ای آرزوی بندگی ات مانده بر دلم ... (نجواهای شبانه)

تب‌های اولیه

2317 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[=times new roman][=times new roman][=verdana][=verdana]گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،
من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،
من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،
با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست،
اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید
عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود


گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم،
آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی،
توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد
بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی،
می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی.
آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،
تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر،
من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی
وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.


گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت


گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت

[="Tahoma"][="Navy"]

خدایا!
به گناه آلوده ام
و تو پاک و مطهر هستی
خدایا!
تشنه رحمت توام
تا از دریای خطاهایم عبور کنم
خدایا!
بخشایش تو بیکران است
این خطاکار را از خاطر مبر...

[/]

[="Tahoma"][="Navy"]

خدایا!

ای که به تو بی نیاز شوند و از تو بی نیاز نباشند،
به تو رو آورند و از تو رو بر نتابند،
از سر شور و شوق،آهنگ تو کرده ام
و با دلی مطمئن، به تو امید بسته ام
تمنای من از تو هر چند زیاده باشد،
در برابر غنای تو ناچیز و اندک است،
که دست عطایت از هر دستی گشاده تر و برتر است...

[/]

خدایا هرآنچه خواستم اجابت نمودی
و هر آنچه خواستنی ها بود که فراموش کرده بودم بمن دادی ......
هرگاه بسویت آمدم نیازمند بودم و تو....
وتو هرگاه مراخواستی درگناه بودم ...
خدایاتو از من چه خواستی جز اینکه برای حال خودت گناه نکن کو اجابت از سوی بنده ات ....
ای دوست چه بگویم جز اینکه گویم شرمنده ام ....
خدایا ما کاسب هستیم و ترا برای نیازخود میخواهیم ...
الهی شرمنده ام مرا ببخش

[=arial]بنام خدا

گم شدم در خود چنان كز خويش ناپيدا شدم


[=arial]شبنمي بودم ز دريا غرقه در دريا شدم
[=arial]سايه اي بودم ز اول بر زمين افتاده خوار
[=arial]راست كان خورشيد پيدا گشت ناپيدا شدم
[=arial]ز آمدن بس بي نشان و ز شدن بي خبر
[=arial]گو بيا يك دم برآمد كامدم من يا شدم
[=arial]نه، مپرس از من سخن زيرا كه چون پروانه اي
[=arial]در فروغ شمع روي دوست ناپروا شدم
[=arial]در ره عشقش قدم در نِه، اگر با دانشي
[=arial]لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم
[=arial]چون همه تن مي بايست بود و كور گشت
[=arial]اين عجايب بين كه چون بيناي نابينا شدم
[=arial]خاك بر فرقم اگر يك ذره دارم آگهي
[=arial]تا كجاست آنجا كه من سرگشته دل آنجا شدم
[=arial]چون دل عطار بيرون ديدم از هر دو جهان
[=arial]من ز تأثير دل او بيدل و شيدا شدم

[="Tahoma"][="Black"]

[/]

در هنگام نیایش


به آنچه خدا به شما نداده ، فکر نکنید ...


به نعمت های بیشماری فکر کنید که ...


خـــــــــدا ...............


بدون نیایش به شما بخشیده است ...!!!


[="Tahoma"][="Navy"]

[=arial,helvetica,sans-serif]دلي را نشـکن شايد خانه خـدا باشــد،

[=arial,helvetica,sans-serif]
کسي را تحقير نکن شـايد محبوبه خدا بـاشد،

از کـمک دريـغ نکـن شــايد کــليد بهـشت بــــــاشد،

سر نماز اول وقت حاضر شـو،

شايد آخـرين ديـدارت با خـدا در زمـين بـاشد.

[/]

[=arial]بنام خالق مهربان وحی وحاضر

بنام پروردگار هستی ، رب ومربی جهان
بنام توای خدای من
ای پروردگار من ، ای خالق من
ای مهربانترین وای کاملترین
ای خدای عزیزمن دوستت دارم .من فهمیدم من هم می توانم فقط تورابخواهم ،
فقط تورابزرگ ببینم ، همراهی باتورا در تمام لحظه ها بخواهم واحساس کنم .
من هم می توانم روی هیچ کس حساب نکنم وفقط تورابحساب بیاورم.

