اگر طالب طهارت روح و جانید، بفرمائید. . .(مهم)

تب‌های اولیه

155 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]امام علی بن موسی الرّضا عليهما السّلام در پاسخ نامه‏ای در جواب به پرسشهای محمد بن سنان در بیان حکمت وضو گرفتن چنين نوشتند:
أَنَّ عِلَّةَ الْوُضُوءِ الَّتِي مِنْ أَجْلِهَا صَارَ عَلَى الْعَبْدِ غَسْلُ الْوَجْهِ وَ الذِّرَاعَيْنِ وَ مَسْحُ الرَّأْسِ وَ الْقَدَمَيْنِ فَلِقِيَامِهِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَعَالَى وَ اسْتِقْبَالِهِ إِيَّاهُ بِجَوَارِحِهِ الظَّاهِرَةِ وَ مُلَاقَاتِهِ بِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ فَيَغْسِلُ الْوَجْهَ لِلسُّجُودِ وَ الْخُضُوعِ وَ يَغْسِلُ الْيَدَيْنِ لِيُقَلِّبَهُمَا وَ يَرْغَبَ بِهِمَا وَ يَرْهَبَ وَ يَتَبَتَّلَ وَ يَمْسَحُ الرَّأْسَ وَ الْقَدَمَيْنِ لِأَنَّهُمَا ظَاهِرَانِ مَكْشُوفَانِ يَسْتَقْبِلُ بِهِمَا كُلَّ حَالاتِهِ وَ لَيْسَ فِيهِمَا مِنَ الْخُضُوعِ وَ التَّبَتُّلِ مَا فِي الْوَجْهِ وَ الذِّرَاعَيْن‏( من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 57)
یعنی علّت وضو كه بخاطر آن شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها بر بندگان واجب شده است همانا بپا خاستن در برابر خدای تعالی و روی نمودن بسوی او با اعضای ظاهری و ملاقات همراه با آن اعضاء با فرشتگان نويسنده اعمال است. پس صورت را براى بجا آوردن سجده و حالت خضوع و فروتنی می‏شويد و دستها را مي شويد تا از گناهان پاك و پاكيزه گردد و به اين جانب و آن جانب برده بدانها حوائج را درخواست و مسألت نموده و مراتب خوف و ترس خود و اخلاص و از غير بريدن را معمول دارد. سر و دو پايش را مسح مي كشد زيرا آشكار و باز است و در تمام حالات خود همراه با آن دو روبرو می‏شود، ولی آنچه از خضوع و اخلاص و انقطاع از غير كه در دستها و صورت است در آن دو نيست پس به مسح سر و پا اكتفا می‏شود.
[/][/][/]

