جمع بندی بالاخره بدعت یا استحباب؟

تب‌های اولیه

43 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بالاخره بدعت یا استحباب؟

اسکن دینی های عزیز سلام،
امروز با یه دوست اهل تسنن بحث میکردیم موضوع به بدعت کشید. میگفت توی اذان "اشهد ان علی ولی الله" اضافه شده و این یعنی بدعت. گفتم به قصد استحباب میگیم. گفت پس به قصد استحباب خیلی از احکام رو میشه تغییر داد بدون اینکه بدعت محسوب بشه. خب فکر کردم راستم میگه الان و عجل فرجهم بعد از صلوات در نماز و موارد دیگه ای در جاهای دیگه ای از دین دیدم. خب اگه بخواهیم همه رو استحباب بدونیم که نمیشه. اینجوری میشه سوء استفاده از واژه استحباب. ضمن اینکه این کار باعث میشه اعمال دینی خیلی از افراد هم اشتباه بشه. مثلا خیلی از افراد نمیدونن که اشهد ان علی ولی الله جز اذان نیست، و یا و عجل فرجهم جز صلوات بعد از تشهد نیست و اگه جزئی از نماز بدونن نمازشون باطله. خب من دیدم خیلی ها خبر ندارن از جمله خودم. هیچ اشکالی نداره در حالت مستحب بعد از صلوات و عجل فرجهم گفته بشه و یا سایر اذکار چه بسا که خیلی هم زیباتر میشه. ولی آیا این ندانستن و ناآگاهی مردم، فرصتی نشده برای افراد بدنیت که به این روش اعمال عبادی بندگان خدا رو ضایع کن!؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدرا

programmer1;936608 نوشت:
اسکن دینی های عزیز سلام،
امروز با یه دوست اهل تسنن بحث میکردیم موضوع به بدعت کشید. میگفت توی اذان "اشهد ان علی ولی الله" اضافه شده و این یعنی بدعت. گفتم به قصد استحباب میگیم. گفت پس به قصد استحباب خیلی از احکام رو میشه تغییر داد بدون اینکه بدعت محسوب بشه. خب فکر کردم راستم میگه الان و عجل فرجهم بعد از صلوات در نماز و موارد دیگه ای در جاهای دیگه ای از دین دیدم. خب اگه بخواهیم همه رو استحباب بدونیم که نمیشه. اینجوری میشه سوء استفاده از واژه استحباب.

[=&amp]با سلام و عرض ادب

[/]
[=&amp]شيعيان در اذان پس از شهادت بر رسالت پيامبر گرامى(صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم)، بر ولايت اميرمؤمنان على بن ابى طالب(عليه السَّلام) گواهى مى دهند، و اين مسأله در تمام بلاد شيعى مشاهده مى شود، در اين باره توضيح چند نكته ضرورى است:[/]

[=&amp]1. همه ی فقهاى شيعه بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه شهادت ثالثه «شهادت بر ولايت على (عليه السَّلام)» جزء اذان تشریع شده نبوده؛ لذا هنگامى كه فصول اذان را مى شمارند، آن را هجده فصل بيشتر نمى دانند كه عبارتند از:[/]

«4 تكبير، 2 بار شهادت بر وحدانيت خدا، 2 بار شهادت بر رسالت پيامبر(صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم)، 2 بار «حى على الصلاة»، 2 بار «حى على الفلاح»، 2 بار «حى على خير العمل»، 2 تكبير و 2 بار تهليل».

[=&amp]2. بر این اساس اگر فردى با علم به عدم جزئیت، آنرا در فقرات اذان و اقامه بگوید، چنین امری بدعت بوده وشخص مرتکب کار حرامى شده است.[/]

[=&amp]3. شهادت سوم در اذان، بدون قصد جزئيت(رجاءً و یا به عنوان مطلوبیت نفس چنین ذکری) جايز و يا مستحب بوده و اين استحباب، دو مبنا دارد:

[/] [=&amp]الف: على (عليه السَّلام) به حكم قرآن[=&amp][1][/] و احاديث رسول گرامى (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم)، ولىّ خدا ومؤمنین است.[=&amp][2][/][/] [=&amp]

ب: روایت قاسم بن معاویة از امام صادق (عليه السَّلام) که آنحضرت فرمودند: هر گاه به رسالت پيامبر (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) شهادت داديد بر ولايت على (عليه السَّلام) نيز گواهى دهيد: «إِذا قَالَ أَحدكُمْ لا إِلهَ الّا اللّه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه، فَلْيَقُل عَلىٌّ وَلِىُ اللّه».[=&amp][3][/][/]

[=&amp]4. در این میان برخی از فقهای شیعه به واسطه ی وجود برخی از اخبار خاص که حاکی از استحباب چنین عملی در اذان بوده، قائل به استحباب چنین عملی به عنوان جزء مستحبی و نه جزء واجب در اذان شده اند،‌[=&amp][4][/] که مبنای چنین گروهی تمسک به قاعده ی تسامح در ادله ی سنن می باشد.[=&amp][5][/]