من هم می توانم فقط بگویم یا الله ، یاالله ، یاالله
یاالله یاالله یاالله ، براستی یاالله گفتن چه زیباست .
این کلمه چقدر دلنشین وزیبا وباقداست است .الله الله الله

اگر تاآخر عمرم فقط این کلمه راتکرار کنم اصلا وبهیچ وجه نه تنهاخسته نمی شوم بلکه لذت هم می برم .
الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله

خدای من با تووقتی حرف می زنم چقدر برایم زیبا ولذت بخش است انگار از همه چیز راحتم می کنی.
آرامم می کنی .حس بسیار زیبایی به من می دهی .خدای عزیزم همه لحظاتم را برای تومی گذارم .
وهمین الان به توتعهدمی بندم که آنچه تومی خواهی فقط وفقط به آن عمل کنم .آنچه تومی پسندی ،
فقط آن رابپسندم وجزء آن نخواهم .وبه توای خدای آسمانها وزمین تعهد می دهم با هیچ کدام از بنده هایت هیچ ظلمی وکوچکترین ظلمی نکنم حتی اگر آنها مرااذیت کردند.من با آنهاکاری ندارم وروز گار آنها را به خودت واگذار می کنم تا هرچه خواهی وهرچه دوست داری با آنها انجام دهی .

من می خواهم آنی باشم که تومی خواهی .چون ای خدای عزیز وقدرتمندمن ! توآنی که من می خواهم .

تودرست همان هستی که من می خواهم .توحقی خود حقی .تنها حقیقت هستی هستی .عادل ،
باانصاف .قدرتمندوباشکوه وباهیبت ومهربان وبخشنده وبزرگواروبی نیاز وهزاران هزاران صفت زیبای دیگر .من هم می خواهم آن کسی باشم که تومی خواهی ای پروردگار مهربان من .دوستت دارم با تمام تار وپود جسمم وروحم.

ای خدای بلندمرتبه وقدوس وسبوح وپاک ومطهر .
یا الله یا الله یا الله

بوی عشق الهی دلم را نوازش میدهد؛انگار چیزی،چیزی غریب مرا میکشد.....

آری چه زیباست صدای قدم هایم بر در خانه خدا...



چه زیباست لرزش صدای توسل...

چه زیباست غلتیدن دانه مروارید بر گونه ملائک.....



خدایا..!این همه زیبایی کجا بینم جز در خانه تو..؟!!

ای پناهم،آمدم دل کنم از روزگار....دل سپارم به یار...


ای که نامت تسکین دلهاست،مددی فرما!تا خانه ی قلبم آرام گیرد....

یا ستٌارالعیوب!تو را به اشک عاشقانت،تورا به دلهای شکسته،
دستانم را ببخش که گر لحظه ای جز رضای تو کار کرده اند....
چشمانم را
ببخش که جز امر تو دیدند....
گوش هایم را ببخش که جز روضه ی عشق شنیدند....
لبانم را ببخش که جز ذکر تو گفتند....

دلم را ببخش که غافل شد لحظه ای از تو....

ای مهربان...







خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند،
عظمت عشق تو را نمی شناسم.
فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی
و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد


[="Georgia"][="Blue"]

*دلتنگ صاحب الزمان*;482937 نوشت:
خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند،
عظمت عشق تو را نمی شناسم.
فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی
و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد

الهی! موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است، انّا لله و انّا الیه راجعون
بارالها چنانم کن که چو موج دریا وجود و خیزشم را از تو بینم و از خودی خود گریخته و ناگزیر از رجوع به تو باشم آمین یا رب العالمین
[/]

[="Georgia"][="Blue"]

*دلتنگ صاحب الزمان*;482558 نوشت:
خدای من با تووقتی حرف می زنم چقدر برایم زیبا ولذت بخش است انگار از همه چیز راحتم می کنی.
آرامم می کنی .حس بسیار زیبایی به من می دهی .خدای عزیزم همه لحظاتم را برای تومی گذارم .
وهمین الان به توتعهدمی بندم که آنچه تومی خواهی فقط وفقط به آن عمل کنم .آنچه تومی پسندی ،
فقط آن رابپسندم وجزء آن نخواهم .وبه توای خدای آسمانها وزمین تعهد می دهم با هیچ کدام از بنده هایت هیچ ظلمی وکوچکترین ظلمی نکنم حتی اگر آنها مرااذیت کردند.من با آنهاکاری ندارم وروز گار آنها را به خودت واگذار می کنم تا هرچه خواهی وهرچه دوست داری با آنها انجام دهی .

من می خواهم آنی باشم که تومی خواهی .چون ای خدای عزیز وقدرتمندمن ! توآنی که من می خواه


از خوان پر مائده عاشقانه هایتان لبریز از سرور و طرواتیم و خداوندگار را بر این مهر ماندگارش شاکر...
[/]

[="Georgia"][="Blue"]

سـاغر;482427 نوشت:
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،
من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،
من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،
با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت: عزیزتر از هر چه هست،
اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید
عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدایت کردم،
آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی،
توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد
بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی،
می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی.
آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،
تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر،
من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی
وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت

گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت


با سپاس از مناجات زیبایتان
این چند کلمه نیز به نقل از نکته 61 هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی پیشکش محضر انورتان

به حقیقت برو و بگو: آمدم ٬ اگر گفتند : اینجا چرا آمدی ؟
بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟

این ره است و دگر دوم ره نیست
این درست او دگر دوم در نیست

اگر گفتند : به اذن کی آمدی؟
بگو شنیدم:


بر ضیافتخانه‌ فیض نوالت منع نیست در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند: تا بحال کجا بودی؟ بگو راه گم کرده بودم.

