 کیلویی ( 20 تا سیمان 50 کیلویی ) رو رو کولش میزاره پشت سایپا و میبره برای مشتری پیاده میکنه

از غذاهای شهری هم میخوره
از همون هایی غذاهایی که خانم های شهری هم استفاده می کنند.


خودگرانقدرتون میگید مرد!
مرد هم داریم یخچال ساید میزاره پشتش میبره تا طبیقه n ام..
مرد هم داریم زنه مریضش رو میفرسته سره کار خودش میشینه خونه از جاش تکون نمیخوره (هرچند اون مرد نیست، نامرده)

ابوالفضل;1006979 نوشت:
اگر یک کودک 1 ساله رو 8 کیلوگرم در نظر بگیریم
بنده با دو تا کودک هم روی کولم میتونم یک ساعت 50 تا ظرف بشورم

باریکلا به شما،
اولا باز هم همچنان شما مردی خودتونرو مقایسه نکنید و اصلا قابل قیاس نیستی شما با یک خانم!
دوما زندگی مگه یکی دو روزه؟ تا کی باید هر روز اینکارو تکرار کنه؟ زندگی فقظ ظرف شستنه؟

بعضی مردا انتظار دارن خانمه همه کار بکنه خونه تمیز و براق باشه، ناهار و شام سره موقع حاضر باشه،
مهمون داری هم کنه براشون، لبخندم بزنه براشون، ارایشم کنه براشون و هزار جور چیز دیگه..
اعتراضم نکنه به هیچی..

برده گیر اوردید مگه؟ شما که مسلمانی میدونی که انجام کار خونه حتی وظیفه زن نیست. تازه وظیفه مرد هست که به همسرش نفقه هم بدهد
از همسرش متشکر هم باشه براش بچه اورده.. کی الان اینجوریه؟
زن لطف میکنه و به خاطر استحکام خانه و خانواده اس که هست تو خونه کار انجام میده!

یک بنده خدایی میگفت: از صبح تا 8 شب میرم سره کار، دنبال شوهرمم میرم میرسم خونه باید غذا هم درست کنم براش هزار تا غر و قمیشم بیام و انگار نه انگار که منم مثل خود اندازه خودش کار کردم..
الان تو جامعه ما خانم دارن بیشتر از مرد ها زحمت میکشن برای زندگی.. علاوه بر کار بیرون کار خونه هم هست، اگرم نکنن زندگی نمیچرخه با این وضعیت اقتصادی..
کاری با مردایی که کار یدی انجام میدن ندارم! منظورم مردانی هست که میرن از صبح اداره مخصوصا کار دولتی اگر باشه و ... (بقیه اشم خودتون میدونید)

ابوالفضل;1006979 نوشت:
زن های روستایی و سنتی هم خسته میشوند ، اذیت میشوند ، عرق میریزند
اینها هم انسان هستند
اینها هم دوس دارند بشینند یه گوشه و چندتا دکمه رو فشار بدهند و تمام کارها خودکار انجام گیرد

اون که صد در صد! مگه مادران و مادر بزرگان ما نبودند؟ 10 تا بچه داشتند، امورات مربوط به بچه بود، غذاشون سره موقع بود، تو صف نون و تخم مرغ و مواد غذایی بودند
کپسول گاز هم پر میکردند، بچه هاشونم همه موفق بودند، استرس جنگم داشتند، استرس پسر و شوهرشونم داشتند که تو جنگن و ...
بله شما درست میفرمایید، اما زمونه فرق کرده، طاقت ها کم شده، من همچنان میگم زن روستایی رو نمیشه با یک خانم شهری مقایسه کرد..
خیلی مسایلشون با هم فرق داره، و حرف شما رو قبول ندارم.. (مگر اون خانم بخواد که شبیه چنین زن هایی بشه و واقعا با گذشت باشه در زندگی)

ابوالفضل;1006979 نوشت:
ما اینجا کسی اجبار به امری نمی کنیم
شروع کننده موضوع نظرات رو مطالعه میکنه و روشی که براش سودمند هست و تواناییش رو داره میتونه بکار گیره و امتحان کنه

اجباری نیست ولی نظراتی که داده میشه بهتره با شرایط پرسشگر سنخیت داشته باشه.
وگرنه مشاوران اینجا هم میتوانند هزاران نسخه یکسان برای همه بپیچند..