در مقابل برخی دیگر از فقها معتقدند در مورد شهادت ثالثه به واسطه ی گفتار شیخ صدوق(ره) که معتقد به جعل این روایات بوده و همچنین نظر شیخ طوسی(ره) که این اخبار را شاذ دانسته است،[=&amp][6][/] امکان تمسک به چنین قاعده ای در مورد این اخبار وجود نداشته؛ لذا گفتن این ذکر تنها باید به قصد روایات عامی باشد که در آنها شهادت به ولایت بعد از ذکر شهادت به رسالت به شکل مطلق مستحب دانسته شده است.[=&amp][7][/][/]

[=&amp]5. با توجه به اینکه در مورد شهادت ثالثه به طور عام و خاص روایاتی موجود است، نمی توان چنین عملی در اذان را (به عنوان مطلوبیت نفس چنین ذکری و ‌نه به عنوان جزئیت)‌ متصف به بدعت نمود؛ زیرا اصطلاحا بدعت در مورد افزودن و یا کاستنی است که قائم به دلیلی شرعی (چه از عمومات و چه از ادله ی خاص) نباشد؛ در حالی که در مورد شهادت ثالثه چنین نبوده و گفتن چنین شهادتی در اذان به قصد قربت مطلقه اشکالی نداشته؛ زیرا چنین امری منطبق بر روایات عام (روایاتی که به صورت کلی بیان داشته که شهادت به ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام مطلوبیت دارد) بوده؛ همچنین بر اساس مبنای کسانی که قاعده ی تسامح در ادله ی سنن را شامل روایات خاص(روایاتی که بیانگر آنند که شهادت به ولایت در اذان مشروع است که سند این روایات ضعیف است) نیز می دانند؛‌ گفتن این شهادت به عنوان جزء مستحبی و نه واجب محکوم به بدعت نخواهد بود.[/] [=&amp]

ادامه دارد.[/]


[/HR] [=&amp][=&amp][1][/][/][=&amp] . المائده(5)،55: «إِنّما وليُّكُم اللّهُ ورسولُه وَالّذينَ آمَنُوا الّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاهَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاه وَهُمْ راكِعُون* وَمَنْ يَتَوَل اللّه وَرَسُولهُ وَالّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزبَ اللّه هُمُ الْغالِبُون». شان نزول این آیه تنها در مورد امیرالمومنین(علیه السلام) در روایات شیعه وسنی با اسانید مستفیض نقل شده است.
[/]

[=&amp][=&amp][2][/][/][=&amp] . مسند احمد، ج5، ص181، ح3061: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي‏»؛ سنن النسائي، ج‏5، ص45، ح8148: عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ: لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ نَزَلَ غَدِيرَ خُمٍّ، أَمَرَ بَدَوْحَاتٍ فَقُمِمْنَ ثُمَّ قَالَ«كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ، إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخِرِ، كِتَابَ اللَّهِ، وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ مَوْلَايَ، وَ أَنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ، ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ[=&amp][2][/] عَلِيٍّ فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ وَلِيُّهُ، فَهَذَا وَلِيُّهُ، اللهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ. وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»؛ و...[/]

[=&amp][=&amp][3][/][/][=&amp] . الاحتجاج، الطبرسی، ج1،ص158.
[/]

[=&amp][=&amp][4][/][/][=&amp] . رسائل و مسائل، النراقی، ج2، ص155: «قال المجلسی: ولا یبعد کون الشهادة بالولایة من الاجزاء المستحبة للأذان»؛ الحدائق الناضرة،‌البحرانی، ج7، ص404: «أقول لا يبعد كون الشهادة بالولاية من الاجزاء المستحبة للأذان لشهادة الشيخ و العلامة و الشهيد و غيرهم بورود الاخبار بها»؛ مستند الشیعة، النراقی، ج4، ص488: ««فلا بعد في القول باستحبابها فيه، للتسامح في أدلّته. و شذوذ أخبارها لا يمنع عن إثبات السنن بها، كيف؟! و تراهم كثيرا يجيبون عن الأخبار بالشذوذ، فيحملونها على الاستحباب».
[/]

[=&amp][=&amp][5][/][/][=&amp] . تَسامُح در ادلّهٔ سنن، قاعده[/][=&amp]‎[/][=&amp]ای فقهی است که فقها بر اساس آن، در ادله و مستندات احکام مستحب سخت[/][=&amp]‎[/][=&amp]گیری نمی[/][=&amp]‎[/][=&amp]کنند و شرایط احراز حجیت خبر واحد را ضروری نمی[/][=&amp]‎[/][=&amp]دانند. بر این اساس، ضعف سند روایتی که بیانگر حکم مستحب است، مانع عمل به آن نمی‌شود. دلیل این قاعده برخی روایات است که به اخبار «مَن بَلَغ» مشهورند.(ر.ک: ویکی شیعه،‌ مدخل: تسامح در ادله سنن).
[/]