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]یکی از دستورات موکد علمای اخلاق و اساتید سیر و سلوک برای شاگردانشان دائم الوضو بودن است که نورانیت و روحانیت بسیاری برای سالک الی الله به همراه دارد. مثلا دستوري كه آیت الله انصاری همدانی (ره) به یکی از بزرگان، برای حضور قلب در نماز و رفع وسواس فرموده اند این است که «بعد از توبه ی کامل، وضوی دائمی و اغسال مستحبّه را تماماً به جاي آورد» و یا همسر استاد مطهری، در مورد ایشان نقل می کند:
«در مدت 26 سال زندگی که با ایشان داشتم، در 24 ساعت شبانه روز، حتی نیم ساعت بی وضو نبودند.»
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مَن تَطَهَّرَ ثُم أوَی إلَی فِراشِهِ باتَ وَ فِراشُهُ کَمَسجدِهِ وَ إن ذَکَرَ أنَّه لَیسَ عَلَی وَضَوء فَتَیَمَّمَ مِن دِثارهِ کائِناً ما کانَ لَم یَزَل فی الصَلاةَ وَ ذِکرِ الله» یعنی هر که با طهارت به بستر رود، آن شب بشتر او به منزله مسجد اوست و اگر یادش آمد که وضو ندارد به همان رو انداز خود -هر چه می خواهد باشد- تیمم کند که اگر چنین کرد پیوسته در نماز و ذکر خداوند خواهد بود.(بحار الانوار ج73 ص 183)
همچنین امام صادق علیه السلام می فرمایند: «الوضوء قبل الطعام و بعده یذهبان الفقر» یعنی وضو پیش از غذا و بعد از غذا، فقر را از بین می برد (وسائل الشیعه، ج 1، ص 256)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اَكثِر مِن الطَّهورِ يَزِدِ اللّه‏ُ فى عُمُرِكَ» یعنی وضو زياد بگير تا خداوند، عمرت را زياد كند.( امالى مفيد، ص 60، ح 5)
و نیز فرمودند: «اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّيطانِ وَاِنَّ الشَّيطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُكُم فَليَتَوَضَّ» یعنی خشم از شيطان و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هرگاه يكی از شما به خشم آمد، وضو بگيرد. (نهج الفصاحه ح 660)
و نيز فرمودند: «يحشر الله عزوجل أمتي يوم القيامة بين الامم غرا محجلين من آثار الوضوء» یعنی امت من در قيامت ميان ساير امتها ممتاز، نوراني محشور مي شوند و اين بر اثر وضوي آنان است. (بحار، ج 80، ص 237)
و امام صادق علیه السلام فرمودند: «ما يَمْنَعُ اَحَدَكُمْ اِذا دَخَل عَلَيْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْيا اَنْ يَتَوَضَّاَ ثُمَّ يَدْخُلَ مَسْجِدَهُ وَ يَرْكَعَ رَكْعَتَينِ فَيَدْعُوَ اللّه‏َ فيهِما؟ اَما سَمِعْتَ اللّه‏َ يَقُولُ: «وَاسْتَعينوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؟» یعنی چه چيز مانع می‏شود كه هر گاه بر يكى از شما غم و اندوه دنيايی رسيد، وضو بگيرد و به سجده‏گاه خود رود و دو ركعت نماز گزارد و در آن دعا كند؟ مگر نشنيده‏ای كه خداوند می‏فرمايد: «از صبر و نماز مدد بگيريد»؟ (تفسير عياشى، ج 1، ص 59، ح 39)
[/][/][/]

سلام

استاد اگه میشه بحث قشنگتون رو ادامه بدید.
خدائیش خیلی خیلی جالب و قابل استفاده اند.

لطفا بازهم ادامه بدید.ممنون:Gol:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همواره به کامل و زیبا انجام دادن وضو سفارش میکردند. و می­فرمود: هر گاه مسلمانی وضو بگیرد، از هر گناهی که با چشم و دست و پایش کرده باشد خارج می­شود.[ صحیح مسلم، دار المعرفه، بيروت، چاپ دوم، 1428ق، ص 154]
همانطور که مرحوم نراقی می‌گوید: در وضوء ابتدا امر به شستن رو [صورت‏] شده است زیرا اكثر حواسّ ظاهری که دنبال تمایلات دنیوی هستند در آنجا قرار دارند. و بعد از آن، تكليف به شستن دست‌ها شده است، زيرا آدمى بیشتر امور دنيويّ را به کمک آن­ها انجام می­دهد. سپس امر به مسح پيش سر كه منبع اكثر خيالات فاسده است شده است. پس به مسح پاها كه واسطه­ی حرکت به­سوی بسيارى از خواهش­های دنيويّه هستند گردیده است.[معراج السعاده، ص 840]
بنابراین، مقصد اصلی از وضوء، پاكيزه ساختن ظاهر و باطن آدمى از هرگونه پليدی‏های جسمی و معنوی است زیرا تكليف به طهاراتی چون وضو و غسل از آن جهت است كه اعضائی كه امر به شستن آنها شده مشغول امور دنيوی بوده و در تيرگي­های طبيعت فرو رفته‏اند، و از اهليّت ايستادن در پيشگاه خدای سبحان بيرون رفته‏اند، و شكّی نيست كه تا سالک دل خود را از اخلاق نكوهيده و دلبستگي­های دنيا پاك نگرداند و عزم بازگشت به خدا نكند، صِرف شستن اعضاء، آن‌ها را از چرك­های دنيوی و آلايش‏های جسمانی پاك نمی كند. پس در وقت طهارت بايد دل را از صفات ناشايست و شهوات پليد پاك کرد، و عزم نمود که اعضای خود را كه خدمتكاران او هستند از شهوات دنيا باز گيرد تا نورانيّت و طهارت دل به آن اعضاء سرايت كند.