[="Tahoma"][="3"]

ابوالفضل;1006937 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

از خانم های سنتی و روستایی هم می تونید کمک بگیرید

اینها :

با تنور نان می پختند
لباس هارو دستی می شستند

7 تا بچه داشتند کوچک و بزرگ

به گوسفندها و گاوها رسیدگی میکردند و شیر می دوشیدند

اینها بچه های کوچیک رو میبستند به پشتشوت و کار میکردند
و بچه هم ارام میگرفت

بله درست میگید اما دیگه اون دوران کوزت و یانگوم و اینها سر اومده
اون خانوم ها که هم بچه داری میکردند هم دامداری هم خانه داری جز اسطوره های قرن محسوب میشن
اما نسل فرق کرده .بچه ها هم نسبت به بچه های قدیم فرق دارند
میشه بچه رو بست رو کول؟ ادم و گره میزنن
از اون گذشته .خانوم های قدیم نسبت به الان تغذیه سالمی داشتند و طبیعتا انرژی شونم بیشتر بود
نه الان .با وجود ماست پالم دار .الودگی هوا .روغن های صنعتی و الی اخررررررررررررررر

اما برای رسیدگی به امور .واقعا نیاز به برنامه ریزی دارید .تو این سن هم خواب بچه زیاده .یعنی صد در صد عصر ها رو میخوابه . قبل از ناهار میخوابه .حتی به مدت کوتاه
تو این فاصله ی زمانی به کارهاتون برسید
یا همون موقع که بچه خوابید .شما هم استراحت کنید .وقتی بیدار شد .شما اون و توی روروئک بزارید و به کارهای خونه برسید
یا از بچه ی بزرگترین بخواید باهاش بازی کنه .صداش کنه .باهاش حرف بزنه تا حواسش به شما نباشه و شما بتونید کارهای منزل و انجام بدید[/][/]

مهر...;1007089 نوشت:
بله درست میگید اما دیگه اون دوران کوزت و یانگوم و اینها سر اومده
اون خانوم ها که هم بچه داری میکردند هم دامداری هم خانه داری جز اسطوره های قرن محسوب میشن
اما نسل فرق کرده .بچه ها هم نسبت به بچه های قدیم فرق دارند

فرق و تغییر ناشی از نگرش ما به زندگی هست .
نگرش و تفکر ما تعیین میکنه که چطور باشیم و چطور زندگی کنیم

وقتی فردی در زندگی دنبال راحت طلبی و تن پروری هست رفته رفته به دلیل عدم تحرک بدنش شل و ول و ضعیف خواهد بود

اما ایا این فرق هایی که ازش با افتخار یاد می کنید نقاط مثبتش چی هست ؟

اینکه یه زن برای پرورش یک بچه ناله و شیون میکنه چیز خوبی هست ؟ تغییر خوبی هست ؟

تغییر و فرقی برای بنده قابل ستایش هست که نقاط مثبتی داشته باشد.

از تغییری که باعث ضعف می شود باید دوری کرد.

مهر...;1007089 نوشت:
از اون گذشته .خانوم های قدیم نسبت به الان تغذیه سالمی داشتند و طبیعتا انرژی شونم بیشتر بود
نه الان .با وجود ماست پالم دار .الودگی هوا .روغن های صنعتی و الی اخررررررررررررررر

تاثیرش رو 20 % در نظر میگیرم و باز مثال پست قبلی خودم رو تکرار می کنم :

ابوالفضل;1006979 نوشت:
من الان مردی رو میشناسم که مصالح ساختمانی میفروشه
روزی چندین سفارش داره

در هر سفارش فرضا 40 تا گچ 40 کیلویی ( 20 تا سیمان 50 کیلویی ) رو رو کولش میزاره پشت سایپا و میبره برای مشتری پیاده میکنه

[HL]از غذاهای شهری هم میخوره
از همون هایی غذاهایی که خانم های شهری هم استفاده می کنند.[/HL]

[="Tahoma"][="3"]

ابوالفضل;1007106 نوشت:
فرق و تغییر ناشی از نگرش ما به زندگی هست .