[=&amp][=&amp][6][/][/][=&amp] . من لا يحضره الفقيه، ج‌1، ص 291‌ : «وَ الْمُفَوِّضَةُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ قَدْ وَضَعُوا أَخْبَاراً وَ زَادُوا فِي الْأَذَانِ- مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ مَرَّتَيْنِ وَ فِي بَعْضِ رِوَايَاتِهِمْ بَعْدَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَى بَدَلَ ذَلِكَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً مَرَّتَيْنِ وَ لَا شَكَّ فِي أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ وَ أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً وَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ لَيْسَ ذَلِكَ فِي أَصْلِ الْأَذَانِ وَ إِنَّمَا ذَكَرْتُ ذَلِكَ لِيُعْرَفَ بِهَذِهِ‌ الزِّيَادَةِ الْمُتَّهَمُونَ بِالتَّفْوِيضِ الْمُدَلِّسُونَ أَنْفُسَهُمْ فِي جُمْلَتِنَا»؛ النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، الطوسی، ص69: «أمّا ما روي في شواذّ الأخبار من قول: «أشهد انّ عليا وليّ اللّه و آل محمّد خير البريّة» فممّا لا يعمل عليه في الأذان و الإقامة. فمن عمل بها كان مخطئا. و لا بأس أن يقتصر الإنسان في حال الاستعجال في الأذان و الإقامة أو في حال السّفر و الضّرورة على مرة مرّة. و لا يجوز ذلك مع الاختيار».
[/]

[=&amp][=&amp][7][/][/][=&amp] . مصباح الفقیه، آغا رضا الهمدانی، ج11، ص314: ««أقول: و لو لا رمي الشيخ و العلّامة لهذه الأخبار بالشذوذ و ادّعاء الصدوق وضعها، لأمكن الالتزام بكون ما تضمّنته هذه المراسيل- من الشهادة بالولاية و الإمارة و أنّ محمّدا و آله خير البريّة- من الأجزاء المستحبّة للأذان و الإقامة، لقاعدة التسامح... و لكنّ التعويل على قاعدة التسامح في مثل المقام- الذي أخبر من نقل إلينا الخبر الضعيف بوضعه أو شذوذه- مشكل، فالأولى أن يشهد لعليّ عليه السّلام بالولاية و إمرة المؤمنين بعد الشهادتين قاصدا به امتثال العمومات الدالّة على استحبابه، كالخبر المتقدّم، لا الجزئيّة من الأذان أو الإقامة، كما أنّ الأولى و الأحوط الصلاة على محمّد و آله بعد الشهادة له بالرسالة بهذا القصد، و اللّه العالم». [/]

programmer1;936608 نوشت:
ضمن اینکه این کار باعث میشه اعمال دینی خیلی از افراد هم اشتباه بشه. مثلا خیلی از افراد نمیدونن که اشهد ان علی ولی الله جز اذان نیست، و یا و عجل فرجهم جز صلوات بعد از تشهد نیست و اگه جزئی از نماز بدونن نمازشون باطله. خب من دیدم خیلی ها خبر ندارن از جمله خودم. هیچ اشکالی نداره در حالت مستحب بعد از صلوات و عجل فرجهم گفته بشه و یا سایر اذکار چه بسا که خیلی هم زیباتر میشه. ولی آیا این ندانستن و ناآگاهی مردم، فرصتی نشده برای افراد بدنیت که به این روش اعمال عبادی بندگان خدا رو ضایع کن!؟


[=&amp]1) توجه به این نکته ضروری است که بر مکلف واجب است که احکام شرعی مورد نیازش را بیاموزد که در انجام آن دچار اشتباه نشود. با توجه به این نکته می گوئیم: اذان و اقامه از مقدمات نماز و خارج از حقیقت نماز بوده؛ لذا طهارت(از حدث و خبث) در اذان شرط صحت آن نبوده و(نفس) تکلّم در اثنای اذان و اقامه نیز مبطل آن نخواهد بود؛ در حالی که تکلّم در حین نماز موجب بطلان آن خواهد بود.[/]

