جمع بندی این خواب ها از من چه می خواهند؟

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
این خواب ها از من چه می خواهند؟

باعرض سلام و خسته نباشید 

ابتدا تشکر می کنم از این سایت و کارشناسان این سایت که بدون هیچ گونه چشم داشتی به مخاطبان مشاوره می دهند. ان شالله خداوند اجرتان را بدهد . قبل از این که موضوع را برایتان بگویم باید بگویم که من اصلا با طرح این موضوع قصد ندارم اعتباری برای خود جمع کنم. این چیزهایی هم که می گویم دروغ نمی گویم. شما که مرا نمی شناسید و این نامی که این جا برای خودم انتخاب کرده ام نامی جعلی است و اسم واقعی من نیست. 

اما برویم سر اصل مطلب .

 

آقا من حدود شش ماه است که به طور متوسط دو هفته ای یک شب خواب های عجیب و غریب در مورد شهدا می بینم. اولین خوابی که یادم میاد اینه یک شب خواب شهید حججی را دیدم. یک لباس پلنگی به تن داشت و پشت یک سلاح نشسته بود . (فکر کنم از این ضدهوایی ها بود ، من خیلی سلاح های نظامی را نمی شناسم) وسط بیابون بودیم. هیچ آدم دیگه ای اون جا نبود . من رفتم به طرفش سلامش کردم. لبخندی زد و جوابم را داد . بهش گفتم : ((تو شهید حججی هستی؟)) با لبخند گفت : آره . حالا یادم نمیاد بعدش چی بهش گفتم و اون چی به من گفت . فقط این رو خوب یادمه که با لبخند به من گفت : ((می شه یک لیوان آب برای من بیاری؟)) من هم با شوخی بهش گفتم : ((تو خودت شهید هستی ، یعنی نمی تونی یک لیوان آب برای خودت این جا دست و پاکنی؟!)) بعدش به من لبخند زد. من هم به نشانه ی خداحافظی براش دست تکون دادم و از کنارش رد شدم . اون هم دست تکون داد. ولی لبخندش قطع نمی شد. یک شب دیگه خواب شهید همدانی را دیدم. این خوابم خیلی با حال بود . خواب دیدم دارم روی ابرها راه می روم. یعنی تصویری که می تونم ارائه کنم مثل ابر هست . اون قدر اون اطراف زیبا بود که نگو. بعدش دیدم یک پیرمردی با لباس سپاه داره میاد طرف من . من از دور دیدمش متوجهش شدم و شناختمش. رفتم پیشش گفتم : ((حاج آقا سلام)) . جواب سلام من رو داد . بعد دست من رو گرفت و گفت: ((میای با هم قدم بزنیم؟)) گفتم : ((باشه حتما)) . من و ایشون با هم روی ابرها راه می رفتیم. خییییییلی خییییلی باحال بود. اصلا نمی تونم زیبایی اون فضا رو براتون توصیف کنم. توی راه که می رفتیم آدمایی رو می دیدم که برای ایشون دست تکون می دن و ایشون هم براشون دست تکون می داد و من هم براشون دست تکون می دادم. بهم گفت :((اگه یک کاری ازت بخوام برام انجام می دی؟)) من توجهی به سخن او نکردم ازش پرسیدم :((کتاب مهتاب خین رو شما نوشتید؟)) گفت : ((آره)) . بعدش درحالی که از همون اول می شناختمش بهش گفتم: ((شما شهید همدانی هستید؟)) گفت : ((آره)). بعدش دوباره بهم گفت : (( می خوام یک کاری برام انجام بدی)) من توجهی نکردم و بهش گفتم :((چقدر این جا قشنگه؟)) اون هیچی نگفت. بعد بهش گفتم : (( حاج آقا شما که تجربه اش رو دارید به من بگید که چطوری می شه که یک نفر شهید می شه ؟)) هیچ نگفت و به فکر فرو رفت و من هم یک دفعه از خواب بیدار