اگر گفتند:چی آوردی؟ بگو اولاً دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیاً:
جز نداری نبود مایه دارائی من
طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا:الهی آفریدی رایگان٬ روزی دادی رایگان٬ بیامرز رایگان٬ تو خدایی نه بازرگان

اگر گفتند: برونش کنید
بگو:

نمی روم ز دیار شما بکشور دیگر
برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند: این جرأت را از که آموختی؟
بگو از حلم شما.

اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری
بگو قابلیت را هم شما افاضه می فرمائید٬
باز اگر از تو
اعراض نمودند بگو:

به والله به بالله به تالله
بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم
اگر کشته شوم الحکم الله

اگر گفتند : مذنبی.
بگو اولاً شنیدم شما غفارید و ثانیاً من ملک نیستم آدم زاده ام و ثالثاً:

نا کرده گنه در این جهان کیست بگو
آنکس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو

اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی؟
بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می خواهی؟
بگو:

جز تو ما را هوای دیگر نیست
جز لقای تو هیچ در سر نیست




[/]

[=verdana]بهار می آید اما دلم بهاری نیست

[=verdana]دلم ز غیر تو هنوز خالی نیست

[=verdana]خدا به قلب بی کس من یار می‌شوی
[=verdana]دلی شکسته دارم خریدار میشوی

:geryeh::geryeh::geryeh:[=verdana]


خدایا اینرا ازت نمیخواهم

خدایا هر آنچه میدهی بده اما این را ازت نمیخواهم ادعا

ادعای چیزی را داشته باشم که ندارم که نیستم

ادعای معرفت ادعای محبت ادعای رفاقت ادعای ادعا

ادعا که میکنی باور میکنند

باور میکنند که با معرفتی که با محبتی که ....

آن وقت سخت میشود

آن وقتی که بی تفاوت میشوی سرد میشوی

آن وقتی که ادعایت از از ادعا بودن درمیاید میشود دروغ

میشود حرف، میشود درد ،میشود بغض

آه ...

خدایا

همه ی ما ادعا داریم ادعای بندگی تو

ادعای انتظار فرج

و تو این دروغ را بهتر از هر کسی میدانی

نمیدانم چه میشوی وقتی دروغ هر روزم رو میشنوی میبینی تکرار میکنم

به من میخندی یا ....

ادعا میتواند زشت باشد در رابطه ی من با دوستانم میتواند شیرین باشد در رابطه با تو برای من اما نمیدانم در رابطه تو با من و از نگاه تو به من چطور میشود...

دعا میکنم ادعا نباشد آنچه که هستم

هرچند که خوب میدانم شیرینی یک ادعا از تلخی یک حقیقت برایم زیباتر است

باز هم بگذار دلم خوش باشد

:hamdel:[=impact]ای رب من..!! [=impact]

هنوز صدایی که با آن صدایت میکنم به اسمانت میرسد؟؟؟


[=impact]ای رب من تنها کسی هستی که تنهایی هایم راپر میکنی
[=impact]پس هنوز صدای خفته ام امیشنوی..
[=impact]قول میدهم به شکرانه ی پذیرفتن دوباره ام بر تک تک
[=impact]مرواریدهای دریایت بوسه زنم
[=impact]بال های خم شده از غبار م را بساز
[=impact]شاید ابر های اسمانت دلتنگم باشند....:hamdel:


[=times new roman, times, serif]

[=times new roman, times, serif]مهربان خدای من........

[=times new roman, times, serif]


می شود این روزها، در بازار داغ خرید بنده نوازیت، من هم بشوم مشتری ات و تنها تو




شوی خریدار[=times new roman, times, serif] همیشگیم.....????





مدتهاست دلم را خوش کرده ام به پرده خانه ات.....




نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ....




و مـــن . . .




هنــــوز و تا همیشــه....




به همین یک آیــه دلخــوشــــم :








بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ ی مهــــربانم ! ":geryeh:


[=Microsoft Sans Serif]



الهی کسر و نقصان مرا چیزی جز لطف و عطایت تدارک نمی کند و فقر و بینواییم را جز عطوفت و احسانت بدل به غنا نمی سازد


و ترس و اضطرابم را جز امان تو ایمنی نمی بخشد و ذلّت و خواریم را غیر سلطنت تو هیچ چیز بدل به عزّت نمی گرداند و جز فضل و کرمت کسی مرا به آرزویم نمی رساند


و درگاه فقر و نداریَم را جز عطایت نمی بندد و حاجتم را جز تو کسی روا نمی سازد و غم و اندوهم را جز رحمت بی پایانت بدل به شادی نمی کند


