جمع بندی اگر بفهمید اعتقادتان اشتباه بوده ، آیا حاضرید آن را تغییر بدهید؟

تب‌های اولیه

67 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اگر بفهمید اعتقادتان اشتباه بوده ، آیا حاضرید آن را تغییر بدهید؟


سلام و عرض ادب
لطفاً دوستان ابتدا متن زیر را بخوانند سپس نظرات خودشون را بفرمایند:

پرسش این است که آیا شما حاضر هستید با کشف اطلاعات جدیدی که مخالف با عقیدهء فعلی شماست ، عقیدهء خود را تغییر بدهید؟
این تغییر هم می تواند شامل بخشی از عقاید بشود و هم شامل کل آن که گزینه های مختلف در نظرسنجی لحاظ شده

مثلاً ممکن است امروز شواهدی به دست بیاورید که بفهمید وضو گرفتن شما اشتباه بوده. آیا حاضرید وضویتان را منطبق با کشفیات جدید ، تغییر بدهید؟
و حالت دوم ، مثلاً امروز دلایلی بیابید که بفهمید مذهب سنی بر حق است نه شیعه. یا اصلاً بفهمید مسیحیت برحق است. آیا حاضرید دین یا مذهبتان را تغییر دهید؟

بخش پرسش از کارشناس و گفتگو با کاربران:
دوستان با توجه به پرسش بالا ، هر توضیحی بر موضوع تاپیک و همچنین نظر خودشان درمورد تغییر در ایده دارند بیان بفرمایند
همچنین کارشناس محترم
(اگر اشکال ندارد بعد از ابراز نظر کاربران) نظرشان را درمورد موضوع تاپیک بطور دقیق و کامل بیان بفرمایند

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مشکور

Reza-D;912739 نوشت:
سلام و عرض ادب
لطفاً دوستان ابتدا متن زیر را بخوانند سپس نظرات خودشون را بفرمایند:

پرسش این است که آیا شما حاضر هستید با کشف اطلاعات جدیدی که مخالف با عقیدهء فعلی شماست ، عقیدهء خود را تغییر بدهید؟
این تغییر هم می تواند شامل بخشی از عقاید بشود و هم شامل کل آن که گزینه های مختلف در نظرسنجی لحاظ شده

مثلاً ممکن است امروز شواهدی به دست بیاورید که بفهمید وضو گرفتن شما اشتباه بوده. آیا حاضرید وضویتان را منطبق با کشفیات جدید ، تغییر بدهید؟
و حالت دوم ، مثلاً امروز دلایلی بیابید که بفهمید مذهب سنی بر حق است نه شیعه. یا اصلاً بفهمید مسیحیت برحق است. آیا حاضرید دین یا مذهبتان را تغییر دهید؟

بخش پرسش از کارشناس و گفتگو با کاربران:
دوستان با توجه به پرسش بالا ، هر توضیحی بر موضوع تاپیک و همچنین نظر خودشان درمورد تغییر در ایده دارند بیان بفرمایند
همچنین کارشناس محترم (اگر اشکال ندارد بعد از ابراز نظر کاربران) نظرشان را درمورد موضوع تاپیک بطور دقیق و کامل بیان بفرمایند


سلام و تشکر@};-

ضمن تشکر از آغازگر تایپیک که بحث خوبی را ایجاد نمودند قبل از اینکه نظرات کاربران عزیز را بشنویم بیان یک نکته ضروری است: وادی تحقیق، وادی ظریف و حساسی است که اقتضائات، لوازم و ابزار خاصی را می طلبد، از جمله لوازم آن، واجدیت قدرت و توانایی تجزیه و تحلیل است که بی شک عموم بدلیل عدم توانایی این امر یا ضعف تجزیه و تحلیل در این مرحله دچار مشکل هستند، دیگر اینکه لازمه مواجهه و مقایسه منطقی و درک صحیح از اندیشه های مقابل و مخالف، آگاهی و اشراف بر اندیشه های اولیه ای است که در آن قرار دارند. زیرا عدم اگاهی دقیق و عمیق از داشته های اعتقادی اولیه، موجب می شود افراد در اولین برخورد و مواجهه با عقاید مخالف و متضاد، مقهور آن عقاید گشته و بدون آنکه فرصت و توان تجزیه و تحلیل منطقی داشته باشند تحت تأثیر اندیشه های جدید قرار بگیرند و همین وضعیت غیراستوار بصورت تسلسل وار در مواجهه های جدید با اندیشه های دیگر تکرار شود.

