جمع بندی بالا رفتن سن ازدواج؛چرا؟!

تب‌های اولیه

399 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

infinity;953202 نوشت:
شما درست میگید اگه فقط ملاک حرف خدا باشه
نه وئقتی که یک طرفانه.الان خانم کار میکنه پس فقط کار خونه نیست و در درامد زایی و کار بیرون نقش داره
خدا هم میگه نفقه مناسب با منزلت زنت بده کار نکنه کار تو خونه(فقط تمکین) زن ازاد هم نکنه برای شیر بچه اش که میده هزینه شو بگیره مهریه شو(درسته ترویج به مهر پایینه ولی هرمقداری باشه وظیفه واجبه مرده همون شب اول بده که اگه نخواد بده تا اونجا که میدونم همه مراجع برابر با زنا میدونن اون ازدواجو و این عندالستطاع رو جدا اخوندا در اوردن) و تا اونجا که شنیدم وسایل رفاه زندگی باید برابری بکنه با خونه پدری شما این موردو پیدا کن من بدون هیچ ظرط که هیچ جشن ازدواج حاضرم ازدواج کنمیا شرط ازدواج دوم رضای کامل زن اوله و عدالت کامل از هر نظر(که اصلا نمیشه)
اگه حکم حکم خداست پس دو طرف رعایتش کنن وقتی نمیشه پس هرکس به زورم شده باید حقشو بگیره تازه این نظر من معتقده به اسلام و دینم همین الان این موضوع تو یکی از گروه ها مطرح کردم فقط بالای 20 ایه داد که ظلم و توهین به زنان در اسلام(البته با توجه به معنی این برداشت همه است البته من توجه دارم برای 1400 سال پیش)یکی از شرایط اسلام برای همه اعصار بدونش تغییر مطابق شرایط زمانه خب شرایط الان اینه اگه واقعا اسلامی نبود که به قول شما اخوند جماعت میذاشت این حقوق ثبت بشه؟و اینکه تا اونجا شنیدم حضرت زینبم شرط ازدواج داشتن که همراهی برادرشون بوده.یعنی شروط ازدواج یه مسئله نیست برای فرهنگ غیر اسلامی بلکه از صدر اسلام و معصوم ها هم بوده

خدایا خودت کمک کن

Infinity;953202 نوشت:
شما درست میگید اگه فقط ملاک حرف خدا باشه

باسلام

خواهر من نمیشه که رفتار هر طوری دوست دارم خواسته هرچی خدا گفته

کدوم خانومی الان حاضر به نفع آقایون بشینه تو خونه که شرایط اشتغال برای آقایون بهتر بشه

روزگار شوهرش رو سیاه کرده که شاید روزی روزگاری شوهرش خیانت کرد یه قرن دو زار تو جیبش باشه درحالی که نمیدونه همین رفتاراش باعث خیانت میشه انقدر میره سر کار میاد خونه خستگی و ...... میاره خونه که میشه همین

انقدر منم منم میکنه که از چش شوهرش میفته

و....

حالا این یه نمونه بود برات مثال زدم

متاسفانه نه به دخترا نه به پسرای ما هیچی یاد ندادند فقط خودخواهی خودخواهی خودخواهی

M3hrdad;953201 نوشت:

خدا خیرت بده

بحث
ما دخترا فلان فلان فلان

ما پسرا فلان فلان فلان نیست

حاجی انگار حالت خوب نیست، آب قند لازم نداری؟ بحث در مورد دلایل بالار فتن سن ازدواج هست، و بخشی از دلایل به خاطر فلان فلان بودن دخترا و پسرا هستش. لطفا اسپم نکن.

[="3"]

zeos_403;953209 نوشت:
حاجی انگار حالت خوب نیست، آب قند لازم نداری؟

اولا من حاجی نیستم دوما گفتم برید از اول نظرات رو بخونید

دخترا فلان فلان فلان
یعنی دخترا بگن ما این ویژگی خاص رو داریم مثلا در اسلام اومده نفقه ، برای بچه شیر دادن میتونه از مرد پول بگیره

...[/]

به نام خدا.

Infinity;953202 نوشت:
شما درست میگید اگه فقط ملاک حرف خدا باشه
نه وئقتی که یک طرفانه.الان خانم کار میکنه پس فقط کار خونه نیست و در درامد زایی و کار بیرون نقش داره
خدا هم میگه نفقه مناسب با منزلت زنت بده کار نکنه کار تو خونه(فقط تمکین) زن ازاد هم نکنه برای شیر بچه اش که میده هزینه شو بگیره مهریه شو(درسته ترویج به مهر پایینه ولی هرمقداری باشه وظیفه واجبه مرده همون شب اول بده که اگه نخواد بده تا اونجا که میدونم همه مراجع برابر با زنا میدونن اون ازدواجو و این عندالستطاع رو جدا اخوندا در اوردن) و تا اونجا که شنیدم وسایل رفاه زندگی باید برابری بکنه با خونه پدری شما این موردو پیدا کن من بدون هیچ ظرط که هیچ جشن ازدواج حاضرم ازدواج کنم8-|یا شرط ازدواج دوم رضای کامل زن اوله و عدالت کامل از هر نظر(که اصلا نمیشه)
اگه حکم حکم خداست پس دو طرف رعایتش کنن وقتی نمیشه پس هرکس به زورم شده باید حقشو بگیره تازه این نظر من معتقده به اسلام و دینم همین الان این موضوع تو یکی از گروه ها مطرح کردم فقط بالای 20 ایه داد که ظلم و توهین به زنان در اسلام(البته با توجه به معنی این برداشت همه است البته من توجه دارم برای 1400 سال پیش)یکی از شرایط اسلام برای همه اعصار بدونش تغییر مطابق شرایط زمانه خب شرایط الان اینه اگه واقعا اسلامی نبود که به قول شما اخوند جماعت میذاشت این حقوق ثبت بشه؟و اینکه تا اونجا شنیدم حضرت زینبم شرط ازدواج داشتن که همراهی برادرشون بوده.یعنی شروط ازدواج یه مسئله نیست برای فرهنگ غیر اسلامی بلکه از صدر اسلام و معصوم ها هم بوده

1- موارد رو میشه جدا جدا بحث کرد ( مثلا گفت خوب مهریه رو قد جیب داماد فلک زده بگیرید تا همون شب بهتون بده! نه اینکه قدر جیب پدر جد بیل گیتس حساب میکنید بعدش هم میگید بده! ) اما قرار شد اگر گفتیم "قبول" دیگه وقتی به جاهای ناخوشایندش رسید نگیم "آخوندا گفتن".

2- مهمه که ما محور "عدل - ظلم" رو چطور تشخیص میدیم. درست نیست که یک محور "عدل-ظلم" بسازیم بر اساس آنچه میپسندیم، بعد بذاریم روی آیات قرآن بگیم اینجاش ظلم به زنه اونجاش عدل. که اگر اینکار رو بکنیم، به سبیل مسلمانی راه نرفتیم.