و رنج و آلامم را جز رافت و مهربانیت برطرف نمی سازد و حرارت اشتیاقم را جز وصالت فرو نمی نشاند و شعله ی سوز و گدازم را جز لغایت خاموش نمی کند


و بر آتش شوقم چیزی جز نظر به جمالت آب نمی زند و دلم جز به قرب تو جایی آرام نمی گیرد و اندوه و حسرتم را جز نسیم رحمتت زایل نمی کند


و دردم را جز توجّهت کسی شفا نمی دهد و چیزی جز قرب تو غم از دلم نمی برد و بر جراحتم جز بخششت مرهم نمی گذارد


و زنگار قلبم را جز عفوت پاک نمی سازد و وسواس و اندیشه های باطل درونم را جز فرمان تو زایل نتواند کرد...




خدایا ! عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

خدایا ! به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن

خدایا! رشد عقلی و عملی ، مرا از فضیلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد

خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا ! جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد

خدایا ! شهرت ،منی را که می خواهم باشم ، قربانی منی که می خواهند باشم نکند

خدایا ! در روح من اختلاف در انسانیت را با اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اقنومجدا از هم را باز شناسم.

خدایا ! مرا به خاطر حسد ، کینه و غرض ، عمله ی آماتور ظلمه مگردان.

خدایا ! خود خواهی را چنان در من بکش که خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم

خدایا ! به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای ستیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم

خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشاناضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کنلذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز بر جانم ریز.

خدایا! مگذار که آزادی ام اسیر پسند عوام گردد….که دینم در پس وجهه ی دینیم دفن شود…که عوام زدگی مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد..که آنچه را حق می دانم بخاطر اینکه بد می دانند کتمان کنم

خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست..صبر در نومیدی..رفتن بی همراه..جهاد بی سلاح..کار بی پاداش..فداکاری در سکوت..دین بی دنیا..خوبی بی نمود…دین بی دنیا…عظمت بی نام… خدمت بی نان..ایمان بی ریا…خوبی بی نمود…گستاخی بی خامی…مناعت بی غرور..عشق بی هوس ..تنهایی در انبوه جمعیت…ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند…روزی کن

خدایا ! آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروزتا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزدوآنگاه از پس توده ی این خاکسترلبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینیشسته از هر غبار طلوع کند

خدایا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان :«طبیعت»، «تاریخ» ،«جامعه » و«خویشتن» رها کن ، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من ، مرا آفریدی ، خود آفرید گار خود باشم، نه که چون حیوان خود را با محیط که محیط را با خود تطبیق دهم.

[=arial]تو را فرا می خواند ، روی می گردانی
[=arial]
نوازشت می کند ، سر پس می کشی
[=arial]
آغوش مهر می گشاید ، بی تفاوت عبور می کنی...

[=arial]
غرق می شوی ، در بحر مواج وسوسه ها
[=arial]
مملو می شوی ، از بی خبری ، فراموشی
[=arial]
شتاب می گیری

[=arial]
به سوی خارهای زینت شده گناه...
[=arial]
فوا اسفاه من خجلتک ، آ
ن لحظه ای که به خود آیی

[=arial]
و فریب خورده یابی
[=arial]
حیران و سرگشته ، می مانی در راه
[=arial]
گم می شوی ، در ظلمات بی راهه ها
[=arial]
تار می شوی ، مات می مانی

[=arial]
مملو از شکستگی ، زار می شوی
[=arial]
فریاد بر می آوری : فکیف حیلتی ؟!

[=arial]
و نمی یابی ، جز بی چارگی

[=arial]...
[=arial]در مانده و بی چاره و سرگشته ات که دید
[=arial]
به خاطرت می زند تکیه گاهی را
[=arial]
نوازشها و آغوش مهربانی را

[=arial]
یاد می آوری روی گردانیت را

[=arial]
سر پس کشیدن و عبور هایت را

[=arial]
سر می دهی : فوا اسفاه من خجلتی
[=arial]
می خوانی اش : باز آمده ام به آغوش مهرت

یا الهی ! بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی...


[=arial]
فرا می خواندت
[=arial]
آغوش مهر می گشاید و نوازشت می کند
[=arial]
در می یابی !

[=arial]
نمی یابی خودت را
[=arial]
شرمگین می شوی ...
[=arial]
فاقبل عذری
سر می دهی
[=arial]
من لی غیرک
سر می کشی و مست...
[=arial]
نجوا کنان می خوانی اش

[=arial]آغاز می کنی برایش ، اقرار به گمراهی را

[=arial]معترفا نادما
[=arial]
تکرار می کنی ، سبحانک انی کنت من الظالمین را
[=arial]
و اشک گونه هایت را ، بوسه می زند

خدایا

شرمساریم را ببین و توبه ام را بپذیر.