مرحوم سیدشرف الدین عاملی در خصوص زیاد نمودن شهادت ثالثه در اذان می نویسند: [=&amp]
«كسى كه گفتن: «اشهد انّ امير المؤمنين عليّا ولى اللّه» را بدعت دانسته، به خطا رفته؛ زيرا معمولا مؤذنها در بين هر بندى، جمله ‏هايى از قبيل: [/]
[=&amp]«الصلاة و السلام عليك يا رسول اللّه»![/][=&amp] يا قبل از اذان مى‏ گويند: [/][=&amp]«الحمد للّه لم يتخذ صاحبة و لا ولدا» [/][=&amp]و غيره. در صورتى كه اينها از شارع مقدس در اذان نرسيده است و قطعا بدعت و حرام هم نيست؛ زيرا مؤذن ها آنها را جزء بندهاى اذان نمى ‏دانند؛ بلكه به ادله ی عمومى كه شامل آنها شود آن را ذكر مى‏ كنند، همينطور شهادت به ولايت على(عليه السّلام) نيز بعد از شهادت به رسالت پيغمبر اكرم(صلّى اللّه عليه ‏و آله) همان حكم را دارد.[/] [=&amp]علاوه بر آن، سخنان كوتاه آدميان، اذان و اقامه را باطل نمى‏ كند و گفتن آن در اثناى اذان و اقامه، حرام نيست. پس اين حرام و بدعت از كجا آمد است. و منظور از اين تفرقه انداختن در بين صفوف‏ مسلمين‏ در اين عصر چيست»![=&amp][1][/][/]

[=&amp]2) زیاد نمودن «[/][=&amp]وعجل فرجهم بعد از صلوات در تشهد[/][=&amp]» موجب بطلان نماز نخواهد بود؛ زیرا چنین امری دعا بوده و زیاد نمودن دعا در این موارد اشکالی نداشته که جهت اطلاع از این فتوا به این لینک مراجعه فرمائید.[/]

http://article.tebyan.net/238286/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%AC%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B4%D9%87%D8%AF

[=&amp]3) در فقه مذاهب اهل سنت نیز امر به همین منوال بوده؛ همچنان که احناف در مساله ی اذان بعد از شهادت به رسالت، گفتن سلام بر افرادی که به مصالح مسلمین مشغول بوده(همچون امیر و مفتی و قاضی) را جایز دانسته اند؛چنانچه چنین امری از ابو یوسف(شاگرد ابو حنیفه) نقل شده است:[/] [=&amp]«وَخَصَّ أبو يُوسُفَ الْأَمِيرَ وَكُلَّ من كان مُشْتَغِلًا بِمَصَالِحِ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُفْتِي وَالْقَاضِي وَالْمُدَرِّسِ بِنَوْعِ إعْلَامٍ بِأَنْ يَقُولَ السَّلَامُ عَلَيْك أَيُّهَا الْأَمِيرُ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الْفَلَاحِ الصَّلَاةَ يَرْحَمُك اللَّهُ»؛[=&amp][2][/][/][=&amp] و ابو یوسف، امیر و و هر کس را که به مصالح مسلمین مشغول بوده؛‌همچون مفتی و قاضی و مدرس را به نوعی از اعلام مخصوص دانسته، به اینکه در اذان (بعد از شهادت به رسالت) بگوید: السلام علیک ایها الامیر، حی علی الصلاة....».

[/]

[=&amp]و همچنان که از دیدگاه اهل سنت در برخی از مواضع نماز همچون بعد از قرائت سوره ی حمد توسط امام و یا بعد از خواندن تشهد توسط نمازگزار، گفتن «آمین» و خواندن دعا به زبان عربی جایز و یا مستحب می باشد.[=&amp][3][/][/]

[=&amp]موفق باشید.[/]


[/HR] [1] . اجتهاد در مقابل نص، سید عبدالحسین شرف الدین، ص 317.

[2] . البحر الرائق،‌ ابن نجیم الحنفی، ج1، ص275؛ المبسوط، السرخسی، ج1، ص239.

[3] . الموسوعة الکویتیة، ج20، ص265: «الدُّعَاءُ فِي الصَّلاَةِ: قَال الْحَنَفِيَّةُ وَالْحَنَابِلَةُ: يُسَنُّ الدُّعَاءُ فِي التَّشَهُّدِ الأْخِيرِ بَعْدَ الصَّلاَةِ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِمَا يُشْبِهُ أَلْفَاظَ الْقُرْآنِ، أَوْ بِمَا يُشْبِهُ أَلْفَاظَ السُّنَّةِ، وَلاَ يَجُوزُ لَهُ الدُّعَاءُ بِمَا يُشْبِهُ كَلاَمَ النَّاسِ كَأَنْ يَقُول: اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي فُلاَنَةَ، أَوِ اعْطِنِي كَذَا مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْمَنَاصِبِ. وَأَمَّا الْمَالِكِيَّةُ وَالشَّافِعِيَّةُ فَذَهَبُوا إِلَى أَنَّهُ: يُسَنُّ الدُّعَاءُ بَعْدَ التَّشَهُّدِ وَقَبْل السَّلاَمِ بِخَيْرَيِ الدِّينِ وَالدُّنْيَا، وَلاَ يَجُوزُ أَنْ يَدْعُوَ بِشَيْءٍ مُحَرَّمٍ أَوْ مُسْتَحِيلٍ أَوْ مُعَلَّقٍ، فَإِنْ دَعَا بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ بَطَلَتْ صَلاَتُهُ، وَالأْفْضَل أَنْ يَدْعُوَ بِالْمَأْثُورِ».