بعبارتی اگر کسی می خواهد در دیگر اندیشه ها غور و تفحص کند باید ابتدا نسبت به اندیشه ها و داشته های اعتقادی فعلی خود آگاهی نسبی داشته باشد و به سطحی از قدرت تجزیه و تحلیل و مقایسه منطقی رسیده باشد تا قادر باشد در مقام مقایسه اندیشه حق را از باطل، کامل را از ناقص و سره را از ناسره تشخیص دهد و بعبارتٌ اخری در قالب تمثیل کسی که هنوز توان شنا در محدود استخر شهرشان را ندارد و تجربه کافی را نیافته، قطعا در تجربه های بزرگتر نظیر شنا در رودخانه ها و دریاهای مواج با شکست و خطر هلاک مواجه خواهد شد.

منتظر نظرتان دوستان عزیز هستیم ...@};-

سلام
فکر کنم با خوشبینی حداقل 10 درصد جمعیت بتونند عقیدشون رو از بیخ و بن عوض کنند!
جبر جغرافیا و اپی ژنتیک خیلی سنگین هستند!
چون شیرازه ذهن ممکن است از هم گسسته شود
در مورد اول اگه ارکان دین مثل خدا و پیامبر و کتابش رو باور کنم و سیر طولی رسیدن به وضو درست باشه ن تغییر نمی دهم!اونطور که معلومه باید پیرو حجت ها باشیم!اگر حجت چیزی بر ما تمام نشود عذری می توانیم داشته باشیم!
در مورد دوم هم فکر نکنم یهو بتونم کامل تغییر بدم!چون ناخود آگاه و سنگ بنای ذهنی تغییرش خیلی مشکله و حداقل شاید در مدت زمان طولانی و کم کم ممکن بتونم!@};-

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Reza-D;912739 نوشت:
رسش این است که آیا شما حاضر هستید با کشف اطلاعات جدیدی که مخالف با عقیدهء فعلی شماست ، عقیدهء خود را تغییر بدهید؟
این تغییر هم می تواند شامل بخشی از عقاید بشود و هم شامل کل آن که گزینه های مختلف در نظرسنجی لحاظ شده

مثلاً ممکن است امروز شواهدی به دست بیاورید که بفهمید وضو گرفتن شما اشتباه بوده. آیا حاضرید وضویتان را منطبق با کشفیات جدید ، تغییر بدهید؟
و حالت دوم ، مثلاً امروز دلایلی بیابید که بفهمید مذهب سنی بر حق است نه شیعه. یا اصلاً بفهمید مسیحیت برحق است. آیا حاضرید دین یا مذهبتان را تغییر دهید؟


سلام
برای کسی که به اشتباه خود یقین پیدا کرده تقریبا گزینه ای جز پذیرفتن آن نیست
اما مثالهایی که زدید درست نیست
من می گویم اگر یک منکر غیب به اشتباه بودن نظریات مادی گرایانه خود پی ببرد آیا تغییر فکر و عمل می دهد؟
یا اگر یک سنی به حقانیت شیعه پی ببرد آیا شیعه می شود؟
البته کارآسانی هم نیست
تمایلات نفسانی ، آسیبهای اجتماعی و چه بسا مالی و اقتصادی و غیره می تواند فرد را به عقب براند
یا علیم[/][/][/]

به نظر من مهم تر از این مسئله که آیا ما اعتقادمان را تغییر میدهیم یا نه، باید بررسی شود که آنهایی که اعتقادشان را تغییر دادند در چه شرایطی بودند و چه عواملی سبب این اتفاق شد و چه عواملی این تغییر را تسهیل و تسریع کرد؛ و اینکه چرا در دنیای امروزی این تغییر نگرش ها به صورت فردی و به ندرت به صورت گسترده آن هم غالبا در مناطق محروم اتفاق میفتد.