اصلا منظور بنده رو خوب متوجه نشدید
زندگی ها و سبک زندگی ها فرق داره با قدیم و جدید
این مقایسه از پای بست غلطه
قدیم مبل و ای سی دی و گل و گلدون و کلی وسیله تو خونه نبود که
کلا دو تا پشتی بود که بچه ها جرات دست زدن بهش رو نداشتن چه برسه به ریخت و پاش کردن منزل
از اون گذشته .قدیم یه خونه بود با کلی خاله و ننه بزرگ و خواهر برادر و یه حیاط بزرگ
که به مادر کمک میکردن
اما الان مونده یه خونه کوچیک .با کلی وسایل و یه مادر تنها و یه بچه شیطون
اون بیست درصدی هم که گفتید اشتباهه
تاثیر تغذیه ی ناسالم خیلی بیشتر از اینهاست[/][/]

با سپاس از دوستانی که در بحث مشارکت داشتند و مطالب ارزنده ای بیان کردند که همه به نوعی در راستای کمک به مشکل خواهر ارجمندمان بود.

وابستگی کودک به مادر

نوزاد انسان به موازات رشد خود از همان روز های آغازین تولد، به تدریج تک تک اعضای بدنشان و نیز قوای حسی- حرکتی شان رشد می کند و شناخت بیشتری از دنیای پیرامون خویش پیدا می کنند. نوزاد به تدریج قدرت تشخیص پدر و مادر خویش را پیدا می کند و چهره و صدای آنان را تشخیص می دهد؛ هر چقدر از روزهای تولد فاصله گرفته می شود، این شناخت کودک بیشتر و بیشتر می شود؛ بنابراین کودک در حضور افراد غریبه و یا محیط های ناآشنا و یا محیط تنها، احساس ناخوشایندی به او دست می دهد و با بی قراری، بهانه گیری دنبال محل ایمنی برای آرامش می گردد تا از تنش ناشی از این امور رهایی یابد. البته این مسئله همیشگی نخواهد بود، بلکه به موازات رشد کودک، کم کم قوای حسی- حرکتی کودک تکمیل می شود و او می فهمد که همه افراد ناآشنا و غریبه و نیز همه محیط ها لزوماً ترسناک و خطر آفرین نیستند، پس در حضور آنها احساس بدی به او دست نمی دهد و یا اگر از پدر و مادرش دور شود، احساس اضطراب و تنش درونی نخواهد کرد.

کاهش وابستگی کودک و کمک به شکل گیری استقلال عاطفی و روانی وی

یکی از وظایف والدین در خصوص فرزندشان، کمک به استقلال عاطفی و روانی آنهاست، این مهم باید از همان روزهای آغازین تولد در دستور کار والدین قرار بگیرد تا استقلال عاطفی و روانی به درستی شکل بگیرد و کودک بتواند بعد از اتمام شیرخوارگی و به تناسب رشدش به تدریج از پدر و مادرش فاصله بگیرد و بتواند روی پای خویش بیایستد. اگر این مسئله به خوبی مدیریت نشود و استقلال عاطفی و روانی کودک تأمین نگردد، ادامه این روند ممکن است در آینده برای کودک و والدین مشکل بیافریند و باعث عدم شکل گیری استقلال عاطفی و روانی وی گردد؛ بنابراین بایستی با اتخاذ تدابیری به تدریج از میزان وابستگی کودک تان به خود بکاهید و به استقلال عاطفی و روانی وی کمک کنید. مثلاً به مادر توصیه می شود که به محض گریه کودک برای شیر دادن و یا توجه به وی او را فوراً شیر ندهد و بغل نگیرد تا روحیه صبر و خویشتنداری در وی مقداری تقویت شود. یا می توان همگام با رشد کودک با بازی «قایم باشک»، بازی با همسالان، سپردن کودک به بستگان درجه یک(مادر بزرگ، پدر بزرگ، عمه، خاله و...) یواش یواش زمینه جدایی والدین و کودک را به طور موقت فراهم کرد و از میزان وابستگی کودک تان به خود بکاهید.