شدم. یک شب خواب شهید مطهری را دیدم. البته سال ها پیش خوابی شبیه این خواب را دیده بودم. خواب دیدم که ایشون توی یک مجلس داشتند سخنرانی می کنند. بعد از این که سخنرانی شان تمام شد داشتند مجلس را ترک می کردند. اما وقتی به دم در رسیدند به من اشاره کردند و گفتند : ((بیا بریم.)) من با تعجب گفتم : ((با من هستید؟)) با لحن عتاب آلودی گفت : (( معلومه که با توام )) من بلند شدم و اومدم برم به طرف در ولی یکدفعه بیدار شدم. یک شب دیگر یک خوابی دیدم که بسیار وحشتناک بود. خواب دیدم که لباس پلنگی به تن داشتم و انگار که عضو ارتشی چیزی بودم. چون اطرافم پر بود از کسانی که این گونه لباس ها رو دارند. بعدش رفتیم یک سری تابوت که رویشان پرچم جمهوری اسلامی بود را برداشتیم تا ببریم جایی تحویل بدهیم. نفری یک تابوت دستمان بود. مثل حالت مراسم تشییع جنازه ی شهدا بود. یک نفر هم داشت روضه می خواند. یک دفعه به من گفت : ((آقای فلانی (اسم من روگفت) ، بفهم که شهدا از تو چه می خواهند.)) این ها چهارتا نمونه از خواب هایی بود که من دیدم. مثل این خواب ها توی این چند وقت زیاد دیدم. وجه اشتراک تمام این خواب هایی که من دیدم این بود که در اون خواب ها شهدا از من یک چیزی می خواستند. من خیلی با خودم فکر کردم. به این فکر کردم که شهدا از ما می خواهند که راهشان را برویم و تقوا داشته باشیم و از این جور صحبت ها. من هم در زندگیم سعیم بر همین چیزها بوده است. این چیزی است که شهدا از همه می خواهند . چه دلیلی دارد که من خواب هایی این چنین ببینم . هرچقدر فکر کردم ببینم آیا من دارم کار بدی انجام می دهم ، عقلم به جایی نرسید. قبلا به این خواب ها خیلی توجه نمی کردم. می گفتم خوابه دیگه. بالاخره میاد و میره. فکر می کردم شاید صرفا یک تصویر ذهنی هست که به دلیل این که مثلا من فیلم های شهدا را دیدم در خواب من ایجاد شده است . تا این که چند شب پیش خواب وحشتناک عجیبی دیدم. خواب شهید چمران را دیدم. خواب دیدم که یک لباس نظامی پلنگی تنش بود . از کنار من رد شد و با لحنی عصبانی بهم گفت : ((فلانی چرا هرچی ما بهت می گیم گوش نمی دی؟)) منم با عصبانیت بهش گفتم : (( چی از جون من می خوای؟ولم کن دیگه.)) اخم کرد و رفت. بعدش رفتم توی یک بیابان. یک مردی سوار شتر بود. از شترش پیاده شد و یک چاقوی بزرگ برداشت و به تنهایی سر این شتر را برید. از چاقوش خون می چکید. بعدش گفت : ((بگیریدش)) . دو سه نفر دست و پای من رو گرفتند و خوابوندند. این بنده خدا موهای من رو گرفت (البته من در واقعیت کچل هستم) و سرم رو داد بالا و چاقویش رو از بالا پایین آورد و زد روی گردن من . می خواست سر من رو ببره. قشنگ یک جسم تیز روی گردنم حس کردم. همچین که چاقو به گردنم خورد دادی کشیدم و بیدار شدم. از اون روز یک مقدار حس ترس بهم دست داده است. هرچی فکر می کنم عقلم به جایی قد نمی ده. به نظر شما این شهدا از من چی می خوان یا چه چیزی می خوان به من بگن؟ آیا من باید مثل سابق به این خواب ها توجه نکنم؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صابر