صدرا;937559 نوشت:
توجه به این نکته ضروری است که بر مکلف واجب است که احکام شرعی مورد نیازش را بیاموزد که در انجام آن دچار اشتباه نشود.

صدرا;937559 نوشت:
زیاد نمودن «وعجل فرجهم بعد از صلوات در تشهد» موجب بطلان نماز نخواهد بود؛ زیرا چنین امری دعا بوده و زیاد نمودن دعا در این موارد اشکالی نداشته که جهت اطلاع از این فتوا به این لینک مراجعه فرمائید.
http://article.tebyan.net/238286/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%AC%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B4%D9%87%D8%AF

ممنون جناب صدرا، لینک رو مشاهده کردم طبق پیش بینی‌ام شرط گذاشتن یعنی اگه به قصد دعا این ذکر به تشهد اضافه نشه، باعث بطلان میشه. ولی عرض اصلی بنده اینه چرا مستحبی به نماز اضافه بشه که به احتمال زیاد باعث بطلان نماز بشه، مسجد که میرم تو گفتگوهای دوستانه خیلی‌ها از این چیزها اصلا خبر ندارن! اصلا بعضی ها خبر ندارن چیزی با عنوان "به قصد ورود و به قصد دعا و ..." مطرحه. هر ذکری بهش بگی جزئی از نماز میکنه والسلام. بله هر کسی باید احکام شرعی‌اش رو یادبگیره. اونم تو شرایطی که واقعا خیلی از افراد حتی رساله رو یک دور نخوندن. افرادی که وقتی توی نماز به شک می افتن کل نماز رو از دوباره میخونن بدون اینکه بدونن دچار معصیت شدن!
یادم می آد به خاطر علاقه‌ای که دارم موضوعاتی مثل برنامه نویسی و ریاضی رو به صورت عمیق و دقیق با حواشی های زیادی دوست دارم آموزش بدم. درسته این کار برای یک شاگرد زرنگ و باهوش میتونه روند یادگیری آینده‌ای رو بهتر کنه، میزان ماندگاری علومی که فراگرفته رو بیشتر کنه و حتی در شرایطی که با مشکلات جدید مواجه بشه قدرت تحلیلش رو افزایش بده و خیلی از مزایای دیگه ولی کافیه شاگردت یک آدم معمولی باشه همین کار باعث میشه تا اصل موضوع رو نتونه یاد بگیره.

programmer1;937588 نوشت:
ممنون جناب صدرا، لینک رو مشاهده کردم طبق پیش بینی‌ام شرط گذاشتن یعنی اگه به قصد دعا این ذکر به تشهد اضافه نشه، باعث بطلان میشه. ولی عرض اصلی بنده اینه چرا مستحبی به نماز اضافه بشه که به احتمال زیاد باعث بطلان نماز بشه، مسجد که میرم تو گفتگوهای دوستانه خیلی‌ها از این چیزها اصلا خبر ندارن! اصلا بعضی ها خبر ندارن چیزی با عنوان "به قصد ورود و به قصد دعا و ..." مطرحه. هر ذکری بهش بگی جزئی از نماز میکنه والسلام. بله هر کسی باید احکام شرعی‌اش رو یادبگیره. اونم تو شرایطی که واقعا خیلی از افراد حتی رساله رو یک دور نخوندن. افرادی که وقتی توی نماز به شک می افتن کل نماز رو از دوباره میخونن بدون اینکه بدونن دچار معصیت شدن!

[=&amp]با سلام و عرض ادب

[/]

[=&amp]1) [/][=&amp]همچنان که به عرض عالی رسید وظیفه ی مکلّف در حیطه ی مباحث فقهی و نحوه ی انجام واجبات، یادگیری صحیح آنها است تا در مقام عمل بر خلاف دستورات شرع عمل نکند که موارد این جزئیات نیز زیاد بوده و منحصر به شهادت بر ولایت در اذان و اقامه نمی باشد؛[/]

[=&amp]2) [/][=&amp]نکته ی دیگری که در این باب حائز اهمیت است؛ تفاوتی است که بین واجبات و مقدمات خارج از آن وجود داشته، که بدیهی است اهتمام و دقت در انجام واجبات به مراتب بیشتر از مقدمات آنها بوده؛ لذا با اینکه فقها فتوا به مطلوبیت گفتن شهادت بر ولایت در اذان داده اند؛ اما با این حال گفتن این فقره را در تشهد نماز جایز نمی دانند.[/]