این نکته را نیز بدانید، کودک در یکی دو سال اول تولد، نیاز بیشتری به محبت، در آغوش گرفته شدن و ناز و نوازش دارد. هر مقدار این نیاز کودک به موقع و به درستی ارضا شود، کودک بعد از دوران شیرخوارگی راحت تر از پدر و مادرش جدا می شود و خودش از بغل آنها پایین می آید، لزومی به اجبار و طرد کردن کودک نیست، اما اگر این نیاز کودک به درستی ارضا نشود، کودک برای تأمین و جبران محبت سعی می کند هر طور که شده در آغوش پدر و مادرش بماند و به این راحتی از آنها جدا نشود.
وابستگی کودک به والدین و بالعکس نیز در تمایل کودک به بغل گرفته شدن نقش دارد. اگر این وابستگی مدیریت و کنترل نشود این تمایل در کودک بیشتر می شود و کودک حاضر به پایین آمدن از بغل پدر و مادرش و یا طاقت جدایی از آنها را نخواهد داشت.

راهکارهای کاربردی


  1. بکوشید در منزل با همسرتان تقسیم کار داشته باشید و هنگامی که شما مشغول استراحت و یا رسیدگی به امورات منزل هستید، مراقبت از بچه ها را به همسرتان بسپارید؛ این طوری وی عملاً با سختی کار شما آشنا خواهد شد و کمتر غر خواهد زد.


  1. وسایل خطرناک، آسیب‌زا و تزئینی را از منزل جمع‌آوری کنید و یا آن را دور از دسترس فرزندان تان قرار دهید تا از آسیب‌های احتمالی جلوگیری کنید. ایمن کردن وسایل و قرار دادن آنها دور از دسترس آنان برای مقابله با خرابکاری کودک مفید است.


  1. با اتخاذ تدابیری خرابکاری‌ها و کثیف کاری فرزندان تان را به حداقل برسانید، بر فرض مثال می توانید در محل بازی بچه ها روفرشی مناسبی پهن کنید تا هم بچه ها با خاطری آسوده بازی کنند تا هم به هنگام جمع کردن وسایل بازی مجبور به صرف ساعت ها وقت نباشید، چون با جمع کردن روفرشی به راحتی می توانید تمامی وسایل بازی و سایر وسایل را جمع کنید.


  1. از آنجا که نوزادان نیاز به توجه مداوم و مستمر مادر دارند، می توانید به هنگام رسیدگی به امورات منزل همواره ارتباط چشمی و کلامی با فرزندتان برقرار کنید، برای او آواز یا شعر بخوانید و در صورت امکان با تهیه تاب و صندلی آویز و نیز تهیه آغوشی نوزاد به کارهای تان برسید.

حلیما;1006215 نوشت:
سلام از موقعی که بچه ی دومم به دنیا اومده تموم انرژیم تحلیل رفته الان یک سالشه به شدت وابسته ی منه وتا وقتی بیداره نمی ذاره دست به سیاه وسفید بزنم شوهرم از دست من شاکیه که چرا به خونه نمیرسم موقعیتم رو درک نمیکنه و میگه مردم هم بچه ی کوچیک دارن.
جدیدا که شبها هم نمیذاره بخوابم شدیدا کمبود خواب دارم.میخواستم بپرسم اینجا کسی هست شرایط منو داشته باشه وبتونه به خونه زندگیش برسه

سلام
بچه که سختی داره ولی نه اینقدر که نشه به امور خانه داری رسیدگی کرد
در ضمن کودک دلبند شما در سنی هست که به شما وابستگی داره و به مرور زمان این رفتار ها حل میشه
با مدیریت زمان میتونید به همه ی کارهاتون برسید
زمان هایی که فرزند دلبندتون خوابه .شما هم استراحت کنید .و وقتی بیدار هستند .سرگرمش کنید .حواسش و پرت کنید
یا از همسرتون بخواید که در نگهداری عزیز دلتون به شما کمک کنند تا به امور خونه برسید
در ضمن سخت نگیرید
سخت میگذره