3- شرط داریم تا شرط. شرطی که در "توازن" حق و وظیفه دست ببره اصلا عاقلانه نیست. نمیشه بگیم آقا شما این مسئولیت ها و وظایف رو بپذیر، این حقوقت رو هم بیا امضا کن تفویض کن به خانم، بعد انتظار داشته باشیم مشکلی هم پیش نیاد! اون مرد هم آدمه به هر حال.

4- الان علمای اسلام داد میزنن بر سر ربوی بودن بانک ها، کسی گوش میده؟ پس هرچه در ایران هست به معنای هر چه اسلام گفته نیست.

ستایشگر :Gol:

یا علے;953155 نوشت:

بنده هم یک خانمم و رشته تحصیلیمو خیلی دوست دارم و تا مقاطع دکترا حتما ادامه خواهم داد اما با خیلی از خانم های متأهل صحبت کردم که خیلی هاشون هم ازدواج کردند و در خونه شوهر ادامه تحصیل دادند و الانم خانم شاغل هستند...

الان چند تا از رفیقام ازدواج کردند و هم شوهر دانشجو و شاغله هم خودِ خانم دانشجو هست و قراره استاد دانشگاه هم بشوند و هیچ مشکلی خداروشکر ندارند.
موردهای این چنینی زیاد دیدم
بعدشم نمیفهمم چرا انقدر دخترا نسبت به ازدواج سوظن دارند؟!اکثر خانم ها بنا رو بر این میذارن که باید برن سرکار و استقلال مالی داشته باشند تا وقتی که شوهر خیانت کرد و طلاق گرفتند دستشون تو جیب خودشون باشه و محتاج نشوند
بعدشم مگه شوهر کردن یوغ بردگی انداختن هست؟!
واقعا هدف زندگی رو اشتباه میرید بزرگوار
هدف انسان ها توسط خدا مشخص شده قبل از به دنیا اومدنشون
با این اهداف جزیی مثل درس وپول و کار...از هدف اصلی نمونیم...
یاعلی

سلام
گرچه بحث تاپیک درباره اشتغال نیست ولی به ازدواج مربوط می شود.
متاسفانه می دانید مشکل کجاست, مشکل اینجاست که بیشتر این افراد اهداف مناسب و مهمی در این رابطه ندارند, یعنی فردی چون چند سال درس خوانده و وقت گذاشته, برای خودش مجبور می کند که حتما باید سرکار برود (که مثلا این چند سال را الکی درس نخوانده باشد), یا اینکه یکی شوهرش اجبار کرده, یکی از سر اینکه حوصله اش سر نرود, می رود و ... و متاسفانه تعدادی هم سرکاری نیستند که حداقل مربوط به رشته تحصیلی شان باشد. مثلا از همین افرادی که گفتید, آیا کسی که می خواهد استاد دانشگاه بشود از سر نیاز و اینکه استاد مرد, سر کلاس دختران نرود, اقدام می کند یا اینکه فرقی ندارد برای پسران جوان هم تدریس می کند؟ یا اینکه کلا چند درصد برای رفع نیازهای اینچنینی اقدام می کنند؟ و الان هم تعداد خانم های شاغل کم نیست و باید حداقل تعداد قابل توجهی از این خانم ها, مشاغل مورد نیاز را پر کرده باشند, پس چرا اینطور نیست؟ غیر از این است که در جایی غیر از نیاز هستند؟

*taha*;953213 نوشت:
سلام
گرچه بحث تاپیک درباره اشتغال نیست ولی به ازدواج مربوط می شود.
متاسفانه می دانید مشکل کجاست, مشکل اینجاست که بیشتر این افراد اهداف مناسب و مهمی در این رابطه ندارند, یعنی فردی چون چند سال درس خوانده و وقت گذاشته, برای خودش مجبور می کند که حتما باید سرکار برود (که مثلا این چند سال را الکی درس نخوانده باشد), یا اینکه یکی شوهرش اجبار کرده, یکی از سر اینکه حوصله اش سر نرود, می رود و ... و متاسفانه تعدادی هم سرکاری نیستند که حداقل مربوط به رشته تحصیلی شان باشد. مثلا از همین افرادی که گفتید, آیا کسی که می خواهد استاد دانشگاه بشود از سر نیاز و اینکه استاد مرد, سر کلاس دختران نرود, اقدام می کند یا اینکه فرقی ندارد برای پسران جوان هم تدریس می کند؟ یا اینکه کلا چند درصد برای رفع نیازهای اینچنینی اقدام می کنند؟ و الان هم تعداد خانم های شاغل کم نیست و باید حداقل تعداد قابل توجهی از این خانم ها, مشاغل مورد نیاز را پر کرده باشند, پس چرا اینطور نیست؟ غیر از این است که در جایی غیر از نیاز هستند؟

سلام
ازدواج و اشتغال دو بحث جدا از هم نیستند...
خیلی از خانوم هایی که گفتم استادان دروس اختصاصی و یا عمومی در بخش خواهران دانشگاه هستند و برای استاد شدن خودشون هدف تربیتی مشخصی دارند.(دانشگاه تفکیک جنسیتی هست) و فقط برای خانم ها تدریس میکنند و از این جهت از نظر بنده خیلی عالیه که استاد مرد به خانم ها تدریس نمیکنند و به تبع استادان خانم فقط برای خانم ها هستند.
بله صحبت شما صحیح هست و در اکثر موارد خانم ها جایی اشتغال دارند که به اون ها نیازی نیست

به نام خدا

کلا مبنای فلسفه جامعه شناختی من بر خودتقصیری استواره.
تقصیر خود مجردا و خود دختر و پسراست.
چرا اینقدر رفتین تو فاز دفاعی؟
مجردا،یه کم هجومی عمل کنین جلو نظر غیر منطقی و غیر شرعی و نابودگر پدر و مادر بیاستید و خودتون آستین بالا بزنین.
یه کم جرئت یه کم شهامت زندگی و عمر و جوونی و بهترین روزای خودتون داره نابود میشه.

من آخرش تو یکی از همین تاپیکا با کتک مزدوجتون میکنم.:ajab::ajab::ajab:

[="3"]

ناگفته هاي ناب;953216 نوشت:
یه کم جرئت یه کم شهامت زندگی و عمر و جوونی و بهترین روزای خودتون داره

پنجاه درصدش حله، میمونه پنجاه درصد که هنوز حل نشده@};-@};-@};-[/]

[="Tahoma"][="3"]

Infinity;953172 نوشت:
من پرسیدم این شروطی که گفتم باید عاقدو ببری محضرخونه رسمی ثبت اسناد اداری وکالت بلاعزل و بدون شرط بگیری تو برگه اسناد رسمی(پشت قبلاه با این که سند رسمیه متاسفانه اونقدر برو نداره) واسه هرکدومم جدا(قابل توجه خانم ها مخصوصا حق پاسپورت رو جدا باشه چون میفرستن اداره گذرنامه و همینطور وکالت طلاق) و حضانت بچه که هنوز نیستو به کسی نمیدن پس عملا کسی که این شرطو میزاره بی تاثیره بعدم مردای امروزی بچه نگه میدارن؟اون گرو واسه مهریه یا طلاق وگرنه 2 دستی بچه رو میزارن جا میرن
توصیه دوستان:عاقدی ببرید طرفدار حقوق مردا نباشه!هی حرف بزنه چرا میکنی و فلان بهمان ترجیحا بعضی دفتردار ها خودشون میخونن پیش کشسی برین از قبل توجیح باشه برای این شرایطم عقد رو فقط با پدرومادرای دوطرف برید روز قبل روز بعدش صوری که بتونید قشنگ چک کنید متنشون(اعتباری بهشون نیست این اقایون) و همه چی کامل بگید
اینم توصیه های یک خانم اگاه امروزی