[=&amp]3) [/][=&amp]گفتن: «و عجل فرجهم» با گفتن: «اشهد انّ علیا ولی الله» متفاوت است، اولی دعا بوده؛ لذا مانعی از گفتن آن بعد از ذکر صلوات نیست؛ منتهی در نماز اگر گفت به قصد دعا بگوید؛ که گفته شد چنین امری در فقه شیعه و سنی جایز است و کسی دعای در نماز (در موارد آن) را موجب بطلان نماز نمی داند.[/] [=&amp]اما شهادت به ولایت دعا نبوده؛ بلکه خبر از یک حقیقت اعتقادی بوده که شیعه آنرا تنها در اذان و اقامه باز به قصد مطلوبیت و نه به قصد اینکه جزئی از فقرات اذان بوده می گوید. [/] [=&amp]در هر حال شناخت احکام مورد ابتلا بر همه ی مکلّفین امری واجب و لازم است.
[/]

[=&amp]موفق باشید.[/]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

programmer1;936608 نوشت:
اسکن دینی های عزیز سلام،
امروز با یه دوست اهل تسنن بحث میکردیم موضوع به بدعت کشید. میگفت توی اذان "اشهد ان علی ولی الله" اضافه شده و این یعنی بدعت

مسأله ى 232ـ اذان و اقامه مستحب است و شهادت سوم ـ خصوصا به قصد اذان يا اقامه ـ بدعت است و هرگز در روايتى حتّى ضعيف هم چنان شهادتى از اجزاى اذان و اقامه نيامده است چنان كه تمامى اين شهادت ها در ضمن سوره هايى در نماز بدعت است، كه هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد،

مثلاً شهادت و گواهى به تصديق معاد ـ كه از اركان دين است ـ در ضمن اذان ،اقامه يا در بين آيات سوره ى حمد در نماز كلاً بدعت است ـ

آرى پس از شهادت دوم كه «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدً رسول اللّه » است برحسب سنت محمّديه و بلكه بالاتر، سنت الهيّه، ضميمه ى آل رسول گرامى واجب است كه «صلى اللّه عليه و آله» بگويى، زيرا اين جمله مشتمل بر تمامى معصومان محمدى صلى الله عليه و آله وسلم پس از حضرتش مى باشد. ولى در ضمن اذان و اقامه و نماز و در ميان آيات حمد و سوره چنان چه گفته شد بدعت است.اما در تشهدِ نماز، صلوات بر آن حضرت و آلش از واجبات نماز مى باشد و در ركوع و سجود و قنوت هم از مستحبات است.

از نظر فقهای شیعه «اشهد ان علیا ولی الله» در اصل تشریع اذان نبوده است، از این‌رو آن را در شمار فرازهای اذان و اقامه نمی‌آورند.[۷]

شیخ صدوق اخباری را که بر جواز شهادت ثالثه در اذان و اقامه دلالت دارند، ساخته غلات می‌داند.[۸]

از نظر شیخ طوسی این روایات شاذ و عامل به آنها(کسی که در اذان و اقامه، شهادت ثالثه را بگوید) خطاکار و گناهکار است.[۹]

منبع: http://fa.wikishia.net/view/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%AB%D8%A7%D9%84%D8%AB%D9%87

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

اگر چه اعتقاد و اقرار به ولایت مولانا امام امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه» جزء ارکان دین است، ولی ذکر شهادت ثالثه در اذان و اقامه دلیل شرعی ندارد بلکه بدعت است و قصد رجاء هم درباره آن حرام است؛ چون عبادات توقیفی هستند،

ولی واجب است بعد از شهادت به رسالتِ پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم)، ذکر صلوات همراه با اضافه‌ی آل محمد(علیهم السلام) گفته شود که شامل تمامی معصومان محمّدی(علیهم السلام) می‌شود.

در ضمن تنها در صورتی، امری، جزء شعائر دینی محسوب می‌شود که از سوی شارع دین، به وسیله‌ی قرآن یا سنّت پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و سیره‌ی ائمه معصومین(علیهم السلام) مطرح شده باشد؛

و ما به وضوح می‌بینیم حتی در حدیثی که از وجود مقدّس امیرالمؤمنین(علیه السلام) در بحار الانوار (ج۸۱، ص۱۵۳) نقل شده، آن حضرت به هنگام تفسیر اذان، اشاره‌ای به شهادت ثالثه در اذان نفرموده، چون هرگز امری از طرف شارع مقدّس به اضافه کردن آن در اذان یا اقامه نشده،

بلکه شیخ صدوق، اضافه کنندگان شهادت ثالثه در اذان و اقامه را لعنت کرده، چنان‌که این لعنت در وسائل الشیعة، کتاب الصّلاة، ابواب اذان و اقامه، آخر باب ۱۹ نقل شده است.

و شیخ طوسی هم در نهایه ص۶۹ گوینده‌ی شهادت ثالثه در اذان و اقامه را خطاکار دانسته است.