پرسش:
از وقتی که بچۀ دومم به دنیا آمده نمی توانم به همۀ کارهایم برسم، تمام انرژی ام تحلیل رفته و به شدت کمبود خواب دارم به همین خاطر شوهرم از من شاکی است؟

پاسخ:
لزوم برنامه ریزی برای رسیدگی به کارها
بر کسی پوشیده نیست که نگهداری از کودک شیرخواره و در عین حال رسیدگی به امورات منزل، رسیدگی به شوهر به طور همزمان کار بسیار سخت و دشواری است؛ بنابراین به شما کاملاً حق می دهیم که انرژی تان تحلیل برود و از عدم درک شوهرتان و توقعات زیاد وی شاکی باشید.

البته شما با کمی برنامه ریزی، تقسیم کار و کمک گرفتن از شوهرتان و نیز سایر اعضای خانواده و حتی بستگان و آشنایان و سپردن بخشی از کارها به آنها می توانید به همۀ کارهای تان برسید و به موقع نیز استراحت کنید تا فشار مضاعفی به شما وارد نشود.
شاید شوهرتان از آن دسته از مردانی باشد که علاقه ای به همکاری و کمک به انجام کارهای خانه نداشته باشد، اما اگر هوشمندانه او را به کار بگیرید و به نوعی او را در عمل انجام شده قرار دهید و بخشی از کارها را به او بسپارید و با تشویق و ترغیب او را به انجام درست کارها رهنون سازید، مشکل تان حل خواهد شد.
البته باید به شوهرتان بفهمانید و این نکته را تفهیم کنید که وضعیت شما کاملاً استثنایی است؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشد که همه چیز همواره مرتب و تمیز باشد.
مشکلی که شما با آن روبرو هستید تقریباً در همۀ خانواده هایی که بچۀ کوچک دارند، فراگیر می باشد.

وابستگی کودک به مادر
نوزاد انسان به موازات رشد خود از همان روز های آغازین تولد، به تدریج تک تک اعضای بدنشان و نیز قوای حسی- حرکتی شان رشد می کند و شناخت بیشتری از دنیای پیرامون خویش پیدا می کنند. نوزاد به تدریج قدرت تشخیص پدر و مادر خویش را پیدا می کند و چهره و صدای آنان را تشخیص می دهد؛ هر چقدر از روزهای تولد فاصله گرفته می شود، این شناخت کودک بیشتر و بیشتر می شود؛ بنابراین کودک در حضور افراد غریبه و یا محیط های ناآشنا و یا محیط تنها، احساس ناخوشایندی به او دست می دهد و با بی قراری، بهانه گیری دنبال محل ایمنی برای آرامش می گردد تا از تنش ناشی از این امور رهایی یابد. البته این مسئله همیشگی نخواهد بود، بلکه به موازات رشد کودک، کم کم قوای حسی- حرکتی کودک تکمیل می شود و او می فهمد که همه افراد ناآشنا و غریبه و نیز همه محیط ها لزوماً ترسناک و خطر آفرین نیستند، پس در حضور آنها احساس بدی به او دست نمی دهد و یا اگر از پدر و مادرش دور شود، احساس اضطراب و تنش درونی نخواهد کرد.