کاری به اشکالات حقوقی وارده به مطالبی که گفتید و همچنین نگاه جنسیت زده‌ی "دختر آگاه امروزی" به نگهداری فرزند توسط پدر که مطرح شد ندارم به جهت اینکه خارج از موضوع تاپیک است!
البته کاری هم ندارم "توجیح" را هم توجیه می نویسند Smile
اما هر چند که با دید کلان شروط مطرح شده را به مصالح کلی جامعه نمی بینم اما از دید منافع فردی به نظر میرسد که اعمال این شروط که ازدواج را از پیوند معنوی‌ ای که به تعبیر قرآن "میثاقا غلیظا" است به قرار داد مادی تقلیل می دهد آنچنان که ظاهر فریبنده اش آن را حافظ حقوق زنان نشان می دهد، اینگونه نباشد! اینکه زن بتواند بدون رضایت شوهر به خارج برود یا تا هر مقطعی خواست ادامه تحصیل بدهد یا هر شرط دیگری که قرار داده شده چه ثمره ای دارد جز اختلاف بین زوجین؟ اگر خود شوهر به عنوان عضوی از خانواده از اینکار رضایت داشت که این شروط بی معنی است و اگر رضایت نداشت ثمره اعمال این شروط "با زور قانون" چیزی به جز اختلاف و اختلاف و اختلاف در نهایت جدایی است؟ آسیب های طلاق در جامعه ما برای چه گروهی بیشتر است؟ مرد یا زن؟ در جامعه ما شانس مرد برای ازدواج مجدد بیشتر است یا زن؟ مرد نهایتا با یک زن دیگر ازدواج می کند یا مجددا در این چرخه می افتد یا زندگیش ادامه پیدا می کند! کسی که این وسط بیشترین آسیب را از همین شروطش می بیند زن است
آینده اینگونه حق و حقوق گفتن ها و گرفتن ها همان جامعه غربی است،در یک کلام تخریب بنیان خانواده[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

Infinity;953219 نوشت:
و همینطور وکالت طلاق

راستی یادم آمد قبلا یک تاپیک در این مورد ایجاد کرده بودم :
آیا دادن حق طلاق به زن از نظر دین توصیه میشه؟ (لینک)[/][/]

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

ناگفته هاي ناب;953216 نوشت:

زندگی و عمر و جوونی و بهترین روزای خودتون داره نابود میشه.

ما نوستالژیمون ویدئو موزیک "فقط بخاطر تو" از منصور به کارگردانی کوجی زادوریه.:khandeh!:

ما رو از نابودی عمر می ترسونی؟ برو از خدا بترس.:khaneh:[/][/][/]

zeos_403;953185 نوشت:

مگه غیر از این هست؟ دختری که بعد ۳۰-۳۵ سالگی قراره وارد زندگی آدم بشه، چه کمکی غیر از خرج کردن پول و خوردن و خوابیدن داره؟ بدبخت پسرای مردم از ۱۸ تا ۳۰ سالگی همه جور درد مجردی تحمل میکنن و عین چی درس میخونن یا کار میکنن تا بعدا صاحب مال و اموال بشن تا شاید بعدش دختر خوب مردم افتخار بده تشریف بیاره استفاده کنه!!!

واقعا موافقم

الان که شرایط سخته داریم سختی میکشیم باید باشن نه بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات . اون که بخواد بعد از بدست اوردن خونه و ماشین بیاد دیگه ارزش نداره بودنش . . .

M3hrdad;953183 نوشت:
خداوند در قران مسیر رو مشخص کردند

دراحادیث هم مسخص شده با چه دختر یا پسری باید ازدواج کرد.به خاطر ایمان با دختر ازدواج کنید با دختر با ایمان ازدواج کنید

حضرت اقا هم جاهای مختلف مشخص کردن #جوان_مومن_انقلابی

سلام دوست من

در قرآن مسیر مشخص شده؟ در احادیث؟ بعد مقام معظم رهبری؟

کی به این چیزها اهمیت میده. اگه همه رو این اصول اتفاق داشتن الان کشور ما این همه مشکل نداشت.

بعضی از ماها که ادعای مذهبی بودن داریم از همه بدتر عمل میکنیم.

طرف خیلی مذهبی نیست رفته یه کار معمولی با حقوق کم گیر آورده ازدواج کرده داره زندگی میکنه.

دیگه این همه ادا اطوار نداره. نمیدونم تحصیلاتم چی میشه خونه و ماشین و رفاه و ......

واقعا دیگه آدم نمیدونه چی بگه .

من وقتی رفتار بعضی مذهبی ها رو میبینم کلا دلسرد میشم. اصلا احساس میکنی با افرادی غیر مذهبی برخورد داری.

دین واسه بعضی ماها یه حالت شخصی و انفرادی شده. دیگه کاری به این دستوارت الهی و توصیه ها نداریم.

هر چی دلمون بخواد و باب میل خودمون باشه اون مهمه بقیه توصیه های دینی اگه با ما موافق باشه قبول داریم وگرنه ..

ابراهیم ا;953234 نوشت:
سلام دوست من

در قرآن مسیر مشخص شده؟ در احادیث؟ بعد مقام معظم رهبری؟

کی به این چیزها اهمیت میده. اگه همه رو این اصول اتفاق داشتن الان کشور ما این همه مشکل نداشت.

سلام

افسوس

میشه تلخ نوشت ، که قرار نبوده شیعه در اکثریت باشه ، همیشه شیعه در اقلیت بوده

امام خامنه ای :

آن­که آینده دارد شما جوانان مؤمن هستید. الان میخواندند که «وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ قیلًا»؛ چه کسی از خدا راستگوتر است؟ چه کسی از خدا به آینده عالم‌تر است؟
و خدای متعال این را فرموده است که آینده متعلّق است به مؤمنین، متعلّق است به صالحین، متعلّق است به مجاهدین فی‌سبیل‌الله؛

ناگفته هاي ناب;953216 نوشت:
مجردا،یه کم هجومی عمل کنین جلو نظر غیر منطقی و غیر شرعی و نابودگر پدر و مادر بیاستید و خودتون آستین بالا بزنین.

باسلام

مثلا آستین بالا بزنند خونه بسازنند کار ایجاد کنند.