پشیمانیم را ببین و توبه ام را بپذیر.

اشکهایم را ببین و توبه ام را بپذیر...

خدایا

تورا به بانوی پهلوی شکسته دو عالم توبه ام را بپذیر...


به امید روزی که روبه روی کعبه با چشمان گریان و دلی پشیمان حرفهای دلم را بازگو کنم...:geryeh:


[=B Yagut]الهی نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز،
شناخت تو ما را امان،
لطف تو ما را عیان.





[=B Yagut]الهی ضعیفان را پناهی.
قاصدان را بر سر راهی.
مومنان را گواهی.
چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

[=B Yagut]الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد،
ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت.
ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت،
ای حی بی ذلت و ای معطی بی فطرت و ای بخشنده بی منت،
ای داننده رازها،
ای شنونده آوازها،
ای بیننده نمازها،
ای شناسنده نامها ،
ای رساننده گامها،
ای مبر از عوایق،
ای مطلع بر حقایق،
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت
:crying:



[="Black"]


خدایا

ضعیف هستم تو مرا قوی گردان


خدایا

کوچکم تو مرا بزرگم گردان



خدایا

سرگردانم تو مرا از حیرانی نجات ده



خدایا

گمراهم تو مرا هدایت گردان



خدایا

ناتوانم تو مرا توانمند کن


خدایا

ناچیزم تو مرا بصیرت ده تا ناچیزی خود را دریابم

[/]

سلام خدا...

[SPOILER]هه... (از بچگی همینطوری بودم! هروقت میگفتم سلام خدا خندم میگرفت! ...)[/SPOILER]

خدایا میبینی که... میشنوی که... خب پس شُکرتــــ...

هرچی جلوتر میرم و بزرگ تر (!) میشم زندگی برام مبهم تر میشه...!

حکمت کارهات هم که همچنان از درکم خارج...

خدایی که از مادر نسبت به من مهربان تری... و از خودم به من نزدیک تر...

ممنون که هستی، ممنون که خوبی...

[SPOILER]فقط همین...[/SPOILER]

* ـهواللطيفـ *
سلام خوب من ، منه بي سر و پا بازم پيدام شد ...

هميشه اين حس كه بهم دست ميداد بعد چند وقت ميرفت اما اين حس نميدونم چرا موندگار شد نميدونم چرا داره هي نشونه هاش مياد ، خداي خوبم بزار بگم چقدر خوبي اهاي كاربرا ، به من بيشتر از همتون نعمت داد به من بيشتر از همتون فرصت داد بيشتر از همتون عيباشو پوشوند بيشتر از همتون نازمو خريد بيشتر از همتون گفت بيا بيا بغلم جز هيچ كسو نداري بيشتر از همتون من بدي كردم وقت تلف كردم نعمتاشو خراب كردم بيشتر از همتون بازم گناه كردم
خدايا ميترسم ميترسم نتوتم حالا كه فهميدم بايد جيران كنم نتونم ، دارم از خجالت ميميرم نميتونم تازگيا حتي دعا كنم روم نميشه ازت رو ميگيرم دلم ميخواد فقط اشك بريزم بگم ببخش ببخش ميدونم لايق ببخشش هم نيستم ببخش
ندارم جز تو كسي ، فقط بهم فرصت بده جبران كنم همين بهم فرصت بده وگرنه از ادماي اين دنيا و خود دنيا سير سير سيرم هيچيو نميخوام هيچي ، ندارم جز تو كسي
ببخش و بهم فرصت بده بهترينم
Sad ...
اي ارزوي بندگيت مانده بر دلم ...

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی،جناب اویس و کاربران مناجاتی این تاپیک
جناب اویس یه پیشنهادی داشتم:
اگه میشه عنوان تاپیک رو ویرایش کنید.این که نوشتید نجواهای شبانه،محدودیت آوره .
خب شاید یکی دلش بخواد توی روز مناجات کنه :ok:

:hamdel::hamdel::hamdel:

[="Georgia"][="Blue"]

باغ بهشت;483861 نوشت:
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی،جناب اویس و کاربران مناجاتی این تاپیک
جناب اویس یه پیشنهادی داشتم:
اگه میشه عنوان تاپیک رو ویرایش کنید.این که نوشتید نجواهای شبانه،محدودیت آوره .
خب شاید یکی دلش بخواد توی روز مناجات کنه

ضمن عرض سلام و ادب خدمت سرکار گرامی خانم باغ بهشت
کلمه نجواهای شبانه برای اشاره به این است که تاپیک ای آرزوی بندگیت مانده بر دلم برای مناجات است و کلمه شبانه نیز اشاره به خلوت و تنهایی و سکوتی است که لازمه مناجات است لذا خود شب در این عنوان موضوعیت ندارد و به تعبیر شما بانوی گرامی ممکن است این خلوت و سکوت و تنهایی در روز نیز زمینه مناجات را فراهم کند...
در عین حال اگر کاربران محترم دیگر با نظر سرکار خانم باغ بهشت هم عقیده هستند بفرمایند تا کلمه نجواهای شبانه را حذف یا تغییر دهم.
[/]

اویس;483924 نوشت:
در عین حال اگر کاربران محترم دیگر با نظر سرکار خانم باغ بهشت هم عقیده هستند بفرمایند تا کلمه نجواهای شبانه را حذف یا تغییر دهم.