از امروزی ترین نمونه این تغییر نگرش های گسترده، میتوان به کشور نیجریه که با تلاش شیخ زکزاکی محقق شد اشاره کرد.

کمی قبل تر تغییر نگرش مردم بوسنیایی توسط ترکان عثمانی بود.

و به همین ترتیب اسلام آوردن مردم کشورهای اندونزی، مالزی و شمال هند، اسلام آوردن اقوام مختلف مانند ترک ها، فارس ها و کرد ها همچنین مردم شمال آفریقا

اگر در زمان خلافت اتحاد مسلمانان از هم نمیپاشید احتمالا کشور کره (در آن زمان شیلا) هم الان کشوری کاملا مسلمان بود.

به نظر بنده بررسی علت این گرایش ها مخصوصا در کشورهایی که اسلام را به صورت مستقیم لمس نکردند و تنها توسط مبلغان و مراودات تجاری تغییر نگرش داده اند، بسیار راهگشا خواهد بود.

پ.ن. اگر کتابی با این مضمون سراغ دارید خوشحال میشم معرفی کنید...

با سلام

این بسته به حقیقت جویی و شخصیت منطقی یا احساسی انسان دارد...

عموما وقتی با یک تناقض برخورد میکنیم ذهن درگیر میشود و بر ناخوداگاه ما اثر میگذارد
حتی شب ها که ما میخوابیم اقا پلیسه بیداره! و مغز ما مدام در حال رشد و رفع تناقضات مداری است
و هر چه قدر موضوع اهمیت داشته باشد و باز هر چه قدر برای ما نیز مهم باشد، به همان میزان در اولویت ذهن قرار میگیرد و این باعث میشود که باورها به مرور زمان تغییر کند...
اما چرا وقتی یک برهان برای صدق یک عقیده اورده میشود کسی ایمان نمی اورد؟
آیا واقعا برهان ها قابل درک نیستند؟ یا انسانها نمیخواهند قبول کنند؟ البته که هر دو هست....
تغییر زمان بر است به خاطر استدلالهای مقابل یا شبهات زیاد...
تغییر زمان بر است به خاطر علاقه و احساس...

اما بیشتر عدم تغییرها به خاطر چیست؟
آیا باید ان قدر استدلال ها قوی باشد تا موجب شکست منطقی استدلالهای طرف مقابل شود؟
مثلا میگویند قران تناقض ندارد..
بعد یک شخصی 900 صفحه کتاب می نویسد و تناقض می اورد...
وقتی حجم تناقضات و استدلالهای طرف، زیاد باشد مغز هنگ میکند... زیرا در یک بازه زمانی محدود و انواع مشغله، نمیتواند انها را در چهارچوب منطقی ذهن خود قرار دهد لذا ذهن قفل میکند و سردرگم میشود... و این سیر میتواند ادامه یابد و همیشه مغزها دچار استرس و تکاپو باشند...
این ذات انسان و مغز است که نمیتواند فکر نکند ان هم راجع به اولویت های زندگی ...

ذهن های ترسو و کنجکاو...