مشکلات فقط و فقط اینا نیست که پدر مادر مخالفت کنند

این آقا تو خونه که پدر مادر هم یه اتاق اضافی ندارند چطور ازدواج بکنه این زنش رو کجا میخواد ببره کار درست درمونی هم که نداره حداقل یه جا اجاره کنه اجاره کنه دیگه چیزی برای خورد و خوراکش نداره

کاش خیلی چیزا مثل قدیما بود حداقل خونه پدری انقدر بزرگ بود که یه اتاقش رو بده پسر و دخترش تا دستش به دهنش برسه بشینه خورد و خوراکش هم با خانواده بود

بماند که جوونای امروزی باید همه امکانات رو داشته باشند تا برن خواستگاری یا به خواستگار راه بدن Smile این تا حدودی به خودشون برمیگرده و پدر مادر مثلا نگران و دور اندیش ;;)

بگو آخه خودتون با یه اتاق و دوتا کاسه و ملاغه شروع کردید نشد ،چرا چون میدونند این بچه ها رو چطوری تربیت کردند تا یه بالا پایین تو زندگی میبینه اولین راهکار طلاق انقدر که ناز پرورده و بی مسئولیت بار اومدن

اللیل والنهار;953268 نوشت:
باسلام
مثلا آستین بالا بزنند خونه بسازنند کار ایجاد کنند.

خیلیا مثل من کار هم دارند خونه و ماشین هم دارند، ولی بازم نمیتونن حرکتی بزنن Fool

من که خودم هنوز نفهمیدم کجای کار میلنگه Fool

zeos_403;953276 نوشت:
خیلیا مثل من کار هم دارند خونه و ماشین هم دارند، ولی بازم نمیتونن حرکتی بزنن

سلام قرار نیست که حرکت بزنید قرار جرات بزنید

موفق باشید

اللیل والنهار;953279 نوشت:
سلام قرار نیست که حرکت بزنید قرار جرات بزنید

موفق باشید

خب نمیشه!!!

من خودم دختر خوب سراغ ندارم، از هر کسی خوشم اومد ناامیدم کرد. یعنی نتونستم یک نفر پیدا کنم و دلم ۱۰۰٪ بهش راضی باشه.

پدر و مادر محترم هم که تا قبل ۳۰ سالگی افتخار نمیدن حرکتی بزنن!!! بنده خداها خجالت میکشن برن بگن پسرمون دانشجو هست و سربازی نرفته، میگن ما نمیتونیم بریم و جواب رد بشنویم، باید شرایطت طوری باشه که حتما قبول کنن Fool

zeos_403;953281 نوشت:
خب نمیشه!!!

من خودم دختر خوب سراغ ندارم، از هر کسی خوشم اومد ناامیدم کرد. یعنی نتونستم یک نفر پیدا کنم و دلم ۱۰۰٪ بهش راضی باشه.

پدر و مادر محترم هم که تا قبل ۳۰ سالگی افتخار نمیدن حرکتی بزنن!!! بنده خداها خجالت میکشن برن بگن پسرمون دانشجو هست و سربازی نرفته، میگن ما نمیتونیم بریم و جواب رد بشنویم، باید شرایطت طوری باشه که حتما قبول کنن

عجب شما خودتون شرایط صددرصد ندارید دنبال یه نفر هستید صدرصد باشه

خب تو این مورد بنده موافق نظر جناب ناگفته های ناب هستم دیگه اینجا یکم حرکت و جرات میخواد.

zeos_403;953281 نوشت:
خب نمیشه!!!

من خودم دختر خوب سراغ ندارم، از هر کسی خوشم اومد ناامیدم کرد. یعنی نتونستم یک نفر پیدا کنم و دلم ۱۰۰٪ بهش راضی باشه.

پدر و مادر محترم هم که تا قبل ۳۰ سالگی افتخار نمیدن حرکتی بزنن!!! بنده خداها خجالت میکشن برن بگن پسرمون دانشجو هست و سربازی نرفته، میگن ما نمیتونیم بریم و جواب رد بشنویم، باید شرایطت طوری باشه که حتما قبول کنن :|

نماز جماعت،هیئت،مکان های مذهبی برید و با آدمای مذهبی طرح رفاقت بریزید و ازشون بخواید که بهتون دختر خوب مذهبی معرفی کنند و یا واسطه بشوند
سفت هم جلوی خانواده بگید زن میخوام
اینم راهکار

اللیل والنهار;953282 نوشت:
عجب شما خودتون شرایط صددرصد ندارید دنبال یه نفر هستید صدرصد باشه

عرض کردم دل من ۱۰۰٪ راضی باشه واگرنه به قول شما من خودم ۱۰۰٪ نیستم و نمیتونم دنبال ۱۰۰٪ بشم.

اللیل والنهار;953282 نوشت:
خب تو این مورد بنده موافق نظر جناب ناگفته های ناب هستم دیگه اینجا یکم حرکت و جرات میخواد

جرات فایده ای نداره!!! من یه بار دانشگاه جرات کردم بهم گفتن شرایط نداریم Sad من که دیگ نمیتونم راه بیفتم دانشگاه برای همه دخترا جرات بکنم.

یا علے;953283 نوشت:
نماز جماعت،هیئت،مکان های مذهبی برید و با آدمای مذهبی طرح رفاقت بریزید و ازشون بخواید که بهتون دختر خوب مذهبی معرفی کنند و یا واسطه بشوند

خب بعدش؟ تنهایی که قرار نیست برم خواستگاری؟

یا علے;953283 نوشت:

سفت هم جلوی خانواده بگید زن میخوام

الان من ۳ ساله دارم میگم، فایده ای داشته به نظرتون؟ تاپیک هاشم توی همین انجمن هست، قبلا که ۱۸ سالم بود بهم میگفتن ماشین بخر بعد... ۲۰ سالم شد گفتن خونه بخر بعد... الان هم دارن میگن ما نمیتونیم جواب رد بشنویم Fool بهشون میگم ۳ ساله منو مسخره کردید؟

یا علے;953283 نوشت:

اینم راهکار

خسته نباشید، مشکل اصلی خانواده ها و طرز فکرشون هست، حالا خانواده من حل بشن خانواده دختر خانم هم هست!!!

zeos_403;953284 نوشت:

جرات فایده ای نداره!!! من یه بار دانشگاه جرات کردم بهم گفتن شرایط نداریم Sad من که دیگ نمیتونم راه بیفتم دانشگاه برای همه دخترا جرات بکنم.

نباید شما دنبال دختر راه بیفتید که!
باید از چند نفر بخواید واسطه بشوند همین
معلومه پسر بیاد تو روی دختر خواستگاری کنه دختر هم بدش میاد و بهتون بد و بیراه نگفته خیلی خانم بوده!

zeos_403;953284 نوشت:
عرض کردم دل من ۱۰۰٪ راضی باشه واگرنه به قول شما من خودم ۱۰۰٪ نیستم و نمیتونم دنبال ۱۰۰٪ بشم.

جرات فایده ای نداره!!! من یه بار دانشگاه جرات کردم بهم گفتن شرایط نداریم Sad من که دیگ نمیتونم راه بیفتم دانشگاه برای همه دخترا جرات بکنم.