پس کسی که عمداً شهادت ثالثه را به اذان و اقامه اضافه می‌کند در واقع خود را از أئمه‌ی معصومین(علیهم السلام) و خصوصاً از حضرت علی(علیه السلام) شیعه‌تر می‌داند بلکه خود را از شارع دین داناتر می‌داند «قُل أتُعَلِّمُونَ اللهَ بِدینِکُم» (حجرات،۱۶) بگو آیا خدا را به دینتان، آگاهی می‌دهید؟!

رضا ثقلین;937645 نوشت:

مسأله ى 232ـ اذان و اقامه مستحب است و شهادت سوم ـ خصوصا به قصد اذان يا اقامه ـ بدعت است و هرگز در روايتى حتّى ضعيف هم چنان شهادتى از اجزاى اذان و اقامه نيامده است چنان كه تمامى اين شهادت ها در ضمن سوره هايى در نماز بدعت است، كه هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد،

از نظر فقهای شیعه «اشهد ان علیا ولی الله» در اصل تشریع اذان نبوده است، از این‌رو آن را در شمار فرازهای اذان و اقامه نمی‌آورند.[۷]

شیخ صدوق

اخباری را که بر جواز شهادت ثالثه در اذان و اقامه دلالت دارند، ساخته غلات می‌داند.[۸]

از نظر شیخ طوسی این روایات شاذ و عامل به آنها(کسی که در اذان و اقامه، شهادت ثالثه را بگوید) خطاکار و گناهکار است.

[۹]

[=&amp]با سلام و عرض ادب

[/]
[=&amp]بر اساس آدرس لینکی که ارائه فرمودید مشهور فقهای شیعه قائل به استحباب شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت می باشند:[/]

از نظر بیشتر فقهای شیعه گفتن شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت (مستحبی که جزو اجزای اذان نیست) در اذان و اقامه جایز و یا مستحب است. [=&amp]

حال سؤال ما از شما (که مبلغ آرای مرحوم صادقی تهرانی و معتقد به اعلمیت و حقانیت ایشان از طریق خواب می باشید)‌ آن است که:[/] [=&amp]چگونه اکثر علمای شیعه که اعرف به حلال و حرام بوده، متوجه بدعت بودن چنین امری نشده اند و تنها ایشان متوجه چنین بدعتی شدند؟[/] [=&amp]

جناب آقای صادقی در تعریف بدعت نوشته اند: [/][=&amp]«البدعة إدخال ليس من الدين في الدين ام إخراج...فالبدعة معارضة للدين»؛[=&amp][1][/][/]

[=&amp]حال چگونه چنین عملی در صورت عدم اعتقاد به جزئیت آن بدعت و معارض دین محسوب شده؟ در حالی که ایشان خود مسائل مورد اختلاف میان علمای اسلام را از تحت دایره بدعت خارج دانسته اند: [/][=&amp]«فالمسائل المختلف فيها بين علماء الإسلام ليست لتتخذ ذريعة لتهمة البدعة»؟[=&amp][2][/][/]

[=&amp]البته خود جواب این سوال را داده اید:[/]
از نظر فقهای شیعه «اشهد ان علیا ولی الله» در اصل تشریع اذان نبوده است، از این‌رو آن را در شمار فرازهای اذان و اقامه نمی‌آورند.

[=&amp]همچنین توجه به این نکته لازم است که سخن مرحوم شیخ صدوق مخالف نظر مشهور نبوده؛ بلکه ناظر به مفوضه و غلاة بوده که چنین فقره ای را به عنوان جزئی از فقرات اذان بحساب آورده اند و سخن شیخ طوسی(رحمه الله) نیز به اشتباه نقل شده؛ زیرا برای کسی که تفقه در کلام ایشان داشته باشد، اشتباه بودن چنین امری آشکار است.

موفق باشید.[/]


[/HR][=&amp][=&amp][1][/][/][=&amp] . الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج‏27، ص: 223.[/]

[=&amp][=&amp][2][/][/][=&amp] . همان، ج7، ص415.[/]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام علیکم

صدرا;937733 نوشت:
بر اساس آدرس لینکی که ارائه فرمودید مشهور فقهای شیعه قائل به استحباب شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت می باشند:

مشهور فقهای شیعه هنگامی که هیچ دلیلی از کتاب و سنت نداشته باشد ارزشی نخواهد داشت وانگهی بزرگانی از علمای شیعه در طول تاریخ این شهادت در اذان و اقامه رو قبول نداشتند که ان شا الله در ادامه نام این بزرگان رو عرض خواهم کرد

صدرا;937733 نوشت:
حال سؤال ما از شما (که مبلغ آرای مرحوم صادقی تهرانی و معتقد به اعلمیت و حقانیت ایشان از طریق خواب می باشید)‌ آن است که: چگونه اکثر علمای شیعه که اعرف به حلال و حرام بوده، متوجه بدعت بودن چنین امری نشده اند و تنها ایشان متوجه چنین بدعتی شدند؟

اول اینکه قابل توجه تمامی دوستان و کاربران و مدیران سایت که شما عملا با نام بردن از شخص خاصی هم از موضوع تاپیک دارید منحرف شدید و هم اینکه با نقل مطلبی ناقص مطلبی خلاف را به بنده نسبت میدهید که بنده اعلمیت و حقانیت آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی رضوان الله تعالی علیه رو از طریق خواب میدانم!!!!!!!