با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز و همچنین عرض سلام و ادب خدمت همه ی دوستان اسک دین امیدوارم همیشه شاد و سرزنده باشید.

کاربر عزیز! به نظر می رسد خواب هایی که شما از ان برایمان نوشتید از نوع رویای صادقه هستند و قابل اعتبارند ولی دقیقا نمی توان حکم کرد که این خواب ها از شما چیزی می خواهند و یا شهدای عزیز از شما خواسته ای دارند، شاید این خواب ها به این دلیل است که ظرف مدت گذشته در موردشان فکر کرده اید و یا داستان هایی خوانده اید و به هر حال ذهن شما درگیر این موضوع شده و باعث شده است چنین خواب هایی را ببینید. لذا با این فرض ما در ادامه مطالبی را در مورد خواب تقدیم می نماییم و سپس راهکارهایی را عرض می کنیم و به شما نیز توصیه می کنیم در صورتی که از دیدن چنین خواب هایی پریشان می شوید، به راهکارهای پایانی این پاسخ عمل نمایید.

خواب اقسام گوناگوني دارد، بعضي رؤياها صادقه‌اند و بعضي کاذبه لذا نمي‌توان به هر خوابي اعتماد و اعتنا کرد؛ از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: «الرُّؤْيَا عَلَى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ بِشَارَةٍ مِنَ اللَّهِ لِلْمُؤْمِنِ وَ تَحْذِيرٍ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَضْغَاثِ أَحْلَامٍ»؛(1) رؤيا و خواب سه دسته است:

1. بشارت و مژده‌اي از ناحيه خدا براي مؤمن

2. ترساندن شخص از جانب شيطان

3. خواب هاي آشفته و پريشان

از نوع قسم اول است فعل رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) گاهاً صبح ها به اصحاب مي‌فرمود: «هَلْ مِنْ مُبَشِّرَاتٍ يَعْنِي بِهِ الرُّؤْيَا»؛(2) آيا بشارت هاي هست يعني کسي هست که خواب هاي خوشحال کننده و مبشر ديده باشد. قسم اول از اقسام سه گانه خواب بشارت هاي الهي براي مؤمن در عالم دنياست. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «انّا المؤمن رؤياه جزء من سبعين جزءا من النبوة».(3) رؤياي مؤمن يک جزء از هفتاد جزء نبوت است... يعني چنانچه کسي واقعاً مؤمن باشد، رؤياي صادقه او که همان مبشرات و قسم اول است يک هفتادم حقيقت است و البته که در چنين حالتي قطعاً شخص عاقل وحي مسلّم و هفتاد هفتادم قرآن و همچنين احاديث مفسران حقيقي قرآن يعني ائمة معصومين (علیهم‌السلام) را که ذره اي نقص و خطا در آن راه ندارد را رها نمي‌کند و به اين چنين خوابي متمسک نمي‌شود، خوابي که يک بخش از هفتاد بخش حقيقت است و تازه مشروط به مؤمن بودن و تشخيص رؤياي صادق از کاذب است و با همة اين ها يک هفتادم هم هست که اگر هفتاد را به خاطر دلالت مقايسه آن با نبوت «عدد کثرت» بدانيم، از نظر علم رياضي با بزرگ شدن مخرجِ کسر ديگر چيزي براي توجّه به خواب باقي نمي‌ماند. اين ها همه در مورد قسم اول. امّا قسم دوم را با مثال شخصي آغاز مي‌کنيم که در خواب پرنده اي را مي‌بيند که کارهاي خاصي مي‌کرده و در نهايت شخصي در همان خواب با استناد به عمل آن پرنده و تفسير اعمال او، آن شخص را از کار درستي که هميشه عادت به انجام آن داشته نهي مي‌کند. وقتي صبح مي‌شود و از خواب بيدار مي‌شود ديگري در انجام آن کار خير راغب نيست و مردّد مي‌شود، امّا به لطف الهي موفق مي‌شود برود خدمت حضرت امام صادق (علیه‌السلام)، حضرت ابتدا وقتي او را مي‌بينند لبخند مي‌زنند و بدون آن که چيزي بگويد مي‌فرمايند: خواب پرنده ديده اي.

راوي عرض مي‌کند: بله. حضرت مي‌فرمايد: هر وقت خواب ناخوشايندي ديدي اين آيه را بخوان، «إِنَّمَا النَّجْوَي مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَکلِ الْمُؤْمِنُونَ».(4)

نجوي تنها از جانب شيطان است تا اهل ايمان را ناراحت سازد و اصلاً نمي‌تواند به مؤمنين ضرر برساند جز آن چه خدا خواهد.(5)

با توجه به تعبير حضرت از خواب آن شخص به نجوای شيطاني، اين حديث به خوبي نشان مي‌دهد که دسته اي از خواب ها منشأ شيطاني دارند و البته بايد با پناه بردن به خدا و در ساية ايمان به او، به اين خواب ها و امثال آن بي اعتنايي کرد و ضرري از ناحية اين خواب ها متوجّه ما نيست إن شاء الله، به شرط آن که ايمان خود را حفظ کرده و دائماً تثبيت نماييم لذاست که حضرت آن شخص را توصيه به قرائت آن آية شريفه مي‌کنند تا بداند که با ايمان به خدا هيچ ضرري متوجّه انساني نيست، هيچ اتفاقي نمي‌افتد و اصطلاحاً رؤياي کاذبه است و تحذير و تخويف شيطاني است.

امّا در باب قسم سوم يعني «أضغاث أحلام» و خواب هاي پريشان در روايات اسلامي داريم که وقتي شخص مي‌خوابد روح او حرکت ممتدّ و کشيده اي به سوي آسمان دارد مثل نسبت خورشيد (منبع نور) و پرتوها و شعاعش، پس هر چه را که مؤمن در ملکوت آسمان در موضع تقديرات الهي و تدبير الهي می بيند حق است و بر عکس هر چه را در مرحلة زمين (در حين برگشت و نزول از آسمان» مي‌بيند همان خواب هاي پريشان و أضغاث أحلام است(6) و به خاطر همين هم است که اخبار ملکوتي همگي صحيح اند ولي اخبار زميني چنين نيستند. در اين مرحله آنچه که روح انسان نزد پروردگار مي‌بيند حق است و آن چه حين بازگشت بين آسمان و زمين مي‌بيند تا وقتي به جسم برگردد همان خواب هاي پريشان است.(7)