همه دخترا خلاصه شده تو دانشگاه ! خواهر ندارید مادرتون خاله عمه بسپرید براتون اونی که دوست دارید پیدا کنند

ببنید این صددرصد کجاش گره داره که نمیزاره اون گره باید باز بشه

ان شاءالله که همت کنید نتیجه میگیرید

یا علے;953286 نوشت:
نباید شما دنبال دختر راه بیفتید که!
باید از چند نفر بخواید واسطه بشوند همین
معلومه پسر بیاد تو روی دختر خواستگاری کنه دختر هم بدش میاد و بهتون بد و بیراه نگفته خیلی خانم بوده!

آره بهم گفتن شانس آوری فحشت نداده Fool

والاه ما فکر میکردیم دختر خوشش میاد پسر خودش بره باهاش صحبت کنه Fool

البته من خواستگاری نکردم گفتم امکان داشته باشه با هم بیشتر صحبت کنیم Fool

الان من واسطه از کجا پیدا کنم وقتی خانواده کلا براشون مهم نیست.

اللیل والنهار;953287 نوشت:
همه دخترا خلاصه شده تو دانشگاه ! خواهر ندارید مادرتون خاله عمه بسپرید براتون اونی که دوست دارید پیدا کنند

نه ندارم، عرض کردم که

اللیل والنهار;953287 نوشت:

ببنید این صددرصد کجاش گره داره که نمیزاره اون گره باید باز بشه

خب برای هر کسی متفاوت هست، ولی حتما طوری بوده که ناامیدم کرده.

zeos_403;953289 نوشت:

الان من واسطه از کجا پیدا کنم وقتی خانواده کلا براشون مهم نیست.

یه تاپیک دیگه بزنید و از مشاورهای سایت کمک بخواید که چطوری با خانوادتون صحبت کنید
واسطه هم که معلومه گفتم تو مسجد و اینجور جاها ادم دست به خیر زیاده
در آینده نزدیک بنده هم باید همچین تاپیکی بزنم برای صحبت با خانواده چون هنوز به خانوادم نگفتم قصد ازدواج دارم و همه خواستگارا رو رد میکنند از جانب خودشون!

zeos_403;953290 نوشت:
نه ندارم، عرض کردم که

خب برای هر کسی متفاوت هست، ولی حتما طوری بوده که ناامیدم کرده.

عجب مگه میشه نه خاله نه عمه خواهر همه گزینه هایی که میتونستند کمکتون کنند Smile
خب در این صورت همون راهکارهای سرکار یاعلی

یه بزرگتر پدر بزرگی مادر بزرگی بگید به شوخی که یه نصیحت بکنند پدر مادر تون رو

مطمئنا بگردید مورد مناسب هم پیدا میشه

البته اول رو اون صددرصد باید کار کنید که بتونید یه حرکت بزنید

موفق باشید

یا علے;953291 نوشت:
یه تاپیک دیگه بزنید و از مشاورهای سایت کمک بخواید که چطوری با خانوادتون صحبت کنید
واسطه هم که معلومه گفتم تو مسجد و اینجور جاها ادم دست به خیر زیاده
در آینده نزدیک بنده هم باید همچین تاپیکی بزنم برای صحبت با خانواده چون هنوز به خانوادم نگفتم قصد ازدواج دارم و همه خواستگارا رو رد میکنند از جانب خودشون!

دیگ چطور نداره من هر مدلی باهاشون صحبت کردم ۳ ساله میگم آقا خانوم مادر پدر وضعیت من خرابه، همیشه وعده سر خرمن میدن و تموم.

مادر من حاضر نیست بره برای پسره دانشجوش و سربازی نرفتش رو بندازه و دنبال دختر باشه

دختررو خودم باید پیدا کنم باهاش صحبت کنم بله رو بگیرم بعد بگم مادرم طرف رو پیدا کردم بله رو هم گرفتم جمع کنید بریم خواستگاری Fool

الان هستن پسرایی که شاید وضع اقصادی خوبی نداشته باشند ولی کمترین شرایط اقتصادی برای ازدواج رو دارن ولی کاری نمیتونن بکنن و میرم سمت دوستی یا تنهایی میگذرونن

zeos_403;953276 نوشت:
من که خودم هنوز نفهمیدم کجای کار میلنگه

سلام داداش
سوال مرا دوباره بخوانید تا متوجه بشوید کجای کار می‌لنگد!
مشکل اساسی این است که اکثر ماها
"اصلاً نمی‌دانیم برای چه می‌خواهیم ازدواج کنیم!"

بیشتر پاسخ هایی هم که داده می‌شود یا بیان یک نیاز جزئی است (و نه کل و اصل) ، مثل نیاز جنسی و عاطفی
یا اینکه پاسخ هایی است بیشتر شعاری و با ظاهر قشنگ که باز هم معنا و مفهوم آن مشخص نیست
برای نمونه:

یا علے;953157 نوشت:
هدف اصلی ازدواج کمک به هم برای رشد معنوی و...است

خانوم خوب;953167 نوشت:
زن و مرد مکمل و مایه ی آرامش , شکوفایی , شادی و پرورش همدیگه هستند.
زن بدون مرد ناقصه و برعکس.مسلما جاذبه ی بسیار قوی بین دو مکمل هست.همین دلیل ازدواج و نیاز اوناست.
هر آدمی هم که به این سنت الهی پشت پا میزنه ناقصه چون یه مرحله تکاملشو متوقف کرده

البته قصد جسارت به فرمایش خانمها "یاعلی" و "خانم خوب" را ندارم
اتفاقاً خوشحالم که این دو بزرگوار دلایلی برای ارائه داشتند و نظرشان را گفتند. نظرشان هم محترم است

منتهی حرفم این است که اینها ملاک هایی کلی و نامفهوم هستند. آرامش و شکوفایی دقیقاً یعنی چه؟
آیا کسی از دوستان می‌تواند این آرامش ، شکوفایی و تکامل را توضیح بدهد؟
جور دیگری می‌پرسم. آیا دخترها و پسرها زمانی که قصد می‌کنند ازدواج کنند ، به منظور تکامل و شکوفایی اقدام به ازدواج میکنند؟
یعنی احساس نیاز به تکامل دارند که می‌روند سراغ ازدواج؟

اللیل والنهار;953287 نوشت:
خواهر ندارید مادرتون خاله عمه بسپرید براتون اونی که دوست دارید پیدا کنند

یا علے;953286 نوشت:
باید از چند نفر بخواید واسطه بشوند همین

من دقیقاً به همین روش ازدواج کردم
همسرم زن بسیار خوبی است اما خواسته‌ها و دنیای ما تفاوت های اساسی با هم دارد
اگر دوباره به دوران مجردی برگردم ، خودم همسرم را انتخاب می‌کنم. البته درچهارچوب شرعی و با کمک گرفتن از بزرگترها
اما اینکه یک نفر واسطه یا مادر و خواهر را مامور کنم ، به هیچ عنوان!
(کاش زندگی دنده عقب داشت....)