ذهن های ترسو عموما کمتر دچار تغییر عقیده میشوند
اما ذهن های کنجکاو بیشتر
خصوصا زمانی که دروغ و فریب زیاد شود...
خصوصا زمانی که مدعیان دین دروغ بگویند و تابع هوای نفس شوند
خصوصا زمانی که علما و کارشناسان مذهبی دچار دروغگویی و دنیا بیفتند

این موارد باعث میشود ذهن های کنجکاو برای فریب نخوردن به منابع متعدد و کتابهای مختلف رجوع کنند
و همین مطلب زمینه تغییر را فراهم میکند و مسیر را هموار...

احساس فریب خوردگی :

مثلا شما برداشتی از دین در ذهن خود داشتید و بعد متوجه میشوید اشتباه بوده است
و احساس میکنید علما عمدا ان را باز نمیکنند ... چون فکر میکنند قابل پذیرش نیست و لذا احساس میکنید دین را از شما مخفی کرده اند و به نوعی دارند شما را فریب میدهند

مثلا تصور میکردید برده داری منسوخ شده اما متوجه میشوید نشده...
مثلا تصور میکردید باید از اعلم تقلید کرد و بعد متوجه میشوید مخیرید از شش نفر تقلید کنید و این صرفا به خاطر بیان معما گونه شریعت بوده است
و به همین جهت تصور میکنید علما دینشان راحت است اما حاصر نیستند ان را برای شما راحت کنند...
مثلا تصور میکردید ....

شاید اشتباه میکنم؟

بله ما حاضریم تغییر عقیده یا تغییر رفتار داشته باشیم
اما خیلی هامان میگوییم
نکند اشتباه میکنم؟... بگذار تحقیق کنم...
اما اینجا تحقیق سر دراز دارد...

برخی برای تحقیق و تغییر عضو فلان سایت میشود...
مثلا شیعه است میرود سایت وهابی ها... یا سنی ها....یا مسیحی...یا بهایی...
یا برخی به کارشناس ها رجوع میکنند...
اما جالب اینجاست که حتی وقتی قانع نمیشوند باز هم میگویند نکند اشتباه میکنم؟

برخی ها تغییر عقیده میدهند و بعد تحقیق را ادامه میدهند
و برخی بر عقیده ثابت می مانند تا تحقیق نتیجه دهد...

برخی میگویند جنگ جنگ تا رفع شبهه...
برخی میگویند اول رفع شبهه بعد جنگ...
حالا نمیدانم شهدای ما جزو کدام دسته اند؟

پس چرا بقیه تغییر عقیده نمیدن؟

خیلی وقتها فکر میکنم فلان باور اشتباه است اما میگوییم پس چرا کسی تغییر عقیده نمیدهد؟
مگر انها از انچه شما میدانید اگاه نیستند؟

مثلا ایت الله مشکینی راجع به علم امام چیزی میگوید
که بسیاری از عوام شیعه قبول ندارند... و اتفاقا فکر میکنند علما ان را قبول دارند
اصلا در این موارد یک چهارشنبه بازاری حاکم است که نگو و نپرس...

خلاصه برخی میخواهند باور خود را عرضه کنند و در دیگران تغییر ایجاد کنند تا خود در باور خود بیشتر یقیین کنند
یا با تغییر دیگران قبول کنند که خودشان را تغییر دهند...
این افراد تا زمانی که مردم تغییر نکنند تغییر نمیکنند
برخی تنها به دنبال یک عالم میگردند تا به او چنگ بزنند و خود را خلاص کنند...

مثلا
(16)وَ الَّـذيـنَ يُـحاجّونَ فِى ا‌للهِ مِن بَعـدِ مَا اسـتُـجيـبَ لَـه‌‚‌ حُـجَّـتُـهُم داحِـضَـةٌ عِنـدَ رَبِّـهِم وَ عَـلَيـهِم غَـضَـبٌ وَ لَـهُم عَـذابٌ شَـديـدٌ

اصولا وجود برخی مراجع باعث خوشحالی میشود...
فقط یک نمونه: ایت الله صادقی...
علت را باید جستجو کرد... مثلا انچه گفتم میتواند یک علت باشد...

موضوع قفل شده است