آن چه مجموعاً از اقسام سه گانه خواب فهميده مي‌شود آن است که خواب هاي پريشان و خواب هاي شيطاني قابل اعتنا نيستند و به خواب هاي بشارتي و صادقانه نيز نبايد به گونه اي دل بست که اهميت منابع اصيل اسلامي (قرآن و نسبت) و همچنين کلام علما را در نظر ما پايين آورد و کمتر به آن ها رجوع کنيم و کلاً بر اساس خواب، تصميم ها، اهداف و نگرش هاي خود را پايه‌ريزي کنيم. يا آن که خواب باعث بي توجهي ما به سنت هاي الهي در جريان امور به وسيلة اسباب بگردد چرا که بعضي امور زمينه ها و مقدمه هايي دارد که تا فراهم نشود آن اتفاق نمي‌افتد حتي اگر هزاران بار خوابش را ديده باشيم به قول معروف با حلوا حلوا گفتن که دهان شيرين نمي‌شود، البته در اين اين جا حساب خواب هايي که صرفاً براي خوشحالي مؤمن است و تحقق آراء در خارج نيازمند مقدمه سازي نيست جداست. فقهاء به نحو مطلق هيچ يک از انواع خواب را حجت شرعي نمي‌دانند.

 

 

 

ادامه...

 

 

 

 

 

 

 

نحوة مواجهه و برخورد با خواب

مسئلة بعدي که بسيار مهم است نحوة برخورد ما با خوابي است که ديده ايم. به عنوان اصل اوّل بايد گفت وقتي خواب ناخوشايندي ديديم مهم ترين گام و اولين قدم آن است که هيچ گامي ننهيم يعني هيچ تعبيري از آن نکنيم چرا که «رؤيا همچون پرنده اي است که بر فراز انسان در پرواز است مادامي که تعبيري از آن نشود، وقتي که تعبير شد بر سر آنان مي‌آيد».(8)

اين مرحله در حقيقت همان بي اعتنايي ما به خواب و اهميت به منابع اصيل دين و عقلانيت و مشورت است.

قدم دوم آن است که اگر نياز به تعبير هم پيدا شد و خواستيم معناي خوابمان را دريابيم، فقط پيش انسان هاي دلسوز و عاقل و عالم بايد برويم. چرا که فرمودند: «فَلَا تُحَدِّثَنَّ بِهَا إِلَّا حَبِيباً أَوْ لَبِيبا»(9) پس خوابت را نگو مگر با دوست با محبت يا انساني عاقل. و باز امام صادق (علیه‌السلام) از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل مي‌کنند که ايشان فرمودند: «الرُّؤْيَا لَاتُقَصُّ إِلَّا عَلى‏ مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْي‏»(10) رؤيا نبايد حکايت شود مگر براي مؤمني که خالي از حسادت و ظلم و ستم باشد.

در مرحلة سوم در نظر داشته باشيم که اگر رؤياي ما تعبير به خير و سعادت شد که ان شاء الله خير است، ولي چنانچه تعبير به شر و رسيدن بدي به ما شد نترسيم و با دعا کردن و صدقه دادن و کمک به مساکين و ايتام و کارهاي خير آن شرور را که ممکن است اتفاق بيفتد از خود ردّ کنيم که امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً»(11)؛ دعا قضاي الهي را بر مي‌گرداند هر چند هم محکم و حتمي شده باشد. و همچنين نقل شده که فرزندي که در شب عروسي اش مرگش قطعي شده بود و پدرش هم خواب او را ديده بود، با اطعامي که فرزند قبل از انجام مراسم داده بود برطرف شد و خداوند عمر او را طولاني کرد.(12)

در واقع آن چه در اين بخش مهم است آن است که قدرت خدا در تغيير سرنوشت ها و هم چنين علم او به حال خودمان را فراموش نکنيم و بدانيم او هم مي‌داند و هم مي‌تواند که چيزي را تعويض و تبديل کند.

روش هايي براي کمتر خواب ديدن

در اين جا اشاره مي‌کنيم به روش هايي که باعث مي‌شود کمتر خواب هاي بد ببينم البته بعضي از اين عوامل باعث مي‌شود که کلاً کمتر خواب ببينيم چه خوب و چه بد و توجيه آن اين است که چون خواب حتي خوبش هم باعث دوري از فضاي علم و ورود به تخيّل است لذا خود «کمتر خواب ديدن» يک نوع فضيلت است.