سلام و عرض ادب

استاد به نظر من کلمه ی نجواهای شبانه قشنگ تره.کلمات مناجات و شبانه با هم همخوانی بیشتری دارن.یه حس قشنگ رو القا میکنن.

عنوان تاپیک یه حس و انرژی مثبت داره.

[=Georgia]

[="Black"]

نیایش شهید دکتر مصطفی چمران قبل از شهادت
بسم الله الرحمن الرحیم

من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد ورنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، وارزش هر انسانی به اندازه درد ورنجی است که در این راه تحمل کرده است ، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا ورنج و درد شده اند ، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، وزینب کبری را ببینید که با درد ورنج انس گرفته است .
درد دل آدمی را بیدار میکند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند .نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست ، و چند صباحی بیشتر نمی پاید ، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود ، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود . امام درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به ادمی می فهماند و ضعف و زوال وذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .

خدایا ترا شکر می کنم که با فقر اشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخسودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است .خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای ترا مشاهده کنم .

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .

خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم


ای حیات با تو وداع می کنم
با همه زیبائیهایت ، با همه مظاهر جلال وجبروت ، با همه کوهها وآسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم . ای پاهای من ، میدانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابنقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فذمان من به سوی شهادت صاعنقه وار به حرکت درمی آئید ، اماممن آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، بقدرت اراده آهنینم محکم باشید ، بسرعت تصمیمات وطرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیتها را به سرعت به هر نقطه دلخواه برسانید .در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع و توانا باسید ، ای دستهای من قوی و دقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف و ذلیل مگذار ، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من ، چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم ...

خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد .
خدایا ترا شکر میکنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مس توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید .


والسلام
[/]

[=&quot]این دعا را منتشر کنید و ببینید که چگونه غم هایتان از بین می رود:
[=&quot]

[=&quot]سُبْحانَ اللَّهِ یا فَارِجَ الْهَمِّ وَ یا کاشف الْغَمِّ .

[=&quot]فَرْجُ همّی وَ یسّر امری
[=&quot] وَ ارْحَمْ ضعفی وَ قُلْتُ حیلتی

[=&quot]وَ ارزقنی مِنْ حیث لَا احْتَسَبَ .
[=&quot] یا رَبِّ العالمین
[=&quot]پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

[=&quot]هرکس مردم را از این دعا با خبر کند، در گرفتاریش گشایش پیدا می کند.


[=2 Zar]خـــجالت کشــــیده ا[=Times New Roman]ے[=2 Zar] تـــا کنــــون ... ؟

[=2 Zar]

[=2 Zar]از آن خـــجالت ها که ســــرخ میشو[=Times New Roman]ے ...



[=2 Zar]
میسوز[=Times New Roman]ے در حـــرارت ِ شـــرم...




[=2 Zar]
صورتت را میپـــوشان[=Times New Roman]ے ...




[=2 Zar]
تاب ِ نگاهــش را ندار[=Times New Roman]ے ...




[=2 Zar]
خدایـــــا ازت خجالت میکشــــم...:Ghamgin::crying::geryeh::geristan:


[=arial]خدایا !

[=arial]حرفهای نا گفته ام را از من بپذیر،

[=arial]حرفهایی که زبانم معادلی برایشان پیدا نکرد.[=arial]

[=arial]گاه زیبا و گاه زشت،

[=arial]گاه تنها و گاه همصدا با همه،

[=arial]گاه کوچک و خرد و گاه بزرگ،

[=arial]می آیم

[=arial]در همه حال تو مهربانانه مرا در آغوش می کشی،

[=arial]حال من هر چه بدتر تو محکم تر دستانم را می فشاری.[=arial]

[=arial]الهی!

[=arial]صدایی از بی پناهی می شنوی که [=arial]وجود بیکران تو را حس کرد و باز چون کودکی بازیگوش

[=arial]دست از دامن مادر کشید و گم شد.[=arial]

[=arial]خدایا می ترسم

[=arial]از اینکه روزی تو را گم کنم و تو دیگر جویای من نشوی و

[=arial]مرا در این بیابان تنها بگذاری

[=arial]می ترسم وقتی زمین و زمان تو را می بینند

[=arial] من خودم را ببینم و تو را گم کنم.

[=arial]خدای من

[=arial]کاش این ماه دلم پاکترین زمان عمرش را تجربه کند!

[=arial]مرا پاک کن از قلبی سیاه،

[=arial]فکری سیاه.