Reza-D;953319 نوشت:
اگر دوباره به دوران مجردی برگردم ، خودم همسرم را انتخاب می‌کنم. البته درچهارچوب شرعی و با کمک گرفتن از بزرگترها

باسلام منظور بنده این نبود هرچی اونا پسندیدند

خانومها می تونند واسطه بشن برای پیدا کردن دخترهایی که مد نظر این آقا هست

مطمئنا از روش خودشون که رفتن سراغ دخترا بهتره باعث فراری دادن دختره هم نمیشن

تصمیم نهایی رو خودشون میگیرند که بخواهندبا اونی که پیشنهاد داده خاله عمه مادر خواهر ازدواج کنه یا نه

منظورم این بود نه قبول کردن بی چون و چرا

Reza-D;953317 نوشت:
یعنی احساس نیاز به تکامل دارند که می‌روند سراغ ازدواج؟

سلام بر شما
خدا قوت
بله.از آنجایی که با ازدواج نیمی از ایمان انسان کامل میشه به شخصه دنبال رشد معنویم و اینکه نمیخوام دختر بمونم میخوام مادر باشم.
ایا مادر شدن یا پدر شدن شکوفایی نیست؟
مسلما آرامشی که زوجه به زوج یا برعکس میده خیلی بیشتر از بقیه ی اعضای خانوادست.
جناب شما که ازدواج کردید این مسایلو بهتر میدونید.احتیاجی به توضیح ندارید وقتی این مراحلو گذروندید.امیدوارم پدر هم شده باشید.@};-

سلام

در جمع بندی پستها تا اینجا، عللی که برای بالا رفتن سن ازدواج گفته شده است:

ترس از زندگی (با توجه به تحلیل زندگی دیگران)
سخت گیری والدین(کمال گرایی)
سخت گیری جوانان(کمال گرایی)
نبود واسطه
تغییر ارزشها و اولویت ها
تعریف نامشخص از ازدواج
تصور مبهم از خوشبختی و شادکامی
عدم آگاهی از هدف و چرایی ازدواج
توقع بیجا و نامناسب از همسر در قبل از ازدواج
تغییر سبک زندگی

اگر مواردی از قلم افتاد دوستان اضافه کنند .

Reza-D;953319 نوشت:
من دقیقاً به همین روش ازدواج کردم
همسرم زن بسیار خوبی است اما خواسته‌ها و دنیای ما تفاوت های اساسی با هم دارد
اگر دوباره به دوران مجردی برگردم ، خودم همسرم را انتخاب می‌کنم. البته درچهارچوب شرعی و با کمک گرفتن از بزرگترها
اما اینکه یک نفر واسطه یا مادر و خواهر را مامور کنم ، به هیچ عنوان!
(کاش زندگی دنده عقب داشت....)

سلام جنابِ رضا
نمیفهمم اگه واسطه قرار ندهید چطور خودتون طرف رو قراره پیدا کنید؟برید مستقیما رفیق بشید؟!
منظور بنده هم این نبود برای کسی زن انتخاب کنند و به زور بگویند ازدواج کنند بلکه واسطه فقط درحد معرفی منظورم بود.

خانوم خوب;953321 نوشت:
ایا مادر شدن یا پدر شدن شکوفایی نیست؟

لزوماً خیر ، باعث شکوفایی نیست
ضمناً من از خود ازدواج پرسیدم نه والد شدن

خانوم خوب;953321 نوشت:
مسلما آرامشی که زوجه به زوج یا برعکس میده خیلی بیشتر از بقیه ی اعضای خانوادست

خب این دلیل قابل بحث است. بیشتر توضیح بدهید لطفاً

Reza-D;953327 نوشت:
ضمناً من از خود ازدواج پرسیدم نه والد شدن

باید ازدواجی صورت بگیره تا طرف مادر یا پدر بشه.یک خانوم ازدواج کرده صد البته از یک دخترخانوم کاملتره.
توضیح خاصی ندارم.فکر کنم جملم قابل درک بود.احساسات و عواطف و نیازهای دیگه که طرف از همسر آینده دریافت میکنه باعث آرامش میشه.

Reza-D;953317 نوشت:
سلام داداش
سوال مرا دوباره بخوانید تا متوجه بشوید کجای کار می‌لنگد!
مشکل اساسی این است که اکثر ماها
"اصلاً نمی‌دانیم برای چه می‌خواهیم ازدواج کنیم!"

بیشتر پاسخ هایی هم که داده می‌شود یا بیان یک نیاز جزئی است (و نه کل و اصل) ، مثل نیاز جنسی و عاطفی
یا اینکه پاسخ هایی است بیشتر شعاری و با ظاهر قشنگ که باز هم معنا و مفهوم آن مشخص نیست


سلام

شما که بنده رو میشناسید با هم توی این انجمن استخوان خورد کردیم :d (البته نام‌کاربری رو تغییر دادم نمیدونم شناختید یا خیر) در هر صورت اطلاع دارید که بنده اهل شعار دادن و حرف غیر منطقی زدن نیستم، از همون ۳ سال پیش که تاپیک ها هم موجود هست دلایل من به شکل زیر بوده و هست:

نقل قول:

دلایل:
- رفع نیازه عاطفی
- رفع نیازه جنسی
- احساس نیاز شدید به همدم
- زدودن فکر از افکار مخرب

مورد ۱ و ۳ مربوط به نیاز های روحی و عاطفی و در کل احساس آرامش در زندگی هست! آرامشی که خب به غیر از همسر و معشوق کس دیگری نمیتواند برآورده کند.
شاید موارد بالا از نظر شما کلی گویی یا نیاز جزئی باشند ولی برای ما اینطور نیست و کل زندگیمون تحت شعاع این مسائل هست.

و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها؛ از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید. (روم، آیه 21)

دوست عزیز فک میکنم با دید منفی داری میخونی و جواب میدی،من چیزی که تو خانم ها دیدم رو گفتم شاید براتون مفید باشه. همینطور که میبین خیلی میزان ازدواج کم شده. و آمار طلاق هم بیشتر شده . یکی از علتهاش میتونه اخلاق باشه . و امیدوارم ناراحت نشی دوست عزیز اما خیلی تند برخورد میکنی

[="3"]سلام

بالا رفتن سن ازدواج

ازدواج
سن ازدواج
اینا تعریف بشن ،فکر کنم مسیر هموارتر بشه

اینطور که به نظر میاد ،دیگه هیچ کس نمیخاد علامه حلی بشه،البته که انقدر ازدواج رو سخت کردن،خودش شده معضل ازدواج
به قول یه بنده خدایی،خدا لعنت کنه باعث و بانی اینو،اهل دیاثت،فکر ازدواج شیعه خونه امام زمان نیستن
یا ابا صالح المهدی ادرکنا[/]

باسلام
هیچ چیزی به زیبایی ازدواج نیست
ان شاءاله درآینده از تجربه ی شخصیم خواهم نوشتم

Infinity;953169 نوشت:
سوضن نداریم واققعیت جامعه رو میبینیم مرد خوب و پایبند واسه دهه 40 و 30 بود اونم نه همه تازه.من یک نفر ندیدم از اطرافیان قبل ازدواج از دوست دختر تا صیغه حتما یکیش بوده خب منی که نرفتم دنبالش قراره خیلی چیزامو تو این ازدواج هزینه کنم نمیخوام درصورت خیانت اقا فقط من شکست بخورم اون خوش خوشانش
بله وقتی برای شرکت تو سیمنار علمی شوهرت لج کنه ممنوع الخروجت کنه من کم از بردگی نمیدونم اجازه اشتغال تحصیلت باشه با اون به نظرتون ازادگی؟
بعد ببخشید هدف اصلی چیه؟جز کمال انسان این همه در اسلام سخنان پیامبر و امامان به دانش اندوزی و کسب علم توصیه شده یعنی فقط برای اقایونه؟
کمال چیزی نیست که با شوهر کردن و خدمت کردن بهش به دست بیاد.

شاید برای دوستان انجمن دغدغه های ایشون عجیب باشه و به نظر غیر طبیعی باشه.ولی برای درک این دیدگاه توجه شما را به این مطلب جلب می کنم.
آبراهام مزلو، روان‌شناس معروف، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال 1943 مطرح نمود.
طبق تعریف مزلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد:
1- نیازهای فیزیولوژیکی
این نیازها شامل ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین نیازهایی هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مزلو عقیده داشت که این‌ها اساسی‌ترین و غریزی‌ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند زیرا تا این‌ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی‌گیرند.

2- نیازهای امنیتی
نیازهای امنیتی نیز برای بقا اهمیت دارند امّا به اهمیت نیازهای فیزیولوژیکی نیستند. نمونه‌هایی از نیازهای امنیتی عبارت است از تمایل به داشتن شغل ثابت، بیمه پزشکی، همسایگان بی‌خطر و سرپناهی در مقابل محیط.

3- نیازهای اجتماعی یا نیازهاى تعلق پذیرى و عشق
این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. عضویت در گروه‌های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد.

4- نیازهای احترامی
پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام واقع شدن، اهمیت فزاینده‌ای می‌یابد. این نیازها شامل نیاز به چیزهایی است که در احترام به خود، ارزش‌های شخصی، شناخت اجتماعی و پیشرفت، انعکاس می‌یابد.

5- نیازهای خودشکوفایی
این بالاترین سطح نیازها در سلسله مراتب مزلو است. انسان‌های خودشکوفا، افرادی هستند خودآگاه، علاقه‌مند به رشد شخصی، کم‌توجه به عقاید دیگران و علاقه‌مند به ارضاء توانائی‌های بالقّوه خود.


مى توان سلسله مراتب نیازهاى مزلو را چون نردبانى پنداشت که باید پیش از رفتن به پله دوم پاى خود را روى پله اول و پیش از پله سوم، روى پله دوم گذاشت، الى آخر. از این رو، پایین ترین و نیرومندترین نیاز، باید پیش از بروز نیاز طبقه دوم برآورده شده باشد و سلسله مراتب به همین ترتیب پیش برود تا پنجمین یا نیرومندترین نیاز، یعنى تحقق خود پدیدار شود. بدین ترتیب، شرط اولیه دست یافتن به تحقق خود، ارضاى چهار نیازى است که در سطوح پایین تر این سلسله مراتب قرار گرفته اند. به دیگر سخن، تحقق خود (خودشکوفایى) عالى ترین سطح سلسله مراتب مزلو است، اما مرتبه اى است که او احساس مى کرد که معدودى از انسان ها، براساس شالوده اى استوار، به آن رسیده و در آن متمکن شده اند. با توجه به اینکه در الگوى مزلو، هر مرحله به مرحله قبلى وابسته است، هر فرد باید در هر مرحله جدید از زندگى خود، تا اندازه اى این نیازها را از نو ارزیابى کند.

امین;953392 نوشت:

شاید برای دوستان انجمن دغدغه های ایشون عجیب باشه و به نظر غیر طبیعی باشه.ولی برای درک این دیدگاه توجه شما را به این مطلب جلب می کنم.

آبراهام مزلو، روان‌شناس معروف، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال 1943 مطرح نمود.
طبق تعریف مزلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد: 1- نیازهای فیزیولوژیکی
این نیازها شامل ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین نیازهایی هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مزلو عقیده داشت که این‌ها اساسی‌ترین و غریزی‌ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند زیرا تا این‌ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی‌گیرند.

2- نیازهای امنیتی
نیازهای امنیتی نیز برای بقا اهمیت دارند امّا به اهمیت نیازهای فیزیولوژیکی نیستند. نمونه‌هایی از نیازهای امنیتی عبارت است از تمایل به داشتن شغل ثابت، بیمه پزشکی، همسایگان بی‌خطر و سرپناهی در مقابل محیط.

3- نیازهای اجتماعی
این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. عضویت در گروه‌های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد.

4- نیازهای احترامی
پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام واقع شدن، اهمیت فزاینده‌ای می‌یابد. این نیازها شامل نیاز به چیزهایی است که در احترام به خود، ارزش‌های شخصی، شناخت اجتماعی و پیشرفت، انعکاس می‌یابد.

5- نیازهای خودشکوفایی
این بالاترین سطح نیازها در سلسله مراتب مزلو است. انسان‌های خودشکوفا، افرادی هستند خودآگاه، علاقه‌مند به رشد شخصی، کم‌توجه به عقاید دیگران و علاقه‌مند به ارضاء توانائی‌های بالقّوه خود.


مى توان سلسله مراتب نیازهاى مزلو را چون نردبانى پنداشت که باید پیش از رفتن به پله دوم پاى خود را روى پله اول و پیش از پله سوم، روى پله دوم گذاشت، الى آخر. از این رو، پایین ترین و نیرومندترین نیاز، باید پیش از بروز نیاز طبقه دوم برآورده شده باشد و سلسله مراتب به همین ترتیب پیش برود تا پنجمین یا نیرومندترین نیاز، یعنى تحقق خود پدیدار شود. بدین ترتیب، شرط اولیه دست یافتن به تحقق خود، ارضاى چهار نیازى است که در سطوح پایین تر این سلسله مراتب قرار گرفته اند. به دیگر سخن، تحقق خود (خودشکوفایى) عالى ترین سطح سلسله مراتب مزلو است، اما مرتبه اى است که او احساس مى کرد که معدودى از انسان ها، براساس شالوده اى استوار، به آن رسیده و در آن متمکن شده اند. با توجه به اینکه در الگوى مزلو، هر مرحله به مرحله قبلى وابسته است، هر فرد باید در هر مرحله جدید از زندگى خود، تا اندازه اى این نیازها را از نو ارزیابى کند.

امام باقر(ع) به زنی که میخواست بدون ازدواج، به کمال برسد فرمود:

این کار را نکن. اگر خودداری از ازدواج، فضیلت و کمالی را در پی داشت، فاطمه(س) به درک این فضیلت، شایسته تر از تو بود

باسلام

خداقوت

این موضوع شامل کدام یک از مراتب که فرمودید میشه؟

Infinity;953169 نوشت:
کمال چیزی نیست که با شوهر کردن و خدمت کردن بهش به دست بیاد.

اللیل والنهار;953396 نوشت:
امام باقر(ع) به زنی که میخواست بدون ازدواج، به کمال برسد فرمود:

این کار را نکن. اگر خودداری از ازدواج، فضیلت و کمالی را در پی داشت، فاطمه(س) به درک این فضیلت، شایسته تر از تو بود

باسلام

خداقوت

این موضوع شامل کدام یک از مراتب که فرمودید میشه؟

سلام.
چرا باید احادیث و عمل معصومین علیه السلام رو با یه سری حرفهای نامعلوم روانشناسان غربی (البته اون ایرانی هاش هم از غرب گرفتن) مقایسه کنیم .
منابع دینی خودمون کم بود باید بیفتیم دنبال یه مشت سلسله مراتبی که دیگران ساختن.

اللیل والنهار;953396 نوشت:
امام باقر(ع) به زنی که میخواست بدون ازدواج، به کمال برسد فرمود:

این کار را نکن. اگر خودداری از ازدواج، فضیلت و کمالی را در پی داشت، فاطمه(س) به درک این فضیلت، شایسته تر از تو بود

باسلام

خداقوت

این موضوع شامل کدام یک از مراتب که فرمودید میشه؟

اگر توجه کنید ایشان به لحاظ امنیتی دچار خلأ هستند و تا زمانیکه نیاز به امنیت ایشان برطرف نشود، نمی تواند وارد مرحله سوم (نیازهای اجتماعی یعنی نیاز به عشق)بشود.ایشان به علت بی عدالتی هایی که از محیط مشاهده کرده است و یا خود قربانی آن بوده از وارد شدن به مرحله سوم می ترسد.

ابراهیم ا;953399 نوشت:
سلام.
چرا باید احادیث و عمل معصومین علیه السلام رو با یه سری حرفهای نامعلوم روانشناسان غربی (البته اون ایرانی هاش هم از غرب گرفتن) مقایسه کنیم .
منابع دینی خودمون کم بود باید بیفتیم دنبال یه مشت سلسله مراتبی که دیگران ساختن.

باسلام بنده مقایسه نکردم

میخوام با فرمایش این خواهر بزرگوار و این مراتب به سوالی که در ذهن دارم برسم اجازه بدید کارشناس محترم پاسخ بدن

باتشکر
یاحق

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

امین;953392 نوشت:

شاید برای دوستان انجمن دغدغه های ایشون عجیب باشه و به نظر غیر طبیعی باشه.ولی برای درک این دیدگاه توجه شما را به این مطلب جلب می کنم.

آبراهام مزلو، روان‌شناس معروف، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال 1943 مطرح نمود.
طبق تعریف مزلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد: 1- نیازهای فیزیولوژیکی
این نیازها شامل ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین نیازهایی هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مزلو عقیده داشت که این‌ها اساسی‌ترین و غریزی‌ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند زیرا تا این‌ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی‌گیرند.

2- نیازهای امنیتی
نیازهای امنیتی نیز برای بقا اهمیت دارند امّا به اهمیت نیازهای فیزیولوژیکی نیستند. نمونه‌هایی از نیازهای امنیتی عبارت است از تمایل به داشتن شغل ثابت، بیمه پزشکی، همسایگان بی‌خطر و سرپناهی در مقابل محیط.

3- نیازهای اجتماعی یا نیازهاى تعلق پذیرى و عشق
این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. عضویت در گروه‌های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد.

4- نیازهای احترامی
پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام واقع شدن، اهمیت فزاینده‌ای می‌یابد. این نیازها شامل نیاز به چیزهایی است که در احترام به خود، ارزش‌های شخصی، شناخت اجتماعی و پیشرفت، انعکاس می‌یابد.

5- نیازهای خودشکوفایی
این بالاترین سطح نیازها در سلسله مراتب مزلو است. انسان‌های خودشکوفا، افرادی هستند خودآگاه، علاقه‌مند به رشد شخصی، کم‌توجه به عقاید دیگران و علاقه‌مند به ارضاء توانائی‌های بالقّوه خود.


مى توان سلسله مراتب نیازهاى مزلو را چون نردبانى پنداشت که باید پیش از رفتن به پله دوم پاى خود را روى پله اول و پیش از پله سوم، روى پله دوم گذاشت، الى آخر. از این رو، پایین ترین و نیرومندترین نیاز، باید پیش از بروز نیاز طبقه دوم برآورده شده باشد و سلسله مراتب به همین ترتیب پیش برود تا پنجمین یا نیرومندترین نیاز، یعنى تحقق خود پدیدار شود. بدین ترتیب، شرط اولیه دست یافتن به تحقق خود، ارضاى چهار نیازى است که در سطوح پایین تر این سلسله مراتب قرار گرفته اند. به دیگر سخن، تحقق خود (خودشکوفایى) عالى ترین سطح سلسله مراتب مزلو است، اما مرتبه اى است که او احساس مى کرد که معدودى از انسان ها، براساس شالوده اى استوار، به آن رسیده و در آن متمکن شده اند. با توجه به اینکه در الگوى مزلو، هر مرحله به مرحله قبلى وابسته است، هر فرد باید در هر مرحله جدید از زندگى خود، تا اندازه اى این نیازها را از نو ارزیابى کند.

https://www.aparat.com/v/LKxbc[/][/][/]

ابراهیم ا;953399 نوشت:
امام باقر(ع) به زنی که میخواست بدون ازدواج، به کمال برسد فرمود:

این کار را نکن. اگر خودداری از ازدواج، فضیلت و کمالی را در پی داشت، فاطمه(س) به درک این فضیلت، شایسته تر از تو بود

باسلام

خداقوت

این موضوع شامل کدام یک از مراتب که فرمودید میشه؟
سلام.
چرا باید احادیث و عمل معصومین علیه السلام رو با یه سری حرفهای نامعلوم روانشناسان غربی (البته اون ایرانی هاش هم از غرب گرفتن) مقایسه کنیم .
منابع دینی خودمون کم بود باید بیفتیم دنبال یه مشت سلسله مراتبی که دیگران ساختن.

نظریه مزلو منافاتی با فرمایش امام باقر(علیه السلام)ندارد.نظریه سلسله مراتب نیازها به ما کمک می کند که بتوانیم رفتار انسانها را تحلیل کنیم و ریشه مشکلات را دریابیم.امیدوارم متوجه نکته ای که عرض کردم شده باشید.

ریحــانه الــنبی;953322 نوشت:
ترس از زندگی (با توجه به تحلیل زندگی دیگران)
سخت گیری والدین(کمال گرایی)
سخت گیری جوانان(کمال گرایی)
نبود واسطه
تغییر ارزشها و اولویت ها
تعریف نامشخص از ازدواج
تصور مبهم از خوشبختی و شادکامی
عدم آگاهی از هدف و چرایی ازدواج
توقع بیجا و نامناسب از همسر در قبل از ازدواج
تغییر سبک زندگی

اگر مواردی از قلم افتاد دوستان اضافه کنند .

سلام.
جمع بندی خوبی هست.

موضوع اقتصاد رو هم باید اضافه کرد.

به نظر من کلا اهمیت ندادن به توصیه های دینی در امر ازدواج از مهمترین عوامل هست.

باز هم به اعتقاد من خیلی از نظرات دیگه شاید بدرد آدمهای غیر مذهبی بخوره.

موضوع قفل شده است