1. ايمان را در خود تقويت کنيد؛

2. ترک گناهان و معاصي؛

3. علم به جان انسان بنشيند (رسوخ در علم)؛

4. گفتن اذکار قبل خواب براي جلوگيري از ديدن خواب هاي افراطی؛

5. طهارت گرفتن قبل از خواب؛

6. اصلاح مزاج و طبع مطابق دستورات پزشکان طب سنتي، چرا که ممکن است غلبة بعضي أمزجه سبب تحريک تخيل بوده باشد؛

7. رعایت بهداشت خواب. انتخاب اتاق خواب مناسب و عاری از نور اضافی و صدای آزار دهنده، گرما و تهیه مطلوب در آرامش خواب نقش به‌سزایی دارد.

در بين اين عوامل عامل سوّم عاملي است که باعث مي‌شود کسي کلاً خواب نبيند، نبي اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مي‌فرمايند:

«لَا يَحْزَنُ أَحَدُكُمْ أَنْ تُرْفَعَ عَنْهُ الرُّؤْيَا فَإِنَّهُ إِذَا رَسَخَ فِي الْعِلْمِ رُفِعَتْ عَنْهُ الرُّؤْيَا»(13)؛ هيچ يک از شما از اين که ديگر خواب نبيند ناراحت نشود چرا که وقتي بنده علم در (قلبش) جايگير شود رؤيا از او برداشته مي‌شود (و ديگر خواب نمي‌بيند) لذا اين نشانة خوبي است براي کسي که اهل علم باشد (البته به شرطي که خواب نديد) او به خاطر ساير عوامل نباشد) چرا که خواب از تخيل است و علم و عقلانيت در مقابل آن است و لذا هر چه عالم تر شويد کمتر خواب مي‌بينيد. البته هر آن که هر کس کمتر خواب ببيند يعني لزوما عالم تر شده (نتيجة بر عکس ندارد).

در پايان

بیان مطالب فوق به معنای این نیست که خواب های شما محتوای بدی دارد و یا کاذب است ولی می توانید در صورتی که تحمل چنین خواب هایی را ندارید و احساس می کنید در طول روز نیز این افکار شما را آزار می دهد و آرامش ندارید به راهکارها عمل نمایید. در صورت عدم بهبودی به روانپزشک نیز مراجعه فرمایید.

موفق باشید.

 

پی نوشت:

1. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج8، ص90، قم، الاسلاميه.

2. همان.

3. کليني، محمد بن يعقوب، المؤمن، تک طبري، ص35، باب ما خص الله به المؤمنين من الکرامات و الثواب.

4. مجادله/10.

5. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، ج4، ص237، فصل فاخرق العادات له (ع).

6. صدوق، محمد بن علي، امالي، النص، ص145، المجلس التاسع و العشرون.

7. همان، ص146.

8. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج8، ص91، قم، الإسلاميه.

9. کليني، محمد بن يعقوب، مجمع البحرين، ج1، ص169.

10.کليني، محمد بن يعقوب، المجازات النبويه، تک جلدي، ص2111، المجاز، (267).

11. الکافي، ج8، ص336.

12. الکافي، ج2، ص470.

13.کافي، ج1، ص 430 و 429، تحف العقول، ص50.

سلام بر شما 

آقا من از دیدن این خواب ها ناراحت که نمی شم که هیچ ، خوشحال هم می شم. چون خیلی باحال هستند و فضای بسیار زیبایی دارند. (غیر از اون آخری)  اما می ترسم که کاری یا مسئولیتی به گردن من باشد که اگر انجامش ندم اتفاق بدی برام بیفته و یا شرمنده ی شهدا بشوم. 

عرض سلام مجدد خدمت شما دوست گرامی

بسیار بعید می دانیم مسئولتی در قبال این خواب ها داشته باشید و یا لازم باشد کار خاصی انجام دهید، اما برای اینکه خیالتان از این بابت راحت شود می توانید به کتاب های تعبیر خواب و یا به افراد با ایمان و متخصص امر تعبیر خواب مراجعه نمایید.