بنده در آخرین نامه ای که در خصوصی برای شما نوشتم و شما هنوز بعد از حدود 20 روز پاسخ آن را نداده اید مشروح مطالب و پاسخ های شما رو بیان کردم اما شما به جای جواب به نامه بنده که در خصوصی فرستاده شده بود مطلب را به صورت ناقص علنی کردید و عملا از مسیر تاپیک هم خارج شدید این نکته اول که قابل توجه همه دوستان و کاربران است که اگر کاربران این کار را انجام دهند دائم به آنها تذکر داده میشود که از موضوع منحرف شدید در خصوصی بحث کنید و... اما خود کارشناسان سایت بعضا این مطلب رو رعایت نمیکنند!! قضاوت با دوستان و کاربران گرامی!

دوم اینکه اعلمیت و حقانیت آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی رضوان الله تعالی علیه نیازی به خواب ندارد و آن خواب که قطعا رویای صادقه بوده و شاهدانی زنده برای آن وجود دارد و نقل آن از سوی آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) بوده و پسر آقای مرعشی که زنده است و شاهد قضیه است یک نمونه و شاهد کوچک بود و الا حقانیت و اعلمیت علامه صادقی در کتب ایشان و در مناظرات ایشان با بزرگترین مراجع قرن اخیر و مناظره ای که با مراجع و مجتهدین که در دهه 80 انجام شد و صوت و تصویر آن هم موجود است اما بنا بر مصالح حوزوی (فکر کنم دوستان متوجه شده باشند منظورم از مصالح چیست!!) انتشار نیافته است!!

سوم اینکه گفتید (( چگونه اکثر علمای شیعه که اعرف به حلال و حرام بوده، متوجه بدعت بودن چنین امری نشده اند و تنها ایشان متوجه چنین بدعتی شدند؟))[=&amp]

[/]اولا اگر کسی مطلبی درست و جدید با محوریت و دلیل از کتاب و سنت بدست آورد باید گفته شود چون علمای قبلی نگفتند پس حرف شما درست نیست؟؟!!! پس اصلا اجتهاد و حرام بودن تقلید بر مجتهد و تفاوت فتاوا چه معنایی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!![=&amp]

[/]ثانیا مگر علمای شیعه یا سنی یا وهابی یا عالم هر دین و مذهبی معصوم است که چون او نگفته پس قبول نیست و چون اون گفته قبول است؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!![=&amp]

[/]ثالثا همانطور که عرض کردم در این امر که شهادت ثالثه در اذان و اقامه درست نیست و حرام و... تنها نیستند بلکه دیگر بزرگانی هم گفتند که در پست بعدی مفصل خدمت دوستان عرض خواهم کرد

رضا ثقلین;938187 نوشت:
[=&amp]
[/]
....اولا اگر کسی مطلبی درست و جدید با محوریت و دلیل از کتاب و سنت بدست آورد باید گفته شود چون علمای قبلی نگفتند پس حرف شما درست نیست؟؟!!! پس اصلا اجتهاد و حرام بودن تقلید بر مجتهد و تفاوت فتاوا چه معنایی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!![=&amp]

[/]
ثانیا مگر علمای شیعه یا سنی یا وهابی یا عالم هر دین و مذهبی معصوم است که چون او نگفته پس قبول نیست و چون اون گفته قبول است؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!![=&amp]

[/]
ثالثا همانطور که عرض کردم در این امر که شهادت ثالثه در اذان و اقامه درست نیست و حرام و... تنها نیستند بلکه دیگر بزرگانی هم گفتند که در پست بعدی مفصل خدمت دوستان عرض خواهم کرد

با سلام و عرض ادب

1) تذکر جنابعالی نسبت به حقیر دال بر بیان آنچه در پیام خصوصی بیان فرمودید(هر چند که محتوای آن یعنی اثبات اعلمیت ایشان به واسطه ی خواب امری باطل می باشد) وارد است.

2) ادعای جنابعالی دال بر بدعت بودن گفتن شهادت ثالثه است؛ چنین امری نیازمند استدلال فقهی است. با چه مبنا و استدلالی می توان اجتهاد مجتهدین شیعه را متصف به بدعت نمود؟! در حالی که کلام مرحوم صادقی در باب بدعت و عدم انتساب آن در موارد اختلافی گذشت؟

موفق باشید.

موضوع قفل شده است