کاهش وابستگی کودک و کمک به شکل گیری استقلال عاطفی و روانی وی
یکی از وظایف والدین در خصوص فرزندشان، کمک به استقلال عاطفی و روانی آنهاست، این مهم باید از همان روزهای آغازین تولد در دستور کار والدین قرار بگیرد تا استقلال عاطفی و روانی به درستی شکل بگیرد و کودک بتواند بعد از اتمام شیرخوارگی و به تناسب رشدش به تدریج از پدر و مادرش فاصله بگیرد و بتواند روی پای خویش بیایستد. اگر این مسئله به خوبی مدیریت نشود و استقلال عاطفی و روانی کودک تأمین نگردد، ادامه این روند ممکن است در آینده برای کودک و والدین مشکل بیافریند و باعث عدم شکل گیری استقلال عاطفی و روانی وی گردد؛ بنابراین بایستی با اتخاذ تدابیری به تدریج از میزان وابستگی کودک تان به خود بکاهید و به استقلال عاطفی و روانی وی کمک کنید. مثلاً به مادر توصیه می شود که به محض گریه کودک برای شیر دادن و یا توجه به وی او را فوراً شیر ندهد و بغل نگیرد تا روحیه صبر و خویشتنداری در وی مقداری تقویت شود. یا می توان همگام با رشد کودک با بازی «قایم باشک»، بازی با همسالان، سپردن کودک به بستگان درجه یک(مادر بزرگ، پدر بزرگ، عمه، خاله و...) یواش یواش زمینه جدایی والدین و کودک را به طور موقت فراهم کرد و از میزان وابستگی کودک تان به خود بکاهید.

این نکته را نیز بدانید، کودک در یکی دو سال اول تولد، نیاز بیشتری به محبت، در آغوش گرفته شدن و ناز و نوازش دارد. هر مقدار این نیاز کودک به موقع و به درستی ارضا شود، کودک بعد از دوران شیرخوارگی راحت تر از پدر و مادرش جدا می شود و خودش از بغل آنها پایین می آید، لزومی به اجبار و طرد کردن کودک نیست، اما اگر این نیاز کودک به درستی ارضا نشود، کودک برای تأمین و جبران محبت سعی می کند هر طور که شده در آغوش پدر و مادرش بماند و به این راحتی از آنها جدا نشود.
وابستگی کودک به والدین و بالعکس نیز در تمایل کودک به بغل گرفته شدن نقش دارد. اگر این وابستگی مدیریت و کنترل نشود این تمایل در کودک بیشتر می شود و کودک حاضر به پایین آمدن از بغل پدر و مادرش و یا طاقت جدایی از آنها را نخواهد داشت.

راهکارهای کاربردی


  1. بکوشید در منزل با همسرتان تقسیم کار داشته باشید و هنگامی که شما مشغول استراحت و یا رسیدگی به امورات منزل هستید، مراقبت از بچه ها را به همسرتان بسپارید؛ این طوری وی عملاً با سختی کار شما آشنا خواهد شد و کمتر غر خواهد زد.


  1. وسایل خطرناک، آسیب زا و تزئینی را از منزل جمع آوری کنید و یا آن را دور از دسترس فرزندان تان قرار دهید تا از آسیب های احتمالی جلوگیری کنید. ایمن کردن وسایل و قرار دادن آنها دور از دسترس آنان برای مقابله با خرابکاری کودک مفید است.


  1. با اتخاذ تدابیری خرابکاری ها و کثیف کاری فرزندان تان را به حداقل برسانید، بر فرض مثال می توانید در محل بازی بچه ها روفرشی مناسبی پهن کنید تا هم بچه ها با خاطری آسوده بازی کنند تا هم به هنگام جمع کردن وسایل بازی مجبور به صرف ساعت ها وقت نباشید، چون با جمع کردن روفرشی به راحتی می توانید تمامی وسایل بازی و سایر وسایل را جمع کنید.


  1. از آنجا که نوزادان نیاز به توجه مداوم و مستمر مادر دارند، می توانید به هنگام رسیدگی به امورات منزل همواره ارتباط چشمی و کلامی با فرزندتان برقرار کنید، برای او آواز یا شعر بخوانید و در صورت امکان با تهیه تاب و صندلی آویز و نیز تهیه آغوشی نوزاد به کارهای تان برسید.

معرفی منابع برای مطالعۀ بیشتر:

  1. مه آبادی، نرگس، خانواده موفق: نکاتی طلایی پیرامون همسرداری، خانه‌داری، فرزندداری، قم: جوانان موفق، 1388.
  2. گاربر، استیفن و گاربر، ماریان دانیلز، چگونه با کودکم رفتار کنم؟، ترجمۀ هومن حسینی نیک و دیگران، تهران: مروارید، 1388.
موضوع قفل شده است