 

جمع بندی

سؤال: 

حدود شش ماه است که به طور متوسط دو هفته ای یک شب خواب های عجیبی در مورد شهدا می بینم. چه دلیلی دارد که من خواب های این چنین ببینم. هرچقدر فکر کردم ببینم آیا من دارم کار بدی انجام می دهم، عقلم به جایی نرسید. قبلا به این خواب ها خیلی توجه نمی کردم اما اکنون زیاد شده است. به نظر شما این شهدا از من چه می خواهند یا چه چیزی می خواهند به من بگویند؟ آیا من باید مثل سابق به این خواب ها توجه نکنم؟

پاسخ:

به نظر می رسد این خواب ها از نوع رویای صادقه هستند و قابل اعتبارند ولی دقیقا نمی توان حکم کرد که این خواب ها از شما چیزی می خواهند و یا شهدای عزیز از شما خواسته ای دارند، شاید این خواب ها به این دلیل است که ظرف مدت گذشته در موردشان فکر کرده اید و یا داستان هایی خوانده اید و به هر حال ذهن شما درگیر این موضوع شده و باعث شده است چنین خواب هایی را ببینید. لذا با این فرض ما در ادامه مطالبی را در مورد خواب تقدیم می نماییم و سپس راهکارهایی را عرض می کنیم و به شما نیز توصیه می کنیم در صورتی که از دیدن چنین خواب هایی پریشان می شوید، به راهکارهای پایانی این پاسخ عمل نمایید.

خواب اقسام گوناگوني دارد، بعضي رؤياها صادقه‌اند و بعضي کاذبه لذا نمي‌توان به هر خوابي اعتماد و اعتنا کرد؛ از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: «الرُّؤْيَا عَلَى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ بِشَارَةٍ مِنَ اللَّهِ لِلْمُؤْمِنِ وَ تَحْذِيرٍ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَضْغَاثِ أَحْلَامٍ»؛(1) رؤيا و خواب سه دسته است:

1. بشارت و مژده‌اي از ناحيه خدا براي مؤمن

2. ترساندن شخص از جانب شيطان

3. خواب هاي آشفته و پريشان

از نوع قسم اول است فعل رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) گاهاً صبح ها به اصحاب مي‌فرمود: «هَلْ مِنْ مُبَشِّرَاتٍ يَعْنِي بِهِ الرُّؤْيَا»؛(2) آيا بشارت هاي هست يعني کسي هست که خواب هاي خوشحال کننده و مبشر ديده باشد. قسم اول از اقسام سه گانه خواب بشارت هاي الهي براي مؤمن در عالم دنياست. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «انّا المؤمن رؤياه جزء من سبعين جزءا من النبوة».(3) رؤياي مؤمن يک جزء از هفتاد جزء نبوت است... يعني چنانچه کسي واقعاً مؤمن باشد، رؤياي صادقه او که همان مبشرات و قسم اول است يک هفتادم حقيقت است و البته که در چنين حالتي قطعاً شخص عاقل وحي مسلّم و هفتاد هفتادم قرآن و همچنين احاديث مفسران حقيقي قرآن يعني ائمة معصومين (علیهم‌السلام) را که ذره اي نقص و خطا در آن راه ندارد را رها نمي‌کند و به اين چنين خوابي متمسک نمي‌شود، خوابي که يک بخش از هفتاد بخش حقيقت است و تازه مشروط به مؤمن بودن و تشخيص رؤياي صادق از کاذب است و با همة اين ها يک هفتادم هم هست که اگر هفتاد را به خاطر دلالت مقايسه آن با نبوت «عدد کثرت» بدانيم، از نظر علم رياضي با بزرگ شدن مخرجِ کسر ديگر چيزي براي توجّه به خواب باقي نمي‌ماند. اين ها همه در مورد قسم اول. امّا قسم دوم را با مثال شخصي آغاز مي‌کنيم که در خواب پرنده اي را مي‌بيند که کارهاي خاصي مي‌کرده و در نهايت شخصي در همان خواب با استناد به عمل آن پرنده و تفسير اعمال او، آن شخص را از کار درستي که هميشه عادت به انجام آن داشته نهي مي‌کند. وقتي صبح مي‌شود و از خواب بيدار مي‌شود ديگر در انجام آن کار خير راغب نيست و مردّد مي‌شود، امّا به لطف الهي موفق مي‌شود برود خدمت حضرت امام صادق (علیه‌السلام)، حضرت ابتدا وقتي او را مي‌بينند لبخند مي‌زنند و بدون آن که چيزي بگويد مي‌فرمايند: خواب پرنده ديده اي.

راوي عرض مي‌کند: بله. حضرت مي‌فرمايد: هر وقت خواب ناخوشايندي ديدي اين آيه را بخوان، «إِنَّمَا النَّجْوَي مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَکلِ الْمُؤْمِنُونَ».(4)

نجوي تنها از جانب شيطان است تا اهل ايمان را ناراحت سازد و اصلاً نمي‌تواند به مؤمنين ضرر برساند جز آن چه خدا خواهد.(5)

با توجه به تعبير حضرت از خواب آن شخص به نجوای شيطاني، اين حديث به خوبي نشان مي‌دهد که دسته اي از خواب ها منشأ شيطاني دارند و البته بايد با پناه بردن به خدا و در ساية ايمان به او، به اين خواب ها و امثال آن بي اعتنايي کرد و ضرري از ناحية اين خواب ها متوجّه ما نيست إن شاء الله، به شرط آن که ايمان خود را حفظ کرده و دائماً تثبيت نماييم لذاست که حضرت آن شخص را توصيه به قرائت آن آية شريفه مي‌کنند تا بداند که با ايمان به خدا هيچ ضرري متوجّه انساني نيست، هيچ اتفاقي نمي‌افتد و اصطلاحاً رؤياي کاذبه است و تحذير و تخويف شيطاني است.

امّا در باب قسم سوم يعني «أضغاث أحلام» و خواب هاي پريشان در روايات اسلامي داريم که وقتي شخص مي‌خوابد روح او حرکت ممتدّ و کشيده اي به سوي آسمان دارد مثل نسبت خورشيد (منبع نور) و پرتوها و شعاعش، پس هر چه را که مؤمن در ملکوت آسمان در موضع تقديرات الهي و تدبير الهي می بيند حق است و بر عکس هر چه را در مرحلة زمين (در حين برگشت و نزول از آسمان» مي‌بيند همان خواب هاي پريشان و أضغاث أحلام است(6) و به خاطر همين هم است که اخبار ملکوتي همگي صحيح اند ولي اخبار زميني چنين نيستند. در اين مرحله آنچه که روح انسان نزد پروردگار مي‌بيند حق است و آن چه حين بازگشت بين آسمان و زمين مي‌بيند تا وقتي به جسم برگردد همان خواب هاي پريشان است.(7)

آن چه مجموعاً از اقسام سه گانه خواب فهميده مي‌شود آن است که خواب هاي پريشان و خواب هاي شيطاني قابل اعتنا نيستند و به خواب هاي بشارتي و صادقانه نيز نبايد به گونه اي دل بست که اهميت منابع اصيل اسلامي (قرآن و سنت) و همچنين کلام علما را در نظر ما پايين آورد و کمتر به آن ها رجوع کنيم و کلاً بر اساس خواب، تصميم ها، اهداف و نگرش هاي خود را پايه‌ريزي کنيم. يا آن که خواب باعث بي توجهي ما به سنت هاي الهي در جريان امور به وسيلة اسباب بگردد چرا که بعضي امور زمينه ها و مقدمه هايي دارد که تا فراهم نشود آن اتفاق نمي‌افتد حتي اگر هزاران بار خوابش را ديده باشيم به قول معروف با حلوا حلوا گفتن که دهان شيرين نمي‌شود، البته در اين جا حساب خواب هايي که صرفاً براي خوشحالي مؤمن است و تحقق آن در خارج نيازمند مقدمه سازي نيست جداست. فقهاء به نحو مطلق هيچ يک از انواع خواب را حجت شرعي نمي‌دانند.

نحوة مواجهه و برخورد با خواب

مسئلة بعدي که بسيار مهم است نحوة برخورد ما با خوابي است که ديده ايم. به عنوان اصل اوّل بايد گفت وقتي خواب ناخوشايندي ديديم مهم ترين گام و اولين قدم آن است که هيچ گامي ننهيم يعني هيچ تعبيري از آن نکنيم چرا که «رؤيا همچون پرنده اي است که بر فراز انسان در پرواز است مادامي که تعبيري از آن نشود، وقتي که تعبير شد بر سر آنان مي‌آيد».(8)

اين مرحله در حقيقت همان بي اعتنايي ما به خواب و اهميت به منابع اصيل دين و عقلانيت و مشورت است.

قدم دوم آن است که اگر نياز به تعبير هم پيدا شد و خواستيم معناي خوابمان را دريابيم، فقط پيش انسان هاي دلسوز و عاقل و عالم بايد برويم. چرا که فرمودند: «فَلَا تُحَدِّثَنَّ بِهَا إِلَّا حَبِيباً أَوْ لَبِيبا»(9) پس خوابت را نگو مگر با دوست با محبت يا انساني عاقل. و باز امام صادق (علیه‌السلام) از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل مي‌کنند که ايشان فرمودند: «الرُّؤْيَا لَاتُقَصُّ إِلَّا عَلى‏ مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْي‏»(10) رؤيا نبايد حکايت شود مگر براي مؤمني که خالي از حسادت و ظلم و ستم باشد.

در مرحلة سوم در نظر داشته باشيم که اگر رؤياي ما تعبير به خير و سعادت شد که ان شاء الله خير است، ولي چنانچه تعبير به شر و رسيدن بدي به ما شد نترسيم و با دعا کردن و صدقه دادن و کمک به مساکين و ايتام و کارهاي خير آن شرور را که ممکن است اتفاق بيفتد از خود ردّ کنيم که امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً»(11)؛ دعا قضاي الهي را بر مي‌گرداند هر چند هم محکم و حتمي شده باشد. و همچنين نقل شده که فرزندي که در شب عروسي اش مرگش قطعي شده بود و پدرش هم خواب او را ديده بود، با اطعامي که فرزند قبل از انجام مراسم داده بود برطرف شد و خداوند عمر او را طولاني کرد.(12)

در واقع آن چه در اين بخش مهم است آن است که قدرت خدا در تغيير سرنوشت ها و هم چنين علم او به حال خودمان را فراموش نکنيم و بدانيم او هم مي‌داند و هم مي‌تواند که چيزي را تعويض و تبديل کند.

روش هايي براي کمتر خواب ديدن

در اين جا اشاره مي‌کنيم به روش هايي که باعث مي‌شود کمتر خواب هاي بد ببينم البته بعضي از اين عوامل باعث مي‌شود که کلاً کمتر خواب ببينيم چه خوب و چه بد و توجيه آن اين است که چون خواب حتي خوبش هم باعث دوري از فضاي علم و ورود به تخيّل است لذا خود «کمتر خواب ديدن» يک نوع فضيلت است.

1. ايمان را در خود تقويت کنيد؛

2. ترک گناهان و معاصي؛

3. علم به جان انسان بنشيند (رسوخ در علم)؛

4. گفتن اذکار قبل خواب براي جلوگيري از ديدن خواب هاي افراطی؛

5. طهارت گرفتن قبل از خواب؛

6. اصلاح مزاج و طبع مطابق دستورات پزشکان طب سنتي، چرا که ممکن است غلبة بعضي أمزجه سبب تحريک تخيل بوده باشد؛

7. رعایت بهداشت خواب. انتخاب اتاق خواب مناسب و عاری از نور اضافی و صدای آزار دهنده، گرما و تهیه مطلوب در آرامش خواب نقش به‌سزایی دارد.

در بين اين عوامل عامل سوّم عاملي است که باعث مي‌شود کسي کلاً خواب نبيند، نبي اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مي‌فرمايند:

«لَا يَحْزَنُ أَحَدُكُمْ أَنْ تُرْفَعَ عَنْهُ الرُّؤْيَا فَإِنَّهُ إِذَا رَسَخَ فِي الْعِلْمِ رُفِعَتْ عَنْهُ الرُّؤْيَا»(13)؛ هيچ يک از شما از اين که ديگر خواب نبيند ناراحت نشود چرا که وقتي بنده علم در (قلبش) جايگير شود رؤيا از او برداشته مي‌شود (و ديگر خواب نمي‌بيند) لذا اين نشانة خوبي است براي کسي که اهل علم باشد (البته به شرطي که خواب نديدن) او به خاطر ساير عوامل نباشد) چرا که خواب از تخيل است و علم و عقلانيت در مقابل آن است و لذا هر چه عالم تر شويد کمتر خواب مي‌بينيد. البته هر آن که هر کس کمتر خواب ببيند يعني لزوما عالم تر شده (نتيجة بر عکس ندارد).

در پايان

بیان مطالب فوق به معنای این نیست که خواب های شما محتوای بدی دارد و یا کاذب است ولی می توانید در صورتی که تحمل چنین خواب هایی را ندارید و احساس می کنید در طول روز نیز این افکار شما را آزار می دهد و آرامش ندارید به راهکارها عمل نمایید. در صورت عدم بهبودی به روانپزشک نیز مراجعه فرمایید.

-------------------------------------------------------------- 

پی نوشت:

1. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، قم، الاسلاميه، ج8، ص90،

2. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، قم، الاسلاميه، ج8، ص90.

3. کليني، محمد بن يعقوب، المؤمن، تک جلدی، باب ما خص الله به المؤمنين من الکرامات و الثواب، ص35.

4. مجادله/10.

5. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، فصل فاخرق العادات له (ع)، ج4، ص237.

6. صدوق، محمد بن علي، امالي، النص، المجلس التاسع و العشرون، ص145.

7. صدوق، محمد بن علي، امالي، النص، ص146.

8. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، قم، الإسلاميه، ج8، ص91.

9. کليني، محمد بن يعقوب، مجمع البحرين، ج1، ص169.

10.کليني، محمد بن يعقوب، المجازات النبويه، تک جلدي، ص2111، المجاز، (267).

11. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج8، ص336.

12. کليني، محمد بن يعقوب، الکافی، ج2، ص470.

13.کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، ج1، ص 430 و 429.

موضوع قفل شده است