[=georgia][=&quot]با عرض سلام خدمت همه دوستان[/]
[=&quot]در ادامه مباحثی که پیرامون طهارت مطرح نمودیم باید به مراتب طهارت ظاهری بدنی بپردازیم چرا که آن مقدمه ای برای طهارت نفسانی و تذکیه روح و باطن آدمی می شود.[/]
[=&quot]برای رسیدن به طهارت بدنی باید اعضا و جوارح ظاهری را از هر ادراکی که موجب قساوت قلبی و دوری انسان از خداوند متعال می شود دور داشت به تعبیر شریف علامه حسن زاده آملی طهارت بدن از ادناس و قاذورات و طهارت حواس از اطلاق و رها کردن آنها در ادراکاتی که نیازی بدانها نیست. یعنی چشم و گوش و زبان و لامسه را از هر ادراکی که فایده ای برای انسان ندارد باید حفظ کرد.[/]
[=&quot]اکنون اجازه دهید یکایک این حواس ظاهری را نام برده و به تفصیل راه طهارت هر یک را ذکر نماییم.[/]
[=&quot]یکی از مهمترین حواس ظاهری که بیشتر اوقات در عموم مردم موجبات بی طهارتی آنها را فراهم می سازد زبان است.[/]
[=&quot]برخی از گناهان زبان از این قرارند:[/]
[=&quot]1-غیبت. 2- نمیمه. 3-دروغ. 4- دو زبانی. 5-[/][=&quot]بهتان و افتراء. 6-قذف. 7- افشاء اسرار مؤمن. 8- دشنام 9-لعن و نفرین.10- طعن و شماتت. 11- سُخریه و استهزاء. 12- مدح نابجا13- اظهار غضب. 14- غنا 15-[/][=&quot]کثرت مزاح و خنده. 16- مراء و جدال. 17- خصومت. 18- سؤال از امور مشکله برای تحقیر. 19- تکلم بدون علم. 20- تکلم بی فایده. 21- کفران نعمت. 22- اظهار ناامیدی کردن از خداوند. 28- به ناحق شهادت دادن. 29. تفسیر به رأی کردن قرآن. 30[/][=&quot]. [/][=&quot]مؤمن را خوار کردن. 31- فاسق را عزیز شمردن. 32- مؤمن را ترساندن. 33- راز خود را به نااهل گفتن. 34- به پدر و مادر اُف گفتن. 35- عیبجوئی کردن. 36-نسبت زنا به کسی دادن. 37- خلافکار را تشویق کردن. 38- مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 39- به مال و منال دیگران غبطه خوردن. 40- وعدة دروغ دادن. 41- صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. 42- با زن نامحرم شوخی کردن. 43- فال بد زدن. 44- عذرتراشی برای ظلم ظالمان. 45- سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن ووو[/]
[/]

[="Georgia"][="Blue"][="3"][=&quot]آری زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست[/][=&quot].[/]
[=&quot]حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید «[/]المرءُ مخبوء تحت لسانه»[=&quot])[/][=&quot] مستدرک الوسائل، ج9، ص 22) یعنی شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید[/][=&quot].[/]

[=&quot]در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند[/][=&quot].[/][=&quot]( حجرات/ 11[/][=&quot]([/][=&quot][/]
[=&quot]خداوند در آیه دیگر می فرماید: [=&quot]وَیْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ[/] (همزه/1)یعنی وای بر هر بدگوی عیبجویی[=&quot] [/][/][=&quot][/]
[=&quot] [/][=&quot]در روایتی آمده که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم[/][=&quot].[/][=&quot]( کنزل العمال، ج 15، ص 806، ح 43205)[/][=&quot][/]
[=&quot]شخصی به آن حضرت عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار(جامع السعادات، ج 2، ص 341[/][=&quot] [/][=&quot]( [/][=&quot]و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این، و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت(احیاء العلوم، ج 3، ص 94)[/][=&quot][/][/][/][/]

سلام!!!
زیبا بود!