[=arial]وقتی تو صاحب مکانی،

[=arial]وقتی زمان از تو معنا می گیرد،

[=arial]چگونه تو را تصور کنم در مکان و یا زمانی خاص.

[=arial]خدای من!

[=arial]ای روشنایی بخش خانه دلم ،

[=arial]ای همه هستی من،

[=arial]تو را موج تصور کردم دیدم دریایی

[=arial]ستاره تصور کردم دیدم آسمانی

[=arial]هر گام که پیش رفتم دیدم تو بی نهایت، بیکرانی.

[=arial]چرا اینگونه خود را کوچک می کنی و خرد ،

[=arial]منِ ِ ذره ،من ِ ناچیز و بی ارزش چه دارم که تو عاشقانه صدایش می کنی؟[=arial]
[=arial]دوست دارم از شرم تا قیامت اشک بریزم و بنالم

[=arial]نفرین بفرستم بر وجودی که

[=arial] با وجود دیدن این همه زیبایی

[=arial] باز به سوی نیستی پیش می رود.

[=arial].

[=arial]خدایا از من بگذر

[=arial]تو را به هر چه دوست داری

[=arial]به قلب عاشقان با صفایت

[=arial]مرا به حال خود وامگذار!

[=arial]الهی دستم را بگیر!

[=arial]محکم تر از همیشه

[=arial]اگر این بار دستم را از تو جدا کردم همان لحظه جانم را بستان.

[=arial]تا باز شرمسار نگردم.[=arial]

[=arial]خدای من!

[=arial]ای دلیل سکوتم،

[=arial]دوست داشتنم را از من بپذیر

[=arial]دیگر چیزی از تو نمی خواهم

[=arial]اگر قبول کنی آنی تو را دوست داشتم

[=arial]دیگر آرزویی نخواهم داشت

[=arial]دوستت دارم

[=arial]و باز چون همیشه اگر تو بخواهی

[=arial]دوستت خواهم داشت.
[=arial]

خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم. نه برای بهشتت، که من کجا و بهشت کجا؟
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم. نه برای اینکه بهم نعمت بدی! که هزاران هزار نعمتی رو هم که تا حالا دادی ندیدم وشکرش نگفتم!
خدایا! من گناهکار بهت نیاز دارم نه برای اینکه اونقدر قدرت داری که میتونی تمام مشکلاتم رو حل کنی!
خدایا! من گناهکار بهت نیاز دارم نه برای اینکه آرزوهامو برآورده کنی!
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم ...نه برای ...
.
.
.

خدایا ! بهت نیاز دارم چون به آغوش گرمت نیاز دارم. میون این همه خوب جایی برای من داری؟ بغلم میکنی؟

:Ghamgin: :Ghamgin: :Ghamgin: :Ghamgin: :Ghamgin: :Ghamgin: :Ghamgin:

[=Georgia]

ستاره پر فروغ;485561 نوشت:
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم. نه برای بهشتت، که من کجا و بهشت کجا؟
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم. نه برای اینکه بهم نعمت بدی! که هزاران هزار نعمتی رو هم که تا حالا دادی ندیدم وشکرش نگفتم!
خدایا! من گناهکار بهت نیاز دارم نه برای اینکه اونقدر قدرت داری که میتونی تمام مشکلاتم رو حل کنی!
خدایا! من گناهکار بهت نیاز دارم نه برای اینکه آرزوهامو برآورده کنی!
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم ...نه برای ...
.
.
.

خدایا ! بهت نیاز دارم چون به آغوش گرمت نیاز دارم. میون این همه خوب جایی برای من داری؟ بغلم میکنی؟

ضمن عرض تشکر فراوان از خواهر گرامی ام جناب ستاره پرفروغ اگر اجازه فرمایید نکته ای را در ذیل مناجات شما عرض نمایم.
شما در عبارت بالا فرمودید:

ستاره پر فروغ;485561 نوشت:
خدایا ! من گناهکار بهت نیاز دارم. نه برای بهشتت، که من کجا و بهشت کجا؟

و در عبارت سطر اخرتان فرمودید:

ستاره پر فروغ;485561 نوشت:
خدایا ! بهت نیاز دارم چون به آغوش گرمت نیاز دارم. میون این همه خوب جایی برای من داری؟ بغلم میکنی؟

معنایی که از این دو جمله به ذهن خوانندگان گرامی خطور می کند این است که شما خود را شایسته بهشت نمی دانید اما از طرفی خواهان آغوش گرم خدا هستید این یعنی این که بهشت مرتبه ای بالاتر از انس و آغوش پروردگار است در حالی که حقیقت، عکس این است زیرا بهشت و تمام نعمتهای آن نازل ترین و پست ترین منزل مقربان الهی است همانان که زبان حالشان این است: الهی اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر است.
لذا صاحبان همت نه تنها بهشت را غایت خود نمی دانند بلکه بهشت را حجابی برای مشاهده حق می بینند. این سخن عارفان است که می گویند:

width: 95% align: center

خدایا، زاهد از تو حور می خواهد، قصورش بین
به جنّت می گریزد از درت، یا رب شعورش بین

بابا افضل کاشی در این معنی چه زیبا گفته است:

دشت از مجنون که لاله می روید از او

ابر از دهقان که ژاله مـــی روید از او

طــوبی و بهشت و حور عین از زاهد

ما و دلکــــی که ناله مــی روید از او

[TD][/TD]


زمانبندی خدا بی نظیر است،
نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار،
اما ارزش انتظار را دارد…

خداوندا
تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی . . .

[=arial]پروردگارا...

من انسانم بدان گونه که تو آفریدی

نمی توانم مثل فرشتگان آسمانی پاک بمانم

گاهی فریب میخورم گاهی فریب میدهم

گاه شکر گزارم و گاه ناشکر

وهمیشه وهمیشه به آغوش تو باز می گردم

پس رهایم نکن.....:geryeh:

دلم مثل آسمون تو این روزا خیلی گرفته ،

میخوام داد بزنم با تمام وجود، ولی نمیتونم.

بغض گلمو گرفته ولی نمیتونم گریه کنم

و سخت ترین چیز اینه که باید ظاهری خیلی شاد، داشته باشم

خدایادرددلمو به کی بگم ؟
من همه چیز رو بخودت سپردم..خداااااااااااا
:Graphic (61):

ای راستگو ترین راستگویان و ای مهربان ترین مهربانان
سخنانی گفته ام که راست نبوده اند
و توآن ها را شنیده ای
و عهدهایی که به آن وفا نکرده ام
وخود می دانم که بد کرده ام
الهی
اکنون به تو پناه می برم از اینکه باز راست نگویم و به آنچه گفته ام عمل نکنم
پروردگارا
پس خطاهایم راببخش ومرا یاری کن تا جبران نمایم
یاری ام کن تا آنچه بد است هرگز انجام ندهم
و از آنچه تو دوست داری روی نگردانم...

:Doaa:

خدایا!
از اینکه می بینم بزرگی چون تو،
همواره مرا زیر نظر دارد
و هرگز فراموشم نمی کند
سخت به خود می بالم.
:Sham::Sham:

خـــدایا،چندی است که احساس میکنم از تو دور شدم ،نمیدانم چـــــــرا؟؟؟

فقط این را میدانم که این دوری از تــــــو نشانه خوبی نیست.!


خـــــدایا ،چندی ایست که دلتنگ آغوش گرمت شده ام ،آری ،همان آغوشی که که گرمــایش را هیچ آغوشـی ندارد!!!

خـــــدایا

سردم،سرد سرد
ایـــــــنجا من بدون تو یخ زده ام...

خـــــدایا پاییز هم من را دوست ندارد ،همان پاییزی که حتی بهار هم از او دم میزنم!!!

هه.خنده دارست نه؟؟؟

قانون دنیا این شده هرکس یا هرچیز را بیشتر دوست داشته باشی او تورا دوست ندارد

خدایا اینجا فقط تو همه را دوست داری!!!

راستـــی خــــدایا تو مرا دوست داری؟؟؟

انسان اگر بداند خدا چقدر دوستش دارد از شوق مي ميرد

ميخوام بيام پيشت با همه گناهام

كه ميدانم اين شوق به توست كه شست و شويم ميدهد

خدا سزاوار پرستش است . . . !

:Sham::Sham:

هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند:

از قلب تو تا من یک راه مستقیم است،

اگر گم شدی از این راه بیا.




بلند شو ، از دلت شروع کن .

شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.

:Sham:

:Sham:التماس دعا:Sham:

[h=1]چه خوش است طعم عشق تو! (خدا)[/h]



چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دل‌ها و چه زیباست
پرواز پرنده خاطر تو بر قلب‌ها و چه شیرین است پیمودن اندیشه
در جاده غیب‌ها بسوی تو.
چه روح می‌بخشد گام زدن در مسیر عرفان تو و چه جان می‌دهد
ایمان به غیب تو.
خدای من! محبوب من! چه خوش است طعم عشق تو.
چه شوق‌آفرین است نگاه عاشقانه تو.
چه تکان‌دهنده است توجه مهرآمیز تو.
چه شیرین است زندگی در کنار تو و در زیر سایه لطف تو.
چه لذت بخش است گرمای دست نوازش تو.
خدای من!
چه آرامش هیجان‌انگیزی می‌بخشد نگریستن به چشم‌های تو.
چه بی‌قراری آرامی است بر در خانه محبت تو. :hamdel:

[="Tahoma"][="Black"]

[/]

خدایا مرا تنها مگذار

که مبادا نگاهم به نگاه بنده ای از جنس خاک محتاج شود:Sham: