اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ...

تب‌های اولیه

74 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

اثرات دعا

الف: اثرات تربیتی:

برخی افراد، اثرِ تربیتی دعا را فقط در تلقین به نفس می دانند؛ در حالیکه تلقین یکی از کمترین آثار دعاست.

بزرگترین اثر دعا، حقیقتِ عبادت است.

کمال انسان اینست که به خدا توجه کرده و فقر مطلق خودش را نسبت به او درک کند.

یکی از چیزهایی که باعثِ این درک و معرفت می شود، دعاست. دعا خودِ عبادت است و تنها راه تکامل انسان نیز عبادت می باشد. بنابراین دعا یکی از راه های تکامل انسان است.

خداوند در آيه شريفه «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»1 مى‌فرمايد: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم؛ سپس اضافه مى‌فرمايد: محقّقاً كسانى كه از بندگى من سرپيچى كنند و خود را بزرگتر از آن بدانند كه در مقابل عظمت الهى سر تعظيم فرود آورند و متكبّرانه از عبادت من سرپيچى كنند، با ذلّت و خوارى وارد جهنّم خواهند شد.

دو جمله مذكور در آيه شريفه، در حكم صغرى و كبراست: دعا عبادت پروردگار است؛ و هر كه از عبادت خدا سرپيچى كند به عذاب دردناك و خواركننده اى مبتلا خواهد شد.

نتيجه آنكه: هر كه از دعا سرپيچى كند، به عذاب الهى گرفتار خواهد شد.

پس فايده و اثرِ اصلىِ دعا، همان تكامل معنوى انسان در اثر بندگى و اعتراف به ذلّت در مقابل خداوند است.

با اینحال بر دعا اثرات فرعى و جنبى نيز مترتّب است كه به برخى از آنها اشاره مى‌ کنیم.

1. سوره مبارکه غافر، 60


ب ـ اثرات جنبى

1ـ شناخت خدا:
عمده ترين دليل نيايش و دعا شناخت پروردگار است.
اين معرفت ريشه همه سعادتها و موجب تمام اصلاحات است.
وقتی انسان خداوند را به اسمائش می خواند، یکی از فایده های آن اینست که به معنای وصفی آنها شناخت پیدا می کند.

یعنی وقتی پروردگارش را با نام های رحمان، قادر، حکیم و امثال اینها می خواند، به رحمت و آمرزش و کمک او امیدوار می شود.
وقتی در معانیِ دعاها دقت می کند، متوجه می شود که با خدائی صحبت می کند که هیچ چیزی در برابر او غیر ممکن نیست.
اصلا مشکل و آسان در برابر او مطرح نیست.

این خودش یک حالت امید و نشاطی به انسانِ ناامید از همه جا می دهد.

وقتی خدا را به اسماءِ بصیر و سمیع می خواند، یعنی توجه می کند که خداوند در همه احوال او را می بیند و می شنود؛ پس به پرهیز از رفتار ناشایست تشویق می شود.

برخی از دعاها مثل دعای عرفه امام حسین علیه السلام و دعای صباح و ابوحمزه، اگر با دقت خوانده شوند، یک دوره درس خداشناسی و توحید در سطح بسیار عالی ست.

2ـ كسب اخلاق خدايى:
در دستورات مذهبى و احاديث شريفه توصيه شده است كه به اخلاق خدايى درآييد.
«تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّهِ»1

وقتی انسان خدا را به صفاتی مانند مهربانی و گذشت می خواند، خودش هم تشویق می شود که با دیگران مهربان و باگذشت باشد. سایر صفات پروردگار هم به همین صورت هستند.

3ـ پاكى و پاكيزگى:
از آداب دعا، پاك بودن لباس و حلال بودن غذاى دعا كننده و مباح بودن مكان دعاست.
پيامبر گرامى صلى الله عليه وآله وسلم مى‌فرمايند:
كسى كه دوست دارد دعايش مستجاب شود، بايد خوراك و كسبش را پاكيزه كند.2
دعا کننده ای که مقید به حلال و حلام شد، به کمال معنوی می رسد.
اصولا تمام دین، یعنی همین مراعات کردن ها، و کسی که عادت کرد که از اعمالش مراقبت کند، حتما به درجات بالا خواهد رسید.

4ـ سركوبى نفس:
بزرگترين فايده دعا و حتى همه عبادات، جلوگيرى از طغيان نفس است.
ریشه تمام معایب اخلاقی، حب نفس و خودخواهی ست و نابود کردنش، آمادگی برای کسب همه فضائل است.
دعا فروتنى توأم با مناعت و عزّت نفس را به دنبال دارد.


پی نوشت:
1. علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج61، باب 42، ص 129

2. ج 93، ص 320، پيشين، روايت 30

شرایط استجابت دعا

با وجود آیه «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ»1، چرا معمولا دعاها مستجاب نمی شوند؟

علماى علم كلام مى‌گويند: تخلّف در «وعيد» ممكن است و چنين كارى عقلا قبيح نيست؛ ولى تخلّف در «وعده» عقلا قبيح است و انجام فعل قبيح بر خداوند محال است. پس تخلّف از اجابت كه در اين آيه «وعده» داده شده عقلا قبيح است. به فرض آنكه هيچ دليل عقلى نيز بر اين مطلب نداشته باشيم خود قرآن مى‌فرمايد: «اِنَّ اللّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ»2

بررسی:

1: «اُدعُوا»، به معنای دعا و درخواست کردن است.
اما نه فقط به لفظ.
لفظ فقط ظاهر و بُروزی ست از آنچه در دل انسان است و به خودی خود اصالت ندارند.

یعنی اینطور نیست که با گفتن یک لفظ، تاثیری در جهان به وجود آید، یا لفظ از زبان هر کسی که ادا شود، موثر باشد.
پس اگر لفظ قرار است موثر باشد، باید از روح و دل انسان صادر شده و انسان واقعا خواستار آن باشد.
اگر فقط الفاظى را به زبان بياورد و در دل توجه نداشته باشد، بطور قلبی و جدّى درخواست ننموده و در حقيقت دعا نكرده است.


پی نوشت:
1. سوره مبارکه غافر، 60

2. سوره مبارکه رعد، 31


2: «اُدْعُونى»، یعنی درخواست باید فقط از خدا باشد.
وقتی انسان دعا می کند و از خدا چیزی را می خواهد، ولی در حقیقت گوشه چشمی به دیگران دارد، این در حقیقت از خدا نخواسته و از عمق جان باور ندارد که خدا می تواند این خواسته را به او بدهد.

یعنی با وجود آن كه در ظاهر مطلبى را از خدا درخواست مى‌نماييم، اما در واقع، به اين مطلب اعتقاد نداريم كه خدا بايد خواسته ما را عطا فرمايد. پس در اين صورت نبايد منتظر اجابت دعايمان باشيم.

چنين دعاهايى كه صرفا تكلّمِ برخى الفاظ است و در واقع خواستن از خدا نيست، هيچ گاه به اجابت نخواهد رسيد؛ چون درخواست واقعى ما از خدا نيست، بلكه به اسباب مادّى و قدرت خود متّكى هستيم.

دعاى واقعى آن است كه درخواست از خدا باشد و معتقد باشيم كه اعطاى مطلوب تنها به دست اوست، وگرنه نوعى تشريفات خواهد بود.

آيه «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ» شرطى است كه به شكل امر بيان شده و در واقع اين گونه است كه:

«اِنْ تَدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ»



اين شرط در صورتى تحقّق پيدا مى‌كند كه اولا، در درخواست خود جدّى باشيم، و ثانياً، درخواست ما از خدا باشد و او را در تحقّق دعايمان مؤثّر بدانيم. در اين صورت، شرايط استجابت دعا محقّق گرديده است.


3: خیلی اوقات ما درخواستی از خداوند داریم و صلاح خود را در استجابت آن می بینیم.

اما به دلیل دید محدود و دنیائی خودمان، در تشخیص مصداق اشتباه کرده و لوازم آن را توجه نداریم.
به عبارت ديگر، اگر خداوند به ما بفرمايد كه استجابت دعاى تو چنين لوازمى را در بر دارد، آيا باز هم حاضرى با تحقّق آن لوازم دعايت مستجاب گردد، قطعاً پاسخ منفى خواهيم داد.

در چنين مواقعى كه ما درخواست يك مصلحت كلّى داريم، ولى در تطبيقِ مصداق دچار اشتباه شده ايم، ممكن است دعاى ما مستجاب گردد؛ اما بر اساس مصلحت واقعى ما.

در اين صورت، خداوند، هم ما را از لطف خويش مأيوس نساخته، و هم اشتباه ما را تصحيح كرده است.


با توجه به اين سه نكته

"اولا درخواست جدّى، ثانیا درخواست از خدا و ثالثا مصلحت واقعى ما"

كه از آيه مذكور استفاده مى‌شود،

مى‌توان گفت كه اطلاق آيه هيچ قيد و شرطى ندارد.


بسيارى از شرايطى كه در روايات ذكر شده ناظر به همين موارد مذكور است.
برخى از آنها نيز آدابى است كه براى كمال دعا و كمال توجّه به خدا مؤثّر است و در واقع تقييد يا تخصيص نسبت به آيه شريفه نيست.

گاهى اوقات نيز به جاى استجابت دعا در اين دنيا، خداوند مقاماتى را در آخرت به انسان عطا مى‌فرمايد. اين مطلب مربوط به نكته سوّمى است كه از آيه شريفه استنباط گرديد. يعنى كسى كه به آخرت ايمان دارد، اگر توجه پيدا كند كه درخواست او درباره امر دنيوى در مقابل پاداش اخروى قابل مقايسه نيست، قطعاً سعادت و كمال خويش را طلب خواهد كرد؛ اما در اثر غفلت، به مسائل دنيوى توجه پيدا كرده است.

اگر واقعيت براى او آشكار مى‌گرديد كه در آخرت به چنين چيزهايى نيازمندتر است، آنها را براى آخرت درخواست مى‌كرد.

در دعاى افتتاح به اين مطلب اشاره شده است:

«... وَ لَعَلَّ الَّذى اَبْطَأَعَنّى هُوَ خَيْرٌلي لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُور...؛ شايد تأخير تو در استجابت دعاهاى من به مصلحت بوده و براى من بهتر باشد؛ چون تو از عاقبت كارها و مصالح و مفاسد زندگى خبر دارى.»


از پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده كه فرمود:

«ما مِنْ مُسْلِم يَدْعُو بِدَعْوَة لَيْسَ فيها اِثْمٌ وَ لا قَطيعَةُ رَحِم اِلاّ اَعْطاهُ اللّهُ بِها إحدى ثَلاث: اِمّا اَنْ يُعَّجِلَ دَعْوَتَهُ وِ اِمّا اَنْ يُدَّخِرَها لَهُ فِى الآخِرَةِ وَ اِمّا اَنْ يَكُفَّ عَنْهُ مِنَ الشَّرِ مِثْلَها ؛ هيچ مسلمانى خدا را نمى‌خواند ـ به دعايى كه گناه يا قطع رحم نباشد ـ مگر اينكه خدا يكى از سه چيز را به او عطا مى‌كند: يا دعاى او را مستجاب مى‌كند يا آن را ذخيره آخرتش قرار مى‌دهد و يا اينكه معادل آن، بدى و بلا را از او دفع مى‌كند.»1

اين لطف بزرگى است كه خداوند فقط به دعاى بندگان توجّه نمى‌كند، بلكه بيش از آن، به كمال و سعادتِ واقعى آنها توجّه دارد و با عنايت به اين مسأله، خواسته هاى آنها را اجابت مى‌كند.

بعضى را مقدّم مى‌دارد، بعضى را به تأخير مى‌اندازد و برخى را نيز به عنوان ذخيره آخرت انسان، به روز قيامت موكول مى‌كند.

1. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 93، ص 366، روايت 16

علاوه بر موارد مذكور، در روايات علل ديگرى نيز براى مستجاب نشدن دعا ذكر شده است.

مثلاً در برخى از روايات آمده است مردمى كه «امر به معروف» و «نهى از منكر» را ترك كنند، خداوند آنها را به دو بلا گرفتار مى‌سازد: نخست، دعاى آنان مستجاب نمى‌گردد؛ دوم، بدترين و فاسدترين افراد را بر آنان مسلّط مى‌گرداند.

شخصى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام از عدم اجابت دعاهايش شكوه كرد. حضرت عليه السلام علت آن را چنين بيان فرمود:

«اِنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَتْ بِثَمانِ خِصال: اَوَّلُها اِنَّكُمْ عَرَفْتُمْ اللّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ كَما اَوْجَبَ عَلَيْكُمْ فَما اَغْنَتْ عَنْكُمْ مَعْرِفَتُكُمْ. اَلثّانِيَةُ...»

دلهاى شما در هشت چيز خيانت كرده‌اند (لذا دعايتان مستجاب نمى‌شود.)

1ـ خدا را شناختيد؛ ولى حق او را چنانكه بايد ادا نكرديد.

2ـ به رسول او ايمان آورديد، سپس با سنّتش مخالفت كرديد.

3ـ كتاب او را خوانديد ولى بدان عمل نكرديد.

4 مى‌گوييد از كيفر و عقاب خدا مى‌ترسيد، اما همواره اعمالى مرتكب مى‌شويد كه شما را به آن نزديك مى‌كند.

5 مى‌گوييد به پاداش الهى مشتاقيد، لكن همواره كارى مى‌كنيد كه شما را از آن دور مى‌سازد.

6ـ از نعمتهاى خدا بهره مى‌بريد و شكر او را بجا نمى‌آوريد.

7ـ به شما گفته شده دشمن شيطان باشيد، ولى شما با او دوستى مى‌كنيد.

8ـ عيوب مردم را نصب العين خود كرده ايد و از عيوب خود غافليد.

با اين همه چگونه انتظار داريد دعايتان مستجاب شود در حالى كه خود درهاى آن را بسته ايد؟ سپس فرمود: تقوا پيشه كنيد، اعمال خود را اصلاح كنيد، نيّات خود را صادق گردانيد، امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا دعاى شما مستجاب شود.1

1. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 93، ص 376

حنیف;925862 نوشت:
كسى كه دست خويش را به درگاه الهى دراز، گردن خود را كج و سر خود را خم مى‌نمايد، روى به خاك مى‌سايد و اشك از ديدگان سرازير مى‌كند و با دعاى خود از او حاجت مى‌خواهد، در عمل نهايت شكستگى و تذلّل خود را در برابر عظمت الهى نشان مى‌دهد.

خود را فقير، ضعيف، ذليل و بيچاره و خدا را غنى، قوّى، عزيز و قادر مى‌بيند و با حالت خود اين حقيقت را بيان مى‌كند.


با سلام
ببخشید سوالی داشتم
مگر خدا با بنده هاش مشکلی داره که ما هر روز به ضعف و فقرمون اعتراف کنیم ؟ همین که می دونیم کافی نیست؟ ایا خدا لذت می بره من هی بگم بدبختم فقیرم تو خدایی خوش به حالت؟
خوب همه ما می دونیم و خدا خودش هم می دونه که ما می دونیم اون بی نیاز و قویه و ما محتاجیم و ضعیف و فقیر و ...
اصلا چه نیازی هست من هی بگم خدا من فقیرم؟ مگه خودش نمی دونه که من فقیرم؟ مگه نمی بینه که محتاجم ؟ چرا خودش قبل اینکه من بخوام نمی ده؟ مگه مادر نمی دونه ظهر بچش گرسنه می شه و از صیح به فکر ناهارش نیست؟ حتما باید بچه زار بزنه و از حال بره بعد مامانش شاید بهش بده و شاید هم صلاح ندونه و نده؟؟؟
اصلا بعضی موقع ها شک می کنم که خدا کریمه. با وجود اینهمه قدرت و فضل نعمتی که به بعضی بنده هاش داده خیلی کمه و خدا چطور می تونه ببینه و کاری نکنه؟ و اون بنده هر روز با خفت و خواری بگه من ذلیلم فقیرم و خدا بازم کاری نکنه؟ اخه اینها چطور با صفات خدا یه جا جمع میشه؟ کریم، رحیم، ذوالفضل العظیم، خیر الرازقین....
ممنون میشم جواب بدید

حنیف;928487 نوشت:
با توجه به اين سه نكته

"اولا درخواست جدّى، ثانیا درخواست از خدا و ثالثا مصلحت واقعى ما"

كه از آيه مذكور استفاده مى‌شود،

مى‌توان گفت كه اطلاق آيه هيچ قيد و شرطى ندارد.


اما خیلی وقتها با وجود همین 3 مورد باز هم مستجاب نمی شه. اگه بگید صلاح نبوده، می پرسم چرا صلاح نبوده ؟ خواسته ای که مثل نیاز به اکسیژن هست چطور برای خیلی ها صلاحه ولی برای عده معدودی صلاح نیست؟
اگه بگید وقتش نرسیده؟ این وقتش کی هست؟ مگه انسان کنونی عمر نوح دارد که برای خواسته ای 15 سال صبر کند؟ مگه همه صبر ایوب دارن؟
حنیف;928489 نوشت:
هيچ مسلمانى خدا را نمى‌خواند ـ به دعايى كه گناه يا قطع رحم نباشد

ما بندگان عادی بخواهیم نخواهیم هر روز گناه می کنیم. شاید گناهان کبیره نکنیم ولی بالاخره گناهکاریم. و اینکه بخواهیم تهذیب نفس کنیم و عارف بشیم سالها وقت می خواد و اون اکسیژن اگه همین الان نرسه خفه می شیم.
یا اینکه بگید در اخرت بهترش رو میده و چیزیه که در اخرت نیاز داری. من انسانم و اختیار دارم . نمی خوام تو اخرت بهم بده. من ترجیح می دم تو این دنیا خواستمو بهم بده ، من اخرت نمی خوام باید چی کار کنم؟
ایا این که خواسته ما به صلاحمون نبوده یا ذخیره اخرتمون شده و یا اینکه ما گناهکاریم و ... همش برای گول زدن خودمون نیست؟ خدا بعضی ها رو بیشتر دوست داره و بعضی ها رم هیچ جا بازی نمی ده. مثلا در مورد رزق چندین بار تو قران اومده که خدا به هر که بخواد روزی می ده. خدا روزی هر کی رو بخواد وسعت می بخشه و هر کی رو بخواد روزیشو تنگ می کنه. خدا به هر کی بخواد بی حساب عطا می کنه. و ...
حالا مثلا جوونی که بیکاره مدام دعا می کنه و تلاش می کنه و به هر راهی که به ذهنش برسه سر می زنه بعد می افته تو قرض و شرمنده خانوادش می شه . سالها بد بختی و فشار روانی رو متحمل می شه و اخرشم مشکلش حل نمی شه و می ره دست به دزدی می زنه چون سلامت روحیشم از دست داده. و مشکلات بزرگتر و بیشتر
چرا خدا مشکلشو حل نمی کنه؟ چون خدا به هر کی عشقش بکشه می ده و به اینجوون دلش نخواسته بده. بعد تو اون دنیا هم میاندازتش تو اتیش. چون حروم خورده.
ممنون جناب کارشناس گرامی

رهگذر تنها;928702 نوشت:
با سلام
ببخشید سوالی داشتم
مگر خدا با بنده هاش مشکلی داره که ما هر روز به ضعف و فقرمون اعتراف کنیم ؟ همین که می دونیم کافی نیست؟ ایا خدا لذت می بره من هی بگم بدبختم فقیرم تو خدایی خوش به حالت؟
خوب همه ما می دونیم و خدا خودش هم می دونه که ما می دونیم اون بی نیاز و قویه و ما محتاجیم و ضعیف و فقیر و ...
اصلا چه نیازی هست من هی بگم خدا من فقیرم؟ مگه خودش نمی دونه که من فقیرم؟ مگه نمی بینه که محتاجم ؟ چرا خودش قبل اینکه من بخوام نمی ده؟ مگه مادر نمی دونه ظهر بچش گرسنه می شه و از صیح به فکر ناهارش نیست؟ حتما باید بچه زار بزنه و از حال بره بعد مامانش شاید بهش بده و شاید هم صلاح ندونه و نده؟؟؟
اصلا بعضی موقع ها شک می کنم که خدا کریمه. با وجود اینهمه قدرت و فضل نعمتی که به بعضی بنده هاش داده خیلی کمه و خدا چطور می تونه ببینه و کاری نکنه؟ و اون بنده هر روز با خفت و خواری بگه من ذلیلم فقیرم و خدا بازم کاری نکنه؟ اخه اینها چطور با صفات خدا یه جا جمع میشه؟ کریم، رحیم، ذوالفضل العظیم، خیر الرازقین....
ممنون میشم جواب بدید

علیکم السلام و رحمه الله

در اینکه بى نیاز حقیقى و تنها وجودِ قائم بالذات در تمام عالم هستى، خداوند است، که شکی نیست.
این ما هستیم که محتاج و نیازمند به دعا و تضرع به به درگاه ربوبی او هستیم و اگر لحظه ای ارتباطتمان را قطع کنیم، هیچ خواهیم بود.

قرآن می فرماید:
«یا اَیُّهَا النّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»1
اى مردم! شما نیازمند به خدا هستید و او از هر نظر بى نیاز و شایسته حمد و ستایش است.

همانطور که در پست های قبلی عرض شد، دعا و تضرع به درگاه خداوند نوعی عبادت است که منجر به سعادت انسان خواهد شد. در حقیقت این ما هستیم که با عبادت و اطاعت از او، خودمان را به یک منبع بی پایانِ فیض و کمال وصل کرده و تکیه گاه پیدا می کنیم.

در جای جای قرآن به این مسئله اشاره شده که تمام عبادت ها و عرض نیازها به درگاه خداوند، به نفع خود ماست و خداوند نیازی ندارد:

در جاى دیگر می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ »2
کسى که عمل صالحى به جا آورد ، به سود خود به جا آورده است، و کسى که کار بدى انجام دهد ، به زیان خود او است. سپس همه شما به سوى پروردگارتان باز می‌گردید.

«إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا ...»3
ما اين كتاب را براى [رهبرى] مردم به حق بر تو فروفرستاديم پس هر كس هدايت ‏شود به سود خود اوست و هر كس بيراهه رود تنها به زيان خودش گمراه مى ‏شود ...

«... وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»4
... و هر كه كفر ورزد يقينا خداوند از جهانيان بى ‏نياز است.

«وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»5
و هر كه بكوشد تنها براى خود مى ‏كوشد زيرا خدا از جهانيان سخت بى ‏نياز است.

اما اینکه فرمودید:

رهگذر تنها;928702 نوشت:
خوب همه ما می دونیم و خدا خودش هم می دونه که ما می دونیم اون بی نیاز و قویه و ما محتاجیم و ضعیف و فقیر و ...

واقعا مطمئنید که به این امر واقف هستیم و باور داریم!؟
دانستن و گفتن به زبان، با باور داشتن و اعتقاد قلبی، بسیار متفاوت است.
جسارتا به نظر بنده، ما فقط این مسئله را در زبان اظهار می کنیم و به هیچ وجه باور نداریم!

اگر باور داشتیم که این حال و اوضاعمان نبود.
اگر واقعا کسی باور داشته باشد که خداوند اولا قدرت مطلق است و هیچ امری نیست که از ید قدرت او خارج باشد؛ و ثانیا دانای مطلق و حکیم بلامنازعی ست که بهتر از هر کسی و بهتر از خودِ ما به خیر و صلاحمان آگاه است و می داند منفعت ما در چه چیزی نهفته است؛ و ثالثا مهربانترین نسبت به بندگان است و اصولا آنها را بدون هیچ استحقاقی آفریده تا به کمالشان برساند؛ آیا نسبت به حکمت و دستوراتش چون و چرا می کنیم؟!؟!

آماده کردن غذا برای فرزند، توسط مادرِ مهربان را مثال زدید.
مثالتان کاملا به جا و درست بود.
اما آیا همین مادر اگر کودکش نیاز به دکتر و جراحی های دردناک داشته باشد هم، عطوفت به خرج داده و اجازه نمی دهد که کودکش رنجِ جراحی و تزریق های دردناک و وحشتناک را تحمل کند!؟
آیا دانائی مادر به اینست که در زمان بیماری کودک، او را از چیزهائی که بیماریش را شدت می دهد، محروم کند، یا با عطوفت و دلسوزی هر چه را می خواهد و طلب می کند در اختیارش قرار داده و شاهد بدتر شدن بیماری اش باشد!؟
کودکی که در اوج گلودرد به شدت بستنی طلب می کند، مادر را بسیار ظالم می بیند که به برادرش بستنی داده و او را محروم کرده. تمام نیاز کودک در آن زمان همین بستنی ست، با تمام وجود طلب می کند و ضجه می زند، و هیچ چیز دیگری هم نمی خواهد.
اگر این مادر به خاطر ناله های کودک تسلیم شده و به او بستنی بدهد، آیا هر انسان عاقلی او را شماتت نمی کند!؟ آیا به او نمی گویند که او به سبب دید کودکانه ای که دارد، صلاح خودش را نمی داند، شما که میدانستی چرا اینکار را کردی!؟

باور بفرمایید که اکثر خواسته های ما در دنیا، به همین شکل، یا اشکال دیگری که قبلا توضیح داده شد هستند؛ وگرنه در وعده خداوند برای استجابت دعا، هیچ تخلفی وجود ندارد.


پی نوشت:
1. سوره مبارکه فاطر، 15
2. سوره مبارکه جاثیه، 15
3. سوره مبارکه زمر، 41
4. سوره مبارکه آل عمران، آیه97
5. سوره مبارکه عنکبوت، آیه 6