احادیثی که در مورد وضو نوشتین برام خیلی جالب بودن چون تا حالا این قدر دقیق به مفهوم وضو پی نبرده بودم . ممنون :Gol:

در ادامه مطالبی که ضمن تطهیر زبان خدمتتان تقدیم نمودم باید بگویم شاه کلید مصونیت زبان از گناهان سکوت است.
سکوت موجب قطع تعلق از دنیای برون و انس با عقبای درون است سکوت خَموشی از غیر و خُروشی با خویشتن است. سکوت چشم پوشی از سنگ و گل و چشم دوزی به جان و دل است سکوت تسکین رنجوری از دنیا و تشدید مسروری با مولا است. سکوت ایمنی از مسند بلایا و هم آغوشی مهد عطایا ست. سکوت رحل(کوچ نمودن) از وطن و قصد حرم نمودن است. سکوت قهر از اغیار و حشر با ابرار است. سکوت پرهیز از آذر(آتش) و خیز به زر(طلا) است...
از من نمی پذیری از مولایت پذیرا باش که فرمود: «اکثر صمتک یتوفر فکرک و یستنر قلبک و یسلم الناس من یدک»(1)
یعنی بسیار خاموشی برگزین تا فکرت زیاد شود، و عقلت نورانی گردد، و مردم از دست و زبان تو سالم بمانند.
و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کان المسیح علیه السلام یقول لا تکثر الکلام فی غیر ذکر الله فان الذین یکثرون الکلام فی غیر ذکر الله قاسیة قلوبهم ولکن لا یعلمون»(2)
یعنی حضرت مسیح علیه السلام می فرمود؛ جز به ذکر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا کسانی که در غیر ذکر خدا سخن بسیار می گویند دلهایی پر قساوت دارند ولی نمی دانند.

  1. پینوشتها
  2. میزان الحکمه، جلد 2، صفحه 300 شماره 1667
  3. اصول کافی، جلد 2، صفحه 113

[="Georgia"][="Blue"][="3"]در ادامه روایاتی زیبا در باب سکوت تقدیم محضر مبارکتان می کنم
امام باقر علیه السلام: «إنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَشَرٍّ فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَفِضَّتِهِ»(1) به راستى كه اين زبان كليد همه خوبيها و بديهاست پس سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر (كيسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند
امام صادق علیه السلام: «كَمالُ الاَدَبِ وَالمُروءَةِ سَبعُ خِصالٍ: اَلعَقلُ وَالحِلمُ، وَالصَّبرُ، وَالرِّفقُ، وَالصَّمتُ، وَحُسنُ الخُلقِ وَالمُداراةُ»(2) كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوش اخلاقى و مدارا
امام موسی کاظم علیه السلام: «قِلَّهُ المَنطِقِ حُکم عَظیمٌ ، فَعَلَیکُم بِالصَّمتِ فَانَّهُ دَعَهٌ حَسَنَهٌ وَ قِلَّهُ وِزرٍ وَ خِفَّهٌ مِنَ الذُّنوبِ»(3) کم گویی، حکمت بزرگی است بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است
پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «عَلَیکَ بِطولِ الصَّمتِ فَانَّهُ مَطرَدَءٌ لِلشَّیطانِ وَ عَونٌ لَکَ عَلَی أمرِ دینِکَ»(4)خود را ملزم به سکوت طولانی کن، چرا که این کار موجب طرد شیطان بوده و در کار دین، یاور توست
امام صادق علیه السلام: «عَلَیکَ بِالصَّمتِ، تَعد حَلِیماً، جاهِلاً کُنتَ اَو عالِماً، فَاِنَّ الصَّمتَ زَینٌ لَکَ عِندَ العٌلَماءِ وَ سِترٌ لَکَ عِندَالجُّهالِ»(5) عالم باشى یا جاهل، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است
امام علی علیه السلام: «الکَلامُ کالدَّواءِ قَلیلُهُ یَنفَعُ وَ کَثیرُهُ یُهلِکُ»(6) سخن چون دوا است، اندکش سودمند و زیادش کشنده است
پيامبر صلی الله علیه و آله: «اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِخلاصِ فِى السِّرِّ وَ العَلانيَةِ وَ اَن اَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَن قَطَعَنى و اَن يَكونَ صَمتى فِكرا وَ نَظَرى عِبَرا»(7) پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد.

پینوشتها:

  1. تحف العقول، ص298
  2. بحارالأنوار، ج 84، ص 325، ح 1.
  3. بحاالانوار، ج 78، ص 321.
  4. بحارالانوار، ج68، ص279.
  5. مستدرک الوسایل، ج 9، ص17.
  6. غررالحکم، ص 211، ح 4081.
  7. کنز الفواید، ص 184.
[/][/][/]